مغزهای نازک استعمارزده!
«خواهش میکنم مسئولان سیاسی و فعالان سیاسی قدری تأمل کنند... فکر کنند... بر اساس آگاهی و اطلاع قضاوت کنند...».
این بار رهبر انقلاب خواهش هم کردند، برای فکر کردن به مفهوم مذاکره در وضعیت فعلی ایران و آمریکا. سخنانی که البته بارها تکرار شده، از باب تذکر و لابد انتفاع. و اگرچه تبعیتش واجب است، اما به تعبیر فقها ارشادیست به حکم عقل. یعنی طبیعتا هر عاقلی این واقعیت را درک میکند؛ نه اینکه صرفا امر مولوی ایشان باشد و لازمالاتباع.
خود ایشان هربار از موضع عقلانی وارد شدهاند که چنین مذاکرهای هوشمندانه نیست، عاقلانه نیست، خردمندانه نیست و... . مذاکرهای که طرف مقابلش هدف واضحش را به صراحت بیان میکند که چیزی جز تحمیل و تضعیف نیست، مگر میشود عاقلانه باشد؟ آن هم زیر سایه تکبر و تحقیر و تهدید و بمباران؟ و صرفا در ازای وعده دروغ و عهدشکنی؟
ولی هنوز هستند عدهای در میان «مسئولان و فعالان سیاسی» که فارغ از تمام تجربیات زیسته دهههای اخیر، همچنان مخاطب این سخن و خواهشند. چه میشود که عدهای این حکم واضح عقلانی را نادیده میگیرند و زیر شدیدترین تحقیرهای کلامی ترامپ که بیانش خارج از دایره ادب است و تحقیرهای عملی دولتش که تا صدور روادید شرکت در اجلاس سازمان ملل ادامه داشت، شرافتشان را زیرپا میگذارند؟
اینکه رهبر انقلاب ناچار شوند در این بحبوحه ترکیب جنگ و دیپلماسی، واضحات عقلی را تبیین کنند، برمیگردد به زمینه و ذهنیت حاکم بر بخشی از فرهنگ سیاسی کشور که مذاکره با آمریکا را نه یک ابزار مفید و ممکن، بلکه غایتی قطعی و قدسی میپندارد!
با همه دلایلی که برای این امر میتوان برشمرد، اما این عشق و اشتیاق شگرف به همپایی با دشمن و چشم داشتن به او به سادگی قابل هضم نیست. اشتیاقی که احتمالا ریشه در تاریخ استعمار و آفت غربگرایی و غربپرستی دارد؛ که «حب الشیء یعمی و یصم».
از این پدیده در علوم اجتماعی با عنوان «ذهنیت استعمارزده» تعبیر شده است که آثار پسااستعماری در کشورهای تحت سلطه را توضیح میدهد. گرچه کشورمان هرگز تحت سلطه مستقیم استعمار نبوده، اما سلطه و استعمار فرهنگی و رسانهای را که نمیشود انکار کرد. ذهنیت خودتحقیر استعمارزده، ارزشهای قدرت استعمارگر را ذاتا برتر میداند و با خودباختگی، هویتش را صرفا در ارتباط با استعمارگر متجاوز تعریف میکند.
برخی مواضع آنقدر عجیب است که بهنظر میرسد به نوعی «مازوخیسم» رسیده است؛ البته از نوع سیاسی و اجتماعیاش! جایی که فرد نهتنها در برابر متجاوز مقاومت نمیکند، بلکه تحقیر و آزار و اذیت او را میپذیرد و احیانا از آن لذت میبرد. یا حتی در پدیده پیشرفتهترش که به «سندرم استکهلم» معروف شده است؛ قربانی نسبت به متجاوز، احساس همدلی، همدردی و وفاداری هم میکند؛ تا بدان حد که در برابر کسی که جان، مال و آزادیاش را تهدید کرده، به کرنش درمیآید، با اختیار و علاقه تسلیمش میشود و حتی از او دفاع میکند!
اینکه رژیم آمریکا و بهویژه رئیسجمهور فعلی آن دچار سادیسم و دیگرآزاری است، شاید طبیعی بهنظر برسد که البته خارج از اراده ماست. اما اینکه در اینسوی میدان عدهای دچار آزارخواهی و مازوخیسم سیاسی باشند و از فشار و تحقیر و تجاوز لذت ببرند و با حمایت از متجاوز همواره انگشت اتهام را متوجه جبهه خودی کنند، نمیتواند قابل پذیرش باشد!
دلیل این گرایش هرچه که باشد نیاز به رسیدگی و چارهاندیشی دارد؛ چراکه پای سرنوشت یک ملت در میان است و تجربه تاریخی دهسالهای که به تعبیر رهبر انقلاب نباید فراموش شود، نشان داده است که تکرار این اشتباه چیزی جز گرفتار شدن در «بنبست خسارت محض» و «تسلیم و ضعف کشور و نابود کردن شرف یک ملت» نیست.
امام(ره) همان روزهای اول انقلاب این عارضه را شناسایی کرده و بارها هشدار داده بود: «ما الآن مغز استعماری داریم و تا این مغز استعماری را عوض نکنیم و مغز استقلالی جایش نگذاریم نمیتوانیم این مملکت را اداره کنیم».
در مقابل این جریان از یکسو نباید در دوگانه مذاکره و مخالفت با مذاکره افتاد و از سوی دیگر چنین دوگانهای نباید موجب سکوت در برابر آن شود. جریانی که اتفاقا با موضعی حق بهجانب واضحات عقلی را به گزارههای غیرعقلانی تعبیر میکند و موجودیت و آینده ما و فرزندانمان را به توهمات ظاهربینانهاش گره میزند.
#مذاکره #استعمار #غربزدگی
بیشتر بخوانید:
مذاکره در بنگاه معاملاتی ترامپ!
دیپلماسی برای حل لاینحل
ایستاده در برابر تحمیل
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
غروب برجام و پایان بلاتکلیفی
مخالفت جبهه غربی با آخرین قطعنامه پیشنهادی روسیه و چین درباره جلوگیری از بازگشت قطعنامههای سازمان ملل علیه ایران، فرآیند اسنپبک را پس از غروب برجام عملا وارد مرحله نهایی کرد. مرحلهای که از نظر آمریکا و اروپا به معنای بازگشت خودکار تحریمهاست، ولی گویا در سوی دیگر جهان قرار نیست جدی گرفته شود.
حجم عهدشکنیهای طرف غربی آنچنان بوده که اعتباری برای برجام باقی نگذاشته تا برای بازگشت تحریمها به آن استناد شود. بنابراین چنین فرایند یکطرفهای در جهان چندقطبی امروز پذیرفته نیست و چنین تحریمهایی نیز بدون اجماع جهانی عملیاتی نخواهند شد.
این ادعا البته همراهی قدرتهایی مثل روسیه و چین را هم با خود دارد که میتواند مکانیسم اجرایی تحریمها را از همین حالا به شکست بکشاند. تا جایی که نماینده روسیه در جلسه شورای امنیت پایان برجام را به منزله پایان عملی تحریمها تلقی و فعال شدن اسنپبک و بازگشت تحریمها را انکار کرد: «اسنپبک فعال نشد و هیچگاه هم فعال نخواهد شد و همه قطعنامههای قبلی علیه ایران در ماه اکتبر پایان خواهد یافت.»
اما در عرصه داخلی فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای شورای امنیت قطعا بیتأثیر نیست. در اقتصاد شرطیشدهای که دو دهه چشم به میز مذاکرات داشته و سیاستمدارانش از آلودگی هوا تا آب خوردن مردم را به امضای پای برجامها گره زده بودند، طبیعیست که تأثیراتی داشته باشد.
ولی حالا که تحریمهای به مراتب شدیدتر به اشباع رسیده و کشور نه سایه جنگ، که خود جنگ را لمس کرده و در برابرش ایستاده، دیگر واقعیتی پشت این تهدید وجود ندارد و صرفا با آثار روانی آن مواجه خواهیم بود. آثاری که میتوان امیدوار بود با عینیت یافتنش رنگ ببازد و با پایان بلاتکلیفی و شرطیسازی، فروکش کند.
این امیدواری البته مشروط بر آن است که ارادهای برای مهار چنین آثار روانی وجود داشته باشد و کارگزاران کشور و رسانههای داخلی بهجای آب ریختن بر این آتش، بر آن ندمند و ماشههایی از داخل بر اعتماد و اقتصاد چکانده نشود.
اولین نشانههای این امیدواری طی دو روز گذشته در بازار ارز و سرمایه قابل مشاهده بود. گرچه بازار ارز با وجود پمپاژ اخبار هیجانی از انفجار نرخ ارز با پیشزمینه جهش در بازار تتر، واکنش کمرمقی به این خبر داشت، اما بازار سرمایه به عنوان دماسنج اقتصاد کشور واکنش متفاوتی از خود نشان داد و برخلاف همه پیشبینیهای سیاسی، پس از مدتها رشد کمسابقهای را به خود دید تا بسیاری تحلیلگران، این واکنش را به استقبال بورس از پایان بلاتکلیفی تعبیر کنند.
این خروج از بلاتکلیفی را میتوان به عنوان فرصتی در دل تهدید تلقی کرد. برزخ ۲۲ساله به پایان رسیده و جامعه و اقتصاد، تکلیفش را با ضعفها و قوتهای خودش روشنتر میبیند و کمتر به انتظار متغیرهای بیرونی مینشیند. البته اگر نقطه پایانی بر این وضعیت کجدار و مریز «نه جنگ، نه صلح» در عرصه دیپلماسی گذاشته شود و چنین مذاکراتی از دستور خارج شود.
این تجربه سنگین و گرانقدر نشان داد که دعوا دیگر بر سر میزان و درصد غنیسازی نیست و توقعات غرب، اصل توان هستهای و دفاعی و امنیتی ما را نشانه گرفته است. با این توصیف، هدف آنها از مذاکره، معامله بر سر حقوق ملی و موجودیت و تمامیت ارضی کشورمان است که چنین مذاکرهای در دکترین سیاست خارجی ما جایی ندارد.
حضور در ان.پی.تی هم با وجود انجام همه تعهدات و وظایف و پذیرش شدیدترین نظارتها، نهتنها منافعی برای کشورمان نداشته، بلکه بستر جاسوسی و بمباران را فراهم کرده است و بهنظر میرسد تداوم این حضور دیگر توجیهی ندارد و تنها حاصلش ادامه فشارهای بینالمللی خواهد بود. حالا دستگاه سیاست خارجی و امنیتی که دو دهه معطل این گره کور شده بود، باید کشور را از این بنبست غربی خارج کند و بزرگراههای ارتباطی جهان را بیابد؛ که ارض الله الواسعة.
شاید بتوان گفت خسارتبارترین هدف برجام هم همین معطلی و بلاتکلیفی بود که جامعه را با متغیرهای خارجی شرطی کرد و چشمها را به خارج از مرزها دوخت. اینها بود که دهه ۹۰ را به دهه رکود و کمکاری تبدیل کرد. بیست روز پیش رهبر انقلاب در دیدار با هیئت دولت خطرات همین بلاتکلیفی را گوشزد کردند: «در حل مشکلات نباید منتظر تحولات بیرونی بود... روحیه کار و تلاش را غلبه بدهیم بر حالت نه جنگ، نه صلحی که دشمن میخواهد بر ما تحمیل کند...».
#سیاست_خارجی #تحریم #مکانیسم_ماشه
بیشتر بخوانید:
مکانیسم «بازگشت»
مکانیسم ایرانی در برابر ماشه
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
Hamed ZamanySumud - Hamed Zamany.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
صُمودْ | Sumud
تقديم به كودكان غزه
خواننده: حامد زمانى
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
از جنگ ۱۲ روزه تا نبرد ۷۲۴
نتانیاهو در حاشیه سفر به آمریکا، دیداری جنجالی با فعالان شبکههای اجتماعی هم داشت تا اینفلوئنسرهای آمریکایی را به مثابه سرباز رسانهای به انتشار محتوای حمایتی از رژیم اسرائیل تشویق کند و بگوید: «شبکههای اجتماعی مهمترین ابزار نبرد ما هستند و از آنها برای پیشبرد اهداف اسرائیل استفاده میکنیم».
او اضافه کرده که «اسلحهها با گذشت زمان تغییر میکنند، امروز نمیتوانید با شمشیر مبارزه کنید! باید با ابزارهایی مبارزه کنیم که در میادین امروز کاربرد دارند و شبکههای اجتماعی مهمترین فناوری جنگهای مدرن هستند».
نخستوزیر رژیم صهیونیستی به صراحت گفته است که پلتفرمها باید در دست ما باشد. او حتی از سکوهایی نظیر تیکتاک و ایکس (توئیتر) نام برده که برای خرید یا تسلط بر آنها در حال مذاکره است؛ با هدف جهتدهی به افکار عمومی.
اگر این واقعیت تا پیش از این برای بسیاری از ما بدبینانه بهنظر میرسید و رسانههای بیگانه آن را ناشی از توهم توطئه میدانستند، حالا با صراحت تمام بر زبان دشمن مردم جاری میشود.
کمی پیشتر هم اسرائیل از بودجه کلان ۱۵۶میلیون دلاری برای بهبود وجهه بینالمللی اسرائیل خبر داده بود که صرف فعالیتهایی همچون تولید و توزیع محتوای رسانهای میشود.
این موضوع در کنار اثبات نقش افکار عمومی، اعتراف نتانیاهو به شکست در میدان رسانه را نشان میدهد. او بارها رسانهها را به باد انتقاد گرفته که چرا چهره اسرائیل را «مخدوش» کردهاند؛ رسانههایی که اکثر آنها در سیطره اسرائیل و متحدانش هستند، ولی دیگر توان چندانی برای توجیه جنایتهایش ندارند.
حالا امواج واکنشهای مردمی خودش را در شکلهای مختلفی نشان میدهد؛ راهپیماییهای اعتراضی در سراسر جهان، تحریم کالاهای اسرائیلی، تعرض و اعتراض به صهیونیستها در بسیاری از کشورها، راهاندازی کشتیهای کمکرسانی «ناوگان صمود» و... و بالاخره کنشگری مردمی در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی.
راهکار غرب برای این موضوع، تملک اجباری و تسلط بیشتر و شدیدتر بر سکوهای مجازی است تا اینبار هر دو شعار آزادی بیان و بازار آزاد را یکباره ذبح کنند. این یعنی دشمن میدان جنگ را ترک نکرده و برخلاف تصورات مرسوم از آینده جنگ و گمانهزنیها از تکرار حملات دشمن، جنگ هیچگاه متوقف نشده است.
حالا نبردی ۷۲۴ در جریان است؛ در ۷ روز هفته و ۲۴ ساعته! چون دشمن به صراحت، میدان جنگ اصلی را در همین گوشیهای تلفن همراه و فضای مجازی تعریف کرده است، با اسلحههایی از جنس نرمافزار.
نتانیاهو بهدرستی میداند که میدان اصلی جنگ نه روی زمین یا آسمان منطقه، بلکه زمین شناختی و آسمان احساسی مردم است که در رسانهها و بهویژه شبکههای اجتماعی شکل میگیرد. این جنگ است که فارغ از نتایج کوتاهمدت نظامی و امنیتی، آینده منطقه و جهان را بر پایه اراده عمومی شکل میدهد.
اما در مقابل چنین هجمه فراگیر و عمیقی آیا آرایش جنگی و دفاعی مناسب داریم؟ یا مرزهای مجازی را با ملغمه قانونی و مدیریتی فیلترینگ و فیلترشکنها و... رها کردهایم؟ و با بازی در زمین سکوهای تحت سلطه بیگانه، حکمرانی بر تمامیت ارضی فضای مجازی را در اختیار دشمن قرار دادهایم؟
در جایی که شعار و عزم دولت، رهاسازی هرچه بیشتر فضای مجازی است و مجلسی که قرار بود در رأس امور باشد، نهایتا زینتالامور است، کنشهای پراکنده مردمی و آتش به اختیار برای پیروزی در این نبرد نابرابر کافیست؟
حالا دیگر روایت، رسانه و فضای مجازی صرفا یک ابزار تبلیغاتی و مکمل نیست؛ بلکه بخشی از امنیت ملی و تمامیت ارضی است. میدانی که با مدیا تجهیز میشود و کلیکها جای شلیکها را گرفته و هشتگها به جای موشکها سرنوشت جنگ و مشروعیتش را مشخص میکنند.
جنگی که ماهیتش تغییر کرده و نه فقط روی کالک اتاق جنگ، که در طراحی الگوریتمهای شرکتهای فناوری مدیریت میشود و مرز میان کاربر مجازی و سرباز رسانهای را عملا از بین برده است، نیاز به تهمیدی دیگر دارد که متأسفانه نشان چندانی از آن در مدیریت کشور مشاهده نمیشود.
در عرصه دفاعی و داخلی، تحقق حاکمیت بر فضای مجازی و پایان دادن به وضعیت دوگانه فیلترینگ و فیلترشکنها و یکبام و دوهوای سکوهای خارجی، ضرورتهای اجرایی است که سالها معطل مانده و این عرصه را به جولانگاه دشمن تبدیل کرده است.
اما در عرصه تهاجمی و خارجی از تولید محتوا و تقویت رسانههای چندزبانه گرفته تا حضور سازمانیافته در شبکههای اجتماعی و بهویژه تأمین زیرساختهای افزایش کیفیت و نفوذ پلتفرمهای ایرانی در سایر کشورها، حداقل تمهیداتی است که میتواند زمینه اثرگذاری بینالمللی را فراهم کند و جنگ را به زمین دشمن بکشاند.
#جنگ #اسرائیل #فضای_مجازی
بیشتر بخوانید:
یک بام و دوهوای لایحه جنجالی!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
ترکیه و خالیبازی با تحریم؟
اقدام دولت ترکیه در اعمال برخی تحریمهای شورای امنیت بر کشورمان طی دو روز گذشته بازتابهای گستردهای در رسانههای دو کشور داشت. اما بزرگنمایی این اقدام ترکیه صرفا در فضای رسانهای پژواک یافت و در سطوح رسمی و دیپلماتیک تقریبا مسکوت ماند. تنها واکنش رسمی را سخنگوی سازمان انرژی اتمی کشورمان داشت که اتفاقا ادعای توقیف شدن اموال این سازمان در ترکیه را تکذیب میکرد.
تنفیذ تحریمهای شورای امنیت در دولت ترکیه در حالی انجام شد که امیر نصیرزاده، وزیر دفاع کشورمان در سفری ناگهانی به دعوت یاشار گولر، وزیر دفاع ترکیه در آنکارا بهسر میبرد و با مقامات این کشور برای تقویت همکاریهای نظامی، دیدار کرده و گفت: «ما خیلی به هم نزدیک شدهایم؛ اشتراکات ایران و ترکیه آنقدر گسترده است که اختلافات در برابر آن ناچیز بهشمار میروند؛ اما دشمنان همواره تلاش کردهاند این اختلافات را بزرگنمایی کنند.»
گذشته از اینکه تحریمهای شورای امنیت موضوعیت خود را از دست داده و فاقد تأثیر عینی است، سابقه ترکیه در روابط غیررسمی و پنهانی با شرکای مختلف نشان میدهد که مواضع رسمی و اعلامی این کشور لزوما نشاندهنده سیاستهای اعمالی و عملکرد آن نیست. مضاف بر اینکه ترکیه بهعنوان یکی از اعضای ناتو ملاحظات خاص خود را هم دارد.
ترکیه همان زمانی که در ارتباط نزدیک با روسیه بود و حتی در خرید سامانه دفاع هوایی از این کشور، قید جنگنده نسل پنجم آمریکایی را زد و تحریمهایش را بهجان خرید، پهپادهایش را در اوکراین، جبهه مقابل روسیه به پرواز درمیآورد. این کشور بارها از قطع روابط تجاری با رژیم صهیونیستی خبر داده، ولی مراوادت اقتصادی و صادرات مستقیم و غیرمستقیم آن به بنادر حیفا و اشدود چیزی نیست که از نظرها پنهان بماند.
حالا همزمان با اعلام برقراری تحریمهای ایران در ترکیه، دو کشور برای افزایش همکاریهای نظامی توافق میکنند و برخی اخبار غیررسمی نیز از همکاری تسلیحاتی دو کشور حکایت دارند. همکاریهایی که اتفاقا در تضاد با بخش مهمی از همان تحریمهای شورای امنیت است.
این موضوع البته مسبوق به سابقه است و طی سالهای گذشته شواهد زیادی نشان از آن داشت که ترکیه از مسیرهای اصلی دور زدن تحریمها برای ما بوده و البته در کنار منفعتی که نصیب کشورمان شده است، خود نیز از منافع این فرایند بهره برده است.
بازیهای دوگانه یا چندگانه کشورها در سیاست خارجی، موضوعی نیست که بتوان با نگاهی صرفا اخلاقی ارزیابی کرد و آن را به روحیات و حب و بغضهای بازیگران سیاست خارجی فروکاست. مهم این است که بتوان از میان مناسبات اینچنینی حداکثر منافع را برای کشور به دست آورد.
گرچه هنوز ابعاد رسمیتری از اقدام ترکیه و آثار عینی آن به منصه ظهور نرسیده، ولی شواهد امر نشان میدهد که چنین حرکتی جنبه صوری داشته و فاقد اثر واقعی است. اقدامی که بهصورت نمادین نشاندهنده همراهی و تبعیت رسمی ترکیه به عنوان یکی از اعضای ناتو با تحریمهای غربی علیه ایران است تا ظاهر سیاست خارجی این کشور را حفظ کند.
آنچه مهم است، ارزیابی و برآورد نتیجه واقعی همکاریها و نسبت عینی ترکیه با نظام تحریمهاست که نیاز به بررسی و واکنش مناسب دارد. اما چیزی که تا این لحظه از واکنشهای دو طرف مستفاد میشود این است که طرفین بدون توجه به جنجالهای رسانهای تمایل دارند همکاریها را در سایه ابهام ادامه دهند.
#سیاست_خارجی #ترکیه #تحریم
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
دیپلماسی در تعطیلات آخربرجامی!
«خبرنگار: روزنامه الجریده کویت گمانهزنی کرده... عراقچی: نه اشتباهه، هیچ تماسی نبوده، تکذیب میکنم. سکوت خبرنگاران... عراقچی: تمومه؟»
این تمام گفتگوی سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه در حاشیه نشست امروز هیئت دولت در حیاط دولت بود که در جمع دهها خبرنگار حاضر شد و ادعای یکی از رسانهها مبنی بر تماس و درخواست مذاکرهاش با ویتکاف، نماینده آمریکا را تکذیب کرد.
پس از این گفتگوی کوتاه چند ثانیهای، نه خبرنگاران پرسشی داشتند و نه وزیر خارجه حرفی برای گفتن! آن هم در روزی که اجلاس نظامی خزر و نشست فرمت مسکو در شمال کشور جریان داشت و اعراب و اروپا در جنوب دور هم جمع شده بودند و تحرکات آمریکاییها نشان از اتفاقاتی در خلیج فارس داشت.
این روزها با پایان برجام و شکست مذاکرات با غربیها، بهنظر میرسد وزارت خارجه فراغت خاصی یافته؛ تا جاییکه وزیر در مراسم تجلیل پیشکسوت فوتبالی حاضر میشود تا برای اهالی فوتبال تجربه دهسالگیاش از تماشای شهرآورد ۵۲سال پیش در «امجدیه» را بگوید.
او از علاقهاش به یکی از تیمهای فوتبال گفته و اینکه در اوج مذاکرات برجام هم نتایج مسابقاتش را دنبال کرده و حتی فشارهای مذاکرات را با خوشحالی پیروزی تیم محبوبش جبران میکرده است: «در اوج مذاکرات برجام، نتایج پرسپولیس را دنبال میکردیم و حتی پس از مذاکراتی که فشار زیادی را تحمل کردیم، آقای تختروانچی گفتند حالا زیاد غصه نخور، پرسپولیس برنده شده!».
مهمترین اخبار روزهای اخیر وزیر در وبسایت رسمی وزارت خارجه هم، صرفا چند دیدار با سفرای ایران در کشورهای مختلف و ارسال تعدادی پیام معمولی بوده است.
علاقه وزیر خارجه به فوتبال و حضورش در جمع فوتبالیها و فرصت یافتن برای استراحت و تنفس، چیز غریبی نیست و حتما برای تجدید قوا لازم است؛ اما این تنفس درست با روزهایی همزمان شده که جهان و بهویژه منطقه غرب آسیا طی روزهای گذشته آبستن حوادث مهمی است که میتواند چهره منطقه را تغییر دهد.
این روزها جنایات اسرائیل در حملات بیوقفه به غزه در عین ادعای صلحطلبی، نمیتواند از چشم دستگاه سیاست خارجی پنهان بماند و بررسی طرح آتشبس ترامپ میان حماس و رژیم صهیونیستی در مصر میتواند موضوع رایزنیهای وزیر خارجه با کشورهای منطقه باشد تا از هیچ تلاشی برای حفظ منافع ملی ایرانیان و محور مقاومت دریغ نشود.
همچنین حمله اسرائیل به ناوگان آزادی «صمود» و بازداشت سرنشینانش که اتباعی از پنجاه کشور جهان را شامل میشد، موضوعی بود که میتوانست به بمب ارتباطات دیپلماتیک تبدیل شود و دستگاه سیاست خارجی پنجاه کشور را درگیر سازد. اما اتفاق خاصی نیفتاد و این فرصت بینظیر در سکوت دیپلماتیک از دست رفت.
از اینها گذشته ارتباط مداوم با همه کشورهای جهان، حتی کشورهای کوچک و بهظاهر بیاهمیت، از راهبردهایی است که در بزنگاهها به دستگاه سیاست خارجی کمک میکند. ترکیب آرای شورای امنیت در بررسی طرح جلوگیری از فعالسازی مکانیسم ماشه نشان داد که آراء این کشورها ممکن است روزی سرنوشتساز باشد.
هفته گذشته وزیرخارجه این ابتکار عمل را هرچند دیرهنگام داشت و در نامهای به وزرای خارجه سریلانکا و مالدیو، خطر همراهی با قدرتهای استعماری در تضییع حقوق ملتها را به آنها یادآور شد؛ اقدامی که در ارتباط با بسیاری از کشورها باید استمرار یابد.
بهطور کلی بهنظر میرسد با پایان بلاتکلیفی برجام، وزارت خارجه نیز به بلاتکلیفی رسیده و برنامه یا پرونده مشخصی برای پیگیری تعریف نکرده است. آیا دستگاه سیاست خارجی کارویژه دیگری بهجز مذاکره با اروپا و آمریکا نداشته و قرار است در تبعیت از طرح رئیسجمهور و با کاهش ساعات اداری به تعطیلات برود؟
پیش از این و در جریان مذاکرات غیرمستقیم در عمان، رهبر انقلاب تأکید کرده بودند که «این گفتگوها یکی از دهها کار وزارت خارجه است... و سعی کنید مسائل کشور را به این گفتگوها گره نزنید... و اشتباهی که در برجام کردیم، اینجا تکرار نشود.». اما حالا با پایان بلاتکلیفی برجام و رهایی از قید گفتگوهای بیحاصل با چند کشور معدود، بهانه دیگری برای گسترش حلقه دیپلماسی و ارتباط گستردهتر با کشورهای بیشتر باقی نمیماند.
#عراقچی #سیاست_خارجی #برجام
بیشتر بخوانید:
غروب برجام و پایان بلاتکلیفی
مکانیسم «بازگشت»
ببینید:
ویدئو / عراقچی: تماسی با ویتکاف نداشتم
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
کنسرت سکوت در تاراج کرسنت
روز گذشته شکایت بیژن زنگنه علیه امیرحسین ثابتی نماینده مردم تهران در مجلس رد شد و افشاگری او درباره عملکرد زنگنه در راستای وظیفه نمایندگیاش تشخیص داده شد.
پیش از این هم دادگاه کیفری مجتمع قضایی کارکنان دولت با صدور رأی قطعی، تمامی شکایتهای بیژن زنگنه علیه سعید جلیلی، علیرضا زاکانی، مالک شریعتی و سیدامیرحسین قاضیزاده درباره کرسنت را رد کرده بود. با اینحال اصل پرونده کرسنت همچنان لاینحل باقی مانده است.
قرارداد کرسنت که سال ۱۳۸۱ با هدف صدور گاز به شرکت اماراتی کرسنت امضا شد و از همان زمان بارها از سوی نهادهای نظارتی، مشکوک و خسارتبار اعلام شده، همچنان خبرساز است. پرونده فسادی که سال هاست در دادگاههای بینالمللی تعیین تکلیف شده، پس از ۲۳ سال همچنان در مارپیچ سکوت دستگاههای قضایی و امنیتی کشور سرگردان است و متهمانش در مناصب کلیدی مشغول به فعالیتند.
اما باز ماندن لای پرونده و سکوت درباره آن باعث نمیشود که طرف خارجی قرارداد هم بیکار بنشیند. کرسنت که واکنش واضحی از سوی ایران دریافت نکرده در دادگاههای بینالمللی یکهتازی میکند و حالا به مرحله دردآور اجرای احکام رسیده و داراییهای ملی را یکییکی به تاراج میبرد.
طی هفته گذشته دادگاه انگلستان در اجرای رأی داوری لاهه، ساختمان ارزشمند شرکت ملی نفت ایران را مصادره کرد و دادگاه مالزی هم بیش از دو میلیارد دلار از داراییهای شرکت ملی نفت ایران در بانکهای این کشور را به نفع کرسنت توقیف کرد تا بخشی از خسارت عظیم (بنابر قولی) هجده میلیارد دلاریاش را وصول کنند. خسارتی که با هر روز تأخیر، مشمول جریمه دیرکرد هم میشود و رو به تزاید است! مسألهای که در دهه هشتاد باید حل میشد و حقوق ملی را استیفا میکرد، با سالها مجامله به زخمی مزمن تبدیل شده و هر روز خسارت جدیدی میآفریند.
در سکوت دستگاه قضایی و شورای عالی امنیت ملی، تنها صدایی که شنیده میشود، صدای گاه و بیگاه افراد و جریانات سیاسی در انتخاباتها بر سر منافع ملی و هر از چندگاهی سر باز کردن زخم توقیف اموال کشور و اظهار تأسف بر آن است تا نشان دهد چنین پروندهای هرچند منفعتی دهها میلیارد دلاری برای طرف قرارداد داشته، اما در کشور ما به کارکردی جز جنجالهای سیاسی نرسیده است.
کرسنت به موازات پرونده هستهای بیش از دو دهه است که کشور را درگیر خود کرده است و تا همین امروز با پیامدهایشان دست به گریبان هستیم. آن پرونده سیاسی در سروصدای دیپلماتیک با همه خسارتهایش به تجربه ملی تبدیل شد، ولی این پرونده اقتصادی و حقوقی در سکوت کامل به خسارت ملی تبدیل میشود.
عجیب اینکه تخلفات کوچکتر اقتصادی گاه به احکام سنگین و اعدام میانجامد؛ ولی از کنار تخلفات و مفاسد بزرگی که پای سیاسیون را به میان میکشد، اینچنین به مجامله و سکوت برگزار میشود.
فارغ از ادعاهای طرفهای درگیر که هرکدام دیگری را در این پرونده متهم میکنند، نسبت دستگاه قضایی و امنیتی کشور با مصلحتسنجیهای سیاسی چیست؟ آیا پای چیزی جز حق و حقوق و منافع ملی در میان است؟
مگر جای بررسی این ادعاها جایی غیر از دادگاه است؟ و مگر بیست سال کم است برای بررسی چنین پروندهای؟ و مگر چنین خسارتی کافی نیست برای جدی گرفتن منافع مردم؟ کدام مصلحت میتواند سکوت بر چنین خسرانی را توجیه کند؟
در پروندهای که بندبندش در اختیار طرفهای خارجی است و جزئیاتش پیش از این در دادگاههای علنی بینالمللی بررسی شده، چه موضوع محرمانهای وجود دارد که صرفا باید از چشم مردم ایران پنهان بماند؟ آیا تنها مردم ایران هستند که نامحرمند؟
این روند تا چه زمانی باید ادامه پیدا کند که در مقابل تاراج ثروتهای ملی و تحقیر بینالمللی صرفا به بیانیههای اعتراضی و تلاشهای نافرجام حقوقی در دادگاههای استیناف اکتفا شود؟
مسئله کرسنت از آن دست مسائلی است که گرچه در نظام بروکراتیک کشور به بنبست رسیده و متولی خاصی هم بابت شفافسازی و پاسخگویی ندارد، ولی خسارتش را مردم میدهند. آیا برای حل چنین مسائلی خود مردم باید وارد عمل شوند؟
#کرسنت #حکمرانی #قضایی
بیشتر بخوانید:
ما و مسائلی که حل نمیشوند!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه شد که اسرائیل به ایران حمله کرد؟
شمخانی:
وعده صادق ۱ و ۲ نتایج مورد نظر را نداشت و همین برآورد ضعف، باعث حمله اسرائیل به کشور شد.
#خطای_محاسباتی #جنگ #وعده_صادق
بیشتر بخوانید:
آتشبس؛ فرصتی برای بازنگری
چرا روی ترس ما حساب کردهاند؟
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
روی جنازه ما هم حساب کن...
📞 زینالدین صحبت میکنه... من حاضرم اینجا بمیرم ولی با جنازهام یک متر از خاکم رو حفظ کنم... تمام!
📞 پشت بیسیم: حاجی روی جنازه ما هم حساب کن...
فیلم سینمایی مجنون را در سینما ببینید!
#سینما #مجنون #برای_ایران
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
ترامپ و صلحتراپی با جنگ
«صلح ازطریق قدرت» توئیت سه کلمهای کاخ سفید بود در توصیف نمایش شرمالشیخ که با حضور دونالد ترامپ ادعای پایان دادن به تجاوز اسرائیل به غزه را داشت. پیامی که بسیاری از تحلیلگران به عنوان رویکرد جدید واشنگتن در قبال بحرانهای جهانی تلقی کردند.
تغییر نام وزارت دفاع آمریکا به وزارت «جنگ» که ماه گذشته میلادی با دستور اجرایی ترامپ انجام شد نیز در همین راستا ارزیابی شد؛ چراکه معتقد بود عبارت منفعلانه «دفاع»، گویای قدرت این کشور نیست و آمریکا باید صریحتر بر قدرت خود تأکید کند.
اما این رویکرد را نمیتوان به انگیزههای شخصی ترامپ و خلق و خوی ویژهاش نسبت داد؛ چه اینکه همین شعار را رونالد ریگان هم پیش از او داده بود و قبلتر در جنگ جهانی دوم بر پیشانی نیروی هوایی آمریکا نقش بسته بود و ریشهاش را حتی در روم باستان و فرهنگ سیاسی هم میتوان یافت که «برای صلح، آماده جنگ باش».
پیشینه روابط بینالملل هم چیزی جز این را نشان نمیدهد. جنگهای جهانی جز با برتری نظامی خاتمه نیافتند و گفتگو تنها آخرین مرحله جنگ بوده است؛ برای امضای سند تسلیم شکستخوردگان و دیکته کردن سیاستهای فاتحان.
«جامعه ملل» در پی کنفرانس پاریس و تقسیم غنائم جنگ جهانی اول و تجزیه کشورهای شکستخورده تأسیس شد و پانزده سال بعد جایش را به «سازمان ملل متحد» داد که این را هم متفقین و فاتحان جنگ جهانی دوم بنا نهادند و این پیروزی آنقدر برایشان حقانیت ایجاد کرد که به چیزی کمتر از «حق وتو» راضی نشدند.
حتی اصطلاح «ملل متحد» که روی این سازمان گذاشته شد، همان اصطلاحی است که روزولت، رئیسجمهور آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم برای اشاره به متفقین بهکار میبرد تا به همه کشورها بفماند که در نظم جدیدی بازی میکنند که طرف پیروز جنگ دیکته کرده است.
بهنظر میرسد این پیام نه رویکرد جدید، که صرفا آشکارسازی منطق پنهان قدرت است. ترامپ که این روزها با کمک نتانیاهو چهره عریان روابط بینالملل و حاکمیت مناسبات قدرت را به نمایش میگذارد، حالا با صراحت بیشتری دو روی سکه جنگ و صلح را در چرخش مداوم آن نشان میدهد. چهرهای که طی دهههای گذشته با شعارهای حقوق بشر، ارزشهای دموکراتیک، مشروعیت جهانی، وفاق بینالمللی و... بزک شده بود.
این دیدگاه البته ریشه در دیدگاه واقعگرایانه نسبت به روابط بینالملل و مفهوم بازدارندگی دارد؛ نمایش قدرت و آمادگی برای اقدام قهرآمیز میتواند منافع را تأمین و صلح را تحمیل کند. برای این منظور تهدید نظامی و فشار اقتصادی همواره بالای سر طرف مغلوب است تا به خواستههای طرف غالب تن دهد.
این «صلح تحمیلی»، نه مصالحهای مرضیالطرفین، بلکه صلحی است که از سوی قدرت فائقه و بر اساس منافع او تحمیل شده میشود. صلحی که روی دیگر جنگ است و قرار است همان اهداف جنگ را بدون نیاز به لشکرکشی و هزینه تحصی نماید. هیچ عاقلی گرهی که با دست باز میشود را به دندان باز نمیکند. وقتی بتواند با صلح و گفتگو به اهدافش برسد، چرا باید برای جنگ هزینه کند و هزینه بدهد؟
این واقعیت حتی در میان افکار عمومی هم پذیرفته شده است و اعمال قدرت آمریکا در برابر ایران، استقبال حیرتانگیز مردم آمریکا از حمله نظامی به ایران را برانگیخت. در حالیکه پیش از حمله آمریکا به ایران تنها ۱۶ درصد آمریکاییها با حمله آمریکا به ایران موافق بودند، پس از حمله تقریبا بدون هزینه به تأسیسات هستهای کشورمان، حمایت افکار عمومی آمریکا به شکل سرسامآوری افزایش یافت؛ بهطوری که ۶۹ درصد جمهوریخواهان و ۳۶ درصد مردم آمریکا طرفدار حمله به ایران شدند!
البته اعلام این رویکرد، معنای دیگری هم دارد؛ اینکه حضور نظامی آمریکا در سراسر جهان و راهاندازی جنگها را نباید در چارچوب استعمار و سلطهجویی تعریف کرد، بلکه چیزی جز تلاش مشروع و خیرخواهانه برای صلح نیست.
حالا میشود جنگ را هم در قواره صلح صورتبندی کرد تا قشر ظاهربین ما هر جنگافروزی دشمن را به مثابه صلح تلقی کنند و انگشت اشاره را به سمت جبهه خودی نشانه روند که جنگی هم اگر تحمیل شده، تقصیر ما بوده! و در شکلهای مزمن آن، نه فقط در برابر آمریکا که مهد دموکراسی و تمدن غرب است؛ بلکه حتی در برابر رژیم جعلی اسرائیل و رژیم بعث هم خودمان مقصر بوده و هستیم!
#جنگ #صلح #سیاست_خارجی
بیشتر بخوانید:
دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟
ایستاده در برابر تحمیل
برای صلح باید جنگید
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
کدام «من زندهام»؟!
✍🏻 محسن قنبریان [یادداشت مهمان]
سردار #شمخانی در مصاحبهای درباره نقشه ترورش توسط اسرائیل به دیالوگ فیلم پاپیون استناد کرد و گفت: حرومزادهها من هنوز زندهام!
او در پاسخ به حواشی انتشار غیراخلاقی #فیلم_عروسی دخترش در هتل لوکس اسپیناس هم همان دیالوگ را تکرار کرد: حرومزادهها...!
من فیلم پاپیون را تا امروز ندیده بودم؛ اما این جمله (البته بدون: آهای حرومزادهها) برایم از فرد دیگری معروف و مشهور بود.
هردو گفتند: «من زندهام» ؛ اما این کجا و آن کجا؟!
فیلم پاپیون تجسم فرهنگ استعماری غرب است. گاوصندوقزنی که به کارفرمای خود نارو میزند و مقداری از جواهرات را برای خود برمیدارد! برایش پاپوش ساخته می شود و به جرم قتل، زندانی می شود...
بقیه فیلم تلاش چندباره برای فرار است. زنده ماندن دزدی مقابل حرومزادهبازی استعمارگرانِ.
او قاتل نبود؛ اما مجرم چرا! البته تسلیم هم نمی شود و به تعبیر فیلم نمیشکند!
او هم خاطرات زندان و فرارش را منتشر میکند و کتاب پرفروش فرانسه میشود.
دومین «من زندهامِ»، مربوط به انسان انقلاب اسلامی و فرزند خمینی است.
دختری اسیر حزب بعث در دفاع مقدس که او هم خاطرات خود را به نام #من_زنده_ام کتاب کرد.
شهید سلیمانی شیفته کتاب او شد و دو تقریظ بر آن نوشت. اولی را در بغداد:
«خواهرم، مثل همان برادرهای اسیرت همه جا با تعصب مراقبت می کردم کسی عکس روی جلد کتابت را نبیند. و در تمام کتاب با ناراحتی و استرس بدنبال این بودم که آیا کسی به شما جسارت کرد؟ آخر مجبور شدم روی عکست را با کاغذ بچسبانم تا نامحرمی او را نبیند... برادرت سلیمانی.»
اگر به آن خواهر گرامی جسارتی هم می شد او گناهی نداشت؛ لکن هیچ لکه خاکستری ای هم در پرونده او نبود؛ حتی ناخواسته!
این از نامه دوم سردار دلها معلوم است: «خواهر خوبم. در آن اسارت، اسارت را به اسارت گرفتی! سعی کن در این آزادی اسیر نشوی. انشالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول الله چگونه بوده است وقتی کنیز او معصومه [ی آباد] اینگونه معصوم بوده است. به تو بعنوان خواهرم، بعنوان معرف دختر مسلمان شیعه، معرف ایران اسلامی، معرف تربیت خمینی افتخار می کنیم. حقیقتا شگفت زده شدم و هزاران بار به تو و دوستانت مرحبا گفتم».
این فرق انسان انقلاب اسلامی و مولود غربی است!
نمیدانم چرا دلم میخواست رزمنده و فرمانده دفاع مقدسِ اول و مجروح دفاع مقدسِ ۱۲ روزه، «من زندهامِ» دوم را به رخ دشمن و بدخواهان میکشید؛ نه «آهای حرومزادهها من هنوز زدهامِ» یک متقلبِ مظلوم!
سزاوارتر بود شمخانی معرف تربیت خمینی باشد؛ نه پاپیونِ غرب وحشی!
در تقابل با دشمن، مثل معصومه آباد ماندن یا خدای نکرده مثل پاپیون شدن، دو اثر متفاوت بر مردم و جامعه دارد:
اولی فقط کتابش را نمیخوانند، پای آن راه و مسلک همراهی و مقاومت هم میکنند!
پاپیون را ولی همان فرانسویها هم فقط کتابش را میخوانند و فیلمش را میبینند؛ اما راه و رسمش، مکتبی نمیشود و مقاومتی را تقویت نمیکند!
انقلاب اسلامی، آدمش اولی است نه دومی!
از کانال حجتالاسلام قنبریان: @m_ghanbarian
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
تساهل علیه «آینده»
«چهار سال است دارم فشار میآورم که بانک مرکزی وظیفه و اختیار دارد و باید به وضعیت این بانک رسیدگی کند... رئیس کل بانک مرکزی در جلسات قبول کرد که در موضوع بانک آینده اختیار صددرصدی دارد. به آقای فرزین گفتم اگر در این مورد از اختیاراتت استفاده نکنی متعرض شما خواهم شد.»
اینها سخنان روز گذشته رئیس دستگاه قضا در پاسخ به دانشجویان درباره بحران هشتساله بانک «آینده» و زیانهای روزانه و اضافه برداشتهای این بانک از جیب مردم است.
حجتالاسلام محسنی اژهای میگوید طی چهار سال اخیر که ریاست دستگاه قضا را بر عهده داشته است، بر مسئلهمحوری و حل ریشهای مشکلات و اصلاح گلوگاهها تمرکز داشته و معتقد است «گرفتن مدیران متخلف بانکی منجر به اصلاح رویه بانک نمیشود» و ترجیح میدهد بهجای آن برای «اصلاح سیستم بانکی و سلب امکان و فرصت تخلف از مدیران» اقدام شود.
رویکرد قاضیالقضات در حل ریشهای مشکلات، قطعا رویکرد درستی است؛ اما باید توجه داشت که بانک مذکور طی این مدت بیکار نبوده و بهطور متقابل در حال تخریب ریشهای اقتصاد و اعتماد ملی است!
بنابر اعلام رسانهها بانک آینده طی همین چهار سال فشار قوه قضائیه بهطور تصاعدی در حال تولید زیان انباشته و جبران آن از طریق خلق پول و تحمیل تورم مضاعف بر مردم بوده است. این زیان که چهار سال پیش به 114 همت رسیده بود، حالا با رشد پنج برابری به 545 هزار میلیارد تومان بالغ شده و همچنان با سرعت زیاد در حال افزایش است.
آمارها درباره این بانک وحشتناک است؛ بانکی که سال گذشته در هر شبانهروز بیش از صدها میلیارد تومان زیان خالص تولید کرده، اضافه برداشتش از بانک مرکزی یکچهارم از رشد پایه پولی کشور را تشکیل داده و یکتنه، پنج تا هفت درصد تورم فعلی را بر مردم تحمیل کرده است تا روی تحریمهای خارجی را سفید کند.
گرچه امیدواریم این سخنان رئیس قوه قضائیه را بتوان به عنوان هشداری جدی تلقی کرد و به ضمیمه قاطعیت دستگاه قضایی و دولت بتواند فرآیند حل مسئله لاینحل این بانک را وارد مرحله جدیدی کند، اما «چهار سال است دارم فشار میآورم» رسم برخورد بالاترین مقام قضایی کشور با چنین چاه ویلی نیست!
وقتی قاضیالقضات در برابر تخلفات و مفاسد بزرگ، چنین مستأصل و منفعل عرض اندام میکند، واقعا چه انتظاری از سایر نهادهای نظارتی میتوان داشت؟ مردمی که در رسانهها چنین رقمهای اعجابآوری را مشاهده میکنند و واکنشی جدی نمیبینند، چگونه میتوانند به دستگاههای نظارتی ما اعتماد کنند و برایش اعتبار قائل شوند؟
آنها که این روش حکمرانی در برابر تخلفات بزرگ را در پیشخوان حاکمیت قانون میبینند، چه انگیزهای برای رعایت قانون و هنجارها خواهند داشت؟ آیا ریشه بسیاری از تخلفات و مفاسد کوچک را نباید در همین مسامحه با دانهدرشتها جست؟
چنین تساهلی اگر در جایی روا باشد، فقط در برخورد با مردم عادی است، نه دانهدرشتهایی که هر روز و هر ساعت و هر لحظه مماشات با آنها میلیاردها زیان بر اقتصاد مردم و اعتماد نظام اسلامی وارد میکند. مردمی که به تعبیر امیرمؤمنان، «یفرط منهم الزلل و تعرض لهم العلل و یوتی علی ایدیهم فی العمد و الخطاء فاعطهم من عفوک و صفحک...»؛ از آنها خطاهایی سر میزند و به عمد و خطا لغزشهایى میکنند، اما عفو و بخشایش را نصیبشان کن...
#حکمرانی #قضایی #بانک_آینده
بیشتر بخوانید:
کنسرت سکوت در تاراج کرسنت
ما و مسائلی که حل نمیشوند!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour