#حضرت_زهرا_س_بستر_شهادت
#زبان_حال_امیرالمومنین_ع
درد داری! دست بر بازو بگیر؛ اما بمان
پیش چشمم دست بر پهلو بگیر؛ اما بمان
من که میدانم برایت راه رفتن مشکل است
باشد اصلاً دست بر زانو بگیر؛ اما بمان
گرچه سختی میکشی در خانه، باشد کار کن
فضه را بنشان و خود جارو بگیر؛ اما بمان
غربت من گرچه سنگین است روی شانهات
با غم تنهایی من خو بگیر؛ اما بمان
چهره میپوشانی از من، گرچه دلخونم ولی
جان حیدر! هر شب از من رو بگیر؛ اما بمان
✍ #محسن_ناصحی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
اشعار آیینی حسینیه
#کتاب_روضه_روشمند_ویژه_فاطمیه 🛑 واعظین و مادحین گرامی🛑 همانند سالهای گذشته، به مدد الهی و با تلا
❌نکته مهم: شما با مطالعه کامل کتاب روضههای آسمانی ۶، به بیش از ٢٠ منبع مهم در مصائب حضرت زهرا (س) اِشراف پیدا خواهید کرد.
مؤلفین کتاب حاضر، مصائب مهم و قابل ارائه در جلسات روضه را، با ذکر سند، اِعراب و ترجمه صحیح گردآوری کردهاند.❌
🔴 برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت متن کامل جلسات(فایل pdf)، به آیدی زیر مراجعه نمایید.
👇👇
🔵 @addmin_roze
#حضرت_زهرا_س_بستر_شهادت
#حضرت_زهرا_س_شب_شهادت
#زبان_حال_امیرالمومنین_ع
اگرچه شمع وجود تو گرم سوختن است
بخند، خندهی تو التیام دردِ من است
منم، عمیقترین زخمِ پایدار؛ علی
منم، غریبترین مردِ روزگار؛ علی
پُر است غربت من از همین تَجَلّیها
چِقَدر بیمَحَلی دیدم از مَحَلّیها
به رغمِ بی رَمَقی، عزمِ همکلامی کن
تو لااقل به منِ مرتضی سلامی کن
دلیل شادی من! همنشین غم شدهای
شبیه پیرزنِ سالخورده خم شدهای
مرا به ماتم دستاسها دچار نکن
خودم برای تو نان میپَزَم، تو کار نکن
تنورِ گرم، برای پرت خطر دارد
برای "سوخته" هر شعلهای ضرر دارد
شکوهِ کاخِ امیدش خراب شد حیدر
تو آب رفتهای، از شرم آب شد حیدر
غروب آمد و خورشیدوار دور شدی
رشید بودی و یک دفعه جمع و جور شدی
بیا به خواهش من گوش کن، بلند نشو
به التماس حسن گوش کن، بلند نشو
هنوز چشم حسن مثل ابر میبارد
هنوز تکّهی آن گوشواره را دارد
میان کوچه، همین اوج ماجرایش بود:
تمام صورت تو نصفِ دستهایش بود
چه ضربهای به تو زد آن حرامزادهی پست
سه ماه رد شده امّا هنوز رَدَّش هست
سه ماه میشود این صحن، بی رواق شده
سه ماه میشود این خانه، بی چـراغ شده
ببخش فاطمه جان! پشت در تک افتادی
تمام هستی خود را برای من دادی
یکی نگفت به دیوار: بیپناهی تو
یکی نگفت به مسمار: پابهماهی تو
شکست آینهات، سنگ شد مصممتر
اشاره کرد به قنفذ، مغیره! محکمتر
حریمِ سبز تو را باغ یاس خواهم کرد
برای ماندن تو التماس خواهم کرد
قسم به خشکی هر لحظهی زبانِ حسین
نمیشود که بمانی، تو را به جان حسین!
تو را به جان حسینی که بعد چندین سال
کشان، کشان بدنش میرسد تهِ گودال
زمان غارت او، احترام میمیرد
یکی لباس تنش را به زور میگیرد
خدا کند که نبینی سنان چه خواهد کرد...
غروب روز دهم، ساربان چه خواهد کرد...
✍ #بردیا_محمدی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
مادرم سرچشمهی وحی است، کوثر شاهد است
باء بسمالله، تا آن سینِ آخر شاهد است
مادرم سوغاتی عرش است در تندیسِ سیب
لَیلَةُالمِعراج میداند؛ پیمبر شاهد است
هر زمان مسجد به پای گریههایش مینشست
شانهی محراب میلرزید منبر شاهد است
لشکرِ کذّاب، از صدّیقه شاهد خواستند
با وجودِ اینکه میفرمود: حیدر شاهد است
مقتلِ مکتوبِ آتش در گلستان قاب شد
ضربهی مسمار بر دیوار را در شاهد است
او که جای ذوالفقارش ریسمان در دست داشت
یکّهتاز مرکبِ رزم است، خیبر شاهد است
✍ #رضا_قاسمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_زهرا_س_بستر_شهادت
#حضرت_زهرا_س_شب_شهادت
#حضرت_زهرا_س_روز_شهادت
#زبان_حال_امیرالمومنین_ع
#محاوره
داری میری نمیبینی
غمت سنگینه رو شونهم
صبوری میکنم اما
مث یه کوهه ویرونهم
همیشه تکیهگام بودی
نگفتی درد پهلوتو
برام دردآوره وقتی
میگیری پیش من روتو
بهار خندههای تو
واسه من دلبری کرده
کدوم پاییز، با سیلی
تو رو نیلوفری کرده؟!
روزی که پا شدی از جا
غمای خونه رو بردی
موهای دخترا رو از
پریشونی درآوردی
لب حیدر که بعد از تو
دیگه هرگز نمیخنده
میونه نخلای اندوه
واسه اشکاش چا کنده
✍ #فرزانه_قربانی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_زهرا_س_بستر_شهادت
#زبان_حال_امیرالمومنین_ع
عالمى سوخته از آتش آهِ من و توست
اين درِ سوخته تا حشر، گواهِ من و توست
غربتم را همه ديدند و تماشا کردند
بیپناهی فقط انگار پناهِ من و توست
کوچه آنروز پر از ديدهی نامحرم بود
همهی روضه نهان بين نگاهِ من و توست
صورت نیلی تو، از نفس انداخت مرا
گرچه زهرای من! اين اول راهِ من و توست
آه از اين شعله که خاموش نگردد ديگر
آه از آن روز که بر نی، سرِ ماهِ من و توست
✍ #یوسف_رحیمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_زهرا_س_بستر_شهادت
#حضرت_زهرا_س_روز_شهادت
#زبان_حال_امیرالمومنین_ع
دادِ علی تا خالق منان بلند است
از خانهی من بوی الرحمن بلند است
صد طعنه از این و، از آن مانده به گوشم
باید برای همسرم مشکی بپوشم
بر پات میافتم گلم، دورت بگردم
یک روز دیگر هم بمانی، سود کردم
صبح علی از طعنههای خَلق، شام است
همسایه میگوید که کار تو تمام است
تو خوب شو! تو خوب شو! ریحانه سادات
هجرت کنیم از این مدینه سمت شامات
زینب به من میگفت پایان محن نیست
دادی کفنها را ولیکن یک کفن نیست
بین وصیت تا که حرف خواب آمد...
گفتی حسین و حرف ظرف آب آمد...
پایان این قصه دراینجا نیست زهرا
روز دهم هنگام قربانیست زهرا
آنروز که سر نیزهی کوفه بلند است
جسم حسینم هرطرف بر نیزه بند است
از گوشهی گودال بوی خون میآید
هرکس که رفته، دستِ پُر بیرون میآید
قاتل میآید که ببرّد آن گلو را
یک دست، خنجر دارد و یک دست، مو را...
✍ #سیدپوریا_هاشمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی(حسینیه)
#حضرت_زهرا_س_شهادت
جان علی بادا سلامت! جان من هیچ
هرکار کردم من به عشق یار کردم...
✍ #سیدپوریا_هاشمی
↳ @dobeity_robaey
#حضرت_زهرا_س_روز_شهادت
#حضرت_زهرا_س_بستر_شهادت
این روزها از داغِ دختر گریه میکرد
قطعاً خدیجه با پیمبر گریه میکرد
در عالَم برزخ بهپا شد بزمِ روضه
از داغِ زهرا، عالَمِ ذر گریه میکرد
من مطمئنم که خدا لحظه به لحظه
در خلقتِ زهرایِ أطهر گریه میکرد
با دردهای فاطمه چشمِ علی هم
این روزها تا روزِ محشر گریه میکرد
دور از نگاهِ اهلِ خانه، نیمهی شب
آهسته و پیوسته حیدر گریه میکرد
شد قلبِ سنگش آب، با هر آهِ زهرا
دستاس شد دلتنگ و مضطر گریه میکرد
لعنت به خود میگفت و با افسوسِ بسیار
مسمار، رویِ شانهی "در" گریه میکرد
شد حالِ مادر چونکه از دیروز بدتر،
امشب حسن با حالِ بدتر گریه میکرد
یادِ نوازشهایِ سابق... قبلِ خوابش،
زینب برای دستِ مادر گریه میکرد،
دستی که لرزان دوخت پیراهن به سختی
چشمی که از فردایِ معجر گریه میکرد
بوسید حلقومِ حسینش را پریشان
با تشنگی در کنجِ بستر گریه میکرد!
✍ #مرضیه_عاطفی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_زهرا_س_شب_شهادت
#زبان_حال_امیرالمومنین_ع
امشب که ناله از لبت اُفتاده رو مَگیر
بعد از سه ماه که تبت اُفتاده رو مَگیر
دیدار تو اگرچه غم انگیز میشود
بعد از سه ماه قسمتِ من نیز میشود
دردِ عیال دارم و پیرم نمودهاند
سی و سه سال دارم و پیرم نمودهاند
این آشیانه داغِ پرستو ندیده بود
من را مدینه دست به زانو ندیده بود
گفتم که کار کم بکن اینجا عزیزِ من
ممنونِ نان تازهام اما عزیزِ من
نان را بدونِ قوَت بازو نمیپزند
نان را که با جراحت پهلو نمیپزند
این خانه مدتیست که جارو ندیده بود
من را مدینه دست به زانو ندیده بود
اصرار میکنیم که نانی -کمی- بخور
ای پلکِ نیمهباز! تکانی -کمی-بخور
رد تو از تنور به بستر هنوز هست
زینب دوید گفت که مادر هنوز هست
او دختر است حسرتِ آغوش میخورد
این سینهی شکسته-بمان-جوش میخورد
دستت شکسته است که بالا نمیرود؟
این شانهات چه دیده چرا جا نمیرود
چشمِ تو نیز بستن بازو ندیده بود
من را مدینه دست به زانو ندیده بود
یادم نرفته تا در خانه تو را زدند
یادم نرفته با در خانه تو را زدند
چشمِ علی شکستنِ اَبرو ندیده بود
من را مدینه دست به زانو ندیده بود
امشب چقدر پیشِ حسن سوخت دخترت
امشب ببین که با سه کفن سوخت دخترت
گفتی وصیتت دو سه بوسه به حنجر است
گفتی لباسِ محسنِ تو قدِ اصغر است
* *
بس کن رباب دستِ خودت را تکان نده
بر رویِ نیزه زخمِ گلو را نشان نده
بس کن رباب حرمله بیدار میشود
سهمت دوباره خندهی انظار میشود
✍ #حسن_لطفی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
📣 زائرین گرامی #حسینیه
🏴 ضمن عرض تسلیت
دودمهها، تکبیتیها، دوبیتیها و رباعیاتِ آیینی با موضوع شهادت حضرت زهرا (س) را، در کانال زیر مشاهده نمایید
👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿
https://eitaa.com/joinchat/2489122881Cc0f48f2cd4
▪️ التماس دعای فرج ▪️
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
سرّالاسرار خدا اینجاست، پس در بسته است
راه در دنیای او چندین برابر بسته است
فاطمه در عرش مهمان خداوند است و بس
در مقام قُرب او جبریل هم پَربَسته است
عصمتالله است این بانو که در عالَم خدا
راه کشف این معما را سراسر بسته است
سورهی کوثر نشان داده خدا در وصف او
از تمام شاعران مضمون بهتر بسته است
هرکسی را نیست اذن گریه بر ناموس حق
روضههای او خصوصی شد، اگر در بسته است
جز پریشانی ندارد حاصلی بیمادری
چون تمام نظم هر خانه به مادر بسته است
از همان روزی که زهرای علی سردرد داشت
روضههای فاطمیه غالباً سربسته است...
نیست بیعلت اگر از او خجالت میکشید
ذوالفقارش در غلاف و دست حیدر بسته است
«یکنفر، یکروز میآید برای انتقام...»
جان ما تنها به این مصراع آخر بسته است
✍ #مجتبی_خرسندی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e