eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. (علیه السلام) حجت الاسلام والمسلمین 1396 یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت خون جای اشک می چکد از چشم اطهرت داغی نشسته بر جگر داغدار تو در خون نشسته است دلِ درد پرورت بهرِ تسلی دلِ درد آشنای تو صف بسته اند خیلِ ملک در برابرت آقا جان : ما را شریک درد و غم خود حساب کن ما دل شکسته ایم ز احوال مضطرت دلتنگ سامرای تو هستیم و چون نسیم ما را ببر به دیدن گلزار پرپرت @emame3vom قربان آن امام، که در آخرین نفس سیراب گشته است به دست مطهرت شاعر مثل همین روزها بود ، غلام امام عسگری (علیه السلام) میگه حضرت فرمود اون ظرف دارو رو بیار، من بنوشم ، ظرف دوا رو آوردند ، دیدم دستای مبارکش داره میلرزه ! لب و دندانش داره میلرزه ! نمیتونه بنوشه ... فرمود برو تو اون حجره ، یه آقازاده ای مثل ماه شب چهارده میدرخشه ، بگو بیاد ، اومدم دیدم تو اون حجره ، یه آقازاده ی 5 ساله مشغول عبادته ، پیغام پدر رو دادم ، تا این آقارزاده آمد ، دیدم امام عسگری فرمود یا سید اهل بیته ، ای بزرگ اهلبیت (ع) اسقنى الماء ، یعنی تشنه لبم آبم بنوشان ، فانى ذاهب الى ربى میدونم دلت کجاست ، اینجا هم آقازاده ای آمد ، پدر تشنه لب و مسمومشو سیراب کرد ، درستشم همینه ، از آداب احتضار یکیش هم همینه ، بالا سر محتضر که رسیدی ، تشنگیشو رفع کن ، سیرابش کن ، اما لَا يَوْمَ‏ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ... من یه آقایی میشناسم کربلا ، هرچی صدازد آی مردم جگرم داره میسوزه ! نه تنها آبش ندادند ، بلکه فِرقَةٌ بِالسُّیُوفِ ، شمشیرزنا محاصرش کردند ، فِرقَةٌ بِالرِّمَاحِ ، نیزه دارها اومدند ، فِرقَةٌ بِالحِجَارَةِ ، سنگ اندازا و تیراندازا محاصرش کردند ، هرکی با هرچی دستش بود پسر فاطمه رو میزد ... ؟ حالا هر جا نشستی از سویدای دلت ، سه مرتبه ، ناله بزن یا حسین ... (علیه السلام ) https://eitaa.com/emame3vom/32361 .👇
. نباشد شوکتی غیر از شکوه کبریا اینجا که در صبح ازل ایجاد شد قالوا بلی اینجا بنه پیشانی تسلیم بر خاک آسمانی شو که طاعت پله‌ها دارد به سوی کبریا اینجا در این دشت بهار آباد لباس شکر بر تن کند که گل از تار و پود جلوه می پوشد ردا اینجا اگر از روشنای ذکر یا فاطر بپرسندت بگو سبحانک یا رب لا علم لنا اینجا شفا از او تمنا کن که جز شرح اشاراتش ندارد هیچ قانونی براهین شفا اینجا بگو اوصاف آن بانو که معنی بیقرار اوست سر از پا واژه نشناسد بهنگام ثنا اینجا همان بانو که ساق عرش باشد تکیه گاه او ندارد مخملِ خوابی به غیر بوریا اینجا همان بانو که دست از جان بشوید تا بدست آرد وفا تا پای جان در راه جان مرتضی اینجا همان بانوی عرشی که مدرس شد امامان را به الهامات خط مصحفش از ماورا اینجا همان مصحف، که از خط مرکب کوثرش نوشد هزاران خضرِ معنی جرعه آب بقا اینجا زمین و آسمان را بر سر این سفره مهمان کن که با دستان خود کرده است گندم آسیا اینجا ندارد قنبر از دینار و درهم آرزو در دل ندارد فضه در قلبش تمنای طلا اینجا کلیم اینجاست، شیث اینجاست ابراهیم و هود اینجا مسیح اینجاست نوح اینجاست ختم الانبیا اینجا چه بزمی زینبین اینجا حسن اینجا حسین اینجا همه اهل کسا اینجا به غیر کربلا که خود شب جمعه‌ست مهمانش نجف، مکه، مدینه، کاظمین و سامرا اینجا چه غوغایی‌ست در محشر شفاعت می‌کند مادر یکایک عاشقان را فاطمه گوید بیا اینجا چه اندوهی از این بالا تر ازی شاعر که در شعرت نگفتی از غم و اندوه او یک بیت در اینجا چه اندوهی پدید امد ز هجر مصطفی اینجا که زهرا ناله زد پیش غریب و اشنا اینجا چه خوش دادند اجر مصطفی را با وفات او چه خوش کردند حق اهل بیتش را ادا اینجا خدایا دختر پیغمبر ما را چه پی امد که با عجل وفاتی از تو میخواهد شفا اینجا چرا پهلو گرفته پشت در ان عرش پیمایی که پهلو میزند نامش به عرش کبریا اینجا زبان خاموش دار از شرح تلخ ماجرا بگذر که اتش زد به قلب پاک ختم الانبیا اینجا شبی در خواب با شهر مدینه این چنین گفتم بگو تا کی بماند قبر او پنهان ز ما اینجا نمی دانم کجای این مدینه اینقدر دانم که یا اینجاست یا اینجاست یا اینجاست یا اینجا شب است و بوسه بر خاک بقیع ارامش جان است دلم دارد ولی حال و هوای کربلا اینجا بیا بال سفر وا کن حرم اغوش وا کرده بیا تا قبر شش گوشه بیا پایین پا ایمجا شب جمعه مصیبت از علی اکبر نمیخوانم که زهرا ناله ها دارد در این صحن و سرا اینجا من از ان بانوی پیدا و پنهان عذر میخواهم که در شعرم ردیف اورده ام قافیه را اینجا تفاوت از زمین با اسمان با افتاب اوست ببین با بال شوقش ذره پر زد تا کجا اینجا .
CQACAgQAAx0CVBp6RAACBDdfjhDF3mY8dqa8gIcp9hv5aKSuVAACmwgAAvQDaFBUX5R-75hpkBsE.mp3
9.95M
🎧 بسیار زیبا و شنیدنی 🎼 مدح حضرت فاطمه (س)... 🎤 نباشد شوکتی غیر از شکوه کبریا اینجا که در صبح ازل ایجاد شد قالوا بلی اینجا بنه پیشانی تسلیم بر خاک آسمانی شو که طاعت پله‌ها دارد به سوی کبریا اینجا در این دشت بهار آباد لباس شکر بر تن کند که گل از تار و پود جلوه می پوشد ردا اینجا اگر از روشنای ذکر یا فاطر بپرسندت بگو سبحانک یا رب لا علم لنا اینجا شفا از او تمنا کن که جز شرح اشاراتش ندارد هیچ قانونی براهین شفا اینجا بگو اوصاف آن بانو که معنی بیقرار اوست سر از پا واژه نشناسد بهنگام ثنا اینجا همان بانو که ساق عرش باشد تکیه گاه او ندارد مخملِ خوابی به غیر بوریا اینجا همان بانو که دست از جان بشوید تا بدست آرد وفا تا پای جان در راه جان مرتضی اینجا همان بانوی عرشی که مدرس شد امامان را به الهامات خط مصحفش از ماورا اینجا همان مصحف، که از خط مرکب کوثرش نوشد هزاران خضرِ معنی جرعه آب بقا اینجا زمین و آسمان را بر سر این سفره مهمان کن که با دستان خود کرده است گندم آسیا اینجا ندارد قنبر از دینار و درهم آرزو در دل ندارد فضه در قلبش تمنای طلا اینجا کلیم اینجاست، شیث اینجاست ابراهیم و هود اینجا مسیح اینجاست نوح اینجاست ختم الانبیا اینجا چه بزمی زینبین اینجا حسن اینجا حسین اینجا همه اهل کسا اینجا به غیر کربلا که خود شب جمعه‌ست مهمانش نجف، مکه، مدینه، کاظمین و سامرا اینجا چه غوغایی‌ست در محشر شفاعت می‌کند مادر یکایک عاشقان را فاطمه گوید بیا اینجا چه اندوهی از این بالا تر ازی شاعر که در شعرت نگفتی از غم و اندوه او یک
1805914223.mp3
7.34M
زمینه | از بی حرمی تو شهادت امام حسن علیه‌السلام پنجشنبه ۲4 مهر ۹۹ | ۲7 صفر ۱۴۴۲ مداح : کربلایی حسین طاهری
243.3K
سادات ببخشند . بسم ‌الله الرحمن الرحیم در کوچه چه محشر شده سادات ببخشند اینگونه مقدّر شده سادات ببخشند این روضه‌ی ناموسی و این قصه‌ی کوچه تکرار مکرر شده سادات ببخشند دیوار که تقصیر ندارد به گمانم هر چه شده از در شده سادات ببخشند @emame3vom مادر که زمین خورده و بابا که شکسته شش‌ماهه که پرپر شده سادات ببخشند مظلومه‌ی دنیاست ولی قاتل زهرا مظلومیِ حیدر شده سادات ببخشند دل سوخت ازین غصه که بین همه تقسیم ارثیّه‌ی مادر شده سادات ببخشند ارثیّه‌ی پهلوی لگد خورده‌ی مادر سهم علی‌اکبر شده سادات ببخشند گهواره‌ی شش‌ماهه‌ی زهرا به گمانم وقف علی‌اصغر شده سادات ببخشند سهمیّه‌ی رخسار کبودش به خرابه تقدیم به دختر شده سادات ببخشند البتّه رسیده است به او ارث، اضافه چشمی که مکدر شده سادات ببخشند ظلمی که به زهرا شده، تکرار به نوعی با زینب مضطر شده سادات ببخشند در شام خدا داند و زینب که به نیزه با سنگ چه با سر شده سادات ببخشند
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم غزل - مدح امام حسن عسکری علیه السلام همین که نامِ تو آمد به لب نَشدها شد خـلاصه هر گـِره‌یِ کـورِ کارِ ما واٰ شد به‌نامتان که رسیدیم صحبت از کَرم است به نامـتان که رسیـدیم آسـمان تا شد "صبا اگر گُذری اُفتدت به کشورِ دوست" بگو که در حـَرمت دردمان مُداوا شد گـدایِ سامرِه از دستِ تو گـرفته نان نشسته بر سرِ این سفره که سرِ پا شد گـدایِ نانِ شما حـاتم و سلیمان ها مساوی است در این خانه هر نشد با شد قـریبِ عرشِ خـدایی غـریبِ سامرّا غـبار تا سرِ کـویت رسید اَعـلاء شد عـیارِ گـردوُغبـار از طلاست بالاتر کسی که خاکِ درِ این سراٰ شد آقا شد به سینه می‌زنم این سنگِ عشق را آری دوباره عاشقـتان ندبه‌خوانِ دریا شد .
. ◾اشعار وفات جانسوز ◾ بنت‌الحسین(س) ای وارث و شاهد شهیدان خدا ای گریه‌کن تشنه‌لب کرببلا تو دختر ارباب وفا،فاطمه‌ای ای رفته به کوفه،رفته تا شام بلا در طشت طلا سر پدر را دیدی ای کشته چوب خیزان،واویلا در کنج خرابه با رقیه بودی باگریه نموده‌ای تو روضه برپا چون عمه خطابه خوانده‌ای ای بانو تا بر سر نیزه دیده‌ای سرها را ای عمه‌ی صاحب الزمان دُّر نهان با ذکر بلند شیعتی روضه‌بخوان .
. 📖 🔊 روضه جانسوز حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ⚫️ شهادت سلام الله علیها 95 **** دست نوازشش دگر از کار مانده است در بازویش مدال غم یار مانده است با این که نا نداردو قدش کمان شده چون کوه پشت حیدر کرار مانده است زینب حریف آن همه خونریزی اش نشد... *به خدا خیلی حرفا رو نمیشه زد" هیچ وقت کسی نمیتونه بگه،مثل،مادرمو زدن " آره والا،سادات بده یه پسر بیاد بگه مادرمو زدن .... اما من میگم* چنان سیلی سریع و بی هوا آمد ... خودم دیدم ...... ننم ای وای .... ننم ای وای .... عزیزم هنوزم ، تو خیلی جوونی مگه قول ندادی کنارم بمونی داری با سکوتت منو می سوزونی سه ماهه که روتو ازم می پوشونی ... علی رو حلال کن که پهلوت شکسته .... *فاطمیه نیومده هنوز،چه خبرتونه؟!! این برا اونا که گریه نکردن میگم* علی رو حلال کن که پهلوت شکسته علی رو حلال کن که بازوت شکسته *امام زمان (عج) ازت معذرت میخوام اینو میخوونم* روی پیرهن تو دیدم خون تازه دیدم داره اسما،یه تابوت میسازه مرو نور خونم ... مرو مهربونم ... 2 *تو همین روزا بود اومدن عیادت مادرمون،بزار اینجوری بگم،گفت خیلی سال پیش اولادش تو مدرسه معلمه صداش کرد،گفت سید بیا برا پسرت" رفتیم شروع کرد بی ادبی کردن،حرفایی رو زد یه نگا کردم دیدم بغض کرده" گفت به بچه م اشاره کردم هیچی نگیا، معلمه"خیلی بهم ریختم؛ گفت بچه م که رفت به معلمه گفتم ساداته ... مادرش زهراست ..."اگه دلش بشکنه واویلا ... گفت صبح اول صبح معلمه زنگ میزنه، آنی الان بیاین مدرسه،هی پرسیدم طوری شده؟!! گفت بیا بیا ..." رسیدم مدرسه میخواست دستامو ببوسه،پاهای بچه مو ببوسه،چرا چی شده؟؟؟ گفت مادرمو خواب دیدم .... مادرم سیده ست ...." گفت چه کار کردی با پسر زهرا ...." من همین جا یه گریز بزنم ...." مگه امام حسن ،پسر سادات نبود ...؟!!! یه بغضی کرد ...." آه .... سه ماه هی نگا میکرد به مادر ... یاد اون روز افتاد .... رو پا وایساد .... هر کاری کرد نشد ...،دست رد شد .... یه جوری خورد .... صورت به دیوار خورد .... آه .... گوشواره شکست .... یا زهرا ..... صدات برسه مدینه یا زهرا .....* ببین دشمنم قد علم کرده زهرا *اومد بالاسرش* چقدر پلکای تو ورم کرده زهرا ... همونی که می زد تو رو تازیونه برای عیادت اومد توی خونه .... * گفت فاطمه م،اومدن دم در،فاطمه جان،همونایی که به تو جسارت کردن (ببین اینجا ولایت پذیری رو ببین) نگاه به امیرالمؤمنین کرد گفت خونه،خونه ی تو" بیت بیتک" اگه تو میگی بیان،بیان" اما من ازینا نمیگذرم .... آه به بابام شکایتشونو می کنم، تموم امیدم،همه ناامید شد یه جوری لگد زد که بچم شهید شد ... *امام زمان،سادات من معذرت میخوام* دیدم خونمون شد برات قتلگاهو زدن چل نفر وای ... زن پا به ماهو نرو نور خونم .... نرو مهربونم .... مرو ای جوونم ...... 🎤 حاج حيدر خمسه 🏴👇
✨﷽✨ 🌼سوزن و انار ✍️از یکى از ستارگان علم و فضیلت حکایتى نقل شده که آیات و روایات و تجربه نیز، با آن مطابقت دارد: این دانشمند اسلامى در مسجد جامع اصفهان نماز مى خواند. شبى پسرش ‍ را با خود به آورده بود. پسر از ورود به مسجد خوددارى کرد و در حیاط مسجد نشست . پس از رفتن پدر، به مشک آبى که در حیاط مسجد بود، سیخى فرو برد و با آبى که از آن مى ریخت ، بازى مى کرد! پس از پایان نماز، پدر از این موضوع خبر یافت و بسیار ناراحت شد، به خانه رفت و به همسرش گفت : من در تغذیه و رعایت آداب و رسوم اسلامى ، پى و پیش از انعقاد نطفه و در دوران کودکى فرزندمان سعى تمام کرده ام ، ولى عمل امروز این کودک ، نشانگر تقصیر یکى از ماست . مادر گفت : یاد دارم که در هنگام باردارى به منزل همسایه رفته بودم که درخت انار آنها توجه مرا به خود جلب کرد، به یکى از انارها سوزنى فرو بردم مقدارى از آب انار را چشیدم ! 🔅آرى ، غذاى حرام و شبه ناک در هر دورانى از زندگى ، اثر نامناسب بر انسان مى گذارد و در رفتار او بروز خواهد کرد و مى بینم که سوزنى که مادر، در دوران باردارى به انار درخت همسایه فرو کرده ، در تکوین شخصیت کودک اثر گذاشته است! 📚خانواده در اسلام / ۱۶۱ ‌‌‌‌✅ کانال استاد دانشمند ┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅ .