eitaa logo
آموزش تخصصی مداحی و روضه
13.6هزار دنبال‌کننده
436 عکس
421 ویدیو
44 فایل
کانال رسمی استادحاج‌اسماعیلی مجمع‌المادحین حضرت زهرا(س) آموزش‌نغمات‌ودستگاه‌های‌موسیقی ویژه مداحی اهل‌بیت(ع) ساده، سریع و به‌روش ابداعی✔️ 🌐 سایت: madehin14.ir 🔁 ادمین تبادل: @hajsmaeeli 📝 ثبت‌نام 👳‍♂️ برادران: @madehine14 🧕 خواهران: @admin_madahyar
مشاهده در ایتا
دانلود
❁﷽❁ 👆 👆 ●━━━━━━─────── «السَّلَامُ عَلَیكُمْ یا أَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ» از لطف زهرا ما گرفتار حسینیم شکرخدا گرمی بازار حسینیم الحمدلله هر کس که پرسید ازمقام مابگویید ما جزو نوکرهای دربار حسینیم هر کجا نشستی و صدای منو میشنوی روز یازدهم محرمه، باهم زمزمه کنیم، حسین جان..... امروز چه خبر بود کربلا، طبق نقلی که تو مقاتل اومده از صبح تا ظهر، عمرسعد لعنت الله علیه دستور داد گفت اجساد کشته شده های خودشون رو جمع کنند بر کشته هاشون نماز خوندن همه رو به خاک سپردن اما بدنهای مطهر جگرگوشه های فاطمه، زیر نور خورشید سوزان کربلا، بدون غسل و بدون کفن ، بگذارید کنار بدنش گریه کنم (دو تا وداع داریم تو روضه هامون، به وداعی که عصر روز عاشورا بود خود ابی عبدالله اومد با مخدرات خداحافظی کرد یه وداع دیگه ای امروز روز یازدهم اتفاق افتاد) موقعی که گفتن زنها رو سوار ناقه ها کنید اومدن تا کنار اجساد مطهر شهدا ، تا این زنا و بچه ها چشمشون به این جسدهای پاره پاره افتاد همه از رو ناقه ها خودشونو زمین انداختن هر کسی بدن جگرگوشه ش رو در آغوش گرفت این وداع، وداع با بدنهای پاره پاره ست حالا یه زبانحالی داره زینب کبری ، بگذارید کنار بدنش گریه کنم بر تن زخمی بی پیرهنش گریه کنم اینقدر گریه های زینب سوزناک بود بعضی مقاتل نوشتن دوست و‌دشمن گریه می کردند حتی نوشتن مرکبهاشونم گریه می کردند امان از دل زینب بگزارید کنار بدنش گریه کنم بر تن زخمیه بی پیرهنش گریه کنم صدای ناله ی خانمها بلند بشه خانم زینبو یاری بدید تا که سر داشت نشد خون سرش پاک کنم بگزارید به زخم بدنش گریه کنم داره یکی یکی خاطرات جلو چشم زینب میاد حسین چه غریبانه فغان کرد مرا آب دهید بگزارید به سوز سخنش گریه کنم بگزارید گلم را که فتاده ست به خاک کنم از چادر مادر، کفنش گریه کنم هر کاری کردند این بانوان رو از این بدنها جدا کنند مگه کسی دل می کنه! یه ملعونیه تو بعضی از مقاتل اسمش رو زهر اورد بعضیا گفتن زجر بود،این ملعون دیدن با تازیانه اومد یکی یکی بانوانو با تازیانه از بدنها جدا کرد اما من شنیدم یه خانومی رو هر کاری کردن هر چی با تازیانه زدنش ، از بدن باباش جدا نمی شد،تا اومد بالای بلندی،دید عمه یه بدن بی سرو رو دست گرفته ،صدا زد یا عمتی هذا نعش من عمه جان، این بدن کیه؟بلافاصله فرمود: نعش ابیک الحسین این بدن بابای غریبت حسینه، حق داری نشناسی سکینه جان، اومد خودشو انداخت رو بدن بابا اینقدر گریه کرد، خدا نکنه دختر بچه یتیم بشه دیدن یه عده از اعراب اومدن انقدر زدنش، زینب صدا می زد حسین ،پاشو دارن دخترتو‌می زنن. ناله بزن یا حسین..... الا لعنت الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون ●━━━━━━─────── و @madehin14
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اگر مایلید از استاد حاج اسماعیلی بهرمند شوید و صدای شما مورد نقد و بررسی قرار بگیرد ، میتوانید از کلاسهای آموزشی ایشان استفاده بفرمائید : ادمین برادران👈 @madehine14 خواهران 👈 @admin_madahyar توجه : کلاس رفع اشکال خواهران توسط استاد خانم برگزار میشود
🔺کلاس های آموزشی که از ابتدای محرم امسال تعطیل شدند مجددا از هفته بعد تشکیل میشوند 👌منتظر اطلاع رسانی ادمین در گروه های کارورزی باشد
❁﷽❁ 🏴 🏴 ●━━━━━━─────── روز شهادت آقا زین العابدینه بریم در خونه ی آقا سیدالساجدین روضه برپا بود هر جا آب بود روضه هایش ذکر بابا آب بود مقتل جانسوز آقا آب بود: تشنه لب بود آه اما آب بود یه عمری اقا زین العابدین شب و‌روز گریه می کرد، آب می دید گریه می کرد طفل خردسال می دید گریه می کرد، جوان می دید گریه می کرد، دختران قد و نیم قدو‌می دید گریه می کرد روضه خوانش گاه ظرفی آب شد گاه گاهی روضه خوان قصاب شد گاهی وقتا تو کوچه های مدینه راه می رفت، می دیدن آقا اومد جلو در قصابی شروع میکرد گریه کردن، همه جمع می شدن، چی شده آقاجان؟ یابن رسول الله چرا گریه می کنید صدا می زد ای قصاب، بگو ببینم این گوسفند رو‌میخای ذبح کنی آبش دادی یا نه؟ می گفت بله یابن رسول الله ، ما مسلمانیم ما از جد شما یاد گرفتیم ، می دیدن دوباره گریه می کنه، آقاجان چی شده؟حرف بدی زدم؟؟ می فرمود بابای من حسینو‌ تو کربلا ، با لب تشنه سر بریدن ، ماجرای آب آبش کرده بود غُصه ی ارباب آبش کرده بود مادری بی تاب آبش کرده بود دختری بی خواب آبش کرده بود یا خودش بارید دائم یا رباب روضه می خواندند هر دم با رباب پیکری را حالا داره یادش میاد آقا زین العابدین پیکری را بر زمین پامال دید دیگه چی دید؟؟؟ پیکری را بر زمین پامال دید شمر را در گودی گودال دید عمه را بالای تل بی حال دید لشکری را در پی خلخال دید هجمه ی شمشیرها یادش نرفت سنگ ها و تیرها یادش نرفت یکی از سخت ترین صحنه های عاشورا اونجایی بود که آقا زین العابدین پرده ی خیمه رو‌کنار زد از دور داره میبینه ، من نمیدونم فاصله چقدر بوده ، آقا زین العابدین نگاه کنه ببینه دور باباش حسینو حلقه زدن، نیزه دار با نیزه می زنه، شمشیر دار با شمشیر می زنه ، پیرمرداشون عصا زنان یه مرتبه طاقت نیاورد یه چوب دستی به دست گرفت عصا زنان از خیمه زد بیرون ، یه مرتبه ابی عبدالله این صحنه رو که دید صدا زد زینب ، دست علی رو بگیر مبادا بیاد، زینب اومد اومد دستشو گرفت عزیز دلم کجا داری میری؟ بابات حسین همه ی ما رو به تو سپرد، همه ی بود و نبود ما تویی عزیز دلم ، هم به تن رخت اسارت دیده بود خیمه را در وقت غارت دیده بود از سنان خیلی جسارت دیده بود از حرامی ها شرارت دیده بود آتش بی داد دنیا را گرفت شمر آمد راه زن ها را گرفت عمه را با دست بسته می زدند با همان نیزه شکسته می زدند بچه ها را دست بسته می زدند می شدند آنقدر خسته... می زدند تازیانه جای طفلان خورده بود زین جهت خیلی به زینب برده بود اما اون مصیبتی که از اقا زین العابدین سوال کردن آقاجان،کجای این مصائب براشما سخت تر بود سه مرتبه فرمود الشام الشام الشام کوچه های شام پیرش کرده بود شهر و بار عام پیرش کرده بود سنگ روی بام پیرش کرده بود طعنه و دشنام پیرش کرده بود بی هوا عمامه اش آتش گرفت مثل زهرا جامه اش آتش گرفت جملاتی تو بعضی مقاتل معتبر، نوشته ادم شرمش میاد بگه، فقط یک جملشو میگم امام زمان منو ببخشه، اگه تو مقاتل ننوشته بودن نمیخوندم ، گفت وقتی اسرا رو وارد شام کردن اینها رو بردن تو یه محلی که مخصوص برده ها بود اونجا برا چند ساعت اینها رو‌نگه داشتن اهل ذمّه ، یعنی غیر مسلمونا،مسیحیا،یهودیا میومدن ، قربونت برم عمه جان، ...... دختر زهرا اینجا چه می کنه؟ بچه های فاطمه ی زهرا تو بازار برده فروشا چرا؟؟؟ بزم مِی بود و سر و طشتی طلا خیزران بود و عزیز مصطفی بعد یه عمری گریه و آه و ناله و سجده و دعا و مناجات ، بالاخره آقا زین العابدین راحت شد قربونت برم آقاجان، هنوزم که هنوزه ، مرقد مطهرش تو قبرستان بقیع مثل یک خرابه ایه، کنار قبر عموش امام مجتبی، قبر امام سجادم نه سنگی داره نه حرمی داره ، ان شالله بیاد آقا، شر همه ی وهابی ها رو کم می کنه ، ان شالله تو‌مدینه ،قبرستان بقیع،گنبد و بارگاهی بنا می کنیم، ان شالله.... با مدد امام زمان بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاَعْظَمِ، اَلْاَعَزِّ الْاَجَلِّ الْاَکْرَمِ،.... ✍شاعر:وحید محمدی ●━━━━━━─────── (علیه السلام) @madehin14
( سلام الله علیها ) اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا اَباعَبْدِاللَّه گفت زینب ای که برعالَم توآقایی « حسین » سربه صحرا بُرده ای گَشتی تماشایی « حسین » ( چند روزه ، زینب ، برادرش حسین را ندیده ، زینبی که حتی یک روز فراق برادرش حسین را ندیده ، حالا چی داره میگه زینب ؟ ) ای که روزی زینتِ دوش پیمبر بوده ای پس چرا این روزها بر نیزه پیدایی « حسین » گَه تنورِ خولی و گاهی سرِ بازارها زیرِضربِ چوب ها بس سرخ سیمایی « حسین » کوفه با آوای قرآنِ تو زیرورو شده نِی فقط همراه ما هم صحبتِ مایی « حسین » صوتِ قرآن تو دل آرام بنمود ، ای اَخا نغمه هایت میدهد دل را شکیبایی « حسین » همین که خبر رسید به مردم کوفه ، دارند اُسرای کربلا رو میآرند ، مردم همه جمع شدند توو کوچه و بازار ، خیلی ها بالا پشت بوم ها ... ، همه اومدند به استقبالِ زینب ... ، کدوم مردم کوفه ؟ همون هایی که نامه نوشتند برای حسین ، بیا آقا ... حالا منتظرند بچه های پیغمبر(ص) را بیارند ، اینها نوامیسِ فاطمه اند ، همین که وارد شهر شدند ، یه مرتبه بی بی عقیله ی بنی هاشم ، نعره ی حیدری کِشید : « اُسْکُتُوا » همه بی اختیار ساکت شدند ،حتی زنگ شترها از حرکت ایستاد ، شروع کرد به خطبه خواندن : آی نامردهای کوفی ، آی زن های کوفی ، خبر ندارید مردهای شما توو کربلا چه کردند ؟ خبر ندارید چه جگری از پیغمبر(ص) سوزاندند ؟ صدای گریه و شیون بلند شد ، اِبْنِ زیادِ معلون داره می بینه ، دید الانه که مردم به هم بریزند ، هر لحظه ممکنه این مردم قیام کنند ، گفت کی بلده زینب را آرام کُنه ؟ یه ملعونی بلند شد گفت من زینب را می شناسم ، زینب خیلی به حسینش علاقه داره ، چند روزه حسین را ندیده ، چه کنیم ؟ گفت سرِ حسین کجاست ؟ بیارید به نیزه بزنید ، بیارید مقابل زینب ، یه مرتبه دیدند لحن کلام زینب عوض شد : سری به نیزه بلند است در مقابل زینب خدا کُند که نباشد سرِ برادر زینب ... صَلَّی اللهُ عَلَیْکَ یَا مَوْلای یَا اَباعَبْدِاللَّه 10/5/1402 https://eitaa.com/madehin14
3. غریب مادر.mp3
زمان: حجم: 6.5M
( علیه السلام ) میاد صدای غریب مادر حسین توو گودال بی یار و یاور ... شلوغ شده دو رو برش سادات ببخشن قاتل اومد بالا سرش سادات ببخشن قاتل اومد با خنجرش سادات ببخشن از خیمه اومد خواهرش سادات ببخشن تکیه به نیزه ها زد سادات ببخشن مادرش و صدا زد سادات ببخشن لب تشنه دست و پا زد سادات ببخشن ... « وای حسین » دل زینب آتیش میگیره حسین توو دستِ قاتل اسیره از آسمون راهی شدن سادات ببخشن حیدر و زهرا و حسن سادات ببخشن کنار اون خونین بدن سادات ببخشن همه به گودال اومدن سادات ببخشن فاطمه روضه خونه سادات ببخشن گریون و نیمه جونه سادات ببخشن حسینش غرق خونه سادات ببخشن وای حسین از این مصیبت دلها هلاکه سرش ، رو نیزه تنش ، رو خاکه زخمی و خونی پیکرش سادات ببخشن غارت شد از پا تا سرش سادات ببخشن پیراهن و بال و پرش سادات ببخشن عمامه و انگشترش سادات ببخشن وقت جسارت اومد سادات ببخشن بند اسارت اومد سادات ببخشن لشکر غارت اومد سادات ببخشن سر حسین به نیزه ها سادات ببخشن آتیش زدن به خیمه ها سادات ببخشن « وای حسین » https://eitaa.com/madehin14