زمان:
حجم:
450.9K
زمزمه یا #شور #فاطمیه
یاد شهدای عزیز
چه فاطمیه ای شد امسال
کجان شهیدای زهرایی
کجان رفیقای حاج قاسم
ستاره های عاشورایی
چه فاطمیه ای شد امسال
کجان دلیرای آزاده
یکی یکی پریدن، رفتن
مث رشید و حاجی زاده
*فدای اون چشای بارونیشون
که عطر یاس فاطمی می دادن
اونا که آخرش با پهلوهای
پاره پیش مادرشون افتادن
*امشبو دم گرفته با این نوحه
یاد شهیدا دل شیدای من
(وای من و وای من و وای من
میخ در و سینه ی زهرای من)
(وای من و وای من و وای من
کشیده و صورت زهرای من)
#محمدحسین_رشیدی
#فاطمیه
https://eitaa.com/meeghat
زمان:
حجم:
417.6K
#فاطمیه #زمینه
ای قرار من نرو
التماست میکنم که از کنار من نرو
کس و کار من نرو
ای تموم دلخوشیه روزگار من نرو
ای قرار من نرو
نگیر روو ، از حیدرت
بیشتر از این نسوزون منو
گذاشتن ، روو قلبمون
حسرت دیدنه محسنو
نمیگذرم از اونیکه ، فاطمه پهلوتو شکست
مغیره پیش چشم من ، هر دوتا بازوتو شکست
وای یارالی زهرا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
سوره ی کوثر من
نرو ای کبوتر شکسته بال و پر من
بودی تو لشکر من
زدنت توو کوچه روبه روی چشم تر من
سوره ی کوثر من
چی سره ، تو اومده
بعد از اون روز بد فاطمه
نگفتن ، زیر دری
رد شدن از روی در همه
هنوز توو گوشمه چجور ، میزدی فضه رو صدا
با گریه گفتی پشت در ، بچه مو کشتن ای خدا
وای یارالی زهرا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
غرقه خونه بدنت
بعد ماجرای کوچه زخمیه کل تنت
اون دوتا بد زدنت
حال و روز خوش نداره بعد از اون روز حسنت
غرق خونه بدنت
فاطمه ، حرفی بزن
از خجالت منو آب نکن
بلندشو ، از بسترت
خونوادت رو بی تاب نکن
نبودن تو فاطمه ، سخته برای زینبین
مرگ تو از خدا نخواه ، سنی ندارن حسنین
وای یارالی زهرا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
شاعر: عباس_قلعه
سبک و اجرا: حاج اسماعیلی
@madehin14
Gozareha.pdf
حجم:
8.6M
🏴 گزارهها و گریزهای فاطمیه
⭕️ #معتبر | #روان | #لقمهای
🔰 ویژگیها و نکات تکمیلی:
🔸استفاده از لحن محاورهی روان
🔹 آمدن شعر متناسب (رنگآبی)
🔸 آمدن متن مقتل (رنگسرخ)
🔹 استفاده از خاطرات شهداء
📚 به دلیل نظم ظاهری از آوردن جداگانهی همه منابع ، خودداری شده. البته بعضی منابع ذکر شدهاند و بعضی دیگر متونِ عربیِ مقتل، آورده شده که به راحتی قابلیت جستجو داشته باشد.
EITAA.COM/KHAAK_IR
@madehin14 روضه وداع(شب شهادت04.mp3
زمان:
حجم:
13.8M
#روضه_حضرت_زهرا سلام الله علیها
موضوع: #فاطمیه #شب_شهادت #وداع
#روضه_شعر_محور #روضه_طولی
#آواز_بیات_اصفهان و #دستگاه_همایون
حاج اسماعیلی 12آبان 1404
@madehin14
#فیش_روضه #فاطمیه
#شب_شهادت #حضرت_زهرا سلام الله علیها
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ
#عشاق_مصری
سلام امام زمان وارث غم زهرا
سلام وارث اشک دمادم زهرا
همینکه فاطمیه می رسد شبیه توام
سیاهپوش عزای مُحرم زهرا
آقا جان ..
نگاه لطف تو بوده ، و غیر از اینم نیست
که باز آمده ام زیر پرچم زهرا
خدا را شکر میکنم
اسم منم جزء گریه کنای مادر امام زمان نوشته اند ..
آقا جان
به زیر خیمه او ملجأ و پناه من است
و شکر میکنم این لطف هر دم زهرا
امید بسته ام آقا به این سیاهیها
امید بسته ام آقا به مقدم زهرا
چی میخوای بگی، یابن الحسن
بیا تا اجازه بده تا زیاد گریه کنیم 2
برای عمْر کم و قامت خم زهرا
شنیده ام اثری از تنش نمانده دگر
یابن الحسن
ناهِلَةَ الجِسم چیه ؟
(يُغشَي عليها ساعةٌ بعدَ ساعة) یعنی چی آقا جان ؟
برا چی مادر شما ساعت به ساعت
از هوش میرفت
شنیدهام اثری از تنش نمانده دگر
خدا کند که بمیرم از این غم زهرا
خدا کند که بمیرم کبود شد رویش
امام زمان ما را ببخشید آقا
سخته آدم بشنوه کسی و مادرش جسارت کرده
خدا کند که بمیرم کبود شد رویش
خدا کند که بمیرم شکست پهلویش
مگه به مادر شما چی گذشت آقاجان ..
شب شهادته مادرتونه ، امام زمان
بریم تو خونه ی مادر
پا به پای بچه های امیرالمومنین
پا به پای خوده آقامون امیر المومنین گریه کنیم ...
بچهها من دلم پریشان است
چند وقت است خانه ویران است
چشمهای پدر هراسان است
درد مادر بدون درمان است
خدا نکنه کسی مادرش بیمار باشه
خدا نکنه کسی ببینه
مادرش داره از درد از دنیا میره
(خیلی سخته آدم ببینه
مادرش داره انقدر زجر میکشه)
خدا نکنه آدم ببینه
مادرش داره ذره ذره آب میشه( آی مادر )۲
مادر از درد میرود از حال
درد بیمادری زبانم لال
در و دیوار خانه غم دارد
مادرم آه دم به دم دارد
بازوی مادرم ورم دارد
آیه از نون و القلم دارد
نون از نار و ضربه از قتّال
درد بی مادری زبانم لال
یکی دو بند دیگه بخونم و عرضم تمام
تا که روی کبود او دیدم
بچهها دارن برا همدیگه تعریف میکنن
شاید زینب داره میگه
حسن جان، حسین جان...
تا که روی کبود او دیدم
از غمش مثل بید لرزیدم
از پدر حال او که پرسیدم
اشک بابا چکید و فهمیدم
ماندنش گشته آرزوی محال
درد بیمادری زبانم لال
روزمان شب شد است و شب تاریک
فصل پاییز خانه شد نزدیک
مادر امروز راه رفته ولیک
دیده تابوت و طعنه و تبریک
قرص ماه تمام گشته هلال
درد بیمادری زبانم لال
اما عرض روضهم اینجاست
عصر شد موسم فراق رسید
وقت منحوس اتفاق رسید
فرمود اسما من تو بسترم میخوابم
ساعتی بعد بیا منو صدا بزن
اگه جوابتو دادم که جواب گرفتی
اما اگه جواب ندادم برو علی رو خبر کن
عصر شد موسم فراق رسید
وقت منحوس اتفاق رسید
طاقت آسمان به طاق رسید
یه مرتبه خبر دادن به امیرالمومنین یا علی
اگه میخوای فاطمه رو ببینی زود بیا
عبارت مقتل اینه (فَوَقَعَ عَلیٌّ علَی وجهه)
تا این خبرو علی شنید
با صورت به زمین افتاد
هی بلند میشد میگفت یا زهرا
طاقت آسمان به طاق رسید
پدرم تا به آن اتاق رسید
گشت رد و بدل سوال و جواب
درد بیمادری زبانم لال
هرجوری بود اومد سر زهرا رو به زانو گرفت
هی صدا میزد یا فاطمة کَلّمینی
فاطمه جان با من حرف بزن
دید جوابی نمیده
یا بنت رسول الله با من حرف بزن
دید جوابی نمیده
عاقبت صدا زد فاطمه جان
کَلِّمینی و اَنا بنُ عَمّکَ علیُ بن ابیطالب
فاطمه جان من علیم جوابمو بده
گفت زهرای من تقلا کن
با من غم زده مدارا کن
التماس مرا مرا تماشا کن
من علی م دو چشم خود وا کن
جان حیدر تو را به این اطفال
درد بیمادری زبانم لال ..
میگن بی بی فاطمه زهرا چشمانشونو باز کردن
شروع کردم با امیرالمومنین حرفاشونو زدن
علی جان، ( اِبْکِنِی وَ ابْکِ لِلْیَتَامَی) برا من خیلی گریه کن
برای یتیمانم خیلی گریه کن
یه عبارتی داره ( وَ لَا تَنْسَ قَتِیلَ الْعِدَی بِطَفِّ الْعِرَاقِ ..)
حواست به شهید کربلا خیلی باشه
شاید میخواد بگه علی جان
حسینم خیلی عطش داره
یادت باشه شبها یه ظرف آب کنار بسترش بزاری ...
آه گذشت
رسیدن به کربلا... میخوام بگم بی بی جان این همه سفارش حسینتو کردی اما نبودی کربلا ببینی... با لب تشنه... آخ سر از بدن نازنینش جدا کردن
اگر کشتن چرا آبش ندادند
آی حسیییییین
التماس دعا
@madehin14
سینه زنی زمینه یا شور فاطمیه
نوکر شدم
یه سیاهی تو لشکر فاتح خیبر شدم
چایی ریز مجالس روضه ی مادر شدم
بیقرار مصیبت کوچه و بستر شدم
نوکر شدم
آره قنبرِ قنبرِ قنبرِ حیدر شدم
آره گریه کن غم یاس پیمبر شدم
با تصور روضه ی سیلی پرپر شدم
(منظومه ی کرم، بانوی خاص مادر
بی بی حرم، قبرت کجاس مادر)
********
آتیش بگیر
بشین ای دل ازین همه غربت آتیش بگیر
مث هیزم بیت نبوت آتیش بگیر
با سکوت کشنده ی امّت آتیش بگیر
بارون ببار
مث مهدی فاطمه از چشمات خون ببار
مث پهلوی زخمی ناحله خاتون ببار
پا به پای یتیمای بی سرو سامون ببار
(منظومه ی کرم، بانوی خاص مادر
بی بی حرم، قبرت کجاس مادر)
پ ن: بیت گوشواره این نوحه از حقیر نیست
#فاطمیه
#محمدحسین_رشیدی
https://eitaa.com/meeghat
هدایت شده از آموزش تخصصی مداحی و روضه
دوره تخصصی #روضه_خوانی_فاطمیه
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
👈#آموزش_فیش_نویسی_روضه
👈ارائه فیش های #روضه_فاطمیه
👈اجرای فیش های روضه در #نغمات_موسیقایی
👈#تشریح_نغمات اجرا شده
👈معرفی #اسناد_روضه_فاطمیه
برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت دوره به ادمین برادران @madehine14
و یا خواهران @admin_madahyar پیام دهید
@madehin14
❁﷽❁
متن روضه
#مناجات_مهدوی_فاطمیه
#آواز_بیات_اصفهان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو را قسم به بخشش و عطای مادرت بیا
ظهور کن به خاطر رضای مادرت بیا
عزیز من برای خاطر من حقیر نَه
به خاطر دل علی برای مادرت بیا
آقای من، شب آخر عزای مادر شماست، تا فاطمیه ی سال بعد کی زنده باشه و کی نباشه، آقاجان
نشستهایم دور هم که گریه بر غمش کنیم
امام ما به مجلس عزای مادرت بیا
آقاجان، یابن الحسن، بگو ببینم اشکای ما رو خریدی یا نه؟از ما راضی بودی یا نه؟ تو مجلس عزای مادرت خوب آبروداری کردیم یا نه؟ امام زمان ....
صدای او ز پشت در هنوز میرسد به گوش
به احترام پاسخ صدای مادرت بیا
ز اشک مرهمی برای سینهاش درست کن
قیام کن به خاطر شفای مادرت بیا
به گریههای عمهات، به حق بغض مجتبی
به هقهق گلوی بچههای مادرت بیا
جناب صاحب الزمان، به انتقام کن قیام
که نیست هیچ غیر از این دوای مادرت بیا
یتیمی حسین تشنه کام را نگاه کن
به ناله های طفل سر جدای مادرت بیا
آقای من...
کنون که پر خطا شدیم و تحبس الدعا شدیم
برای استجابت دعای مادرت بیا
جواب فاطمه بده، ز لطف خاتمه بده
به خاطرات تلخ ماجرای مادرت بیا
تو را قسم به حوری میان شعله سوخته
به نالهی بیا بیا، بیای مادرت بیا
دیگه به چی قسمت بدم امام زمان ؟
به چادری که بسته بر کمر پس از هجوم شد
تو را قسم به عفت و حیای مادرت بیا
به آن سری که خورد گوشهی دروشکسته شد
تو را قسم به سرخی حنای مادرت بیا
به بار شیشهای که برزمین نهاده شد پشت در
به حق دندههای جابهجای مادرت بیا
عمار میگه چند روزی بعد شهادت بی بی فاطمه ی زهرا، اومدم خونه ی امیرالمومنین، اجازه گرفتم وارد خونه شدم ، دیدم امیرالمومنین یه طوری زانو بغل گرفته و گریه میکنه، چشمم افتاد دیدم حسن و حسینم دارن گریه میکنن ، میگه این وضعیت رو که من دیدم طاقت نیاوردم شروع کردم گریه کردن، یه چند دقیقه ای که گریه کردم، سرمو بلند کردم گفتم آقاجان، یا امیرالمومنین، ما از شما درس صبر گرفتیم شیعیان شما چند روزیه شما رو ندیدن ، همه دلتنگ شمان، چرا از خونه بیرون نمیاید، دیدم آقا امیرالمومنین صدا زد، گفت عمار، تا وقتی که فاطمه زنده بود من داغ پیغمبرو حس نکردم، هر موقع فاطمه با من صحبت می کرد، کأنّ صدای پیغمبرو در گوشم میشنیدم ، عمار بیچاره شدم، عمار، همه چیزمو بردن ، بعد یه حرفی زد آقا امیرالمومنین، صدا زد عمار، موقعی که فاطمه رو غسل می دادم ، تازه فهمیدم که استخوانهای پهلوی فاطمه شکسته ست
تازه فهمیدم پهلوی فاطمه سیاه شده از من مخفی می کرد نمی خواست من غصه دار بشم آه، میگه هر جوری بود امیرالمؤمنینو راضی کردم از خونه بیرون شد، آه علی جان،
حال و روز این روزای امیرالمؤمنین ، وقتی شبانه میومد کنار قبر مخفی فاطمه، سر میزاشت رو قبر، صدا می زد:
علی رو حلال کن
زهرا جان، بگو ببینم
ورم داره بازوت
بگو ببینم ورم بازوت خوب شد یا نه؟؟؟
علی روحلال کن که بشکسته پهلوت
علی روحلال کن برا لحظه ای که
تو افتاده بودی درافتاده بود روت
علی روحلال کن .....
علی روحلال کن عدو بی حیا شد
هر موقع یادش میفته امیرالمومنین بلند بلند گریه می کنه
علی رو حلال کن که غوغا به پا شد
علی رو حلال کن برا لحظه ای که
برا اولین بار که پای مغیره به این خونه وا شد
علی رو حلال کن.....
صدا زد زهرا جان
زهرا مرا ببخش که نگذاشت غربتم
یک ختم با شکوه بگیرم برای تو
از دست گریه های تو راحت شد این محل
شکوه نمی کنند به من از صدای تو
━━━━━━───────
#مناجات_مهدوی_فاطمیه
#استادحاج_اسماعیلی
┏━━━ °•🏴•°━━━┓
@madehin14
┗━━━ °•🏴•°━━━┛