eitaa logo
بصیرت خوشاب(سبزوار)
571 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
3.2هزار ویدیو
46 فایل
قیامِ کربلا، یک گزارشِ خبریِ ساده نبود؛ منشورِ حیاتِ آزادگان بود که تا قیامت می‌گوید: «زنده‌باد آن‌که معروف را فریاد زد، و مرده‌باد آن‌که منکر را در سکوتِ خود پناه داد!»
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
انسان به کندی تغییر می‌کند ... به همان کندی ای که بهار تبدیل به تابستان و تابستان تبدیل به پاییز و پاییز تبدیل به زمستان می‌شود؛ هرگز کسی نمی‌فهمد در کدام لحظه بهار تبدیل به تابستان می‌شود. یک روز صبح از خواب بیدار می‌شویم و حس می‌کنیم هوا گرم است. تابستان وقتی ما در «خواب» بودیم فرارسیده است. 🟢از خوشاب تا ایران؛ صدای لحظه‌های راستین/بصیرت‌خوشاب @khoshab1
حکایت اینفلوئنسر و کلاغ ! بصیرت‌خوشاب: شنیدم این روزها ها فراوان است، اما حکایتی شنیدم که بهتر است آنرا بخوانید! حکایتِ یک "اینفلوئنسر". بله، یک موجودِ عجیب الخلقه که کارش چیست جز نمایش دادنِ زندگی‌اش در فضای مجازی این اینفلوئنسر، روزی بر درِ کاخی مجلل می‌رفت. اما نه برای ضیافت، نه! برای عکس گرفتن با لباسی که هزار سکه قیمت داشت، و بعداً آن را پس می فرستاد! در میانه ی عکس‌برداری، کلاغی بر سرش نشست و......شروع کرد به ..‌‌.! اینفلوئنسر بیچاره، از خشم به خود پیچید. فریاد زد: "ای وای بر من! این چه مصیبتی است؟ لباسِ هزار سکه ای من! عکس‌هایم خراب شد! فالوورهایم چه خواهند گفت؟" در این هنگام، پیرمردی از راه رسید و با لبخندی گفت: "ای جوان! این‌همه اندوه برای چه؟ .... کلاغ، رسمِ طبیعت است. تو که این‌همه خود را بزرگ می‌پنداری، ارزش یک .... کلاغ را هم نداری؟" اینفلوئنسر، از این سخن، شرمسار شد. اما هنوز هم به فکر فالوورها بود. به پیرمرد گفت: "اما مردم چه خواهند گفت؟ من با این عکس چه کنم؟" پیرمرد پاسخ داد: "مردم چه می گویند؟ مردم فراموش می کنند! امروز می بینند، فردا فراموش می کنند! تو خودت را اسیرِ نگاهِ مردم کرده ای، در حالی که فراموش کرده ای خودت کیستی." آه، دوستان! این حکایت، آینه ی روزگار ماست. پر از اینفلوئنسرهایی که ... کلاغ را هم مصیبتی بزرگ می‌دانند. ما هم گاهی در دامِ این دنیای مجازی می‌افتیم، فراموش می‌کنیم خودمان باشیم، و ارزش یک ... کلاغ را هم نداریم! 🟢از خوشاب تا ایران؛ صدای لحظه‌های راستین/بصیرت‌خوشاب @khoshab1
از حاج آقا پرسیدم اینکه میگویند دائم الذکر باشید، یعنی چی؟  فرمود: ذکر یعنی یاد. اینکه به رفیقت میگویي مشهد یادت بودم، تسبیح که نگرفته بودی اسمش را صدا بزنی، یعنی همه جا در نظرت بود. دائم الذکر یعنی همه جا خدا در نظر و دلت باشد. هر ذکری از خدا که به زبانت آمد همان ذکر خداست. بگو خدایا چقدر خوبی، چقدر خوبی، چقدر خوبی! الهی شکر @khoshab1
ادعای وزیر جنگ سابق اسرائیل: 🔻ایران در حال آماده سازی برای حمله پیش دستانه بزرگی علیه اسرائیل است؛ ما چاره ای جز حمله مجدد به ایران نداریم. @khoshab1
حکایت موشِ زیرک، گربه‌ی سیاستمدار و انبار دیجیتال بصیرت خوشاب: روزی روزگاری، در انباری بزرگ و پر زرق‌وبرق که به جای گونی‌های گندم، سرورهای دیجیتال و کابل‌های رنگارنگ داشت، دو موش به نام‌های «تیزپا» و «کله‌گرد» زندگی می‌کردند. این دو موش، که یکی زرنگ و دیگری ساده‌لوح بود، روزگارشان را با جویدن بیت‌های اطلاعات و دزدیدن کدهای خوشمزه می‌گذراندند. اما مشکل این بود که در این انبار، گربه‌ای کمین کرده بود که نه با چنگ و دندان، که با زبان چرب و نرم و وعده‌های رنگین شکار می‌کرد. روزی تیزپا به کله‌گرد گفت: «ای دوست! شنیده‌ام گربه انجمنی ترتیب داده و ما موش‌ها را دعوت کرده تا در صلح و صفا با هم زیستی کنیم. می‌گویند قرار است انبار را عادلانه تقسیم کند و به هر موش سهمی از بایت‌های خوشمزه بدهد!» کله‌گرد که چشمانش از شنیدن «بایت خوشمزه» برق زده بود، گفت: «وای، چه گربه‌ی نازنینی! حتماً خیرخواه ماست. برویم و در انجمنش شرکت کنیم!» تیزپا که بویی از نیرنگ برده بود، گفت: «صبر کن، ای ساده‌دل! گربه گربه‌ست، چه در پوست سیاستمدار باشد، چه در کت‌وشلوار خیرخواهی! بیا امشب از دور نظاره کنیم و ببینیم این گربه چه در چنته دارد.» شب‌هنگام، موش‌ها یواشکی به گوشه‌ای از انبار خزیدند و از پشت یک سرور زوار دررفته، جلسه را پاییدند. گربه با دمی برافراشته و سبیل‌هایی اتوکشیده، بر بالای یک کیبورد غول‌پیکر ایستاده بود و برای موش‌های ساده‌لوح سخنرانی می‌کرد: «ای موش‌های عزیز! من از جنگ و جدال خسته‌ام. بیایید پیمان دوستی ببندیم. من به شما قول می‌دهم که هر موش روزانه یک مگابایت اطلاعات ناب، بدون ویروس و بدافزار، دریافت کند. فقط کافی‌ست کدهای دسترسی‌تان را به من بدهید تا در سیستم عدالت دیجیتال ثبت‌ نام کنم!» موش‌های ساده‌لوح هورا کشیدند و یکی‌یکی کدهایشان را تقدیم کردند. گربه با لبخندی زیرکانه، کدها را در دیتابیس خود ذخیره کرد و گفت: «حالا بروید و فردا برای دریافت سهمتان بازگردید!» تیزپا به کله‌گرد گفت: «دیدی؟ این گربه کدهایمان را می‌خواهد تا به حساب‌هایمان دستبرد بزند! فردا که موش‌ها برگردند، نه تنها بایتی نصیبشان نمی‌شود، بلکه حسابشان هک شده و خودشان در تله دیجیتال گرفتار می‌شوند!» کله‌گرد که تازه سکه‌اش افتاده بود، گفت: «وای بر من! پس چه کنیم؟» تیزپا لبخندی زد و گفت: «نگران نباش. امشب کاری می‌کنیم که گربه خودش در تله بیفتد.» همان شب، تیزپا و کله‌گرد به سرور مرکزی انبار نفوذ کردند. تیزپا که در هک و کدزنی مهارت داشت، پیامی جعلی از طرف گربه به همه گربه‌های دیگر شهر فرستاد: «ای گربه‌های گرامی! انبار دیجیتال پر از موش‌های چاق و چله است. امشب مهمانی بزرگی داریم، بشتابید!» صبح روز بعد، وقتی گربه با خیال راحت منتظر موش‌های ساده‌لوح بود، ناگهان انبوهی از گربه‌های حریص از در و دیوار انبار سرازیر شدند. هر گربه‌ای به خیال اینکه دیگری سهم او را می‌دزدد، به گربه کناری حمله‌ور شد. گربه که غافلگیر شده بود، با دمی زیر پا و سبیل‌هایی آشوب‌زده فرار کرد و دیگر هرگز به انبار بازنگشت. تیزپا رو به کله‌گرد کرد و گفت: «دیدی؟ گربه را باید با گربه شکار کرد! حالا بیا تا این بایت‌های خوشمزه را خودمان تقسیم کنیم.» حکمت : در دنیایی که گربه‌ها وعده‌ی عدالت می‌دهند، موش زیرک کسی‌ است که به جای گوش دادن به حرف‌های قشنگ، کدهایش را نگه دارد و تله را برای گربه بچیند! 🟢از خوشاب تا ایران؛ صدای لحظه‌های راستین/بصیرت‌خوشاب @khoshab1
همکاری اردوغان با ترامپ برای خفگی ۱۰۰ سالۀ توسعه ایران! 🔹پشت‌پردۀ پیشنهاد اجاره ۱۰۰ سالۀ کریدور زنگزور به ترکیه و آذربایجان، طرحی آمریکایی با ظاهری دیپلماتیک و باطنی ژئوپلیتیکی است. 🔹این پیشنهاد توسط «تام باراک» هم‌پیمان ترامپ مطرح شده؛ فردی که از نفوذ بالایی در حلقۀ سیاست خارجی آمریکا برخوردار است. 🔹دالان زنگزور، مسیری ۳۲ کیلومتری میان آذربایجان و نخجوان است که ترکیه می‌خواهد از آن برای اتصال به آسیای مرکزی استفاده کند. در ظاهر، مسیری ترانزیتی؛ اما در واقع ابزاری برای نفوذ پایدار آمریکا و ناتو به مرزهای شمالی ایران. این طرح می‌تواند جایگزین مسیرهای ارتباطی ایران با ارمنستان شود و تهران را از معادلات این منطقه کنار بزند. 🔹این طرح در صورت اجرا، مثلث عبری-آمریکایی-ترکی را در مرزهای ایران شکل می‌دهد؛ الگویی برای محاصرۀ آرام و خزنده. 🔹هرچند ارمنستان این پیشنهاد را رد کرده و ایران نیز بر ثبات ژئوپلیتیک منطقه تأکید دارد، اما تحرکات آمریکا و متحدانش نشان می‌دهد که پروژه‌های فشار هوشمندانه جایگزین جنگ‌های آشکار شده‌اند. @khoshab1