هدایت شده از مجید دهقان
✅ گزارش ارائه با موضوع «بیایدگی حجاب و زن معاصر» در همایش الهیات اجتماعی تا ارشاد اجتماعی با موضوع حجاب:
1. سیاستگذاری ما درحوزه زنان و خانواده موضوع محور است و نه ایده محور: موضوعی مانند لزوم افزایش جمعیت، لزوم رعایت حجاب شرعی، پایین آمدن سن ازدواج، جلوگیری از خشونت علیه زنان را وسط می گذاریم و در مثلث دولت، قانون، مردم سیاستگذاری می کنیم؛ الگوی مشترک سندهای این سالیان
2. اندیشمند دینی لازم است که بین تفکر در مقام مفسر دین و تفکر در مقام حاکمیت دینی تفکیک قائل شود و مرزهای هر دو را رعایت کند.
3. توجه به تزاحمها و پیچیدگیهایی که سیاستگذاری در حجاب با آن مواجه است ما را به سمت ایدهای برای حل آنها می کشاند. از همین جاست که سیاستگذاری ایده محور می شود.
این تزاحمها و پیچیدگی می تواند از این قرار باشد:
الف. تزاحم بین مشروعیت و مقبولیت.
سیاستگذاری در حوزه حجابی که مشروعیت دینی دارد زمانی موفق است که همراهی اجتماعی را نیز با خود داشته باشد. ایده ما برای این همراهی چیست؟
ب. تزاحم بین آتوریته قانون و انتخاب فرهنگی.
در مقابل آتوریته قانون شهروند قرار دارد و در انتخاب فرهنگی زن انتخابگر دارای اراده. حجاب قانونی معنای اجتماعی رسمی، اداری و حاکمیتی به حجاب می دهد. ایده ما برای حل این تزاحم چیست؟
ج. تزاحم بین آتوریته قانون و امر سیاسی.
فاصله امر قانونی و امر سیاسی کم است. امر قانونی حجاب به امر سیاسی تبدیل شده است در حالی که بسیاری از امور قانونی این گونه نیست. راه حل ما برای این که امر قانونی در آینده به این شدت امر سیاسی نشود چیست؟
د. تزاحم بین آتوریته دینی حجاب و خودآیینی زن معاصر.
مفاهیم مرکزی حجاب تا کنون مصونیت، حفاظت از مردان، زیبایی و شرط فعالیت در نظام اسلامی بوده است. این مفاهیم هیچ کدام با ویژگی خودآیینی، عاملیت و انتخابگری زن مدرن نسبتی ندارد. آیا باید این ویژگی انسان مدرن را در سیاستگذاری ها نادیده گرفت یا این که ایدههای مرکزی ما مبتنی بر عاملیت باشد؟
ه. تفاوت بین زن انتراعی و زن انضمامی.
تصور اکثر تصمیمسازان و تصمیمگیران درباره زنان زن انتراعی است که موضوع حکم احکام شرعی نیز قرار گرفته است. در چارچوب موازین شرعی لازم است به مسائل و نیازهای زن انضمامی یعنی زنانی که در جامعه امروز مطالبات و مسائلی واقعی دارند پرداخته شود. این از نان شب برای حاکمیت ما لازمتر است که نگاه خود نسبت به زنان را تغییر اساسی دهد.
و. تزاحم بین سیاست جنسی و سیاست جنسیتی.
حجاب در سنت هم اندام جنسی را می پوشاند و هم زنانگی را. اگر فلسفه حجاب پوشش امر جنسی باشد میتوان به حجابی که زنانگی را نپوشاند فکر کرد؟
💠 حل این تزاحمها و پیچیدگیها ما را به ایدهای می رساند که وضع سیاستگذاری در حجاب را از وضع خام و موضوعمحور خود شاید رهایی بخشد.
@majiddehghan
هدایت شده از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه
#یادداشت | قدرت اجتماعی زن در کشاکش معنای حجاب
📝 به قلم صفورا سادات امینجواهری، پژوهشگر علوم اجتماعی
آنچه در بُرش اجتماعی و زنانۀ این ماجرا برای ما اهمیت دارد، کنش زنان باحجاب در مواجهه با حرکتهای خشونتآمیز برضد عنصر فرهنگی حجاب است. همه میدانیم که تنشهای جدی مربوط به حجاب، خودش هم از جنس تنشهای فرهنگی و اجتماعی است، اما زمانی که حرکتی امنیت اجتماعی را تهدید میکند، روشن است که حجاب بهانۀ اغراض سیاسی شده است. در هر حال، حجاب ضمن اینکه خودش عنصری چالش برانگیز در عرصۀ فرهنگ است، این پتانسیل را دارد که بستر ایجاد مخاطره برای امنیت اجتماعی شود. در چنین وصفی از ماجرا، زنان باحجاب در مخالفتهای علنی برضد حجاب، به وسیلۀ قانون یا برضد قانون، چه کنشهایی دارند و دایرۀ کنشگریشان در این ماجرا چقدر است؟ به نظر میرسد، کنشگریهای زنان در این برههها به مقاومتی فردی و حفظ حجاب شخصی محدود شده است و این در حالی است که زن محجبه، روزهایی را در تاریخ رقم زده است که حجابش نماد حرکت سیاسیاش و لباس رزمش بوده است. به راستی، منشأ کنشهای منفعلانۀ زن محجبه در شورش بر ضد حجاب، چیست؟
🔗 مطالعه متن کامل:
https://gesostu.ir/?p=2482
🚻 دفتر مطالعات راهبردی جنسیت و جامعه
@gesostu
www.GESOSTU.ir
یک سوال که جدیداً برایم جدی شده این است که این دوستان چپ نومسلمان که شبانهروز با مفاهیم طبقه و سرمایه و ... کار دارند چه میشود وقتی پا در حوزه مسایل جنسیت و زنان می گذارند(!) در مقابل سرمایهداری مردسالار غربی کور، اخته و واداده می شوند و همهی همتشان را خرج مبارزه با پدرسالاری شرقی میکنند؟ خب برادر آن طرف ماجرا که خیلی خطرناک تر است که!
@Mahdi_Takallou
«تا آفتاب درخشان خدیجه ی کبری علیها السلام و فاطمه زهرا علیها السلام و زینب کبری علیها السلام می درخشد، طرح های کهنه و نو «ضدّ زن» به نتیجه نخواهد رسید و هزاران زن کربلایی ما نه تنها خطوط سیاه ستم های ظاهری را در هم شکسته اند بلکه ستم های مدرن به زن را نیز رسوا و بی آبرو کرده و نشان داده اند که «حق کرامت الهی زن»، بالاترین حقوق زن است که در جهان به اصطلاح مدرن، هرگز شناخته نشده و امروز وقت شناخته شدن آن است.»
پیام رهبری به کنگره هفتهزار زن شهید
@Mahdi_Takallou
جامعه متعادل | مهدی تکلّو
سخنگوی گفتمان زن قاجار
نیاز نیست که هاشمی گلپایگانی را کاراکتر نفوذی بپنداریم حتی اگر او در روزهای چنین ملتهبی دست از اظهارات شاذ و خطرناک برندارد. او کاملاً بهنجار رفتار میکند. این ما هستیم که به خطا او را یک فرد منفرد و منقطع از سایر اجزاء اجتماعی و گفتمانی مینگریم. او بهدرستی نمایندهی بخشی از حاکمیت و مردم و منطبق بر یک نظم گفتمانی خاص است. در این نظم گفتمانی و این جریان فکری چنین اظهاراتی اتفاقاً کاملاً منسجم، طبیعی و معقول است. نه هاشمی گلپایگانی یک هستی انسانی در خلأ است که با این اظهارات او را نفوذی یا فاقد تعهد اخلاقی بدانیم و نه ایده و اجرای گشت ارشاد کنونی و امثالهم تصمیمها و سیاستهایی خلقالساعهاند که بینسبت با تاریخ و جامعه به کسانی که امروز مسئولیتهایی دارند الهام گشته باشد. مساله اساساً در نوع نگاه به زن، مردم، فرهنگ و حکومت است. دال مرکزی این گفتمان، زنی ضعیف و صغیر است. این زن به نحو ذاتی و بالقوه عامل هرجومرج جنسی در ساحت اجتماعی (اجتماع مردان) است. از سوی دیگر نیز اساساً بهترین موقعیت اجتماعی برای زن با ادغام انگارهی هویتی او در نقشهای خانگی و خانوادگی حاصل میشود. و باز از منظری دیگر هر چه در ادبیات این گفتمان در مورد نقشآفرینی اجتماعی جستجو میکنی چیزی جز «صدور اجازه» همراه با تلّی از شرط و تبصره نمیبینی. که نیک اگر بنگریم همین صدور ملوکانه و کریمانهی(!) اجازه هم در خجالت انقلاب اسلامی مصلحت مییابد وگرنه همهچیز تا حد ممکن به سوی نفی هرچه بیشتر حضور اجتماعی زن سامان یافته است. تأکید میکنم مساله بر اساس هویت زن صورتبندی میشود نه زن بدحجاب! چنانچه حتی زنان محجبهی فداکار نظام هم به طرق دیگر، به نحو روزمره از گزند این گفتمان بینصیب نیستند!
این گفتمان اساساً با تصویر زن قاجاری سامان گرفته و همین خاطره را دائماً برساخت میکند. نزد او تخطی از محدودهی شرعی حجاب تنها یک خطا و نقص ظاهری فردی نیست. که اگر چنین است بسیاری خطاها و کجرفتاریهای دیگر نیز آناً و تدریجاً اثر اجتماعی دارد. در حقیقت بدحجابی تخطی و عصیانگری علیه این برساخت نوستالژیک زن قاجاری است. و همین سرپیچی (هرزگی!) از تصویر زن قاجار - که محصور و مستور به خانه، مطیع، خدمتکار اما فعال، پویا و نقشآفرین است - سبب تولید خشم پدرسالارانه میشود. این جریان پس از بیش از دو دهه تلاش و ناکامی، حدود دو سال است که خشمگینانه و صراحتاً به «کنترل بدحجابها» روی آورده است. هاشمی گلپایگانی یک نمایندهی بهجا از این تفکر است که حالا پس از رسیدن به نقطهی جوش میخواهد ظرف یکی دو سال پروندهی بدحجابی را برای همیشه ببندد. در خیال خودشان تا 21 تیرماه میخواستند ادارات دولتی را پاکسازی کنند؛ تا همین امروز سه ماه هم از برنامه عقب ماندهاند!
نگاه تصغیرآمیز به زن (نه فقط زن بدحجاب) در عمیقترین و درونیترین لایههای فکری و گرایشی، و نیز مشابه گرفتن ولایت دینی با استیلای شاهنشاهی، چه در سیاستهای قهری و چه در سازوکاری موسوم به «کار فرهنگی» حضور پیدا میکند. این سیاستهای قهری یا فرهنگی در خلأ متولد نمیشوند. همه چیز طبیعی و تابع دلالتهای اصلی این گفتمان است. من پیشتر گفتهام که شریک جرمی بالاتر از تحجر برای تجدد نمیشناسم!
@Mahdi_Takallou
هدایت شده از ساخت ایران|حسین مهدیزاده
9.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این قطعه صوت شنیدنی از استاد میرباقری درباره آزادی را حتما گوش دهیم. در این گفتار انگار استاد میرباقری آزادی اجتماعی را ساختارگرایانه توضیح می دهد و آن را تولید کردنی می دانند. یعنی آزادی چیزی نیست که موجود باشد و یک حکومتی جلوی آن را گرفته باشد و یک حکومت دیگری بیاید و جلوی آن را باز کند، بلکه باید ان را مدام خلق کرد و دست به دست کرد تا به دست انسانها برسد.
میدانم که آزادی اجتماعی در اندیشه استاد میرباقری و استاد فقید ایشان به معنی «امکان مشارکت در بهینه کردن شرایط» است. آزادی امکان مصرف و هرزه کاری و هوس بارگی نیست اما از انهم برای انسان مطلوبتر است. یعنی لذت مشارکت در بهینه کردن شرایط بیشتر از هرزه کاری است.
استاد میرباقری معتقدند که انقلاب اسلامی واقعا در آغاز راه، قدم در راه تولید موقعیت هایی که امکان مشارکت اجتماعی بر اساس ایده جدید انقلاب گذاشت، اما انگار فرآیند تولید آزادی کند شد و موقعیت های تولید شده هم در میان نسلهای اول انقلاب تل انبار شد و شاید در بعضی عرصه ها و برای بعضی از اشخاص هم اصلا چیری به دستشان نرسید.
این کلیپ صوتی را دو سال قبل، با کیفیت فنی بسیار ضعیف با متن های توضیحی که خودم نوشته بودم آماده کردم و در این دو سال هیچ وقت ارزش مساله مطرح شده در این قطعه صوتی برایم کم نشد.
من امروز معتقدم، این معنای از آزادی بر عدالت هم مقدم است و جزء مبانی نظریه عدالت است، نه نتایج آن
@social_theory
جامعه متعادل | مهدی تکلّو
⚠️ موفقیت امنیتی، شکست اجتماعی معارضهی سیاسی امنیتی با جمهوری اسلامی سرانجامی مشخص دارد؛ براندازی،
رهبری امروز:
حکم اینهایی که میآیند در خیابان یک جور نیست؛ بعضیها یا عامل دشمناند یا اگر عامل دشمن هم نیستند همجهتِ با دشمناند، با همان اهداف میآیند در خیابان. بعضیها هم نه، هیجانزدهاند، اینها یک حکم ندارند. این دستهی دوم را با کار فرهنگی باید درست کرد. دستهی اول را نه، مسئولین قضایی و امنیتی موظفند کارهایشان را انجام بدهند، این که حالا کسی بگوید که آقا فضا را امنیتی نکنید بله ما هم موافقیم تا آنجایی که ممکن است فضای کشور نباید امنیتی بشود. اما کار فرهنگی در جای خودش، کار غیرفرهنگی هم در جای خودش، بایستی انجام بگیرد به اینها توجه بکنید. ۱۴۰۱/۷/۲۰
هدایت شده از محسن قنبریان
⭕️ یاد گفته یکی از مُطوّعین (پلیس مذهبی عربستان) افتادم که گفت از ۲۰۱۸ (با سیاستهای آزاد بن سلمان)، سازمان سرگرمی عمومی جای ما نشست!
فریضه امر به معروف، غریب و مظلوم بین افراط ها و تفریطهاست: یا طرح جریمه نویسی فراگیر ستاد امربه معروف یا اباحه خوانی وزیر گردشگردی!
در اینباره:
- چالش مطوعین وهابی با اخلاق سرمایه داری
- آنچه دبیر گفت طرح ستاد بود
- نگاهی فقهی به فرآیند تحقق حجاب
را ببینید.
محسن قنبریان
☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از انسان انقلاب اسلامی
🟢⚪️🔴انسان انقلاب اسلامی🟢⚪️🔴
💠 محمدصادق شهبازی
سیره اهلبیت و رهبران انقلاب در مقابله با مخالفان، زیادهخواهان و آشوبطلبان
💠 مهدی تکلو
سیاست حجاب در جمهوری اسلامی ایران و تعریف نگاه انقلاب اسلامی به زن
🕒زمان: پنجشنبه، ۲۱ مهر ۱۴۰۱؛ساعت ۱۴ تا ۱۷
📌مکان: خیابان ۱۶ آذر، پلاک ۶۰، حسینیه هنر
🌐 پخش زنده از پلتفرم اسکایروم
@ensanenghelabeslami
هدایت شده از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه
#یادداشت | نامسئلگی گشت ارشاد و درآمدی بر حکمرانی و زنان
📝 به قلم مهدی تکلّو، پژوهشگر علوم اجتماعی
گفتگو در مورد حجاب و کمحجابی از منظر اعلام موافقت یا مخالفت با گشت ارشاد و قانون حجاب و… بیحاصل است. فهم پدیدار بدحجابی – که بیش از حد آن را بدیهی و ساده گرفتهایم - نیز بدون درنظرگرفتن «وضعیت کلان» اجتماعی میسر نیست. این وضعیتهای مستقر و مسلطشده بر زندگی اجتماعی ما هستند که در صحنهی واقعیت بهعنوان نیروهای اصلی دارند کار میکنند. مرادم از وضعیت کلان اجتماعی، توصیفی است از مجموع ساختارها و گفتمانهای مسلط بر زندگی اجتماعی. بدحجابی محصول یک «وضعیت» کلان است که این پدیده را طبیعی، بهنجار و برای زنان مطلوب میکند. و الّا بدحجابی فینفسه با فطرت زنانه مغایر است؛ لذا هم خود پدیدهی اجتماعی منفرداً وجود ندارد و هم سیاستها و تصمیمها، بیاتصال به عقبهی گفتمانیشان عمل نمیکنند. پس آنچه که ما بایستی تحلیل کنیم این است که کدام وضعیت اجتماعی بدحجابی را ممکن و عادی میکند و کدام نیروها، گفتمانها و وضعیتهای اجتماعی هستند که در آن سیاستهایی مانند گشت ارشاد یا … پرورش مییابد.
🔗 مطالعه متن کامل:
https://gesostu.ir/?p=2491
🚻 دفتر مطالعات راهبردی جنسیت و جامعه
@gesostu
www.GESOSTU.ir