𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
پرتره ای از پائولینه شارلوت هوبنر 🪔 ؛
ازدواج رؤیایی و همسر نقاش
ازدواج پائولینه با یولیوس هوبنر نه تنها یک پیوند عاشقانه ، بلکه اتحادی در قلب محافل هنری رمانتیک آلمان بود.
مراسم عروسی و سفر ( رفته بودن هانیمون ) !!!
( ۱۸۲۹-۱۸۳۰ ) بعد از ازدواج در ۲۱ مه ۱۸۲۹، این کاپل دوست داشتنی در پاییز همون سال ، همراه با والدین پائولینه ، به سفر سنتی « گرند تور » ایتالیا رفتن.
دوباره بعد از این برگشتن بعد تو ۱۸۳۰ دوباره رفتن ایتالیا و لک لک ها تصمیم گرفتن یه دختر بهشون بدن ~ 💁🏻♀
- زندگی در دوسلدورف ( ۱۸۳۳-۱۸۳۹ ) بعد از کامبک هانسی فلیک نهایی در دوسلدورف ساکن شدن ، که مرکز مکتب نقاشی دوسلدورف بود و یولیوس به اون تعلق داشت. در اینجا خانواده آنها بزرگتر شد. بچه پس از بچه و لک لک ها واقعا بیزی بودن.
- زندگی در درسدن ( ۱۸۳۹-۱۸۹۵ ) : این خانواده همچون پروانه ی مونارک هی اینور اونور رفتن تا سر انجام ۱۸۳۹ خانواده به طور دائم به درسدن نقل مکان کرد . یولیوس در آکادمی سلطنتی هنر استاد شد و در ۱۸۷۱ مدیر گالری سلطنتی نقاشی گردید. در درسدن، خانواده هوبنر دوستی عمیقی با روبرت و کلارا شومان، زوج افسانهای موسیقی، برقرار کردن. دوستی با کلارا به ویژه عمیق بود ؛ وقتی که هوبنر اینا پنجاهمین سالگرد ازدواجشون در ۱۸۷۹ جشن گرفتن، کلارا آخرین ساخته ی موسیقی خودش رو به افتخار « عروسی زرین » این کاپل هنری تقدیم کرد.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
پرتره ای از پائولینه شارلوت هوبنر 🪔 ؛
پرتره پائولینه هوبنر که توسط همسرش یولیوس در سال ۱۸۲۹ کشیده شده ، یکی از آثار برجسته ی مکتب نقاشی دوسلدورف به شمار میره . این نقاشی که درست بعد از ازدواجشون کشیده شده ، پروژه بسیار بسیار بسیار شخصی و ناموسی بود. این تابلو با ابعاد یادبود ۱۸۹٫۵ در ۱۳۰ سانتیمتر ( تقریباً ۷۴٫۵ در ۵۱ اینچ )، با رنگ و روغن روی بوم، اکنون در آلته ناسیونالگالری برلین نگهداری میشه . این اثر یک شاهکار خیرهکننده و پیچیدهست که فراتر از یه شباهت ظاهری، معانی بسیاری داره .
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
پرتره پائولینه هوبنر که توسط همسرش یولیوس در سال ۱۸۲۹ کشیده شده ، یکی از آثار برجسته ی مکتب نقاشی دو
معانی ؟ کدوم معانی ؟
نگاه : نگاه مستقیم، صمیمی و روبروی او به بیننده ( همسر هنرمندش همسرررررر هنرررررمندددد ) بسیار مدرنه ؛ با شدتی که به عنوان بیانی عمیقاً شخصیه و به ما مربوط نیست .
گلدان صدفی : نمادینترین عنصر این نقاشی است. یک صدف دریایی عجیب که درون آن یک سوسن سرخ گذاشتن این ترکیب نمادی بدون ابهام از جنسیت زنانه، میل و عمل عشقه از نظرم .
جعبه ی جواهرات : صندوقچه ی باز ( که به «مینه کشتین» Minnekästchen معروفه ) که تو دستشه و پر از جواهراته ( همسری ریچ و هنرمند ) ، نمادی آشکار از جهیزیه ی او بوده و نشاندهنده ی ثروته و رفتن به خونه بخت و این داستانا .
سگ ( واقعا معذورم از همینطوری گفتنش زین پس میگویم هاپو ) : هاپویی کوچک و هوشیار پای پاهای او، نماد کلاسیک وفاداری.
فضاسازی : ترکیببندی با پردههای قرمز رنگ پررنگ، ابریشم طلایی که از آستینهاش بیرون زده و رنگهای زنده ی قالیچه، همگی حس صمیمیتی مجلل، دراماتیک و نمایشی دارن دقیقا همون حس و وایبی که بنده بشدت در زندگی ام نیازمندشم .
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
𝗂 𝖼𝖺𝗇 𝗁𝖾𝖺𝗋 𝗒𝗈𝗎 ~ 📨
Let's talk 🧱 .
ورمیر و مروارید ، این دو همیشه تو تاریخ هنر به هم گره خوردن .
از ۳۶ تابلویی که تا امروز معلومه از ورمیر به جا مونده، تو ۱۸ تاشون مروارید دیده میشه. انگار ورمیر هم شیفته ی مروارید بوده .
البته تو زمان ورمیر مروارید حسابی ترند بود.
ورمیر توی تاریخ هنر به عنوان نقاشی شناخته میشه که شاید مشهورترین مروارید تاریخ رو نقاشی کرده ! همون مرواریدی که دختر تو تابلوی "دختری با گوشواره مروارید" گوشش کرده.
از قدیم الایام ، مروارید به خاطر کمیاب بودن و قشنگیاش، خیلی باارزش بوده. تو قرون وسطی، مروارید نشون دهنده قدرت و جایگاه اجتماعی بالا بود. بعدها مروارید نماد مسیحیت شد و برای مریم مقدس و مسیح به کار میرفت تا پاکدامنی رو نشون بده . از قرن نوزدهم به بعد، مروارید رو بیشتر موقع عزاداری استفاده میکردن، ولی تو قرن هفدهم زمان ورمیر ؛ مروارید بیشتر علامت این بود " ثروت و اشرافیگری "
درست مثل اکثر نقاشیهای ورمیر . البته گاهی با توجه به فضای تابلو، یه معنی عمیقتری هم میتونه داشته باشه. مثلاً تو تابلوی "زنی با ترازو"، که یه حس و حال مذهبی داره، مرواریدها کنار سکهها و جواهرات طلایی که رو میز هست - میخوان به ما بگن که "دنیا فانیه" funny و آدم نباید زیادی به این مال دنیا دل ببنده، چون اینا گذران و ناپایدارن، برعکس ایمان به خدا که موندنیه حس میکنم دارم دینی رو درس میدم .
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
از قدیم الایام ، مروارید به خاطر کمیاب بودن و قشنگیاش، خیلی باارزش بوده. تو قرون وسطی، مروارید نشون
زنی با ترازو - ورمیر - حدود ۱۶۶۴ میلادی.