eitaa logo
مادَرانه سَبزِوار
249 دنبال‌کننده
465 عکس
80 ویدیو
4 فایل
برای عضویت در گروه مادرانه مرکزی سبزوار به آیدی زیر پیام دهید: @Khakriz1357 آدرس پیج و کانال روبیکای ما: @madaraneh_sbz99
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌خواهم برایتان قصه بگویم. قصه‌ی تولد ندبه‌های مادری. سال ۱۴۰۱ بود. اوضاع کشور بدجوری بهم ریخته بود. دلمان مثل سیر و سرکه می‌جوشید. می‌ترسیدیم انقلاب‌مان به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. چشم و گوش و دلمان به رهبر فرزانه‌مان بود. الحمدلله خیلی زود تکلیفمان را پیدا کردیم. دست به کار شدیم. کتاب خواندیم، مستند دیدیم، سخنرانی گوش دادیم، گفتگو کردیم تا دستمان پر شود برای جهاد تبیین. دوره‌ی معرفتی_مهارتی مادران میدان تبیین را برگزار کردیم تا در دیگران نیز، دغدغه و مهارت تبیین ایجاد کنیم. کارمان شده بود روضه‌های تبیینی، مهمانی‌های تبیینی، مستندهای تبیینی، سخنرانی‌های تبیینی، گفتگوهای تبیینی و.... وسط همه‌ی این فعالیت‌ها، دلمان لک زده بود برای یک مناجات و خلوت و اشک و تضرع آن هم بصورت دسته جمعی. برای چه؟ برای آرامش و اطمینان قلب‌مان، برای حرکت درست و بهنگام، برای باز کردن گره‌های دل و پیچیدگی‌های مسیر. جرقه‌ی ندبه‌های دسته‌جمعی توی ذهن‌مان زده شد. اولین اطلاعیه را با ذکر جمله‌ای از رهبر عزیزمان، در گروه "معرفتی_مهارتی مادران میدان تبیین" و ویژه‌ی اعضای آن گروه گذاشتیم. 👇👇 رهبر معظم انقلاب: "جهاد این مرد بزرگ[امام(ره)] صرفاً جهاد سیاسی و اجتماعی یا جهاد فکری نبود، بلکه همراه با همه‌ی این جهادها، جهاد درونی، جهاد با نفس، پایبندی به ارتباط مستمر و دائم با خدای متعال هم بود؛ این هم درس است. این‌جور نیست که اگر ما در میدان جهاد فکری یا جهاد علمی یا جهاد سیاسی یا جهاد نظامی وارد شدیم، حق داشته باشیم که از این بخش از جهاد صرف‌نظر کنیم. امام بزرگوار اهل خشوع بود، اهل بکاء بود، اهل دعا بود، اهل توسّل و تضرّع بود. این حالت، پشتوانه‌ی معنویِ تداوم و استمرار جهاد این مرد بزرگ را تشکیل میداد. این‌را هم در حاشیه‌ی جهاد فی‌سبیل‌اللَّه امام بزرگوارمان به یاد داشته باشیم." مادران میدان تبیین! بیایید دستهایمان را در دست هم بگذاریم و روی به سوی معبود بالا ببریم و تمسک بجوییم به ذات اقدسش و توسل کنیم به ائمه اطهار (ع) تا مدد و نیرو بگیریم برای جهاد تبیین. قرار ما: جمعه چهارم آذر ۱۴۰۱، ساعت ۶ صبح مکان: میدان شهدای کوشک، رازی۱۶، پ۲۲ مادرانه سبزوار این بود متن اولین اطلاعیه ندبه‌مان. 👆 آن اوایل ندبه‌مان خیلی کوچک بود. بعضی جمعه‌ها فقط ۴ نفر بودیم که دور هم جمع می‌شدیم و ندبه می‌خواندیم. بنا داشتیم این برنامه را تا تمام شدن فتنه‌ی زن، زندگی، آزادی ادامه بدهیم. بساط فتنه جمع شد ولی دلمان نیامد بساط ندبه را جمع کنیم. پس ادامه‌اش دادیم. اطلاعیه‌ی دیگری نوشتیم و اسمش را گذاشتیم: "ندبه‌های مادری". می‌خواستیم اطلاعیه‌ی ندبه‌مان، هم رنگ و بوی دعا و انتظار برای ظهور داشته باشد، هم رنگ و بوی تلاش و حرکت برای ظهور. متن اطلاعیه‌مان این بود👇 رهبر معظم انقلاب: "با هر قدمی👣 در راه استواری انقلاب، یک قدم به ظهور🌱 نزدیک‌تر می‌شوید." 🤲 هر دور هم می‌شویم تا ندبه‌‌‌خوان امام مهربانی باشیم که عطر ظهورش از استواری انقلاب🇮🇷 به مشام‌ می‌رسد. 📌قرار بیقرار ما: صبح‌های جمعه، در سنگرهای مادری‌مان 🌹مادرانه سبزوار🌹 هر جمعه یکی از مادرها بانی می‌شد. درِ خانه‌اش را باز می‌گذاشت تا نور ندبه‌های مادری، قدم بگذارد توی خانه و دلِ اهالی خانه. الحمدلله با عنایت حضرت صاحب‌الزمان (عج) هر روز ندبه‌های مادری پرجمعیت‌تر و پربرکت‌تر ‌می‌شد و دلِ خیلی‌ها را می‌بُرد. مناسبتها را می‌آوردیم توی دل ندبه‌های مادری. انتخابات، فلسطین، آغاز ولایت امام زمان (عج)، میلاد پیامبر اکرم (ص)، اربعین، فاطمیه، محرم، پیروزی انقلاب و.... جهاد تبیین، نقطه‌ی شروع ندبه‌های مادری بود و حالا خود ندبه‌های مادری بستری شده بود برای تبیین و روشنگری. می‌خواستیم نشان بدهیم که انتظار، نشستن و فقط دعا کردن نیست. می‌خواستیم بگوییم ندبه‌های مادری، میدان عملیات ماست همانگونه که سنگر دعا و محفل ذکر و اشک و آه‌مان است. لّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
کار به جایی رسید که حس کردیم باید گروه مجزایی برای ندبه‌ها بزنیم تا به پیشنهاد یکی از مادران، تعداد شرکت کنندگان در هر ندبه‌ مشخص باشد. اول هشتک و بعد هشتک و هشتک توی گروه باب شد و ماشین‌دارها، ماشین‌ندارها را به ندبه می‌رساندند و دعای خیر برای خودشان می‌خریدند. یک همدلی و صمیمیت خواهرانه، یک قدم برای تمرین دوران ظهور. انگار همه دست هم را می‌گرفتند تا بنشانند دور سفره‌ی ندبه‌های مادری. اصلا برای زمینه‌سازی ظهور، باید همه‌مان به میدان بیاییم. ندبه‌های مادری، سفره‌ای نیست که عده‌ای آن را پهن کنند و عده‌ای فقط سر سفره بنشینند. این سفره باید توسط تک‌تک ما پهن شود. برای رسیدن به این باور و محقق کردن آن کارهایی انجام دادیم. مثلا وقتی مناسبتی در کار نبود و سخنرانی تبیینی نداشتیم، صوت شرح دعای ندبه را می‌گذاشتیم وسط و می‌گفتیم یک نفر گوش کند و بیاید ارائه بدهد. اصلا همه‌ی مسئولیت‌های ندبه را می‌گذاشتیم وسط و می‌گفتیم بفرمایید مسئولیت، تا تمرین کنیم آماده شدن برای ظهور را و آماده و مجهز شویم. سربازان آقا باید همه‌فن حریف باشند. قوی و محکم و مطمئن. کاش ندبه‌های مادری بستر پرورش این سربازان و جریان‌سازان شود. همه‌ی نیازهای ندبه‌های مادری را خودمان تامین می‌کردیم. حتی زمانی که بانی ندبه، امکان دعوت مداح ندارد و خودمان هم مداحی بلد نیستیم، صوت‌های ندبه کارمان را راه می انداخت. اصلا دستگاه صوت ندبه را هم یکی از مادران تامین کرد. کتاب دعاها را مادری دیگر. سفره ها را یکی دیگر و..... و امروز استعدادها را شناسایی کرده‌ایم و برای هر مسئولیت، یک تیم تشکیل داده‌ایم که هر جمعه مسئولیتها رو قبول می‌کنند. از یک جایی به بعد دلمان هم‌خوانی دسته‌جمعی مادرانه‌ای با رنگ و بوی امام زمان (عج) می‌خواست. کم‌کم نوای دلنشین دم پایانی بر ندبه‌های مادری طنین‌انداز شد. از غصه‌ی دوری تو بر لب رسیده جان عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان لّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
🥀 مثل زهرا پای‌ ِحق می‌ایستیم 🏴 اگر توفیقی باشد، فاطمیه‌ی امسال در کنار شما هستیم برای روشن کردن چراغ تبیین در روضه‌های خانگی فاطمیه. 🚩 باید فریاد مظلومیت و حقانیت مردم مظلوم فلسطین و لبنان را به گوش همگان برسانیم و دعوتشان کنیم به میدان جهاد و انجام واجب عینی و فوری. باید نشان دهیم تنها جبهه‌بندی عالم، استکبار و استضعاف است. ✅ واحد تبیین مادرانه سبزوار، آمادگی خود را (در حد توان) جهت ارائه‌ی بحث و تبیین در جلسات روضه‌های خانگی فاطمیه، اعلام می‌کند. 🔸لطفا جهت هماهنگی به آیدی زیر در ایتا پیام بدهید: @fateme_abasi لّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
🧕کارگاه (مشکلات و بیماریهای زنان) ⁉️ همراه با پرسش و پاسخ 💠 با ارائه: خانم رئوفی‌فر (کارشناس ارشد مامایی) 🟡 زمان: سه‌شنبه ۶ آذر ماه، ساعت ۹ تا ۱۱ 🟡 مکان: بلوار پاسداران، ناحیه مقاومت بسیج، حسینیه ثارالله ✅ شرط برگزاری کارگاه، ثبت‌نام کردن حداقل ۳۰ نفر تا روز قبل کارگاه می‌باشد. 🔻جهت شرکت در کلاس به آیدی زیر در ایتا پیام بدهید: @yazahra19901 مجموعه نفس بسیج جامعه علوم پزشکی مادرانه سبزوار لّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
سلام 🌹 شب خوش🌙 بریم سراغ گزارشات👇
گزارش اولین نشست مطالعاتی واحد مطالعه مادرانه 🌹📔📓📕 به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی قرار شد اولین دورهمی واحد مطالعه برگزار بشه . برای مکان برگزاری نشست قرار شد که ماهتاب (طبقه فوقانی حسینیه عطارها ) باشه که هماهنگی های لازم با مسئول این مجموعه انجام شد و الحمدالله همکاری و استقبال خیلی خوبی داشتند و این مکان رو در اختیار ما قرار دادند .☺️🙏 ابتدا اطلاعیه این نشست نوشته شد و در گروه واحد مطالعه گذاشته شد.😊 سپس مسئولیت ها و کارهایی که باید انجام بشه رو لیست کردیم و در گروه گذاشتیم تا دوستانی که شرایط کمک رو داشتن ،همراهی کنن . خدا رو شکر تمام مسئولیت ها واگذار شد و کاری رو زمین نموند . روز نشست ساعتی قبل به حسینیه رفتیم تا کارهای مربوط به فضا سازی و پذیرایی انجام بشه .☺️ سرانجام ساعت ۱۵ شد و دوستان عزیز همراه با کوچولوهای خود کم کم از راه رسیدند .😍بعضی از دوستان برای اولین بار همدیگه رو می دیدند و بازار دیده بوسی گرم بود .😘 ابتدای مراسم با قرائت قران و دعای سلامتی امام زمان (عج)شروع شد . سپس مجری برنامه با قرائت شعری درباره حضرت زهرا سلام الله علیها حال و هوای مراسم رو فاطمی کردند .🥺🥺و چکیده ای از کتابهایی که تا کنون در واحد مطالعه خونده شده بود رو بیان کردند . قسمت بعدی برنامه معرفی دوستان و صحبت از تاثیر واحد مطالعه تو زندگی و نگرش اونها بود .بعضی از دوستان روایتهای زیبایی رو بیان کردند ،که قرار شد انها رو مکتوب کنند .درحین گفتگو از دوستان با میوه های خوشرنگ پاییزی و خرما و شیرینی پذیرایی شد . کنار مادران عزیز واحد کودک هم فعال بود و بچه های بزرگتر با خوندن کتاب و بازی کوچکترها رو سرگرم کرده بودند .😍 قسمت پایانی برنامه قرعه کشی و اهدای کتابی مزین به نام حضرت معصومه سلام الله علیها(اهدایی مجموعه مقر کتاب 🥰) به چند نفر از دوستان بود .☺️ همچنین در این برنامه کتاب دختران ایران (کاری از مریم جان برزویی و جمعی از نویسندگان )معرفی شد و به لطف میز فروش کتاب ،دوستان همونجا این کتاب جذاب رو خریداری کردند. در پایان همه دوستان کنار میزی که مزین به کتابهای واحد مطالعه بود عکس یادگاری گرفتند و خاطره شیرین این دورهمی با طعم شیرین کتاب رو ثبت کردند . البته تو این دورهمی جای مدیر و مسئول واحد مطالعه ،مریم جان برزویی ❤️بسیار خالی بود . ان شاالله که این دورهمی ها مستدام باشه و در برنامه های بعدی شاهد حضور دوستان بیشتری باشیم 🤲🌹 الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
یکی از فعالیت های در طول سال جمع اوری لباس ها و اسباب بازی و کیف وکفش دست دوم تمییز قابل استفاده و نو هستش. این وسایل بر طبق سایز خانواده ها دسته بندی و معمولا کنار بسته غذایی توزیع میشن.🛍🛍 ایندفعه کلللی وسایل رسیده بود دستمون 🧥👕👖👟👜🎒 حدود ده تا پلاستیک بزرگ. ماشاالله انقدر وسایل زیاد بود که حدود یه ماه طول کشید که تونستیم تو ۳-۴ نوبت همه رو تقسیم کنیم و برسونیم دست خانواده ها🚕🚗 و اضافه ها رو هم دادیم به یه واحد نیکوکاری دیگه. الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
در حال اماده سازی بسته ها جهت توزیع بین خانواده ها 😍☺️🛍🛍
🌻بسم الله الرحمن الرحیم 🌻 دوباره دوشنبه شد و نوبت قرار جوانه ای مون.😊 مشغول برنامه ریزی برا دورهمی مون بودیم که یکی از دوستان بنر همایش حاج آقا حسین پور گذاشتن تو گروه و تصمیم بر این شد که فرصت از دست ندیم و به همایش بریم، و قرارمون موکول کنیم به فردا👌🏻 بماند که صحبت هارو از دست فسقلی هایی که دلشون میخواست جیغ داد کنن تا صداشون تو سالن بپیچه از تو راهرو و بچه به بغل گوش کردیم و یکسری هاشو هم اصلا نتونستیم گوش کنیم🥴 اما مثل اینکه مدیر جون حسابی گوش جان سپرده بود برا همین قرار شد فردا تو دورهمی چکیده ای از صحبت های حاج آقا که درمورد فرزند پروری و فرزند پرواری بود رو برامون ارائه بدن🤭 (چیزی که انسان رو از باقی موجودات متمایز میکنه قدرت تعقل تفکر و اختیارشه، چیزی که در مورد کودکان باید خیلی مراعات بشه آزادی و اختیار عملشونه، به بچه ها بها دادن و فرصت تصمیم گیریو انتخاب دادنه) مثل همیشه جلسه مون رو با تلاوت قرآن توسط گلپسرا شروع کردیم و از اونجایی که وقتی تعداد زیادی پسر بهم میوفتن فقط باید برا سلامتی شون نذر و نیاز کنیم😅 اول جلسه صدقه هامون رو هم جمع کردیم ❤️ از قضا هفته کتاب و کتابخوانی هم بود یه گریز کوتاهی هم به کتاب دختران ایران زدیم 👩 زهرا جان اسم خانم هارو میخوندن و اطلاعاتی راجع به اون شخصیت ها برامون میگفتن اینکه چه کسی بودن و چه کارهای مهمی برای ایران انجام دادن و چیشده که افتخار آفرین شدن و درآخر هم  با چای و شیرینی های خوشمزه میزبان که با مناسبت سالگرد ازدواج، شیرین تر شده بود پذیرایی شدیم 😋 قرار بود به مناسبت هفته کتاب برنامه ای هم برای گلپسرامون داشته باشیم ولی با غایب شدن یکی یکی دوستان متاسفانه نتونستیم از خجالت بچه ها دربیایم🙃 الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
گزارش جشن ولادت حضرت زینب سلام الله علیها به نام خدا شروع می کنیم جشن و سرور مون رو از شادی مولود بزرگ این ایام ،حضرت زینب کبری سلام الله علیها🌸🥳با تلاوت قرآن در ادامه برنامه سخنرانی کوتاه و مفید درمورد ویژگی بزرگ حضرت زینب (س)برای مادرامون و واحد کودک همیشه در صحنه مشغول بازی دادن بچه ها 👬 و در ادامه ترش بازی هیجان انگیز مادرها رو داشتیم که جملاتی رو با واکنش های مختلف بگن 🙅‍♀️🙆‍♀️💁‍♀️ جاتون خالی کلی بانمک بود و خندیدیم و در ادامه ترترش تجلیل از پرستارهای جمع و شعرخوانی روز پرستار و قرعه کشی اسم های «زینب»جمع😍 راااستیییی بازی مادر و کودک هم داشتیم👩‍👦👩‍👧👩‍👧‍👦 مامان زوووو بکش کودک نه چندان خردسال توپ جمع کن☺️ حالا هم رسیدیم به قسمت پاش دادن شکلات 🍬چهچهه مولودی خوان🎤🥁🪘 دیگه ازینجاشم نگم😋☕️🍰🍬😋 چه شیرینییییی چه نسکافه اییییی و جشنمون در اوج خوش و بش و خنده حضار تموم شد😘 الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
مادریم و پر از آرزو 😃 میخواستیم مادرهای بهتری باشیم.🤱 میخواستیم روی بچه هایمان تاثیر گذارباشیم.👩‍❤️‍👨👩‍❤️‍👩 حاجت مهمی داشتیم.🤲 میخواستیم تغییری در حد توان در جامعه کوچک اطراف خود داشته باشیم.🧕 و... مگر نه این است که تغییر بایستی از خود فرد آغاز شود؟!🤔 پس چرا از خود شروع نکنیم؟!😉😃 اراده هایمان را وسط گذاشتیم تا چهل شب تمرین کنیم و به حساب نفسمان رسیدگی نماییم پیش از آنکه مورد مواخذه قرارگیریم و ندانیم کی و چگونه مرتکب چونان خطاهایی شده ایم. یاعلی گفتیم و به پیشنهاد یکی از دوستان و با توافق سایرین چله استغفار را شروع کردیم. در ابتدا گهگداری دچار غفلت می‌شدیم ،اما روز بعد حواس جمع تر بسم الله می‌گفتیم و از نو آغاز می نمودیم.💪 گاهی قصور صورت گرفته قلبمان را می‌فشرد😓 اما ناامید نمیشدیم و به اتکای بخشندگی ذات مقدسش ، بذکر الله، تطمئن القلوب میشدیم.😌 جای یک چیزخالی بود.نکند در گیرو دار زندگی تسبیح دست بگیریم و تا به خود آییم به دانه آخر برسیم🙄 اما هیچ چیز از بار گناهان خواسته و ناخواسته آن روز کم نکرده باشیم!😣 بنابراین برای آنکه استغفارهایمان عمیق تر باشد ،شب ها قبل از خواب و بعد از یک روز پر از مادری و همسری و البته بندگی، لیست محاسبه نفس مان را که شامل بخش های مختلف اعمال روزمره میشد📝 ،بررسی میکردیم تا قبل از آنکه به حساب اعمالمان برسند ،خود آنها را وارسی کرده باشیم🔎. این کار باعث میشد بیشتر به خود رجوع کنیم.🕵️ صبح را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع میکردیم و سلام به حضرت حجت.🤚 غذا ها با آداب طبخ و میل میشد.🥘 نیت قربة الی الله ابتدای اعمال معمول روزمره ،همه را به ثواب بدل میکرد.🌱 گاهی یادآوری محاسبه نفس پایان روز موجب فروخوردن خشم😤 ناشی از خستگی ها در برابر میوه های زندگی میشد☺️ ‌.گاهی در میان خانه داری و گذشتن از روبروی آینه مکثی میکردیم و چند ثانیه هر چند کوتاه قربان صدقه شخص روبرو می‌شدیم🤗. بیشتر مراقب حرف هایمان بودیم🫢 که نکند خدای نکرده غیبتی از بندگان خدا در آن بگنجد 😱یا حتی حواسمان باشد که جلوی غیبت دیگران را هم بگیریم. و دیگر مواردی که شمارشان به بیست میرسید. گذشت و گذشت و به روزهای آخر رسیدیم . در تمام این روزها تلاشمان آن بود که نیت هارا خالص کرده و صرفا برای جلب رضایت رحمن رحیممان زمین خورده و مجدد بپاخیزیم. حال خوب این‌چله همچنان با ماست تاجایی که تمایلی به پایان در خود نمی‌بینیم.☺️ 🌱🌱 آری تازه جوانه زده ایم ،رشد میکنیم و به بار نمی نشینیم و میوه های دلمان را نذر لبخند مادر میکنیم.🌱🌱 باشد که گوشه چشمی باشد به ساحت مقدس آقا صاحب الزمان عجل الله 🤲 الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
بالاخره روز دورهمی فرا رسید؛ دورهمی اعضای فرهیخته ی جوانه ی مشکات😎😇 قرارمون شد؛ پنجشنبه ساعت ۳ هدف از دورهمی؛ گپ و گفت مامان‌ها، بازی بچه‌ها، و مهمتر از همه ساخت تسبیح و فروشش به نفع جبهه مقاومت مامان‌ها یکی یکی فلاسک به دست و بچه به بغل از راه رسیدن. بعد از سلام و احوالپرسی و جایابی و بالاخره مستقر شدن بر روی زمین نررررم باشگاه، دورهمیمون با کلام الهی متبرک و رسماً آغاز شد. دانه‌های تسبیح در حین خوش و بش مادرانه یکی پس از دیگری داخل نخ‌ها می‌رفتن و تسبیح‌های مقاومت یکی یکی ساخته می‌شدن؛ صورتی، بنفش، سبز، آبی، سفید و ..... بچه‌ها بعد از شنیدن قصه ی خانم عبداللهی عزیز و خوردن عصرانه ی خوشمزه، انگار انرژی مضاعفی گرفتن و کم کم یخشون آب که چه عرض کنم، به دمای تبخیر رسید و با شور و هیجان شروع کردن به بازی کردن با هم. مادرها هم که با تلاااااش و اراده و تمرکز وصف ناپذیری (که فقط در دانشمندان هسته ای موقع شکافت هسته ی اتم دیده شده😜)، درحالِ رد کردن دو نخ تسبیح از سوراخ بسیااااار ریز کاسبرگها بودن. و کسی که موفق به انجام این کار میشد حس و حالی شبیه برنده ی مدال طلای مسابقات المپیک جهانی رو داشت و همه بهش تبریک میگفتن💪😄 بالاخره، دورهمی گرم و صمیمی و پرشورمون با اذان و نماز و قرائت چند حدیث و ساخت ۴۰ تسبیح به پایان رسید، و بچه‌ها با جملات: "مامان میشه نریم؟، مامان یه کم دیگه بمونیم، مامان تو رو خداا....‌‌" دست در دست مامان‌ها باشگاه رو به سمت خونه‌هاشون ترک کردن تا روزی دیگر و دورهمی دیگر ان شاءالله.....🌹 الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
خیلی وقته که جمعه های من با ندبه های مادرانه رنگ و بوی دوستداشتنی و تازه ای به خودش گرفته. از همون ابتدای اعلام امادگی که اوج همدلیه و این همدلی در همه جای ندبه های مادرانه موج میزنه.. از همون زمانیکه سوار بر بال فرشته هایی که در قالب راننده تو رو در مسیرشون و یا هر جای شهر به ندبه میرسونند... چقدر این # مسافر و # راننده قشنگه کدام نقاش میتونه این زیبایی رو به تصویر بکشه در این زمانه که شاید بعضی از ما فقط درگیر خودمون و اعضای خانواده خودمون هستیم.. چقدر زیباست که تو مهمان منزلی میشی که شاید اولین بار صورت دوستداشتنی صاحبخانه را میبینی و تنها نقطه اشتراک تو با اون عشق به امام زمانه... و صاحبخانه میزبان کسانی میشه که تنها نسبتش با مهمانان خواهر دینی بودن هست!به معنای واقعی کلمه صمیمیت و همدلی... همین اتفاق ساده و زیبا من رو مشتاق میکنه که کتاب هفتم رو تند تند و مشتاقانه ورق بزنم تا به جمعه برسم چشم هام رو میبندم و تصور میکنم چقدر زندگی در دوران ظهور قشنگه... این هفته هم مثل همیشه همراه با خواهرای دوستداشتی همراه شدیم دیدن چهره های پر مهر همراهان همیشگی ندبه مثل نسیم دلنوازی قلبم رو نوازش میده مداح در حال خواندن دعا کم کم صدای حق حق گریه بلند میشه این الحسن و این الحسین.... الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
سرم رو پایین میندازم در دلم با امام حی و حاضرم صحبت میکنم و میگم.... دعا تمام شد و یکی از دوستای مادرانه اومد و یه خبری داد ما ندانسته علاوه بر دعا در یک تولد دعوت بودیم تولد دوسالگی ندبه های مادرانه ویه مرور خاطرات کردیم از ابتدای شکل گیری ندبه های مادرانه تا دوسالگی. و بعد باهم هم نوا شدیم دم پایانیو ... دم دم این دم پایانی به تک تک سلولهای قلب نفوذ میکنه چقدر هر چه فلسفه ندبه هست در این دم پایانی هست خوندنش کنار ادمهایی که دغدغه های مشابه دارند لذت بخش و دوستداشتنیه. ما مادران روضه پر برکت توایم.. قطره به قطره دست یکدیگر گرفته ایم... اقا منو اهل مرا ثابت قدم بدار... عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان ندبه های مادرانه تولدت مبارک انشاالله رشد کنی و بزرگ شدنت رو جشن بگیریم در زمان ارمانی ظهور.... الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
مادَرانه سَبزِوار
سلام انگار رزق دعای ندبه این هفته به من افتاده است خیلی خوشحالم می‌خواهم برایتان از اتفاق و حس و حال زیبا و قشنگ ندبه‌های مادرانه بگویم😁 وقتی وارد منزل شدم نوای دعای عهد فضای منزل را پر کرده بود حال عجیبی داشتم مکانی را انتخاب کردم و نشستم مداح آمد و در همین حین پذیرایی چایی و خرمای روضه مادرمان زهرا جان داده می‌شد مداح ندبه را با دعای سلامتی آقا جانمان شروع کرد همگی یک صدا صاحب الزمان را صدا می‌زدیم دعای ندبه شروع شد ستایش خاص الله و پروردگار جهانیان. در حین دعا نگاهم به مادران ندبه خوان رفت می‌دیدم که قطرات اشک از چشمانشان جاری بود انگار همگی به دنبال یک هدف واحد و یک کسی می‌گردیم🥺 و باز به أین های ندبه رسیدیم همگی صداش می‌زدیم کجاست نابود کننده سرکشان و سرپیچی کنندگان یا غیاث المستغیثین، ای فریاد رس درماندگان عالم، و ای نجات دهنده عالم بشریت🥺 دعا تمام شد روضه مادر جانمان حضرت فاطمه سلام الله شروع شد چه کردن با مادرمان؟ او برای دفاع از جان امامش ،امام زمانه‌اش ایستاد و جان داد. دعای فرج و دم پایانی را زمزمه کردیم🌺از غصه دوری تو جانم رسیده به لب عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان و بعد صحبت های بانو حسینی در مورد ندبه چقدر دل نشین بود و به دلم نشست. ودر آخر صبحانه خوشمزه ،،دسترنج صاحبخانه،تجربه جدیدی در مادرانه ،این غذا کمه جوش بود😋😋😋😋 چه عطر و بویی داشت در کنارش نان کاک و سبزی تازه خدا رحمت کند مادر این عزیز را با دعای سفره شروع کردیم و با دعای پایان سفره تمام کردیم ندبه مادرانه را 😍 این هم گزارشی از ندبه‌های این هفته مادرانه من انشالله که به دل همگی شما خواهرای گلم بنشینه 9 الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
🏴🚩 روضه‌ی مقاومت فاطمیه امسال؛👇 "" ⚜ به روضه‌هایی می‌اندیشیم که روزنه‌هایی باز کند برای زندگی امروزمان و به یادمان بیاورد که: 📌"زن‌ مسلمان‌ برای‌ ورود در صحنه‌ سیاست‌ و میدان‌ کار و تلاش‌ و نیز ایفای‌ نقش‌ فعال‌ در جامعه‌ همراه‌ با تحصیل‌، عبادت‌، همسرداری‌ و تربیت‌ فرزندان‌ می‌تواند پیرو فاطمه‌ زهرا
(سلام الله علیها)
باشد." (رهبر معظم انقلاب) ✅ ویژه مادران و فرزندان (دختران تمام سنین و پسران زیر ۸ سال) 🎤 سخنران: جناب آقای دکتر سید سعید آریانژاد 🎤 مداح: جناب آقای سید امیر موسوی 🗓 زمان: پنج‌شنبه، ۱۵ آذر ماه، ساعت ۹ صبح 🔸مکان: بالاتر از میدان شهدای کوشک (قلوه)، رازی۱۶، اواسط کوچه، سمت راست، پ۲۲، منزل خانواده شهیدان داورزنی 💠 شماره کارت مادرانه سبزوار جهت واریز کمک‌های نقدی شما به روضه‌های مقاومت: 👇 5859837010222582 ✅ توجه فرمایید که مازاد هزینه‌های جمع‌آوری شده برای روضه‌های مقاومت، صرف فعالیت‌های مادرانه می‌شود. هیات انصار الزهرا (س) (زیر مجموعه مادرانه سبزوار) الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
گزارش جلسه ی حضوری مادر مدرسه پنجشنبه ۱۴۰۳/۹/۸ مکان برگزاری :مقر کتاب جلسه حضوری هرهفته دوشنبه برگزار میشد،ولی عده ای از مادرای گل نمتونستن بین هفته و در شیفت صبح شرکت کنن😁 بنا به درخواستشون جلسه رو پنجشنبه صبح برگزار کردیم☺️ مادرهای عزیز تشریف اوردن . صحبتها پا گرفت. ✅هدف ما دراین یکسال گذشته، ارتباط گیری و همفکری با مربی پرورشی و معلم بود، اما از این به بعد هدف ما بیشتر ارتباط گیری و همفکری دادن به مربی پرورشی باشد ✅همچنین همراه کردن یک یا چند مادر باخودمون با رمز همراه اول😁 همراه دوم ☺️ همراه سوم ☺️ به منظور کمک در ایجاد دغدغه و مطالبه گری از مدیر و معلم و معاون پرورشی،و اموزش و پرورش،،در جهت تحقق اهدافمون،ان شاالله وسط جلسه،چای ندا پز ،،و کلوچه،نقل مجلسمون شد و دهانمون رو شیرین کرد😋😋 و در اخر نظرات و پیشنهادهایی که مادرای گل با خودشون به ارمغان اورده بودن و فیض بردیم🤓 الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
یه روز شاد کنار دوستان نوه جان‌ها😍 به پیشنهاد یکی از مادران، تصمیم گرفتیم یک دورهمی در یه سالن ورزشی داشته باشیم. چون بازی پرجنب وجوش و هیجانی با هفت، هشت، ده تا پسربچه نوجوون توی خونه امکانپذیر نیست و توی محیط های بازی مثل پارک هم برای ما مادرها مقدور نیست😉 پس یکی از گزینه های مناسب میشه سالن ورزشی👏 هماهنگی های اولیه توسط دوستان انجام شد ساعت و روز حضور در سالن تعیین شد. ساعت ۱۱:۳۰ روز پنجشنبه یک اردوی کوچک مادر پسری و البته مادربزرگ و نوه ای 😁 من اولین نفر بودم رسیدم حیران که کدوم سالن باید بریم، همان لحظه اذان هم گفتند. گوشه‌ای از حیاط دختر خانم‌ها تیراندازی می‌کردند. توی یه سالن، سه تا خانم درحال قالی بافی بودند. سلامی کردم و تعریف از هنر قشنگشان و بعد مناجاتی با خدا داشتم. بعد هم آمدم که بچه‌ها رو پیدا کنم. انتهای سالن زیرانداز پهن کردیم تا با نوش جان کردن چایی، میوه، تنقلات و میان وعده، برای یک روز با نشاط انرژی بگیریم💪 ابتدا صدقه جمع کردیم بعد مامان ها سفره رو جمع کردند و به گل پسراشون پیوستند.. اول لازم بود بدنها رو گرم کنیم پس چندحرکت کششی انجام دادیم... جالبیش این بود هر کدوم از بچه ها یه حرکتی رو پیشنهاد میداد و مادران گاهی این وسط گیر میکردن که بلخره دست و پا و سر محترم را به کدام سمت بچرخانند🥴😅 ابتدا کمی فوتبال بعد هم وسطی بازی کردیم. به پیشنهاد بچه ها، مامان‌ها یک گروه، پسرها یک گروه... قشنگ مشخص بود میخواهند مادران را با توپ اون وسط تارومار کنند😜 این ما بین، خوشحالی و جیغ و فریاد مامان ها از گل هایی که توی وسطی میگرفتن😃 یا مادری که با تلاش فراوان پسرش رو با توپ میسوزوند تا خودش زودتر بیاد وسط بازی😁 دیدنی بود.. بخواست بچه ها دوباره رفتیم فوتبال😁 یکی از مادران توی فوتبال استاد بود ز بس که با بچه‌هاش فوتبال بازی کرده بود😊 البته کمی آسیب‌ هم داشتیم که به لطف صدقه خیلی جزئی و قابل اغماض بود.😉 مثلاً یکی از بچه‌ها از بلندی افتاد الحمدالله بخیر گذشت😮‍💨 محمد رفته بود بالای زنجیر کیسه بوکس 😨.. بالای بالا که رفته بود دیگه ترس گرفته بودتش فریاد کمک سر داده بود😄 امان از این پسرهای پر انرژی💪😉😬 در این دورهمی از مادربزرگ پنجاه و چند ساله و کوچولوی چند ماهه با هم ساعات خوشی رو گذروندیم. باز نوبت انرژی گرفتن بود کیک‌های یکی از مادران انرژی خوبی داد کاملا معلوم بود که زعفران‌هایی که جمع کرده و توی کیک ریخته بودند خیلی مرغوب بوده😉☺️ دمنوش و چایی و بیسکویت و انواع میوه... الحمدلله نعمت فراوان 😀 مادران چند دقیقه ای مشغول گفتگو شدن و بچه ها همچنان سرگرم بازی .. والیبال.. کشتی.. خلاصه بازی های درخواستی😅 دیگه باید یواش یواش سالن رو خالی می‌کردیم.. سالن رو جمع و جور و تمیز کردیم. وسایل سالن رو سر جاش گذاشتیم. خانواده به خانواده خداحافظی کرده و رفتیم به سمت و سوی خانه‌هایمان.👋 الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
ایام فاطمیه شروع شد و دلمان هوای روضه های خانگی کرد💚،چند روزی بود که از این ایام میگذشت و اتفاقی افتاد که باعث شد نذری کنم مناسب این ایام وچه بهتر از دورهمی و حدیث کساء واستجابت دعای بعداز آن،به گفته ی اهل بیت ع: (على ع گفت: در اين صورت به خدا سوگند كه ما رستگار شديم و شيعيان ما نيز رستگار شدند به خداى كعبه سوگند. پدرم بار دوم فرمود: اى على، سوگند به خدايى كه مرا به حق به پيامبرى برانگيخته و براى رسالت همراز خود ساخته، اين خبر ما در هيچ محفلى از محافل اهل زمين كه جمعى از شيعيان و دوستان ما در آن باشند ياد نمى شود جز آنكه اگر اندوهگينى در ميان آنان باشد خداوند اندوهش را برطرف مى سازد، و اگر غم زده اى باشد خداوند غمش را مى زدايد، و اگر حاجتمندى باشد خداوند حاجتش را برمى آورد.)🙏 یکی از دوستان در گروه خواسته ی دلی اش را بیان کرد❤️ : بیایید خودمان هم روضه ای برگزار کنیم، من هم موقعیت رو مناسب دیدم و اعلام آمادگی کردم که پذیرای حضور گرمتان هستم.🙏🌸🌸 روز روضه فرا رسید ، درتکاپوی فراهم کردن وسایل پذیرایی بودم ، خدا خدا میکردم بچه ها همراهی کنند تا کارهایم به موقع انجام شود ، خداروشکر همین هم شد🙏 البته دوستان هم کمک کردند ویکی از دوستان زحمت پخت حلوا و... راکشید🥰 زمان داشت نزدیک به آمدن دوستان میشد ، کم کم همگی آمدند🚶‍♀🚶‍♀ و چندی بعد شروع به خواندن حدیث کساء کردیم📖 ، دراین بین روضه خوان هم آمدند ، بعد از دعا یکی از دوستان شروع به صحبت درمورد حضرت زهرا س و چله ی مراقبه ای که بین دوستان انجام شده بود کردند، از اتاق صدای بچه ها می آمد که مشغول درست کردن کاردستی بودند، نی های پلاستیکی تبدیل شده بودند به مهره های تسبیح و بچه ها با ذوق کامواها را از دل نی ها رد میکردند و روی مقوایی که جانمازشان بود میچسباندند، داستانی هم درمورد تسبیح حضرت زهرا برایشان گفته شد و همگی باشوق کاردستیهایشان را نشان میدادند😊، بچه ها مشغول خوردن خوراکی بودند، درهمین حین مادرها را با دستان گرمی که بر سینه میکوبیدند در روضه همراهی میکردند.☘ مجلس با دعای روضه خوان و فاتحه و صلوات به پایان رسید اما دلهای ما همانند دانه های تسبیح به هم متصل شده بود و گرمای وجود دوستان دلم را گرم کرده بود که در این شهر با وجود دوری از خانواده اما تنها نیستم ...❤️ الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
مادَرانه سَبزِوار
گزارش دعای ندبه باز هم انتطار ندبه ای دیگر چقدر صبح جمعه را دلنشین تر میکند تا صبح چند بار از شوق دعای ندبه فردا از خواب ناز بیدار میشوی که مبادا از ندبه جا بمانی مخصوصا با دوستانی که خالصانه زحمت جابحایی دیگران را نه با منت بلکه با روی گشاده بخاطر رضایت قلب مهدی فاطمه اقا جانمان انحام میدهند. روح انسان سرشار از محبت میشودو ما هم سرشار از این نور شدیم تا به منزل پر از صفا و صممیت این این شهید بزرگوار رسیدیم که این خود چندبرابر کرد این ارامش وجودمان را دعای عهد سرصبح روحمان را شاید کمی از زنگار گناه کنار زد تا نور ندبه بهتر بتابد بر دلهایمان بلکه کمی صیقل دهد شاید روشن تر شود و ببینیم که روزگار سختی برای مسلمانان پیش امده شاید کمی از رنج درد اقامون رو ببینیم واضطرار ظهور رو درک کنیم شاید تصمیم بگیریم حداقل دعا کنیم دعای از جنس واقعی آن هم شاید تصمیم گرفتیم کاری کنیم نمیدانم چگونه خواهیم توانست با مادر پهلوشکسته مان روبه رو شویم که او چگونه دفاع کرداز امام زمانش و ما چگونه از حمایت فرزندش سخن بگوییم. زمانه زمانه سختی شده حلقه یاران کم شده انشاالله که ما از این غربال رد نشویم دودمه های پایانی را دوستان با قلبی سرشار از عشق وعطش ظهور زمزمه کردند و با هم عهد بستیم امامان را یاری کننده باشیم. و مطلب بسیار زیبایی را هم دوست عزیزمان با بیان شیوا در مورد تربیت فرزند بیان کردند حالا نوبت به نوش جان کردن طعام بهشتی که درمنزل شهید بزرگوار متبرک شده بود بسیار خوشمزه و دلچسب بود که با دعای بسیار زیبای خانم سعادت همراه شد انشاالله خداوند به جان و مالشان برکت دهد و شهیدشان و همه رفتگانشان را قرین رحمت بفرماید. و ما هم رهسپار منزلهایمان شدیم تا از این نوری که از این مراسم نصیبمان شد در خانواده این سفره نور را بگسترانیم تا اعضای خانواده هم از این نور رزقی نصیبشان شود. الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡