eitaa logo
خطـ | ـحمیدرضا فاضلی
103 دنبال‌کننده
78 عکس
11 ویدیو
0 فایل
دنیای خط‌هاست ما نقطه می‌بینیم... _______ حمیدرضا فاضلی ___________ حرفای جدی‌تر: @shivename
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب از داغی دوباره، چشمِ ایران روشن است...
خطـ | ـحمیدرضا فاضلی
انسانْ بدون دین، انسانِ بدون معناست. اینُ تازه دیروز لمس کردم. دیروز که از صبح تا غروب، مهمان کنیسه
یکسالِ پیش دقیقا همین روزها بود که برای اولین -و آخرین- بار این مردِ بزرگ رو دیدم... اما خبر که آمد، انگار سال‌ها می‌شناختمش... انگاری بخشی از وجودم از هستی خالی شد... احساس بی‌پناهی می‌کنم... احساس بی‌پناهی می‌کنم... خدایا تو به ما رحم کن... پ.ن: برخی بزرگان هم هستند که رأی آوردن و یا رأی نیاوردن، هیچ خللی در شخصیت آنها ایجاد نمی‌کند و آقایان یزدی و مصباح از جمله‌ی این افراد هستند که حضور آنان در خبرگان باعث افزایش وزانت این مجلس می‌شود و نبود آنها نیز برای مجلس خبرگان خسارت است. ۱۳۹۴/۱۲/۲۰
دستی به روی دست دستی به روی سینه دستی به روی چشم های برادر دستی به در دستی به تازیانه دستی به شمشیر دستی به بهانه تقدیر... دستی... ما دست های زیادی بودیم اما آن اتفاق افتاد...
هل من معین فاطیل معه العویل و البکاء...؟
ایام هجر را گذراندیم و زنده‌ایم ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود...
این روزها که می گذرد، هر روز احساس می کنم که کسی در باد فریاد می زند احساس می کنم که مرا از عمق جاده های مه آلود یک آشنای دور صدا می زند آهنگ آشنای صدای او مثل عبور نور مثل عبور نوروز مثل صدای آمدن روز است آن روز ناگزیر که می آید ... آن روز پرواز دست های صمیمی در جستجوی دوست آغاز می شود روزی که روز تازه ی پرواز روزی که نامه ها همه باز است روزی که جای نامه و مهر و تمبر بال کبوتری را امضا کنیم و مثل نامه ای بفرستیم صندوق های پستی آن روز آشیان کبوترهاست روزی که دست خواهش، کوتاه روزی که التماس، گناه است و فطرت خدا در زیر پای رهگذران پیاده رو بر روی روزنامه نخوابد و خواب نان تازه نبیند روزی که روی درها با خط ساده ای بنویسند: «تنها ورود گردن کج، ممنوع»! و زانوان خسته ی مغرور جز پیش پای عشق با خاک آشنا نشود و قصه های واقعیِ امروز خواب و خیال باشند و مثل قصه های قدیمی پایان خوب داشته باشند ... آن روز بی‌چشم‌داشت بودنِ لبخند قانون مهربانی است ... روزی که روی قیمت احساس مثل لباس صحبت نمی کنند پروانه های خشک شده، آن روز از لای برگ های کتاب شعر پرواز می کنند و خواب در دهان مسلسل ها خمیازه می کشد ... روزی که سبز، زرد نباشد گل ها اجازه داشته باشند هر جا که دوست داشته باشند بشکفند دل ها اجازه داشته باشند هر جا نیاز داشته باشند بشکنند ... روزی که آسمان در حسرت ستاره نباشد روزی که آرزوی چنین روزی محتاج استعاره نباشد ای روزهای خوب که در راهید! ای جاده های گمشده در مه! ای روزهای سخت ادامه! از پشت لحظه ها به در آیید! ای روز آفتابی ای مثل چشم های خدا آبی! ای روز آمدن! ای مثل روز، آمدنت روشن! این روزها که می گذرد، هر روز در انتظار آمدنت هستم! اما با من بگو که آیا، من نیز در روزگار آمدنت هستم؟ پ.ن: ... متن کامل: ayateghamzeh.ir/Poem/ID/1703
متن زیر باز ارسال از کانال زمستان است: ble.ir/sohrabireza پیش‌نویس: رضا سهرابی، یه دانشجوی مجاهد خستگی‌ناپذیرِ پردغدغه است. ارشد حقوق بین الملل میخونه توی دانشگاه تهران، و پژوهش‌های تخصصی داره درباره پروژه بین‌المللی اقتصادی جاده ابریشمِ چین: ble.ir/china_silk_road واژه‌ی مبارزه رو در روزگار خودمون، بیرون از جبهه نظامی، نمی‌تونستم تصور کنم؛ تا اینکه با او آشنا شدم... ______________ بسم الله الرَّحمن الرَّحیم ساعت 4 بعد از نیمه شب از تهران رسیدم خونه. یک ساعت گذشته و من دوست ندارم بخوابم... احساس می‌کنم با خوابیدن خیلی از دل‌مشغولی‌ها هم به خواب میرن. دوش میگیرم... یه فنجون قهوه درست می‌کنم... و به امروز و آینده‌ی جمهوری اسلامی فکر می‌کنم. به حرفای امروز جانبازی که با مِگان اومده بود توی اسنپ. من نمی‌دونم مگان چنده اما بچه‌ها میگفتن خیلی گرونه. به اولین سخنرانی بایدن به عنوان رئیس جمهور _که دیشب توی اتوبوس گوش دادم_ فکر می‌کنم... و شباهتش به حرف‌های اوباما توی اولین سخنرانیش... انگار هر دو متن متعلق به یه نفره! Joe Biden First Speech as President: I pledge to be a President who seeks not to divide, but to unify. Who doesn’t see Red and Blue states, but a United States. _ Barack Obama PresidentElect Victory Speech: we have never been just a collection of individuals or a collection of Red States and Blue States: we are, and always will be, the United States of America! _ Biden: I am proud of the coalition we put together. Democrats, Republicans and Independents. Progressives, moderates and conservatives. Young and old. Urban, suburban and rural. Gay, straight, transgender. White. Latino. Asian. Native American. __ Obama: It's the answer spoken by young and old, rich and poor, Democrat and Republican, black, white, Hispanic, Asian, Native American, gay, straight, disabled and not disabled ____ ابلیس همون ابلیسه...با همون ادبیات. راننده جانباز اسنپ می‌گفت «می‌ترسم...می‌ترسم دوباره اینا مردم رو فریب بدن. من خونم به جوش میاد. من دیییدم چطوری جوونا خون‌شون رو میدادن برا این نظام». ساعت 6 صبحه...و یه نفر توی ذهنم داره شطرنج بازی می‌کنه. حرکت اول: اومدن بایدن؛ حرکت دوم: برگشت به برجام؛ حرکت سوم: پایین اومدن دلار؛ چهارم: رشد دستوری بورس؛ پنجم: القای این تفکر که تا بایدن هست اینور هم اعتدال سر کار باشه بهتره! ششم...و خدا ششم رو نیاره. قرآن رو باز می‌کنم...می‌فرماید: «وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» و یاری مؤمنان، همواره حقّی است بر عهده ما!
خطـ | ـحمیدرضا فاضلی
قبل‌ترها جمله‌ای قریب به این مضمون از آقا دیده بودم که شب‌ها یا سحرهای جمعه مثل ماهِ رمضان است...
شبای جمعه دلتنگی میاد سراغم و شعر. هوای نیستان به سرم میزنه حسرت نسیم در وجودم میپیچه. یه روز از این کهنه‌لباس خاکی بیرون میام میرم پیش خودش... راحت. رها...
نگویمت که همه ساله میگساری کن سه ماه مِی خور و نه ماه پارسا می‌باش آغاز مبارک...
حکایت من و باران که می‌گریست، یکیست از آسمان به زمین کرده‌اند تبعیدم...
پیش از اینکه این مطلب را بخوانید، چند لحظه تامل کنید و بگویید که با شنیدن کلماتی مثل طاغوت، استعمار، منافق، فرعون، آمریکا یا... چه تصویری در ذهنتان نقش می‌بندد؟ برای بیشتر ما شاید این گونه باشد: موجودی مغرور، با قدرت، بی‌رحم و خشن؛ دسترسی به او سخت است؛ به کلی از کارهای انسانی به دور است؛ در مقابل حق، انعطاف ندارد. (قدری امروزی‌تر: ) ژنرال‌های سرخ‌پوش انگلیسی، با چکمه و اسلحه و کالسکه و توپ‌های جنگی، در خاک کشورهای دیگر؛ ملوانان آمریکایی بر روی ناوی در خلیج فارس یا... . درباره منافق هم شاید انسانی را تصور کنیم که در خلوت عقاید دیگری دارد و در جمع، وقتی می‌بینیمش، اگر در چشم‌هایش دقت کنیم، متوجه نفاقش خواهیم شد (شبیه شخصیت کشمیری در ماجرای نیمروز) ؛ به طور تصنعی و اغراق‌آمیزی سعی می‌کند خوش صحبت باشد و ادا در بیاورد و... . اما این تصورات، برای توضیح آن پدیده‌های پیچیده‌، شدیدا ساده، سطحی، و ناقص هستند! این تصور از مفاهیم، با چند آسیب عمده و خطرناک همراه است: -باعث می‌شود بسیاری از چهره‌های طاغوتی، استکباری، منافق و... که اتفاقا مهره‌های اصلی این جبهه‌ها هستند را نتوانیم شناسایی کنیم. -باعث می‌شود بسیاری از اقدامات مستکبران، منافقان و سردمداران استکباری عالم، که ظاهری انسان‌دوستانه دارد را به درستی نفهمیم و طبیعتا آن‌ها را به آن اندازه که هستند، شیطانی ندانیم. -باعث می‌شود بسیاری از آیات قرآن که به طور صریح یا در قالب نمادهایی چون فرعون و هامان و... به این افراد پرداخته است، از دسترس فهم ما خارج بشود و آن‌ها را فقط در چارچوب داستان‌های تاریخی و قدیمیِ عهد پیامبران ترجمه کنیم. (و در نتیجه هدایتگری قرآن را تا حد بسیار زیادی تحت الشعاع قرار بدهیم!) اما طاغوت، به واقع کیست؟ طاغوت کسی است که به تمام ابزارهای انسانی -ابزارهایی که انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد- مسلط است و از آن‌ها با رویکردی باطل و برای رسیدن به هدفی باطل استفاده می‌کند. (از این هدف ممکن است هیچ‌کس به هیچ وجه، کوچکترین خبری نداشته باشد.) طاغوت می‌تواند در موارد نیاز در مقابل انسان‌های خوبِ کوچک -و حتی بزرگ- زانو بزند و تواضع کند. می‌تواند علیه اقدامات خشونت‌آمیز تروریست‌های داعش و القاعده و عربستان صعودی و... موضع‌گیری جدی داشته باشد. می‌تواند با هم‌جنسگرایی و بی‌بندوباری‌های اخلاقی مقابله کند. طاغوت می‌تواند ساعت‌ها، به گونه‌ای از اخلاقیات صحبت کند که مخاطبان اشک بریزند. طاغوت می‌تواند در مواقعی، به سادگی در دسترس کودکان محروم و جنگ‌زده در سوریه و یمن و افغانستان و... باشد. می‌تواند قرآن بخواند؛ از دین صحبت کند؛ پای روضه‌های اباعبدالله اشک بریزد. برای کشورهای مسلمان، سلاح و دارو بفرستد. برایشان سد و پل و کارخانه و راه‌آهن و... بسازد. طاغوت می‌تواند بهترین کارهایی که فکرش را نمی‌کنیم، انجام دهد. هر کاری می‌خواهد باشد. اما تمام این کارها با پشت‌پرده‌ای طاغوتی همراه است. منفعتی بزرگتر. نقشه‌ای کاری‌تر برای ضربه زدن به جبهه‌ی حق. پازلی کلان‌تر که هر کدام از این کارهای خوب در آن جا بگیرد. تا زمانی که فرعون را یک پادشاه ستمگر در قصر خودش بدانیم-نه یک جبهه رسانه‌ای، فرهنگی، نظامی و حاکمیتی علیه حق- فرعون‌های زمان را نمی‌شود شناخت. و تا زمانی که با شنیدن لفظ منافق، یاد عبدالله بن ابی و منافقین صدر اسلام بیفتیم -و نه یک جریان فعالِ شبه روشنفکریِ مرتبط با قدرت‌های خارجی؛ برای فروپاشی داخلی جبهه حق- منافقان انقلاب اسلامی را نمی‌توان رسوا کرد. با این نگاه جدید هیچ‌کس از این احتمال مبرا نیست که طاغوت باشد یا در پازل طاغوت نقشی داشته باشد؛ اطلاعاتی باشد یا دیپلمات. آمریکایی باشد یا اروپایی یا آسیایی. معمم باشد یا دانشگاهی. استاد اخلاق و عرفان اسلامی باشد یا فلسفه غرب. علیه برجام حرف بزند یا به نفع آن. آقا را "حضرت آقا" خطاب کند یا "مقام معظم رهبری" یا "آقای خامنه‌ای". تفاوت جبهه حق و جبهه طاغوت، یک تفاوت جوهری است؛ در رویکردهاست؛ در عمق است؛ در هدف است؛ در سرانجام است. باید یک قدم به عقب برداری؛ نمودار کل رفتارهای یک فرد و یک جریان را در طول زمان ببینی؛ تشخیص بدهی که دارد جامعه‌ی مخاطبش را به کدام سو حرکت می‌دهد تا بفهمی حق است یا باطل. در غیر این صورت و به صرف دیدن و شنیدن سخنرانی‌های تاثیرگذار و استفاده از الفاظی چون اسلام، عدالت اجتماعی، عقلانیت، مقاومت، اقتصاد مقاومتی، مرگ بر آمریکا و... این دو از یکدیگر قابل تشخیص نیستند. پ.ن: کتاب "ولایت و حکومت" بخش مفصلی پیرامون ویژگی‌های حاکم اسلامی و حاکم طاغوتی دارد که جداً قابل استفاده است و بسیار دقیق به این ویژگی‌های متمایز کننده می‌پردازد.
خطـ | ـحمیدرضا فاضلی
پیش از اینکه این مطلب را بخوانید، چند لحظه تامل کنید و بگویید که با شنیدن کلماتی مثل طاغوت، استعمار،
پ.ن: هر چقدر طاغوت، بخواهد پیشرفته‌تر باشد، باید ظاهرسازتر بشود. یک طاغوتیِ درست و حسابی، آن کسی است که رفتارهایش، او را بهتر به آن هدف طاغوتی، برساند. اینجاست که ظاهرسازی، ابزاری بسیار برجسته می‌شود. یک وحشیِ ظاهرساز بسیار بسیار بیشتر از یک وحشی معمولی، می‌تواند بدَرد. همان ماجرای گرگ و لباس میش و... اوباما را با آن پیام‌های نوروزی ظاهرا دوستانه ببینید. چه کسی باورش می‌شود، آن دیلاق‌های وحشی داعشی در زمان او و به دست دولت او علم شده باشد؟! از این نظر، برای شناخت چهره‌ی طاغوتی آمریکا، ترامپ واقعا موهبتی بود! پ.ن: الان کسی در ایران بخواهد طاغوتی باشد، کراوات و ریشِ تراشیده و... به کارش نمی‌آید. چطور باشد برای خود شما، باورپذیرتر است؟