eitaa logo
خزینة الجواهر
1.2هزار دنبال‌کننده
35هزار عکس
35.3هزار ویدیو
39.5هزار فایل
منبعی از محتوای ناب تبلیغی مناسبتی ارتباط باخادم كانال @a1nemati پستهای مفیدتان را به ما ارسال کنید
مشاهده در ایتا
دانلود
حضرت فاطمه ی ام البنین الگوی توحیدی ولائی برای زن.mp3
زمان: حجم: 8M
سلام علیکم متون ویژه روز رحلت مادر قمر پرور بنی هاشم حضرت ام البنین همسر امیرالمومنین ومادر حضرت عباس و چشمه ی جوشان ولایتمداری وعشق به ارباب اباعبدالله الحسین ❤️❤️❤️
استاد عالیروضه سوزناک حضرت ام البنین110.mp3
زمان: حجم: 2.5M
سلام علیکم متون ویژه روز رحلت مادر قمر پرور بنی هاشم حضرت ام البنین همسر امیرالمومنین ومادر حضرت عباس و چشمه ی جوشان ولایتمداری وعشق به ارباب اباعبدالله الحسین ❤️❤️❤️
حضرت ام البنین پی دی اف.rar
حجم: 8.2M
مجموعه محتوای ویژه حضرت ام البنین و مادران شهدا
ششم دی ماه : سالروز وفات حضرت ام البنین (ع) 📓📓 مادر فضیلت‌ها در تاريخ صدر اسلام، زنان بسياري بودند كه پابه‌ پاي مردان و گاه جلوتر از آنان، رسالت انسان ‌ساز خويش را ايفا مي ‌كردند، آنان افزون بر انجام فعاليت ‌هاي معمول در خانه، در سنگر اجتماع نيز در دفاع از ارزش ‌هاي اسلامي، به جان‌فشاني مي ‌پرداختند. در اين ميان، ام‌ البنين عليها السلام، مادر حضرت عباس عليه ‌السلام از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. او در خانواده شرف و شجاعت رشد يافت و آن‌گاه كه به خانه اميرمؤمنان عليه ‌السلام آمد، صفا و صميميت را به ارمغان آورد. وي مي ‌دانست خانه ‌اي كه در آن قدم گذاشته، با همه كوچكي ‌اش، انسان ‌هاي بزرگي را در خود جاي داده است كه تاريخ بشر را دگرگون مي ‌سازند. ام‌ البنين با معرفتي كه به مقام اهل‌ بيت عليهم ‌السلام داشت، فرزنداني را در دامان خود پرورش داد كه به مفاهيمي چون: ايثار، وفا و فداكاري معنا بخشيدند. بي ‌ترديد، در عصر حاضر كه غرب با بيان الگوهاي نامناسب و مبتذل مي ‌كوشد فرهنگ منحط خود را گسترش دهد، مسئوليت ما در معرفي الگوهايي سازنده هم‌چون ام ‌البنين عليهاالسلام دوچندان مي ‌شود. http://pajuhesh.irc.ir/product/book/show.text/id/674?search[tab]=simple&search[key]=%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1+%D9%81%D8%B6%D9%8A%D9%84%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7&domain=all
🔹🔷《السَّلَامُ عَلَیکِ یَا فَاطِمَةَ بِنتَ حِزَامِِ الکَلَابِیَّةَ》🔷🔹 ✅حضرت فاطمه(س) قبل از شهادت در طی سفارشی به امام علی(ع) فرمود : 📋《یَا ابَالحَسَن(ع)! جَزاکَ اللهُ عَنِّی خَیّرَ الْجَزاءِ! اَوصیِکَ اَوَّلاً اَن تَتَزَوَّجَ بَعّدِی! فَاِنَّ الرَّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ》 ♦️ای ابالحسن(ع)! خداوند تو را پاداش نیکو دهد! اولین وصیت من به تو این است که از آنجایی که مردان از زنان بی نیاز نیستند، پس از من ازدواج کن.(۱) روزی امام علی(ع) به برادرشان عقیل که آگاه به انساب عرب بود، فرمود : 📋《اُنظُر اِلَىَّ اِمرَأَةً قَد وَلَدَتهَا الفُحُولَةُ مِن العَرَبِ لِأَتَزَوَّجَهَا》 ♦️برای من زنی را انتخاب کن که او را به ازدواج خویش در بیاورم، تا اینکه برای من فرزندانی همچون شیرانی از نسل عرب به دنیا بیاورد. که عقیل، فاطمه کلابیّه را به امام علی(ع) معرفی کرد و گفت :  📋《تَزَوَّجْ اُمَّ البَنِینَ الْکَلابیَّةَ، فَإِنَّهُ لَیسَ فِی الْعَرَبِ أَشْجَعُ مِن آبَائِهَا》 ♦️با امّ البنین ازدواج کن که در عرب از اجداد او شجاع تر نیست.(۲) به نقل تاریخ؛ ابوبراء عامر بن مالك جدّ دوم فاطمه كلابيه در شجاعت در ميان قبايل عرب بی نظير بود، از اين رو او را بازي كننده با شمشيرها (مُلاعِبُ الاَسِنَّةِ) مي نامند.(۳) به این ترتیب، ام البنین(س) وارد منزل امام علی(ع) شد و سوگند یاد کرد که برای فرزندان ایشان همچون مادری دلسوز باشد و با ورود‌ ام البنین به خانه امیر مؤمنان، او ضمن پرستاری از کودکان امام، همانند مادر واقعی با آنان رفتار می کرد. در تاریخ زنی همچون ام البنین(س) دیده نشده که نسبت به فرزندان هووی خود محبتی خالصانه ورزد و آنان را بر فرزندان خویش مقدم بدارد. پس ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهای عباس(ع) و عبدالله و جعفر و عثمان شد که همه در کربلا در رکاب امام حسین(ع) به شهادت رسیدند.(۴) از طرفی ام البنین(س) با شمر لعین هم قبیله بود و از آن جهت بود که شمر در کربلا فرزندان ام البنین(س) را خواهر زادگان خود خطاب کرد. سید بن طاووس می نویسد : در روز نهم محرم شمر به همراه امان نامه ای از طرف عبیدالله بن زیاد به سوی اردوگاه امام حسین(ع) به راه افتاد، تا پسران ام البنین(ع) را از سپاه امام حسین(ع) جدا کند که آنان قاطعانه امام نامه را نپذیرفتند و شمر را لعن نمودند. وقتی شمر به اردوگاه امام(ع) رسید، از آنجایی که ام البنین از قبیله بنى كلاب بود، و شمر نیز از این قبیله بود، بدین جهت، با صداى بلند فریاد زد : 📋《يَا بَنِي أُخْتِی! أَنتُم آمِنُونَ! فَلَا تَقتُلُوا أَنفُسَكُم مَعَ أَخِيكُمُ الحُسَينِ(ع)! وَاَلزَمُوا طَاعَةَ أمِيرِ المُؤمِنينَ يَزِيدَ بنِ مُعَاوِيَةَ》 ♦️ای خواهر زادگانم! شما در امانید! و خود را با برادرتان حسین(ع)، به کشتن ندهید و به طاعت امیرالمؤمنین یزید دربیایید.(۵) طبق مقاتل، کاروان اهل بیت(ع) در روز ششم ربیع الاول وارد مدینه شدند. ابن نما حلی می نویسد : 📋《لَمَّا وَصَلَ زَيْنُ اَلْعَابِدِينَ(ع) إِلَى اَلْمَدِينَةِ نَزَلَ وَ ضَرَبَ فُسْطَاطَهُ وَ أَنْزَلَ نِسَاءَهُ وَ أَرْسَلَ بَشِيرَ بْنَ حَذْلَمٍ لِإِشْعَارِ أَهْلِ اَلْمَدِينَةِ بِإِيَابِهِ مَعَ أَهْلِهِ وَ أَصْحَابِهِ》 ♦️هنگامى که کاروان اهل بیت(ع) به [نزدیکی] مدینه رسید، امام سجاد(ع) دستور داد که کاروانیان از شترها فرود بیایند و خیمه ها را برپا کنند و در آن جاى بگیرند و حضرت(ع) بشیر بن جذلم را به مدینه فرستاد تا به آنان اطلاع دهد و آنان را به بیرون مدینه فراخوانَد.(۶) حضرت(ع) به بشیر بن حذلم فرمود : 📋《يَا بَشِيرُ! رَحِمَ اَللَّهُ أَبَاكَ! لَقَدْ كَانَ شَاعِراً! فَهَلْ تَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ مِنْهُ؟》 ♦️اى بشیر! خدا پدرت شاعرت را رحمت کند، آیا تو نیز مى توانى شعر بگویى؟ بشیر گفت : 📋《بَلَى يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ(ص)! إِنِّي لَشَاعِرٌ!》 ♦️آرى، اى پسر رسول خدا(ص)، من نیز شاعرم! امام(ع) فرمود : 📋《اُدْخُلِ اَلْمَدِينَةَ وَ اِنْعَ أَبَا عَبْدِاَللَّهِ(ع)!》 ♦️پس وارد مدینه شو و خبر شهادت حضرت ابى عبدالله(ع) و ورود ما را به مردم ابلاغ کن! بشیر مى گوید : 📋《فَرَكِبْتُ فَرَسِي وَ رَكَضْتُ حَتَّى دَخَلْتُ اَلْمَدِينَةَ فَلَمَّا بَلَغْتُ مَسْجِدَ اَلنَّبِيِّ(ص) وَ رَفَعْتُ صَوْتِي بِالْبُكَاءِ وَ أَنْشَأْتُ》 ♦️بر اسبم سوار شدم و با شتاب وارد مدینه شدم و هنگامى که به مسجد النبى(ص) رسیدم صدایم را به گریه بلند کردم و آنگاه چنین سرودم : 📋《يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لاَ مُقَامَ لَكُمْ بِهَا، قُتِلَ اَلْحُسَيْنُ فَأَدْمُعِي مِدْرَارٌ، اَلْجِسْمُ مِنْهُ بِكَرْبَلاَءَ مُضَرَّجٌ، وَ اَلرَّأْسُ مِنْهُ عَلَى اَلْقَنَاةِ يُدَارُ》 ♦️اى مردم مدینه، دیگر مدینه جاى ماندن شما نیست، زیرا حسین(ع) کشته شد که اشک من این گونه سرازیر است. پیکر او در کربلا به خاک و خون غلطیده و سر مقدسش بالاى نیزه، شهر به شهر گردانده شد.
سر، به فلک کشیده سر تا شده خاک پای تو دل، ز همـه بریـده دل تـا شـده آشنـای تو دیــده: فـراتِ ریختـه، سینـه: خیـامِ سوخته گشته هـر استخوان من یـک نی ‌نی‌نوای تو حنجر خشک و چشم تر، این نه عجب بود اگر خنجـرِ آبْ دیـده خـون، گریـه کند برای تو ذکـر دلـم خـدا خـدا جـان و تنـم تو را فدا کـاش سـرم شـود جـدا تشنه بـه کربلای تو چشم بـه سوی قتلگه گوش بـه بانگ العطش هـر نفسـم شـراره‌ای زآتـش خیمـه‌های تو ای سـرت از بـدن جـدا ای همه عالمت فدا ذاتِ مقـدسِ خـدا آمـده خونبهــای تــو خصم، ستاده هر طرف،نیزه به دست صف به صف کاش کـه می‌شـدی هـدف سینة ما به جای تو کوه بـه نـاله آمـده سنگ، بـه سنگ سرزده تـا شده شستشو بـه خون روی خدا نمای تو فـدای جـان و پیکـرت بعـدِ بریـدنِ سـرت از چه دگر بریـده شـد دست گره‌گشای تو ای کـه تمـام عـالمت نـاز کشیـده از غـمت عنـایتی کـه «میثمت» سرشکنـد بـه پـای تو
اگر نشد که نهم رو به کربلای حسین بقیع را کنم از گریه کربلای حسین نگه به چهرۀ عباس کرده، می‌گفتم هزار مرتبه عباس من فدای حسین به دشت کرب و بلا تا کنند پرپرشان چهار دسته‌ گل آورده‌ام برای حسین شب عروسی خود نیز با علی گفتم چو من هزار عروسند خاک پای حسین ز کودکی به عزیزان خویش می‌گفتم که سر به دست بگیرید در هوای حسین همیشه بود به هر جا نگاه عبّاسم به ماه عارض و بر قامت رسای حسین نگاه من هم از آن بود بر رخ عباس که داشت جلوه ز روی خدانمای حسین به چار نجل شهیدم درود باد درود که بود پشت سر هر یکی دعای حسین حضور فاطمه آرم به حشر چار ذبیح که جانشان شده تقدیم در منای حسین همیشه بود روان روح چار فرزندم چو اختران ز پی ماه در قفای حسین خدا گواست ز عباس بیشتر می‌برد دل مرا همه جا نام دل ربای حسین به دشت کرب و بلا جای شاخۀ یاسم به خاک پای وی افتاد دست عباسم نسیم علقمه پیوسته می‌دهد خبرم که پاره‌ پاره چو گل گشت پیکر پسرم به خون طپید لب تشنه ماه علقمه‌ام نشد که قطرۀ آبی برای او ببرم به وقت مرگ غریبانه سر به خاک نهم که از چهار پسر نیست یک پسر به برم هزار بار الهی شود فدای حسین نه جسم چار پسر، جان مادر و پدرم خدا گواست که باشد فقط برای حسین هر آن‌ چه خون جگر می‌چکد ز چشم‌ترم چو شمع سوزم و در سوز خویش آب شوم چنان که محو شود در شرار دل، اثرم خدا گواست که اشک خجالت عباس ز خون دیدۀ او بیشتر زند شررم الهی آن که کنار دو دست عباسم فتد به خاک قدم‌های اهل‌ بیت سرم برای شیر خدا چار شیر آوردم هزار حیف که امروز خم شده کمرم ز دیدن سر مجروح دخترم زینب به سان پیکر عباس پاره شد جگرم چنان که خون چکد از «نخل میثم» زینب ز دیده خون جگر ریزم از غم زینب 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🗓۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ق 🏴درگذشت حضرت ام‌البنین 🏳روزگرامیداشت مادران‌شهدا/۱ 💠رهبرانقلاب ‼️معروف است که مادر اباألفضل یعنی ام‌البنین - مادر پسران چهار برادرند، اباالفضل است و سه برادر کوچک تر از خودش - بعد از آنکه چهار پسر را یکجا از دست داد - قربان شهامت این زن! قربان بزرگواری این زن - خیال میکنید بنا کرد شيون و ناله کردن، بنا کرد دشمن را بر خود جری کردن، ابدا! گریه میکرد اما گریه او خون از در و دیوار میباراند. دست بچه کوچک اباالفضل را که عبیدالله بن العبّاس است میگرفت و میآورد در قبرستان بقيع ـ حالا قبرستان بقیع کجا، کربلا کجا؛ بچه هایش در کربلا افتادند و دفن شدند، اما او دنبال یک شعار تبلیغاتی است، کاری ندارد که کجا افتادند چهار صورت قبر درست میکرد، می‌نشست بالای سر اینها، بعد بنا میکرد حرف زدن؛ ببینید شعرهایی که میخواند چه بود: میگفت ای کسی که دیدى عبّاس مرا، اباالفضل مرا که در روز عاشورا در مقابل لشکریان دشمن و انبوه دشمنان شمشیر در دست داشت و حمله میکرد، یک خبری من شنیده‌ام، نمیدانم که آیا این خبر راست است یا نه ـ مادر دارد میگويد نمیدانم این خبر درست است یا درست نیست؛ من شنیدم که در روز عاشورا بر سرفرزندم اباالفضل عمودی از آهن نواختند. تعجّب میکنم از شجاعت فرزندم که چطور ممکن است او اجازه بدهد به دشمنش که عمودی از آهن را بر سر او بزنند. پس احتمال دیگری ميدهم "لوكان سیفک في يدیک لما دنی منک احد"؛ پسرم! يقينا اگرشمشير در دست داشتی کسی جرئت نمیکرد به تو نزدیک شود، پس اینکه بر سر عمود آهن زده‌اند معلوم است قبلا دستهایت را قطع کرده‌اند! ۵۲/۱۱/۱۲ @Jahade_tabeini
🗓۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ق 🏴درگذشت حضرت ام‌البنین 🏳روزگرامیداشت مادران‌شهدا/۲ 💠رهبرانقلاب ‼️نقش زنان و مادران و همسران شهدا، که مباشر در میدان جنگ بودند و کارهای پشتیبانی و بعضا نظامی میکردند، یک نقش فوق العاده بود؛ همین نوشته خانم حسینی "دا" این را نشان میدهد. اینها یک مجموعه کاری است که واقعا با هیچ معیاری، قابل اندازه‌گیری نیست. مادر، مادر شهید، مادر دو شهید، سه شهید، چهار شهید؛ شوخی نیست؛ اینها به زبان آسان میآید. بچه‌ی انسان سرما میخورد، دو تا سرفه میکند، چقدر نگران میشویم؟ یک بچه‌ی انسان برود کشته بشود، دومی برود کشته بشود، سومی برود کشته بشود؛ شوخی است؟ و این مادر با همان احساسات مادرانه‌ی سالم و جوشان، آنچنان نقشی ایفاء کند که صد تا مادر دیگر تشویق بشوند بچه‌هاشان را بفرستند میدان جنگ. اگر این مادرها آنوقتیکه جنازه‌ی بچه‌هاشان میآمد یا حتّی نمیآمد، آه و ناله میکردند، گله میکردند، یقه چاک میزدند، اعتراض به امام و اعتراض به جنگ میکردند، مطمئناً جنگ در همان سالهای اول و در همان مراحل اول زمینگیر میشد. نقش مادران شهدا این است! ۹۰/۱۰/۱۴ @Jahade_tabeini
🗓۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ق 🏴درگذشت حضرت ام‌البنین 🏳روزگرامیداشت مادران‌شهدا/۳ 💠رهبرانقلاب ‼️درباره مصیبت حضرت‌ اباالفضل (علیه الصّلاة و السّلام) به نظرم میرسید که یکی از بخشهای مهم و جذابی که میتواند این مصیبت را بیان کند، همان زبان حال مادر حضرت اباالفضل است؛ همان «لا تدعونّی ویک امّ البنین»، یا آن شعر دیگری که به ایشان منسوب است. خب، این دو تا شعر است. البته اینها ترجمه‌ی شعری هم شده، ترجمه‌ی خیلی جالبی نیست، خیلی قوی نیست؛ اما خود این یک عرصه است: مادری است؛ صورت قبر چهار جوانش را که در کربلا شهید شدند، در بقیع میکشد و نوحه‌سرائی میکند و حماسه میآفریند. همه‌اش اشک ریختن و تو سر زدن هم نیست - البته اشک ریختن هست، اشکالی هم ندارد - بلکه حماسه‌آفرینی است، افتخار به این جوانهاست. این یک عرصه‌ی خیلی خوبی است، که از اینگونه عرصه‌ها برای مصیبت خیلی باید استفاده کرد! ۹۰/۳/۲۵ @Jahade_tabeini
کار فرهنگی حضرت ام البنین سلام الله علیها بعد از کربلا؛ بانویی که دشمن اهل بیت علیهم السلام را هم به گریه انداخت! 🔰 ابوالفرج اصفهانی (عالم مشهور غیر امامی متوفای ۳۵۶هـ) در کتاب «مقاتل الطالبیین» چنین نقل می‌کند: 📝 ام البنین [سلام الله علیها] مادر چهار شهید کربلا بود. وی به بقیع می‌آمد و برای فرزندانش به سوزناک ترین شکل ممکن نوحه خوانی می‌کرد و مردم جمع می‌شدند و به نوحه خوانی او گوش می‌دادند. مروان (حاکم وقت مدینه و از دشمنان سرسخت اهل بیت علیهم السلام) نیز در بین آن افراد بود و نوحه خوانی را گوش می‌کرد و می‌گریست. 📚 الاصفهاني، مقاتل الطالبيين، ص۹۰ 🔆 کانال ادیان، فرق و قومیت‌های مؤسسه مصاف (افق)  تلگرام| اینستاگرام | ایتا