eitaa logo
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
1.2هزار دنبال‌کننده
154 عکس
42 ویدیو
44 فایل
مفشو= کیسه‌ی قند یا کیسه‌ی حاوی انواع گیاهان دارویی [به لهجه‌ی کرمانی] طلبه درس خارج| دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن| مدرس دانشگاه ارتباط: @sayyed_meysam
مشاهده در ایتا
دانلود
تنهایی علی اميرالمؤمنين در لحظه‌ی وداع با ودیعه‌ی رسول‌الله: بِمَنِ العَزاءُ یا بِنتَ مُحمَد؟ کُنتُ بِک أتَعزی؛ فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِکِ؟ با چه کسی تسکین و تسلای خاطر بیابم ای دختر محمد(ص)؟ در هر مصیبتی تو تسکین و تسلای من بودی؛ بعد از تو و در مصیبت تو چه کسی پناه من است؟! @Masihane
يَابْنَ عِمْرَانَ! هَبْ لِى مِنْ قَلْبِكَ الخُشُوعَ، وَ مِنْ بَدَنِكَ الخُضُوعَ، وَ مِنْ عَيْنِكَ الدُّمُوعَ فِى ظُلَمِ اللَّيْلِ، وَادْعُنِى فَإِنَّكَ تَجِدُنِى قَرِيباً مُجِيباً. «اى پسر عمران! [منظور حضرت موساست] به پيشگاه من از قلب خود خشوع، و از بدنت خضوع، و از ديده‌ات در دل تاريك شب اشك بياور، و آن‌گاه مرا بخوان و خواهی دید نزدیکم و جواب‌دهنده». 🔺پاورقی: از این حدیث، تفاوت میان خشوع و خضوع مشخص می‌شود. خشوع برای قلب است و خضوع مرتبط با بدن و جالب آنکه این هردو باهم مرتبطند و این دو با اشک چشم در نیمه‌های شب و این سه مرتبط است با درک نزدیکی خدا و جواب‌دهندگی او. 📚بحار الانوار : 67 / 14 ، باب 43 ، حديث 2. @Masihane
🔰گنوسیسم یا غنوصی‌گری |پاسخی کوتاه به یک پرسش کمی پیش‌تر در متنی ذیل طرح داستان کوتاهی از مارکز، درباره‌ی عادت به امر قدسی نوشتم و از مواجهه‌های متعدد و غلط با امر قدسی گفتم. اما یک سوال باقی می‌ماند: امر قدسی اگر بخواهد به زمین بیاید و زندگی‌ساز در بستر دنیا شود، چه مسیر و مجرایی دارد؟ نمی‌دانم درباره‌ی گنوسیسم یا غنوصی‌گری چیزی شنیده‌اید یا نه؟! اما مدخل خوبی است برای پاسخ دادن به آن سوال مزبور! گنوسیسم یا غنوصی‌گری نوعی اندیشه‌ی دینی بود که به عقیده‌ی منتقدان به عنوان یک ویروس در بدنه‌ی ادیان نفوذ می‌کرد و با ادبیات ویژه‌ی خود، آن دین را به جهت دلخواه خود می‌برد. این اندیشه بر این باور بود که دنیا ماده‌ی سیاهی است حاوی نور الهی و این نور، انسان‌ها هستند که باید تلاش کنند از این ماده‌ی سیاه رها شوند. راه رهایی هم زهد است و توسل به دانشی که حقیقت نام دارد و توسط افرادی خاص در زمین ترویج می‌شود. نکته مهم آنکه گنوسی‌ها "شریعت" را مایه‌ی ابتلای بیشتر به دنیا می‌دانند و بر این باورند که از طریق شریعت نمی‌شود به رهایی رسید و بیشتر انسان مادی می‌گردد. پس باید فقط از طریق حقیقت به این رهایی دست یافت(ر.ک: پاتریشیا کرون، ص۱۵۱،۱۵۲). برگردیم به سوال ابتدای متن. به‌نظر می‌رسد این دریافت که شریعت انسان را مادی می‌کند، دریافتی بس مهم است. چون گویا مجرای جاری کردن امر قدسی در زمین، چیزی نیست جز همین شریعت. به دیگر سخن اساسا شریعت یعنی زمینی کردن امر قدسی ولی در چارچوب معین شده از سوی همان عالم قدس و اتفاقا همین نقطه مزیت شریعت است که می‌تواند حاکمیت و جامعه بسازد. @Masihane
🔰چند خطی در باب خلأ روایت فاطمیه به بهانه‌ی مناظره‌ی اخیر موضوع مناظره‌ی آقایان اردستانی و کاشانی به‌قدری داغ و در صدر موضوعات هست که حتی در نوار جستجوی گوگل هم به مخاطب پیشنهاد می‌شود. در باب کیفیت مناظره و حرف‌های طرفین به گمانم همه چیز مشخص و عیان است. اما برای من که دانش‌آموز تاریخم و برهه‌ی صدر اسلام هم موضوع تحقیق و پژوهش، برای چندمین‌بار اثبات کرد روایت فاطمیه دارای دو خلأ جدی است. خلأ اول اینکه ما طوری فاطمیه را روایت می‌کنیم که در آن پیامبر اکرم(ص) به فردی منفعل تبدیل می‌شود آن‌چنان که گویی گوشه‌ای کز کرده تا دیگران به عنوان طمّاعان امر حکومت، زمین بازی را طراحی کنند و میراث نبوت را به یغما برند. دوم اینکه در این روایت از فاطمیه، علی‌بن‌ابی‌طالب هم بسیار منفعل نمایانده می‌شود. تا جایی که برای توجیه ترک فعل حضرت امیرالمؤمنین باید دست به دامن حدس و گمان شد. پادکست‌های سعی داشت در حد بضاعت اندک خود پاسخی به خلأ انفعال پیامبر باشد. باید اصولی مانند عدالت، ولایت، حکمت، مصلحت و امامت تاریخ و... را وسط گذاشت و حول آن‌ها به جمع‌آوری قرائن همت گماشت. @Masihane
💢مصاف بی‌منطقی و بی‌عقلی و نمایان شدن گوهر عقلانیت مذهبی و انقلابی گویا جماعتی بعد از مناظره اردستانی-کاشانی که تکلیف بی‌اساسی حرف‌های اردستانی را روشن کرد، رگ حمیت‌شان طوری جنبیده که به دادن چند فحش و فضیحت به اردستانی و کس‌وکارش اکتفا نکرده و او را اکنون در معرض تهدید هم قرار داده‌اند. خوب که به ماجرا نگاه کنیم خواهیم دید بی‌عقلی به مصاف بی‌منطقی رفته، آن هم درحالی که سالیان دراز از یک آبشخور نوشیده و نوش‌جان کرده‌اند. اینجا از نقطه عطف‌هایی است که گوهر مذهبی‌های انقلابی عیان می‌شود. عالم مذهبی‌اش [کاشانی] منطقی و مستدل مواجهه علمی و اخلاقی می‌کند و جوان هیئتی و محب اهل‌بیتش هم[اغلب هیئات]، نه عربده‌ی فحاشانه می‌کشد و نه پای این اختلاف را به نطفه و رحم مخالف می‌کشاند و نه جان و مال و عیال او را تهدید می‌کند. البته ناگفته نماند که در این بلبشو و آب گل‌آلود که هر نوع ماهی توسط دشمن قابلیت اصطیاد دارد، «جمهوری‌اسلامی» موظف است به حفاظت و صیانت از اردستانی، علی‌رغم همه لیچارهای ناروای این سال‌هایش. @Masihane
1⃣ ماجرای مهسا امینی؛ اظهارات برخی: "این همه مفسدان ریز و درشت اقتصادی را رها کرده‌اند و چسبیده‌اند به چار تار موی دختران و زنان سرزمین" 2⃣ ماجرای طالبی اردستانی؛ اظهارات برخی: "این همه مفسدان ریز و درشت اقتصادی را رها کرده‌اند و چسبیده‌اند به فعالیت‌های یک بانوی متشرع" 💢 برداشت با شما.. من همین مقدار بگویم که به قول اميرالمؤمنين: وَ أَنَّ الدُّنْيَا دَارُ دُوَلٍ، دنیا چرخ گردون است. @Masihane
از ساعت ۸ صبح برنامه‌ی کلاس و گفتگو بود تا همین اکنون که کمی بیش از ۸ شب است و تازه فراغتی پدید آمده. یک تجربه‌ی متفاوت آموزشی بود با دوتا از حوزه‌های علمیه یزد و یک دانشگاه. سنگ‌بنای یک کار بلندمدت را گذاشتیم. شاید توی سن‌وسال من این کارها جنون‌آمیز باشد و البته من هنوز نمی‌دانم دیوانگی ایام شباب با من مانده یا نه؟! پس محک خوبی است. بماند به یادگار از روز مولودی مبارک. ۲۰آذرماه سال۴ @Masihane
بنا بود 150 تومان وام بانکی بگیرم برای کاری. آنقدر نشد و عقب افتاد که دیگر نمی‌توان روی زور این رقم برای باز کردن گرهی از زندگی حساب کرد. بعد نشستم به فکر و مشورت که اگر ابر و باد و مه و خورشید و رئیس بانک و کارمند مسئول تکمیل پرونده وام و ضامن‌ها همگی همت کنند، با این پول چه می‌شود کرد جز خریدن مقدار ناچیزی طلا تا در این ماراتنِ همگانیِ دویدن برای حفظ ارزش دارایی، عقب نمانیم؟ فرض بگیریم وام واریز شد و طلا هم ابتیاع گردید. آن‌وقت من هم به جرگه‌ی کسانی می‌پیوندم که با هر بار بالا رفتن قیمت طلا، می‌گویم: «الحمدلله»؟ الحمدلله که ما چندرغازی داشتیم و طلا خریدیم و حالا یک گام پیش‌تر از آنهایی هستیم که نداشتند و نخریدند؟ الحمدلله که وقتی سروکله‌ی ضروریات زندگی از سفره دوروبری‌ها آرام‌آرام محو می‌شود، ما هنوز می‌توانیم طلایی بفروشیم و دوغ و دوشاب بگذاریم سر سفره زن و بچه؟ آن وقت این الحمدلله ذکر است یا غفلت؟ دیدم کار به همین مقدار هم ختم نمی‌شود. گیریم من بر فرض توان، طلایی ذخیره نکردم و حساب کاربری در پلتفرم یکی از این شرکت‌های نوپا و نوببا باز نکردم که روزانه با گوشزد کردن نرخ صعودی طلا یادآور «یوم‌الحسرت» باشد. مردم چه؟ این کار را نمی‌کنند؟ بغرنجی کار اینجاست که دیگر جایی برای توصیه و نصحیت و وعظ هم باقی نمانده. کدام واعظ صاحب دستار و ردایی، جرأت می‌کند از فراز منبر در مذمت حرص و طمع سخن بگوید. حتی اگر بگوید به استناد کدامین جگر می‌تواند این خریدهای خُرد و انباشت‌های اندک را مصداق حرص بر مال دنیا قلمداد کند و سپس از طمع بپرهیزاند؟ کدام حرص؟ کدام طمع؟ مگر نه اینکه این تلاشی است برای بیشتر گرسنه نماندن؟ مگر پای «کنز ساختن» قارونی در میان است تا واعظان مردم را تحذیر دهند؟! به قول اخوان: «خانه خالی بود و خوان بی‌آب و نان؛ و آنچه بود، آش دهن‌سوزی نبود». اصلا مگر می‌شود فهمید آنچه در حال وقوع است، معصیت است یا کیاست؟ می‌بینید چه بر سرمان آمده؟ امکان وعظ هم سلب شده، به تبع سلب امکان فهم. دیگر امر به معروف و نهی از منکر پیش‌کش. ختم کلام آنکه شاید من احمقم که مطلوبم نه برنده شدن و نه بازنده شدن، که ترک میدان بازی است! لذا نسخه‌ی حماقت، پیچیدن ندارد! این چه استغناست یا رَب، وین چه قادر حکمت است؟ کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست! 1دی‌ماه سال4 @Masihane
یحتمل می‌دانید که "دانستن" با "شناختن" فرق دارد. در شناختن نوعی آگاهی پیشین حاضر است. مثلا من به شما درباره یک عالم یا اندیشمند چیزهایی گفته‌ام. از ویژگی‌های جسمی مثل قد و وزن و قیافه تا ویژگی‌های روحی مانند سعه‌صدر و حلم تا میزان علم و دانش و آثاری که برجای گذاشته. بعد از قضا در یک جلسه این عالم وارد می‌شود و اگر شما کنار دست من نشسته باشید، من با آرنج به پهلوی‌تان می‌زنم و می‌گویم: شناختی؟! این همان چیزی است که نامش را گذاشته‌اند: معرفت از روی آیات و نشانه‌ها. خدا در طول زندگی بارها خودش را برای ما عیان می‌کند. بارها که چه عرض کنم؛ هر لحظه و هر دم. فقط کافیست یک مذکّری کنار دست ما باشد و به پهلوی‌مان بکوبد و با چشم و ابرو نشانش دهد و بگوید: "شناختی؟!" ادعیه‌ی ماه رجب به‌علاوه‌ی آیات نورانی قرآن را که این روزها تورق می‌کنم می‌بینم چقدر خدای "شناختنی" را نشان می‌دهند. ولی گویا ما بیشتر دنبال خدای "دانستنی" می‌گردیم! @Masihane
مدتی بود درگیر کار "شهرخوانی" بودیم. درباره‌ی ضرورت فهم مناسبات شهری و از اون مهم‌تر "مسئله‌بودگی شهر" خیلی میشه گفت و نوشت. عجالتا عرض کنم که بناست یک حلقه مطالعاتی درست ‌کنیم تا بتونه به شهر نگاه کنه، شهر رو بفهمه. بهش فکر کنه و در واقع شهر رو خوانش کنه. الان درحال ثبت‌نام برای این ماجرا هستیم. اگه شما به این موضوع علاقمندید، بهم پیام بدید. ما می‌تونیم تعداد محدودی رو به‌صورت رایگان پذیرا باشیم. اطلاعات تکمیلی هم توی یک بروشور اومده که در ادامه میذارم‌.
شهرخوانی 00- 6.pdf
حجم: 3.3M
| رویداد آموزشی یکساله شهرخوانی | خوانش شهــر در آینه متــون شهــری 🔸در معرفی دوره «شهرخوانی» می‌خوانید: •• × شهر را چگونه باید دید؟ •• × محدودیت‌های رویکردهای رایج شناخت شهر •• × شهر به‌مثابه یک نظم پیچیده: فراتر از کالبد و زیرساخت •• × دعوت به دیدن دوباره شهر •• × به حلقه شهرخوانان بپیوندید •• × سه لایه خوانش شهر •• × متون پیشنهادی دوره شهرخوانی •• × شکل برگزاری دوره •• × مزایا و فرصت‌های دوره شهرخوانی 🔻برای ثبت‌نام کلیک کنید! ▪️با مشارکت: ▫️مرکز آموزش آزاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) ▫️مدرسه تفکر و نوآوری نگاه ▫️مرکز پژوهش‌های شورای اسلامی شهر قم ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ ‌🆔 @sch_negah ‌🆔 @azadbou_ir 🌐 http://www.negahschool.ir
🔴 هم‌ذات‌پنداری با مفعول اصطلاح شرم نیابتی را در مجازی شنیده‌اید؟ برخی دچار لذت نیابتی شده‌اند. یعنی چه؟ یعنی آمریکا به یک کشور دیگر حمله کرده، رئیس‌جمهور قانونی آن را برده و عده‌ای خوشحالند. اما سوال: آیا اینها با آمریکا هم‌ذات‌پنداری می‌کنند و از تجاوز لذت می‌برند که دچار لذت نیابتی شده‌اند؟ خیر! مشخصا خیر! اینها خود را در مقام ونزوئلایی تصور می‌کنند که به آن توسط آمریکای ابرقدرت تجاوز شده و از این مسئله احساس لذت می‌کنند! شما ببینید غرب چه بلایی بر سر این جماعت آورده که محکوم کردن تجاوز پیش‌کش! احساس لذت‌شان هم نه بابت شراکت در فاعل بودن که بابت تصور مفعول بودن است. یعنی یک فاحشگیِ جمعیِ مدرن! مرا عفو کنید بابت این بیان.. ۱۴ دی ماه سال ۴ @Masihane