🦋 زخم یلدا
🖋 معصومه جعفری
یلدا حامله بود. روسری گلدار قرمز اندازه کف دستاش را گره کوچکی زیرگلو زد و دست به کمر توی اتاق کنار کرسی راه میرفت و درد میکشید.
دلش پیچ و تاب میخورد و انارهای دون شده روی میز برق میزد و ویار خوابیدهاش را قلقلک میداد.
چشمهای بادامیکشیدهاش هر از گاهی کش میآمد و بسته میشد، زیر لبهای بادکردهاش زمزمه میکرد:
_آه
دیوان حافظ روی کرسی را برداشت و باز کرد.
با خواندن صفحه، چین افتادهی گوشهی پلکهایش عمیقتر شد.
هنوز دور و برش شلوع نشده بود.
ننه بَفران شال ترمهی قهوهای را دور موهای سفیدش پیچیده بود و گندم و عدس قورقا میکرد.
برف و کولاک دیوانه وار خودش را به پنجره میکوبید.
بخاری هیزمی ترق ترق صدای گُر گرفتن چوبهای خشک را فریاد میزد.
عرق از پیشانی یلدا مثل دانههای مروارید ردیف میشد.
شب دراز پاورچین پاورچین روی سرمای آذر گزلیک* میکشید.
ننه بفران با صدای یلدا دیگ از دستاش افتاد و دستی به سرش کوبید.دامن چیندار سیاه و سفیدش روی هوا رقصید.
وارد اتاق شد. یلدا را دید که روی گلیم افتاده و چنگ میاندازد به نقشهای رنگ به رنگ بافته شده میان آن.
به سمتاش دوید و بلندش کرد و گفت:
_ الان که وقتش نبود!
هوای سرد و طوفان برفی میتاخت و زوزه میکشید. یلدا نگاه تیزی به چشمهای پف کرده زن انداخت. موهای سیاه بلندش را چنگ زد و از درد نالید.
پیراهن قرمزش با گلهای بابونهی سفیدزخمی شد.
تیلههای زمردیاش روی ورقی از دیوانِ باز شده، جا ماند.
*گزلیک: چاقوی کوچک تیز
🦋🦋🦋
گروه ادبی حرفهداستان
@herfeyedastan
🦋🦋🦋
#داستان_یلدا #داستان_مراسم
کپی جایز نیست 🙌
توجه توجه
سلام دوستان تعداد محدودی از کتاب
(( به من بگو قارتال)) در اختیار نویسنده ( خانم فرانک انصاری) است.
کتاب رمان فانتزی_ تخیلی بوده و نشر مهرک آن را چاپ کرده است. قیمت اصلی کتاب ۱۲۰ هزار تومان است. اما با تخفیف ۱۰۵ تومان به فروش میرسد.
دوستانی که تمایل دارند کتاب را با امضای نویسنده تهیه کنند،لطفا به این پیوی مراجعه نمایند. 👇👇👇
@Faran239
خلاصهنویسی فایل داستان حماسی استاد رهبری
فایل اول
خلاصهنویسی: الهام متفکریان
اختصاصی برای کانال حرفهداستان
@herfeyedastan
🌹🖋🌹🖋🌹🖋
🔰کارگاه داستان حماسی _ شیعی (فایل یک)
معناي لغوي حماسه: كلمهاي عربي كه به معناي شدّت و حدّت در كار است.
اَحمَس، حَمَس: جانسخت، مرد درشتاندام كه در دين محكم و استوار و در جنگ دلير است.
منظور از حماسه شجاعت و دلاوريست.
📜در زبان فارسي، تمام متون رزمي و پهلواني كه به نظم يا نثر نوشتهشدهاند؛ حماسه ناميده شدهاند.
💪انسانهايي كه براي حفظ يك نام يا حيثيت نيك مبارزه ميكنند و آن را بالاتر از ثروت مي دانند؛ قهرماناني هستند كه رفتار حماسي دارند. جامعه به آنها جايزه ميدهد و نامشان ميماند.
💫گوهر مركزي حماسه، رزم و كار خاص بزرگ است.
👀حماسه بايد كاركرد داشته باشد؛ نشان بده! نگو! مخاطب حماسه عام مردم هستند كه مركزيت دارند. حماسه ساده روايت ميشود، قهرمان موجب نجات مردم و حفظ جامعه ميشود.
⏳سير تاريخي حماسه در اروپا مشابه ايران است. مردم براي كساني كه زندگي خود را وقف دفاع از حيثيت خود ميكردند، ارزش ويژه قائل بودند، به آنها پهلوان ميگفتند و برايشان شعر حماسي ميسرودند.
♦️انواع حماسه:
☝مكتوب: به شكل نظم يا نثر هستند؛ مثل شاهنامه، حمزهنامه، مسلمنامه.
✌شفاهي: ساده، هنري و آميخته با موسيقياند. براي شنونده تهيه شده و دنبال جذب او هستند، نقال و راوي دارند.
✍براي داستان نويس مدرن كه داستان حماسي مينويسد، پهلواني انواعي دارد؛ عشقي، مذهبي، تاريخي و مضحك.
♦️تعدد انواع حماسه به دليل تفاوتهاي روايتهاي شفاهي است. نوازندههاي دورهگرد و نقالها حماسه را بيان ميكردند. كمكم روايتهاي متفاوت آنها مكتوب شد.
🚦رابطه حماسه و حقيقت:
براي مردم گفتارهاي حماسي نماد حقيقت بوده است؛ چون ايدهآلهاي خود را در آن پيدا ميكردند؛ براي مثال سهراب به دنبال هويت خود بود. سياوش نماد مظلوميت بود.
♦️امروزه هم شخصيت درداستان با خودش، جامعه يا طبيعت درگير است. در حماسههاي قديمي هم ميبينيم با طبيعت درگير است؛ رستم با دريا، سيمرغ، غول و ... زورآزمايي ميكند.
♦️حماسه در مرور زمان:
🪄در روايتهاي پيش از تاريخ شَمنها كه جادوگر بودند، محور شعرهاي حماسي هستند كه اين توجه به مرور از بين رفت. در حماسههايي مثل شاهنامه خيلي كم از قدرت ماوائي استفاده ميشود. در دوران معاصر هم آوردن آن پذيرفته نيست؛ مگر اينكه پهلوان بهخاطر ايمانش از خدا درخواست كمك ماورائي كند.
در دوره پيش از اسلام دخالت خدايان در كار پهلوانان ديده مي شود؛ مثل حماسههاي يوناني. اما در حماسههاي تكخدايي و ديني، خدا ناظر است و پهلوان يا از معصومين عليهم السلام است يا كساني كه از آنها دفاع ميكنند. البته پيش از اسلام، حماسه تاريخچه غني دارد.
حماسهها خالي از واقعيت نيستند؛ حتي حماسههاي ملي؛ مانند رزمافزارهايي كه توصيف ميشود مانند گرز رستم و...
حماسههاي پهلواني در جايي تبديل به حماسه ديني ميشوند.
در حماسههاي ديني هم جزئيات زياد است؛ مثل توصيفي كه از شمشير ذوالفقار ميشود.
حماسهگوييها و نقاليها بر اساس بداههگويي بودهاست. نقش زن هم در آنها متفاوت است.
حماسهها تاريخ نيستند؛ اما مردم آن را تاريخ ميدانند. ممكن است شخصيتهاي تاريخي سرنوشتي مانند شخصيتهاي حماسي پيدا كنند و برعكس. نظير آن را در رزمندگان دفاع مقدس ميبينيم.
براي بررسي حماسه بايد مقتضيات زمان را درنظر گرفت. اينكه پهلوان در زمان و مكان خودش نيست به اين دليل است كه هدف اصلي دادن پند اخلاقي و برانگيختن حس حفظ ميهن بوده است. مثلا مازندراني كه در شاهنامه نام برده شده با مازندران كنوني ارتباطي ندارد.
✍ براي نوشتن داستان حماسي بايد سرنوشت شخصيت حماسي را بگيريم؛ زمان، مكان
و موقعيت را تغيير دهيم و آن را امروزي كنيم.
🇮🇷 ايران فرهنگي و مفهوم ايران كه شامل افغانستان، تاجيكستان، عراق و قسمتي از پاكستان ميشود؛ سرمايه بزرگ فرهنگي ماست.
🌹🖋🌹🖋🌹🖋
گروه ادبی حرفهداستان
@herfeyedastan
🌹🖋🌹🖋🌹🖋
#کارگاه_داستان #داستان_حماسی
#داستانک
نمونه داستان حماسی
اثر زهره باغستانی میبدی
🪐🪐🪐🪐
گروه ادبی حرفهداستان
@herfeyedastan
🪐🪐🪐🪐
🦋 سفره ی کوچک من
🖋 زهرا غفاری
خدا رحمت کند خانم بزرگ را. تا روی پا بود ، در این سه چهار سال، به عشق واجبار دخترها خودش همه چیز را آماده می کرد. بی حوصله سفره ی آن شب را می چید.
او هم دیگر،بیشتر از دوسال دوام نیاورد و نتوانست دوری از پسرش را تحمل کند.آخرین تصویرم از محمد همان لحظه ای بود که داشت از در بیرون می رفت تا هندوانه برای شب یلدا بخرد.توی در حال ایستاده بودم .امواج سرمایی که از برف های انبوه بلند می شد، توی اتاق پخش بود.گفتم : محمد اول داروهاتو بگیر که خیلی واجبه
محمد کلاه بافتنی را تا پایین گوش هایش پایین کشید وگفت :《باشه …باشه》
نگران بودم . یک هفته بود که دارو های اعصابش را نخورده بود .امکان داشت، فراموشی حاصل از موج انفجار دوباره سراغش بیاید.
شب یلدا تنها بودم .دختر ها دانشگاه تهران درس می خواندند.
دست و دلم به چیدن سفره نمی رفت.سه سال بود که یلدایم بدون محمد می گذشت. توی این سه سال هندوانه نخریده بودم.
دختر ها زنگ زدند: 《مامان سفره بچین وبرامون عکس بفرس》
پا شدم. دخترها نگرانم بودند.
سفره ی ترمه انداختم. به یخچال سرزدم . دوسه تا خرمالو ویک دانه انار داشتم. یک کاسه تخمه ی آفتابگردان کنار ظرف میوه توی سفره گذاشتم. چایی هم دم کردم و نشستم کنار سفره. گوشی ام را آوردم تا برای دلخوشی دخترها عکس بگیرم. صدای زنگ در آمد. ژاکتم را پوشیدم. شالم را انداختم ورفتم دم در:《 کیه؟》
_ 《منم محبوب در روباز کن》
محبوب ؟ خدایا ! صدا آشنا بود.
ناباورانه در را باز کردم. وای… محمد بود با یک مرد دیگر.می خورد اداری باشد.
_《 سلام خانم ،از آسایشگاه اعصاب وروان مزاحم شدم.》
مات به آن ها چشم دوخته بودم.
_ بیشتر مواظبشون باشین ،حافظه شون تازه برگشته
کیسه ای دارو به دستم داد ورفت.
محمد یخ کرده بود. زبان باز کرد: 《محبوبه من نفهمیدم کجا می رم.》
به اتاق آمدیم. کنار سفره نشستیم . نگاه ازش بر نمی داشتم . ذوق زده بودم :
《 چی شد محمد؟ من که مُردم》
__《 محبوب، راه رو گم کردم. نفهمیدم کجام》
اشک مهمان چشمم شد:《 خب؟》
《 حمله عصبی و بعدشم فراموشی و آسایشگاه روانی》
_《فهمیدن جانبازی؟》
_《 آره دیگه، سه سال فراموشی ، محبوب خیلی سخته》
قلبم به درد آمد. محمدم این چند سال چقدر سختی کشیده بود؟
به سرعت، چادر به سر کردم و آمدم میوه فروشی سر کوچه
آقا یحیا هنوز فریاد می زد : هندونه ی شب یلدا ببر
بدو که حراجش کردم…
🦋🦋🦋
گروه ادبی حرفهداستان
@herfeyedastan
🦋🦋🦋
#داستان_یلدا #داستان_مراسم
دکتر اسماعیل امینی: نگاه اساطیری به گذشته و ستایش مطلق آنچه قبلاً انجام شده، موجب میشود که همان راه گذشته را دوباره پیش برویم.
۱۸/ آذر/ ۱۴۰۲
@herfeyedastan
خلاصه نویسی نشست مجازی انتخاب نام برای داستان. (الهه هدایتی)
خلاصهنویسی : زینب قاسمی
@herfeyedastan
🌹🖋🌹🖋🌹🖋
🔹اولین برخورد خواننده با داستان، با نام است.
اسم داستان جزئی از داستان است.
در یک بررسی شخصی 1200 نام داستان و رمان را بررسی کردم و اسامی داستان ها را در چند دسته طبقه بندی کردم:
یک کلمه ای / دو کلمه ای یا بیشتر / عبارت یا جمله و ...
اسامی تک کلمه ای داستان ها:
1.مثل اسامی شخصیتها که از باب ترین نوع اسم گذاری ست: مثل دن کیشوت. باباگوریو . داش اکل . آناکارنینیا. ربه کا و ..
2.اسم تک کلمه ای که مفهوم یا موضوعی را می خواهد به ما بگوید: مثلا بیگانه/ مسخ / بازی / محاکمه / فرار / سالمرگی . این روش کلاسیک است و داستان مدرن کمتر از این نام ها استفاده میشود و جذابیت کمتری دارد.
3.یک مکان تک کلمه ای: قصر . شیراز . رشت . رمان خانه . (باید جایی خاص باشد. )
4.یک شی یا اعضای بدن : دشنه . چاقو . چشمهایش . پیراهن سفید
5.اسمی از حیوان یا جنس حیوان است: سگ / مرغ عشق
6.تک کلمه ای هایی به صورت جمع آمده: همسایه ها / برلینی ها / اجاره نشین ها
نام داستانی هایی که دو کلمه یا بیشتر است:
1.با واو ربط بهم متصل میشه: خشم و هیاهو / غرور و تعصب / پیرمرد و دریا /
2.بصورت موصوف و صفت و مضاف و مضاف الیه : فرار شبانه / شکار شبانه / طلب آمرزش/ بند محکومین/ در جستجوی زمان از دست رفته / تعلیق و جذابیت در دو کلمه ای ها بیشتر است. چون اسامی خاص تر شده است.
نام داستان های جمله ای:
کتاب برو ولگردی کن.
امروزه مخاطبان بیشتر جذب عبارت نو می شوند. اینکه ترکیب خاصی باشد. و تا کنون اسم هیچ داستانی نباشد. آوای خاصی داشته باشد. مثل راهنمای مردن با گیاهان دارویی. اسم میتونه هم در داستان نیاید و هم میتواند مثل موتیفی باشد که مدام تکرار شود.
نتیجه گیری ویژگی های اسم داستان: تعلیق ایجاد کند. پایان یا کل داستان را لو ندهد. عبارت هایی نو باشد.
🖋🌹🖋🌹🖋🌹
گروه ادبی حرفهیداستان
@herfeyedastan
🖋🌹🖋🌹🖋🌹
#کارگاه_داستان #انتخاب_اسم