eitaa logo
مدار مادران انقلابی "مادرانه"
473 دنبال‌کننده
836 عکس
107 ویدیو
37 فایل
مادرانه، تلاشِ جمعیِ مادران؛ برای بالندگیِ خود، فرزندان، خانواده و ایران اسلامی. از طریق شناسه‌ی @madaremadari در پیام‌رسان‌ بله با ما مرتبط شوید. https://ble.im/madaremadary
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴هیئت انصار الزهرا محله دریاچه، به مناسبت شهادت امام هادی (ع) برگزار میکند: 🧕 *با برگزاری گعده ی پرسش و پاسخ با محوریت «الگوی سوم زن»،* با حضور بانوی فعال، سرکار خانم حمیده واعظی 🌄 *با قرائت دعای حیات طیبه از صحیفه فاطمیه* (به نیت داشتن یک زندگی خوشگوارِ فاطمی) 🏴 به همراه *عزاداری و مداحی* ⏰ *زمان:* دوشنبه، ۲۳ دی‌ماه، (ساعت ۱۳:۳۰ تا اذان مغرب) 📍 *مکان:* بلوار شهید جوزانی، مسجد جامع امام علی علیه السلام ✨ *ویژه مادران جوان و فرزندانشان* ✨ چنانچه افتخار میزبانی شما را داریم لطفاً از طریق شناسه زیر ثبت نام فرمایید👇 @rezaei313_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹 باشکوه‌ترین قسمت مراسم رونمایی از کتاب "مادران میدان جمهوری" (روایتی مادرانه از دعوت به انتخابات) 💧قطره به قطره دست یکدیگر گرفته‌ایم 🌊 دریا شدیم و موج و طوفان آفریده‌ایم # *"مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) * لّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ♡| @madaraneh_sbz99 |♡
*هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود!* دست از دهانش برداشته بود. ریز و درشت تازه و خشک سوا کرده نثارم کرد و گوشی را محکم رها کرد. جوری که صدایش از این طرف به گوش من هم رسید. گمان کردم سر یک چاه دور سنگی ایستاده و به محض پایان مکالمه و لمس دکمه قرمز، گوشی را درون چاهی که تهش ناپیداست پرت کرده. آن قدر یک نفس بد و بیراه می گفت که انگار آدم های گینس برای ثبت رکورد بالا سرش ایستاده بودند. اصلا مهلت نداد بپرسم کی هست و دلش از کجا انقد لبریز شده که سرریزش را بی کم و کاست روی من فرود آورده. حالا نمی دانم کدام پدرآمرزیده ای شماره ام را بهش داده بود. شاید کسی بوده که قبلاً سر به سرش گذاشته ام یا جایی حالش را گرفته ام که این جوری با پخش شماره ام میان گله مندان نظام، انتقام سخت گرفته. دستم را چند دقیقه ای روی صفحه خاموش گوشی می گذارم. انگار این ارتباط حسی فحش ها را با سرعت ضربدر یک بهتر توی ذهنم پلی می کند. _ای خدا نگذره از شماها که هنوز خیال مکنن با انتخابات مشکل مملکت حل مره. _مزدورهای حکومتی از چه راه هایی به ذهنتان مرسه پول بکنین از بیت المال _خیال کردی هی تبلیغ کنی ای بی دین و ایمانار بیارین سر کار او دنیا ولتون مکنن دکمه استپ ذهنم را می زنم و نفس عمیقی می‌کشم. یک دفعه گوشی زیر دستم شروع می کند به لرزیدن و همزمان با دیدن شماره تن و بدنم هم لرز بر می دارد. _شناختی؟ من و منی می کنم و می گویم:« اختیار داری مادر! آدم یکی که چند دقیقه پیش بی وقفه مورد عنایتش قرار داده، به این زودی فراموش نمی کنه. صدایش را صاف می کند. _اوه اوه چه بهتانم بر مخوره. جونمون و مال و خانواده مون برا انقلاب و آقا و... همی بود. _نه مادر! جون سر جاش هست اگر قابل بدونن. گفتی یادت رفته گفتم هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود. تک سرفه ای می زند و می گوید:« بایدم شعر بگین شکماتان ماشاءالله سیره.» جوری می خندم که صدایم را از پشت گوشی بشنود و توی چینش فحش بعدی، سرخوشی را هم اضافه سیری و بی غمی و بی دردی ام بکند. _راستش وقتته زیاد نمی‌خوام بگیرم. بچه مان دیروز کتابتانه آورد خانه. هی خواندم هی اعصابم خراب شد. گفتم آگاهت کنم رد ای کارا رو نگیری. الان هم رای دادیم سهام عدالت بهمان تعلق نگرفته. تو یکی می تانی او دنیا جواب رای ما که به هیچ درد نخورد بدی؟ تازه حالی ام می شود ماجرا از چه قرار است. یاد حرف هایی می افتم که روزهای روشنگری ساعت ها گوش و چشم مان مهمانش می شد. از چند و چون سهام عدالتش می پرسم و چند راه نشانش می دهم. قرار می گذاریم فردا صبح بعد از پیگیری تماس بگیرد و شرح حال بدهد اما بی نثار بد و بیراه. ادامه دارد... *"مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) *
چند وقتی بود کمتر سر کار می‌رفت و بیشتر توی خانه بود. کمتر می‌خندید و بیشتر توی خودش بود. ذره‌بین سرزنش دستش گرفته بود و تمامِ قد و بالای رفتار من و بچه‌ها و مسائل خانه را با آن برانداز می‌کرد. می دانستم که مساله‌ای در محل کار او را به این روز انداخته ولی کاری از دستم برنمی‌آمد. دیگر به راحتی قبل نمی‌توانستم به فعالیتهایم بپردازم. نمی‌توانستم برای جلسات و کارهای مادرانه بیرون بروم. نباید کاری از کارهای خانه یا امور بچه‌ها و خودش را روی زمین می‌گذاشتم. جلسات را مجازی شرکت می‌کردم و سعی می‌کردم نظرش را جلب کنم. چند بار سر صحبت را با او باز کردم ولی این کلاف سردرگم خیال باز شدن نداشت. تنها کاری که از دستم برمی‌آمد، توکل و توسل بود. می‌گفتم: خدایا! یعنی همین الآن که مادرها ایده‌پردازی برای کارهای انتخاباتی امسال را شروع کرده‌اند، همسر من باید بنای ناسازگاری با فعالیتهایم را بگذارد؟! حضرت زهرا (س) را واسطه قرار دادم که با دستان مادرانه‌اش این گره را باز کند. گفتم: مادر جان! ما این درس را از خودت گرفته‌ایم که سرمان را در لاک بی‌تفاوتی فرو نبریم و نسبت به مسائل جامعه‌مان بی‌تفاوت نباشیم. مساله مهم انتخابات را در پیش داریم و شرایط همسرم دست و پایم را بسته. هم حال خراب همسرم را تاب نمی‌آورم، هم حال خراب جامعه راحتم نمی‌گذارد. راههایی را رفته و به در بسته خورده‌ام. خودت راهی پیش پایم بگذار. یک روز همسرم از محل کار تماس گرفت و بر خلاف روال این روزهایش با صدایی پرنشاط سلام و احوالپرسی کرد و بدون مقدمه گفت: ..... جان! من با ورودت به فعالیتهای انتخاباتی مشکلی ندارم. هر کجا که لازم میدانی وارد شو. من مانعت نمی‌شوم. دیگر صدای شوهرم را نمی‌شنیدم. بغضم سر باز کرده بود و اشک امانم نمی‌داد. فقط توانستم توی دلم بگویم: ممنونم مادر جان!😭 از روزی که حضرت مادر، چادر مادری‌اش را روی سر خانواده من پهن‌تر گسترده، شوهرم از این رو به آن رو شده. حتی همراه‌تر از قبل. پس عهد می‌بندم برای تعجیل در ظهور، مردم را به مشارکت در انتخابات فرا بخوانم و باعث قدرت نظام و انقلاب شوم. محکم‌تر و مطمئن‌تر از قبل. ان‌شاءالله💪 *"مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) *
واسه ما مامانا اینجوریه که وقتی بچه ها خوابن یا یکم ولت میکنن تو سرت یه عالمه علامت سوال سبز میشه الان ظرفمو بشورم لباس بشورم جارو کنم دستمال بکشم بخوابم یا بخورم به خودم برسم شونه ای کرمی یا به معنویتم برسم قرانی دعایی کتابی یا مجازی گردی. بعضی وقتا طبق برنامه هستی بعضی وقتا طبق حال دلت. ولی دیروز یه دوراهی عجیب واسم پیش اومد بچه رو پام بود مدت طولانی یا باید قرآنمو میخوندم یابا گوشی میرفتم سراغ کار انتخاباتیم هی باخودم حرف زدم کلنجار رفتم خواستم اهم ومهم کنم اخرش تصمیم گرفتم قرآنمو بخونم جالب بود بعده قرآنم تو کار انتخاباتیم یه جامونده بودم که چندتاراه تو ذهنم واسش باز شد. *"مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) *
واسه ما مامانا اینجوریه که وقتی بچه ها خوابن یا یکم ولت میکنن تو سرت یه عالمه علامت سوال سبز میشه الان ظرفمو بشورم لباس بشورم جارو کنم دستمال بکشم بخوابم یا بخورم به خودم برسم شونه ای کرمی یا به معنویتم برسم قرانی دعایی کتابی یا مجازی گردی. بعضی وقتا طبق برنامه هستی بعضی وقتا طبق حال دلت. ولی دیروز یه دوراهی عجیب واسم پیش اومد بچه رو پام بود مدت طولانی یا باید قرآنمو میخوندم یابا گوشی میرفتم سراغ کار انتخاباتیم هی باخودم حرف زدم کلنجار رفتم خواستم اهم ومهم کنم اخرش تصمیم گرفتم قرآنمو بخونم جالب بود بعده قرآنم تو کار انتخاباتیم یه جامونده بودم که چندتاراه تو ذهنم واسش باز شد. *"مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) *
*شروع دوباره قرائت دسته جمعی برای رهایی غزه و آزادی فلسطین* امروز انشاالله ساعت ۱۳ لینک قرار ارسال خواهد شد.
سلام دوستان 🌻 إن شاالله قرار هست *بهمن* ماه، در کنار هم کتاب ** رو بخونیم و در مورد نکاتی که به نظرمون جالب هستند و بهره‌هایی که از کتاب بردیم، با دوستان و اقوام و آشنایان صحبت کنیم. تک چهره‌هایی از افراد معمولی جامعه وجود دارند که شاید فعالیت‌ها و ماجراهای مخصوص به آنها در جریان وقایع منتهی به انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ کوچک بنظر بیاید، اما آشنایی با آنها و آگاهی از نسبت‌شان با انقلاب، به دریافت تصویری روشن از پازل هزاران تکه‌ی حال و هوای آن دوران که سراسرِ جامعه، سیاست و فرهنگ ایران و نیز منطقه خاورمیانه و جهان را تحث تأثیر قرار داد، کمک می‌کند. یکی از برجسته‌ترین طیف‌های این افراد، شهروندانی هستند که در جریان روند انقلاب به شهادت رسیدند. کتاب "دختران هم شهید می‌شوند" ماجرای یکی از همین شهدا است. داستان دختر نوجوان مشهدی که به قلم خانم "آزاده فرزام نیا" نوشته و منتشر شده است. نسخه‌ی الکترونیکی ** رو می‌تونید با وارد کردن کد تخفیف *madarane* به قیمت ۱۲۵۰۰ تومان از نرم‌افزار *فراکتاب* تهیه کنید. همچنین، با استفاده از کد *madarane* ، امکان خرید کتاب چاپی با تخفیف ۲۰ درصد هم از طریق فراکتاب فراهم هست. امیدواریم که این ماه هم همراه ما باشید و از مطالعه‌ی این کتاب، لذت ببرید. *"مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) | [روبیکا](https://rubika.ir/madare_madari)*
نشست۱۴۰۲ با اینکه حال و هوای جشن این روزها برامون غریب هست با اینکه قلب های همه سرشار از غم و اندوه هست و جهان اسلام عزادار جانهای شهدای مظلوم و زنان و کودکان بیگناه غزه هست ولی دورهم جمع شدیم تا جشن میلاد بانوی دو عالم را برگزار کنیم که جشن میلاد بانوی دو عالم فقط یک جشن ساده نیست مثل هر سال جشن تولد و جشن های معمولی زندگی ما جشن یک اندیشه و نگاه جشن مبارزه جشن یک تفکر و راه هست که در نهایت راه نجاتی برای تمام مظلومان جهان می‌شود و به ظهور منجی می انجامد وجشن واقعی وقت ظهور هست، آن موقع هست که عالم جانی دوباره میگیرد دوستان یکی یکی از راه می‌رسیدند یاران قدیم مادرانه و دوستان جدید سعی کردم خجالت را کنار بگذارم و رفتم با تک تک خواهران دینی و هم جهادم دست دادم و آشنا شدم دور تادودرمسجد هیاهوی مادرانه ای بود و هر کی سعی داشت مسئولیتش را به نحو احسنت انجام دهد جلوی در اسمم به نشانه بر سینه ام خورد وقتی با همه کم و بیش آشنا شدم یخم آب شد احساس کردم کنار خانواده‌ام هستم کودکان هر کدام مشغول بودن گروهی نقاشی میکشیدن و گروهی سرود تمرین میکردن مادرها هم برای شروع مداحی جلو نشستن کمی بد مجری شروع به صحبت کردو جشن رسما آغاز شد اول نوبت سرود بچه ها بود در صف دست و ما شکسته ولی سرود را خواندن کمی بعد نوای مولودی طنین انداز شد و بعد ان نوبت به سرود مادرانه که از قبل متنش رو داشتیم رسید به اینکه خیلی هماهنگ نبود ولی همدل و مصمم ادامه دادیم ... در جایش، کوهی محکم در وقتش، با احساسم ریحانه، روح هستی وارث عطر یاسم . .مقداری تنفس اعلام شد و دور هم کیک و چایی نوش جان کردیم و گپ و گفت مادرانه ای انجام شد😊 نوبت به سخنرانی رسید پای ثابت همه محافل مادرانه سر و صدای بچه هاست😁 حتی اگه همه جوره برنان ریزی کنیم بازم هیجان و سر و صدا پای ثابت همه مراسمات هست سخنران اما بسیار کارکشته بودن😄 ک مشکل صوت وحرف زدن مادرا و سر و صدای بچه هیچ جوره نتونست ایشون رو از بحث منحرف کنه ... هر طور شده خودم رو به صف اول رسوندم که بتونم گوش بدم ..‌. موضوع درمورد اصل مادرانه بود، اینکه نباید صبر کنیم تا شرایط کاملا آماده شود، نباید نگاهمان فقط به عقب باشد ،که شاید بتوانیم مانند قدیم خانه های بزرگ و شرایط مهیا داسته باشیم تا شروع کنیم به رشد و فرزند آوری و جهاد .. قرار بر این شد مدل خودمون رو بسازیم ✨️ زن مجاهد مسلمان✨️ چیزی که رهبری عزیز از ما می‌خواهند ... چیزی که ولی فقیه زمان از ما می‌خواهند باشیم زن و مرد مسلمان در کنار هم قرار گرفتن برای جهاد، و زندگی فردی و اجتماعی ما سراسر به هم وصل هست و جدا نیست الان با اینکه جهاد اصلی زن امروز فرند آوریست ولی هر کس باید نگاه کند ببیند جهاد او چیست، یک خانم می‌تواند در خانه بشیند و فرزند بیاورد و بر تعداد قوای شیعه بیافزاید یک خانم همزمان می‌تواند شاغل باشد، دکتر معلم و..‌.، یک خانم می‌تواند وزرشکار ،وزیر،مشاور، فعال مدنی و اجتماعی باشد... هر کس باید ببیند جهاد او چیست کجای کار انقلاب را می‌تواند جلو ببرد جهاد هرکس متناسب با موفعیت او تعریف میشود با این نگاه، از حرفهای رهبری که هم از زن میخواهند فرزند بیاور و هم در اجتماع فعالیت کنند دیگر تناقض برداشت نمی‌شود و قابل درک هست. در ادامه با پذیرایی ،جان تازه گرفتیم و بچه ها دوباره مسجد را پرشور و پر سر و صدا کردند 🥰😊 . متاسفانه در بین جشن خبر ناراحت کننده بمب گزاری در کرمان و شهدای مظلوم رو شنیدیم و قلبمون سراسر اندوه شد 😭،از خدای بزرگ میخوایم که این مسیر مادرانه را مورد قبول خودش و در مسیر راه شهدای عزیز و بخصوص شهدای کرمان قرار دهد ...راه حاج قاسمی ها🤲🤲 زمان اذان فرا رسید و نماز جماعت با هر سختی بود یین اون همه جمعیت برپا شد ایده نقاشی متری پشت بنر ،بچه ها رو دور هم و آرام نگه می‌داشت (هر کس طراحی کرد خدا هیرش دهد😊🤲) خانوم هایی که از خارج مسجد آمده بودن با دیدن آنهمه مادر و بچه شوکه و البته خوشحال شده بودن و به یچه ها شکلات میدادن😁 و مدام میخندیدند بعد اقامه نماز جماعت جمعیت کم کم متفرق میشد .. جمعی از فعالان مادرانه دور هم جمع شدیم و من اولین بار بود که بچه های بالا را میدیدم😁 و این همه تواضع و خاکی بودن از بچه های بالا برام جالب بود ،که هیچ کس خودش رو برتر و بالاتر از دیگری نمی‌دانست و همه به نقطه نظرات هم گوش میدادن و اهمیت میدادن ... کمی هم اندیشی کردیم و در آخر بخش جذاب و مفرح نظافت مسجد فرا رسید😆😆😆 انصافا مسجد منفجر شده بود 🤣 به کمک همه دوستان دست به دست هم دادیم، مسجد رو از اولش تمیز تر کردیم و تحویل دادیم و رفتیم ... از همه دوستانی که در برگزاری کمک کردن ممنونیم انشالله این جمع مادرانه جمعی مقبول در راستای آتش به اختیار گفته آقا قرار گیرد و در نهایت تأثیرگذار باشد ‌به پایان آمد این دفتر....
🍃🍃🍃 یکشنبه ۲۴ دی ماه ۱۴۰۲ ساعت ١٠ صبح تا سه‌شنبه ۲۶ دی ساعت ۱۰ صبح ✅عزت نفس! و ماادراک عزت نفس.. از هر طرف نگاه میکنیم، رد پایش هویداست. برای شما چگونه است؟ از چه زوایایی تا به‌حال به عزت نفس نگاه کرده اید؟ اصلا از پشت پرده های روان‌ و فکرتان رخ نشان داده؟ ✅آیا تجربه و تلاشی برای تقویت عزت نفس خود داشته اید؟ تجربه هایتان را با ما به اشتراک بگذارید. ✅راستی برای دلبندت چه تدابیری اندیشیده ای که فرزندانی با عزت نفس بالا داشته باشی؟ بحث های گروهی، در کانال *گفتگوهای مادرانه* @goftoguye_madarane آرشیو می شوند. دوستان عزیز اگر برای بحث گروهی پیشنهاد موضوع داشتید می‌توانید به آیدی @azadehrahimi پیام دهید.
یک وقت‌هایی که دور هم می‌نشستیم حرف از شهادت حاجی هم پیش می‌آمد. طبیعی بود. یک بار از سر شوخی گفتم: «حاجی ما عصبانی بشیم دعا می‌کنیم شهید بشید.» بلافاصله گفتم: «بعد از صد و بیست سال ها.» خوشش آمده بود. ـ چرا بعد از صد و بیست سال؟ دعا کن الان شهید بشم. ـ حاجی حیفم میاد. حضرت آقا به شما نیاز داره، جبهه مقاومت به شما نیاز داره، جمهوری اسلامی به شما نیاز داره، دنیای اسلام به شما نیاز داره. باشید و خدمت کنید، بعد از صد و بیست سال. حاجی ول کن ماجرا نبود. نه، اون اثری که خون من الان داره، توی آینده نداره، اون اثری که خون من الان در بین جوون‌ها داره توی آینده نداره. یک سال و نیم گذشت تا به حرفش رسیدم. وقتی میلیون میلیون جمعیت ریختند توی خیابان‌ها، برای تشییع پیکرش. جوان‌ها عکس حاجی به دست، اشک می‌ریختند. حرف حاجی قدم به قدمِ تشییع همراهم بود. - خون من الان اثر داره... *"مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) | [روبیکا](https://rubika.ir/madare_madari)*
هر کسی صدایی دارد، هر کسی زبان گویایی دارد، *هر کسی مخاطبی دارد* ، هر کسی می‌تواند اثر بگذارد، باید روی این زمینه کار کند: وَ تَواصَوا بِالحَقّ؛ این حق است. تواصی به حق وظیفه‌ی همه است. دشمنان فهمیده‌اند که علّت پیشرفت ایران، علّت عزّت‌یابی ایران، علّت مطرح شدن ایران به عنوان یک قدرت شاخص در این منطقه، علّت پیدا شدن این‌همه عمق راهبردی برای کشور ــ این نیروهای مقاومت در سراسر منطقه، عمق راهبردی نظام جمهوری اسلامی‌اند ــ علّت همه‌ی اینها حضور مردم ایران در صحنه است. *آنجایی که توانستند مانع از حضور مردم در صحنه بشوند، دشمن پیروز شده.* (امام خامنه‌ای) امروز تنهایی پیش امام رفتن کارساز نیست، امام لشکر می‌خواهد تا چشم طمع دشمنان را سرکوب کند. باید هرکدام‌مان دست چند نفر را بگیریم و با خودمان بیاوریم. راستی تو چند نفر را با خودت همراه کردی؟ از کجا انتخاب‌شان کردی؟ از اقوام؟ همسایه‌ها؟ نمازگزاران مسجد محله؟ مادرهای مدرسه؟ دوستان کلاس ورزش؟ یا... خیلی سخت نگیریم، کافی‌ست از یک جایی شروع کنیم. *این ماه مادرانه، روایت مادرانی ست که برای امام‌شان لشکری آوردند.* ؟ *"مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) | [روبیکا](https://rubika.ir/madare_madari)*
؟ هر کسی صدایی دارد، هر کسی زبان گویایی دارد، *هر کسی مخاطبی دارد* ، هر کسی می‌تواند اثر بگذارد، باید روی این زمینه کار کند: وَ تَواصَوا بِالحَقّ؛ این حق است. تواصی به حق وظیفه‌ی همه است. دشمنان فهمیده‌اند که علّت پیشرفت ایران، علّت عزّت‌یابی ایران، علّت مطرح شدن ایران به عنوان یک قدرت شاخص در این منطقه، علّت پیدا شدن این‌همه عمق راهبردی برای کشور ــ این نیروهای مقاومت در سراسر منطقه، عمق راهبردی نظام جمهوری اسلامی‌اند ــ علّت همه‌ی اینها حضور مردم ایران در صحنه است. *آنجایی که توانستند مانع از حضور مردم در صحنه بشوند، دشمن پیروز شده.* (امام خامنه‌ای) *من کجای سپاه حضرت مهدی هستم؟!* امروز؛ تنها پیشِ امام رفتن کارساز نیست، امام، لشکر می‌خواهد تا چشم طمع دشمنان کور شود. باید هرکدام‌مان دست چند نفر را بگیریم و با خودمان بیاوریم، باید لشکر بسازیم. راستی تو چند نفر را با خودت همراه کردی؟ از کجا انتخاب‌شان کردی؟ از اقوام؟ همسایه‌ها؟ نمازگزاران مسجد محله؟ مادرهای مدرسه‌ی فرزندانت؟ دوستان کلاس ورزش؟ یا... خیلی سخت نگیریم، کافی‌ست از جایی شروع کنیم. * این ماه مادرانه، روایت مادرانی ست که برای امام‌شان لشکر جمع می‌کنند.* *"مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) | [روبیکا](https://rubika.ir/madare_madari)*
🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸 جهت پیروزی جبهه مقاومت در فلسطین و یمن *قرائت دسته‌جمعی دعای مرزداران ،دعای ۲۷صحیفه سجادیه امام سجاد (ع) به مدت ۴۰ روز * انشاالله هر روز ساعت ۱۴ (این جلسه مخصوص بانوان است) برای ورود به اتاق روی لینک زیر کلیک کنید: https://gharar.ir/r/a385548c * "مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary)*
*زنها در برخی از مسائلِ شناختِ اشخاص و راهبردها و جریانها، دقیق‌تر و ظریف‌تر از مردها نگاه میکنند و نقاطی را پیدا میکنند؛ [لذا] در شناخت نامزدهای انتخاباتی، در حضور در پای صندوقها، هم در داخل خانه و هم در خارج خانه میتوانید نقش ایفا کنید.* امام خامنه‌ای، دی ۱۴۰۲ 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 ! شما هم دعوتید 💌 به .... ......... همنشینی مجازی با مادران میدان *با محوریت کتاب مادران میدان جمهوری* *مریم برزویی* نویسنده کتاب *زهرا عباسی* مسوول مادرانه سبزوار، مادر چهار فرزند، راوی کتاب *فاطمه جلمبادانی* مسئول واحد مادر مدرسه مادرانه سبزوار، مادر دو فرزند، راوی کتاب *زهره فسنقری* مسوول واحد همدلی مادرانه سبزوار، مادر سه فرزند،راوی کتاب *روز چهارشنبه ۱۱ بهمن ماه ۱۴۰۲ ساعت ۱۵ در نرم افزار قرار* برای ورود به اتاق روی لینک زیر کلیک کنید: https://gharar.ir/r/907b7574 منتظر تک تک شما عزیزان هستیم🌹 * (س) "مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) *
«در طبیعت الهی زن، آن‌چنان لطافت و زیبایی و گرمای محبتی وجود دارد که می‌تواند هم خود را و هم محیط پیرامون خود را- چه در داخل خانه، چه در هر محیطی که باشد- به طرف معنویت، پیشرفت و علوّ مقامات علمی و عملی سوق دهد و پیش ببرد.» مقام معظم رهبری *هیئت انصار الزهرا مادرانه محله نارمک* با استعانت از ذات اقدس الهی و توجه حضرت بقیة الله و با پیروی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در جهت ترویج و معرفی الگوی صحیح مادری برگزار می کند: قرائت حدیث کسا *مهمان:خانم معصومه امیرزاده* (نویسنده ی کتاب مثل نهنگ نفس تازه میکنم) مولودی خوانی بازی کودک میز کتاب *مخصوص مادران و فرزندان دلبندشان* زمان:چهارشنبه۱۱بهمن،ساعت ۱۴.۳۰الی ۱۷.۳۰ مکان:مسجد بقیه الله(خیابان ثانی،خیابان مهریزی،مسجد بقیة الله،طبقه ی دوم) *https://ble.ir/heiat_narmak*
مدار مادران انقلابی "مادرانه"
*روایت اول: نخودهای آش* روزها یکی پس از دیگری می‌گذشت. داشتم از کاروان دوستان روشنگر جا می‌ماندم. باید هر طور بود کاری می‌کردم. *یک روز که از کلاس قرآن بچه ها برمیگشتم فکری به سرم زد. به خانه که رسیدم تلفن را برداشتم و به مربی قرآن دخترهایم زنگ زدم. درخواست کردم یک جلسۀ انتخاباتی با حضور مادرهای بچه ها برگزار کند. با روی باز پیشنهادم را پذیرفت. با دوستانم تماس گرفتم و خواستم برای صحبت توی جلسه بیایند.* برنامه با حضور مادران بچه ها برگزار شد. من هم مسئولیت نگهداری از بچه ها را به عهده داشتم. دخترم دفتر نقاشی و مدادرنگی آورده بود، بچه ها اولش کمی نقاشی کشیدند؛ ولی زود خسته شدند. با هم رفتیم سراغ ساخت قایق اوریگامی و یک پرچم ایران هم بالای قایق چسباندیم. بازی بعدی معلم بازی بود. من شده بودم شاگرد و بچه ها معلم هرکدام تکلیفی به من می‌دادند. با صدای صلوات خانمها متوجه شدم جلسه تمام شده است. دوستانم می‌خواستند بعد از این جلسه به روشنگری محله به محله بروند. من هم بچه هایشان را با خودم به خانه آوردم تا خیالشان راحت باشد. *بساط آش ماستی را که به نیت انتخابات پرشور، پخته بودم پهن کردم و بچه ها مهمان سفره ام شدند* کتاب صفحه ۹۴ *همنشینی مجازی با مادران میدان جمهوری از نویسنده تا راویان روز چهارشنبه ۱۱ بهمن ماه ۱۴۰۲ ساعت ۱۵ در نرم افزار قرار* برای ورود به اتاق روی لینک زیر کلیک کنید: https://gharar.ir/r/907b7574 * (س) "مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) *
41.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 مادری در آغوش خدا 🔸 اولین اعتکاف تخصصی مادر و کودک در اصفهان 🔹 محفلی مادرانه برای خلوت با معبود "مادرانه" https://eitaa.com/madarane_esfahan https://ble.ir/madarane_esfahan
*روایت دوم: کیسه برنج* وسط کوچه نشسته بودیم و سخت مشغول گفت‌وگو بودیم. مردی که از ابتدای بحث ما دم در خانه‌اش ایستاده بود و داشت به حرفهای ما گوش می‌داد، آمد جلو و گفت: "از پولی که می‌گیرین یه کیسه برنج بهمون بدید تا رأی بدیم." لبخندی زدم و خیلی حرفش را تحویل نگرفتم. بنده خدا نمی دانست یک روز که از روشنگری می‌خواستیم به خانه برگردیم یک قران پول توی جیبمان نبود که تاکسی بگیریم. تا دیروقت توی همان محله ای که رفته بودیم برای روشنگری نشستیم تا همسرم کارش تمام شود و با وانت بیاید دنبالمان. تازه یکی از مادرهای همراهمان هم باردار بود و خدا می‌داند هر بار چقدر عقب وانت اذیت می‌شد. *دوست داشتم به آن آقا بگویم ما حاضریم کف همین وانت بشینیم و شهر به شهر مردم رو دعوت به مشارکت توی انتخابات کنیم تا مملکتمون رو از مسئولین کیسه برنجی نجات بدیم. با صدای بلند هم توی بلندگوی وانت بگیم ای آقا و خانومی که رأیت رو به یه کیسه برنج میفروشی پس فردا همون کیسه برنج رو ده برابر باید بخری.* کتاب مادران میدان جمهوری صفحه ۱۰۸ *همنشینی مجازی با مادران میدان جمهوری روز چهارشنبه ۱۱ بهمن ماه ۱۴۰۲ ساعت ۱۵ در نرم افزار قرار* برای ورود به اتاق روی لینک زیر کلیک کنید: https://gharar.ir/r/907b7574 * (س) "مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) *
به توکل اسم اعظمت... 🍃بسم الله الرحمن الرحیم🍃 *آن زنی كه خود را در دامنه آن قله‌ای می‌داند كه در اوج آن حضرت فاطمه‌ی زهرا(علیهاالسّلام) _ بزرگترین زن تاریخ بشر _ قرار دارد، زن ایرانی است.* بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدارجمعى از بانوان سراسر کشور، دی ماه ۶۸ ما مادران محله تهرانپارس بر آن شدیم تا جایگاه *زنان تمدن ساز تاریخ* را در برنامه خدا خوب، شفاف و روشن کنیم. از شما مادران هم محله ای همراهی می طلبیم تا در این مسیر کنارمان باشید.🌸🍃 *هیئت ماهانه انصارالزهرا (س) تهرانپارس* برگزار می‌کند: *سلسله جلسات زنان تمدن ساز* با روایتگری خانم سمانه اسدزاده *جلسه اول: مهمان اندرونی خانه نوح نبی باشیم* به همراه:📖قرائت قرآن و حدیث شریف کساء📖 🎊دورهمی و گعده مادران، بازی کودک🎊 🗓 پنج شنبه ۱۲ بهمن، ساعت ۱۴:۳۰ تا ۱۷ 🕌مسجد امام المجتبی، فلکه چهارم تهرانپارس * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) *
*روایت سوم: هیچ کس دست خالی نمی رود* روایت‌های روشنگری دوستان را که توی کانال مادران میدان می‌خواندم، حسابی هوایی می‌شدم. غصه ام می‌گرفت که نمی‌توانم همراهی شان کنم. یکی توی خانه اش جلسه می‌گرفت. یکی محله به محله برای گفت وگو با مردم می‌رفت. یکی فعالیت های مجازی را سروسامان می‌داد. دیگری هم جشن برای رأی اولی ها برپا کرده بود؛ اما من به خاطر شرایطم نمی‌توانستم هیچ کدام از این کارها را بکنم. البته داوطلب نگهداری از بچه ها و پخت غذا برای مادرانی که فرصت آشپزی نداشتند، شده بودم؛ اما هنوز نوبت به من نرسیده بود. *یک شب که مشغول چرخیدن توی فضای مجازی بودم، پیامی به مسئول مجازی برنامه های انتخابات دادم و شرایطم را برایش توضیح دادم. او هم به من کاری پیشنهاد داد. قرار شد کتاب شبهات انتخابات آقای راجی را بخوانم و از تویش جملاتی برای عکس نوشته انتخاب کنم. خوشحال شدم و با کمال میل پذیرفتم حالا قدری از عذاب وجدانم کم شده بود.* کتاب مادران میدان جمهوری صفحه ۹۵ *همنشینی مجازی با مادران میدان جمهوری روز چهارشنبه ۱۱ بهمن ماه ۱۴۰۲ ساعت ۱۵ در نرم افزار قرار* برای ورود به اتاق روی لینک زیر کلیک کنید: https://gharar.ir/r/907b7574 * (س) "مادرانه"* * [وب‌گاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) *