eitaa logo
الهام انیمیشن
92 دنبال‌کننده
27 عکس
387 ویدیو
2 فایل
بهترین انیمیشن های جدید دوبله فارسی دخترانه کارتون جدید دوبله فارسی کامل پسرانه خنده دار فیلم سینمایی کودکانه خنده دار خارجی دوبله فارسی انیمیشن سینمایی خنده دار دوبله فارسی لیست بهترین انیمیشن های دنیا دوبله فارسی
مشاهده در ایتا
دانلود
بر من، ای ، بند جان نتوان نهاد شور در دیوانگان نتوان نهاد شر و شوری در جهان نتوان نهاد چون پریشانی سر زلفت کند سلسله بر پای جان نتوان نهاد جرم بر دور زمان نتوان نهاد عشق تو مهمان و ما را هیچ نه هیچ پیش میهمان نتوان نهاد نیم جانی پیش او نتوان کشید پیش سیمرغ استخوان نتوان نهاد غمزهٔ تو، بر آن نتوان نهاد گویمت: بوسی به جانی، گوییم: بر لبم لب رایگان نتوان نهاد بر سر خوان لبت، خود بی‌جگر لقمه‌ای خوش در دهان نتوان نهاد بر بار غمت چندین منه برکهی کوه گران نتوان نهاد شب در می‌زدم، مهر تو گفت: زود پابر آسمان نتوان نهاد تا تو را در هوای جان بود پای بر آب روان نتوان نهاد تات وجهی روشن است، این هفت‌خوان پیش تو بس، هشت خوان نتوان نهاد ور محرم این حرف نیست راز با او در میان نتوان نهاد ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ https://eitaa.com/s/love_island/904 ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
با تو ناز در نگنجد جز درد و نیاز در نگنجد با سوز تو ساز در نگنجد بیچاره کسی که از در تو دور افتد و باز در نگنجد جز سوز و گداز در نگنجد با حقیقیت به هر حال سودای مجاز در نگنجد در میکده با حریف قلاش تسبیح و نماز در نگنجد خوبی ایاز در نگنجد با یاد لب تو در خیالم اندیشهٔ گاز در نگنجد آنجا که رود حدیث وصلت یک محرم راز در نگنجد وآندم که حدیث زلفت افتد جز شرح دراز در نگنجد چه ناز کنی اینجا؟ جان باز، که ناز در نگنجد ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ https://eitaa.com/s/love_island/896 ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
با قرار در نگنجد جز نالهٔ زار در نگنجد با باده خمار در نگنجد من با تو سزد که در نگنجم با دیده غبار در نگنجد با قلب عیار در نگنجد در دیده خیال تو نیاید با آب نگار در نگنجد بوسی ندهی به طنز و گویی: با بوسه کنار در نگنجد با جام خمار در نگنجد آنجا که منم تو هم نگنجی با لیل نهار در نگنجد شد عار همه جهان با فخر تو عار در نگنجد ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ https://eitaa.com/s/love_island/897 ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
در حلقهٔ فقیران قیصر چه کار دارد؟ در دست بحر نوشان ساغر چه کار دارد؟ ؟ در مجلس خموشان منبر چه کار دارد؟ جایی که عاشقان را درس حیات باشد ایبک چه وزن آرد؟ سنجر چه کار دارد؟ آب زلال چبود؟ کوثر چه کار دارد؟ وآنجا که بحر معنی موج بقا برآرد بر کشتی لنگر چه کار دارد؟ در راه پاکبازان این حرف‌ها چه خیزد؟ بر فرق سرفرازان افسر چه کار دارد؟ ،_دم_در_نگنجد_آنجا جایی که ره برآید، رهبر چه کار دارد؟ دایم، تو ای ، می‌گوی این حکایت: با بوی مشک معنی، عنبر چه کار دارد؟ ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ https://eitaa.com/s/love_island/892 ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
با پرتو برهان چه کار دارد؟ با زلف و خالت ایمان چه کار دارد؟ ؟ با وصل جانفزایت هجران چه کار دارد؟ در بارگاه دردت درمان چه راه یابد؟ با جلوه‌گاه وصلت هجران چه کار دارد؟ ؟ با عیش عاشقانت رضوان چه کار دارد؟ گرنه گریخت جانم از پرتو در سایهٔ دو زلفت پنهان چه کار دارد؟ چون در پناه وصلت افتاد جان نگویی: هجری بدین درازی با جان چه کار دارد؟ ،_شاید،_که_بر_سماطت پوسیده استخوانی بر خوان چه کار دارد؟ آری عجب نباشد گر در نیابی در کلبهٔ گدایان سلطان چه کار دارد؟ من نیز اگر نگنجم در حضرتت، عجب نیست آنجا که آن کمال است نقصان چه کار دارد؟ در تنگنای وحدت کثرت چگونه گنجد در عالم حقیقت بطلان چه کار دارد؟ گویند نیکوان را نظارگی نباید کانجا که درد نبود درمان چه کار دارد؟ آری، ولی چو عاشق پوشید رنگ معشوق آن دم میان ایشان دربان چه کار دارد؟ جایی که در میانه معشوق هم نگنجد مالک چه زحمت آرد؟ رضوان چه کار دارد ؟ هان! خسته ، با درد یار خو کن کانجا که دردش آمد درمان چه کار دارد؟ ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ https://eitaa.com/s/love_island/890 ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
امروز مرا در جز یار نمی‌گنجد وز یار چنان پر شد کاغیار نمی‌گنجد در جان خراب من جز یار نمی‌گنجد این لحظه از آن شادم کاندر تنگ من غم جای نمی‌گیرد، تیمار نمی‌گنجد از شادی آن در پوست چون نار نمی‌گنجد رو بر در او سرمست، از رخش، زیراک: در بزم وصال او هشیار نمی‌گنجد شیدای او در خلد نیرامد مشتاق لقای او در نار نمی‌گنجد جایی که یقین آید پندار نمی‌گنجد از گفت بد دشمن آزرده نگردم، زانک: با دوست مرا در آزار نمی‌گنجد جانم در می‌زد، گفتا که: برو این دم با یار درین جلوه دیار نمی‌گنجد خواهی که درون آیی بگذار را کاندر طبق انوار اطوار نمی‌گنجد ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ https://eitaa.com/s/love_island/894 ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
امروز مرا در جز یار نمی‌گنجد تنگ است، از آن در وی اغیار نمی‌گنجد وندر از مستی جز یار نمی‌گنجد با این همه هم شادم کاندر تنگ من غم چاره نمی‌یابد، تیمار نمی‌گنجد از غایت تنگ آمد کین بار نمی‌گنجد کو جام می ؟ تا مست شوم زیراک: در بزم وصال او هشیار نمی‌گنجد کو دام سر زلفش؟ تا صید کند را کاندر خم زلف او نمی‌گنجد جایی که یقین آید پندار نمی‌گنجد عشقش چو درون تازد جان حجره بپردازد آنجا که وطن سازد دیار نمی‌گنجد این قطرهٔ خون تا یافت از خاک درش بویی از شادی آن در پوست چون نار نمی‌گنجد غم گرچه خورد جانم، هم غم نخورم زیراک: اندر حرم جانان غمخوار نمی‌گنجد تحفه بر بردم جان و تن و دین و هوش دل گفت: برو، کانجا هر چار نمی‌گنجد خواهی که درآیی تو، بگذار را کاندر حرم جانان جز یار نمی‌گنجد ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ https://eitaa.com/s/love_island/893 ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟ با وصل کشتگانت هجران چه کار دارد؟ ؟ با درد اشتیاقت درمان چه کار دارد؟ گر در خیالت ناید عجب نباشد در دوزخ پر آتش رضوان چه کار دارد؟ در خانهٔ طفیلی مهمان چه کار دارد؟ دل را خوش است با جان گر زآن توست، یارا بی‌روی تو من با جان چه کار دارد؟ بر بوی وصلت، ای جان، بر در تو مانده است ور نه فتاده در خاک چندان چه کار دارد؟ لیکن با جان چه کار دارد؟ ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ https://eitaa.com/s/love_island/888 ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
سر به سر از لطف جانی ساقیا خوشتر از جان چیست؟ آنی ساقیا رو، که شیرین ساقیا زان به چشم من درآیی هر زمان کز صفا آب روانی ساقیا ،_مکن با حریفان سرگرانی ساقیا وعده‌ای می‌ده، اگر چه کج بود کز بهانه در گمانی ساقیا بر لب خود بوسه ده، آنگه ببین ذوق آب زندگانی ساقیا زان یقینم شد که جانی ساقیا گوش جان‌ها پر گهر شد، زانکه تو از سخن در می‌چکانی ساقیا در و چشمم ز حسن و لطف خویش آشکارا و نهانی ساقیا نیست در عالم را دمی بر لب تو کامرانی ساقیا ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ https://eitaa.com/s/love_island/891 ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟ با وصل کشتگانت هجران چه کار دارد؟ با عیش عاشقانت رضوان چه کار دارد؟ در لعل توست پنهان صدگونه آب حیوان از بی‌دلی لب من با آن چه کار دارد؟ کانجا که آن است انسان چه کار دارد؟ وهم از دهان تنگت هرگز نشان نیاید با خاتم سلیمان شیطان چه کار دارد؟ جان من از لب تو مانا که یافت ذوقی ورنه خیال جاوید با جان چه کار دارد؟ ورنه برید زلفت پنهان چه کار دارد؟ عاشق گر از در تو نشنید مرحبایی چون حلقه بر در تو چندان چه کار دارد؟ گر بر درت نیایم، شاید که باز پرسند: پوسیده استخوانی با خوان چه کار دارد؟ در که نبود معشوق کی توان یافت جایی که جان نباشد جانان چه کار دارد؟ در غم و آنگاه باقی در خانهٔ طفیلی مهمان چه کار دارد؟ ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ https://eitaa.com/s/love_island/889 ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
بیا، کاین سر هجران ندارد بجز وصلت دگر درمان ندارد که خسته طاقت هجران ندارد بیا، تا پیش روی تو بمیرم که بی‌تو زندگانی آن ندارد ؟ که بی‌تو زیستن امکان ندارد بمردم ز انتظار روز وصلت شب هجران مگر پایان ندارد؟ بیا، تا روی خوب تو ببینم که مهر از ذره رخ پنهان ندارد ،_جانا،_نیم_جانی اگر چه قیمت چندان ندارد چه باشد گر فراغت واله ای را چنین سرگشته و حیران ندارد؟ وصالت تا ز غم خونم نریزد عراقی را شبی مهمان ندارد ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ https://eitaa.com/s/love_island/886 ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
خرم تن آن کس که ریش ندارد و اندیشهٔ یار ستم‌اندیش ندارد سلطان چه عجب گر سر درویش ندارد؟ او را چه خبر از من و از حال من کو دیدهٔ پر خون و ریش ندارد بیگانه چنان شد که سر خویش ندارد هان، ای خونخوار، سر محنت خود گیر کان یار سر صحبت ما بیش ندارد معشوق چو شمشیر جفا بر کشد، از خشم عاشق چه کند گر سر خود پیش ندارد؟ از نوش لبان، بهره به جز نیش ندارد ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ https://eitaa.com/s/love_island/887 ‌┈┈••✾•🌷•✾••┈┈