eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
طوفان‌الانقلاب و فرجام مقاومت خاطرم هست چند روز پس از در 7 اکتبر 2023، درست همان روزهایی که گردوخاک طوفان غزاوی‌ها داشت فرومی‌نشست، عمق حملات مشخص‌تر می‌شد و همه منتظر پاسخ رژیم اشغالگر بودند، نوشتم: همان عملیات روز اول طوفان‌الاقصی که هیمنه اسرائیل را شکست و موجودیتش را به بازی گرفت، کار خودش را کرد و خیلی از محاسبات را تغییر داد؛ حتی اگر به نابودی غزه منجر شود! و از این‌جا به بعد هر نتیجه‌ای که نشان‌دهنده باقی ماندن غزه مقاوم باشد، معجزه است و مساوی با پیروزی مطلق مقاومت. امروز این معجزه اتفاق افتاده و نه‌تنها «غزه مقاوم» باقی مانده، بلکه «مقاومت غزه» با قدرت به طرف تعیین‌کننده آتش‌بس تبدیل شده و نمایشی عزت‌مندانه از آزادی اسرای چهل‌سال گذشته فلسطین بر روی خرابه‌های غزه برپا کرده است. از این‌جا به بعد هر دستاوردی را باید فراتر از معجزه و فتح‌الفتوح مقاومت باورناپذیر مردم غزه تعبیر کرد. اما درست 46 سال پیش هم طوفانی رخ داد که در ابعادی گسترده‌تر، موجودیت تمدن غرب و ساختار سیاسی حاکم بر جهان را به چالش کشید. طوفان مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) در سال 1357، نه‌تنها نظریه‌های دین و دین‌داری، بلکه نظریه‌های انقلاب را هم ابطال کرد و اندیشمندانش را به بازنگری واداشت. حالا ورای ساختار دوقطبی جهان، قطب جدیدی ظهور کرده بود که تا اعماق تفکر اشغال‌گر مادی نفوذ کرد و انسان‌هایی را تربیت کرد که فراتر از محاسبات عادی و مادی می‌اندیشیدند و روش دیگری از زندگی را برگزیده بودند. طوفان انقلاب کار خودش را کرده بود و خیلی از محاسبات را تغییر داد؛ حتی اگر خیلی زود به شکست در برابر تمدن شرق و غرب که موجودیتشان را در خطر می‌دیدند، می‌انجامید. و از آن‌جا به بعد هر نتیجه‌ای که نشان‌دهنده باقی ماندن انقلاب باشد، معجزه است و مساوی با پیروزی مطلق. با همه فراز و فرودها این معجزه هم اتفاق افتاده و انقلاب نه‌تنها پس از چهل و شش سال بر همان اصول پیشین پابرجا مانده، بلکه به قدرتی منطقه‌ای و تعیین‌کننده تبدیل شده است که مبارزان طوفان‌الاقصی هم نصرت و عزتشان را مرهون انقلاب اسلامی می‌دانند. این‌جا جایی است که نظریه «ترمیدور» و فروکش کردن آتش انقلاب‌ها هم به چالش کشیده می‌شود! درک این معجزه وقتی راحت‌تر می‌شود که فشارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی نظامی بی‌سابقه‌ای را تصور کنیم که در طول این 46 سال قرار بود فلج‌کننده مردم ایران باشند و دشمنان ما وعده سرنگونی انقلاب مردم را آن‌قدر قریب‌الوقوع می دانستند که هر روز تمدیدش می‌کردند. فشارهایی که فقط بخشی از آن در چارچوب جنگ سرد، قطب قدرت‌مند بلوک شرق را با همه توان‌مندی‌های نظامی، هسته‌ای و اقتصادی‌اش، 46 سال پس از جنگ جهانی دوم به فروپاشی کشاند. از این‌جا به بعد هر دستاوردی را باید فراتر از معجزه و فتح‌الفتوح انقلاب اسلامی دانست؛ از پیشرفت‌های چشم‌گیر در بسیاری از عرصه‌های علمی و خدمت‌رسانی به مردم گرفته تا تاب‌وری خیره‌کننده در برابر تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی و بالاخص حیات پیوسته جبهه مقاومت. بدیهی‌ست چنین ادعایی درباره اصل انقلاب اسلامی، نافی هیچ‌یک از ضعف‌ها و مشکلات پرشمار داخلی نیست و نگارنده بر فسادهای ریز و درشت و قانون‌گریزی‌های اصحاب قدرت، سوءتدبیرها و ناکارآمدی‌ها، مجامله و مداهنه در حل معضلات و رسیدگی به مفاسد، نفوذهای مکشوف و نامکشوف در ساختار قدرت، عقب‌ماندگی در مقوله عدالت، تلاش‌ها برای تحریف انقلاب و... واقف است. اما همه این لکه‌های پراکنده بر دامن انقلاب باعث نمی‌شود که نقشه بزرگ‌مقیاس نقش‌آفرینی انقلاب اسلامی در جهان امروز و نقش تاریخی مردم در احیای عظمت ایران را نادیده بینگاریم. فائق آمدن بر مسائل و مشکلات جاری را در گام‌های بعدی انقلاب نیز باید با قدرت بیشتری پیگیری کرد؛ هنگام عبور از محافظه‌کاری نسل محافظ انقلاب و گذار به نسل جوان انقلابی که فراتر از حفظ انقلاب، رؤیای جهش انقلاب را در سر دارند. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
نظریه الهی برای حکومت مردمی ساده و مختصر درباره نظریه سیاسی شیعه در عصر غیبت امام خمینی(ره) ابتدای بهمن ۱۳۴۸ نظریات خود در باب را در نجف بیان کرد و ۹ سال بعد فرصت آن را پیدا کرد که این نظریه را به اجرا درآورد... گرچه فقهای بسیاری در طول تاریخ در حد وسع خود و ظرفیت اجتماعی زمانه عهده‌دار اجرای احکام و پیاده‌سازی ولایت فقها بوده‌اند، اما اولین فقیهی بود که توانست حکومت ولایت‌فقیه را به‌صورت کامل آن تحقق بخشد... برخی فقها ولایت‌فقیه را از جمله بدیهیاتی می‌دانند که نیازی به دلایل شرعی هم ندارد. امام خمینی(ره) نیز ولایت فقیه را از موضوعاتی می‌دانست «که تصورش موجب تصدیق می‌شود و چندان به برهان احتیاج ندارد. به این معنی که هر کس عقاید و احکام اسلام را حتی اجمالا دریافته باشد، چون به ولایت‌فقیه برسد و آن را تصور کند، بی‌درنگ تصدیق و تأیید خواهد کرد.»... با این وجود فقها برای اثبات ولایت فقیه علاوه بر دلایل عقلی بر دلایل نقلی متعددی نیز استناد کرده‌اند... صاحب‌جواهر آن‌قدر منظور این روایات متعدد را واضح می‌بیند که معتقد است کسی که از این تعابیر ولایت‌فقیه را نفهمد گویا از طعم فقه چیزی نچشیده است... فقهای بزرگ شیعه در طول تاریخ عموما به ولایت‌فقیه باور داشته‌اند و تنها اختلا‌ف‌نظرهایی که وجود داشته درباره تعاریف و حدومرزهای آن بوده است... متن کامل: qudsdaily.com/Newspaper/item/114089 یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
احیاگر شیعه از دل حماسه امام سجاد(ع) در میان امامان به ادعیه و تهجد معروف شده‌اند... اما ابعاد دیگری از سیره و سخن این امام بزرگوار نیز وجود دارد که کمتر شناخته‌شده است... ▫️امتداد حماسه حسینی ▫️از توحید تا امامت در صحیفه سجادیه ▫️مناجات خمس‌عشر و مناجات انجیلیه ▫️احیاگر شیعه پس از واقعه کربلا ▫️سیدالفقهاء قرن اول ▫️امام حقوق‌دان ▫️شاگردانی در رتبه لقمان و سلمان متن کامل: farsnews.ir/Valianpour/1738645304554943266 یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
احیاگر شیعه از دل حماسه (بخش 1/2) (ع) در میان امامان به ادعیه و تهجد معروف شده‌اند که البته تصور درستی است. اما باید گفت که روش ایشان نشر معارف شیعه در قالب ادعیه بوده است و علاوه بر این وجه پررنگ در زندگی ایشان، ابعاد دیگری از سیره و سخن این امام بزرگوار نیز وجود دارد که کمتر شناخته‌شده است. امتداد درباره نقش بازماندگان کاروان حسینی در مسیر اسارت سخن بسیار گفته شده است؛ اما این تلاش برای امتداد حماسه حسینی در طول سال‌های پس از عاشورا و به‌ویژه دوران امامت چهارمین امام، با قدرت تداوم داشته است. امام(ع) در طول 36 سال امامت خود از هیچ فرصتی برای زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره عاشورا فروگذار نکرد و با نقل گزارش‌های کربلا یا سوگواری برای شهدای عاشورا به مبارزه ادامه داد. یادآوری مکرر فاجعه کربلا اجازه نمی‌داد ظلم و جنایت حکومت اموی از خاطره‌ها فراموش شود و جریان امامت و تشیع به حاشیه برود. رویکرد امام(ع) در تمرکز بر دعا، مناجات و سوگواری بر اباعبدالله علیه‌السلام، اهمیت تبلیغ و نیز جایگاه سلوک معنوی در بقای مذهب تشیع و احیای آن را به خوبی نشان می‌دهد که این امر می‌تواند الگویی برای حوزه‌های علمیه و فعالان فرهنگ دینی باشد. از توحید تا امامت در صحیفه سجادیه تحریف مسأله توحید و خداشناسی و شکل‌گیری عقاید انحرافی مشبهه و مجسمه، از جمله انحرافاتی بود که در زمان امام سجاد(ع) آغاز شده بود. تأکید امام سجاد(ع) بر مسأله توحید در صحیفه سجادیه، مقابله‌ای بود با این انحرافات فکری. از سوی دیگر تبدیل امامت به خلافت و سپس تبدیل خلافت به سلطنت، بدعتی بود که در ساختار سیاسی جامعه اسلامی گذاشته شده و در حال نهادینه شدن بود. امام سجاد(ع) در بحرانی‌ترین شرایط و به زیباترین شکل، جایگاه امامت و مسئله امامت را از طریق دعا و صحیفه سجادیه در جامعه تثبیت کردند. در اکثر قریب به اتفاق ادعلیه صحیفه سجادیه، مؤلفه‌ها و ویژگی‌های امامت بیان شده است. تا جایی‌که از مجموع ۵۴ دعای این کتاب شریف، در ۵۲ دعا از مفاهیمی مثل عصمت، علم و ولایت امام، شفاعت و غصب خلافت از سوی نااهلان و مانند آن‌ها اشاره شده است. علاوه بر معروف، دو رساله دعائیه دیگر نیز منسوب به امام زین‌العابدین(ع) است که بعدها در قالب صحیفه سجادیه ثانیة و ثالثة منتشر شدند؛ مناجات خمس‌عشر و مناجات انجیلیه. مفصل‌ترین مناجاتی است که از امام سجاد(ع) بر جای مانده و در برخی از کتاب‌های شیعه نقل شده است. دعایی که فقراتش شبیه انجیل و مواعظ حضرت عیسی(ع) است و به همین دلیل به مناجات انجیلیه مشهور شده است. علمای بزرگی چون میرزاعبدالله اصفهانی و ملامحسن فیض کاشانی معتقدند: «مضامین عالی این مناجات و سبک و سیاق عبارات آن خود قوی‌ترین دلیل بر صحت صدور آن از لسان معصوم است و حتی اگر سند آن ضعیف هم باشد، خود این مضامین بر صحت صدور آن از معصوم کفایت می‌کند.» احیاگر شیعه پس از واقعه خلافت بنی‌امیه و تبدیل خلافت به سلطنت از حساس‌ترین دوره‌های مؤثر بر اندیشه سیاسی اسلام بوده‌است. در دوران پس از واقعه کربلا و قیام‌های شیعیان که بسیاری از بزرگان شیعه به شهادت رسیده و آینده‌ای تیره و تار از تشیع در برابر چشمان مردم نقش بسته بود، سیدالساجدین از پای ننشست و بزرگ‌ترین جهاد را برای احیای مکتب تشیع آغاز کرد. اگرچه دوران امام سجاد(ع) به دوران تقیه معروف است، اما ایشان را می‌توان احیاگر فقه و علوم آل محمد(ص) و زمینه‌ساز مراکز علمی و مکاتب فرهنگی و فکری شیعه دانست. امام(ع) در دشوارترین وضعیت سیاسی،‌ اجتماعی و حتی علمی، توانستند مکتب حدیثی شیعه را پایه‌گذاری کنند. مکتبی که اولین محدثان خاص مذهب شیعه را تربیت کرد. این‌چنین می‌توان گفت که شکوفایی صورت گرفته در دوره گشایش علمی امام باقر و امام صادق علیهم‌السلام، مرهون زمینه‌سازی امام سجاد(ع) در دوره خفقان پس از عاشورا بود. امام سجاد(ع) اولین مناظرات ائمه علیهم‌السلام با صاحبان اندیشه را نیز رقم زد و در زمان امامت خود جلسات مباحثه و مناظره علمی متعددی با فقیهان مذاهب مختلف اموی، عثمانی، زبیری و... داشته است. ادامه 👇 یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
احیاگر شیعه از دل حماسه (بخش 2/2) سیدالفقهاء قرن اول علم امام سجاد(ع) چیزی نبود که فقط شیعیانش بدان معتقد باشند، بلکه علمای سایر مذاهب اسلامی نیز بدان باور داشتند و حتی منکران و معاندان نیز گاه در برابر آن سر تعظیم فرود می‌آوردند. چنان‌که عبدالملک مروان در پاسخ به نامه امپراتور روم درماند و چاره‌ای جز رجوع به امام سجاد(ع) و دریافت پاسخ ایشان نیافت. دهه‌های پایانی قرن اول هجری، مکاتب فکری، کلامی و فقهی به تدریج در حال شکل‌گیری بود و فقهای بزرگی از مذاهب مختلف در حال ظهور بودند. با این حال مقام فقهی امام زین‌العابدین(ع) به حدی برجسته بود که فقهای اهل‌سنت آن دوره نظیر ابن‌جوزی عنوان «سیدالفقهاء» را به آن حضرت داده بودند. شیخ مفید درباره گستره علم امام سجاد(ع) و مذجعیت علمی ایشان برای اهل‌سنت می‌نویسد: فقهای اهل‌سنت به‌قدری علوم، مواعظ، ادعیه و حلال و حرام را از آن حضرت نقل کرده‌اند که به شمارش درنمی‌آید و از مشهورات علمی است. امام حقوق‌دان امام(ع) در خود به پنجاه دسته از حقوق انسان و طبیعت اشاره کرده‌اند. از حق خداوند گرفته تا حقوق خویشاوندان، حقوق متقابل همسران، کوچک‌تر و بزرگ‌تر، استاد و شاگردی، مردم و حاکمان، هم‌کیش، همنشین، همسایه، دوست، شریک، بدهکار و حتی حقوق دشمن! البته در این رساله صرفا به حقوق انسانی اکتفا نشده و مواردی چون حقوق اعضای بدن، افعال انسان و حتی اشیاء هم ذکر شده که امروزه مورد توجه حقوق‌دانان قرار گرفته است. امام(ع) در این رساله به سلسله مراتب حقوق و اولویت آن‌ها بر یک‌دیگر توجه داده است و معیارهایی برای موازنه حقوق فردی و اجتماعی و از این دست مسائل معرفی کرده است. شاگردانی در رتبه لقمان و سلمان با وجود همه ناآرامی‌ها، محدودیت‌ها و اختناقی که در عصر امام سجاد(ع) وجود داشته است، ارتباطات علمی و تبلیغی ایشان هیچ‌گاه منقطع نشده است و در این فرایند شاگردان زیادی نیز تربیت شده‌اند. شیخ طوسی بیش از 170 تن از اصحاب، راویان و شاگردان مکتب امام سجاد(ع) را فهرست کرده است که نامشان در تاریخ و سلسله روایات مانده است. بزرگانی مانند ثابت بن دینار یا همان ابوحمزه ثمالی و ابوخالد کابلی در زمره آن‌ها بوده‌اند. کسی است که نزد اهل‌بیت جایگاهی همچون سلمان فارسی و لقمان حکیم داشته است. او نخستین دانشمند شیعی بوده که کتابی در تفسیر قرآن نگاشته است. گرچه متن کامل این تفسیر به دست ما نرسیده، اما در بسیاری از کتب تفسیری از آن نقل قول شده است. رساله حقوق امام سجاد(ع) و دعای معروف ابوحمزه ثمالی توسط او نقل شده است. منتشرشده در روزنامه قدس، سه‌شنبه 16 بهمن 1403، صفحه3 رواق https://qudsdaily.com/Newspaper/item/115278 یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
مذاکره در بنگاه معاملاتی ترامپ! کاش می‌شد مذاکره با ترامپ را به بنگاه املاکش در طبقه پنجاه و هشت برج ترامپ در خیابان پنجم منهتن نیویورک برد تا یادمان باشد که چه چیزهایی را معامله می‌کنیم و در ازایش به دنبال کاپ اخلاق نباشیم! و البته کاش می‌شد مذاکره را به بنگاه‌دارانی از سنخ خودش سپرد؛ کسانی که از سیگنال معاملاتی طرف مقابل به شوق نمی‌آیند، یا دست‌کم ذوق و شوقشان را بروز نمی‌دهند، از معاملات هیجانی حذر می‌کنند، تاریخچه و تکنیکال معاملات را درنظر گرفته‌اند، دست بالا را می‌گیرند که حداقل به پایینش برسند، داشته‌هایشان را کوچک نمی‌شمارند، تعهدات شفاهی و کاغذی طرف مقابل را بزرگ‌نمایی نمی‌کنند، نسیه نمی‌فروشند، معامله را قدم به قدم پیش می‌برند و در نهایت بدون سود از معامله خارج نمی‌شوند... چه‌بسا همین گفتگو و مذاکره هم در وضعیتی که طرف مقابل به آن اشتیاق دارد، خودش ارزش‌مند است و نباید به قیمت پایینی فروخته شود! متن کامل را بخوانید: https://eitaa.com/mvalianpour/203 یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
مذاکره در بنگاه معاملاتی ترامپ! در مذاکره یا توافق با آمریکا اولین چیزی که نمود دارد، زمینه تاریخی و تجارب سیاسی حاصل از آن است. هفت سال پیش در چنین روزهایی دولت اسبق آمریکا به ریاست رئیس‌جمهور فعلی، خروج قطعی آمریکا از برجام را اعلام و سه ماه بعد فرمان اجرایی آن را امضا کرد. او با این کار نه‌تنها یک تعهد به‌ظاهر محکم بین‌المللی را نادیده گرفت، بلکه اعتماد به گفتگو با واشنگتن را نیز به محاق برد. این اقدام یک‌جانبه همراه با تشدید تحریم‌ها علیه مردم ایران، نشان داد که به سیاستمداران آمریکایی حتی وقتی امضایشان پای اسناد الزام‌آور بین‌المللی هم نشسته باشد نمی‌شود اعتماد کرد، چه رسد به قول و قرارها و سخنان شفاهی... حالا دیگر اصل گفتگو با چنین موجوداتی هم بی‌فایده نشان می‌داد! من البته معتقدم نفس گفتگو و مذاکره در هیچ شراطی نباید تابو و حساسیت‌برانگیز تلقی شود و به این بهانه از آن استنکاف کرد. همان‌طور که اصل مذاکره برای مذاکره را هم نباید دستاورد تلقی کرد! آن‌چه اهمیت دارد، توان مذاکره‌کننده‌ها و فحوای گفتگو و محتوای مذاکره است که باید نسبت به آن حساسیت داشت تا بین داده‌ها و ستانده‌ها توازنی وجود داشته باشد. اما با طرفی که کم‌ترین بهره‌ای از دیپلماسی نبرده است چگونه می‌توان مذاکره کرد؟ دیپلماسی متعارف چقدر در گفتگو با او کارآیی دارد؟ دونالد ترامپ، کسی است که پیشینه‌ای تجاری و معامله‌محور دارد. کسی که هویتی جز معامله و کاسبی برای خود قائل نیست و رمان زندگی‌اش را هم به نام «هنر معامله» نوشته است (Trump: The Art of the Deal). او حتی به ریاست‌جمهوری آمریکا نیز به چشم یک پروژه اقتصادی نگاه کرده و در روز اول تحلیفش رمزارز اختصاصی خود (‎$TRUMP) را راه‌اندازی می‌کند تا ظرف چند ساعت میلیاردها دلار به جیب بزند. کنش‌های ترامپ نشان داده است که حتی رویکردش به مسائل بین‌المللی هم مبتنی بر منطق معامله و اولویت‌دهی به منافع کوتاه‌مدت اقتصادی بوده است. او حتی آمریکا را از معاهدات بین‌المللی زیست‌محیطی و شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز خارج کرده است. با این توصیفات بعید است با زبان مرسوم دیپلماسی بتوان با او به گفتگو نشست. اگر قرار بر مذاکره با آمریکای ترامپ است، باید به دنبال ادبیات مشترک دیگری بود. شاید برای مذاکره در بنگاه معاملاتی ترامپ، به‌جای دیپلماسی کلاسیک باید به‌دنبال نگاه معامله‌گرانه و کاسب‌کارانه مبتنی بر منافع ملی بود تا از چاله برجام به چاه بی‌فرجام دیگری فرونیفتیم. کاش می‌شد مذاکره با ترامپ را به بنگاه املاکش در طبقه پنجاه و هشت برج ترامپ در خیابان پنجم منهتن نیویورک برد تا یادمان باشد که چه چیزهایی را معامله می‌کنیم و در ازایش به دنبال کاپ اخلاق نباشیم! و البته کاش می‌شد مذاکره را به بنگاه‌دارانی از سنخ خودش سپرد! کسانی که از سیگنال معاملاتی طرف مقابل به شوق نمی‌آیند، یا دست‌کم ذوق و شوقشان را بروز نمی‌دهند، از معاملات هیجانی حذر می‌کنند، تاریخچه و تکنیکال معاملات را درنظر گرفته‌اند، دست بالا را می‌گیرند که حداقل به پایینش برسند، داشته‌هایشان را کوچک نمی‌شمارند، تعهدات شفاهی و کاغذی طرف مقابل را بزرگ‌نمایی نمی‌کنند، نسیه نمی‌فروشند، معامله را قدم به قدم پیش می‌برند و در نهایت بدون سود از معامله خارج نمی‌شوند... چه‌بسا همین گفتگو و مذاکره هم در وضعیتی که طرف مقابل به آن اشتیاق دارد، خودش ارزش‌مند است و نباید به قیمت پایینی فروخته شود! یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
مذاکره با آمریکا هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد. این را باید ما درست بفهمیم! از مذاکره با آمریکا هیچ مشکلی حل نمی‌شود... دلیل؟ تجربه! ما در دهه ۹۰ نشستیم با آمریکا مذاکره کردیم حدود دو سال و یک معاهده‌ای هم تشکیل شد... دولت ما نشست مذاکره کرد، رفتند، آمدند، نشستند، برخاستند، مذاکره کردند، گفتگو کردند، خندیدند، دست دادند، رفاقت کردند، همه کار کردند! طرف ایرانی خیلی هم سخاوت به خرج داد، خیلی امتیاز داد... اما همان معاهده را آمریکایی‌ها عمل نکردند! همین شخصی که الان سر کار است، معاهده را پاره کرد! قبل از این که او بیاید هم به معاهده عمل نکردند! معاهده برای این بود که تحریم‌های آمریکا برداشته بشود، تحریم‌های آمریکا برداشته نشد! سازمان ملل را هم یک استخوانی لای زخم گذاشتند که مثل تهدیدی همیشه بالا سر ایران وجود داشته باشد! این محصول دو سال مذاکره بود! خب این تجربه است دیگر؛ از این تجربه استفاده کنیم! امتیاز دادیم، مذاکره کردیم، کوتاه آمدیم، اما نتیجه‌ای که مقصودمان بود به دست نیاوردیم... با چنین دولتی مذاکره نباید کرد، مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست... ما مشکلاتی داریم در داخل؛ کسی منکر وجود مشکلات نیست. در معیشت، تقریباً اغلب قشرهای مردم ابتلائاتی دارند، مشکلاتی دارند، اما آن چیزی که این مشکلات را برطرف می‌کند عامل داخلی است! رهبر انقلاب، ۱۹ بهمن ۱۴۰۳ یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
وحدت‌ها و کثرت‌های ۲۲ بهمن گفتگوی شب در یکی از گروه‌های دوستانه یک‌شنبه ۲۱ بهمن‌ماه ۱۴۰۳ ▫️ آقای م: فردا در راهپیمایی اگر هر کدام یک پلاکارد درست کنیم و روی آن بنویسیم سران قوا نسبت به قیمت دلار پاسخ دهند، خواهید دید که روی قیمت دلار تأثیر خواهد گذاشت! سال‌ها پیش یک قبض آب آمده بود با مبلغ مصرفی ۳۵۰۰ تومان، ولی با اضافاتش مبلغ پرداختی ۱۵۰۰۰ تومان رسیده بود! من قبض را در ابعاد بزرگ به شکل پلاکارد پرینت گرفتم و و به راهپیمایی ۲۲بهمن بردم، شاید باورتان نشود مسئولان مختلف می‌آمدند التماس می‌کردند که پلاکارد را پایین بیاورم تا همین فردا رسیدگی کنند! جالب این‌که مردم اصرار داشتند پلاکارد همچنان بالا نگه داشته شود! ▫️▫️ آقای ص: اگر یک عکاس همین صحنه پلاکارد دلار یا قبض برق را عکس بگیرد و سوژه رسانه ها شود چه؟ تبدیل راهپیمایی ۲۲ بهمن که باید صحنه یک شادی جمعی خیلی بزرگ باشد و مایه آبروی انقلاب و کشور شود به مطالبه دلار و برق و... مناسب نیست. مطالبه تخلف ادارات و فسادهای پیرامون دلار ضروری است ولی جایش راهپیمایی ۲۲ بهمن نیست. مسائل جناحی هم نباید در این جشن بزرگ مطرح شود. باید نمایش وحدت باشد نه محل نزاع و تشتت. 🔸 نظر من: وحدت در کثرت و کثرت در وحدت را اگر بشود نشان داد خیلی موثرتر از این وحدت‌های صوری و لاپوشانی‌هاست، وقتی دوربین‌های رسانه‌های خودمان هم روی بی‌حجاب‌ها زوم می‌کنند، نشان می‌دهد که اتفاقا به این کثرت و یک‌دست نبودن نیاز داریم! یعنی معترضین به فلان سیاست‌های نظام هم پای کار کلیت نظام هستند. وقتی بستر اعتراض موثری وجود ندارد از همین فرصت‌ها باید استفاده کرد، البته در عین رعایت جوانب. ▫️ آقای م: وقتی رهبری به امثال ما مأموریت آتش به اختیار دادند یعنی باید مطالبه‌گر باشیم و نگذاریم کارد به استخوان برسد تا رهبری مجبور به دخالت مستقیم شوند و بعد عده‌ای نسبت به رهبری ان‌قلت داشته باشند! ▫️▫️ آقای ص: "فحش‌های جناحی" یعنی مثلا شعار هر طرف علیه قالیباف و ظریف و پزشکیان و جلیلی... برای کرسنت و برجام و... راهپیمایی ۲۲ بهمن شبیه فضای مجازی می‌شود؛ پر از فحش و اتهام. با این تفاوت که در راهپیمایی، راه برای درگیری فیزیکی هم باز است! اسم این وضعیت، وحدت در کثرت نیست! نباید با این لفاظی ها راه را برای هرج و مرج و افزایش خشونت باز کرد. معنای وحدت در کثرت چیز دیگری است. ▫️ آقای م: برای ما جناح مهم نیست، با کسی عهد اخوت نبسته‌ایم. برای ما عملکرد افراد مهم است. اگر سران قوا از هر جناحی که هستند نسبت به ترک‌تازی دلار به دست عوامل صهیونیستها که تأثیر مستقیم بر معیشت مردم دارد خفقان گرفته‌اند موضوعیت دارد... 🔸 نظر من: عرضم ناظر به مطالبه و نقد حکومت و حاکمیت بود نه دعوای جناحی. شفاف‌سازی قبض برق و چرایی قیمت دلار را هم که بخواهیم جناحی کنیم ول‌معطلیم! مسائل جناحی به نظرم از اساس باطل است، چه در راهپیمایی و چه در غیر راهپیمایی. کرسنت و برجام و... هم اگر بخواهد مطرح شود، باید مطالبه شفافیت و رسیدگی قضایی اصل موضوع باشد، چه ظریف، چه زنگنه و چه جلیلی! در عین حال راهپیمایی هم مثل فضای مجازی بشود بد نیست، حداقل تنوع و مشارکت بیشتر می‌شود! ولی عجیب است که برخی مفاسد و مسائل اصلی مملکت را با مجامله و مداهنه از کنارش می‌گذریم، ولی به مردم که می‌رسد برای شرکت در راهپیمایی باید اتوکشیده بروند و بیایند که مبادا تصویرش در رسانه‌های خارجی... رسانه‌های خارجی همین تابلوی قیمت ارز را که لحظه‌ای به‌روز می‌شود منتشر کنند برای آبروی ما کافی‌ست، نیازی به چهارتا دست‌نوشته ندارند! یا فقط یک فقره پرونده کرسنت که پس از بیست سال همچنان باز است و نتیجه‌اش معلوم نیست... پ.ن: باید باور کنیم که راه اصلاح امور از مسیر حضور حداکثری و می‌گذرد. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟ «من فکر می‌کنم که ایران بسیار ترسیده و مضطرب شده است...» این آخرین جملاتی است که دونالد روز گذشته پس از چند روز تهدید «ایران» بر زبان رانده است. فکر می‌کنم به وضوح دارد هدفش از تهدیدها را بیان می‌کند: «ترس». «ترس» برادر مرگ است؛ چون فعالیت مغز را مختل می‌کند و انسان نمی‌تواند درست تصمیم بگیرد. در واقع به مرگ مغزی دچار می‌شود که فاصله چندانی با مرگ ندارد. زائیده جهل است و در مکتب اهل‌بیت(ع) از جنود شیطان. شیطان بدون آن‌که زحمتی به‌خود بدهد سربازانی از جنس ترس را فرستاده است تا صفوف ما را درهم بشکند. اگر احساس کند که ترسیده‌ایم، پیش‌روی می‌کند و گزینه‌های ترسناک‌تری را هم روی میز خواهد گذاشت؛ کمااین‌که طی همین هفته گذشته که برخی دولت‌مردان درصدد «رفع نگرانی» او برآمدند، موضع شدیدتری گرفت و تهدیداتش را دوچندان کرد! اما موضع محکم رهبر انقلاب و در پی‌اش همراهی مقامات نظام جلو تسلسل ترس را گرفت. مردمی هم که دو روز پیش یخ بهمن را شکستند و زیر تهدیدات ابرقدرت اتمی و ناکارآمدی‌ها و فشار روزافزون اقتصادی، چهل‌وششمین بهار انقلابشان را جشن گرفتند، نشانی از ترس بر چهره نداشتند: «إن أولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» (یونس:62)؛ اولیاء خدا هیچ ترس و اندوهی از جانب غیر خدا نمی‌پذیرند. ولی ترامپی که اهل معامله است، قطعا چنین برخوردی را برای انسداد و برهم زدن معامله مطرح نکرده و برای این سناریو پیش‌بینی دیگری هم خواهد داشت. می‌شود حدس زد که به زودی پیشنهادهایی حداقلی برای تطمیع ارائه کند تا آنان که تهدید مرگ را جلو چشمشان دیده بودند، ذوق‌زده به تب راضی شوند و رخنه‌ای در صفوف ما ایجاد شود... برای این مرحله آماده‌ایم؟ اما قبل از رسیدن به مرحله بعد، باید پرسید چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟ از دشمن که انتظار دیگری نباید داشت و طبیعی‌‌ست که از همه توانش و از جمله حربه ترس و دلهره برای پیشبرد منافعش استفاده کند: «إنما ذلکم الشیطان یخوّف أولیائه» (آل‌عمران:165). شیطان کارش را با ترساندن پیش می‌برد، ترسی که فقط در اولیائش اثر می‌کند! اما چه متغیری در جبهه ما وجود داشته است که به چنین راهکاری رسیده است؟ به تعبیر رهبر انقلاب، چه زخمی وجود داشته که باعث شده مگس‌های دشمن روی آن بنشینند؟ در هر مواجهه‌ای شاید رفتار دشمن را نتوان مستقیما تغییر داد، ولی موقعیت جبهه خودی قطعا نیاز به آرایش مجدد و مستمر و تحکیم بیشتر دارد تا کم‌ترین آسیب را در این مواجهه ببیند. پس باید اندیشید که چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟ پاسخ کامل به این پرسش و بررسی همه عوامل بنیادی داخلی که باعث شکل‌گیری چنین تصوری در دشمن شده است، مجال وسیعی را می‌طلبد؛ اما برون‌داد اصلی را می‌توان در «خطای محاسباتی» دشمن خلاصه کرد که ممکن است ناشی از طیفی از سیگنال‌های داخلی باشد؛ از موضع‌گیری‌های منفعلانه مسئولان تا سوء‌مدیریت‌ها و نوسانات اقتصادی و حتی چالش‌های اجتماعی. در کنار همه این عوامل، به‌نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها توان‌مندی امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران است که با وجود نمایش غرورانگیز وعده‌های صادق، همچنان نسبت به آخرین تعدی رژیم صهیونیستی به کشورمان بی‌پاسخ بوده است. بیش از صد روز از امر رهبر انقلاب برای شکستن این گذشته است و به‌نظر می‌رسد پس از شکل‌گیری وحدت ملی در برابر تهدیدات رئیس‌جمهور و باشکوه 22بهمن، زمان شکستن آخرین توهمات دشمن نیز فرارسیده است. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
تشکیلات بی تشکیلات! تنها یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57، تشکیلاتی توسط رهبران انقلاب پایه‌ریزی شد که بتواند امواج خروشان مردم انقلابی را به نظم درآورد. اسلامی به پلی میان مردم با نهادهای درحال تشکیل نوپای حکومتی تبدیل شد تا در کوران انقلاب و شکل‌گیری ساختارهای رسمی ایفای نقش کند. حزبی که در روز اول اعلام موجودیتش هشتاد هزار نفر متقاضی ثبت‌نام داشت و تنها صد روز بعد که مواضعش را تبیین کرد، اعضایش به دومیلیون نفر رسیده بود، گمان می‌رفت که بتواند الگویی بومی از و کنش سیاسی در ایران پس از انقلاب را ارائه کند. اما هشت سال بعد با فقدان عناصر اصلی، که بسیاری به شهادت رسیده و برخی درگیر فعالیت اجرایی شده بودند، دامنه فعالیت‌های مؤثر حزب به شدت کاهش یافت و تلاش برای جامعیت حداکثری، طبیعتا اختلافاتی را زیر پوست حزب تجمیع کرده بود. امری که نهایتا فلسفه وجودی حزب را با تردید مواجه کرد و به خواست رهبرانش به تعطیلی منجر شد. حزب جمهوری گرچه دولت‌ساخته نبود، اما ساختارساز و نهایتا دولت‌ساز بود و از آن‌جا که مأموریت اولیه‌اش را در ساختارسازی برای «انقلاب اسلامی» می‌دید، پس از موفقیت در این مرحله، محمل و محرکی برای ادامه کنشگری در «جمهوری اسلامی» نیافت و نتوانست مأموریتش را امتداد بخشد. حزبی که قرار بود باشد، فقط حزب بود. حالا چهل و شش سال پس از بیست‌ونهم بهمن‌ماه 57 و سال‌روز تأسیس حزب جمهوری، با همه حرف و حدیث‌ها درباره حزب، روشن است که با وجود ده‌ها حزب ثبت‌شده در کشور، جای خالی حزب جمهوری اسلامی هرگز پر نشد و در طول این سال‌ها بدیل مؤثری برای نیز تعریف نشده است. احزاب فعال در در طول دهه‌های گذشته عموما دولت‌ساخته بوده‌اند و نتوانستند نسبت پایداری با مردم برقرار کنند و در برابر عملکرد دولت‌های منسوبشان نیز پاسخ‌گو نبوده‌اند. این امر باعث شده است که با وجود برخی فراز و فرودها، اعتبار احزاب و جناح‌های سیاسی حداقل محل تردید باشد. تا جایی‌که هر دو نامزد جدی انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته صراحتا بر نفی وابستگی حزبی خود تأکید کرده و انتساب حزبی را به مثابه یک اتهام تلقی می‌کردند! گرچه این بی‌اعتمادی شاید ریشه‌ای عمیق‌تر داشته باشد و حداقل به تجربه حزب رستاخیز بازمی‌گردد؛ حزبی که عضویتش اجباری بود و قرار بود به گفته محمدرضا پهلوی کسی که عضویتش را نپذیرد یا از کشور اخراج شود و یا به زندان برود، اما تنها سه سال دوام آورد و پنج ماه پیش از فروپاشی حکومت پهلوی فروپاشیده شد. اما چهار دهه پس از تجربه حزب جمهوری همچنان این پرسش وجود دارد که چرا تحزب در ایران نمی‌تواند قوام پیدا کند و حتی مدل بومی آن با طراحی متفکری نظیر شهید بهشتی نیز نتوانست پایدار بماند؟ و فراتر از آن، این‌که آیا اصولا تحزب برای جامعه ایران امر مطلوبی است یا باید طرحی نو درانداخت؟ روشن است که با فقدان بسترهای کنش سیاسی و رقابت مؤثر در جامعه نمی‌توان به افزایش مشارکت سیاسی پایدار امیدوار بود و این فضا ممکن است به رشد گفتمان‌های غیررسمی یا حتی اعتراضی بینجامد. از سوی دیگر اهمیت نظم و انتظام حرکت‌های مردمی و لزوم حاکمیت بر فعالیت‌های جمعی چیزی نیست که در فرهنگ اسلامی قابل تردید باشد. بنابراین نمی‌توان از کنار این پرسش به سادگی گذشت و «بی‌تشکیلاتی» را تجویز کرد. چراکه در نبود فرایندهای شفاف تشکیلاتی، ارتباطات پیچیده باند‌های سیاسی، اقتصادی و حتی قومیتی تعیین‌کننده ساختارهای قدرت خواهند بود. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
تشکیلات بی تشکیلات! 🔸 حزبی که قرار بود «جمهوری اسلامی» باشد، فقط حزب «انقلاب اسلامی» بود. آیا اصولا تحزب برای جامعه ایران امر مطلوبی است یا باید طرحی نو درانداخت؟ 🔸 بی‌اعتباری احزاب به حدی است که هر دو نامزد جدی انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته صراحتا بر نفی وابستگی حزبی خود تأکید کرده و انتساب حزبی را به مثابه یک اتهام تلقی می‌کردند! 🔸 چهار دهه پس از تجربه حزب جمهوری همچنان این پرسش وجود دارد که چرا تحزب در ایران نمی‌تواند قوام پیدا کند و حتی مدل بومی آن با طراحی متفکری نظیر شهید بهشتی نیز نتوانست پایدار بماند؟ 🔸 بدون بسترهای کنش سیاسی و رقابت مؤثر در جامعه نمی‌توان به افزایش مشارکت سیاسی پایدار امیدوار بود و این فضا ممکن است به رشد گفتمان‌های غیررسمی یا حتی اعتراضی بینجامد. 🔸 بدون فرایندهای شفاف تشکیلاتی، ارتباطات پیچیده باند‌های سیاسی، اقتصادی و حتی قومیتی تعیین‌کننده ساختارهای قدرت خواهند بود. متن کامل: eitaa.com/mvalianpour/208 یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour