eitaa logo
کانال اشعار(مجمع الذاکرین)
1.7هزار دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
2 فایل
این کانال اشعارمذهبی توسط محب الذاکرین خاک پای همه یازهراگویان عالم مهدی مظفری ازشهراصفهان ایجادشد
مشاهده در ایتا
دانلود
زمزمه و زمینه محرم ۱۴۰۲ رقیه (س) گریه ، امون بغضمو بریده شیون ، صدای قلبمو شنیده از رو ، زمین سرد این خرابه نالم ، به آسمونیا رسیده عمه کجایی جون ندارم که پا بشم دس بکش یه کم رو موهام کاری کن رو برا بشم عمه کجایی کمک بکن که روی پام بشینم یه بار دیگه باباییمو ببینم اشفعیلی یارقیه(۳) عمه ، می بینی که توون ندارم می خوام ، سر و روی زانوم بذارم حرف ، نگفته تو دلم زیاده یه کم ، از باباجونم گله دارم دیگه نمی خوام از باباییم جدا بشم طاقتی نمونده برام یه بار دیگه تنها بشم می خوام بگم که بابا جونم تو بی وفا نبودی منو ببر پیش خودت به زودی اشفعیلی یارقیه(۳) سخته ، بابات بره تنها بمونی می خوای ، گریه کنی اما نتونی می خوام ، روضه بخونم برا بابام امشب ، از پهلو و بازوی خونی می خوام بگم که ببین چجوری تا شدم همه می گن که این روزا مثل جدم زهرا شدم امشب بیا و بابا جونم برای من دعا کن حاجت این دخترت و روا کن اشفعیلی یارقیه(۳) اصغر چرمی ذیحجه ۱۴۴۴
زمزمه و زمینه محرم ۱۴۰۲ ارباب ، ای آبروی هر دو عالم هستی، صاحب این خیمه ی ماتم ممنون،  اجازه داد مادرت امسال من هم ، بشم عزادار تو بازم شرمنده  ی تو هر ساله این موقع منم با تموم آلودگیم می ذاری سینه می زنم (۲) مم نونتم من یه بار دیگه بدی هامو ندیدی با لطف مادرت منو خریدی(۲) ثارالله  اباعبدالله نوکر ، همیشه محتاج نگاته قلبش ، دخیل پر چم سیاته امشب ، ابریه آسمون چشماش مسته ، یه قطره بارون نگاته می خوام دوباره تن کنم پیراهن سیاه با اجازه از مادرت نوکرت باشم این دو ماه(۲) شکر خدا که یه بار دیگه دیدم محرمت رو از من نگیر سایه ی پرچمت رو(۲) ثارالله  اباعبدالله اصغر چرمی ۱۶ ذیحجه ۱۴۴۴
بیا به روضه، دلت کوه طور خواهد شد بلا از اهل حسینیه دور خواهد شد مسیر بندگی و طاعت بدون حسین مسیر ظلمت و صعب العبور خواهد شد اگر که لوحِ دلت شد سیاه و آلوده بگو حسین، دلت غرق نور خواهد شد همین‌که چای عزا دم کشید در روضه شفای درد و شراب طهور خواهد شد خوشا به حال هر آن نوکری که زندگی‌اش فقط هزینه‌ی خیر الامور خواهد شد خودِ حسین پناه تمام نوکرها میان حیرتِ "یوم النشور" خواهد شد اگر حسین بخواهد، فقیر هم باشم برات کرب و بلا جفت و جور خواهد شد حرارت غم او در دل است و این گریه گواهِ گرمیِ "ما فِی الصدور" خواهد شد ** کنار جسم حسینش عقیله با گریه اسیر خنده‌ی قومی شرور خواهد شد سری که از نوک نیزه میان خرجین رفت شبی روانه به سوی تنور خواهد شد بدان که شام، بلند است و منتقم بیدار سحر می‌آید و عصر ظهور خواهد شد
؛ چاووش می‎خواند دوباره روضه‌ی غم را باز این چه شورش، چه عزا، چه نوحه، ماتم را چاووش می‎خواند که ای مردم! محرم شد داغ عزای اشرف اولاد آدم شد جن و ملک هم تکیه‌ی ماتم به پا کردند گریه برای غربت خون خدا کردند کوچه به کوچه شد سیه‌پوشِ عزای او از هر طرف آید به گوشِ دل صدای او هل من معینِ اوست در گوش زمان پیچید فریاد او در وسعت هفت آسمان پیچید امر به معروف است و نهی از منکر آئینش حق و عدالت، مکتب و آزادگی دینش آیا کسی اندیشه‎اش را یار خواهد شد؟ بر فرق ظلم و تیرگی آوار خواهد شد؟ آیا فقط باید برایش روضه‌خوانی کرد؟ یا اینکه از مشی و مرامش پاسبانی کرد؟ در کل ارض کربلا پیغام آگاهی‌ست هر روز عاشوراست یعنی روز حق خواهی‌ست او تشنه اما تشنه‌ی عشق و عدالت بود او دشمن ظلم و تباهی و جهالت بود یک روز داغ لاله و یاس و شقایق دید در موج خون افتاده هفتاد و دو عاشق دید زخم از ستاره بر تنش افزون، به خاک افتاد عصر شهادت غسل کرد از خون، به خاک افتاد افتاد تا اسلام و آزادی به پا باشد بر مأذنه گل‌نغمه‌ی «حَیَّ علی» باشد در آخرین فریاد خود فرمود راهش را هم گریه باید کرد، هم پیمود راهش را اینک شما و این مسیر سرخ و نورانی پیمودن این راه با چشمان بارانی
؛ مادری با تمام دلتنگی هر شب جمعه زار می‌آید سوی کرب و بلا ز عرش برین خسته و بیقرار می‌آید پا گذارد ز هودجی به زمین می‌شود میهمانِ فرزندش میهمانِ قتیلِ مظلومی که به عالَم نَبُد همانندش آمده در حرم که بگذارد سر فرزند خود به دامانش آه و واویلتا هزار افسوس سر به تن نیست، جان به قربانش جای سر بوسه می‌زند بر حلق پیکرش را کشد چو در آغوش گویدش یا بُنَیَّ! یا مظلوم! غرق در ناله می‌رود از هوش ** آه از آن‌دم که گوشه‌ی گودال دید بر سینه شمر پَست‌ نشست آه از آن‌دم که مادری می‌دید سر فرزند و چشم خود را بست
به‌مناسبت جایی نمانده است برای مجادله از عرش تا قنوت شما نیست فاصله آن‌روز در مقابلِ جمع مسیحیان با دست پنج نفر عوض شد معادله احمد نه، مرتضی نه، در اینجا کفایت است آمین دست‌های حسین در مقابله_ _با هرچه ذکر و هرچه دعایی که می‌کنند نجرانیان و ریش سپیدانِ سلسله معلوم شد که نَفْس رسول خدا علی‌ست حیدر قدم گذاشت و خوابید قائله نورخداست جلوه در انوار پنج تن این جمله هست معنی آیات نازله باید به روی صفحه تقویم‌ها نوشت روز ظهورِ عزت شیعه «مباهله»
به‌مناسبت کشیده در گره ابروی ابلاغ صریحش را ملائک در تکاپویند آیات فصیحش را به یک چشمش هدایت می‌شود نجران نصرانی بنازم صورت تأکید در حشو ملیحش را اگر دم را به نفرینی بر آرد هیچ ترسایی نمی‌ماند که بر لب آورد نام مسیحش را پیمبر آمده با اهل بیتش، پنج سوگندی که تضمین می‌کند در هر جدل قول صحیحش را کشیشان دل به شک ماندند تا آن روز در وعده کتاب توبه را خوانند یا شعر مدیحش را ** کلیسا اشک می‌ریزد برای مصطفی وقتی میان کوفه بیند رأس فرزند ذبیحش را ذبیحی که هزاران مسجد و دیر و کلیسا هم به غبطه بوسه می‌بارند آغوش ضریحش را
هرچند سخن از تو دمادم گفتیم از لطف تو بر عالم و آدم گفتیم ای شیر خدا، نَفْسِ نبی، شرمنده از نقش تو در «مباهله» کم گفتیم
به‌مناسبت ٢۴ ذی الحجه این پنج نور، علت زیبای خلقتند اسرار پنج حرفِ حروف «کرامت»ند این خانواده اشرف اولاد آدمند اینها طبیب درد طبیبان عالمند این پنج تن خلاصه‌ی احساس خالقند اندازه‌ی دل همه‌ی خلق، عاشقند خاکی شدند تا ره افلاک وا کنند «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند» زیباترین سپاه به میدان رسیده بود پای ابوتراب به نجران رسیده بود آنان که لاف، پیش شه لافتی زدند تا چشمشان به هیبتش افتاد، جا زدند یک اخم مرتضی علی و ختم غائله اینگونه‌ شد خلاصه‌ی روز مباهله
به‌مناسبت ٢۴ ذی الحجه محمّد با خودش آورد محبوبش، حبیبش را حسن، آن باغ حُسنش را، حسین و عطر سیبش را زنی از راه می‌آید، که دارد آرزو مریم... به رویش وا کند یک‌لحظه چشمان نجیبش را رسید از راه، روح‌الله و سرّالله و سیف‌الله شنید از آسمان، عیسی‌ابن‌مریم هم نهیبش را نگاهی می‌کند یعسوب و می‌ترسند ترسایان چه‌کس این‌گونه بیرون کرده از میدان، رقیبش را؟ بپرس از خیبر، ای نجران! که لرزان با تو واگوید: چه خواهد شد اگر حیدر کِشد تیغ مهیبش را «پدر» با ما، «پسر» با ما، دَمِ «روحُ‌القدس» با ماست بگو در پای حیدر افکنَد ترسا، صلیبش را
به‌مناسبت ٢۴ ذی الحجه وضو بگیرم و در حال روزه با تکبیر کنم مباهله با دشمنان حی قدیر زبان حق شوم و آیه‌ی مباهله را به شأن فاطمه و شوهرش کنم تفسیر ز قول دوست و دشمن شنو که این آیه به وصف اهل کسا از خدا شده تعبیر محمد و علی و فاطمه، حسین و حسن که پنج در عددند و یکی چو حیِّ قدیر پی مباهله کردند روی در صحرا یکی چو مهر فروزان چهار ماه منیر فتاد چشم نصارا به آن خدارویان که نور طلعتشان گشته بود عالم گیر مسیحیان پی نفرین پنج تن دیدند که نیست غیر هلاکت برایشان تقدیر همه به خاک قدوم پیمبر افتادند که ای ز جانب حق خلق را بشیر و نذیر به حضرت تو نصاری تمام تسلیم‌اند که تو بلند مقامی و ما تمام حقیر هزار مرتبه نفرین به دشمنان علی که می‌کنند در این آیه حیله و تزویر کنند فضل علی را به دشمنی انکار خدای نگذرد از این خطا و این تقصیر چرا شدند فراری از این حقیقت محض چرا به سلسله‌ی نفس خود شدند اسیر قسم به جان علی، منکر مباهله را خدای لعن نموده، پیمبرش تکفیر گرفتم آنکه شود خصم منکر خورشید کجا به تابش انوار آن کند تأثیر فضائل علی از حد بُوَد فزون چه زیان که بر مباهله منکر شوند یا به غدیر علی کسی‌ست که در جنگ بدر شد پیروز خدا به جنگ اُحد می‌دهد به او شمشیر علی‌ست فاتح احزاب و فاتح خیبر علی‌ست تیرِ الهی به قلب خصم شریر علی‌ست بت شکن کعبه روی دوش رسول علی به بیشه‌ی اسلام شد خروشان شیر علی به جای نبی خفت و جان گرفت به دست کسی نیافت چو او این چنین مقام خطیر حدیث منزله چون آفتاب می‌تابد به این دلیل علی بعد مصطفاست امیر وصی احمد مرسل کسی بُوَد "میثم" که در تمام فضائل ورا نبود نظیر استاد
بزرگ هیئتیان را صدا کنید از نو بساط سینه زنی دست و پا کنید از نو ز بقچه های قدیمیِ خانه، مادرها! لباس مشکی ما را جدا کنید از نو و ان یکاد بخوانید و آیت الکرسی دو ماه بدرقه راه ما کنید از نو درون خیمه و یا تکیه ها، میان داران برای سینه زنی کوچه وا کنید از نو تمامِ دردِ بدون علاج دنیا را به چای روضه ی آقا دوا کنید از نو برای روضه نذری مادران نجیب تهیه سفره و نان و غذا کنید از نو مگر نمی شنوی کلُ یومٍ عاشورا برای گریه مبادا حیا کنید از نو ملائکه به زمین زودتر هبوط کنید وَ فکر قدر کمی بوریا کنید از نو سلام حضرت زهرا! زمین قلبم را شبیه هیئتمان کربلا کنید از نو رسید بار دگر فصل محتشم خوانی چه نوحه و چه عزا را عطاکنید از نو...