eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
44.9هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
348 ویدیو
28 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
به امید در حسین جان... تا کی به تو از دور سَـــلامی برسانم جانْ بی‌تو به‌لَب آمده، ای پاره‌ی جانم @hosenih @dobeity_robaey
👌 اثر هنرمند توانمند و ولایی ✔️تابلوی رنگ روغن با عنوان «روح الرضا علیه‌السلام» 🔍 موضوعِ اثر: وداع امام رضا (ع) با فرزندشان امام جواد (ع) در مدینه ✅  @hosenih
IMG_20230601_215529_847.JPG
12.3M
📎 نسخه با کیفیت و قابل چاپ نقاشی  《روح الرضا علیه‌السلام》 ✅  @hosenih
بر نفس خود دچارم، یابن الحسن اغثنی عبدی خرابکارم، یابن الحسن اغثنی در غفلت از قیامت، با شعله‌ی جهالت آتش گرفته بارم، یابن الحسن اغثنی تاریک و روسیاهم، افتاده قعر چاهم ای شمس روزگارم یابن الحسن اغثنی از شرم ناگزیرم، از شرم سر به زیرم از شرم بی قرارم، یابن الحسن اغثنی جز رحمت نگاهت، جز گرمی پناهت آرامشی ندارم، یابن الحسن اغثنی ای ذوالکرم می‌آیی؟ بالاسرم می‌آیی... هنگام احتضارم؟ یابن الحسن اغثنی هستم فقیر خوانت، بر لطف بی کرانت خیلی امیدوارم، یابن الحسن اغثنی ** مانند والدینم، گریه کن حسینم این است اعتبارم، یابن الحسن اغثنی عقده‌گشایی‌ام کن، کرب‌و‌بلایی‌ام کن دلتنگ آن دیارم، یابن الحسن اغثنی ✍ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
سحر نوید دهد، صبحِ نور نزدیک است زمان غم به سر آمد، سرور نزدیک است شفق زده‌ست ز مشرق، فروغ صبح امید دهید مژده که روز ظهور نزدیک است گذشته موسِیِ عمران از آن سوی دریا بگو به لشکر فرعون، گور نزدیک است حجاب‌ها ز میان رَخت بسته‌اند همه الا که لحظه‌ی فیض حضور نزدیک است رسد ز سینه‌ی سَینا ندا به اوج فلک که پای موسِیِ عمران به طور نزدیک است چگونه از حرم یار دور افتادید!؟ برای اهل دل، این راه دور نزدیک است طلایه‌دار عدالت ز راه می‌آید زوال سلطنت ظلم و زور نزدیک است ظهور یوسف زهرا قیامت کبراست یقین کنید که روز نشور نزدیک است ✍استاد © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
از تو دور افتاده‌ایم و با فراقت راحتیم باز اما ادعا داریم فکر حضرتیم فکر بیداری مایی، ما ولی خوابیم خواب... عفو کن‌ آقا اگر این‌قدر اهل غفلتیم تو به‌ گمنامان نگاه بیشتر داری ولی... ما ز چشم افتاده‌ها از عاشقانِ شهرتیم پشتِ ابر معصیت ماندیم و نابینا شدیم "حاضر کامل" شما هستی و ما در "غیبتیم" با تمام‌ این بدی‌ها نام‌ مارا خط مزن با تمام این بدی‌ها باز هم در خدمتیم جز‌حسین‌ و روضه‌اش راهِ نجاتی نیست، نیست ما برای آشتی با تو دخیل هیئتیم ✍ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
از پنجره گذشت، فقط یک نسیم بود طراح خوب حادثه‌هایی عظیم بود دریا میان سینهٔ او جزر و مد نداشت آرامشی که در حرکاتش مقیم بود او ساده بود، خانهٔ او خانه‌ای گِلی... و فرش تخت سلطنتش یک گلیم بود پرواز ذکر از دو لبش طرح دیگری‌ست معمار پَر کشیدن هر «یا کریم» بود دستش پر از نوازش دستان یک پدر در دست کودکانهٔ طفل یتیم بود ماه از نگاه روشن او نور می‌گرفت خورشید طرح سادهٔ او از قدیم بود ✍ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
خوشا که خط عبور تو را ادامه دهیم شعاع چشم تو را تا خدا ادامه دهیم دوباره خواب شب شوم را بیاشوبیم به رغم خوف و خطر جاده را ادامه دهیم بیا به سنّت پیشینیان کمر بندیم که یا ز پای در آییم، یا ادامه دهیم شکست کشتی دریادلان اگر در موج از آن کرانه که ماندند، ما ادامه دهیم اگر ز مرز زمین و زمان فرا رفتی تو را در آن سوی جغرافیا ادامه دهیم اگرچه عکس تو در قاب تُنگ دیده شکست تو را به وسعت آئینه‌ها ادامه دهیم تو آن قصیده‌ی شیوای ناتمامی، کاش به شیوه‌ای که بشاید، تو را ادامه دهیم... ✍ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
کجاست آن‌که نشان نجابت قم بود‏ ‌‏کجاست آن‌که دلش جانماز مردم بود‏ ‌‏ضریح چشم عقیقش صفای رؤیا داشت‏ ‌‏درست مثل غروب گرفتۀ قم بود‏ ‌‏خروش بود؛ خروشی پر از تغزل بود‏ ‌‏سکوت بود؛ سکوتی پر از تلاطم بود‏ ‌‏فرشته‌های خدا شرمگین او بودند‏ ‌‏و او میان همین پا برهنه‌ها گم بود‏ ‌‏به چشم آینه رنگین کمان عاطفه بود‏ ‌‏به قلب صاعقه‌ها دشنۀ تهاجم بود‏ ‌‌‌‏اگرچه باغ نگاهش تب شقایق داشت‏ ‌‏دلش به خرّمی خوشه‌های گندم بود ‏ ‌‏در التهاب نفس‌گیر، در کویر سکوت‏ ‌‏به گوش خسته‌دلان جاریِ ترنم بود‏ ‌‏میان سفرۀ درویشی تواضع او ‏ ‌‏همیشه نانِ صفا پونۀ تبسم بود‏ ‌‏فدای معرفت فصل‌ها که ملتهبند‏ ‌‏ز هرم سوگ بهاری که فصل پنجم بود‏ ‌‏عرق نشسته به پیشانی غزل از شرم‏ ‌‏دگر مپرس که این شرم شعر چندم بود...‏ ✍ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دل از دمِ عارفانه‌اش می‌لرزید جان از نَفَس ترانه‌اش می‌لرزید آن پیر که چون کوه مقاوم می‌بود با یاد حسین شانه‌اش می‌لرزید ✍استاد @dobeity_robaey
آن شب به دوش خلق غمی جا گرفته بود آئینه را غبـــار تماشا گرفتــه بــــود تنها نه چشم خسته‌ی هفت آسمان گریست باور کنید سینه‌ی صحرا گرفته بود غم می‌چکید از دل خرداد شصت و هشت از بس که داغ دامن او را گرفته بود از خاطرم نمی‌برم آن روز شوم را روزی که رنگ ظلمت یلدا گرفته بود در سینه‌های خسته‌ی مردان روزگار احساس تلخ بی‌پدری جا گرفته بود در لیلة‌الفراق خمینــــی چه با صفا چشمان گُــر گرفته‌ام احیا گرفته بود با گوش جان خویش شنیدم که بی‌ریا هر ذره‌ای نـــوای دریغــا گرفته بود تابوت مثل یک صدف آغوش باز کرد دردانه‌ای بهـــانه‌ی دریــا گرفته بود از نسل پر طراوت سبزینه‌ها گلی جا در جوار حضرت زهـــرا گرفته بود بی نفخ صور خاک عطشناک شهر ما شوری شبیهِ محشر کبــریٰ گرفته بود ✍ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
؛ در جسم وطن، روحِ خدا مانده هنوز عطر نفس فرشته‌ها مانده هنوز یک چهره‌ی مهربان و پر نور، از او در خاطره‌های ما به‌جا مانده هنوز ایثار شهیدان حرم ثابت کرد آیین امامِ شهدا مانده هنوز چون بت‌شکنی بود که با سیلی او بر صورت دشمنان صدا مانده هنوز آری همگی عبرت تاریخ شدند جمهوری اسلامی ما مانده هنوز هر چند امام عارفان دیگر نیست یک رهبر درد آشنا مانده هنوز سید علیِ حسینیِ خامنه ای این آینه ی عشق نما مانده هنوز ✍ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e