eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
7.9هزار عکس
817 ویدیو
92 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
⬛️ نیازمندی مؤمن به سه خصلت امام محمد تقی الجواد(ع ): 💠 الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلی ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ وَواعِظ مِنْ نَفْسِهِ وَقَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ. ☑️ امام جواد (ع):مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است: توفیق از طرف خداوند متعال واعظی از درون خود قبول و پذیرش نصیحت كسی كه او را نصیحت نماید. بحارالأنوار، ج ۷۲ ، ص ۶۵ ، ح ۳ 🆔 @leader_ahkam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨ 📚 #جنگ‌نوشت قسمت ۲۲: سوختگی درجه سه ✍️ش. شیردشت‌زاده راستش هیچکدام از م
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨ 📚 قسمت ۲۳: بچه‌ی کوچیک، آروم می‌خوابه...! ✍️ش. شیردشت‌زاده خانواده‌اش که رفتند، ما ماندیم، ما خادم‌ها. نمی‌دانم قضیه چی بود ولی انگار آن دخترک برای همه‌مان خاص بود. بدجور دلمان را برده بود. صدایش را که دعای سلامتی امام زمان را می‌خواند از بلندگوها پخش کردیم. زبانش موقع تلفظ حرف «ر» و «ک» می‌گرفت. کمی ته‌لهجه اصفهانی داشت. رفتم کنار تابوتش نشستم. صورتش خیلی کوچک بود. شاید اندازه یک کف دست. از آن زاویه که من می‌دیدم، مشخص بود بینی‌اش صاف و قلمی و کوچک است. لبانش نیمه‌باز بود و دوتا دندان شیری از میان آن‌ها پیدا بود. لب‌هایش کوچک و خوش‌فرم بودند. چشمانش هم نیمه‌باز بودند و مژه‌هایش صاف و بلند. مثل برگ گل بود. لطیف، کوچک، زیبا. انقدر لطیف که می‌ترسیدم اگر لمسش کنم بشکند. یک طرف صورتش کمی کبود بود. کبود هم نه؛ ارغوانی بود. کنار لبش و روی گونه‌اش رد خون بود، خونِ خشکیده. شاید زخم بود. روی سرش سربند بسته بودند. موهای لخت و سیاهش از زیر سربند بیرون ریخته بود. آرام خوابیده بود؛ خیلی آرام. باز هم آن حس مادرانه درونم فعال شده بود. دلم می‌خواست بغلش کنم. دلم می‌خواست از آنجا ببرمش. دلم می‌خواست موهایش را نوازش کنم و برایش لالایی بخوانم: آفتاب سر اومد/ مهتاب می‌تابه/ بچه‌ی کوچیک/ آروم می‌خوابه... لالا لالایی... لالا لالایی.. بینی‌اش کوچک و قلمی بود. لب‌هایش ظریف بودند. دندان‌هایش هنوز شیری بودند. مژه‌هایش بلند بود. خیلی لطیف بود؛ مثل برگ گل. دست بردم که صورتش را نوازش کنم. سردی پوستش که به دستم خورد، شوکه شدم. انتظار این‌همه سرما را از چنین پیکری نداشتم. ترسیدم اذیت شود. انقدر لطیف بود که می‌ترسیدم اگر لمسش کنم بشکند. صورتم را نزدیک صورتش کردم؛ نزدیک گوشش. در گوشش گفتم: وقتی رسیدی بهشت، دنبال یکی به اسم زهره بنیانیان بگرد. وقتی پیداش کردی، سلام منو بهش برسون. هر وقت از معراج برمی‌گردیم، تا چند روز سرم پر از صدای جیغ و گریه و شیون خانواده‌های شهداست. در عین این که گاهی می‌زنم به بی‌خیالی، هربار یادشان می‌افتم بهم می‌ریزم. تا چندروز بعدش صحنه‌ها توی ذهنم هست. و همان‌طور که گفتم، چون خیلی عمیق در غم دیگران غرق می‌شوم، دائم به غمی که آن خانواده‌ها مجبورند مدت‌ها تحمل کنند فکر می‌کنم. هیچ وداعی نیست که در آن، یک دور تمام اعضای خانواده‌ام را توی تابوت تصور نکنم و گریه‌ام نگیرد. بارها به چنین اتفاقی فکر کرده‌ام. گاهی خودم را تصور می‌کنم و باز هم اشکم در می‌آید. و قسمت خیلی بدِ وداع‌ها این است که می‌بینم خانواده‌های شهدا دارند بال‌بال می‌زنند و آب می‌شوند و نمی‌توانم کاری کنم. دلم می‌خواست می‌توانستم عزیز از دست رفته‌شان را برگردانم، یا کاری کنم که یادشان برود اصلا چنین کسی را داشته‌اند؛ ولی نمی‌شود. واقعیت بی‌رحم است، وحشی ست. اینجور وقت‌ها دلم می‌خواهد بروم توی سردخانه کار کنم. حداقل توی سردخانه کسی ضجه نمی‌زند. کسی ملتمسانه ازم نمی‌خواهد تابوت را باز کنم. توی سردخانه همه آرام داخل تابوت خوابیده‌اند. ساکت ساکت. و تو دلت برایشان نمی‌سوزد؛ چون می‌دانی که شهیدند و شهید هم مستقیم می‌رود بهشت. غبطه می‌خوری ولی غصه نه. غصه برای بازماندگانی ست که دلشان تنگ می‌شود، که دوست دارند عزیزشان را ببیند، ببوسند و بغل کنند و نمی‌توانند. گاهی بعضی از خادمان معراج برای دلداری دادن به خانواده‌ها می‌گویند جای شهیدتان خوب است، پیش امام حسین است و من توی دلم می‌گویم خب خودشان هم این را می‌دانند. آدم اینجور وقت‌ها بیشتر به حال تنهایی خودش گریه می‌کند تا برای شهیدش. بارها به علی گفته‌ام کاش می‌شد من جای تو بروم سردخانه. علی از سردخانه فراری ست، حسینیه را ترجیح می‌دهد. می‌گوید صحنه‌ها آنجا دلخراش است؛ اما به نظر من دیدن بازماندگان دلخراش‌تر است؛ دیدن غمی که تمام نمی‌شود. ولی به هرحال چون تعداد شهدای خانم کم است، برای سردخانه خیلی نیاز به نیروی خانم نیست. ادامه دارد... http://eitaa.com/istadegi
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
این کتاب‌خونه من توی خونه پدریه. خیلی گفته بودید عکسش رو بفرستم. توی این خونه، کتابام دسته دسته توی
📚یکی از طبقات کتابخونه‌م در حال حاضر(این مرتب‌ترینشه😅) 📔اگه به تاریخ اسلام علاقه دارید، کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» رو خیلی پیشنهاد می‌کنم. بی‌نظیره. ساده، روان و قوی. 📗اگه به علوم اسلامی علاقه‌مندید کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» رو حتما بخونید. بسیار شیرین و خوش‌خوانه و در عین حال عمیق. (اصلا شما چجور بچه ولایتی‌ای هستی که این کتاب رو نخوندی؟🤨) 📓اگه تفسیر قرآن دوست دارید، به هیچ وجه تفسیر سوره حشر امام خامنه‌ای رو از دست ندید. فوق‌العاده ست و خیلی متناسب زمانه ماست. 📙اگه در زمینه مطالعات زنان و جنسیت سوال دارید، حتما «راه سوم» رو بخونید. با تمام کتاب‌هایی که تا الان سعی کردند بیانات رهبری رو در حوزه زنان تالیف کنند فرق داره. صادقانه بگم، توی سایر تالیف‌های این حوزه، سانسور و نگاه گزینشی به بیانات آقا زیاده، ولی کتاب راه سوم یه رویکرد علمی و جامع‌نگر داره. از دستش ندید. 📘کتاب غناء هم یه کتاب تخصصی در حوزه فقه اسلامیه(دروس خارج فقه آقاست) و برای همین، شاید برای مخاطبی که تحصیلات حوزوی نداره مناسب نباشه. پ.ن: دوتا کتاب از آقای عباسی ولدی هم توی عکس هست و اگه دم بخت هستید، مطالعه کتاب «نیمه دیگرم» ایشون رو به شدت پیشنهاد می‌کنم. در فرایند همسرگزینی خیلی کمک‌کننده ست. 📚
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام هنوز تموم نشده🥲 ولی ان‌شاءالله آخراشه
در این رابطه، کتاب راه سوم از همه بهتره. و بعد زن در آیینه جلال و جمال. -------------- بله، اصلا فارسی الان با زمان فردوسی خیلی متفاوته. ولی به هرحال فردوسی همه تلاشش رو کرد که زبان فارسی از بین نره، و همین که زبان فارسی از بین نرفت و به الان ما رسید، حاصل زحمات فردوسیه. و البته ادبا و دانشمندان دیگه‌ای مثل مرحوم دهخدا هم در این راه زحمت کشیدند. حالا ما یه طوری توی فضای مجازی گند زدیم به زبان فارسی که نه تنها فردوسی، بلکه تمام ادبا و شعرای تاریخ ایران دارن توی گور می‌لرزن😑
سلام بله در موضوع زنان و دفاع مقدس یکی از کتاب‌های خیلی خوبه. ------------------ درسته، تلاشم هم بر همینه و اخیراً سعی کردم تنوع کتاب‌هایی که می‌خونم رو بیشتر کنم. و لازم به توضیح نیست که اونچه در کتابخونه من می‌بینید، فقط بخش خیلی کوچکی از کتاب‌هاییه که خوندم. و بسیاری از کتاب‌هایی که خوندم رو به صورت فیزیکی نخریدم یا امانت گرفتم.
سلام ممنونم از محبتتون. ببینید، شما هرجایی که درباره درست بودن یه روایت شک کردید، باید بررسی کنید ببینید با قرآن همخوانی داره یا نه. اگر قرآن و منطق قرآن، محتوای روایت رو تایید کرد، به احتمال زیاد درسته. و البته عقل هم راه سنجش خوبیه. حالا با این مقدمه، وقتی شما سراغ قرآن برید، هیچ جا نمی‌بینید خدا توصیه به رهبانیت و تجرد کرده باشه و تجرد رو به خودی خود یه ارزش بدونه (البته ازدواج هم به خودی خود ارزش دونسته نشده). و برخلاف گفته شما، در منطق قرآن ازدواج «آلوده شدن» به جنس مخالف نیست، بلکه خدا اصلا انسان رو طوری خلق کرده که به رابطه زوجیت نیاز داره، تا در این رابطه، آرامش بگیره. چیزی که شما می‌فرمایید عقاید مسیحیتِ تحریف شده درباره ازدواجه، که ازدواج رو دفع افسد به فاسد و یه کار پست می‌دونن(البته مسیحیت کاتولیک). و نتیجه این نگاه که خلاف فطرت و نیاز بشره، در طولانی مدت اصلا نتیجه خوبی نبود! ما نمی‌تونیم نیاز عاطفی، روحی و جنسی انسان رو نادیده بگیریم. این نیاز هم مثل سایر نیازهای انسانیه، و باید پاسخ داده بشه، و ازدواج یک راه برای پاسخ متعادل و قاعده‌مند به این نیازه. بنابراین درسته که ازدواج از نظر شرعی واجب نیست، ولی اتفاقا یکی از کارهاییه که بسیار بهش تاکید شده. البته ازدواج یا تجرد به خودی خود ارزش نیستند. تجرد خیلی بهتر از ازدواج ناآگاهانه و اشتباهه، و ازدواج آگاهانه و مسئولانه، خیلی بهتر از تجرده.
خوبه، شاید یکم ثقیل باشه برای شروع مطالعه. ولی اگر از قبل اهل مطالعه کتب دینی بوده باشید خوبه. کتاب‌های طرح ولایت رو نخریدم، توی دوره‌ش که شرکت کردم رایگان بهم دادن😎 نمیدونم، جایی رو سراغ ندارم
سلام فکر کنم این‌ها منظورتونه: https://eitaa.com/istadegi/11798