eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
هندسه رابطه ایران و عراق در پیام قدردانی رهبر انقلاب از ملت عراق به‌پاس حماسه تشییع امام شهید که از مرجعیت دینی و نخبگان فکری تا سران قبایل و شیوخ عشایر و نهایتا عموم مردم را مخاطب قرار می‌دهد، حرفی از دولت عراق نیست! و هندسه رابطه ایران و عراق در چارچوب نظریه «امت» تعریف می‌شود. آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای همان ابتدا واقعه عظیم تشییع را به گذشته عراق و هزار و چهارصد سال تاریخ ولایت‌پذیری‌اش گره می‌زند؛ از حضور امیرالمؤمنین در این سرزمین و تثبیت ولایتی که هیچ حکومتی نتوانست آن‌را از دل مردم بزداید و پس از چهارده قرن هم‌چنان در معجزه اربعین رخ نشان می‌دهد. بدرقه رهبر شهید انقلاب در عراق، همان‌گونه که ظهور و بروز عراقی‌ها نیز نشان می‌داد، جدا از حرکت تمدنی اربعین قابل هضم نیست. مردمی که هرساله بزرگ‌ترین اجتماع مذهبی جهان را شکل می‌دهند، همان ظرفیت را در بدرقه «امام مجاهد شهید» آشکار کردند. اربعین، خواه ناخواه به حلقه مهمی از زنجیره امت‌سازی و شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی تبدیل شده و این تشییع تاریخی نیز می‌تواند مقوم همین مسیر باشد. مسیری که چند روز پس از تشییع رهبر شهید انقلاب، در آغاز اربعین امسال نیز استمرار می‌یابد و میلیون‌ها زائر، یاد رهبر شهید را در راه شهید کربلا زنده نگه می‌دارند. این پیام البته در بستر تحولات سیاسی عراق هم مفهوم ویژه‌ای دارد. عراق امروز یکی از مهم‌ترین چالش‌های هویتی خود را پشت سر می‌گذارد تا بتواند بین دولت‌ملت عراق و رابطه‌اش با امت اسلامی تعادلی برقرار کند. چالش‌هایی که البته زیر بمباران سیاسی و تبلیغاتی بازیگران غربی و عربی برای انکار هویت امت‌گراست و اتفاقا ایران را به عنوان معارض هویت عربی معرفی می‌کنند. اما حالا میلیون‌ها عراقی رهبر کشوری را بر دوش می‌کشند که هشت سال جنگی ساختگی را با آن کشور تجربه کرده‌اند و بیش از دو دهه نیز تحت تسلط کشوری هستند که هم‌زمان با مراسم تشییع، در حال جنگ با ایران بوده است! این واقعیت جامعه عراق است که ورای پروژه‌های ساختگی ملی‌گرایی و عربیت رخ نشان می‌دهد تا پیوندهای فرامرزی فراتر از رقابت‌های سیاسی «فصل جدیدی از بیداری و نقش‌آفرینی برای تغییر معادلات پیش‌ساخته‌ مستکبران» بگشاید. با وجود سرمایه‌گذاری‌های کلان برای تخریب رابطه دو ملت، وحدتی شکل گرفته که نه بر پایه قومیت، نه زبان، نه مرزهای سیاسی و نه حتی صرفا منافع مشترک، بلکه بر محور «حب الحسین» تعریف می‌شود. محبتی که هم‌چون داغ ابدی و سردناشدنی عزای حسین(ع) در قلوب مؤمنین، می‌تواند ارتباطی ناگسستنی را رقم بزند. آینده روابط ایران و عراق بر پایه رابطه‌ای است که ریشه تاریخی‌اش در ولایت علوی و بستر اجتماعی‌اش در اربعین حسینی است و راهبرد سیاسی‌اش هم چیزی جز مقاومت نمی‌تواند باشد. و همین آینده گروه‌های مقاومت است که امروز تحت شدیدترین فشارهای آمریکا برای مهار مقاومت، کاهش نفوذ ایران و بازآرایی نظم امنیتی منطقه قرار دارد. قرار دادن تشییع رهبر شهید انقلاب در کنار «عملکرد مجاهدانه در جبهه مقاومت»، مفهوم دیگری می‌یابد که مقاومت را نه فقط در ابعاد نظامی، بلکه در عرصه اجتماعی و مردمی نیز نمودار می‌کند. توسعه مقاومت بر پایه چنین سرمایه اجتماعی عظیمی می‌تواند کلید اصلی تحولات آتی عراق کشور باشد. حقیقت آن است که مقاومت عراق، زائده‌ای تحمیلی نیست و تدوام طبیعی سابقه تاریخی مردم این کشور است که با قرار گرفتن در راستای ولایت و فرهنگ اربعین، جزئی از هویت عراق را تشکیل می‌دهد. بنابراین این ضلع جبهه مقاومت صرفا یک جریان سیاسی یا نظامی نیست که با انحلال و خلع سلاح تهدید شود؛ بلکه مستظهر به سرمایه اجتماعی و عقیدتی عظیمی است که امواجش در تشییع میلیونی «علمدار مقاومت» به خروش آمد. بیشتر بخوانید: از کربلا نباید گذشت! اربعین و معجزه خدمت عراق همدل؛ پای کار ایران نفوذ از غرب یا شمال‌غربی؟ تشییع تمدنی در گهواره تمدن فرصت مقاومت در دل تهدید جنگ وقتی نیروهای مقاومت درگیر اقتصاد می‌شوند تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تناقضات محاسباتی... عراقچی، دو روز قبل جنگ: ـ این دور از گفت‌وگوها یکی از جدی‌ترین، طولانی‌ترین و مؤثرترین ادوار مذاکراتی بود. جدیت در دو طرف مشهود است. ـ پیشرفت‌های خوبی حاصل شد و به‌طور جدی وارد عناصر یک توافق شدیم؛ هم در حوزه هسته‌ای و هم در حوزه تحریم‌ها. عراقچی، یک روز قبل جنگ: ـ پیشرفت بیشتری در تعامل دیپلماتیک ما با ایالات متحده حاصل شده است. ـ این گفت‌وگوها با درک متقابل به پایان رسید... تیم‌های فنی در روزهای آتی در وین گرد هم خواهند آمد... از عمان بابت میانجی‌گری‌های مستمر و مؤثرش قدردانی می‌کنیم. عراقچی، ۱۴۰ روز پس از شروع جنگ: ـ مطمئن بودیم که جنگ می‌شود و چون مطمئن بودیم، گفتیم باید یکی دو دور مذاکره انجام شود که دیگر کسی نگوید تقصیر خودتان بود! ـ روز پنجشنبه (۷ اسفند) پس از پایان مذاکرات برای من روشن شد که فضای حاکم دیگر فضای مذاکره نیست. روز جمعه (۸ اسفند) کاملا به این جمع‌بندی رسیدم که جنگ قطعی است. ـ صبح شنبه (۹ اسفند) ساعت ۹ صبح در بیت رهبری گزارش مذاکرات را به آقای حجازی ارائه می‌کردم. اتفاقا به بخش مربوط به فضای سنگین و جنگی رسیده بودم که ناگهان همان‌جا حمله آغاز شد. ـ دشمن از برگزاری این جلسات اطلاع داشت و این نشان‌دهنده حفره امنیتی است که هنوز برطرف نشده و در جهت‌دهی به تصمیم‌سازی‌ها هم فعال است. ـ رهبر فعلی انقلاب را در این دوره هنوز ندیده‌ام. بیشتر بخوانید: نفوذ در سیستم نفوذناپذیر! دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟ رمزگشایی از «خطای محاسباتی» دیپلماسی در تعطیلات آخربرجامی! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
به پیشواز جنگ زمینی تردیدی نیست که بخشی از این فضاسازی‌ها و سناریوهای جنگ زمینی، کارزار رسانه‌ای و جنگ روانی دشمن است برای القای ترس و احساس انسداد تا به رفتارهای هیجانی یا فلج تصمیم‌گیری منجر شود و دشمن با کم‌ترین هزینه به هدف خود برسد؛ یعنی تضعیف، انفعال و تسلیم. و تردیدی هم نیست که نزدیک شدن آمریکایی‌ها و ورود نظامیان آمریکایی به عرصه جنگ زمینی، فرصتی بی‌نظیر برای وارد کردن حداکثر ضربات به نیروی انسانی آن‌هاست. ضرباتی که بیش از هر خسارتی برای افکار عمومی آمریکا دردآور خواهد بود و آینده سیاسی جنگ‌طلبان را به مخاطره خواهد انداخت. با این وجود در برابر چنین احتمالی نباید منفعل بود. انفعال در جنگ به‌معنای ترس است و همین ترس است که دشمن را به تحقق چنین حماقت‌هایی مصمم می‌کند. امنیت ملی وقتی مفهوم می‌یابد که مبتنی بر بازداردگی و جلوگیری از ناامنی باشد و انتظار کشیدن برای پاسخ به ناامنی، نقض غرض است. راهکار جلوگیری از حمله زمینی یا مقابله با آن نیز چیزی جز تحقق بازدارندگی نیست. یعنی اثبات این‌که چنین حماقتی هزینه‌ای فراتر از محاسبات دشمن دارد و تلفاتی بیش از طاقتش به او وارد خواهد کرد. برای اثبات این ادعا راهی جز این نیست که با قدرت به پیشواز جنگ زمینی برویم! در این فضا نیروهای مسلح ما نیز حملات موشکی و پهپادی متقابلی را نسبت به استعداد نظامی و پشتیبانی دشمن انجام می‌دهند؛ اما واقعیت آن است که مزیت اصلی نیروهای مسلح ما، نیروهای زمینی هستند و علاوه بر این، جنگ زمینی امکان فعال کردن خیل عظیمی از بسیجیان و مردم جان‌فدا در جریان جنگ را نیز فراهم می‌سازد. بنابراین می‌توان انتظار داشت که علاوه بر ظرفیت‌های نظامی، ظرفیت‌های اجتماعی نیز به خدمت امنیت ملی درآیند که برای این منظور شبکه ارتباطی مردمی شکل‌گرفته در مساجد و اجتماعات شبانه، بستر مناسبی خواهد بود. سازمان‌دهی واقعی جان‌فداهای آماده و اعزام نیروهای مردمی به مناطق تنش، تشکیل گردان‌های مدافع یا حتی اعلام آمادگی گردان‌های شهادت‌طلب تهاجمی برای حمله به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، طرح جدی مداخله مردمی برای تغییرات سیاسی در کشورهای متخاصم منطقه و راهکارهایی از این دست می‌تواند در دستور کار قرار گیرد. اما در دسترس‌ترین اقدام، آموزش‌های نظامی دفاع فعال در برابر حمله زمینی برای عموم مردم است که اراده ملی دفاع در برابر این تهدید را به رخ خواهد کشید. تجربه مختصر این آموزش‌ها در صداوسیما، پیش از این بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد که نشان از تأثیرگذاری آن بود. به‌ویژه این‌که سلاح‌هایی مثل پهپادهای انتحاری اف‌پی‌وی با وجود تأثیر فوق‌العاده در جنگ‌های نوین، مرزهای نظامی‌گری را جابه‌جا کرده و آن را به بازی‌وارگی نزدیک کرده است. سلاحی که همه بضاعت آموزشی‌اش یک گوشی هوشمند است یا نهایتا یک دسته بازی رایانه‌ای! آموزش هزاران ایرانی، اعم از زن و مرد و پیر و جوان و حتی کودکان با شبیه‌سازهای پهپادی و حتی تبدیل گیم‌نت‌ها به سیمولاتورهای نظامی و راه‌اندازی خط مونتاژ پهپاد فیبرنوری توسط مردم، تصویری است که می‌تواند دشمن را در محاسباتش دچار تردید کند. بیشتر بخوانید: در انتظار غافل‌گیری! برای صلح باید جنگید فراتر از جنگ منطقه‌ای پایان انفعال استراتژیک؟ امتداد «خیابان» کجاست؟ نبرد مردمی با دشمن مردم برای صلح، جنگ‌طلب باش! بسیج در میدان جنگ وجودی تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
برای میناب باید برخاست دیروز پس از ۱۴۵ روز صحنه‌هایی زنده شد از کربلای میناب که نشان می‌داد داغ شجره طیبه هم‌چنان تازه است. داغی از جنس داغ‌های مظلومانه شیعه که هرگز سرد نمی‌شود. کودکان میناب دوباره برگشتند؛ برای یادآوری جنایات جانیانی که دم از صلح و سازش می‌زنند و رسوایی مدعیانی که امروز با جنوب جمله می‌سازند. که یادآوری کنند سکوت بزدلانه و همراهی خائنانه با جنایت‌کاران را. تکه‌هایی از ابدان شهدای مدرسه شجره طیبه که در آواربرداری‌ها پیدا شده بودند، چون نشانی نداشتند، راهی آزمایشگاه‌های ژنتیک و دی‌ان‌ای شدند تا حالا پس از تشخیص و تفکیک و تشریفات قانونی به پیکرهای تدفین‌شده ملحق شوند و در خاک گرم جنوب آرام بگیرند. ده‌ها قطعه از پیکرهای کودکان قطعه‌قطعه شده این فرصت را په پدران و مادران مینابی دادند تا بار دیگر فرزندشان را میهمان آغوش گرمشان کنند و چه تصویرهایی خلق شد از مادرانی که نمی‌خواستند آخرین آغوش سرد کودکشان را از دست بدهد و کودکشان را برای بار دوم به خاک گرم جنوب بسپارند. اما در میان پیکرهای قطعه‌قطعه شده کودکان شجره طیبه، همچنان نشانی از یک پیکر نبود. گویا موشک شش متری آمریکایی که با سرعت ۹۳۰ کیلومتری کلاهک ۴۵۰ کیلویی‌اش را به وسط مدرسه کوبیده، آن‌قدر دقیق بوده که قلب ماکان را نشانه بگیرد و اثری از او برجای نگذارد. حالا مردم جنوب، پاره‌های پیکرشان را به خاک سپردند و نام‌هایی که تا نهم اسفند به جلد دفتر و کتاب‌ها زندگی می‌بخشید، بر سنگ نشان شهدایی نامیراست تا باز هم شجره طیبه‌ای بروید که «اصلها ثابت و فرعها فی السماء». حالا میناب نه شهری در ایران، که نام نوزادان عراقی هم می‌تواند باشد. اما کیسه‌های سفید کوچکی که حتی شباهتی به پیکر انسان نداشت، طعنه‌ای بود به انسانیت مدرن و تابوت‌های سبک‌بالی که در کرانه هرمز بر روی دست مردم شناور می‌شد، کیفرخواست سنگینی بود علیه جنایتکاران برای جنایتی ناکام که نتوانست مردم را زیر سنگین‌ترین غم‌ها به زانو درآورد. چون آن‌چه در میان مردم سیه‌پوش و تابوت‌های پرچم‌پوش به چشم می‌آمد، پرچم‌های سه‌رنگ برافراشته‌ای بود که از حرکت نمی‌ایستاد و بغض‌های خشم‌آلودی که نشان از داغی تازه داشت و فریاد انتقام. چنین صحنه‌هایی البته برای مردم ما غریب نیست؛ چه تفحص پیکرهای جوانان این آب و خاک در جبهه‌های نبرد هشت‌ساله و چه تشییع جوانان رشیدی که لاله‌های دمیده از خونشان این سرزمین را سال‌ها از گزند دشمنان مصون نگاه داشت. اما لاله‌ها این‌بار نه از خون جوانان، که از خون کودکان وطن دمید و بر پرچم‌های سرخ خون‌خواهی نشست. پرچمی هم‌رنگ پرچم یالثارات که ماه‌هاست به خون‌خواهی رهبر شهید مردم برافراشته شده. و ایستادگی پای همین خون‌هاست که سرزمینمان را نگاه خواهد داشت. حالا برای هرکدام از این فرشته‌ها پرونده‌ای گشوده شده تا گریبان جنایتکارانشان به چنگ آید و انتقامشان تضمینی باشد بر جریان حیات در مینابی که خط مقدم مبارزه است و ایرانی که پیکره‌اش چیزی جز میناب و میناب‌ها نیست. پس برای زنده ماندن میناب و ایران باید برخاست. بیشتر بخوانید: یا لثارات الامام انتقام برای زندگی خسارت کافی نیست! غرامت برای بازدارندگی داغی که سرد نمی‌شود برای صلح، جنگ‌طلب باش! ما و خجلت خونی که در رگ ماست تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تله تهدیدپذیری ترامپ حتی در برابر حملات یمن هم ایران را تهدید می‌کند! باید پرسید چرا به چنین نقطه‌ای از تهدیدپذیری رسیده‌ایم که طمع تهدید همچنان در دشمن زنده است و آمریکا حتی برای مهار سایر اضلاع مقاومت هم ما را تهدید می‌کند؟ دلیلش را رهبر شهید انقلاب پنج ماه پیش از شهادتشان گفتند: «طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران می‌کنیم... قبول چنین مذاکره‌ای نشانه تهدیدپذیری ایران اسلامی است! اگر شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فورا می‌ترسیم،‌ می‌لرزیم و تسلیم میشویم... این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت! ...قبول مذاکره‌ای را که با تهدید همراه است، هیچ ملت باشرفی انجام نمی‌دهد،‌ هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمی‌کند... رئیس‌جمهور فعلی آمریکا... سرش را بالا خواهد گرفت و خواهد گفت من ایران را تهدید کردم و آوردم پای میز مذاکره نشاندم... ولی برای ما ضرر محض است!» [سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران ۱۴۰۴/۰۷/۰۱] تهدیدات دشمن حاصل سیگنال‌های ضعفی است که از سوی ما دریافت کرده و به کارآیی حربه تهدید امید بسته. تهدیدزدایی در گرو رفع این منابع تهدید است، نه محدودکردن منابع قدرت! بیشتر بخوانید: مِثلی لایبایع مثله... عبور از موضع تسلیم ایستاده در برابر تحمیل مغزهای نازک استعمارزده! دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟ پاک‌بازان را چه باک از قماربازان... رمزگشایی از «خطای محاسباتی» چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
ادبیات دارالذکر زائران هنوز مبهوت داغ هستند. ادبیاتی می‌خواهند برای گفتگو با او و ای برای زیارتش؛ نظیر زیارتنامه‌ای که آیت‌الله برای امام خمینی(ره) نوشت... ادبیاتی که برای این مزار تولید می‌شود، فرصت بی‌نظیری است برای تعمیق و تثبیت هرچه بیشتر مقاومت و حماسه در دل زیارت. آن‌ها که از دستشان برمی‌آید دست بجنبانند و آن‌ها که دستشان می‌رسد، برسانند! در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour بیشتر بخوانید: داغی که سرد نمی‌شود زیارت امین در پناه امین‌الله ما و خجلت خونی که در رگ ماست تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تا آستانه بازدارندگی با وجود توقف آتش و زمزمه‌های بازگشت به مذاکرات، هم‌چنان نشانه‌ای از پایان تهدیدات دشمن مشاهده نمی‌شود. واقعیتی که نشان می‌دهد مقاومت و دفاع غرورآمیز نیروهای مسلح کشورمان در برابر ابرقدرت نظامی جهان، هنوز ما را به آستانه تنبیه متجاوز و پشیمانی از تجاور نرسانده است. عمده ابزارها و تسلیحات ما نسبت به دشمنانمان متفاوت است و این تفاوت باعث شده است که به راهبرد نبرد نامتقارن روی بیاوریم. به همین نسبت فرصت‌ها و دسترسی‌های ما نیز متفاوت است و چنین تفاوتی اقتضای آن دارد که این عدم تقارن را در نوع پاسخ و اهداف نیز در نظر بگیریم. اما این پاسخ نامتقارن نمی‌تواند به‌معنای تنازل از اثربخشی و بازدارندگی باشد. چنین پاسخی دست‌کم باید متوازن باشد تا بتواند توازن وحشت، خسارت و تلفات را برقرار کند. اما ایجاد بازدارندگی نیازمند پاسخی فراتر از توازن است؛ یعنی پاسخ پشیمان‌کننده که هزینه‌های تجاوز را بر دشمن تحمیل کند و او را از تجاوز مجدد بازدارد. در واقع غرش شلیک موشک‌ها و اوج گرفتن روحیه سلحشوری ملی با همه اهمیتش تنها یکی از اهداف پاسخ‌های نظامی است، نه همه ماجرا. این موشک‌ها تا به هدف برخورد نکنند و تلفات و خسارات قطعی و متوازنی را به دشمن تحمیل نکنند، نمی‌توان انتظار تحقق بازدارندگی و تأمین امنیت ملی را داشت. این‌جا جایی است که حتی احساس پیروزی و تصور دستاورد هم ممکن است باعث خطای محاسباتی شود و پاسخ نامتوازن به تعدیات دشمن، جنایات او را عادی‌سازی کند. چون دشمن بر اساس نسبت هزینه‌فایده تلفات و خسارات واقعی که متحمل شده تصمیم به تداوم تجاوز یا عقب‌نشینی می‌گیرد، نه بر اساس تصورات و احساسات ما. پاسخ‌های نظامی اگر به ابزاری برای رفع تکلیف یا صرفا پاسخ به مطالبات اجتماعی تبدیل شود، دیگر انتظار بازدارندگی نمی‌توان داشت. از همین‌رو مدیریت جریانات اجتماعی و مطالبات مردمی هم ضروری است تا این انتظارات برحق، منجر به کنش واقعی برای احقاق حق و تأمین امنیت شود، نه صرفا کنش‌هایی برای رضایت افکار عمومی. کنش‌های بازدارنده در عین حفظ کنترل سطح درگیری می‌تواند طیف وسیعی از اقدامات پنهان و آشکار امنیتی، دیپلماتیک، اقتصادی، دفاعی و نظامی و ترکیبی از این ابزارها را دربر گیرد. همان‌طور که اثرگذارترین اقدام کشورمان در جنگ فعلی، استفاده از ظرفیت ژئوپلتیک تنگه هرمز بوده است. از سوی دیگر ادراک دشمن از اراده ما نیز تعیین‌کننده است. اگر واکنش ما را قابل پیش‌بینی و ضعیف ارزیابی کند و اراده هم‌آوردی جدی و نامحدود را در ما نبیند، طبیعتا به سمت افزایش تنش برای وارد کردن حداکثر ضربات یا کسب امتیازت بیشتر خواهد رفت. تهدیدهای صریح و تعیین اهداف مشخص و قابل حصول در برابر تهدیدات دشمن، می‌تواند چنین اراده‌ای را برای دشمن به اثبات برساند؛ مشروط بر آن‌که چنین تهدیدی حتی فراتر از تهدید اولیه به مرحله اجرا برسد. اقدامات غیرقابل پیش‌بینی دشمن نیز مستلزم ضربات غیرقابل پیش‌بینی و خارج از تحمل خواهد بود. «تهدید» سلاحی است که گاه بدون هزینه و خسارت جنگ، می‌تواند بازدارنده باشد و نتایجی فراتر از جنگ را رقم بزند. اما این سلاح زمانی مؤثر است که معتبر باشد. هشدارهای پیاپی و بدون مابه‌ازای عملی، اعتبار این تهدیدها را مخدوش می‌کند و کارآیی چنین سلاحی را از بین خواهد برد. بیشتر بخوانید: انتقام برای زندگی در انتظار غافل‌گیری! برای صلح باید جنگید خسارت کافی نیست! غرامت برای بازدارندگی به پیشواز جنگ زمینی فراتر از جنگ منطقه‌ای پایان انفعال استراتژیک؟ برای صلح، جنگ‌طلب باش! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
فرآیند و برآیند تصمیمات نظام تصمیم‌گیری در موضوعات سرنوشت‌ساز کشور و نسبت این تصمیمات با نظر واقعی ولی‌فقیه همواره محل بحث و مناقشه بوده و طیف‌های مختلف سیاسی روایت‌های متناقضی را ارائه می‌کنند؛ از این‌که «همه چیز هماهنگ است» و «با دستور رهبری انجام شده»... تا نسبت دادن تصمیمات به فشارهای مسئولان و اختلاف‌نظرهای پشت پرده و... اما به نظر می‌رسد تصمیمات حکم‌رانی پیچیده‌تر از این گزاره‌های یک‌خطی باشد! تردیدی نیست که رهبری در نظام جمهوری اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد و در بسیاری از موضوعات، تصمیم نهایی برعهده ایشان است. اما ولی‌فقیه در واقع راهبری یک فرایند را بر عهده دارند و تصمیم نهایی ممکن است همیشه مطابق نظر اصولی ایشان نباشد. گرچه بدیهی است که پس از اتخاذ هر تصمیمی به عنوان تصمیم نظام لازم‌الاجرا باشد. این واقعیت را نمی‌توان به‌معنای ضعف یا فریب خوردن و عقب‌نشینی از اصول تلقی کرد؛ بلکه واقع‌گرایی و ساختار جمهوریت چنین اقتضائی را دارد. به‌طور کلی هیچ تصمیمی در خلأ و محیط آزمایشگاهی انجام نمی‌شود و واقعیت‌های موجود، اعم از امکانات، ساختار اجرایی، زمینه اجتماعی، اطلاعات، تحلیل‌ها و به‌طور کلی شرایط محیطی، تأثیر زیادی بر تصمیمات دارند. جایگاه ولایت‌فقیه نیز نسبتی با دیکتاتوری ندارد و تصمیم‌گیری‌های نظام، به‌تنهایی انجام نمی‌شود. در این ساختار به‌ویژه نظرات کارشناسان و مدیران کشور در تصمیم‌سازی‌ها تعیین‌کننده است دارد و طبیعتا نوع نگاه و محاسبات و تمایلات آن‌ها نیز از جمله همان واقعیت‌های موجود و مؤثر بر نظام تصمیم‌گیری خواهد بود. مسئولان و کارگزاران کشور در همه سطوحشان، به سهم خود در بخشی از فرایند تصمیم‌گیری، تصمیم‌سازی و کیفیت اجرا دخیل هستند. حتی مناصبی که به عنوان جایگاه‌های اجرایی و مجری تصمیمات نظام شناخته می‌شود را نمی‌توان به عنوان مهره‌ای منفعل و بی‌اختیار تلقی کرد که هیچ نقشی در تصمیمات نداشته باشند. این مناصب حتی اگر قدرت تصمیم‌گیری نداشته باشند، امکان تصمیم‌سازی را دارند. از نظر اجرایی نیز تصمیم‌گیری بدون همراهی بدنه اجراکننده، راه به جایی نخواهد برد و حتی در صورت اتخاذ تصمیم، در اجرا محکوم به شکست خواهد بود. همین که جهت‌گیری و عمل‌کرد مسئولان مختلف در هر دوره تفاوت‌هایی با دوره‌های قبلی و بعدی دارد به اندازه کافی گویای این قدرت تأثیرگذاری است. بنابراین تصمیمات کلان نظام و رهبر انقلاب، برآیند همه عوامل دخیل در فرایند تصمیم‌سازی و متغیرهای منفی و مثبتی است که زمینه تصمیم را تشکیل می‌دهند و تلاش برای تغییر یا اصلاح هر یک از این عوامل، ممکن است برآیند کلی عوامل محیطی را به سمت مثبت و منفی تغییر دهد. از همین‌روست که رهبران انقلاب هیچ‌گاه به تصمیم‌گیری پشت درهای بسته اکتفا نکرده‌اند و همواره مهم‌ترین مسائل کشور، حتی مسائل امنیتی و سیاست خارجی را با مردم در میان گذاشته‌اند تا مردم نیز به عنوان یکی از عوامل تصمیم‌سازی به نقش‌آفرینی بپردازند و زمینه را برای بهترین تصمیم، فراهم سازند. به‌طور مشخص رهبران انقلاب بارها مسائل حساسی مثل جنگ و صلح یا دیپلماسی و مذاکره را به میان مردم برده‌اند و حتی نظر شخصی و اصولی خودشان را که گاه با سیاست اعلامی متفاوت بوده، با مردم مطرح کرده‌اند و فریادهای مردم کف خیابان را نیز در نتیجه این مسائل مؤثر تلقی کرده‌اند. طبیعتا چنین اقدام رهبری را نمی‌توان به قصد تشویش افکار عمومی تلقی کرد! بلکه حکمت آن را در همین فرایند تصمیم‌گیری در نظام باید جست. پشتوانه مردمی می‌تواند در عین حفظ ساختارهای حکم‌رانی، بسیاری از محدودیت‌های محیطی را تا حدی خنثی کرده و برآیند متغیرهای تصمیم‌سازی را تا حد ممکن به سمت مطلوب، اصلاح کند. از این‌رو جریانات انقلابی به‌جای سکوت و انفعال و یا اتهام به مسئولان، وظیفه دارند به تبیین محکمات و نظرات اصولی رهبران انقلاب بپردازند تا افکار عمومی در خدمت بسط ید ولیّ جامعه و بسترسازی مناسب برای بهترین تصمیم‌گیری قرار گیرد. بیشتر بخوانید: پیام‌آور بعثت مردم مذاکره وسط خیابان! عبور از موضع تسلیم روایت اول؛ روایت مردم ایستاده در برابر تحمیل عبور از دیپلماسی فانتزی مغزهای نازک استعمارزده! امتداد «خیابان» کجاست؟ ایران پساجنگ؛ در تراز مردم رمزگشایی از «خطای محاسباتی» تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
چرا حمله پیش‌دستانه؟ حملات اخیر نیروهای مسلح کشورمان به‌ویژه پس از نقض عهدهای دشمن با وجود گستره و حجم پایین، جزو کاری‌ترین حملات در جنگ‌های اخیر بوده و در مقابل، ضربات دشمن نیز کم‌ترین تأثیر و خسارت را برجای گذاشته است. دلیل این امر را در اراده پیش‌دستی نظامی و آمادگی کامل کشور برای ورود به این دور از درگیری‌ها و از بین رفتن زمینه غافل‌گیری باید جست و به‌نظر می‌رسد اثبات همین اراده در مراحل افزایش تنش بتواند دشمن را در محاسباتش به تجدیدنظر وادار کند. اما قوانین بین‌المللی و منشور سازمان ملل مروج رویکرد واکنشی به امنیت هستند و استفاده ابتدایی از گزینه نظامی و حتی پاسخ به تجاوز نظامی را به نام حفظ ثبات و تنش‌زدایی نفی می‌کنند. چون از این منظر، ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی در اولویت هستند. این در حالی است که امنیت، ذاتا پیشگیرانه است و فلسفه وجودی نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و دفاعی، پیشگیری از وقوع تهدید است. اتکای صرف به پاسخ پس از حمله، برای حفظ امنیت کافی نیست و سازوکار امنیتی اگر پس از وقوع تجاوز عمل کند، در واقع بخشی از کارکرد خود را از دست داده است و هزینه بسیار سنگینی را نیز متحمل خواهد شد. واقعیت حاکم بر جهان و به‌ویژه قدرت‌های جهانی نیز چیز دیگری است و متناسب با سازوکار قدرت، رویکردی پیشگیرانه به امنیت دارد. در این دیدگاه واقع‌بینانه، هدف اصلی امنیت، جلوگیری از وقوع تهدید است، نه صرفا پاسخ دادن به وقوع ناامنی. از این‌روست که حکومت‌ها سرمایه‌گذاری گسترده‌ای بر تسلیح و آمادگی دفاعی انجام می‌دهند تا با جلوگیری از محاسبه غلط دشمن، بازدارندگی لازم را ایجاد کنند. اتفاقا منطق قرآنی «و اعدوا لهم ماستطعتم من قوة...» نیز مؤید همین راهبرد است و حکمتش را ایجاد ترس در دشمنان و بازدارندگی معرفی می‌کند: «ترهبون به عدو الله و عدوکم...» بر این اساس حتی اقدام پیش‌دستانه در برابر تهدیدهای قریب‌الوقوع نیز پذیرفتنی است و می‌تواند از خسارت‌های بزرگ‌تر جلوگیری کند. آمریکا بر اساس این منطق، عملیات‌های متعددی را علیه کشورها و گروه‌های مختلف سامان داده و در بسیاری از مواقع از آن سوءاستفاده کرده است. از سوی دیگر حمله پیش‌دستانه در افواه عمومی به منزله جهاد ابتدایی تلقی می‌شود که در دوران غیبت محددیت‌هایی دارد. هرچند مشهور فقها جهاد ابتدایی را تنها در زمان حضور امام معصوم امکان‌پذیر می‌دانند، اما از منظر برخی از فقها، نظیر آیت‌الله خویی و رهبر شهید انقلاب، در دوران غیبت نیز جایز است. با این وجود حمله پیش‌دستانه، به معنای دفاع پیش‌گیرانه علیه دشمنی است که بنابر شواهد قطعی، آماده حمله به کشور است. بنابراین ماهیت دفاعی این اقدام، آن را ذیل جهاد دفاعی قرار می‌دهد، نه جهاد ابتدایی. چراکه هدف، دفع تجاوز قریب‌الوقوع به‌جای انتظار کشیدن برای وقوع حمله و پذیرش خسارات جبران‌ناپذیر است. بنابراین بر مبنای جواز و حتی وجوب جهاد دفاعی، در صورت تشخیص خطر عقلایی و وجود قرائن قطعی برنامه‌ریزی دشمن برای تجاوز، دفاع پیش‌دستانه برای دفع خطر قریب‌الوقوع و حفظ جان مسلمین و کیان اسلام، ضرورتی شرعی و عقلی است و ملاحظات معمول سیاسی و اقتصادی در برابر چنین مصلحت بزرگی رنگ خواهد باخت. علاوه بر قاعده «وجوب دفاع»، قاعده «نفی سبیل» نیز بر این اقدام صحه می‌گذارد؛ چرا که اختیار جنگ و صلح نمی‌تواند در دست دشمن باشد و سایه جنگ و انتظار غافل‌گیری را بر جامعه اسلامی تحمیل کند. یعنی دشمن در اوج آمادگی حمله غافلگیرانه‌ای را آغاز کرده و با همان آمادگی امکان دفاع داشته باشد! در این میان بیان امیرالمؤمنین علی(ع) تکان‌دهنده است که «اغزوهم قبل أن یغزوکم، فوالله ما غزی قوم قطّ فی عقر دارهم إلا ذلّوا»؛ پيش از آن‌كه بر شما يورش آورند، شما بر دشمن بتازيد؛ چون به خداوند سوگند هیچ قومی هرگز درون خانه‌اش مورد هجوم قرار نگرفت، مگر این‌که ذلیل شدند... بیشتر بخوانید: انتقام برای زندگی تا آستانه بازدارندگی در انتظار غافل‌گیری! برای صلح باید جنگید خسارت کافی نیست! غرامت برای بازدارندگی به پیشواز جنگ زمینی فراتر از جنگ منطقه‌ای پایان انفعال استراتژیک؟ عبور از دیپلماسی فانتزی برای صلح، جنگ‌طلب باش! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
خاطره‌بازی با تبریکات برجامی! درباره تفاهم لوزان (پیش‌درآمد ): شش قدرت جهانی غنی‌سازی در خاک ایران را پذیرفته‌اند... این دستاورد بزرگی برای ملت و نظام است... ماهیت آب سنگین اراک حفظ خواهد شد... قدرت‌های زورگوی جهانی، بالاخره تسلیم شدند و از مواضع زورگویانه و زیاده‌خواهانه عقب‌نشینی کردند... انقلاب، چهار روز بعد: اینکه تبریک می‌گویند بی‌معنی است! چه تبریکی؟ ... هیچ‌وقت نسبت به مذاکره با آمریکا خوش‌بین نبودم. نه از باب یک توهم، بلکه از باب تجربه. حالا اگر یک روزی، ما که در آن روز قاعدتا نخواهیم بود، شماها ان‌شاءالله در جریان حوادث و جزئیات و یادداشت‌ها و نوشته‌های این روزها قرار بگیرید، خواهید دید که این تجربه ما از کجا حاصل شده... در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour بیشتر بخوانید: رمزگشایی از «خطای محاسباتی» تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
زیرساخت جنگ زیرساختی جنگ ایران و آمریکا با همه فرازونشیب‌هایش هم‌چنان در منطقه خاکستری جریان دارد و طرفین با مبهم نگاه داشتن مرز میان جنگ و صلح، ظاهرا درصدد مدیریت بحران و پرهیز از ورود به چرخه تشدید کنترل‌نشده هستند. پرهیزی که ممکن است دوام زیادی نداشته باشد و چرخه تهدید، حمله و آتش‌بس را دوباره به چرخش درآورد. گمانه‌زنی‌های جدیدی درباره تداوم حملات دشمن و ادامه جنگ هم‌چنان در رسانه‌های غربی منتشر می‌شود؛ گمانه‌هایی که به‌نظر می‌رسد بخشی از عملیات روانی بزرگی است که هم فرسایش افکار عمومی را هدف گرفته و هم سایش اراده و محاسبات ما را. گرچه قریب به اتفاق تحلیل‌گران فعلا ورود به جنگ همه‌جانبه را چه از نظر اراده و چه از حیث سازوبرگ نظامی بالفعل آمریکا در منطقه منتفی می‌دانند، اما سناریوهایی مثل تداوم حملات محدود به اهداف نظامی، تلاش برای گسترش محاصره، آزمودن اشغال محدود برخی جزایر و حملات نیابتی همچنان مطرح است. آخرین سناریوی مطرح‌شده، حمله به زیرساخت‌های انرژی است که بارها از سوی سران دشمن مطرح شده و به‌طور مشخص قرار است تاب‌آوری مردم را به چالش بکشد و دستگاه محاسباتی کارگزارانمان را مختل کند. مردم مبعوث‌شده‌ای که ایستادگی معجزه‌وارشان وارد ششمین ماه خود شده، نشان داده‌اند که امنیت بلندمدت خود را به رفاه کوتاه‌مدت زیر سایه تهدید و جنگ نمی‌فروشند و تا پیروزی قطعی و تنبیه و پشیمان‌سازی دشمن متجاوز میدان را ترک نمی‌کنند. این ایستادگی بی‌بدیل برای مسئولان هم می‌تواند الهام‌بخش باشد و محاسبات آن‌ها را به سطح دیگری ارتقا بخشد. احتمالا حالا دیگر اثبات شده است که یک جنگ وجودی با راه‌حل‌های کوتاه‌مدت سامان نمی‌یابد و اگر وقفه‌ای هم در صحنه نبرد نظامی ایجاد می‌شود، فرصتی برای تمهید است. بنابراین مهم‌ترین راهبرد مقابله با این تعرض، چیزی جز حفظ روحیه مردم، انسجام اجتماعی و افزایش تاب‌آوری آن‌ها در برابر دشمن نخواهد بود؛ چه از طریق هم‌راهی با مطالبات برحقشان و چه با خدمت‌رسانی جهادی و رسیدگی به معیشت مردم در دوره جنگ. اما در عرصه میدانی در صورت ورود به جنگ زیرساخت‌ها می‌توان انتظار داشت که زیرساخت‌های انرژی منطقه نیز زیر ضرب حملات نیروهای نظامی کشورمان قرار گیرند. در این میان اولویت با اهدافی است که به کریدورهایی غیر از تنگه هرمز وابسته‌اند؛ یعنی کریدورهای موازی مثل فجیره و ینبع که برای دور زدن تنگه ایجاد شده‌اند. چراکه زیرساخت‌های انرژی محصور در منطقه هستند که بخشی از اعتبار تنگه هرمز را رقم می‌زنند. البته تشدید تنش‌ها ممکن است مستلزم فشار بیشتر بر اقتصاد دشمن باشد که در این صورت همه زیرساخت‌های انرژی منطقه در فهرست اهداف نیروهای مسلح قرار خواهند گرفت تا با ضربات فلج‌کننده برای سال‌ها از مدار تولید خارج شوند و اقتصاد جهانی را به خدمت جنگ منطقه‌ای درآورند. اما تحقق این سناریوها بیش از آن‌که به توان آفندی دشمن یا توان پدافندی ما ارتباط داشته باشد، به قدرت اراده و توازن پاسخ‌های ما بستگی دارد و در این مرحله تنها پیش‌دستی در تصعید تنش است که می‌تواند به تهدیدهای ما اعتبار بخشد. امری که می‌تواند اهداف ما را بدون تحمل هزینه‌های زیرساختی محقق سازد و بازدارندگی ایجاد کند. بیشتر بخوانید: تا آستانه بازدارندگی در انتظار غافل‌گیری! برای صلح باید جنگید خسارت کافی نیست! به پیشواز جنگ زمینی فراتر از جنگ منطقه‌ای چرا حمله پیش‌دستانه؟ برای صلح، جنگ‌طلب باش! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour