eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
اولیات حقوق! حقوق‌دان‌ها لطفا پاسخ بدهند: آیا اقرار و قرارداد و و تعهدی که زیر سایه و نوشته می‌شود، ارزش قانونی دارد؟ در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
«خیابان» در انتظار امام شهید از همان روزهای پس از شهادت رهبر شهید انقلاب، خبرها و گمانه‌هایی مبنی بر در پیش بودن مراسم تشییع در تهران یا مشهد منتشر می‌شد؛ اما درخواست‌های مکرر مردم از استان‌های مختلف برای شرکت در مراسم و پیش‌بینی حضور جمعیت بسیار بالا، مانع از تحقق این خواسته در زمان جنگ و پیچیدگی ملاحظات امنیتی‌اش می‌شد. گرچه مردم در تمام این مدت خیابان‌ها را رها نکردند و باکی از هیچ تهدیدی نداشتند، اما مراسم تشییع بارها به تعویق افتاد تا شرایط مساعدتری برای حضور مردم و وداع با امام شهیدشان فراهم شود. فرصتی که حالا طبق اعلام ستاد بزرگداشت عروج خونین امام شهید فراهم شده؛ در هفته سوم تیرماه. او پدر امت بود و راهبر انقلاب، مرجعشان بود و پرچم‌دار جبهه مقاومت؛ و گرچه عروج خونینش با زبان روزه و در کنار خانواده، داغ بزرگی‌ست و یادآور داغ‌های سردناشدنی شیعه، اما چنین مراسمی را نمی‌توان به سوگ‌واری فروکاست و در عزا متوقف شد. مردمی که صاحبان عزا هستند، این تشییع را علاوه بر سوگ فقدان و درد فراق، در مشایعت با راه راهبرشان معنا می‌کنند و ماندن بر همان عهدی که با او بسته بودند. درست در روزهایی که زمزمه توافق بلندتر شده بر سر جنگ و صلح. اما این مردم، دیگر همان مردم نهم اسفند 1404 نیستند. در طول این صد و اندی روز، راه صدساله‌ای را رفته‌اند و به مقامات دیگری رسیده‌اند. شب‌های قدری را از سر گذرانده‌اند که بالاتر بوده از هزاران ماه و بعثتی را تجربه کرده‌اند که آنان را در عداد رهبران امت قرار داده است. صدو اندی شب است که مردم مبعوث، خیابان را دارالولایه خود کرده‌اند و قدرت خود را به رخ بدخواهان می‌کشند. خیابانی که نه فقط تجلی حضور و سرمایه اجتماعی‌ست، بلکه میدان رجزخوانی جنگ است و معرکه خون‌خواهی رهبر و خط‌ونشان کشیدن روی میز مذاکره با دشمن. حالا رهبری که پس از شهادت، زنده‌تر شد و حلول کرد در روح مردمانش و آن‌ها را به امامت رساند، قرار است در حیات دیگرباره‌اش با آن‌ها همراه شود و در خیابان به آن‌ها بپیوندد. در همان خیابان‌هایی که حتی یک شب از یاد امام و فریاد مردمش خالی نبود. این مهم‌ترین میراث رهبر شهید است که فراتر از یک ساختار سیاسی، جامعه‌ای را حاکم بر مقدراتش بارآورد و مردمی را تربیت کرد که فارغ از خور و خواب، مسئولیت امتشان را برعهده بگیرند و چنین معجزه‌ای بیافرینند. معجزه‌ای که قرار است در بدرقه رهبر شهیدشان به اوج خود برسد. بیشتر بخوانید: یا لثارات الامام پیام‌آور بعثت مردم مذاکره وسط خیابان! روایت اول؛ روایت مردم داغی که سرد نمی‌شود... امتداد «خیابان» کجاست؟ ایران پساجنگ؛ در تراز مردم تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
از شعام مقدس تا بیانیه بی‌اعتبار! دبیرخانه را به جایی رساندند که می‌تواند قوانین کشور را تعلیق و مجلس را تعطیل کند، ولی حالا می‌گویند که تصریح شده با تدبیر رهبری به تصویب شورای عالی امنیت ملی رسیده، بی‌اعتبار است و صرفا یک بیانیه بوده و لابد برای مصرف داخلی! جالب این‌که با همین بیانیه به مردم تحمیل شد؛ با ادعای تحقق همه شروط و با تدبیر رهبری... در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
حتی تصورش هم سخت است که بیش از ۹۰ درصد اعضای نهاد عالی امنیت کشور نظری مخالف نظر رهبری داشته باشند، بر نظر خودشان اصرار کنند، و حرف خودشان را به کرسی بنشانند... نتیجه‌اش می‌شود این‌که پس از تصویب: «ما، یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقق شروط گفته‌شده خواهیم بود...» در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
با پیام صریح رهبر انقلاب، افسانه انقلاب، باطل شد و توهم عصمت وزیر و وکیل و سردار، فروریخت. افسانه‌ای که همه تصمیمات را در هماهنگی با رهبری و مصون از نقد و مطالبه وحساب‌کشی تلقی می‌کرد و همه خطاها را پای نظام و رهبری می‌نوشت! حالا مردم به جایگاه اصلی‌شان برمی‌گردند تا نظام امام و امت، حاکم و ناظر بر دولت‌مردان و کارگزاران حکومت باشد. در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
پیش‌شرط‌های مذاکره چه شد؟ مردم، یعنی ناظران توافق بدانند! شروع پیش از شروع تحقق شروط زیر، خلاف نص صریح تفاهم‌نامه است: - خاتمه جنگ و عقب‌نشینی از لبنان (تضمین تمامیت ارضی لبنان) - تعلیق تحریم‌های صادرات نفت و پتروشیمی ایران - آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران پیگیری تحقق این شروط، بهانه خوبی برای مذاکره در بالاترین سطوح نیست! عجیب این‌که دو شرط خاتمه جنگ در لبنان و آزادسازی دارایی‌های ایران، «پیش‌شرط» مذاکرات اسلام‌آباد بوده و هنوز عملی نشده! اینجا بخوانید: مذاکره برای پیش‌شرط؟ در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
هم‌نوا با نتانیاهو؟ یا ترامپ؟ در تصمیمی که به سرنوشت تک‌تک ایرانیان بستگی دارد، طبیعی است که ملت مبعوث و به‌ویژه کارشناسان، نظراتی داشته باشند و این نظرات را چه در حمایت و چه در نقد توافق، به‌صورت منطقی، منصفانه و مؤدبانه مطرح کنند. اما خروج از دایره ادب، انصاف و منطق را نمی‌توان طبیعی دانست؛ چه در حمایت و چه در نقد این تصمیم. از نیت‌خوانی و اتهامات بی‌اساس طرفین گرفته تا برچسب زدن و هم‌قطار کردن هم‌سنگران با دشمن. یکی از برچسب‌ها و نسبت‌های رایج، تهمت هم‌نوایی با دشمن است که بر اساس شبهه موافقت یا مخالفت دشمن با توافق، تردیدهایی را در صحت مواضع طرفین ایجاد می‌کند. وقتی مثلا موافقت ترامپ با توافق و مخالفت نتانیاهو با آن، دستاویزی می‌شود برای نسبت دادن هم‌نوایی با نتانیاهو و ترامپ به رقبای داخلی. شبهه رایجی که در دوره تصویب برجام حتی توسط رئیس‌جمهور وقت مطرح می‌شد! باید گفت اختلافات داخلی نه در راهبرد مقاومت در برابر دشمن و تأمین منافع ملی، بلکه بر سر تاکتیک حصول نتیجه است. بنابراین هیچ‌گونه هم‌نوایی راهبردی با دشمن وجود ندارد. اما طبیعی‌ست که ما با دشمنانمان در راهکارهایی مثل تلاش برای کسب حداکثری امتیازات، مشابهت هم داشته باشیم. تشابهی که ممکن است به تشابه موضع نسبت به یک تصمیم تعبیر شود. اما آن‌چه اهمیت دارد، وجه مخالفت و موافقت است، نه نفس موافقت و مخالفت! معامله‌ای را تصور کنید که هر دو طرف آن از معامله ابراز نارضایتی می‌کنند و معتقدند که قیمت معامله می‌توانست رقم دیگری باشد. این توافق بر نارضایتی طرفین از معامله را نمی‌توان به هم‌نوایی هر دو طرف تعبیر کرد؛ چون یکی بر رقم بیشتر و دیگری بر رقم کم‌تر اصرار دارند. بنابراین هیچ استبعادی ندارد که ما و دشمنانمان بر سر منافع طرفینی یک تصمیم، تفاهم یا اختلاف‌نظر داشته باشیم؛ از باب تصور تأمین منافع یا امکان گرفتن امتیازات و منافع بیشتر. اما سوی دیگر این ماجرا توهم اختلاف بین آمریکا و اسرائیل است؛ تصوری که با توجه به پیوستگی مستحکم این دو موجودیت، به‌ویژه در تحقق اهداف منطقه‌ای، چیزی جز خطای محاسباتی نیست. خطایی که در کشورهای عربی نتایج فاجعه‌باری آفریده و طی پنج دهه گذشته از تقابل نظامی با اسرائیل، به پایگاه‌های نظامی آمریکا و در نتیجه حامی اسرائیل تبدیل شده‌اند. اما فارغ از این‌که آمریکا و اسرائیل حتی در جزئیات تصمیم‌گیری‌ها در هماهنگی کامل هستند و بارها بر این امر تصریح کرده‌اند، مخالفت‌های ظاهری آن‌ها نیز نه در سطح راهبرد، بلکه در سطح تاکتیک است. از نظر آمریکایی‌ها، سرنگونی نظام ایران در کوتاه‌مدت میسر نیست و ایران مهار‌شده و تحت نظارت، می‌تواند مسیر نهایی سرنگونی یا تغییر را هموارتر کند. اما جریان‌های راست‌گرای اسرائیل حتی ایران مهار‌شده را نیز تهدیدی برای اسرائیل تلقی کرده و معتقدند که نمی‌توان در یک جنگ بی‌پایان باقی ماند و منبع تهدید را هرچه سریع‌تر باید به‌طور کامل نابود کرد. جریانات مذهبی این رژیم هم که نگاه‌های آخرالزمانی به این جنگ دارند، در پی تحقق سریع‌تر اسرائیل بزرگ و نابودی دشمنان ماشیح موعود هستند. در نتیجه مطالبات حداکثری برای فشار نظامی جهت سرنگونی یا تضعیف شدید ایران را دنبال می‌کنند و توافق را به‌عنوان وقفه‌ای در این روند می‌بینند. تفاوت نظرات اسرائیل و آمریکا را در چارچوب راهبرد «پلیس خوب، پلیس بد» هم می‌توان تحلیل کرد. مخالفت اسرائیل با توافقاتی مثل برجام و هر توافق دیگر با ایران، به افزایش قدرت چانه‌زنی آمریکا در مذاکرات نیز کمک می‌کند و این جمله بارها شنیده شده که در صورت عدم مذاکره، توافق یا اعطای امتیازات بیشتر، اسرائیل ممکن است دست به اقدام نظامی بزند. بیشتر بخوانید: مذاکره وسط خیابان! عبور از دیپلماسی فانتزی تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 هتل کوبورگ؛ سروده صبح امضای تفاهم وین بازخوانی تقدیر رهبر شهید انقلاب از سرودی که بازتاب جهانی داشت؛ ولی در ایران دیده نشد! سروده مشترک میلاد عرفان‌پور و محمدمهدی سیار: من به لبخند گرگ بدبینم به دروغ بزرگ بدبینم گرم‌تر می‌شود مذاکره‌ها تنگ‌تر می‌شود محاصره‌ها این چه بازی‌ست این چه شطرنج است که نصیب پیاده‌ها رنج است این چنین گفت‌وگو که دید و شنید گفت‌وگو زیر سایه تهدید! به شجاعان این دیار قسم که از افسون ترس می‌ترسم! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
دوربرگردان ترامپ روی بند لبنان! روز گذشته وزارت خارجه آمریکا متن کامل توافق امضا شده میان دولت غرب‌گرای لبنان و رژیم صهیونیستی را منتشر کرد. توافقی که تنها یک هفته پس از امضای تفاهم میان ایران و آمریکا، ابهاماتی را درباره فرجام جنگ در لبنان به وجود آورده است. اولین بند از تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا به «خاتمه فوری و دائمی عملیات‌های نظامی در تمامی جبهه‌ها، از جمله در لبنان» اشاره داشت و طرفین تعهد می‌کردند «تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند.» اصل وجود این بند در تفاهم‌نامه، نشانه زنده بودن محور مقاومت و اهتمام ایران به اضلاع آن است. در حالی‌که در طرح اولیه پیشنهادی آمریکا، قطع کامل همکاری ایران با گروه‌های مقاومت در منطقه و خلع سلاح آن‌ها قید شده بود، طرفین نهایتا پای تحقق آتش‌بس و خاتمه اشغال‌گری در لبنان را امضا کردند. آن‌چه از عبارت «تضمین تمامیت ارضی» فهمیده می‌شود این است که هم‌زمان با امضای تفاهم، علاوه بر آتش‌بس و پایان جنگ، عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی و پایان اشغال‌گری نیز باید محقق شود؛ واقعیتی که توسط مقامات کشورمان نیز به صراحت بیان شد. اما وجود تکمله‌ای در این بند ممکن است باعث ایجاد ابهاماتی شود: «توافق نهایی، خاتمه دائمی جنگ در تمامی جبهه‌ها، از جمله در لبنان، و بقیه مفاد این بند را تأیید خواهد کرد.» گرچه این جمله نافی تعهد طرفین به پایان جنگ و از جمله پایان تجاوزات رژیم صهیونیستی به لبنان نیست، اما تأیید خاتمه جنگ را در توافق نهایی که تضمین حقوقی شورای امنیت را دارد مسجل می‌کند. همچنین عبارت «تضمین حاکمیت لبنان» ممکن است زمینه محدودیت‌هایی را برای نیروهای غیردولتی و مشخصا حزب‌الله لبنان به وجود آورد. به‌ویژه این‌که ایران در ابتدای این بند نسبت به فعالیت متحدانش «متعهد» شده است. اما آن‌چه اجرا می‌شود معمولا تابع عناصر قدرت است و ممکن است نسبتی با متن‌ها و حتی فرامتن‌ها نداشته باشد. کمااین‌که بند اول تفاهم در عرصه عمل و اجرا به گونه دیگری پیش رفته است. آتش‌بس در لبنان از ابتدا به عنوان پیش‌شرط آتش‌بس ایران و آغاز مذاکرات اسلام‌آباد مطرح شده بود؛ اما با وجود تأکید چندباره رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایران، نادیده گرفته شد. حملات مستمر و پیشروی اسرائیل در لبنان تا دو ماه بعد از آغاز مذاکرات اسلام‌آباد هم ادامه داشت و تنها تعرض به بیروت بود که موجب واکنش جدی سیاسی و بازدارنده ایران شد. با این وجود این تعرضات حتی پس از امضای تفاهم‌نامه نیز به‌صورت پراکنده تداوم داشته است. اما روز گذشته آمریکا پا را فراتر گذاشت و رسما بند اول تفاهم امضاشده با ایران را دور زد. دولت لبنان و رژیم صهیونیستی در واشنگتن و به واسطه‌گری دولت آمریکا پای توافق جدیدی نشستند که یادآور سازش اعراب با اسرائیل در اسلو و کمپ‌دیوید است. این توافق در پوشش پایان جنگ و عادی‌سازی روابط و احیای حاکمیت دولت لبنان، در پی فشار برای خلع سلاح حزب‌الله در برابر رژیم اشغال‌گر صهیونیستی است. امری که تحقق آن علاوه بر تغییر موازنه بازدارندگی با اسرائیل در لبنان، به کاهش عمق راهبردی و بازدارندگی منطقه‌ای ایران و سایر اضلاع محور مقاومت نیز خواهد انجامید. با این‌که در تفاهم ایران-آمریکا، ایران یکی از طرف‌های تضمین پایان درگیری در لبنان است و هیچ اشاره‌ای هم به محدود کردن حزب‌الله ندارد، اما در این توافق، خاتمه جنگ در لبنان به توافق مستقیم بیروت و تل‌آویو، با میانجیگری آمریکا گره خورده و علاوه بر تأکید بر خلع سلاح حزب‌الله، صراحتا ادعای سایر کشورها برای اثرگذاری بر امنیت لبنان رد شده است. ناگفته پیداست که چنین توافقی برای محور مقاومت و مردم مقاوم لبنان پذیرفتنی نیست و امکان اجرا نیز نخواهد داشت؛ اما نوع برخورد با نقض فاحش بند اول تفاهم می‌تواند نشان‌دهنده جدیت ما در تحقق سایر بندها و شروط تفاهم‌نامه باشد. بیشتر بخوانید: مذاکره وسط خیابان! عبور از دیپلماسی فانتزی هم‌نوا با نتانیاهو؟ یا ترامپ؟ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
غرامت برای بازدارندگی پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته قوه قضائیه، بر سه محور اصلاح ساختاری و عملی دستگاه قضائی، بازتعریف عدالت و توسعه آن به نظارت بر کیفیت حکم‌رانی و پیگیری خسارت‌های جنگ تحمیلی سوم تأکید دارد. اما بخشی از پیام که ارتباط مستقیمی با جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان دارد، تأکید بر پیگیری حقوق تضییع‌شده ملت ایران در جریان این جنایات است. تأکیدات رهبر انقلاب بر این موضوع نشان می‌دهد رسیدگی به جنایت‌های دشمن، اقدامی نمادین و رسانه‌ای نیست که صرفا با محکومیت سیاسی و ابراز تأسف رفع و رجوع شود. بلکه نیازمند پیگیری جدی سیاسی و حتی قضائی است. پیگیری جنایات دشمن در جنگ دوازده روزه، در سخنان سال گذشته رهبر شهید انقلاب در جمع مسئولان دستگاه قضائی نیز مورد تأکید بود: پیگیری قوه قضائیه در محاکم حقوقی داخلی و بین‌المللی درباره رسیدگی به این جنایات اخیری که انجام گرفته، بسیار لازم و مهم است. ما در خیلی از قضایای قبلی در سال‌های گذشته باید این کار را می‌کردیم و کوتاهی کردیم؛ این دفعه کوتاهی نکنیم...» البته این موضوع در پیام رهبر انقلاب صرفا به آسیب‌دیدگان و شهدا محدود نیست و جزو «حقوق عامه همه ملت ایران» تلقی شده است؛ یعنی نه‌تنها خون‌بهای شهدا و خسارات وارده، بلکه همه «صدمات و لطمات جسمی و روحی و مادی و معنوی وارد شده به کشور و هر یک از آحاد ملّت ایران در داخل و حتی خارج از کشور» را شامل می‌شود. این‌جا شاید تنها جایی باشد که قضائی‌سازی و تعدد پرونده‌ها مذموم نیست و جا دارد برای هرکدام از این خسارات و صدمات ریز و درشت به هر فرد ایرانی، پرونده‌ای حقوقی تشکیل و «در محاکم قضائی داخلی و بین‌المللی با جدیت دنبال شود». پیش‌گامی دستگاه قضائی در این امر می‌تواند موتور محرک دولت و دستگاه سیاست خارجی نیز باشد و حتی در صورت بروز سستی یا وجود موانع و فشارها، آنان را به استیفای حقوق مردم ایران وادار سازد. این سازوکار را سال‌هاست که رژیم آمریکا و برخی کشورهای اروپایی پیاده کرده‌اند و تاکنون میلیاردها دلار از اموال کشورمان، مستند به احکام دادگاه‌های غربی یا دیوان بین‌المللی مصادره شده است. احکامی مثل صدمات جانی و مالی در ناآرامی‌های رخ داده در سایر کشورها که به ایران منتسب شده یا حتی ادعای صدمات روحی افرادی در آمریکا در اثر انقلاب اسلامی مردم ایران! این در حالی‌ست که جنایت‌های رخ داده در جنگ دوم وسوم تحمیلی کاملا مستند و همراه با اعترافات صریح مجرمان است که فرایند رسیدگی و اثبات را تسهیل می‌کند: «اعترافات و حتی افتخار وقیحانه بعضی از سران دشمن آمریکایی، صهیونی به این جنایت‌ها است که قطعا اقرار به جنایت محسوب گشته و مقدّمات احقاق حقوق تضییع شده ملت را به شکل مناسبی فراهم ساخته است.» باید گفت پیگیری این جنایت‌ها و به نتیجه رسیدن پرونده‌ها علاوه بر احقاق حقوق ملی، نتیجه‌های امنیتی مهمی نیز به همراه دارد و با افزایش هزینه جنایت و پیشگیری از تکرار دوباره، ضریب بازدارندگی نظامی و امنیتی کشور را ارتقا خواهد داد؛ چراکه «این اقدام به‌نوبه خود از تکرار این قبیل جنایات پیشگیری خواهد نمود.» بیشتر بخوانید: تساهل علیه «آینده» خسارت کافی نیست! در برابر جنگ‌افروزی انتفاعی چرا ماست‌ها کیسه نمی‌شود؟ ما و مسائلی که حل نمی‌شوند! کنسرت سکوت در تاراج کرسنت تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
حکم‌رانی در ترازوی عدلیه پیام‌های رهبر انقلاب هرچند در مناسبت‌های مختلف صادر می‌شوند، اما مناسبتی نیستند و گویا در حال ترسیم چشم‌اندازی جدید از حکم‌رانی در دوره پساجنگ هستند. در این پیام‌ها با وجود تأکید بر اهمیت جنگ و مقاومت، زندگی کماکان جریان دارد و آینده به جنگ و اقتضائاتش گره نخورده است. بر این اساس است که بخشی از این پیام‌ها به ارتقای کیفیت اداره کشور و جزئیات آن می‌پردازد. پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته قوه قضائیه، با تأکید بر اصلاح درونی قوه قضائیه و عبور از رویکرد شعاری و تحقق عملی اسناد تحولی، به‌نظر می‌رسد لحنی مطالبه‌گرانه‌تر و عملیاتی‌تر دارد و بر اصلاح داخلی قوه قضائیه تأکید می‌کند؛ و تأکیدی چندباره بر تنظیم قوا در تراز مردم: «انتظار به‌حق از همه قوا، دستگاه‌ها و نهادهای مسئول آن است که همواره عملکرد خود را با تراز مطلوب نظام مقدس جمهوری اسلامی و شأن والای ملت، تنظیم و بازآرایی کنند.» با وجود تهدیدات نظامی، اولویت اصلی همچنان ساخت درونی نظام است؛ چراکه پایداری سیاسی یک نظام مردمی، به کارآمدی، عدالت‌‌گستری و اعتماد عمومی وابسته است و دستگاه قضایی نیز مؤثرترین ابزاری است که می‌تواند اجزای حاکمیت را به صلاح درآورد. شاید این هدف قرار است با توسعه مفهوم عدالت در کارکردهای قضا رقم بخورد؛ آن‌جا که رهبر انقلاب حقوق ملت را علاوه بر مسائل فردی به انواع حقوق عامه و اجتماعی مردم تعمیم می‌دهد: «از حق امنیت اقتصادی و دسترسی عادلانه به فرصت‌ها تا حق برخورداری عادلانه از مواهب طبیعی، محیط‌زیست سالم، آزادی‌های مشروع، و حکم‌رانی کارآمد». این نگاهی است که کارکرد عدلیه را فراتر از مبارزه با فساد یا توزیع ثروت، به حوزه حکم‌رانی گسترش می‌دهد و از ثبات اقتصادی و حفظ ارزش پول ملی تا کیفیت خدمات عمومی و برخورداری از مسئولان باکفایت، جزو حقوق قابل پیگیری مردم تلقی می‌شود. ورود دستگاه قضائی در این حوزه تاکنون بسیار محدود و غیرنظام‌مند بوده است. از همین‌روست که رسیدگی به پرونده‌های کم‌کاری یا ترک‌فعل مدیران و دستگاه‌های اجرایی و پیگیری حقوق عامه در پروژه‌های عمرانی و مثلا جبران زیان‌های زیست‌محیطی به‌ندرت در میان پرونده‌ها به چشم می‌خورد. این رویکرد می‌تواند زمینه‌ساز اقدام قضائی در موارد زیادی شود؛ مانند رسیدگی به ترک فعل مدیران منجر به خسارت عمومی، تضییع حقوق عمومی بر اثر تصمیمات غیرقانونی یا تبعیض‌آمیز، انتصابات بدون صلاحیت، تصمیمات خسارت‌بار، نقض حقوق شهروندان در دسترسی به خدمات عمومی و... گسترش کارکرد دستگاه قضا به احقاق حق مردم در برخورداری از حکم‌رانی خوب، دستگاه قضائی را وارد سطح دیگری از کنش‌گری خواهد کرد. سطحی که قوه قضائیه را از مرجع منفعل حل اختلاف میان افراد، به دستگاه فعال نظارت بر کیفیت مطلوب اداره کشور ارتقا خواهد داد و گستره وسیع‌تری از احقاق حقوق عامه و عدالت‌گستری را محقق خواهد کرد. بیشتر بخوانید: تساهل علیه «آینده» غرامت برای بازدارندگی چشم‌اندازی که «تجربه» شد در جستجوی حلقه مفقوده... چرا ماست‌ها کیسه نمی‌شود؟ ما و مسائلی که حل نمی‌شوند! کنسرت سکوت در تاراج کرسنت صورت‌مسئله‌هایی که پاک نمی‌شود تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
ما و خجلت «خونی که در رگ ماست»... مردمی که هربار در مصلی منتظرت بودند تا تصویری را ببینند که هیچ‌گاه در طول این سی‌وشش سال تکراری نشد و با آمدنت، قیام کنند و به خروش آیند، این‌بار مبهوت تصویری هستند بی‌تکرار. این بار به‌جای براعت استهلال چهره‌ات، قامت رشیدت را در ردای سه رنگ دیدند و تابوت عهدت را به دوش کشیدند تا مگر قدری آرام گیرند که «فیه سکینة من ربکم». تو نرفته‌ای که بدرقه‌ات کنیم؛ تو مانده‌ای و ماییم که با گرداب زمان در تقویم زمین دست‌وپا می‌زنیم. زودتر از همه رسیدی به همان قله‌ای که وعده کرده بودی و ما همچنان در پیچ‌وخم این پیچ تاریخی طاقت‌فرسا. چنین عروجی گریستن ندارد. چشم‌ها اگر دریایی‌ست، در عزای خودمان است که «چون بیوه‌گان ننگ سلامت ماند بر ما». از تاوان خونی که تا قیامت ماند برما. از آن لحظه‌ای که از پا افتادی و ما بر پای بودیم. و خجلت «خونی که در رگ ماست» و هنوز در رگ ماست... از شرم عهدی که بسته بودیم با انصار ابی‌عبدالله که سبقت بگیریم در شهادت از بنی‌هاشم و پرواز کنیم به سوی معرکه تا شاید سر بگذاریم بر دامانت که «أوَفیت بعهدی یابن رسول‌الله؟». قرارمان چیز دیگری بود! اما گفته بودی اگر حرفی زدند که خونتان را به جوش آورد، اگر اهانتی کردند، اگر عکست را هم آتش زدند، سکوت کنیم. سکوت کردیم و هنوز ساکتیم! صدوبیست روز از آخرین سکوتت گذشته و هنوز ساکتیم! به مسلخ رفتی و هنوز برجاییم! نفس‌هایت ایستاد و هنوز نفس می‌کشیم! نه ما، که قاتلانت نیز... سکوتمان سکوت رضا نبود؛ خشم فرو خورده‌ای بود که روز موعود را انتظار می‌کشید. نشانه‌اش مشت‌هایی که به تأسی از کوه صلابتت گره شد و دندان‌هایی که برهم فشرده و جمجمه‌هایی که به خدا عاریت دادیم تا اگر کوه‌ها متزلزل شدند، تکان نخوریم. گفتیم که اهل کوفه نیستیم و اگر ظهر روز دهم در کربلا نبودیم، صبح عاشورای اسفند که هستیم در کربلای ایران. اما صبح دهم که رسیدیم، داغ‌دار تاسوعای اسفندت شدیم. غمی که خیابان‌پرورمان کرد و از آن روز، شبی نبوده که کارزار خیابان را ترک گوییم. حالا جان‌فدایانی که جان‌فدایشان شدی، اقیانوسی شده‌اند از دست‌هایی که سه اربعین، پرچم سه‌رنگ ایرانت را بردوش کشیده‌اند و اینک پرچم سرخ در کف، خونت را طلب می‌کنند. خونی که تضمین زندگی است که «فی القصاص حیاة». خونی که وحدت آفرید و ترجمان وحی بود در بعثت مردم؛ در آن روزی که شهادتت نقطه پایانی گذاشت بر تردیدها و بی‌طرفی‌ها. روزی که از قامت افتادی تا ملتی برپای شود و نگذارند پرچمت بر زمین افتد که «باید برخاست». اما گفته بودی که نیرویمان را حفظ کنیم «برای روزی که کشور به آن نیازمند است؛ برای مقابله با دشمن». برای امروز! اینک ماییم و پرچم خون‌خواهی تو در رکاب نایبت و روز موعودی که وعده داده بودی. بسم الله. بیشتر بخوانید: یا لثارات الامام داغی که سرد نمی‌شود... «خیابان» در انتظار امام شهید تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour