eitaa logo
خطـ | ـحمیدرضا فاضلی
103 دنبال‌کننده
78 عکس
11 ویدیو
0 فایل
دنیای خط‌هاست ما نقطه می‌بینیم... _______ حمیدرضا فاضلی ___________ حرفای جدی‌تر: @shivename
مشاهده در ایتا
دانلود
به بهانه‌ی خبرهای انتخاباتیِ این روزها شعری قدیمی از __________ به دست غیر مبادا امیدواری ما نیامده است به جز ما کسی به یاری ما... به رنج راه بیامیز تا بیاموزی به خطّ آبله، اسرار پایداری ما مدام داغ جوان دیده‌ایم و در تشییع ندیده است کسی اشک سوگواری ما به سربلندی سرویم و استواری کوه به رودهای جهان رفته بی‌قراری ما  نمانده جای شکایت که در پیِ هر زخم بلندتر شده طومار بردباری ما بهار می رسد و پیش پای آمدنش خوشا که سرخ شود جامه‌ی بهاری ما...
اشک ریزان و عاشقانه، شرح احوالات شهید سید محمدباقر صدر را در کتاب کوچک اما دوست‌داشتنیِ "نا" خواندم. با هر سطر، احساسی ناشناخته در من شکل گرفت... دیدار سید صدر، امام موسی و خمینی بزرگِ ما در یک قاب -آن هم از دریچه‌ی تواضع و مهربانی بی حد و مرز سیدِ صدر و همچنین بصیرت مثال‌زدنی‌اش- تجربه‌ای تکرار نشدنی بود... حالا با هر تمثیلِ سید صدر در حلقات، به عراقِ آن سال‌ها می‌روم؛ کوچک می‌شوم و از انتهای کلاس، خیره می‌شوم به چهره‌ی برادرانه‌ی سید، که از روحانیت می‌گوید؛ و تشکیلات، و عشق... حالا شوق بی‌پایانی دارم تا تمامِ آن کتاب‌ها را که با سوزِ دل و آتشِ سینه نوشته است بخوانم؛ تا آن آتش را در سینه‌ام روشن نگه دارم؛ تا آن بارِ به منزل نرسیده را به منزل برسانم... او از این پس، لااقل دیگر برای من "سید صدر" نیست؛ "امام صدر" است. عنوانی که دشمنانش را سخت می‌ترساند...
گروهی مسیح می‌خوانندت؛ گروهی علی. کسی مصداق آیه‌ی "...و زاده بسطة فی العلم و الجسم..." می‌داندت، و کسی می‌گوید: اگر مسیحی بود، او را قدیس می‌نامیدیم. بگذار این عنوان‌ها هر چه می‌خواهد باشد؛ مشیِ تو، مشیِ پیام‌آوران است. چشمانت رنگِ دغدغه و درد دارد؛ کلامت عطرِ انسانیت و شرف؛ و در قلبت انگار، خون نه، که آسمان جاری است. بگذار عده‌ای تو را صلح کل معرفی کنند؛ غرب‌زده بخوانند، و اهل تساهل. مهم نیست. تمام روستاهای جنوب لبنان، و تمام مردم آزاده‌ی لبنانی -مسیحی و مسلمان- شهادت می‌دهند که فرزندانِ تو در امل، با اسرائیل چه کردند؛ و سخنانت، در کلیسای کبوشیینِ بیروت، چگونه مسیح را برای مسیحیان، باز آفرینی کرد. و هنوز در خاطرِ فروشندگان رستوران‌ها، خاطره‌ی لحن مهربانِ تو و جوانانِ لبنانی باقی است، که برای حفظ حرمتِ رمضان، از ایشان تقاضای کمک کردی... چهل‌سال گذشته است... به عددِ سال‌های سرگردانی بنی‌اسرائیل. و ما بی‌تو به ارض مقدس نمی‌رسیدیم... پس اینبار "به دریا نه! عصایت را به میله‌های زندان بزن موسی!" ______________ پ.ن: این دو عموزاده-امام موسی و امام صدر- چه بی‌اندازه به یکدیگر شبیه‌اند... پ.ن: عصایت را به میله‌های زندان بزن موسی (زندگی‌نامه‌ی امام موسی صدر) ، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر
امشب از داغی دوباره، چشمِ ایران روشن است...
خطـ | ـحمیدرضا فاضلی
انسانْ بدون دین، انسانِ بدون معناست. اینُ تازه دیروز لمس کردم. دیروز که از صبح تا غروب، مهمان کنیسه
یکسالِ پیش دقیقا همین روزها بود که برای اولین -و آخرین- بار این مردِ بزرگ رو دیدم... اما خبر که آمد، انگار سال‌ها می‌شناختمش... انگاری بخشی از وجودم از هستی خالی شد... احساس بی‌پناهی می‌کنم... احساس بی‌پناهی می‌کنم... خدایا تو به ما رحم کن... پ.ن: برخی بزرگان هم هستند که رأی آوردن و یا رأی نیاوردن، هیچ خللی در شخصیت آنها ایجاد نمی‌کند و آقایان یزدی و مصباح از جمله‌ی این افراد هستند که حضور آنان در خبرگان باعث افزایش وزانت این مجلس می‌شود و نبود آنها نیز برای مجلس خبرگان خسارت است. ۱۳۹۴/۱۲/۲۰
دستی به روی دست دستی به روی سینه دستی به روی چشم های برادر دستی به در دستی به تازیانه دستی به شمشیر دستی به بهانه تقدیر... دستی... ما دست های زیادی بودیم اما آن اتفاق افتاد...
هل من معین فاطیل معه العویل و البکاء...؟
ایام هجر را گذراندیم و زنده‌ایم ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود...
این روزها که می گذرد، هر روز احساس می کنم که کسی در باد فریاد می زند احساس می کنم که مرا از عمق جاده های مه آلود یک آشنای دور صدا می زند آهنگ آشنای صدای او مثل عبور نور مثل عبور نوروز مثل صدای آمدن روز است آن روز ناگزیر که می آید ... آن روز پرواز دست های صمیمی در جستجوی دوست آغاز می شود روزی که روز تازه ی پرواز روزی که نامه ها همه باز است روزی که جای نامه و مهر و تمبر بال کبوتری را امضا کنیم و مثل نامه ای بفرستیم صندوق های پستی آن روز آشیان کبوترهاست روزی که دست خواهش، کوتاه روزی که التماس، گناه است و فطرت خدا در زیر پای رهگذران پیاده رو بر روی روزنامه نخوابد و خواب نان تازه نبیند روزی که روی درها با خط ساده ای بنویسند: «تنها ورود گردن کج، ممنوع»! و زانوان خسته ی مغرور جز پیش پای عشق با خاک آشنا نشود و قصه های واقعیِ امروز خواب و خیال باشند و مثل قصه های قدیمی پایان خوب داشته باشند ... آن روز بی‌چشم‌داشت بودنِ لبخند قانون مهربانی است ... روزی که روی قیمت احساس مثل لباس صحبت نمی کنند پروانه های خشک شده، آن روز از لای برگ های کتاب شعر پرواز می کنند و خواب در دهان مسلسل ها خمیازه می کشد ... روزی که سبز، زرد نباشد گل ها اجازه داشته باشند هر جا که دوست داشته باشند بشکفند دل ها اجازه داشته باشند هر جا نیاز داشته باشند بشکنند ... روزی که آسمان در حسرت ستاره نباشد روزی که آرزوی چنین روزی محتاج استعاره نباشد ای روزهای خوب که در راهید! ای جاده های گمشده در مه! ای روزهای سخت ادامه! از پشت لحظه ها به در آیید! ای روز آفتابی ای مثل چشم های خدا آبی! ای روز آمدن! ای مثل روز، آمدنت روشن! این روزها که می گذرد، هر روز در انتظار آمدنت هستم! اما با من بگو که آیا، من نیز در روزگار آمدنت هستم؟ پ.ن: ... متن کامل: ayateghamzeh.ir/Poem/ID/1703
متن زیر باز ارسال از کانال زمستان است: ble.ir/sohrabireza پیش‌نویس: رضا سهرابی، یه دانشجوی مجاهد خستگی‌ناپذیرِ پردغدغه است. ارشد حقوق بین الملل میخونه توی دانشگاه تهران، و پژوهش‌های تخصصی داره درباره پروژه بین‌المللی اقتصادی جاده ابریشمِ چین: ble.ir/china_silk_road واژه‌ی مبارزه رو در روزگار خودمون، بیرون از جبهه نظامی، نمی‌تونستم تصور کنم؛ تا اینکه با او آشنا شدم... ______________ بسم الله الرَّحمن الرَّحیم ساعت 4 بعد از نیمه شب از تهران رسیدم خونه. یک ساعت گذشته و من دوست ندارم بخوابم... احساس می‌کنم با خوابیدن خیلی از دل‌مشغولی‌ها هم به خواب میرن. دوش میگیرم... یه فنجون قهوه درست می‌کنم... و به امروز و آینده‌ی جمهوری اسلامی فکر می‌کنم. به حرفای امروز جانبازی که با مِگان اومده بود توی اسنپ. من نمی‌دونم مگان چنده اما بچه‌ها میگفتن خیلی گرونه. به اولین سخنرانی بایدن به عنوان رئیس جمهور _که دیشب توی اتوبوس گوش دادم_ فکر می‌کنم... و شباهتش به حرف‌های اوباما توی اولین سخنرانیش... انگار هر دو متن متعلق به یه نفره! Joe Biden First Speech as President: I pledge to be a President who seeks not to divide, but to unify. Who doesn’t see Red and Blue states, but a United States. _ Barack Obama PresidentElect Victory Speech: we have never been just a collection of individuals or a collection of Red States and Blue States: we are, and always will be, the United States of America! _ Biden: I am proud of the coalition we put together. Democrats, Republicans and Independents. Progressives, moderates and conservatives. Young and old. Urban, suburban and rural. Gay, straight, transgender. White. Latino. Asian. Native American. __ Obama: It's the answer spoken by young and old, rich and poor, Democrat and Republican, black, white, Hispanic, Asian, Native American, gay, straight, disabled and not disabled ____ ابلیس همون ابلیسه...با همون ادبیات. راننده جانباز اسنپ می‌گفت «می‌ترسم...می‌ترسم دوباره اینا مردم رو فریب بدن. من خونم به جوش میاد. من دیییدم چطوری جوونا خون‌شون رو میدادن برا این نظام». ساعت 6 صبحه...و یه نفر توی ذهنم داره شطرنج بازی می‌کنه. حرکت اول: اومدن بایدن؛ حرکت دوم: برگشت به برجام؛ حرکت سوم: پایین اومدن دلار؛ چهارم: رشد دستوری بورس؛ پنجم: القای این تفکر که تا بایدن هست اینور هم اعتدال سر کار باشه بهتره! ششم...و خدا ششم رو نیاره. قرآن رو باز می‌کنم...می‌فرماید: «وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» و یاری مؤمنان، همواره حقّی است بر عهده ما!
خطـ | ـحمیدرضا فاضلی
قبل‌ترها جمله‌ای قریب به این مضمون از آقا دیده بودم که شب‌ها یا سحرهای جمعه مثل ماهِ رمضان است...
شبای جمعه دلتنگی میاد سراغم و شعر. هوای نیستان به سرم میزنه حسرت نسیم در وجودم میپیچه. یه روز از این کهنه‌لباس خاکی بیرون میام میرم پیش خودش... راحت. رها...
نگویمت که همه ساله میگساری کن سه ماه مِی خور و نه ماه پارسا می‌باش آغاز مبارک...