eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
.. نوکر آن نیست که در کیسه پشیزی دارد نوکر آن است که ارباب عزیزی دارد (محمد سهرابي)
6. حاج رضا عاصی.mp3
9.43M
( سلام الله علیها ) تو مثل اهل مدینه ز من مگردان روی که فارغم ز دو عالم گر یک سلام کنی نماز نافله ات را نشسته میخواندی که گفته پیش علی اینقدر قیام کنی ؟ فریاد که یار ضعفا یار ندارد مولود حرم مَحرم اسرار ندارد ( به کشوری که همه سخت با تو دشمنند علی یک دوست مانده بهر تو ، آن هم نماندنیست ... ) فریاد که یار ضعفا یار ندارد مولود حرم مَحرم اسرار ندارد شد خانه نشين شير خدا ، فاتح خيبر بي فاطمه او قدرت پيكار ندارد سوگند به مظلومي تاريخ كه تاريخ مظلوم تر از حيدر كرار ندارد بر حاشيه برگ شقايق بنويسيد گُل تاب فشار در و ديوار ندارد ✍ به همت جواد افشانی
. از سر نیزه ببین خواهر تو زار شده تو کس و کار منی؛ شمر جلودار شده .
‍ . عج و (س) ▪︎غزل امام زمان(عج) خواستم نزدیک‌تر باشم به آقایم، نشد تا بگیرم دامن لطف تو مولایم نشد خواستم از معصیت دوری کنم، آدم شوم بند‌ها را وا کنم از دست و پاهایم نشد ندبه‌های جمعه را هی خواب می‌مانم ببخش سر به زیرم که میان روضه پیدایم نشد ظاهراً ذکر تو را می‌گویم، اما باطناً در میان عاشقانت باز هم جایم نشد گفتمت یک بار در خوابم بیا، جانِ حسین سر به خاک مقدمت‌ای یار می‌سایم، نشد دائماً می‌چرخم آقا جان به دور معصیت از دو چشم خیس تو هربار، پَروایم نشد کربلایم دیر شد، دارم خجالت می‌کشم آه آقا جان بگو که وقت امضایم نشد ▪︎روضه کلامی اجازه بدین از همینجا دلارو ببرم کربلا... یابن‌الشبیب عمه‌ی ما راه دور رفت می‌خواست قتلگاه بماند به زور رفت آتش گرفت چادرش اما کسی ندید پنجاه و پنج سال قدش را کسی ندید پنجاه و پنج سال  بدون غمی نبود تا آن زمان مقابل نامحرمی نبود پنجاه و پنج سال پرش را گرفته‌اند مردانِ خانه دور و برش را گرفته‌اند ▪︎روضه کلامی: (هر وقت می خواست بره زیارت قبر مادر... یا زیارت جدش رسول الله... همه ی مَحرما دورشو می گرفتن...حتی سایه ی زینبو کسی ندید... یابن‌الشبیب عمه‌ی ما احترام داشت چندین امام زاده و چندین امام داشت ▪︎روضه کلامی: (حالا که آماده ای بگم چه کردن با عمه ی سادات...) ▪︎مرثیه حضرت زینب س: پیش بزرگ قافله فریاد می‌زدند یابن‌الشبیب بر سرِ او داد می‌زدند داغی کمر شکن کمرش را شکسته بود یک نیزه‌ی بلند سرش را شکسته بود یابن‌الشبیب بسکه زمین خورد جان نداشت می‌خواست راه علقمه گیرد توان نداشت یابن‌الشبیب دختر دلگیر را زدند پنجاه و پنج ساله زنی پیر را … اما رُباب زخم پَرَش را گرفته بود از بسکه درد داشت سرش را گرفته بود یابن‌الشبیب آتش خیمه امان  نداد فرصت به روی زخمی دختران نداد او را به ریگ‌های پریشان سپرد و رفت او را به آفتاب بیابان سپرد و رفت او را به مردمان دهاتی سپرد و رفت..‌‌.. ▪︎روضه کلامی (صدا زد حسین جان...) ▪︎مرثیه زبانحال س: سِپُردَمت به خدا و به ریگهای بیابان سپردمت به غبار به خارهای مغیلان سپردمت به وحوش،به شیرهای درنده به مردمان دهات و به آهوان پریشان به باد گفتم اگر شد مَرتبت بکند که تا خمیده نگردد دوباره مادر جان به گوش خاک سپردم تنت بپوشاند مباد اینکه ببیند کسی تو را عریان سپردمت به هر آنکس که بود ، اما تو سپردیم به که رفتی به دلقکان به کنیزان سپردیم به دو صد چشم پست نامحرم به شمر و خولی و اَخنس به حرمله به سنان ▪︎ کلامی : (یه نگاه به علقمه کرد... صدا زد عباس جان یادته زینبو میاوردی کربلا...گفتی جوونای بنی هاشم...پرده ی مَحمل هارو نگه دارید... نکنه باد بیاد این پرده ها کنار بره... چشم نامحرم به محارم آل الله بیفته...بلند شو نگاه کن ببین دور خواهرتو نامحرما گرفتن پاشو ببین یه مُشت بی حیا دارن خواهرتو سوار بر ناقه می کنن...همه صدا بزنیم یاحسین ▪︎ بعد روضه: خداحافظ ای برادر زینب به سبک حسین جان ای آبروی دو عالم🎼 ز زخم تنت روی ریگ بیابان به اشگ دل و سوز و آه یتیمان خدایا از این غم چه چاره کنم... تنت بی سر مانده در دل صحرا سرت هر دم روی نیزه ی اَعدا خدایا از این غم چه چاره کنم... (خداحافظ ای برادر زینب)۳ ▪︎ های به سبک دشتی بسوی شام و کوفه ام چه ظالمانه می برند نمی روم ولی مرا به تازیانه می برند سر تو را به روی نِی،نشانده دشمن علی نمی روم ولی مرا به این بهانه می برند مرا نه سر نه سامان آفریدند پریشان پریشان آفریدند پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفریدند اگر دردم یکی بودی چه بودی اگر غم اندکی بودی چه بودی به بالینم حبیبی یا طبیبی از این هر دو یکی بودی چه بودی مو که افسرده حالُم چون ننالُم شکسته پَرُّ بالُم چون ننالُم همه گویند زینب ناله کم کن۲ تو آیی در خیالُم چون ننالُم۲ ▪︎ های : من که ز آغاز عمر،بی تو نکردم سفر خیز و ببین خواهرت با که سفر می کند لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین "صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله" ▪︎دعای آخر مجلس: *فرج امام زمان عج برسان. *رهبر عزیزمون حفظ بفرما. *مریض های اسلام شفا بده. *زیارت کربلا نصیب ما بگردان. *حاجات این جمع برآورده به خیر بفرما* ذکر ما هست دائم الاوقات بر محمد و آل او صلوات... . .
صوتی.mp3
4.54M
🎤 زینب اگر نبود ، امامت تمام بود شکر خدا که سایه ی او مُستدام بود بعد از حسین پایه گذار، قیام بود او خشم ذوالفقار علی در نیام بود در انقلاب ماریه ، صاحب سهام بود اُخت الحسین و واجبت الاحترام بود اِعجاز کار، اغلب اوقات زینب است ادراک ، لنگ سؤالات، زینب است تنها نما که ذات خدا، مات زینب است تسخیر شام و کوفه، فتوحات زینب است قرآن و روضه ، جزء مهمات زینب است هر خطبه اش ، معادل یک انتقام بود یک زن که مردها از غیرتش خجل یک زن که باخت زندگیش را به حکم دل تفسیر یا مُعزُّ ، تَجلّی یا مُذِل غم در رکاب محمل او مانده پا به گِل سجاد را امامت از او گشت منتقل بانوی ما برای خودش یک امام بود ناموس حق عقیله ، عفیفه ، مکرمه طبق حدیث : عالِمه ی بی معلمه ارواحِ ، جن و اِنس و ملَک ، خادمش همه جسمش شبیه شیشه ای از نورِ قائمه اما برای دیدن اولاد فاطمه در کوچه های شام چرا ازدحام بود ؟ بی بیِ شام و کوفه و خاتون کربلا سرگشته ی حوالیِ هامونِ کربلا ای امتداد سرخیِ گلگون کربلا ای شاه بیتِ آن همه مضمون کربلا عالَم به زیر دِین تو، مدیون کربلا مثل همیشه وصف تو یک، فکر خام بود ... شاعر : وقتی بزرگ قافله ای می رود ز دست ناموس او کجا همه جا زار می شود ؟
. جان‌فدا شبی ز داغ تو سردار! کل عالم سوخت خدا گریست برایت، نبیِ خاتم سوخت خبـر رسـیـد تو را نانجـیب‌ها کشتند! دوباره روضه مُجسّم شد و مُحرّم سوخت تو رکن امنیت و صلح در جهان بودی شبی شکسته شدی و جهان خُرّم سوخت چقدر داغ تو سنگین و سخت بود عزیز! درین مصیبت جانسوز دشمنت هم سوخت! نمـاد عـزّت هـر کشـور است پرچم او تو جان‌فدا شدی، انگار کل پرچم سوخت! چهارشنبه ۷ دی با الهام از بیت زیر .............................................. اگرچـه شعـلهٔ حسنت تمـام عالم سوخت به مهربانی من در جهان کسی کم سوخت ✍ .
. قسمت این است که در علقمه تنها باشی هیچ کس نیست که بعد تو علم بردارد .
. چشماتو ببند ‌ خیال کن که با زائرایی چشماتو ببند ‌ خیال کن الان کربلایی وقتی عاشقی تو همون جایی چشماتو ببند ، اگه گذاشت گریه ی بی امونت چشماتو ببند ‌ چای عراقی بخور نوش جونت حالا که شده گریه مهمونت ... از ما که گذشت الهی هیچکس از سفر « جا نمونه ... » از ما که گذشت الهی هیشکی دیگه « تنها نمونه ... » از ما که گذشت دلم ، بدجوری شکست هر کاری کردم نشد که بِرَم ... آقا ، این همه زائر زیادی بودم ، نبردیم حرم آقا ، نبردیم حرم نبردیم حرم ، نبردیم حرم میترسم حسین به دنیا اعتمادی ندارم میترسم حسین ، سرم رو ، رو ضریحت نذارم من که تشنه ی ، روز دیدارم دلتنگ توام ندیدم حرمت رو ، خرابم دلتنگ توام یجوری که نمیشه بخوابم خسته ام حسین بس که بی تابم نه دیر نشده میدونم قدر این لحظه ها رو نه دیر نشده باید بست دیگه این کوله بارو ... میام به زودی پیشت قرارمونه حرم ان شاالله میام به زودی پیشت قرارمونه حرم ان شالا بزار ، تعبیر شه رویام ، قسم به حقِ ، چادر زهرا آقا ، به پات میوفتم به پات میوفتم ... چشم به هم زدیم شبای بیقراری تموم شد چشم به هم زدیم ، شبای روضه داری تموم شد فصل گریه و زاری تموم شد ترسم از اینه نباشم و سال بعدو نبینم زیر خاک باشم نبینم زائر اربعینم ترسم از اینه حرمو می بینم ؟ آرزوم اینه ، که پای روضه ها مو سپید شم آرزوم اینه ،که پیش مادرت رو سفید شم اگه زنده نبودم یاد کنید از من شبا توو هیئت ... اگه ، دیگه نبودم یاد کنید از من رفتید زیارت ... آقا ، چشم انتظارم ؛ که وقتِ مرگم ، بیای کنارم آقا ،خودت میدونی ، جز تو ، به هیچ کس امید ندارم ... آقا ، دار و ندارم دار و ندارم ، دار و ندارم آقا ، بیا کنارم ای کس و کارم ؛ تویی قرارم ... آقا ، به پات می افتم آقا ، نبردیم حرم نبردیم حرم ، نبردیم حرم بایک نفَس ، تمام جهنم شود بهشت گویند اگر جهنمیان یکصدا « حسین ... » .👇
. عج و (س) ▪︎غزل امام زمان(عج) خواستم نزدیک‌تر باشم به آقایم، نشد تا بگیرم دامن لطف تو مولایم نشد خواستم از معصیت دوری کنم، آدم شوم بند‌ها را وا کنم از دست و پاهایم نشد ندبه‌های جمعه را هی خواب می‌مانم ببخش سر به زیرم که میان روضه پیدایم نشد ظاهراً ذکر تو را می‌گویم، اما باطناً در میان عاشقانت باز هم جایم نشد گفتمت یک بار در خوابم بیا، جانِ حسین سر به خاک مقدمت‌ای یار می‌سایم، نشد دائماً می‌چرخم آقا جان به دور معصیت از دو چشم خیس تو هربار، پَروایم نشد کربلایم دیر شد، دارم خجالت می‌کشم آه آقا جان بگو که وقت امضایم نشد ▪︎روضه کلامی اجازه بدین از همینجا دلارو ببرم کربلا... یابن‌الشبیب عمه‌ی ما راه دور رفت می‌خواست قتلگاه بماند به زور رفت آتش گرفت چادرش اما کسی ندید پنجاه و پنج سال قدش را کسی ندید پنجاه و پنج سال  بدون غمی نبود تا آن زمان مقابل نامحرمی نبود پنجاه و پنج سال پرش را گرفته‌اند مردانِ خانه دور و برش را گرفته‌اند ▪︎روضه کلامی: (هر وقت می خواست بره زیارت قبر مادر... یا زیارت جدش رسول الله... همه ی مَحرما دورشو می گرفتن...حتی سایه ی زینبو کسی ندید... یابن‌الشبیب عمه‌ی ما احترام داشت چندین امام زاده و چندین امام داشت ▪︎روضه کلامی: (حالا که آماده ای بگم چه کردن با عمه ی سادات...) ▪︎مرثیه حضرت زینب س: پیش بزرگ قافله فریاد می‌زدند یابن‌الشبیب بر سرِ او داد می‌زدند داغی کمر شکن کمرش را شکسته بود یک نیزه‌ی بلند سرش را شکسته بود یابن‌الشبیب بسکه زمین خورد جان نداشت می‌خواست راه علقمه گیرد توان نداشت یابن‌الشبیب دختر دلگیر را زدند پنجاه و پنج ساله زنی پیر را … اما رُباب زخم پَرَش را گرفته بود از بسکه درد داشت سرش را گرفته بود یابن‌الشبیب آتش خیمه امان  نداد فرصت به روی زخمی دختران نداد او را به ریگ‌های پریشان سپرد و رفت او را به آفتاب بیابان سپرد و رفت او را به مردمان دهاتی سپرد و رفت..‌‌.. ▪︎روضه کلامی (صدا زد حسین جان...) ▪︎مرثیه زبانحال س: سِپُردَمت به خدا و به ریگهای بیابان سپردمت به غبار به خارهای مغیلان سپردمت به وحوش،به شیرهای درنده به مردمان دهات و به آهوان پریشان به باد گفتم اگر شد مَرتبت بکند که تا خمیده نگردد دوباره مادر جان به گوش خاک سپردم تنت بپوشاند مباد اینکه ببیند کسی تو را عریان سپردمت به هر آنکس که بود ، اما تو سپردیم به که رفتی به دلقکان به کنیزان سپردیم به دو صد چشم پست نامحرم به شمر و خولی و اَخنس به حرمله به سنان ▪︎ کلامی : (یه نگاه به علقمه کرد... صدا زد عباس جان یادته زینبو میاوردی کربلا...گفتی جوونای بنی هاشم...پرده ی مَحمل هارو نگه دارید... نکنه باد بیاد این پرده ها کنار بره... چشم نامحرم به محارم آل الله بیفته...بلند شو نگاه کن ببین دور خواهرتو نامحرما گرفتن پاشو ببین یه مُشت بی حیا دارن خواهرتو سوار بر ناقه می کنن...همه صدا بزنیم یاحسین ▪︎ بعد روضه: خداحافظ ای برادر زینب به سبک حسین جان ای آبروی دو عالم🎼 ز زخم تنت روی ریگ بیابان به اشگ دل و سوز و آه یتیمان خدایا از این غم چه چاره کنم... تنت بی سر مانده در دل صحرا سرت هر دم روی نیزه ی اَعدا خدایا از این غم چه چاره کنم... (خداحافظ ای برادر زینب)۳ ▪︎ های به سبک دشتی بسوی شام و کوفه ام چه ظالمانه می برند نمی روم ولی مرا به تازیانه می برند سر تو را به روی نِی،نشانده دشمن علی نمی روم ولی مرا به این بهانه می برند مرا نه سر نه سامان آفریدند پریشان پریشان آفریدند پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفریدند اگر دردم یکی بودی چه بودی اگر غم اندکی بودی چه بودی به بالینم حبیبی یا طبیبی از این هر دو یکی بودی چه بودی مو که افسرده حالُم چون ننالُم شکسته پَرُّ بالُم چون ننالُم همه گویند زینب ناله کم کن۲ تو آیی در خیالُم چون ننالُم۲ ▪︎ های : من که ز آغاز عمر،بی تو نکردم سفر خیز و ببین خواهرت با که سفر می کند لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین "صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله" ▪︎دعای آخر مجلس: *فرج امام زمان عج برسان. *رهبر عزیزمون حفظ بفرما. *مریض های اسلام شفا بده. *زیارت کربلا نصیب ما بگردان. *حاجات این جمع برآورده به خیر بفرما* ذکر ما هست دائم الاوقات بر محمد و آل او صلوات... .
4_5882136910792495625.mp3
3.57M
🎙 / کربلایی امیر طلاجوران 📝 به سـر شانۀ مردم چه نیـازی دارم؟ تا سـرم هست به دیـوار ابـاعـبـدالله" فاطمه پیش خدا پیش برد کارش را هرکه افتادپی کار اباعبدالله یادم نمیرود که همه عزتم تویی من پای سفره ی تو شدم محترم حسین ..... تو در کنار خودت نیستی نمی دانی که در کنار تو بودن چه عالمی دارد...!