زیارت
توی لغت نامه نوشته زیارت از ریشه «زَور» به معنای میل و عدول است. یعنی قصد کردن و تمایل داشتن به چیزی و از غیر آن دوری کردن!
معمولا ما با این بخش اول که دیدار کردن با قصد و توجه است بخوبی آشناییم و تمام تلاشمان را هم میکنیم که در زیارت به همه آداب و جزئیات ادعیه دقت کنیم و اصطلاحا چیزی را از قلم نیاندازیم. دعای بالای سر را بالای سر و اعمال پایین پا را در مکان خودش بخوانیم اما به نظرم آن بخش دوم معنای زیارت که البته در همین بخش اول هم مستتر است یعنی «عدول از ماسوای مزور» نکته بسیار مهمتری است.
یعنی به غیر او را ندیدن و توجه نکردن.
در زیارت اربعین غیر از اباعبدالله را ندیدن یعنی همه چیز را در امتداد او دیدن یعنی پرت نشدن حواس به خوراکیها و رنگ و لعابها. یعنی دل نبستن به غیر امام حتی برای رسیدن به امام.
زائر یعنی عاشق. یعنی کسی که به جز خواسته معشوقش چیزی نخواهد و همه دارایی اش را برای بدست آوردن محبت او بدهد. عشقی که آن را هم باید خود اباعبدالله در دلهایمان بکارد.
نائب الزیاره همه دوستان در کربلای معلی هستم.
#اگربامننبودشهیچمیلی
#چراظرفمرابشکستهلیلی
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
میگن هرچیزی توی راه معشوق آسون میشه...
#اربعین
#شهیدنصرالله
جبران نمیشوی حتی به گریه های عمیق ...
هُرم
. يا على! انت الصّراط المستقيم
_ النداء الأخير الی مسافرة ...
نشسته ام وسط سالن ترانزیت فرودگاه نجف. بلندگوی سالن یکی یکی پروازهای خروجی را اعلام میکند. پرواز ما ۲ ساعت تاخیر دارد. دارم حساب میکنم نماز ظهر و عصر را اینجا میخوانیم یا باید برویم تهران؟
احساس میکنم همش یه چیزی را جا گذاشتهام! نمیدانم چیست؟
همان بعد نماز صبح تمام کولهام را ریختم روی زمین و توی تاریکی اتاق یکبار از اول همه را مرتب چیدم توی ساک! لباسهای شسته شده را جدا و لباسهای عرقدار را توی یک مشمای مشکی! موبایل و شارژر و پاوربانک را در کیف کمری و دینار و دلارهای اضافی و پاسپورت و کارت بانکی را هم در کیف گردنی!
یکبار هم سریع با لیستی که روی کاغذ نوشته بودم چک کردم که مطمئن شوم چیزی را جانگذاشته ام.
از همان دیشب بین بچهها بحث بود که شب بیاییم نجف و بعد از نماز صبح از شارع الرسول ماشین بگیریم برویم فرودگاه یا شب همینجا توی کربلا بمانیم و صبح مستقیم برویم فرودگاه نجف؟!
من دوست داشتم برویم نجف زیارت، شب را هم توی خنکای صحن حضرت زهرا بخوابیم و بعد از نماز صبح بزنیم توی خیابان الرسول و سوغاتی دهین الیاسری و...
اگر هم میماندیم میتوانستیم یک ساعتی برویم بین الحرمین، بعد بروم زیر قبه و ضریح اباعبدالله را یک دل سیر تماشا کنم آخر توی این چند روز آنقدر کربلا شلوغ بود که به سلام و زیارت از راه دور عادت کرده بودم.
آخرش ماندیم کربلا و حسرت یک زیارت مولا توی دلم ماند.
_ مسافرین پرواز شماره ۳۰۰۶ هواپیمایی زاگرس به مقصد تهران هر چه سریعتر به خروجی شماره ۳ مراجعه فرمایند!
یادم آمد چی جا گذاشتم. گوشی ام را باز میکنم و تصویری از حرم امیرالمومنین را پیدا میکنم و دست به سینه میگذارم و میگویم:«آقاجان، من شما را دوست دارم. این محبت اینجا پیش شما امانت باشد، انشاالله شب اول قبر بهم برگردانید.»
يا على! انت الصّراط المستقيم...
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا تمام حرف شب و روز زائـر است
یادش بخیر، هفته پیش این موقع کربلا ...🥺
هدایت شده از قرارگاه ابدی🍃
قالیچه سوخته چقدر بها دارد؟
مردی ﺑﺪﻫﮑﺎﺭ ﺷده بود، يك ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ توی خونه ﺩﺍﺷﺖ،
ﮔﻮﺷﻪ ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
مجبور بود، همون رو برداشت برد بازار برای فروش.
ﻫﺮ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﯼ كه میرﻓﺖ، میگفتن: ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ ﺍﮔﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮد ۵۰۰ تومن ﻣﯽﺍﺭﺯﯾﺪ،
ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻣﺎ ١٠٠ ﯾﺎ ۱۵۰ تومن ﺑﯿﺸﺘﺮ نمیخریم.
ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺑﻮﺩ و به ﺍﻣﯿﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺨﺮﻥ ﺍﺯ اﯾﻦ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﻐﺎﺯﻩ میرفت.
داخل ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩﻫﺎ، حاج جواد فرشچی از منصفهای بازار و از ارادتمندان اهل بیت(علیهم السلام) پرﺳﯿﺪ:
قالی خوبیه، چرا ﻗﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺑﯽ ﺭﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻧﮑﺮﺩﯾﺪ؟
ﮔﻔﺖ: ﻣﻨﺰﻟﻤﻮﻥ ﺭﻭﺿﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ،
ﻣﻨﻘﻞ ﭼﺎﯾﯽ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ، ﺫﻏﺎلها ﺭﯾﺨﺖ و ﻗﺎﻟﯽ ﺳﻮﺧﺖ.
حاج جواد یک تکونی به خودش داد: گفتی ﺗﻮ ﺭﻭﺿﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ؟
گفت: بله.
گفت: ﺍﯾﻦ ﺍﮔﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮد ۵۰۰ تومن ﻣﯽﺍﺭﺯﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺑﺮﺍی اﺭﺑﺎﺏ ﻣﻦ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻣﻦ یه ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺍﺯﺕ میخرﻡ.
قالیچه رو خرید و روی میزش پهن کرد و تا آخر عمرش روی قسمت سوخته قالیچه که به اندازه کف دست بود، گل محمدی پرپر میکرد و دوستان صمیمی و همکارانش همه به نیت تبرک یک پر از گل را برداشته تو چاییشون میریختند.
اوﻥ ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ تو روضه سوخته ﺑﻮﺩ، قیمت گرفت.
🏴کاش دل ما هم تو روضهها بسوزه.
اون وقت بگیم: یا امام حسین(علیه السلام) دل سوخته رو چند میخری؟!
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین
هدایت شده از از من و کتابها🇮🇷🇵🇸
مثلا اینجا ایستاده باشم، هی رو به گنبد سبز بهشتی شما سلام بدهم، هی رو به بقیع دست بر سینه بگذارم.
السلام علیک یا رسول الله
السلام علیک یا سبط نبیالله
#۲۸صفر
هدایت شده از رهِ آسمان ☁️
هدایت شده از از من و کتابها🇮🇷🇵🇸
گفتی سه جاست
وعدهى ما؛ من که تا کنون
صد جا شمردهام
که به دادم رسیدهای..!
#یاامامرضا علیهالسلام
هدایت شده از مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
آذریجهرمی دولت را در جهتی که من و شما منتقد دولت هستیم، نقد نمیکند. او از بیتصمیمی دیگری ناراحت است.
آیا به عمق این حرف او واقف هستید: "خواستن همهچیز باهم نمیشود!"؟؟ (تصویر توئیت)
شاید من بدبین باشم ولی این حرف از نظر من یعنی:
نمیشود پزشکیان درصدد دوری از جنگ باشد، ولی نخواهد غنیسازی را به صفر برساند! نمیشود توسعهی مدنظر آن ۱۸۰ کارنشناس را بخواهد ولی از تغییر پارادایم فرار کند و بگوید من اعتقاد به ولایتفقیه دارم!
پس درحال فشار به پزشکیان هستند که زودتر تصمیم خود را بگیرد! در این شرایط شاید بهتر است که علیرغم واکنش جدی به پروژه "تغییر پارادایم"، پزشکیان به "عدم کفایت سیاسی" تهدید نشود.
#سید_میثم
#تغییر_پارادایم
@Masihane
هُرم
آذریجهرمی دولت را در جهتی که من و شما منتقد دولت هستیم، نقد نمیکند. او از بیتصمیمی دیگری ناراحت ا
.
قدیمیها معتقد بودند شب آخر صفر شب مزد است و مزد را هم باید از صاحب مجلس گرفت. شعری زیر لب زمزمه میکردند با این بیان «تا جان به بدن داریم ما پیرو این راهیم / ما مزد عزاداری از فاطمه (س) میخواهیم»
اما حقیقتش این است که باید گفت: «ما عذر عزاداری از فاطمه میخواهیم...
خانم جان! شرمندهایم که نتونستیم حق روضه هاتونو ادا كنیم»
انشاالله این آتشی که از محبت حسین در دلهایمان روشن شده تا ابد چراغ راهمان باشد و همنشینمان در تاریکیهای قبر و قیامت.
خدا انشاالله هیچگاه توفیق نوکری اهلبیت را از ما نگیرد و به زودی دلهایمان را با زیارت روی حضرت صاحب الزمان شاد گرداند...
التماس دعا 🙏