از انسداد نقد تا آزاداندیشی در مبانی نظام
نمایش استحکام ساختار اجتماعی و پایداری نظام سیاسی ایران در جنگ تحمیلی اسرائیل و آمریکا واقعیتی است که دشمن را به تمرکز بیشتر بر جنگ روانی و تضعیف داخلی کشور سوق داده است. چراکه اختلافات داخلی ناشی از نفاق و غفلت است که میتواند اتحاد در دفاع از نظام و کشور را تهدید کند و ایستادگی در برابر دشمن را به چالش بکشد.
رهبر انقلاب برای مقابله با این راهبرد همواره بر وحدت ملی و حفظ یکپارچگی دولت و ملت در برابر تهدیدهای خارجی تأکید کردهاند، تا جایی که در آخرین بیانات خود از این ضرورت به «اتحاد مقدس» تعبیر کردند.
اما سخن گفتن از وحدت ملی و حمایت همیشگی رهبر انقلاب از کارگزاران نظام، همواره با سوءبرداشتهایی همراه بوده است که گاه از سوی برخی کنشگران سیاسی به تعطیل تفکر و تحلیل و حتی الغای کارکردهای نظارتی افراد و دستگاهها تعبیر میشود.
در مراعات روش نقد و نصح و خیرخواهی نسبت به کارگزاران نظام شکی نیست؛ ولی این خیرخواهی منافاتی با انجام وظیفه نقد و نظر و نصیحت نداشته و اتفاقا بیان دلسوزانه کاستیها، اعتراض آگاهانه به کژیها و مطالبه درست راستیها عین خیرخواهی و شفقت و تسهیلگر حرکت مدیران خدوم نظام خواهد بود.
از سوی دیگر اصولا وحدت ملی تنها با وجود کثرات است که مفهوم پیدا میکند. اتحاد در برابر دشمن برای دفاع از کشور، وقتی ارزشمند است که در عین اختلاف سلیقه اتفاق بیفتد و به نادیده گرفتن تفاوتها منجر نشود. چراکه چنین مسیری نهتنها به وحدت پایدار نمیانجامد، بلکه خود به زمینهای برای انشقاق و چنددستگی تبدیل خواهد شد. اختلافهایی که از نگاه رهبر انقلاب نیز به رسمیت شناخته میشوند: «اختلاف سلیقه سیاسی اجتماعی وجود دارد، لکن در دفاع از نظام، دفاع از کشور و ایستادگی در مقابل دشمن، مردم متحدند.»
پیش از این هم رهبر انقلاب از «کنار هم ایستادن افرادی با وزن مذهبی کاملا متفاوت و جهتگیریهای سیاسی گوناگون و حتی متضاد» و چهرهها و پوششهای مختلف گفته بودند که باعث اتحاد عظیم ملی شد و این «اختلاف سلیقه سیاسی و وزن متفاوت مذهبی، منافاتی با کنار هم ایستادن برای دفاع از حقیقت مشترک دفاع از ایران عزیز و نظام اسلامی» نداشت.
آزاداندیشی، نقد و مطالبه مردمی از محکمات منظومه فکری رهبر انقلاب است؛ تا جاییکه حتی اعتراض به مسائل نظامی را نیز با درنظر گرفتن شرایط و مقتضیاتش روا میدانند. اما نکته جالبی که در آخرین بیانات ایشان وجود داشت، آزاداندیشی در مبانی نظام بود. گرچه ایشان بنابر قرائنی برخی بیانیهها و کنشهای سیاسی را در راستای خدشهدار کردن همدلی و یکصدایی ملی و همراه با تخریب مبانی جمهوری اسلامی ارزیابی کردند، اما بلافاصله تصریح میکنند که ارائه فکر نو و حتی تکمیل و اصلاح این مبانی با رعایت جوانب و مصالحش امکانپذیر است: «ارائه یک فکر نو که مکمل موجودی ملت ایران باشد، فرق دارد با تخریب کردن، با اهانت کردن؛ مبانی جمهوری اسلامی را تخریب نکنند... اگر این مبانی را میخواهند تکمیل کنند، اضافه کنند، اصلاح کنند، اشکالی ندارد، لکن تخریب نباید کرد...»
جالب است که در همان سخنانی که عدهای آن را به مثابه پایان نقد و بریدن صدای منتقدان تلقی کردند، رهبر انقلاب حتی باب نقد و اصلاح مبانی جمهوری اسلامی را نیز باز کردند. این یعنی با پرهیز از تخریب و رعایت اصول و نیز در عین حفظ وحدت ملی، هیچ خط قرمزی در نظریهپردازی، تحلیل، نقد و اصلاح هیچ یک از مدیران، مناصب، عملکردها و سیاستها وجود ندارد و حتی مبانی و اصول جمهوری اسلامی که همیشه به منزله ناموس فکری و نظری نظام تلقی میشود نیز از نگاه آزاداندیشانه رهبر انقلاب، امکان نقد و نظر و حتی تکمیل و اصلاح را خواهد داشت.
#آزاداندیشی #نقد #وحدت
بیشتر بخوانید:
مکانیسم وحدت در کثرت
روایی نقد در سایه روایت فتح
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
نگاه به شرق؛ واقعی یا ابزاری؟
سیاست جمهوری اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب، رویکرد نه شرقی، نه غربی بوده است؛ سیاستی که بهویژه با توجه به حمایت آمریکا از رژیم شاه و حمایت شوروی سابق از رژیم بعث، چهرهای متوازن داشت. اما این سیاست با فروپاشی بلوک شرق و برپا شدن نظام تکقطبی، تعریف بهروزی پیدا نکرد و با این وجود شعارش هنوز بر سردر وزارت خارجه نقش بسته است.
خلأ قدرت در شرق، به فشار بیشتر بلوک غرب بر ایران انجامید. فشارهایی که غرب را در کانون توجهات دیپلماتیک ایران قرار داد تا از مسیر اعتمادسازی، به تنشزدایی بپردازد؛ از گفتگوهای انتقادی با اروپا در دهه هفتاد تا مذاکرات هستهای با تروئیکای اروپایی در دهه هشتاد و نهایتا گفتگوهای مستقیم با آمریکا در دهه نود، بخشی از گامهایی بود که طی سه دهه اخیر برای اعتمادسازی با غرب و آب کردن یخهای رابطه با اروپا و آمریکا برداشته شد.
این در حالی بود که غرب، هیچگاه به ایران روی خوش نشان نداده و از ابتدای انقلاب اسلامی با ابزارهای متنوعی درصدد مهار، سرکوب و براندازی نظامی سیاسی کشورمان بوده است؛ از کارشکنی در برابر پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران تا مصادره اموال و تحریمهایی که از نخستین سالها بر مردم تحمیل شد و بالاخره کمک به کودتاها، جداییطلبیها، ترورها، اغتشاشات و جنگ تحمیلی رژیم بعث و نهایتا حمله مستقیم به کشور.
حالا پس از شکستهای متعدد در رابطه با غرب و خیانتها و بدعهدیهای طرفهای غربی، رویکرد به شرق به عنوان جایگزین یا دستکم در کنار اعتمادسازی با غرب قرار است ما را از بنبست دیپلماتیک با جهان خارج کند و منافع ملی را از این طریق رقم بزند.
اما انتظارات از این رویکرد از همان ابتدا بسیار بالا بوده و با وجود آنکه در مراحل ابتدایی قرار دارد، انتظاراتی در حد حمایت کامل سیاسی، امنیتی و نظامی چین و روسیه از کشورمان را متصور شده است.
جدای از اینکه انتظار چتر امنیتی سایر قدرتها خلاف عزت ملی و اصول سیاست خارجی ماست، انتظار همکاری معقول نیز مستلزم اعتماد متقابل و اثبات واقعی بودن این رابطه است.
نگاه ما به شرق از ابتدا با نوسانات زیادی مواجه بوده که ممکن است تصور استفاده ابزاری از این رویکرد را متبادر کند. نگاهی که رابطه با شرق را صرفا به عنوان اهرمی برای تعامل و امتیازگیری در برابر قدرتهای غربی میپندارد و با کوچکترین توافق با کشورهای غربی، موضوعیتش را از دست میدهد.
واقعیت این است که نگاه به قدرتهای شرقی همواره طلبکارانه بوده و در عرصه عمومی و حتی نخبگانی، توقعاتی فراتر از روابط معمول و منطقی برای آنها تعریف شده است. با وجود حقایق غیرقابل انکار در خصومت دامنهدار و تحریمهای گسترده غرب علیه ایران و تعرض نظامی مستقیم و غیرمستقیم به کشور، همچنان نوعی خوشبینی مفرط به غرب احساس میشود. در حالیکه حتی اندک سکوت یا عدم همراهی روسیه و چین به ما برای مقابله با تعرضات غرب، به دشمنی و خیانت آنها تعبیر شده و راهکاری هم که بلافاصله تجویز میشود، چیزی جز پناه بردن بیشتر به غرب نیست!
طبیعی است که چنین نگاهی نمیتواند اعتماد طرفهای متقابل را برای همکاری پایدار برانگیزاند و چهبسا این رویکرد صرفا در مرحله امتیازدهی متوقف شود و نتواند منافعی را جلب کند؛ مصداق از اینجا رانده و از آنجا مانده! سیاستی که در دوره قاجار هم به شکلی وجود داشت و توازن در سیاست خارجی را به امتیازدهی متوازن به قدرتها تعبیر میکرد و نتایج فاجعهباری آفرید.
از اینرو لازم است تنوع در سیاست خارجی و نگاه متوازن به قدرتها و تحصیل منافع ملی از طریق همکاریهای بینالمللی، فارغ از مناسبات ما با اروپا و جنگ و صلح با آمریکا و برپایه منافع واقعی و منتج به نتایج عینی تعریف شود و این سیاست در کنشهای رسمی بینالمللی نیز ظهور و بروز بیشتری داشته باشد.
#سیاست_خارجی #نگاه_به_شرق #چین
بیشتر بخوانید:
نگاه به شرق از ورای غربزدگی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
واقعا اسراف میکنیم...
ما واقعا اسراف میکنیم! بنده چند سال قبل از این، شعار سال را به مضمون اسراف نکردن قرار دادم.
آمدند به ما گفتند آنکه بیشتر از همه اسراف میکند خود شما هستید؛ دولت بیش از همه اسراف میکند!
دیدیم راست میگویند؛ هم در زمینه برق، هم در زمینه گاز، هم در زمینه آب و هم در زمینه ساختمان و بنا، هم در زمینه سفر و غیره اسراف انجام میگیرد.
خیلی از سفرها اصلا لازم نیست... بعد هم سفر با همراهانِ دو برابر یا سه برابر! چه لزومی دارد؟
اگر بناست انسان به یک جایی سفر هم بکند، خب با یک تعداد معدودی که حضورشان واجب و لازم است.
یا مثلا فرض کنید اقامت در هتلهای گرانقیمت در آن محلی که به آنجا سفر شده!
اینها اسراف است؛ این اسرافها را بایستی انجام نداد...
رهبر انقلاب در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت | ۱۴۰۴/۰۶/۱۶
تصویر: لباس رهبر انقلاب حین تذکر صرفهجویی به دولت.
#ساده_زیستی #اسراف #العزة_لله
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
وحدت فطری با کاروان صمود
ناوگان جهانی صمود، متشکل از گروههای مردمی از ۴۴ کشور که قرار است پانصد نفر را با دهها کشتی و قایق روانه فلسطین کند، این روزها و همزمان با هفته وحدت در صدر خبرهای بینالمللی قرار گرفته است.
کاروانی متشکل از انسانهای آزاده و ظلمستیز، فارغ از اعتقادات دینی و مذهبی و فراتر از خطوط مرزی، با هدف شکست محاصره غزه و همراهی با مردم مظلوم فلسطین، همه خطرات احتمالی را به جان خریده است و با ارادهای راسخ به استقبال برخورد صهیونیستها میرود.
همراهی و همدردی با مردم تحت ظلم فلسطین، مدتهاست که به دغدغه و خیزشی جهانی تبدیل شده و میلیونها انسان را بارها به خیابانها و تظاهرات اعتراضی کشانده است. اما اینبار ناوگان جهانی مقاومت، ارادههای مردمی را در سطحی گسترده از کنشهای اعتراضی و ایستا به کنشی عملیاتی، پویا و پرمخاطره تبدیل کرده است که میتواند باب حرکتهای مردمی تأثیرگذار در حمایت از مظلومان را باز کند.
اما چگونه است که در سکوت و بیعملی کشورهای عرب و مسلمان در برابر جنایتهای اسرائیل و مظلومیت غزه، انسانهایی فارغ از عربیت و اسلامیت پیدا میشوند که اینگونه به میدان میآیند و حتی حاضرند جان خود را برای زندگی دیگری کف دست بگیرند؟ انسانهایی از ادیان و مذاهب و ملیتهای مختلف که ممکن است حتی افراد بیدین هم در میانشان پیدا شود!
ریشه این امر را در فطرت انسانی باید جست که گرچه ممکن است ظهورات متنوعی در مناسک و رفتارهای دینی و مذهبی داشته باشد، اما در چنین مرزهای روشنی از حق و باطل و ظلم و عدل، به حقیقت چنگ میزند. همان فطرتی که به اعتقاد شیعه، حُسن و قبح ذاتی عدل و ظلم را تشخیص میدهد و همین اعتقاد است که نام عدلیه را بر شیعه میگذارد.
این واقعیت عرصه بزرگتری از کنشگری را در برابر جبهه استکبار باز میکند که میتواند فطرتهای انسانی میلیاردها انسان را در برابر دنیای استکبار قرار دهد و اتحادی جهانی علیه ظلم برقرار سازد. وحدتی که فراتر از وفاق سیاسی، اتحاد ملی، وحدت اسلامی و... میتواند با ادبیاتی فراگیرتر با مردم جهان سخن بگوید، محدود به مرزهای جغرافیای سیاسی و عقیدتی نباشد و در عین حال ریشه در جهانبینی ما داشته باشد.
امام خمینی(ره) ین ادبیات را ادر جریان انقلاب اسلامی با طرح دوگانه استکبار و استضعاف مطرح کرد و راهبرد اصلی مقابله با استکبار جهانی را در وحدت مستضعفان عالم دید. او با اینکه یک مرجع دینی و مذهبی بود، در پیام تاریخی پذیرش قطعنامه، بهجای تأکید بر دوگانههای کفر و ایمان یا شرک و توحید، از جنگ فقر و غنا و استکبار و استضعاف و پابرهنگان و مرفهین بیدرد گفت و جبههبندی دیگری را برای ادامه نبرد پیشرو گذاشت که میتواند همه مردم جهان را در این مبارزه همراه سازد.
دوگانه عدالت و ظلم و استضعاف و استکبار البته عینیت یافته همان دوگانههای معهود است؛ چراکه طاغوت ظلم و استکبار نیز همان کفر و شرک و باطلی است که طغیان کرده و مردم را به استضعاف میکشاند.
وحدت و جبههبندی استضعاف در برابر استکبار، از جمله ظرفیتهای بالقوه انقلاب است که هنوز چندان به فعلیت درنیامده و میتواند مسلمان و مسیحی و یهودی و حتی بیدین را در صف واحدی در برابر ظلم و استکبار متحد کند. این امر مستلزم فعال شدن دیپلماسی عمومی و البته میدان دادن به نیروها و تشکلهای مردمی است تا با کنشگری در عرصه بینالملل، عرصههای جدیدی را برای ملت ما باز کنند.
#غزه #اسرائیل #کاروان_جهانی_صمود
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
ملاحظات همکاریهای شرقی
سابقه تاریخی استعمار، بلوکبندی شرق و غرب و نهایتا جهان تکقطبی و سلطه قدرتها بر کشورهای تحت حمایتشان ممکن است چنین تصویری را برای آینده جهان و تسلط قدرتهای نوظهور بر بلوکهای تحت حمایتشان نیز ترسیم کند. اما ایران در نسبت با این قدرتها چگونه تعریف خواهد شد؟
از آنجا که بر مبنای قانون اساسی و سیاستهای کلی نظام، نوع رابطه ایران با سایر قدرتها از موضع برابر تعریف شده است، تحتالحمایگی و قرار گرفتن زیر چتر امنیتی و نظامی سایر قدرتها خلاف مسلم عزت ملی است و نهتنها منافع ملی را تأمین نمیکند، بلکه بنا به تجربه تاریخی در عصر پهلوی و قاجار، منابع ملی را نیز به تاراج میبرد.
بنابراین هرگونه همکاری و حمایتی بهصورت دوطرفه و پایاپای معنا مییابد و در هر کنشی باید منافع و مضار آن و عواقب و تبعات بعدی و از جمله تعهداتی که به دنبال دارد نیز سنجیده شود.
توقع حمایت سیاسی، امنیتی و نظامی از کشورمان در بزنگاهها بایستی با توجه به این واقعیت باشد که سطح آمادگی همکاری و حمایت متقابل در صورت بروز چالش چقدر خواهد بود؟ آیا جمهوری اسلامی میتواند بدون هیچ محدودیتی مثلا در مناقشات سیاسی، امنیتی و نظامی روسیه یا چین، از آنها حمایت نظامی داشته باشد؟
طبیعتا ملاحظات زیادی برای این مرحله از همکاریها متصور است و به همین نسبت ملاحظات طرفهای دیگر را هم باید پذیرا بود. اصولا چنین سطحی از همکاریها در افق کوتاهمدت قابل تحقق نیست و حتی سخن گفتن از آن هم نیازمند همکاری راهبردی و زمینههای مشترک فراوانی در عرصههای سیاسی، اجتماعی و بهویژه اقتصادی خواهد بود.
بنابراین بهجای تمرکز بر نقاط افتراق احتمالی و تعهدات خارج از توان و مصالح اختصاصی طرفین که ثمرهای جز تعویق همکاریها و چالش در اجرایی شدن توافقات ندارد، صرفا باید بر نقاط اشتراک و تحصیل عواید عینی همکاریها تکیه کرد. نقاط اشتراکی که با توجه به تبعات یکجانبهگرایی آمریکا برای کشورهای مستقل، گستره وسیع و مؤثری هم دارد.
ایستادگی در برابر یکجانبهگرایی و ایجاد تعادل در نظام بینالملل، محور همگرایی فعلی قدرتهای نوظهور و کشورهای مستقل است که آثار سیاسی و اقتصادی آن را میتوان در اصلاح حاکمیت جهانی، رفع انحصار و کاهش وابستگی به سیستمهای سیاسی و اقتصادی غربی و تلاش برای ایجاد فرصتهای اقتصادی بهمنظور کاهش تأثیر تحریمهای غرب جستجو کرد.
البته پیشبرد همکاریها و مناسبات دو یا چندجانبه طبیعتا به ایجاد منافع مشترک بیشتر و تعهد طرفینی بر حفظ منافع موجود کمک خواهد کرد و گستره همکاریها و تعهدات را نیز در عرصههای مختلف افزایش خواهد داد.
از سوی دیگر نوع مناسبات اولیه با قدرتهای نوظهور و روند همکاری با آنها تأثیر زیادی در آینده روابط و شکلگیری هژمونیهای جدید خواهد داشت. هرچند فعلا خطری از جانب این قدرتها برای سلطهگری احساس نمیشود، اما باید مراقبت کرد که مناسبات جدید به شکلگیری زمینه استیلای این قدرتها و سلطهگری آنها بر سایر کشورها و اقتدارگرایی جدید نینجامد.
این امر در گرو حفظ موضع برابر در مراوده با این کشورها و تنظیم انتظارات و تعهدات متقابل و البته اتکای واقعی بر توان و قدرت داخلی خواهد بود تا ارتباطات خارجی و بینالمللی صرفا بهعنوان تسهیلگر حرکت داخلی و ملی عمل کنند، نه به عنوان عنصر تعیینکننده.
واقعیت آن است که تکیه بر هیچکدام از قدرتهای خارجی حتی با فرض تحقق بهترین شرایط نیز پایدار و قابل اعتماد نیست؛ چراکه چنین منبع قدرتی خارج از اختیار ما و تابع منافع خود است. به تعبیر رهبر انقلاب در ابلاغ سیاستهای اقتصاد مقاومتی، باید «درونزا» و «برونگرا» بود؛ یعنی قدرت را با تکیه بر توان داخلی تولید کرد و بر پایه این قدرت، به ارتباطات خارجی نگریست و از مراودات گسترده با همه کشورها بهره برد.
#سیاست_خارجی #نگاه_به_شرق #استعمار
بیشتر بخوانید:
نگاه به شرق از ورای غربزدگی
نگاه به شرق؛ واقعی یا ابزاری؟
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
چرا حلوای کریدورها شیرین نمیکند؟
نقش محورهای مواصلاتی نظیر جاده ابریشم در تاریخ ایران روشن است و سالهاست که از کریدورها و اهمیت آنها نیز سخن گفته میشود. با این وجود مزیتهای تاریخی از دست رفته و کمتر تحرک و دستاوردی را میتوان مشاهده کرد که نشانی از اهتمام عملی و درک واقعی اهمیت این دالانهای ترابری و به نتیجه رسیدن آن داشته باشد. گویا چنین حلواحلوا گفتنی قرار نیست کام اقتصاد را شیرین کند!
واقعیت آن است که بدون وجود زیرساختهایی مثل خطوط ریلی و جادهای گسترده و مطلوب داخلی، حتی موقعیت برتر ژئوپلیتیک به کار نمیآید و بهترین توافقات بینالمللی هم صرفا روی کاغذ میماند تا تنها نقشههایی دستبهدست شوند و فرصتهایی یکبهیک از دست بروند.
سخن گفتن از کریدورهای بینالمللی و رقابت در این عرصه در حالیکه ستاد ملی ترانزیت طی یک سال گذشته یک جلسه هم برگزار نکرده و حتی حلقههای اتصال کوتاه داخلی میان محورهای مواصلاتی راهبردی سالهاست بلاتکلیف مانده یا به کندی پیش میرود، چیزی شبیه شوخی بهنظر میرسد.
برای نمونه راهآهن کوتاه شلمچه به بصره که از یک دهه پیش وارد فاز اجرا شده با وجود وعده و وعیدهای فراوان همچنان عملیاتی نشده و راهآهن کوتاه رشت به آستارا که بهعنوان حلقه آخر کریدور شمال-جنوب مطرح است، در بنبستی بیستساله دستوپا میزند.
از همین دست، مسیرهای استراتژیکی همچون چابهار را میتوان نام برد که از حداقلهای جادهای بیبهره است و خطآهنش که قرار است تنها بندر اقیانوسی کشور را به شبکه ریلی و کریدور شمال-جنوب متصل کند، پانزده سال نفسزنان و افتان و خیزان وعده قبلی را به وعده سال بعد گره میزند.
حتی انبوه زائران ایران و عراق، بهعنوان مشتریان بالفعل هم نتوانسته تغییر خاصی در زیرساختهای این مسیر پرتردد ایجاد کند؛ زیرساختی که میتواند کریدور شرق به غرب را تحقق بخشد. با وجود سالها حضور و نفوذ قابل توجه در عراق و حتی سوریه، گامهای چندانی برای اتصال ترانزیتی این کشورها که حتی میتوانست به امنیت منطقه هم کمک کند، برداشته نشده است.
اهمالها و کندی عجیب در پیشرفت پروژههای مربوط به کریدورهای داخلی، بهرهمندی از کریدورهای بینالمللی را به تعویق میاندازد و هرگونه تأخیر در این مسیر، جایگاه کشور را در این رقابتها تنزل خواهد داد. اهمالی که حتی در خوشبینانهترین حالت هم نمیتواند عادی باشد و چیزی جز کارشکنی و نفوذ را به ذهن متبادر نمیکند. چراکه اهمیت این موضوع برای کشوری با این مشخصات ژئوپلتیک بهویژه در وضعیت تحریم آنقدر واضح است که هیچ ناآگاهی و قصوری را نمیتوان متصور بود!
واضح است که ورود به این رقابت بینالمللی را نباید بر تحقق کریدورها یا ورود سرمایهگذاری خارجی متوقف کرد. چنین توقفی تنها به عقب افتادن از این رقابت بزرگ منجر میشود و راهی جز اولویت دادن به این پروژه حیاتی نیست.
توسعه و نوسازی زیرساختهای داخلی، جذابیت واقعی و بالفعل را برای حمل و نقل کالا فراهم کرده و به تحقق کریدورها مبتنی بر زیرساختهای روی زمین، نه روی کاغذ میانجامد. بازیگران اقتصادی ناگزیر از انتخاب مسیر باکیفیت و مقرون بهصرفه هستند و وجود چنین مسیرهایی در کشور، ایران را فارغ از طراحیها به انتخابی اجتنابناپذیر برای آنها تبدیل کند.
عملیاتی شدن این مسیر در زمان مناسب، باعث پیش افتادن در این رقابت خواهد شد و طبیعتا تلاشها برای ایجاد مسیرهای موازی و رقیب را با چالش مواجه خواهد کرد. کمااینکه تحقق یافتن مسیرهای رقیب ممکن است چنین سرنوشتی را برای مسیرهای داخلی رقم بزند.
#نگاه_به_شرق #کریدور #اقتصاد
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
مکانیسم «بازگشت»
با رد قطعنامه رفع تحریمهای ایران در شورای امنیت توسط محور غربی، فاصله چندانی با غروب برجام و بازگشت به نقطه صفر نداریم. گرچه طرفهای غربی همچنان لای در را باز گذاشتهاند برای بازگشت به میز مذاکره و رؤیافروشی بیشتر و البته تداوم اثرگذاری بر تلاطمات اقتصادی.
مکانیسم ماشهای که یک ماه پیش اثرش را روی اقتصاد و بازار گذاشت و فشارش تخلیه شد، با توافق ایران و آژانس دوباره انرژی گرفت تا باز هم در همین واپسین لحظات، منشأ اثر باشد و شاخصها را جابهجا کند. و باز هم ظرفیتش را دارد که همچنان استخوانی لای زخم بماند و با هر حرکتش شوک جدیدی به اقتصاد وارد کنند.
شوکهایی که مرا یاد تعبیر آوینی از ماهواره میاندازد که خودش در عالم واقع، آن همه ترس ندارد که طنین این خبر در عالم وهم: «ماهواره دارد میآید!» و عدهای که از ترس مرگ، خودکشی میکنند و از هماکنون فاتحه همه چیز را خواندهاند!
اما پس از 35 سال گفتگو با اروپاییها و تحمل یکطرفه انتقادات و دغدغههایشان و 22 سال تلاش نافرجام برای اقناع و اعتمادسازی تروئیکای اروپایی و آمریکا و نهایتا مقاومت در برابر تهاجم نظامی نیروی نیابتی آنها در منطقه، قانون روابط بینالملل دارد چهره خود را با عریانترین شکل نشان میدهد.
هرچند خوشخیالی برجام، سادهانگاری اعتماد به امضای آمریکا و اعتقاد متوهمانه به همراهی اروپا پایانی نخواهد داشت و غربگرایی نهادینه در بخشی از ساختار و فرهنگ سیاسی، همین امروز هم علاج را نه در وطن، که در گوشه چشم ترامپ به هیئت دیپلماتیک ایرانی در راهروهای سازمان ملل میبیند، ولی میتوان امیدوار بود که انباشت تجربه تاریخی بتواند فصل دیگری را رقم بزند.
فصل تازهای که نگاه جامعه، سیاست و اقتصاد را بهجای متغیرها و متشابهات خارجی بر محکمات داخلی معطوف کند و بازگشتی هوشمندانه به خویشتن و تکیه بر توان داخلی را رقم بزند. پایانی بر معطلی ده ساله، زیر سایه جنگ، پای قول و قرارها برای رفع تحریم که حتی خسارت محضش به همینجا ختم نشد و به حمله نظامی نیز آراسته شد.
این اتفاق هرچه زودتر بیفتد، زودتر تکلیف جامعه مشخص میشود و هر لحظه تأخیرش خسارتی دارد که حسابگران باید محاسبهاش کنند؛ با همان ضرایبی که خسارت امضا نشدن برجام خسارتبار را محاسبه میکردند.
البته این بازگشت نه بازگشت انفعالی به ده سال قبل و بالا بردن دستها در برابر تحریم و انزوا، بلکه بازگشت فعال به زندگی در دنیای جدیدی است که واقعیت عریانش را دیدهایم. دنیایی که برای صلحش باید جنگید و برای استقلالش باید به پیروزی بر تحریمها اندیشید و غربش را با شرق به موازنه درآورد.
دکتر شریعتی در «بازگشت به خویشتن»، گرچه دلیل انحطاط ما را در جهل و رکود داخلی میبیند، اما باز هم چاره را تنها در بازگشت به خویشتن و رفع استثمار، استعمار، استضعاف و استحمار میشمارد. خویشتنی که مسخ شده و امکان بازگشت را از او سلب کردهاند، اما تنها دارایی زنده و قابل اتکای ما در این دنیاست.
بازگشت شیعه البته بازگشتی سَلفی و رو به عقب نیست؛ رجعتی رو به جلوست. بازگشتی که میتواند از تهدید تحریم، فرصت پیشرفت بسازد و این تجربه تاریخی و بصیرت جمعی را به برکت خون شهدایش به پیشران ملی تبدیل کند.
بازگشت حتی میتواند همان خسارت محض را به منفعت محض تبدیل کند. و مگر جز این است که در فرهنگ قرآنی ما «بازگشت» مبدل سیئات به حسنات است؟
#سیاست_خارجی #تحریم #مکانیسم_ماشه
بیشتر بخوانید:
مکانیسم ایرانی در برابر ماشه
و حالا... نقطه قوت برجام!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
وحدت؛ زیر پرچم حبلالله
نگاهی به یک تشکل فعال وحدت امت اسلامی در خراسان
وحدت اسلامی از ضرورتهایی است که در هفته وحدت خلاصه نمیشود؛ چراکه آثاری عینی در زندگی مسلمانان و سرنوشت امت اسلامی دارد.
«مجمع اسلامی حبلالله» بیش از 12 سال است که این هدف را پیگیری میکند و در تلاش است که این ضرورت را از قالب فعالیتهای همایشی و نمایشی خارج کند. مجمعی که حجتالاسلام مهدی محمدآبادی و دوستان طلبهاش برای گسترش افق جهانی و نگاه امتی انقلاب اسلامی و تحقق همگرایی امت اسلامی ایجادش کردند.
او البته خیلی پیشتر از این دغدغه کنشگری دینی و اجتماعی را داشت. در دبیرستان آیندهسازان و بعدش هم در دانشگاه فردوسی و رشته کارشناسی متالوژی. همین دغدغهها باعث ورود آقای مهندس به حوزه علمیه و تحصیل تا سطوح عالی خارج فقه و اصول شده بود. اما اوایل طلبگی که با دوستانش تصمیم گرفتند صحیفه امام را بازخوانی کنند، فرازهای آخر فرمایشات امام بود که اولویت وحدت امت اسلامی را برایشان پررنگ کرد...
بیشتر بخوانید:
🔸 تولد حبلالله
🔸 تشکل طلبگی و مردمی
🔸 ارتباط درست با اهلسنت
🔸 رقیب یا الگو؟
🔸 محرم و فاطمیه وحدتبخش
🔸 تربیت جهانمرد
🔸 آموزش پیامبران مقاومت
🔸 گذر از همایش، نمایش و گزارش
🔸 فرصت وعده صادق
🔸 اهلسنت ایران؛ سفیر پیام مقاومت انقلاب
🔸 به امید افطاری در قدس
🔸 پاتوق جهان اسلام
🔸 مهاجر افغانستانی؛ از مدافع حرم تا اتهام جاسوسی!
🔸 از مشهد تا هرمل برای آوارگان سوری
🔸 عید امت واحده یا نقطه اختلاف؟
🔸 نامهای برای مطالبه حقوق اهلسنت
متن کامل در خبرگزاری فارس و روزنامه قدس
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
وقتی نیروهای مقاومت درگیر اقتصاد میشوند
اکونومیست:
نخستوزیر عراق از رویارویی مستقیم با شبهنظامیان مورد حمایت ایران که جمهوری اسلامی را قادر ساختهاند بخش بزرگی از سیاست و اقتصاد عراق را در کنترل داشته باشد، پرهیز کرده است.
او به گفته یکی از نزدیکانش گفته است: «میخواهم آنها سرمایهگذاری کنند. میخواهم درگیر آبادانی شوند. میخواهم آنها را از خشونت منحرف کنم.»
بسیاری از آنها واقعاً شرکتهایی تأسیس کرده و در مناقصات دولتی شرکت میکنند. نیروهای نیابتی ایران در عراق از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل کنار کشیدند که شاید تأییدی است بر رویکرد السودانی.
یک ناظر عراقی میگوید: «گربهها آنقدر چاق شدهاند که نمیتوانند بجنگند.»
#محور_مقاومت #جنگ #عبرت
entekhab.ir/003hqu
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
مغزهای نازک استعمارزده!
«خواهش میکنم مسئولان سیاسی و فعالان سیاسی قدری تأمل کنند... فکر کنند... بر اساس آگاهی و اطلاع قضاوت کنند...».
این بار رهبر انقلاب خواهش هم کردند، برای فکر کردن به مفهوم مذاکره در وضعیت فعلی ایران و آمریکا. سخنانی که البته بارها تکرار شده، از باب تذکر و لابد انتفاع. و اگرچه تبعیتش واجب است، اما به تعبیر فقها ارشادیست به حکم عقل. یعنی طبیعتا هر عاقلی این واقعیت را درک میکند؛ نه اینکه صرفا امر مولوی ایشان باشد و لازمالاتباع.
خود ایشان هربار از موضع عقلانی وارد شدهاند که چنین مذاکرهای هوشمندانه نیست، عاقلانه نیست، خردمندانه نیست و... . مذاکرهای که طرف مقابلش هدف واضحش را به صراحت بیان میکند که چیزی جز تحمیل و تضعیف نیست، مگر میشود عاقلانه باشد؟ آن هم زیر سایه تکبر و تحقیر و تهدید و بمباران؟ و صرفا در ازای وعده دروغ و عهدشکنی؟
ولی هنوز هستند عدهای در میان «مسئولان و فعالان سیاسی» که فارغ از تمام تجربیات زیسته دهههای اخیر، همچنان مخاطب این سخن و خواهشند. چه میشود که عدهای این حکم واضح عقلانی را نادیده میگیرند و زیر شدیدترین تحقیرهای کلامی ترامپ که بیانش خارج از دایره ادب است و تحقیرهای عملی دولتش که تا صدور روادید شرکت در اجلاس سازمان ملل ادامه داشت، شرافتشان را زیرپا میگذارند؟
اینکه رهبر انقلاب ناچار شوند در این بحبوحه ترکیب جنگ و دیپلماسی، واضحات عقلی را تبیین کنند، برمیگردد به زمینه و ذهنیت حاکم بر بخشی از فرهنگ سیاسی کشور که مذاکره با آمریکا را نه یک ابزار مفید و ممکن، بلکه غایتی قطعی و قدسی میپندارد!
با همه دلایلی که برای این امر میتوان برشمرد، اما این عشق و اشتیاق شگرف به همپایی با دشمن و چشم داشتن به او به سادگی قابل هضم نیست. اشتیاقی که احتمالا ریشه در تاریخ استعمار و آفت غربگرایی و غربپرستی دارد؛ که «حب الشیء یعمی و یصم».
از این پدیده در علوم اجتماعی با عنوان «ذهنیت استعمارزده» تعبیر شده است که آثار پسااستعماری در کشورهای تحت سلطه را توضیح میدهد. گرچه کشورمان هرگز تحت سلطه مستقیم استعمار نبوده، اما سلطه و استعمار فرهنگی و رسانهای را که نمیشود انکار کرد. ذهنیت خودتحقیر استعمارزده، ارزشهای قدرت استعمارگر را ذاتا برتر میداند و با خودباختگی، هویتش را صرفا در ارتباط با استعمارگر متجاوز تعریف میکند.
برخی مواضع آنقدر عجیب است که بهنظر میرسد به نوعی «مازوخیسم» رسیده است؛ البته از نوع سیاسی و اجتماعیاش! جایی که فرد نهتنها در برابر متجاوز مقاومت نمیکند، بلکه تحقیر و آزار و اذیت او را میپذیرد و احیانا از آن لذت میبرد. یا حتی در پدیده پیشرفتهترش که به «سندرم استکهلم» معروف شده است؛ قربانی نسبت به متجاوز، احساس همدلی، همدردی و وفاداری هم میکند؛ تا بدان حد که در برابر کسی که جان، مال و آزادیاش را تهدید کرده، به کرنش درمیآید، با اختیار و علاقه تسلیمش میشود و حتی از او دفاع میکند!
اینکه رژیم آمریکا و بهویژه رئیسجمهور فعلی آن دچار سادیسم و دیگرآزاری است، شاید طبیعی بهنظر برسد که البته خارج از اراده ماست. اما اینکه در اینسوی میدان عدهای دچار آزارخواهی و مازوخیسم سیاسی باشند و از فشار و تحقیر و تجاوز لذت ببرند و با حمایت از متجاوز همواره انگشت اتهام را متوجه جبهه خودی کنند، نمیتواند قابل پذیرش باشد!
دلیل این گرایش هرچه که باشد نیاز به رسیدگی و چارهاندیشی دارد؛ چراکه پای سرنوشت یک ملت در میان است و تجربه تاریخی دهسالهای که به تعبیر رهبر انقلاب نباید فراموش شود، نشان داده است که تکرار این اشتباه چیزی جز گرفتار شدن در «بنبست خسارت محض» و «تسلیم و ضعف کشور و نابود کردن شرف یک ملت» نیست.
امام(ره) همان روزهای اول انقلاب این عارضه را شناسایی کرده و بارها هشدار داده بود: «ما الآن مغز استعماری داریم و تا این مغز استعماری را عوض نکنیم و مغز استقلالی جایش نگذاریم نمیتوانیم این مملکت را اداره کنیم».
در مقابل این جریان از یکسو نباید در دوگانه مذاکره و مخالفت با مذاکره افتاد و از سوی دیگر چنین دوگانهای نباید موجب سکوت در برابر آن شود. جریانی که اتفاقا با موضعی حق بهجانب واضحات عقلی را به گزارههای غیرعقلانی تعبیر میکند و موجودیت و آینده ما و فرزندانمان را به توهمات ظاهربینانهاش گره میزند.
#مذاکره #استعمار #غربزدگی
بیشتر بخوانید:
مذاکره در بنگاه معاملاتی ترامپ!
دیپلماسی برای حل لاینحل
ایستاده در برابر تحمیل
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
غروب برجام و پایان بلاتکلیفی
مخالفت جبهه غربی با آخرین قطعنامه پیشنهادی روسیه و چین درباره جلوگیری از بازگشت قطعنامههای سازمان ملل علیه ایران، فرآیند اسنپبک را پس از غروب برجام عملا وارد مرحله نهایی کرد. مرحلهای که از نظر آمریکا و اروپا به معنای بازگشت خودکار تحریمهاست، ولی گویا در سوی دیگر جهان قرار نیست جدی گرفته شود.
حجم عهدشکنیهای طرف غربی آنچنان بوده که اعتباری برای برجام باقی نگذاشته تا برای بازگشت تحریمها به آن استناد شود. بنابراین چنین فرایند یکطرفهای در جهان چندقطبی امروز پذیرفته نیست و چنین تحریمهایی نیز بدون اجماع جهانی عملیاتی نخواهند شد.
این ادعا البته همراهی قدرتهایی مثل روسیه و چین را هم با خود دارد که میتواند مکانیسم اجرایی تحریمها را از همین حالا به شکست بکشاند. تا جایی که نماینده روسیه در جلسه شورای امنیت پایان برجام را به منزله پایان عملی تحریمها تلقی و فعال شدن اسنپبک و بازگشت تحریمها را انکار کرد: «اسنپبک فعال نشد و هیچگاه هم فعال نخواهد شد و همه قطعنامههای قبلی علیه ایران در ماه اکتبر پایان خواهد یافت.»
اما در عرصه داخلی فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای شورای امنیت قطعا بیتأثیر نیست. در اقتصاد شرطیشدهای که دو دهه چشم به میز مذاکرات داشته و سیاستمدارانش از آلودگی هوا تا آب خوردن مردم را به امضای پای برجامها گره زده بودند، طبیعیست که تأثیراتی داشته باشد.
ولی حالا که تحریمهای به مراتب شدیدتر به اشباع رسیده و کشور نه سایه جنگ، که خود جنگ را لمس کرده و در برابرش ایستاده، دیگر واقعیتی پشت این تهدید وجود ندارد و صرفا با آثار روانی آن مواجه خواهیم بود. آثاری که میتوان امیدوار بود با عینیت یافتنش رنگ ببازد و با پایان بلاتکلیفی و شرطیسازی، فروکش کند.
این امیدواری البته مشروط بر آن است که ارادهای برای مهار چنین آثار روانی وجود داشته باشد و کارگزاران کشور و رسانههای داخلی بهجای آب ریختن بر این آتش، بر آن ندمند و ماشههایی از داخل بر اعتماد و اقتصاد چکانده نشود.
اولین نشانههای این امیدواری طی دو روز گذشته در بازار ارز و سرمایه قابل مشاهده بود. گرچه بازار ارز با وجود پمپاژ اخبار هیجانی از انفجار نرخ ارز با پیشزمینه جهش در بازار تتر، واکنش کمرمقی به این خبر داشت، اما بازار سرمایه به عنوان دماسنج اقتصاد کشور واکنش متفاوتی از خود نشان داد و برخلاف همه پیشبینیهای سیاسی، پس از مدتها رشد کمسابقهای را به خود دید تا بسیاری تحلیلگران، این واکنش را به استقبال بورس از پایان بلاتکلیفی تعبیر کنند.
این خروج از بلاتکلیفی را میتوان به عنوان فرصتی در دل تهدید تلقی کرد. برزخ ۲۲ساله به پایان رسیده و جامعه و اقتصاد، تکلیفش را با ضعفها و قوتهای خودش روشنتر میبیند و کمتر به انتظار متغیرهای بیرونی مینشیند. البته اگر نقطه پایانی بر این وضعیت کجدار و مریز «نه جنگ، نه صلح» در عرصه دیپلماسی گذاشته شود و چنین مذاکراتی از دستور خارج شود.
این تجربه سنگین و گرانقدر نشان داد که دعوا دیگر بر سر میزان و درصد غنیسازی نیست و توقعات غرب، اصل توان هستهای و دفاعی و امنیتی ما را نشانه گرفته است. با این توصیف، هدف آنها از مذاکره، معامله بر سر حقوق ملی و موجودیت و تمامیت ارضی کشورمان است که چنین مذاکرهای در دکترین سیاست خارجی ما جایی ندارد.
حضور در ان.پی.تی هم با وجود انجام همه تعهدات و وظایف و پذیرش شدیدترین نظارتها، نهتنها منافعی برای کشورمان نداشته، بلکه بستر جاسوسی و بمباران را فراهم کرده است و بهنظر میرسد تداوم این حضور دیگر توجیهی ندارد و تنها حاصلش ادامه فشارهای بینالمللی خواهد بود. حالا دستگاه سیاست خارجی و امنیتی که دو دهه معطل این گره کور شده بود، باید کشور را از این بنبست غربی خارج کند و بزرگراههای ارتباطی جهان را بیابد؛ که ارض الله الواسعة.
شاید بتوان گفت خسارتبارترین هدف برجام هم همین معطلی و بلاتکلیفی بود که جامعه را با متغیرهای خارجی شرطی کرد و چشمها را به خارج از مرزها دوخت. اینها بود که دهه ۹۰ را به دهه رکود و کمکاری تبدیل کرد. بیست روز پیش رهبر انقلاب در دیدار با هیئت دولت خطرات همین بلاتکلیفی را گوشزد کردند: «در حل مشکلات نباید منتظر تحولات بیرونی بود... روحیه کار و تلاش را غلبه بدهیم بر حالت نه جنگ، نه صلحی که دشمن میخواهد بر ما تحمیل کند...».
#سیاست_خارجی #تحریم #مکانیسم_ماشه
بیشتر بخوانید:
مکانیسم «بازگشت»
مکانیسم ایرانی در برابر ماشه
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
Hamed ZamanySumud - Hamed Zamany.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
صُمودْ | Sumud
تقديم به كودكان غزه
خواننده: حامد زمانى
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour