eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
553 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
تله تهدیدپذیری ترامپ حتی در برابر حملات یمن هم ایران را تهدید می‌کند! باید پرسید چرا به چنین نقطه‌ای از تهدیدپذیری رسیده‌ایم که طمع تهدید همچنان در دشمن زنده است و آمریکا حتی برای مهار سایر اضلاع مقاومت هم ما را تهدید می‌کند؟ دلیلش را رهبر شهید انقلاب پنج ماه پیش از شهادتشان گفتند: «طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران می‌کنیم... قبول چنین مذاکره‌ای نشانه تهدیدپذیری ایران اسلامی است! اگر شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فورا می‌ترسیم،‌ می‌لرزیم و تسلیم میشویم... این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت! ...قبول مذاکره‌ای را که با تهدید همراه است، هیچ ملت باشرفی انجام نمی‌دهد،‌ هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمی‌کند... رئیس‌جمهور فعلی آمریکا... سرش را بالا خواهد گرفت و خواهد گفت من ایران را تهدید کردم و آوردم پای میز مذاکره نشاندم... ولی برای ما ضرر محض است!» [سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران ۱۴۰۴/۰۷/۰۱] تهدیدات دشمن حاصل سیگنال‌های ضعفی است که از سوی ما دریافت کرده و به کارآیی حربه تهدید امید بسته. تهدیدزدایی در گرو رفع این منابع تهدید است، نه محدودکردن منابع قدرت! بیشتر بخوانید: مِثلی لایبایع مثله... عبور از موضع تسلیم ایستاده در برابر تحمیل مغزهای نازک استعمارزده! دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟ پاک‌بازان را چه باک از قماربازان... رمزگشایی از «خطای محاسباتی» چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
ادبیات دارالذکر زائران هنوز مبهوت داغ هستند. ادبیاتی می‌خواهند برای گفتگو با او و ای برای زیارتش؛ نظیر زیارتنامه‌ای که آیت‌الله برای امام خمینی(ره) نوشت... ادبیاتی که برای این مزار تولید می‌شود، فرصت بی‌نظیری است برای تعمیق و تثبیت هرچه بیشتر مقاومت و حماسه در دل زیارت. آن‌ها که از دستشان برمی‌آید دست بجنبانند و آن‌ها که دستشان می‌رسد، برسانند! در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour بیشتر بخوانید: داغی که سرد نمی‌شود زیارت امین در پناه امین‌الله ما و خجلت خونی که در رگ ماست تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تا آستانه بازدارندگی با وجود توقف آتش و زمزمه‌های بازگشت به مذاکرات، هم‌چنان نشانه‌ای از پایان تهدیدات دشمن مشاهده نمی‌شود. واقعیتی که نشان می‌دهد مقاومت و دفاع غرورآمیز نیروهای مسلح کشورمان در برابر ابرقدرت نظامی جهان، هنوز ما را به آستانه تنبیه متجاوز و پشیمانی از تجاور نرسانده است. عمده ابزارها و تسلیحات ما نسبت به دشمنانمان متفاوت است و این تفاوت باعث شده است که به راهبرد نبرد نامتقارن روی بیاوریم. به همین نسبت فرصت‌ها و دسترسی‌های ما نیز متفاوت است و چنین تفاوتی اقتضای آن دارد که این عدم تقارن را در نوع پاسخ و اهداف نیز در نظر بگیریم. اما این پاسخ نامتقارن نمی‌تواند به‌معنای تنازل از اثربخشی و بازدارندگی باشد. چنین پاسخی دست‌کم باید متوازن باشد تا بتواند توازن وحشت، خسارت و تلفات را برقرار کند. اما ایجاد بازدارندگی نیازمند پاسخی فراتر از توازن است؛ یعنی پاسخ پشیمان‌کننده که هزینه‌های تجاوز را بر دشمن تحمیل کند و او را از تجاوز مجدد بازدارد. در واقع غرش شلیک موشک‌ها و اوج گرفتن روحیه سلحشوری ملی با همه اهمیتش تنها یکی از اهداف پاسخ‌های نظامی است، نه همه ماجرا. این موشک‌ها تا به هدف برخورد نکنند و تلفات و خسارات قطعی و متوازنی را به دشمن تحمیل نکنند، نمی‌توان انتظار تحقق بازدارندگی و تأمین امنیت ملی را داشت. این‌جا جایی است که حتی احساس پیروزی و تصور دستاورد هم ممکن است باعث خطای محاسباتی شود و پاسخ نامتوازن به تعدیات دشمن، جنایات او را عادی‌سازی کند. چون دشمن بر اساس نسبت هزینه‌فایده تلفات و خسارات واقعی که متحمل شده تصمیم به تداوم تجاوز یا عقب‌نشینی می‌گیرد، نه بر اساس تصورات و احساسات ما. پاسخ‌های نظامی اگر به ابزاری برای رفع تکلیف یا صرفا پاسخ به مطالبات اجتماعی تبدیل شود، دیگر انتظار بازدارندگی نمی‌توان داشت. از همین‌رو مدیریت جریانات اجتماعی و مطالبات مردمی هم ضروری است تا این انتظارات برحق، منجر به کنش واقعی برای احقاق حق و تأمین امنیت شود، نه صرفا کنش‌هایی برای رضایت افکار عمومی. کنش‌های بازدارنده در عین حفظ کنترل سطح درگیری می‌تواند طیف وسیعی از اقدامات پنهان و آشکار امنیتی، دیپلماتیک، اقتصادی، دفاعی و نظامی و ترکیبی از این ابزارها را دربر گیرد. همان‌طور که اثرگذارترین اقدام کشورمان در جنگ فعلی، استفاده از ظرفیت ژئوپلتیک تنگه هرمز بوده است. از سوی دیگر ادراک دشمن از اراده ما نیز تعیین‌کننده است. اگر واکنش ما را قابل پیش‌بینی و ضعیف ارزیابی کند و اراده هم‌آوردی جدی و نامحدود را در ما نبیند، طبیعتا به سمت افزایش تنش برای وارد کردن حداکثر ضربات یا کسب امتیازت بیشتر خواهد رفت. تهدیدهای صریح و تعیین اهداف مشخص و قابل حصول در برابر تهدیدات دشمن، می‌تواند چنین اراده‌ای را برای دشمن به اثبات برساند؛ مشروط بر آن‌که چنین تهدیدی حتی فراتر از تهدید اولیه به مرحله اجرا برسد. اقدامات غیرقابل پیش‌بینی دشمن نیز مستلزم ضربات غیرقابل پیش‌بینی و خارج از تحمل خواهد بود. «تهدید» سلاحی است که گاه بدون هزینه و خسارت جنگ، می‌تواند بازدارنده باشد و نتایجی فراتر از جنگ را رقم بزند. اما این سلاح زمانی مؤثر است که معتبر باشد. هشدارهای پیاپی و بدون مابه‌ازای عملی، اعتبار این تهدیدها را مخدوش می‌کند و کارآیی چنین سلاحی را از بین خواهد برد. بیشتر بخوانید: انتقام برای زندگی در انتظار غافل‌گیری! برای صلح باید جنگید خسارت کافی نیست! غرامت برای بازدارندگی به پیشواز جنگ زمینی فراتر از جنگ منطقه‌ای پایان انفعال استراتژیک؟ برای صلح، جنگ‌طلب باش! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
فرآیند و برآیند تصمیمات نظام تصمیم‌گیری در موضوعات سرنوشت‌ساز کشور و نسبت این تصمیمات با نظر واقعی ولی‌فقیه همواره محل بحث و مناقشه بوده و طیف‌های مختلف سیاسی روایت‌های متناقضی را ارائه می‌کنند؛ از این‌که «همه چیز هماهنگ است» و «با دستور رهبری انجام شده»... تا نسبت دادن تصمیمات به فشارهای مسئولان و اختلاف‌نظرهای پشت پرده و... اما به نظر می‌رسد تصمیمات حکم‌رانی پیچیده‌تر از این گزاره‌های یک‌خطی باشد! تردیدی نیست که رهبری در نظام جمهوری اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد و در بسیاری از موضوعات، تصمیم نهایی برعهده ایشان است. اما ولی‌فقیه در واقع راهبری یک فرایند را بر عهده دارند و تصمیم نهایی ممکن است همیشه مطابق نظر اصولی ایشان نباشد. گرچه بدیهی است که پس از اتخاذ هر تصمیمی به عنوان تصمیم نظام لازم‌الاجرا باشد. این واقعیت را نمی‌توان به‌معنای ضعف یا فریب خوردن و عقب‌نشینی از اصول تلقی کرد؛ بلکه واقع‌گرایی و ساختار جمهوریت چنین اقتضائی را دارد. به‌طور کلی هیچ تصمیمی در خلأ و محیط آزمایشگاهی انجام نمی‌شود و واقعیت‌های موجود، اعم از امکانات، ساختار اجرایی، زمینه اجتماعی، اطلاعات، تحلیل‌ها و به‌طور کلی شرایط محیطی، تأثیر زیادی بر تصمیمات دارند. جایگاه ولایت‌فقیه نیز نسبتی با دیکتاتوری ندارد و تصمیم‌گیری‌های نظام، به‌تنهایی انجام نمی‌شود. در این ساختار به‌ویژه نظرات کارشناسان و مدیران کشور در تصمیم‌سازی‌ها تعیین‌کننده است دارد و طبیعتا نوع نگاه و محاسبات و تمایلات آن‌ها نیز از جمله همان واقعیت‌های موجود و مؤثر بر نظام تصمیم‌گیری خواهد بود. مسئولان و کارگزاران کشور در همه سطوحشان، به سهم خود در بخشی از فرایند تصمیم‌گیری، تصمیم‌سازی و کیفیت اجرا دخیل هستند. حتی مناصبی که به عنوان جایگاه‌های اجرایی و مجری تصمیمات نظام شناخته می‌شود را نمی‌توان به عنوان مهره‌ای منفعل و بی‌اختیار تلقی کرد که هیچ نقشی در تصمیمات نداشته باشند. این مناصب حتی اگر قدرت تصمیم‌گیری نداشته باشند، امکان تصمیم‌سازی را دارند. از نظر اجرایی نیز تصمیم‌گیری بدون همراهی بدنه اجراکننده، راه به جایی نخواهد برد و حتی در صورت اتخاذ تصمیم، در اجرا محکوم به شکست خواهد بود. همین که جهت‌گیری و عمل‌کرد مسئولان مختلف در هر دوره تفاوت‌هایی با دوره‌های قبلی و بعدی دارد به اندازه کافی گویای این قدرت تأثیرگذاری است. بنابراین تصمیمات کلان نظام و رهبر انقلاب، برآیند همه عوامل دخیل در فرایند تصمیم‌سازی و متغیرهای منفی و مثبتی است که زمینه تصمیم را تشکیل می‌دهند و تلاش برای تغییر یا اصلاح هر یک از این عوامل، ممکن است برآیند کلی عوامل محیطی را به سمت مثبت و منفی تغییر دهد. از همین‌روست که رهبران انقلاب هیچ‌گاه به تصمیم‌گیری پشت درهای بسته اکتفا نکرده‌اند و همواره مهم‌ترین مسائل کشور، حتی مسائل امنیتی و سیاست خارجی را با مردم در میان گذاشته‌اند تا مردم نیز به عنوان یکی از عوامل تصمیم‌سازی به نقش‌آفرینی بپردازند و زمینه را برای بهترین تصمیم، فراهم سازند. به‌طور مشخص رهبران انقلاب بارها مسائل حساسی مثل جنگ و صلح یا دیپلماسی و مذاکره را به میان مردم برده‌اند و حتی نظر شخصی و اصولی خودشان را که گاه با سیاست اعلامی متفاوت بوده، با مردم مطرح کرده‌اند و فریادهای مردم کف خیابان را نیز در نتیجه این مسائل مؤثر تلقی کرده‌اند. طبیعتا چنین اقدام رهبری را نمی‌توان به قصد تشویش افکار عمومی تلقی کرد! بلکه حکمت آن را در همین فرایند تصمیم‌گیری در نظام باید جست. پشتوانه مردمی می‌تواند در عین حفظ ساختارهای حکم‌رانی، بسیاری از محدودیت‌های محیطی را تا حدی خنثی کرده و برآیند متغیرهای تصمیم‌سازی را تا حد ممکن به سمت مطلوب، اصلاح کند. از این‌رو جریانات انقلابی به‌جای سکوت و انفعال و یا اتهام به مسئولان، وظیفه دارند به تبیین محکمات و نظرات اصولی رهبران انقلاب بپردازند تا افکار عمومی در خدمت بسط ید ولیّ جامعه و بسترسازی مناسب برای بهترین تصمیم‌گیری قرار گیرد. بیشتر بخوانید: پیام‌آور بعثت مردم مذاکره وسط خیابان! عبور از موضع تسلیم روایت اول؛ روایت مردم ایستاده در برابر تحمیل عبور از دیپلماسی فانتزی مغزهای نازک استعمارزده! امتداد «خیابان» کجاست؟ ایران پساجنگ؛ در تراز مردم رمزگشایی از «خطای محاسباتی» تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
چرا حمله پیش‌دستانه؟ حملات اخیر نیروهای مسلح کشورمان به‌ویژه پس از نقض عهدهای دشمن با وجود گستره و حجم پایین، جزو کاری‌ترین حملات در جنگ‌های اخیر بوده و در مقابل، ضربات دشمن نیز کم‌ترین تأثیر و خسارت را برجای گذاشته است. دلیل این امر را در اراده پیش‌دستی نظامی و آمادگی کامل کشور برای ورود به این دور از درگیری‌ها و از بین رفتن زمینه غافل‌گیری باید جست و به‌نظر می‌رسد اثبات همین اراده در مراحل افزایش تنش بتواند دشمن را در محاسباتش به تجدیدنظر وادار کند. اما قوانین بین‌المللی و منشور سازمان ملل مروج رویکرد واکنشی به امنیت هستند و استفاده ابتدایی از گزینه نظامی و حتی پاسخ به تجاوز نظامی را به نام حفظ ثبات و تنش‌زدایی نفی می‌کنند. چون از این منظر، ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی در اولویت هستند. این در حالی است که امنیت، ذاتا پیشگیرانه است و فلسفه وجودی نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و دفاعی، پیشگیری از وقوع تهدید است. اتکای صرف به پاسخ پس از حمله، برای حفظ امنیت کافی نیست و سازوکار امنیتی اگر پس از وقوع تجاوز عمل کند، در واقع بخشی از کارکرد خود را از دست داده است و هزینه بسیار سنگینی را نیز متحمل خواهد شد. واقعیت حاکم بر جهان و به‌ویژه قدرت‌های جهانی نیز چیز دیگری است و متناسب با سازوکار قدرت، رویکردی پیشگیرانه به امنیت دارد. در این دیدگاه واقع‌بینانه، هدف اصلی امنیت، جلوگیری از وقوع تهدید است، نه صرفا پاسخ دادن به وقوع ناامنی. از این‌روست که حکومت‌ها سرمایه‌گذاری گسترده‌ای بر تسلیح و آمادگی دفاعی انجام می‌دهند تا با جلوگیری از محاسبه غلط دشمن، بازدارندگی لازم را ایجاد کنند. اتفاقا منطق قرآنی «و اعدوا لهم ماستطعتم من قوة...» نیز مؤید همین راهبرد است و حکمتش را ایجاد ترس در دشمنان و بازدارندگی معرفی می‌کند: «ترهبون به عدو الله و عدوکم...» بر این اساس حتی اقدام پیش‌دستانه در برابر تهدیدهای قریب‌الوقوع نیز پذیرفتنی است و می‌تواند از خسارت‌های بزرگ‌تر جلوگیری کند. آمریکا بر اساس این منطق، عملیات‌های متعددی را علیه کشورها و گروه‌های مختلف سامان داده و در بسیاری از مواقع از آن سوءاستفاده کرده است. از سوی دیگر حمله پیش‌دستانه در افواه عمومی به منزله جهاد ابتدایی تلقی می‌شود که در دوران غیبت محددیت‌هایی دارد. هرچند مشهور فقها جهاد ابتدایی را تنها در زمان حضور امام معصوم امکان‌پذیر می‌دانند، اما از منظر برخی از فقها، نظیر آیت‌الله خویی و رهبر شهید انقلاب، در دوران غیبت نیز جایز است. با این وجود حمله پیش‌دستانه، به معنای دفاع پیش‌گیرانه علیه دشمنی است که بنابر شواهد قطعی، آماده حمله به کشور است. بنابراین ماهیت دفاعی این اقدام، آن را ذیل جهاد دفاعی قرار می‌دهد، نه جهاد ابتدایی. چراکه هدف، دفع تجاوز قریب‌الوقوع به‌جای انتظار کشیدن برای وقوع حمله و پذیرش خسارات جبران‌ناپذیر است. بنابراین بر مبنای جواز و حتی وجوب جهاد دفاعی، در صورت تشخیص خطر عقلایی و وجود قرائن قطعی برنامه‌ریزی دشمن برای تجاوز، دفاع پیش‌دستانه برای دفع خطر قریب‌الوقوع و حفظ جان مسلمین و کیان اسلام، ضرورتی شرعی و عقلی است و ملاحظات معمول سیاسی و اقتصادی در برابر چنین مصلحت بزرگی رنگ خواهد باخت. علاوه بر قاعده «وجوب دفاع»، قاعده «نفی سبیل» نیز بر این اقدام صحه می‌گذارد؛ چرا که اختیار جنگ و صلح نمی‌تواند در دست دشمن باشد و سایه جنگ و انتظار غافل‌گیری را بر جامعه اسلامی تحمیل کند. یعنی دشمن در اوج آمادگی حمله غافلگیرانه‌ای را آغاز کرده و با همان آمادگی امکان دفاع داشته باشد! در این میان بیان امیرالمؤمنین علی(ع) تکان‌دهنده است که «اغزوهم قبل أن یغزوکم، فوالله ما غزی قوم قطّ فی عقر دارهم إلا ذلّوا»؛ پيش از آن‌كه بر شما يورش آورند، شما بر دشمن بتازيد؛ چون به خداوند سوگند هیچ قومی هرگز درون خانه‌اش مورد هجوم قرار نگرفت، مگر این‌که ذلیل شدند... بیشتر بخوانید: انتقام برای زندگی تا آستانه بازدارندگی در انتظار غافل‌گیری! برای صلح باید جنگید خسارت کافی نیست! غرامت برای بازدارندگی به پیشواز جنگ زمینی فراتر از جنگ منطقه‌ای پایان انفعال استراتژیک؟ عبور از دیپلماسی فانتزی برای صلح، جنگ‌طلب باش! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
خاطره‌بازی با تبریکات برجامی! درباره تفاهم لوزان (پیش‌درآمد ): شش قدرت جهانی غنی‌سازی در خاک ایران را پذیرفته‌اند... این دستاورد بزرگی برای ملت و نظام است... ماهیت آب سنگین اراک حفظ خواهد شد... قدرت‌های زورگوی جهانی، بالاخره تسلیم شدند و از مواضع زورگویانه و زیاده‌خواهانه عقب‌نشینی کردند... انقلاب، چهار روز بعد: اینکه تبریک می‌گویند بی‌معنی است! چه تبریکی؟ ... هیچ‌وقت نسبت به مذاکره با آمریکا خوش‌بین نبودم. نه از باب یک توهم، بلکه از باب تجربه. حالا اگر یک روزی، ما که در آن روز قاعدتا نخواهیم بود، شماها ان‌شاءالله در جریان حوادث و جزئیات و یادداشت‌ها و نوشته‌های این روزها قرار بگیرید، خواهید دید که این تجربه ما از کجا حاصل شده... در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour بیشتر بخوانید: رمزگشایی از «خطای محاسباتی» تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
زیرساخت جنگ زیرساختی جنگ ایران و آمریکا با همه فرازونشیب‌هایش هم‌چنان در منطقه خاکستری جریان دارد و طرفین با مبهم نگاه داشتن مرز میان جنگ و صلح، ظاهرا درصدد مدیریت بحران و پرهیز از ورود به چرخه تشدید کنترل‌نشده هستند. پرهیزی که ممکن است دوام زیادی نداشته باشد و چرخه تهدید، حمله و آتش‌بس را دوباره به چرخش درآورد. گمانه‌زنی‌های جدیدی درباره تداوم حملات دشمن و ادامه جنگ هم‌چنان در رسانه‌های غربی منتشر می‌شود؛ گمانه‌هایی که به‌نظر می‌رسد بخشی از عملیات روانی بزرگی است که هم فرسایش افکار عمومی را هدف گرفته و هم سایش اراده و محاسبات ما را. گرچه قریب به اتفاق تحلیل‌گران فعلا ورود به جنگ همه‌جانبه را چه از نظر اراده و چه از حیث سازوبرگ نظامی بالفعل آمریکا در منطقه منتفی می‌دانند، اما سناریوهایی مثل تداوم حملات محدود به اهداف نظامی، تلاش برای گسترش محاصره، آزمودن اشغال محدود برخی جزایر و حملات نیابتی همچنان مطرح است. آخرین سناریوی مطرح‌شده، حمله به زیرساخت‌های انرژی است که بارها از سوی سران دشمن مطرح شده و به‌طور مشخص قرار است تاب‌آوری مردم را به چالش بکشد و دستگاه محاسباتی کارگزارانمان را مختل کند. مردم مبعوث‌شده‌ای که ایستادگی معجزه‌وارشان وارد ششمین ماه خود شده، نشان داده‌اند که امنیت بلندمدت خود را به رفاه کوتاه‌مدت زیر سایه تهدید و جنگ نمی‌فروشند و تا پیروزی قطعی و تنبیه و پشیمان‌سازی دشمن متجاوز میدان را ترک نمی‌کنند. این ایستادگی بی‌بدیل برای مسئولان هم می‌تواند الهام‌بخش باشد و محاسبات آن‌ها را به سطح دیگری ارتقا بخشد. احتمالا حالا دیگر اثبات شده است که یک جنگ وجودی با راه‌حل‌های کوتاه‌مدت سامان نمی‌یابد و اگر وقفه‌ای هم در صحنه نبرد نظامی ایجاد می‌شود، فرصتی برای تمهید است. بنابراین مهم‌ترین راهبرد مقابله با این تعرض، چیزی جز حفظ روحیه مردم، انسجام اجتماعی و افزایش تاب‌آوری آن‌ها در برابر دشمن نخواهد بود؛ چه از طریق هم‌راهی با مطالبات برحقشان و چه با خدمت‌رسانی جهادی و رسیدگی به معیشت مردم در دوره جنگ. اما در عرصه میدانی در صورت ورود به جنگ زیرساخت‌ها می‌توان انتظار داشت که زیرساخت‌های انرژی منطقه نیز زیر ضرب حملات نیروهای نظامی کشورمان قرار گیرند. در این میان اولویت با اهدافی است که به کریدورهایی غیر از تنگه هرمز وابسته‌اند؛ یعنی کریدورهای موازی مثل فجیره و ینبع که برای دور زدن تنگه ایجاد شده‌اند. چراکه زیرساخت‌های انرژی محصور در منطقه هستند که بخشی از اعتبار تنگه هرمز را رقم می‌زنند. البته تشدید تنش‌ها ممکن است مستلزم فشار بیشتر بر اقتصاد دشمن باشد که در این صورت همه زیرساخت‌های انرژی منطقه در فهرست اهداف نیروهای مسلح قرار خواهند گرفت تا با ضربات فلج‌کننده برای سال‌ها از مدار تولید خارج شوند و اقتصاد جهانی را به خدمت جنگ منطقه‌ای درآورند. اما تحقق این سناریوها بیش از آن‌که به توان آفندی دشمن یا توان پدافندی ما ارتباط داشته باشد، به قدرت اراده و توازن پاسخ‌های ما بستگی دارد و در این مرحله تنها پیش‌دستی در تصعید تنش است که می‌تواند به تهدیدهای ما اعتبار بخشد. امری که می‌تواند اهداف ما را بدون تحمل هزینه‌های زیرساختی محقق سازد و بازدارندگی ایجاد کند. بیشتر بخوانید: تا آستانه بازدارندگی در انتظار غافل‌گیری! برای صلح باید جنگید خسارت کافی نیست! به پیشواز جنگ زمینی فراتر از جنگ منطقه‌ای چرا حمله پیش‌دستانه؟ برای صلح، جنگ‌طلب باش! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تنگه در تنگنای تفاهم گفتگوها با سلطنت عمان برای مدیریت تنگه هرمز تاکنون به نتیجه مطلوبی نرسیده و به‌نظر می‌رسد با پیشنهادها و طرح‌های جایگزینی مثل کریدور دریایی مستقل یا تقسیم ترددهای ورودی و خروجی بین دو کشور، درصدد کارشکنی در طرح ایران است. البته واقعیت آن است که با وجود وجهه میانجی‌گرانه عمان، نفوذ آمریکا بر این کشور را نمی‌شود نادیده گرفت. در تفاهم اسلام‌آباد، آینده تنگه هرمز صراحتا به شرایط چهارگانه‌ای گره خورده بود که به شرایط پیچیده امروز انجامیده است؛ توافق با عمان، درنظر گرفتن حقوق بین‌الملل، حفظ حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی و تبادل‌نظر با همه کشورهای خلیج فارس. واضح است که محقق نشدن هر کدام از این شرایط و حتی ارائه تفسیری متفاوت از تحقق آن‌ها می‌توانست چالش‌برانگیز باشد. با این‌که گزینه تنگه هرمز طی سال‌های پس از انقلاب همواره روی میز بوده است، اما این گزینه طی پنج دهه گذشته با وجود فشارها و فرازونشیب‌هایی مثل جنگ هشت‌ساله یا حتی جنگ نفتکش‌ها با آمریکا هیچ‌گاه اجرایی نشده بود. اما این سنگر در اوج سنگین‌ترین جنگ و به‌گفته وزیر خارجه در ازای هدف قرار گرفتن رهبر انقلاب فتح شد. بنابراین بستن تنگه هرمز در واقع بالاترین واکنش نظامی ما بوده و جایی برای عقب‌نشینی ندارد. تسلط بر تنگه در بحرانی‌ترین شرایط جنگی محقق شده و در صورت از دست رفتن این حاکمیت، تغییر وضعیت و تسلط دوباره بر آن نیز در شرایط غیرجنگی تنش‌زا خواهد بود و هزینه‌های اجتماعی و نظامی زیادی را تحمیل خواهد کرد. واقعیتی که در بستن تنگه پس از بازگشایی دوماهه و نقض عهدهای دشمن شاهدش بودیم. امروز زمان تثبیت حاکمیت بر تنگه است و نمی‌توان تبدیل دستاورد نظامی به نظام حقوقی را به آینده موکول کرد. برقراری تردد از تنگه هرمز با هر طرحی که حتی به‌صورت موقت، خارج از حاکمیت ایران یا با مشارکت مؤثر سایر کشورها رقم بخورد، نشانه عادی‌سازی نقض حاکمیت، بازگشت به وضع پیشین و بین‌المللی شدن مسیرهای عبوری خواهد بود. از سوی دیگر عادی شدن وضعیت تنگه ممکن است به استقرار ائتلاف‌های بین‌المللی برای امنیت دریایی در منطقه و تضمین تداوم تردد در تنگه منجر شود. بسیاری از کشورهایی که در حالت جنگی حاضر به ورود به جنگ نبوده‌اند، برای اعزام نیروی دریایی در شرایط غیرجنگی اعلام آمادگی کرده‌اند که نهادینه شدن ترتیبات امنیتی جدید، هزینه اقدام را بیشتر خواهد کرد. واقعیت آن است که تنگه هرمز، سرمایه‌ای ژئوپلتیکی و مهم‌ترین ضمانت تحقق خواسته‌های کشور ما در این جنگ نابرابر است و به‌ویژه دریافت غرامت خسارت‌های وارده بر مردم ایران، چه از سوی آمریکا و چه از سوی کشورهای میزبانش، جز با استفاده از این ابزار تقریبا غیرممکن خواهد بود. آزادی تردد در ازای پرداخت غرامت‌های جنگ، کم‌ترین معادله‌ای است که می‌توان برای تنگه برقرار کرد. با این اوصاف به‌نظر می‌رسد آینده مطلوب تنگه را نمی‌توان در چارچوب پیچیده و تنگ تفاهم اسلام‌آباد ترسیم کرد و مهم‌ترین ضمانت عینی جنگ را به گفتگو با کشورهای میزبان دشمن گره زد. حالا با توجه به نقض عهدهای گسترده آمریکا، خروج رسمی دشمن از تفاهم و اعلام توقف اجرای تعهدات از سوی مقامات کشورمان، نیازی به ادامه بازی در این چارچوب نیست. امروز باید با صراحت بیشتری حاکمیت بر تنگه هرمز و معادلات جدیدش را اعلام کرد، قوانین مربوطه را به تصویب رساند و سازوکار پایدار تردد با شرایط جدید را به اجرا گزارد. توافقات دوجانبه با کشورهای منطقه و جهان و حتی شرکت‌های تجاری برای استفاده از این مسیر حیاتی می‌تواند به تثبیت معادله جدید کمک کند. بیشتر بخوانید: چالش اثر تنگه دور زدن ممنوع! تنگه قیمت نفت فراتر از جنگ منطقه‌ای گره تنگه کورتر می‌شود؟ زیرساخت جنگ زیرساختی تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
اربعین و معجزه خدمت ... نوای «سفرة إلى الله» را می‌توان بیان‌نامه خدمت مردم عراق به زوارالحسین تلقی کرد؛ با همان بیان مردمی و بدون تکلف و البته غرورانگیز و تفاخرآمیزی که ویژگی مردم عراق است: در راه تو قدم گذاشتیم و بادبان‌های کشتی نجات ما را به سوی کربلا حرکت داد بر دروازه شهر رازی یافتیم که میعادگاه جان‌ها شد... حالا از جهانیان پرسیدیم که اهل جود و کرم کیستند؟ زیارت اربعین به شهادت درآمد که عراق حسین از موصل تا بصره سفره خدمت گشوده است؛ از لحظه حرکت تا رسیدن به بارگاه مقدس عراقِ تو یک‌پارچه خدمت است... پرچم در دستمان ما بود در موسم عشقی که حاصل عشق حسین را چیدیم در هر وجب بیرقی کاشتیم و کاروان‌های پیاده را درو کردیم حسین بود که ما را مجنون کرد دیوانه‌ایم ولی عاقل‌ترینیم در دیوانگانی... موکب‌ها را می‌بینی که خدمت زائر را واجب می‌شمارند قدم‌هایش را می‌بوسند و می‌گویند قدمی را هم به ما هدیه کن! با خدمتشان چه چشم‌هایی را بارانی کردند برای حسینی که عالم را مجنون خود کرده، چون دستش به ذلت و حقارت دراز نشد... متن کامل را این‌جا بخوانید: اربعین و معجزه خدمت تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
فراتر از بازوبست تنگه در ساختار تفاهم‌نامه رؤسای جمهور ایران و آمریکا، بازگشایی تنگه هرمز به‌عنوان معادل رفع محاصره دریایی درنظر گرفته شده بود؛ محاصره‌ای که پس از برقراری آتش‌بس و اولین دور مذاکرات برقرار شد تا به امتیازی برای چانه‌زنی تبدیل شود و مطالبات جنگ را به حاشیه ببرد! آمریکا انتظار داشت به محض شکستن محاصره دریایی و بدون تحقق سایر بندهای تفاهم به هدف خود برسد. هدفی که در ابتدای امضای تفاهم‌نامه محقق شد، ولی به‌زودی چالش‌هایی را به خود دید. اولین چالش، نقض آتش‌بس و تداوم جنگ و اشغال در لبنان، برخلاف بند اول تفاهم بود که با واکنش ایران و بستن مجدد تنگه مواجه شد. تمکین آمریکا و اسرائیل به توقف پیشروی و کاهش حملات در لبنان، با وجود تداوم اشغال و حملات محدود، نشان داد که این ابزار، ظرفیتی فراتر از رفع محاصره دریایی دارد. چالش بعدی، نقض ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز و ایجاد کریدور جنوبی بود که تردد در تنگه را خارج از تسلط ایران و ذیل اسکورت نظامیان آمریکایی عادی‌سازی می‌کرد. امری که با واکنش نیروهای مسلح ما به درگیری منطقه‌ای و بسته شدن مجدد تنگه منجر شد تا دشمن را بار دیگر به تمکین وادار کند. اما اعلام شروط جامع برای بازگشایی تنگه هرمز از سوی ایران نشان می‌دهد اهمیت ژئوپلتیک این آب‌راه به درستی درک شده و قرار است از این ابزار به عنوان مهم‌ترین ضمانت مطالبات کشور در این جنگ نابرابر استفاده شود. اما اهمیت تنگه صرفا در بازوبسته بودن آن نیست و حق دریافت هزینه نیز باید به تثبیت برسد. دریافت خسارات وارده بر مردم ایران، چه از سوی آمریکا و چه از سوی کشورهای میزبان دشمن، جز با استفاده از این ابزار تقریبا غیرممکن خواهد بود. جواز تردد در ازای پرداخت غرامت‌های جنگ، کم‌ترین معادله‌ای است که می‌توان برای آینده تنگه برقرار کرد. بیشتر بخوانید: چالش اثر تنگه دور زدن ممنوع! تنگه قیمت نفت تنگه در تنگنای تفاهم فراتر از جنگ منطقه‌ای گره تنگه کورتر می‌شود؟ زیرساخت جنگ زیرساختی تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
عمان در دو راهی هرمز طی سال‌های متمادی کشور عمان برای ایران یک نقش نسبتا مشخص داشت؛ میانجی قابل اعتماد در تنظیم روابط و در حقیقت کنترل مخاصمات با آمریکا. مسقط پیام‌ها را منتقل می‌کرد، کانال ارتباطی تهران و واشنگتن را باز نگه می‌داشت و تلاش می‌کرد اختلافات را از مسیر دیپلماتیک حل کند. اما اتفاقات اخیر وضعیت متفاوتی را برای این میانجی رقم زده است. مدت‌هاست که مقامات ایران و عمان از نهایی شدن نقشه مسیر عبور کشتی‌ها از هرمز سخن می‌گویند و حتی برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز نسبت به توافق ایران و عمان بر سر تنگه هرمز ابراز امیدواری کرده‌اند. اما هم‌زمان با پایان دوره دوماهه تفاهم ایران و آمریکا و ناکامی در شکل‌گیری توافق نهایی، ترامپ عمان را تهدید می‌کند که اگر در مسیر اهداف آمریکا درباره ایران و هرمز مانع ایجاد کند، با بمباران و اقدام نظامی روبه‌رو خواهد شد. حالا کشوری که قرار بود میانجی ایران و آمریکا باشد، خود موضوع اختلاف دو کشور شده و به یک‌باره خود را از نقش میانجی در مقام بازیگر و چه‌بسا قربانی می‌بیند! عمان به‌واسطه خط ساحلی در تنگه هرمز، شریک طبیعی مدیریت این تنگه است و اقتصاد و امنیت هرمز ارتباط مستقیمی با منافع ملی این کشور خواهد داشت. تفاهم اسلام‌آباد نیز ترتیبات آتی تنگه را منوط به توافق ایران با عمان کرده و این حق را برای طرفین به رسمیت شناخته بود. اما حالا که ایران و عمان قرار است به توافق مدنظر برسند، فشارها و تهدیدات آمریکا علاوه بر ایران، طرف عمانی را هم نشانه گرفته است. فشارهایی که نشان می‌دهد نه‌تنها ترتیبات ایرانی، بلکه حتی ترتیبات منطقه‌ای هرمز نیز برای آمریکایی‌ها مطلوب نیست و چیزی جز سلطه مستقیم یا دست‌کم آزادی عمل در تنگه آن‌ها را راضی نمی‌کند. این موضوع را البته رئیس‌جمهور آمریکا بارها در قالب توهمات خود مطرح و ادعا کرده که بر تنگه هرمز تسلط دارد. ترامپ روز گذشته حتی نقشه‌ای را منتشر کرد که نشان می‌داد تنگه هرمز به قلمرو آمریکا اضافه شده است! فارغ از این موضع مضحک که به بیان رسمی کاخ سفید، صرفا در حد یک شوخی سیاسی تلقی می‌شود، به‌نظر می‌رسد سازوکار تفاهم امضاشده نیز از نگاه آمریکایی‌ها جدی نیست و به نتیجه فشارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی خود بر ایران چشم دوخته‌اند. در این میان تصور این‌که عمان در برابر آمریکا قرار گرفته باشد، امری موهوم به‌نظر می‌رسد؛ اما قدیمی‌ترین ساختار سیاسی عربی که اتفاقا رابطه دیرینی هم با واشنگتن دارد، حالا با تنش‌آفرینی آمریکایی‌ها در سواحل خود مواجه شده و برخلاف یانکی‌هایی که از آن‌سوی کره زمین و دوازده هزار کیلومتر دورتر در منطقه آتش افروخته‌اند، نمی‌تواند چشم‌انداز جنگ طولانی در منطقه را تحمل کند. شاید همین واقعیت است که تلاش‌های این کشور برای تنش‌زدایی در منطقه و پیدا کردن منافع مستقل در پرونده هرمز را توجیه می‌کند. مقامات عمان برخلاف رویکرد محافظه‌کارانه و بی‌طرفانه خود بارها از تصمیم آمریکا برای آغاز جنگ انتقاد کرده‌اند و نشانه‌هایی از فاصله‌گیری با آمریکا نیز در سیاست خارجی این کشور به چشم می‌خورد. اما این تلاش‌ها تاکنون نتیجه مشخصی نداشته و دوماه پیش نیز تهدید آمریکا نسبت به وضع تعرفه بر هرمز، به عقب‌نشینی عمان انجامید. حالا هم‌زمان با پایان آتش‌بس دوماهه و رویکرد تهاجمی ایران، عمان باید نقش خود را تعیین کند؛ آیا قرار است بازیگر مستقلی باشد یا قربانی معادله جدید هرمز خواهد بود؟   بیشتر بخوانید: چالش اثر تنگه دور زدن ممنوع! تنگه قیمت نفت فراتر از بازوبست تنگه تنگه در تنگنای تفاهم فراتر از جنگ منطقه‌ای گره تنگه کورتر می‌شود؟ زیرساخت جنگ زیرساختی تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
ضعف‌زدایی بدون ضعیف‌نمایی نقدها و نظرات مختلف درباره شیوه اداره کشور و مدیریت وضعیت جنگی گاهی آن‌قدر بالا می‌گیرد که اصل آن زیر سؤال می‌رود و هر نقد و نظری به مثابه اختلاف‌افکنی و افشای نقاط ضعف و تخریب مدیران تلقی می‌شود. علاوه بر این اعلام گاه‌به‌گاه برخی واقعیت‌های کشور و نقاط ضعف اقتصادی توسط مسئولان اجرایی، ممکن است به پالس ضعف برای دشمن تعبیر شود. رهبر انقلاب پیش از این توصیه کرده بودند که از پرداختن به نقاط ضعف به‌طور جدی پرهیز شود و هشدار داده بودند که دشمن نباید هیچ علامت ضعفی را از سوی ما دریافت کند. با این‌حال این هشدارها به معنای تعطیلی نقد و نظر و بررسی نقاط ضعف نبوده و بالعکس، رویکرد نقادانه را با رعایت ملاحظاتش، سرمایه‌ای ارزشمند و موجب رونق و شکوفایی می‌دانند و چنین منتقدینی را در زمره‌ پیشروان بصیرت به‌شمار می‌آورند. بنابراین اصل نقد و نظر و پرداختن به نقاط ضعف را نمی‌توان مذموم دانست و آن‌چه خط قرمز است، شرایط و ملاحظاتی است که می‌تواند این امور را به ضد خود تبدیل کند؛ یعنی دست‌مایه تنازع و تفرقه و تلقی ضعف در برابر دشمن شود. اتفاقا تهدید جنگ دقیقا زمانی آشکار می‌شود که ضعف‌های پنهان زمینه ضربه زدن دشمن را فراهم می‌کند و بنابر محاسبات او بیشترین هزینه را تحمیل خواهد کرد. درست است که مردم باید واقعیت‌های اقتصاد جنگ را بدانند و برای سناریوهای محتمل آماده باشند، اما بیان این موارد نباید با ضعیف‌نمایی و اظهار عجز همراه باشد و تلقی فلج شدن در برابر فشارهای دشمن را ایجاد کند. به‌ویژه این‌که بیان این واقعیت‌ها باید معطوف به حل مسأله و افزایش تاب‌آوری مطرح شود، نه به‌عنوان زمینه سازش و دست برداشتن از مقاومت. درست است که جامعه در شرایط جنگی به انسجام نیاز دارد، اما این انسجام لزوما به معنای یک‌صدایی و حذف اختلاف‌نظر نیست. اتفاقا یک جامعه مقاوم باید بتواند اثبات کند که در عین وحدت در برابر دشمن خارجی، درباره نحوه اداره کشور و مدیریت جنگ، کاملا جدی است، برای اصلاح و ارتقای امور کشور می‌کوشد، نظرات مختلف را بررسی می‌کند و از این‌رو اختلاف‌نظرها برای مدیریت بهتر کشور را به رسمیت می‌شناسد. تردیدی نیست که نه‌تنها نقاط ضعف، بلکه هرگونه اسرار نظامی و امنیتی در جنگ‌ها محرمانه است و نباید به عرصه عمومی بیاید. اما محرمانگی در این موضوعات بهانه خوبی برای بستن فضای نقد عمومی در مسائل مختلف کشور و حتی تحلیل مسائل نظامی نیست. مصلحت جنگ نباید به پوششی برای ناکارآمدی و انکار ضعف‌ها و مصونیت مدیریتی تبدیل شود. چه این‌که همین ضعف‌ها و ناکارآمدی‌ها اگر به حال خود رها شوند، در بحبوحه جنگ ممکن است به پاشنه آشیل ما تبدیل شوند و از این ناحیه ضربات جبران‌ناپذیری را دریافت کنیم. ضعف‌ها اگر پنهان شود، اصلاح نخواهد شد و در برهه‌ای که دشمن از هر نقطه‌ضعفی استفاده می‌کند، هزینه زیادی ایجاد خواهد کرد. ادامه فضای جنگی به تکرار این چرخه منجر خواهد شد و سکوتی که قرار بود به امنیت ملی کمک کند، دقیقا برخلاف منطق امنیت ملی عمل می‌کند. بنابراین امنیت ملی همان‌طور که اقتضا می‌کند نقاط ضعف را مایه اختلاف و سوءاستفاده دشمن قرار ندهیم، اقتضای آن دارد که ضعف‌ها به‌قدر لازم دیده شود تا زمینه‌های اصلاحش فراهم شود. در واقع در پرداختن به ضعف‌ها باید به‌صورت هوشمندانه و مدیریت‌شده عمل کرد تا پیش از آن‌که زمینه استفاده دشمن از آن‌ها فراهم شود، دیده و اصلاح شوند. بیشتر بخوانید: روایت یا واقعیت؟ تبیین با کدام اعتبار؟ تبیین نیمه خالی لیوان! روایت اول؛ روایت مردم عبور از دیپلماسی فانتزی روایی نقد در سایه روایت فتح فرآیند و برآیند تصمیمات نظام رمزگشایی از «خطای محاسباتی» تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour