eitaa logo
|هیرمان|
171 دنبال‌کننده
195 عکس
5 ویدیو
0 فایل
هفدهِ مردادماه، چهارصد و سه. 'می‌نویسم زخم و آن را با زخمی دورتر می‌بندم چرا که دیده‌ام وقتی آسمان را شکنجه می‌کنند آبی‌تر می‌شود وقتی دریا را شکنجه می‌کنند عمیق‌تر' اگر کاری باری بود: https://daigo.ir/secret/1380293511 https://abzarek.ir/service-p/msg
مشاهده در ایتا
دانلود
|هیرمان|
•تجربه• واژه‌ای است که بارِ سنگینی دارد و از زمین افتادن و بلند شدن‌های متعددِ انسان و مواجه شدن با
راز• یعنی قفلِ قلب. رازمو بهت گفتم یعنی کلید قفل قلبم رو بهت دادم و توی این گنجینه چیزی هست که من تو رو محرم دونستم و بهت نشونش دادم. ازش محافظت کن!
-
"هاردی: فردا دم آفتاب اعداممون می‌کنن. لورل: کاش فردا هوا ابری باشه." کاش زورمون می‌رسید تا کل ابرها رو جمع می‌کردیم براتون. کاش زورمون می‌رسید..
هدایت شده از الفِ آزادی.
من با دین، باور، یا معنا دشمنی ندارم. مسئله‌ام جاییه که این‌ها تبدیل می‌شن به ابزار. جایی که هر سوالی می‌شه تهدید، هر تردیدی می‌شه جرم. من باور دارم اگر چیزی حقیقت داشته باشه، از سوال نمی‌ترسه. از فکر کردن نمی‌ترسه. از انسانِ زنده و پرسشگر نمی‌ترسه.
حس می‌کنم جای این سوگ تا ابد قراره تیر بکشه.
خشمگینم. به اندازه‌ی هر درد با هر شکنجه. به اندازه‌ی هر طنابِ دار به بهونه‌ی اجرای حکم محاربه. و به اندازه‌ی اعتراضی که با گلوله خفه شد. عجیب خشمگینم.
فراموش نمی‌کنیم. آدم‌های این زمان هم فراموش کنن، این خاک یادش نمی‌ره چه خون‌هایی رو روش روا کردن. حافظه‌ی این خاک از من و خیلیای دیگه بیش‌تره..
اگر تعصب‌هاتون روزی تموم شد، برای این‌ها هم گریه کنید.