اتاق بازرگانی یا اتاق فرار اقتصاد ایران؟
اتاق بازرگانی به تازگی پیشبینیهای غیرواقعی و بدبینانهای از شاخصهای کلان اقتصادی در صورت چکاندن مکانیسم ماشه را منتشر کرده است.
این در حالیست که به اذعان اکثر کارشناسان، قطعنامههای مربوطه قبلا اجرا شده و الآن صرفا اثر روانی دارد و آثار واقعیاش بسیار محدودتر از تحریمهای بهاصطلاح ثانویه و فلجکننده آمریکاست که ضرباتش با وجود همه سختیها، قبلا دریافت و هضم شده است.
حالا اتاق بازرگانی بهجای پرهیز از بزرگنمایی و تلاش برای کاهش آثار روانی مکانیسم ماشه و ارائه راهکارهایی برای عبور از آن، تمام همتش را گذاشته برای تحقق کامل همین آثار روانی!
اتاقی که قرار بود پارلمان بخش خصوصی و حامی اقتصاد ایران در تلاطم حوادث باشد، حالا خود به اتاق فرار و وحشتی تبدیل شده که اقتصاد تحت تحریم ایران و مردمش را با سناریوهای غیرواقعی اسیر خود کرده است...
#مکانیسم_ماشه #تحریم #شورای_امنیت
بیشتر بخوانید:
مکانیسم ایرانی در برابر ماشه
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
و حالا... نقطه قوت برجام!
مکانیسم ماشه، نقطه قوت برجام برای ایران است. این را محمدسعید احدیان، دستیار فعلی رئیس مجلس، ده سال پیش و پس از امضای برجام نوشته و یادداشت بلندبالایی را در روزنامه خراسان به اثبات این نظریه اختصاص داده بود.
این حمایت تمامقد از برجام و جزئیاتش در حالی بود که حتی خود ظریف هم وجود مکانیسم ماشه را انکار میکرد و حالا هم که به دیوار واقعیت خورده به گردن فرانچسکو انداخته است!
البته طبیعتا یک استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل حق دارد تحلیل کند (ولو غلط!)، اما سکوت ایشان در کسوت دستیاری یکی از سران قوا و در آستانه اجرایی شدن نقطه قوت برجام توسط غربیها طبیعی بهنظر نمیرسد...
بد نیست بخشهایی از یادداشت سعید احدیان در روزنامه خراسان را مرور کنیم:
🔸 بر خلاف آنچه برخی منتقدین مطرح میکنند، مکانیزم ماشه از نظر حقوقی نقطه قوت برجام برای ایران محسوب میشود.
🔸 اگر این مکانیزم در برجام تعبیه نشده بود، میتوانستیم کل برجام را توافقی غیرقابل قبول بدانیم!
🔸 مسئولین ما میتوانند در حالیکه فقط یک رأی دارند، رأی هفت عضو قدرتمند دیگر دنیا را وتو کنند؛ هم به عنوان شاکی اقامه دعوا کنند و هم خود به عنوان قاضی به تنهایی این توافق را فسخ کنند.
🔸 مکانیزم ماشه این امکان را میدهد که شبیه صلح حدیبیه اسلام بتواند در صورت نقض عهد طرف مقابل از محدودیتها و قید وبندها رهایی یابد، همانگونه که پیامبراکرم(ص) از فرصت بدعهدی مشرکین استفاده کرده و مقدمات فتحالفتوح اسلام یعنی فتح مکه را فراهم کردند.
#مکانیسم_ماشه #تحریم #روزنامه_خراسان
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
تضییع اصول با فروع رسانهای
اولویتبندی مسائل و توجه لازم به مسائل اصلی و فرعی از جمله مفاهیم مبنایی در رعایت نظم و نیز برپایی عدالت است که میتواند منابع محدود اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را بهدرستی مصروف نیازهای نامحدود کند و برنامهها و چشماندازها را تحقق بخشد. امری که متأسفانه در بسیاری از کنشهای سیاسی و رسانهای نادیده گرفته میشود و مسائل حیاتی کشور تحتالشعاع مسائل فرعی قرار میگیرد.
برای نمونه در گفتگوی اخیر تلویزیونی رئیسجمهور با رسانه ملی به مناسبت هفته دولت که با حضور سه فعال رسانهای سیاسی انجام شد، هیچیک از فعالان رسانهای حاضر، زمینه اقتصادی نداشتند که بالتبع موضوعاتی فرعی در کانون توجه قرار کرفتند و موضوعات مهمی مثل مسائل پولی، ارزی، بانکی و معیشتی نادیده گرفته شد یا با پاسخهای سطحی روبرو شدند.
با این وجود دکتر پزشکیان بخش زیادی از گفتگو را به مسائل مهم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، نظیر وحدت ملی، ساختار مدیریت کشور، تحریم، جنگ، بودجه، تورم، انرژی، عدالت و فسادستیزی و... اختصاص داد. اما باز هم صرفا چند مسأله فرعی بودند که چه از سوی رسانههای دولت و چه سایر رسانهها بیشترین ضریب خبری را پیدا کردند تا دستمایه اختلافنظر و دوقطبیسازی قرار گیرند و به نقض غرض وفاق موردنظر تبدیل شوند.
پرداختن به اولویتها و اصلی-فرعی کردن امور از جمله پرتکرارترین کلیدواژهها و توصیههای رهبر انقلاب در ادوار مختلف بوده است؛ مسئله مهمی که تخطی از آن به تعبیر ایشان نشانه اختلال دستگاه فکری است و گاه به درگیریهای فرسایشی و حتی غفلت از دشمن و شکلگیری فتنهها منجر میشود.
رهبر انقلاب حتی بهطور مصداقی اولویت دادن به مسائلی مانند فیلترینگ را مانع رسیدگی به مسائل اصلی معرفی کردهاند: «یکی از موانع پیشرفت، سرگرمی به چیزهای گمراهکننده است... حاشیهای که بیشتر از متن ما را به خودش سرگرم کرده، همین مسئله فضای مجازی و فلان پیامرسان و از این قبیل... پرداختن افراطی و زیاده به آن، حاشیهای و غافل شدن از کار اصلی است.»
میزان توجه به اولویتها و مسائل اصلی و فرعی تا جایی اهمیت دارد که به بیان امیرالمؤمنین(ع) میتواند سقوط و انحطاط حکومتها را رقم بزند: «یستدل علی إدبار الدول بأربع؛ تضییع الأصول و التمسک بالفروع و تقدیم الأراذل و تأخیر الأفاضل...: انحطاط دولتها و حکومتها چهار نشانه دارد؛ ضایع کردن مسائل اصلی و پرداختن به مسائل فرعی و گزینش فرومایگان و کنار گذاشتن شایستگان».
البته این بدان معنا نیست که مسائل مطروحه مسائل مهمی نیستند و نباید حل شوند؛ بلکه باید به اندازه اهمیت خود در کانون توجهات کارگزاران مرتبط و رسانهها قرار بگیرند و با حزم و عزم لازم به نتیجه برسند. هرچند در کمال تعجب چنین مسائلی با وجود پیش افتادن و ضریب رسانهای فراوان، هیچگاه حل نمیشوند تا همیشه سوژه دعواهای زرگری جناحها باشند و جای اولویتها را در ذهن جامعه تغییر دهند.
مثالش را در همین فیلترینگی که نسبتش با فیلترشکنها هیچگاه مشخص نشده و یا مدیریت پوشش و حجاب که سالها محل نزاع و بحثهای بیحاصل بوده میشود دید. مسائل بهظاهر لاینحلی که فکر و ذهن جامعه را به خود مشغول میکنند، نتایج انتخاباتها را بالا و پایین میکنند و حتی کشور را به لبه پرتگاه شدیدترین فتنهها و اغتشاشات میرسانند!
البته وقتی توان و اراده حل چنین مسائلی در ساختار حاکمیتی وجود نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت که این معضلات به فراموشی سپرده شوند. بالأخره هستند افراد و جریانهایی در داخل و خارج از کشور که با فضاسازی رسانهای از این پوستین کلاهی بدوزند یا کشور را با بحرانهایی کاذب مواجه کنند.
با این توصیف حل نشدن برخی مسائل فرعی و تبدیل آنها به استخوانی لای زخم هم ممکن است از مصادیق تضییع اصول باشد. اما مسائلی که منفعتی پنهان در فضاسازی رسانهای و ایجاد دوقطبیها دارند، نهتنها با ضریب رسانهای حل نمیشوند، بلکه مشتعلتر و فربهتر خواهند شد و از حل واقعی فاصله خواهند گرفت.
#مدیریت #رسانه #مسائل_لاینحل
بیشتر بخوانید:
ما و مسائلی که حل نمیشوند!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
نگاه به شرق از ورای غربزدگی
ارتباط با قدرتهای نوظهور یا نگاه به شرق در کشور ما همواره با بدبینی ناشی از سابقه روسیه تزاری و بلوک شرق سوسیالیستی همراه بوده و همین تجریه تاریخی باعث شده که اندک نگاهی به شرق، معادل شرقگرایی و شرقزدگی تعبیر شود. این در حالیست که آن مناسبات تاریخی سالهاست که رخت بربستهاند و نوع ارتباط ما نیز قرار نیست چنان مناسباتی را زنده کند.
واقعیت آن است که غربزدگی حاکم بر جریانات فکری کشور، اعم از جامعه روشنفکری، سیستم آموزشی، فضای سیاسی، دیوانسالاری و رسانهها که امتدادش را در فرهنگ عمومی هم میتوان دید، تاکنون مانع از آن شده که نگاه متوازنی به شرق داشته باشیم. همان غربزدگی که به بیان جلال آلاحمد همچون وبازدگی بر جان روشنفکری افتاده و امروز به تعبیر دکتر عبدالکریمی به مرز غربسالاری و غربپرستی رسیده و دستگاه فکری دیپلماسی کشور را نیز به دنبال خود میکشاند.
گربه نقشه ایران که در دویست سال اخیر به شکل کنونی درآمده، رو به غرب ایستاده و آثار این جهتگیری را امروز در همه ابعاد میتوان دید؛ از فرهنگ و هنر گرفته تا دیپلماسی و مذاکرات غربمحور و ضریب نامتقارنی که رسانهها نسبت به کشورهای دو سوی جهان و حتی همسایههای شرقی و غربی کشور میدهند.
نمونه نزدیکش همین سه همسایه شرقی ما، یعنی پاکستان، افغانستان و ترکمنستان هستند که با وجود گستردهترین مرزهای مشترک، کمترین سهم را در مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ما دارند و اگر برخی موقعیتهای امنیتی و دیوارکشی مرزهای شرقی را نادیده بگیریم، چهبسا از عرصه زندگی ما حذف میشوند.
مقاومت در برابر برقراری روابط متوازن با شرق در حالیست که طی سالهای اخیر رویکرد سیاسی و اقتصادی کشورهای عربی خلیج فارس به عنوان شریک سنتی غرب نیز به سمت شرق متمایل شده و حتی هند هم به عنوان رقیب و دشمن سنتی چین، این روزها فصل تازهای از روابط دوجانبه را با این قدرت شرقی آغاز کرده است.
قدرتهای منطقهای و نوظهور با احیای روابط منطقهای و پیمانهایی نظیر شانگهای و بریکس، نظم جدیدی را پایهگذاری میکنند که نشان از استقلال راهبردی نسبت به غرب و فروریختن نظام تکقطبی دارد. کشورهایی که میخواهند نشان دهند بازیگرانی مستقل هستند و صرفا ابزاری در دست آمریکا و ناتو نخواهند بود.
هرچند این روابط و پیمانها هنوز در مرحله ابتدایی خود و در حد ابراز تمایل و تشریک مساعی برای همگرایی هستند و به مرحله همکاریهای عمیق سیاسی، تجاری، امنیتی و نظامی نرسیدهاند، ولی چشمانداز دیگری از مناسبات بینالملل را پیش روی ما قرار میدهند که در آن، دنیا و قدرتهای جهانی در کشورهای غربی و آمریکا خلاصه نخواهد شد.
حالا در کشاکش انتقال قدرت از غرب به شرق، در کنار چین، روسیه، هند و سایر قدرتهای نوظهور که اتفاقا چالشها و سابقه تنش و تعارض منافع کمتری هم با کشورمان دارند، بستر مناسبی برای شناسایی فرصتها و تحصیل منافع ملی بیشتر به وجود آمده است.
البته این مهم نیازمند نگاهی واقعی و اصولی به شرق است. ما قرار نیست مستعمره یا تحتالحمایه قدرتهای شرقی باشیم و منافع ملی اصولی خود را فدای آنها کنیم. به همین نسبت هم قرار نیست آنها منافع ملی خود را فدای ما کنند و برای ما هزینه بدهند.
نگاه واقعبینانه در سیاست خارجی اقتضای آن دارد که فارغ از حب و بغضهای بیپایه به تعریف منافع مشترک در این فرصت تاریخی بپردازیم و با تضارب منافع به تضاعف منافع برسیم.
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
از انسداد نقد تا آزاداندیشی در مبانی نظام
نمایش استحکام ساختار اجتماعی و پایداری نظام سیاسی ایران در جنگ تحمیلی اسرائیل و آمریکا واقعیتی است که دشمن را به تمرکز بیشتر بر جنگ روانی و تضعیف داخلی کشور سوق داده است. چراکه اختلافات داخلی ناشی از نفاق و غفلت است که میتواند اتحاد در دفاع از نظام و کشور را تهدید کند و ایستادگی در برابر دشمن را به چالش بکشد.
رهبر انقلاب برای مقابله با این راهبرد همواره بر وحدت ملی و حفظ یکپارچگی دولت و ملت در برابر تهدیدهای خارجی تأکید کردهاند، تا جایی که در آخرین بیانات خود از این ضرورت به «اتحاد مقدس» تعبیر کردند.
اما سخن گفتن از وحدت ملی و حمایت همیشگی رهبر انقلاب از کارگزاران نظام، همواره با سوءبرداشتهایی همراه بوده است که گاه از سوی برخی کنشگران سیاسی به تعطیل تفکر و تحلیل و حتی الغای کارکردهای نظارتی افراد و دستگاهها تعبیر میشود.
در مراعات روش نقد و نصح و خیرخواهی نسبت به کارگزاران نظام شکی نیست؛ ولی این خیرخواهی منافاتی با انجام وظیفه نقد و نظر و نصیحت نداشته و اتفاقا بیان دلسوزانه کاستیها، اعتراض آگاهانه به کژیها و مطالبه درست راستیها عین خیرخواهی و شفقت و تسهیلگر حرکت مدیران خدوم نظام خواهد بود.
از سوی دیگر اصولا وحدت ملی تنها با وجود کثرات است که مفهوم پیدا میکند. اتحاد در برابر دشمن برای دفاع از کشور، وقتی ارزشمند است که در عین اختلاف سلیقه اتفاق بیفتد و به نادیده گرفتن تفاوتها منجر نشود. چراکه چنین مسیری نهتنها به وحدت پایدار نمیانجامد، بلکه خود به زمینهای برای انشقاق و چنددستگی تبدیل خواهد شد. اختلافهایی که از نگاه رهبر انقلاب نیز به رسمیت شناخته میشوند: «اختلاف سلیقه سیاسی اجتماعی وجود دارد، لکن در دفاع از نظام، دفاع از کشور و ایستادگی در مقابل دشمن، مردم متحدند.»
پیش از این هم رهبر انقلاب از «کنار هم ایستادن افرادی با وزن مذهبی کاملا متفاوت و جهتگیریهای سیاسی گوناگون و حتی متضاد» و چهرهها و پوششهای مختلف گفته بودند که باعث اتحاد عظیم ملی شد و این «اختلاف سلیقه سیاسی و وزن متفاوت مذهبی، منافاتی با کنار هم ایستادن برای دفاع از حقیقت مشترک دفاع از ایران عزیز و نظام اسلامی» نداشت.
آزاداندیشی، نقد و مطالبه مردمی از محکمات منظومه فکری رهبر انقلاب است؛ تا جاییکه حتی اعتراض به مسائل نظامی را نیز با درنظر گرفتن شرایط و مقتضیاتش روا میدانند. اما نکته جالبی که در آخرین بیانات ایشان وجود داشت، آزاداندیشی در مبانی نظام بود. گرچه ایشان بنابر قرائنی برخی بیانیهها و کنشهای سیاسی را در راستای خدشهدار کردن همدلی و یکصدایی ملی و همراه با تخریب مبانی جمهوری اسلامی ارزیابی کردند، اما بلافاصله تصریح میکنند که ارائه فکر نو و حتی تکمیل و اصلاح این مبانی با رعایت جوانب و مصالحش امکانپذیر است: «ارائه یک فکر نو که مکمل موجودی ملت ایران باشد، فرق دارد با تخریب کردن، با اهانت کردن؛ مبانی جمهوری اسلامی را تخریب نکنند... اگر این مبانی را میخواهند تکمیل کنند، اضافه کنند، اصلاح کنند، اشکالی ندارد، لکن تخریب نباید کرد...»
جالب است که در همان سخنانی که عدهای آن را به مثابه پایان نقد و بریدن صدای منتقدان تلقی کردند، رهبر انقلاب حتی باب نقد و اصلاح مبانی جمهوری اسلامی را نیز باز کردند. این یعنی با پرهیز از تخریب و رعایت اصول و نیز در عین حفظ وحدت ملی، هیچ خط قرمزی در نظریهپردازی، تحلیل، نقد و اصلاح هیچ یک از مدیران، مناصب، عملکردها و سیاستها وجود ندارد و حتی مبانی و اصول جمهوری اسلامی که همیشه به منزله ناموس فکری و نظری نظام تلقی میشود نیز از نگاه آزاداندیشانه رهبر انقلاب، امکان نقد و نظر و حتی تکمیل و اصلاح را خواهد داشت.
#آزاداندیشی #نقد #وحدت
بیشتر بخوانید:
مکانیسم وحدت در کثرت
روایی نقد در سایه روایت فتح
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
نگاه به شرق؛ واقعی یا ابزاری؟
سیاست جمهوری اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب، رویکرد نه شرقی، نه غربی بوده است؛ سیاستی که بهویژه با توجه به حمایت آمریکا از رژیم شاه و حمایت شوروی سابق از رژیم بعث، چهرهای متوازن داشت. اما این سیاست با فروپاشی بلوک شرق و برپا شدن نظام تکقطبی، تعریف بهروزی پیدا نکرد و با این وجود شعارش هنوز بر سردر وزارت خارجه نقش بسته است.
خلأ قدرت در شرق، به فشار بیشتر بلوک غرب بر ایران انجامید. فشارهایی که غرب را در کانون توجهات دیپلماتیک ایران قرار داد تا از مسیر اعتمادسازی، به تنشزدایی بپردازد؛ از گفتگوهای انتقادی با اروپا در دهه هفتاد تا مذاکرات هستهای با تروئیکای اروپایی در دهه هشتاد و نهایتا گفتگوهای مستقیم با آمریکا در دهه نود، بخشی از گامهایی بود که طی سه دهه اخیر برای اعتمادسازی با غرب و آب کردن یخهای رابطه با اروپا و آمریکا برداشته شد.
این در حالی بود که غرب، هیچگاه به ایران روی خوش نشان نداده و از ابتدای انقلاب اسلامی با ابزارهای متنوعی درصدد مهار، سرکوب و براندازی نظامی سیاسی کشورمان بوده است؛ از کارشکنی در برابر پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران تا مصادره اموال و تحریمهایی که از نخستین سالها بر مردم تحمیل شد و بالاخره کمک به کودتاها، جداییطلبیها، ترورها، اغتشاشات و جنگ تحمیلی رژیم بعث و نهایتا حمله مستقیم به کشور.
حالا پس از شکستهای متعدد در رابطه با غرب و خیانتها و بدعهدیهای طرفهای غربی، رویکرد به شرق به عنوان جایگزین یا دستکم در کنار اعتمادسازی با غرب قرار است ما را از بنبست دیپلماتیک با جهان خارج کند و منافع ملی را از این طریق رقم بزند.
اما انتظارات از این رویکرد از همان ابتدا بسیار بالا بوده و با وجود آنکه در مراحل ابتدایی قرار دارد، انتظاراتی در حد حمایت کامل سیاسی، امنیتی و نظامی چین و روسیه از کشورمان را متصور شده است.
جدای از اینکه انتظار چتر امنیتی سایر قدرتها خلاف عزت ملی و اصول سیاست خارجی ماست، انتظار همکاری معقول نیز مستلزم اعتماد متقابل و اثبات واقعی بودن این رابطه است.
نگاه ما به شرق از ابتدا با نوسانات زیادی مواجه بوده که ممکن است تصور استفاده ابزاری از این رویکرد را متبادر کند. نگاهی که رابطه با شرق را صرفا به عنوان اهرمی برای تعامل و امتیازگیری در برابر قدرتهای غربی میپندارد و با کوچکترین توافق با کشورهای غربی، موضوعیتش را از دست میدهد.
واقعیت این است که نگاه به قدرتهای شرقی همواره طلبکارانه بوده و در عرصه عمومی و حتی نخبگانی، توقعاتی فراتر از روابط معمول و منطقی برای آنها تعریف شده است. با وجود حقایق غیرقابل انکار در خصومت دامنهدار و تحریمهای گسترده غرب علیه ایران و تعرض نظامی مستقیم و غیرمستقیم به کشور، همچنان نوعی خوشبینی مفرط به غرب احساس میشود. در حالیکه حتی اندک سکوت یا عدم همراهی روسیه و چین به ما برای مقابله با تعرضات غرب، به دشمنی و خیانت آنها تعبیر شده و راهکاری هم که بلافاصله تجویز میشود، چیزی جز پناه بردن بیشتر به غرب نیست!
طبیعی است که چنین نگاهی نمیتواند اعتماد طرفهای متقابل را برای همکاری پایدار برانگیزاند و چهبسا این رویکرد صرفا در مرحله امتیازدهی متوقف شود و نتواند منافعی را جلب کند؛ مصداق از اینجا رانده و از آنجا مانده! سیاستی که در دوره قاجار هم به شکلی وجود داشت و توازن در سیاست خارجی را به امتیازدهی متوازن به قدرتها تعبیر میکرد و نتایج فاجعهباری آفرید.
از اینرو لازم است تنوع در سیاست خارجی و نگاه متوازن به قدرتها و تحصیل منافع ملی از طریق همکاریهای بینالمللی، فارغ از مناسبات ما با اروپا و جنگ و صلح با آمریکا و برپایه منافع واقعی و منتج به نتایج عینی تعریف شود و این سیاست در کنشهای رسمی بینالمللی نیز ظهور و بروز بیشتری داشته باشد.
#سیاست_خارجی #نگاه_به_شرق #چین
بیشتر بخوانید:
نگاه به شرق از ورای غربزدگی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
واقعا اسراف میکنیم...
ما واقعا اسراف میکنیم! بنده چند سال قبل از این، شعار سال را به مضمون اسراف نکردن قرار دادم.
آمدند به ما گفتند آنکه بیشتر از همه اسراف میکند خود شما هستید؛ دولت بیش از همه اسراف میکند!
دیدیم راست میگویند؛ هم در زمینه برق، هم در زمینه گاز، هم در زمینه آب و هم در زمینه ساختمان و بنا، هم در زمینه سفر و غیره اسراف انجام میگیرد.
خیلی از سفرها اصلا لازم نیست... بعد هم سفر با همراهانِ دو برابر یا سه برابر! چه لزومی دارد؟
اگر بناست انسان به یک جایی سفر هم بکند، خب با یک تعداد معدودی که حضورشان واجب و لازم است.
یا مثلا فرض کنید اقامت در هتلهای گرانقیمت در آن محلی که به آنجا سفر شده!
اینها اسراف است؛ این اسرافها را بایستی انجام نداد...
رهبر انقلاب در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت | ۱۴۰۴/۰۶/۱۶
تصویر: لباس رهبر انقلاب حین تذکر صرفهجویی به دولت.
#ساده_زیستی #اسراف #العزة_لله
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
وحدت فطری با کاروان صمود
ناوگان جهانی صمود، متشکل از گروههای مردمی از ۴۴ کشور که قرار است پانصد نفر را با دهها کشتی و قایق روانه فلسطین کند، این روزها و همزمان با هفته وحدت در صدر خبرهای بینالمللی قرار گرفته است.
کاروانی متشکل از انسانهای آزاده و ظلمستیز، فارغ از اعتقادات دینی و مذهبی و فراتر از خطوط مرزی، با هدف شکست محاصره غزه و همراهی با مردم مظلوم فلسطین، همه خطرات احتمالی را به جان خریده است و با ارادهای راسخ به استقبال برخورد صهیونیستها میرود.
همراهی و همدردی با مردم تحت ظلم فلسطین، مدتهاست که به دغدغه و خیزشی جهانی تبدیل شده و میلیونها انسان را بارها به خیابانها و تظاهرات اعتراضی کشانده است. اما اینبار ناوگان جهانی مقاومت، ارادههای مردمی را در سطحی گسترده از کنشهای اعتراضی و ایستا به کنشی عملیاتی، پویا و پرمخاطره تبدیل کرده است که میتواند باب حرکتهای مردمی تأثیرگذار در حمایت از مظلومان را باز کند.
اما چگونه است که در سکوت و بیعملی کشورهای عرب و مسلمان در برابر جنایتهای اسرائیل و مظلومیت غزه، انسانهایی فارغ از عربیت و اسلامیت پیدا میشوند که اینگونه به میدان میآیند و حتی حاضرند جان خود را برای زندگی دیگری کف دست بگیرند؟ انسانهایی از ادیان و مذاهب و ملیتهای مختلف که ممکن است حتی افراد بیدین هم در میانشان پیدا شود!
ریشه این امر را در فطرت انسانی باید جست که گرچه ممکن است ظهورات متنوعی در مناسک و رفتارهای دینی و مذهبی داشته باشد، اما در چنین مرزهای روشنی از حق و باطل و ظلم و عدل، به حقیقت چنگ میزند. همان فطرتی که به اعتقاد شیعه، حُسن و قبح ذاتی عدل و ظلم را تشخیص میدهد و همین اعتقاد است که نام عدلیه را بر شیعه میگذارد.
این واقعیت عرصه بزرگتری از کنشگری را در برابر جبهه استکبار باز میکند که میتواند فطرتهای انسانی میلیاردها انسان را در برابر دنیای استکبار قرار دهد و اتحادی جهانی علیه ظلم برقرار سازد. وحدتی که فراتر از وفاق سیاسی، اتحاد ملی، وحدت اسلامی و... میتواند با ادبیاتی فراگیرتر با مردم جهان سخن بگوید، محدود به مرزهای جغرافیای سیاسی و عقیدتی نباشد و در عین حال ریشه در جهانبینی ما داشته باشد.
امام خمینی(ره) ین ادبیات را ادر جریان انقلاب اسلامی با طرح دوگانه استکبار و استضعاف مطرح کرد و راهبرد اصلی مقابله با استکبار جهانی را در وحدت مستضعفان عالم دید. او با اینکه یک مرجع دینی و مذهبی بود، در پیام تاریخی پذیرش قطعنامه، بهجای تأکید بر دوگانههای کفر و ایمان یا شرک و توحید، از جنگ فقر و غنا و استکبار و استضعاف و پابرهنگان و مرفهین بیدرد گفت و جبههبندی دیگری را برای ادامه نبرد پیشرو گذاشت که میتواند همه مردم جهان را در این مبارزه همراه سازد.
دوگانه عدالت و ظلم و استضعاف و استکبار البته عینیت یافته همان دوگانههای معهود است؛ چراکه طاغوت ظلم و استکبار نیز همان کفر و شرک و باطلی است که طغیان کرده و مردم را به استضعاف میکشاند.
وحدت و جبههبندی استضعاف در برابر استکبار، از جمله ظرفیتهای بالقوه انقلاب است که هنوز چندان به فعلیت درنیامده و میتواند مسلمان و مسیحی و یهودی و حتی بیدین را در صف واحدی در برابر ظلم و استکبار متحد کند. این امر مستلزم فعال شدن دیپلماسی عمومی و البته میدان دادن به نیروها و تشکلهای مردمی است تا با کنشگری در عرصه بینالملل، عرصههای جدیدی را برای ملت ما باز کنند.
#غزه #اسرائیل #کاروان_جهانی_صمود
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
ملاحظات همکاریهای شرقی
سابقه تاریخی استعمار، بلوکبندی شرق و غرب و نهایتا جهان تکقطبی و سلطه قدرتها بر کشورهای تحت حمایتشان ممکن است چنین تصویری را برای آینده جهان و تسلط قدرتهای نوظهور بر بلوکهای تحت حمایتشان نیز ترسیم کند. اما ایران در نسبت با این قدرتها چگونه تعریف خواهد شد؟
از آنجا که بر مبنای قانون اساسی و سیاستهای کلی نظام، نوع رابطه ایران با سایر قدرتها از موضع برابر تعریف شده است، تحتالحمایگی و قرار گرفتن زیر چتر امنیتی و نظامی سایر قدرتها خلاف مسلم عزت ملی است و نهتنها منافع ملی را تأمین نمیکند، بلکه بنا به تجربه تاریخی در عصر پهلوی و قاجار، منابع ملی را نیز به تاراج میبرد.
بنابراین هرگونه همکاری و حمایتی بهصورت دوطرفه و پایاپای معنا مییابد و در هر کنشی باید منافع و مضار آن و عواقب و تبعات بعدی و از جمله تعهداتی که به دنبال دارد نیز سنجیده شود.
توقع حمایت سیاسی، امنیتی و نظامی از کشورمان در بزنگاهها بایستی با توجه به این واقعیت باشد که سطح آمادگی همکاری و حمایت متقابل در صورت بروز چالش چقدر خواهد بود؟ آیا جمهوری اسلامی میتواند بدون هیچ محدودیتی مثلا در مناقشات سیاسی، امنیتی و نظامی روسیه یا چین، از آنها حمایت نظامی داشته باشد؟
طبیعتا ملاحظات زیادی برای این مرحله از همکاریها متصور است و به همین نسبت ملاحظات طرفهای دیگر را هم باید پذیرا بود. اصولا چنین سطحی از همکاریها در افق کوتاهمدت قابل تحقق نیست و حتی سخن گفتن از آن هم نیازمند همکاری راهبردی و زمینههای مشترک فراوانی در عرصههای سیاسی، اجتماعی و بهویژه اقتصادی خواهد بود.
بنابراین بهجای تمرکز بر نقاط افتراق احتمالی و تعهدات خارج از توان و مصالح اختصاصی طرفین که ثمرهای جز تعویق همکاریها و چالش در اجرایی شدن توافقات ندارد، صرفا باید بر نقاط اشتراک و تحصیل عواید عینی همکاریها تکیه کرد. نقاط اشتراکی که با توجه به تبعات یکجانبهگرایی آمریکا برای کشورهای مستقل، گستره وسیع و مؤثری هم دارد.
ایستادگی در برابر یکجانبهگرایی و ایجاد تعادل در نظام بینالملل، محور همگرایی فعلی قدرتهای نوظهور و کشورهای مستقل است که آثار سیاسی و اقتصادی آن را میتوان در اصلاح حاکمیت جهانی، رفع انحصار و کاهش وابستگی به سیستمهای سیاسی و اقتصادی غربی و تلاش برای ایجاد فرصتهای اقتصادی بهمنظور کاهش تأثیر تحریمهای غرب جستجو کرد.
البته پیشبرد همکاریها و مناسبات دو یا چندجانبه طبیعتا به ایجاد منافع مشترک بیشتر و تعهد طرفینی بر حفظ منافع موجود کمک خواهد کرد و گستره همکاریها و تعهدات را نیز در عرصههای مختلف افزایش خواهد داد.
از سوی دیگر نوع مناسبات اولیه با قدرتهای نوظهور و روند همکاری با آنها تأثیر زیادی در آینده روابط و شکلگیری هژمونیهای جدید خواهد داشت. هرچند فعلا خطری از جانب این قدرتها برای سلطهگری احساس نمیشود، اما باید مراقبت کرد که مناسبات جدید به شکلگیری زمینه استیلای این قدرتها و سلطهگری آنها بر سایر کشورها و اقتدارگرایی جدید نینجامد.
این امر در گرو حفظ موضع برابر در مراوده با این کشورها و تنظیم انتظارات و تعهدات متقابل و البته اتکای واقعی بر توان و قدرت داخلی خواهد بود تا ارتباطات خارجی و بینالمللی صرفا بهعنوان تسهیلگر حرکت داخلی و ملی عمل کنند، نه به عنوان عنصر تعیینکننده.
واقعیت آن است که تکیه بر هیچکدام از قدرتهای خارجی حتی با فرض تحقق بهترین شرایط نیز پایدار و قابل اعتماد نیست؛ چراکه چنین منبع قدرتی خارج از اختیار ما و تابع منافع خود است. به تعبیر رهبر انقلاب در ابلاغ سیاستهای اقتصاد مقاومتی، باید «درونزا» و «برونگرا» بود؛ یعنی قدرت را با تکیه بر توان داخلی تولید کرد و بر پایه این قدرت، به ارتباطات خارجی نگریست و از مراودات گسترده با همه کشورها بهره برد.
#سیاست_خارجی #نگاه_به_شرق #استعمار
بیشتر بخوانید:
نگاه به شرق از ورای غربزدگی
نگاه به شرق؛ واقعی یا ابزاری؟
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
چرا حلوای کریدورها شیرین نمیکند؟
نقش محورهای مواصلاتی نظیر جاده ابریشم در تاریخ ایران روشن است و سالهاست که از کریدورها و اهمیت آنها نیز سخن گفته میشود. با این وجود مزیتهای تاریخی از دست رفته و کمتر تحرک و دستاوردی را میتوان مشاهده کرد که نشانی از اهتمام عملی و درک واقعی اهمیت این دالانهای ترابری و به نتیجه رسیدن آن داشته باشد. گویا چنین حلواحلوا گفتنی قرار نیست کام اقتصاد را شیرین کند!
واقعیت آن است که بدون وجود زیرساختهایی مثل خطوط ریلی و جادهای گسترده و مطلوب داخلی، حتی موقعیت برتر ژئوپلیتیک به کار نمیآید و بهترین توافقات بینالمللی هم صرفا روی کاغذ میماند تا تنها نقشههایی دستبهدست شوند و فرصتهایی یکبهیک از دست بروند.
سخن گفتن از کریدورهای بینالمللی و رقابت در این عرصه در حالیکه ستاد ملی ترانزیت طی یک سال گذشته یک جلسه هم برگزار نکرده و حتی حلقههای اتصال کوتاه داخلی میان محورهای مواصلاتی راهبردی سالهاست بلاتکلیف مانده یا به کندی پیش میرود، چیزی شبیه شوخی بهنظر میرسد.
برای نمونه راهآهن کوتاه شلمچه به بصره که از یک دهه پیش وارد فاز اجرا شده با وجود وعده و وعیدهای فراوان همچنان عملیاتی نشده و راهآهن کوتاه رشت به آستارا که بهعنوان حلقه آخر کریدور شمال-جنوب مطرح است، در بنبستی بیستساله دستوپا میزند.
از همین دست، مسیرهای استراتژیکی همچون چابهار را میتوان نام برد که از حداقلهای جادهای بیبهره است و خطآهنش که قرار است تنها بندر اقیانوسی کشور را به شبکه ریلی و کریدور شمال-جنوب متصل کند، پانزده سال نفسزنان و افتان و خیزان وعده قبلی را به وعده سال بعد گره میزند.
حتی انبوه زائران ایران و عراق، بهعنوان مشتریان بالفعل هم نتوانسته تغییر خاصی در زیرساختهای این مسیر پرتردد ایجاد کند؛ زیرساختی که میتواند کریدور شرق به غرب را تحقق بخشد. با وجود سالها حضور و نفوذ قابل توجه در عراق و حتی سوریه، گامهای چندانی برای اتصال ترانزیتی این کشورها که حتی میتوانست به امنیت منطقه هم کمک کند، برداشته نشده است.
اهمالها و کندی عجیب در پیشرفت پروژههای مربوط به کریدورهای داخلی، بهرهمندی از کریدورهای بینالمللی را به تعویق میاندازد و هرگونه تأخیر در این مسیر، جایگاه کشور را در این رقابتها تنزل خواهد داد. اهمالی که حتی در خوشبینانهترین حالت هم نمیتواند عادی باشد و چیزی جز کارشکنی و نفوذ را به ذهن متبادر نمیکند. چراکه اهمیت این موضوع برای کشوری با این مشخصات ژئوپلتیک بهویژه در وضعیت تحریم آنقدر واضح است که هیچ ناآگاهی و قصوری را نمیتوان متصور بود!
واضح است که ورود به این رقابت بینالمللی را نباید بر تحقق کریدورها یا ورود سرمایهگذاری خارجی متوقف کرد. چنین توقفی تنها به عقب افتادن از این رقابت بزرگ منجر میشود و راهی جز اولویت دادن به این پروژه حیاتی نیست.
توسعه و نوسازی زیرساختهای داخلی، جذابیت واقعی و بالفعل را برای حمل و نقل کالا فراهم کرده و به تحقق کریدورها مبتنی بر زیرساختهای روی زمین، نه روی کاغذ میانجامد. بازیگران اقتصادی ناگزیر از انتخاب مسیر باکیفیت و مقرون بهصرفه هستند و وجود چنین مسیرهایی در کشور، ایران را فارغ از طراحیها به انتخابی اجتنابناپذیر برای آنها تبدیل کند.
عملیاتی شدن این مسیر در زمان مناسب، باعث پیش افتادن در این رقابت خواهد شد و طبیعتا تلاشها برای ایجاد مسیرهای موازی و رقیب را با چالش مواجه خواهد کرد. کمااینکه تحقق یافتن مسیرهای رقیب ممکن است چنین سرنوشتی را برای مسیرهای داخلی رقم بزند.
#نگاه_به_شرق #کریدور #اقتصاد
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
مکانیسم «بازگشت»
با رد قطعنامه رفع تحریمهای ایران در شورای امنیت توسط محور غربی، فاصله چندانی با غروب برجام و بازگشت به نقطه صفر نداریم. گرچه طرفهای غربی همچنان لای در را باز گذاشتهاند برای بازگشت به میز مذاکره و رؤیافروشی بیشتر و البته تداوم اثرگذاری بر تلاطمات اقتصادی.
مکانیسم ماشهای که یک ماه پیش اثرش را روی اقتصاد و بازار گذاشت و فشارش تخلیه شد، با توافق ایران و آژانس دوباره انرژی گرفت تا باز هم در همین واپسین لحظات، منشأ اثر باشد و شاخصها را جابهجا کند. و باز هم ظرفیتش را دارد که همچنان استخوانی لای زخم بماند و با هر حرکتش شوک جدیدی به اقتصاد وارد کنند.
شوکهایی که مرا یاد تعبیر آوینی از ماهواره میاندازد که خودش در عالم واقع، آن همه ترس ندارد که طنین این خبر در عالم وهم: «ماهواره دارد میآید!» و عدهای که از ترس مرگ، خودکشی میکنند و از هماکنون فاتحه همه چیز را خواندهاند!
اما پس از 35 سال گفتگو با اروپاییها و تحمل یکطرفه انتقادات و دغدغههایشان و 22 سال تلاش نافرجام برای اقناع و اعتمادسازی تروئیکای اروپایی و آمریکا و نهایتا مقاومت در برابر تهاجم نظامی نیروی نیابتی آنها در منطقه، قانون روابط بینالملل دارد چهره خود را با عریانترین شکل نشان میدهد.
هرچند خوشخیالی برجام، سادهانگاری اعتماد به امضای آمریکا و اعتقاد متوهمانه به همراهی اروپا پایانی نخواهد داشت و غربگرایی نهادینه در بخشی از ساختار و فرهنگ سیاسی، همین امروز هم علاج را نه در وطن، که در گوشه چشم ترامپ به هیئت دیپلماتیک ایرانی در راهروهای سازمان ملل میبیند، ولی میتوان امیدوار بود که انباشت تجربه تاریخی بتواند فصل دیگری را رقم بزند.
فصل تازهای که نگاه جامعه، سیاست و اقتصاد را بهجای متغیرها و متشابهات خارجی بر محکمات داخلی معطوف کند و بازگشتی هوشمندانه به خویشتن و تکیه بر توان داخلی را رقم بزند. پایانی بر معطلی ده ساله، زیر سایه جنگ، پای قول و قرارها برای رفع تحریم که حتی خسارت محضش به همینجا ختم نشد و به حمله نظامی نیز آراسته شد.
این اتفاق هرچه زودتر بیفتد، زودتر تکلیف جامعه مشخص میشود و هر لحظه تأخیرش خسارتی دارد که حسابگران باید محاسبهاش کنند؛ با همان ضرایبی که خسارت امضا نشدن برجام خسارتبار را محاسبه میکردند.
البته این بازگشت نه بازگشت انفعالی به ده سال قبل و بالا بردن دستها در برابر تحریم و انزوا، بلکه بازگشت فعال به زندگی در دنیای جدیدی است که واقعیت عریانش را دیدهایم. دنیایی که برای صلحش باید جنگید و برای استقلالش باید به پیروزی بر تحریمها اندیشید و غربش را با شرق به موازنه درآورد.
دکتر شریعتی در «بازگشت به خویشتن»، گرچه دلیل انحطاط ما را در جهل و رکود داخلی میبیند، اما باز هم چاره را تنها در بازگشت به خویشتن و رفع استثمار، استعمار، استضعاف و استحمار میشمارد. خویشتنی که مسخ شده و امکان بازگشت را از او سلب کردهاند، اما تنها دارایی زنده و قابل اتکای ما در این دنیاست.
بازگشت شیعه البته بازگشتی سَلفی و رو به عقب نیست؛ رجعتی رو به جلوست. بازگشتی که میتواند از تهدید تحریم، فرصت پیشرفت بسازد و این تجربه تاریخی و بصیرت جمعی را به برکت خون شهدایش به پیشران ملی تبدیل کند.
بازگشت حتی میتواند همان خسارت محض را به منفعت محض تبدیل کند. و مگر جز این است که در فرهنگ قرآنی ما «بازگشت» مبدل سیئات به حسنات است؟
#سیاست_خارجی #تحریم #مکانیسم_ماشه
بیشتر بخوانید:
مکانیسم ایرانی در برابر ماشه
و حالا... نقطه قوت برجام!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
وحدت؛ زیر پرچم حبلالله
نگاهی به یک تشکل فعال وحدت امت اسلامی در خراسان
وحدت اسلامی از ضرورتهایی است که در هفته وحدت خلاصه نمیشود؛ چراکه آثاری عینی در زندگی مسلمانان و سرنوشت امت اسلامی دارد.
«مجمع اسلامی حبلالله» بیش از 12 سال است که این هدف را پیگیری میکند و در تلاش است که این ضرورت را از قالب فعالیتهای همایشی و نمایشی خارج کند. مجمعی که حجتالاسلام مهدی محمدآبادی و دوستان طلبهاش برای گسترش افق جهانی و نگاه امتی انقلاب اسلامی و تحقق همگرایی امت اسلامی ایجادش کردند.
او البته خیلی پیشتر از این دغدغه کنشگری دینی و اجتماعی را داشت. در دبیرستان آیندهسازان و بعدش هم در دانشگاه فردوسی و رشته کارشناسی متالوژی. همین دغدغهها باعث ورود آقای مهندس به حوزه علمیه و تحصیل تا سطوح عالی خارج فقه و اصول شده بود. اما اوایل طلبگی که با دوستانش تصمیم گرفتند صحیفه امام را بازخوانی کنند، فرازهای آخر فرمایشات امام بود که اولویت وحدت امت اسلامی را برایشان پررنگ کرد...
بیشتر بخوانید:
🔸 تولد حبلالله
🔸 تشکل طلبگی و مردمی
🔸 ارتباط درست با اهلسنت
🔸 رقیب یا الگو؟
🔸 محرم و فاطمیه وحدتبخش
🔸 تربیت جهانمرد
🔸 آموزش پیامبران مقاومت
🔸 گذر از همایش، نمایش و گزارش
🔸 فرصت وعده صادق
🔸 اهلسنت ایران؛ سفیر پیام مقاومت انقلاب
🔸 به امید افطاری در قدس
🔸 پاتوق جهان اسلام
🔸 مهاجر افغانستانی؛ از مدافع حرم تا اتهام جاسوسی!
🔸 از مشهد تا هرمل برای آوارگان سوری
🔸 عید امت واحده یا نقطه اختلاف؟
🔸 نامهای برای مطالبه حقوق اهلسنت
متن کامل در خبرگزاری فارس و روزنامه قدس
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour