eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
7.9هزار عکس
817 ویدیو
92 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به مناسبت نمایشگاه کتاب، یکم کتاب معرفی کنیم؟
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
به مناسبت نمایشگاه کتاب، یکم کتاب معرفی کنیم؟
این کتاب‌خونه من توی خونه پدریه. خیلی گفته بودید عکسش رو بفرستم. توی این خونه، کتابام دسته دسته توی قفسه‌های متفاوتن و یه جا نیستن. و هنوز هم فرصت نکردم مثل اینجا درست بهشون نظم بدم.
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨ 📚 #جنگ‌نوشت قسمت ۲۱: ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود! ✍️ش. شیردشت‌زا
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨ 📚 قسمت ۲۲: سوختگی درجه سه ✍️ش. شیردشت‌زاده راستش هیچکدام از ما به سخت‌جانی خود این گمان را نداشتیم. من انتظار داشتم همان هفته اول جنگ دق کنم؛ ولی هنوز زنده‌ام. شاید هم راست باشد که دردی که تو را نکشد، قوی‌ترت می‌کند. حالا لزوماً قوی‌تر هم نه... ولی به هرحال در بیشتر موارد زنده می‌مانی. شاید غمگین‌تر بشوی، ولی زنده می‌مانی. به این نتیجه رسیده‌ام که جنگ ما را – مخصوصا ما خادمان معراج و هرکسی که به نوعی به جنگ ارتباط دارد – کوبیده و از نو ساخته. ما را تبدیل به انسان‌های عجیبی کرده، گونه‌های نادری که مثل بیشتر مردم نیستند. آدم‌هایی که می‌توانند صبح توی سردخانه بروند و ظهر ناهار بخورند و شب با دوستشان شوخی کنند. آدم‌هایی که توی هر وداع یک دور برای غم هر خانواده سوگواری می‌کنند – واقعا سوگواری می‌کنند – و بعدش خنده یادشان نمی‌رود. انگار داریم لب مرز شادی و غم راه می‌رویم. وضع عجیبی ست. گاهی از خودم بدم می‌آید و گاهی حس می‌کنم دیگر نمی‌توانم معمولی زندگی کنم. شاید هم الان داغیم. کمی که بگذرد، سر و کله اختلال اضطراب پس از سانحه پیدا می‌شود. دیگر نمی‌توانیم با آدم‌های معمولی زندگی کنیم. دیگر نمی‌توانیم زندگی کنیم. یادمان رفته آن زندگی معمولی چطوری بود؛ یا شاید دلمان نمی‌خواهد به آن برگردیم. شاید چون زنده‌ترین لحظات عمرمان همین وقت‌ها بود. وقت‌هایی که هر لحظه با احتمال مرگ و فقدان و نابودی دست و پنجه نرم می‌کردیم، لحظه‌هایی که فکر می‌کردیم ممکن است بمب‌افکنی که صدایش را می‌شنویم، یک بمب هم روی سر مابیندازد و هم را در آغوش می‌گرفتیم و شهادتین می‌خواندیم، لحظه‌هایی که با عمیق‌ترین و سخت‌ترین نوع اندوه و سوگ مواجه می‌شدیم و به چشم می‌دیدیم رفتن یک عزیز چطور آدم‌ها را از پا درمی‌آورد. هرچه می‌گذرد البته احساساتمان کمرنگ‌تر می‌شوند؛ کمرنگ هم نه... دارند از ما فاصله می‌گیرند. هستند ولی نه آنطوری که قبلا بودند. انگار از احساساتمان جدا شده‌ایم. احساس داریم ولی می‌توانیم راهبری‌مان را به دست احساس نسپاریم. مثل سوختگی ست. سوختگی چند درجه دارد. سوختگی درجه یک، به سطح خارجی پوست(اپیدرم) آسیب می‌زند. کمی قرمز می‌شود و می‌سوزد. سوختگی درجه دو، سطح داخلی پوست(درم) را هم می‌سوزاند، و اینجاست که تاول می‌زند. در سوختگی درجه سه، بافت‌های زیر پوست و حتی عضلات و اعصاب و استخوان‌ها را هم می‌سوزاند. در این مورد، قسمت آسیب دیده سفید یا قهوه‌ای می‌شود و درد ندارد؛ چون اعصاب هم سوخته‌اند. ما هم الان در همان مرحله‌ایم. بدجور سوخته‌ایم و دردی حس نمی‌کنیم. از یک عمقی بیشتر توی فاجعه فرو بروی اینطوری می‌شود. دیگر نه گریه می‌کنی نه هیچ کار دیگری. سکوت است؛ سکوت مطلق. روز چهارم عید بود فکر کنم که پیکر یک دختربچه از زیر آوار پیدا شد. همه خانواده‌اش شهید شده بودند. پیکر را دیرتر از بقیه خانواده آورده بودند برای وداع. یک دختر پنج ساله بود. خاله‌اش نشسته بود بالای سرش و با صدای گرفته با دختر حرف می‌زد. از دخترک و برادر هفت ساله‌اش – که او هم شهید شده بود – تعریف می‌کرد. از این که چقدر باهوش بودند، چقدر مودب بودند. مثل این که معلم کلاس اول بود؛ چون میان حرف‌هایش می‌گفت: حالا چطوری به شاگردام درس بدم؟ حالا چطوری برم سر کلاس؟ مرد جوانی که شاید دایی دخترک بود هم خودش را انداخته بود روی تابوت و داد می‌زد: پاشو برات سبزه درست کردم! چندتا بچه هم کنار دخترک بودند. دختربچه و پسربچه. همبازی‌ها. بچه‌های فامیل. او خوابیده بود و همبازی‌هایش کودکانه گریه می‌کردند. هی نگاهش می‌کردند، گریه‌شان می‌گرفت، سرشان را می‌گذاشتند لب تابوت و گریه می‌کردند. بعد دوباره انگار که باورشان نشده باشد نگاهش می‌کردند تا ببینند این خودش است؟ باز هم بغضشان بدتر از قبل می‌ترکید. ادامه دارد... http://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 بازآفرینی یک عملیات؛ نابودی پایگاه آمریکایی در کویت 🔹این ویدئوی منتشر شده در پرس‌تی‌وی، لحظه‌ای را بازآفرینی می‌کند که خلبانان جنگنده ایرانی با نادیده گرفتن همه احتمالات و تنها با دو جت کوچک اف-۵، در حمله‌ای جسورانه و ماهرانه، یک پایگاه به شدت مستحکم آمریکایی را در کویت نابود می‌کنند. 🔹دو نکته قابل توجه اینه که طبق این ویدئو، ۳ فروند هواپیمای f-15 که روزهای اول جنگ با پدافند کویت مورد اصابت قرار گرفتند و سقوط کردند، حین این حمله اتفاق افتاده و به نظر میاد با جنگ الکترونیک، هواپیماهای دشمن رو، هواپیماهای ایرانی جا زدند. نکته دوم هم اینکه برخلاف اکثر ادعاها درباره این دو فروند هواپیمای f-5 ایرانی که ادعا می‌شد مورد اصابت قرار گرفتند و خلبانان ایرانی اسیر دشمن شده‌اند، این ویدئو خبر از سلامت‌شون می‌دهد. @istadegi
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
💠 بازآفرینی یک عملیات؛ نابودی پایگاه آمریکایی در کویت 🔹این ویدئوی منتشر شده در پرس‌تی‌وی، لحظه‌ای ر
با اینکه زیرنویس فارسی نداره، اما از نظر بصری ارزش تماشا کردن داره، برخلاف اکثر فیلم‌های ساخته شده با هوش مصنوعی درباره جنگ...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⬛️ نیازمندی مؤمن به سه خصلت امام محمد تقی الجواد(ع ): 💠 الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلی ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ وَواعِظ مِنْ نَفْسِهِ وَقَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ. ☑️ امام جواد (ع):مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است: توفیق از طرف خداوند متعال واعظی از درون خود قبول و پذیرش نصیحت كسی كه او را نصیحت نماید. بحارالأنوار، ج ۷۲ ، ص ۶۵ ، ح ۳ 🆔 @leader_ahkam