چرا حمله پیشدستانه؟
حملات اخیر نیروهای مسلح کشورمان بهویژه پس از نقض عهدهای دشمن با وجود گستره و حجم پایین، جزو کاریترین حملات در جنگهای اخیر بوده و در مقابل، ضربات دشمن نیز کمترین تأثیر و خسارت را برجای گذاشته است.
دلیل این امر را در اراده پیشدستی نظامی و آمادگی کامل کشور برای ورود به این دور از درگیریها و از بین رفتن زمینه غافلگیری باید جست و بهنظر میرسد اثبات همین اراده در مراحل افزایش تنش بتواند دشمن را در محاسباتش به تجدیدنظر وادار کند.
اما قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل مروج رویکرد واکنشی به امنیت هستند و استفاده ابتدایی از گزینه نظامی و حتی پاسخ به تجاوز نظامی را به نام حفظ ثبات و تنشزدایی نفی میکنند. چون از این منظر، ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی در اولویت هستند.
این در حالی است که امنیت، ذاتا پیشگیرانه است و فلسفه وجودی نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و دفاعی، پیشگیری از وقوع تهدید است. اتکای صرف به پاسخ پس از حمله، برای حفظ امنیت کافی نیست و سازوکار امنیتی اگر پس از وقوع تجاوز عمل کند، در واقع بخشی از کارکرد خود را از دست داده است و هزینه بسیار سنگینی را نیز متحمل خواهد شد.
واقعیت حاکم بر جهان و بهویژه قدرتهای جهانی نیز چیز دیگری است و متناسب با سازوکار قدرت، رویکردی پیشگیرانه به امنیت دارد. در این دیدگاه واقعبینانه، هدف اصلی امنیت، جلوگیری از وقوع تهدید است، نه صرفا پاسخ دادن به وقوع ناامنی.
از اینروست که حکومتها سرمایهگذاری گستردهای بر تسلیح و آمادگی دفاعی انجام میدهند تا با جلوگیری از محاسبه غلط دشمن، بازدارندگی لازم را ایجاد کنند. اتفاقا منطق قرآنی «و اعدوا لهم ماستطعتم من قوة...» نیز مؤید همین راهبرد است و حکمتش را ایجاد ترس در دشمنان و بازدارندگی معرفی میکند: «ترهبون به عدو الله و عدوکم...»
بر این اساس حتی اقدام پیشدستانه در برابر تهدیدهای قریبالوقوع نیز پذیرفتنی است و میتواند از خسارتهای بزرگتر جلوگیری کند. آمریکا بر اساس این منطق، عملیاتهای متعددی را علیه کشورها و گروههای مختلف سامان داده و در بسیاری از مواقع از آن سوءاستفاده کرده است.
از سوی دیگر حمله پیشدستانه در افواه عمومی به منزله جهاد ابتدایی تلقی میشود که در دوران غیبت محددیتهایی دارد. هرچند مشهور فقها جهاد ابتدایی را تنها در زمان حضور امام معصوم امکانپذیر میدانند، اما از منظر برخی از فقها، نظیر آیتالله خویی و رهبر شهید انقلاب، در دوران غیبت نیز جایز است.
با این وجود حمله پیشدستانه، به معنای دفاع پیشگیرانه علیه دشمنی است که بنابر شواهد قطعی، آماده حمله به کشور است. بنابراین ماهیت دفاعی این اقدام، آن را ذیل جهاد دفاعی قرار میدهد، نه جهاد ابتدایی. چراکه هدف، دفع تجاوز قریبالوقوع بهجای انتظار کشیدن برای وقوع حمله و پذیرش خسارات جبرانناپذیر است.
بنابراین بر مبنای جواز و حتی وجوب جهاد دفاعی، در صورت تشخیص خطر عقلایی و وجود قرائن قطعی برنامهریزی دشمن برای تجاوز، دفاع پیشدستانه برای دفع خطر قریبالوقوع و حفظ جان مسلمین و کیان اسلام، ضرورتی شرعی و عقلی است و ملاحظات معمول سیاسی و اقتصادی در برابر چنین مصلحت بزرگی رنگ خواهد باخت.
علاوه بر قاعده «وجوب دفاع»، قاعده «نفی سبیل» نیز بر این اقدام صحه میگذارد؛ چرا که اختیار جنگ و صلح نمیتواند در دست دشمن باشد و سایه جنگ و انتظار غافلگیری را بر جامعه اسلامی تحمیل کند. یعنی دشمن در اوج آمادگی حمله غافلگیرانهای را آغاز کرده و با همان آمادگی امکان دفاع داشته باشد!
در این میان بیان امیرالمؤمنین علی(ع) تکاندهنده است که «اغزوهم قبل أن یغزوکم، فوالله ما غزی قوم قطّ فی عقر دارهم إلا ذلّوا»؛ پيش از آنكه بر شما يورش آورند، شما بر دشمن بتازيد؛ چون به خداوند سوگند هیچ قومی هرگز درون خانهاش مورد هجوم قرار نگرفت، مگر اینکه ذلیل شدند...
#جنگ #غافلگیری #بازدارندگی
بیشتر بخوانید:
انتقام برای زندگی
تا آستانه بازدارندگی
در انتظار غافلگیری!
برای صلح باید جنگید
خسارت کافی نیست!
غرامت برای بازدارندگی
به پیشواز جنگ زمینی
فراتر از جنگ منطقهای
پایان انفعال استراتژیک؟
عبور از دیپلماسی فانتزی
برای صلح، جنگطلب باش!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
خاطرهبازی با تبریکات برجامی!
#سردار_جوانی درباره تفاهم لوزان (پیشدرآمد #برجام):
شش قدرت جهانی غنیسازی در خاک ایران را پذیرفتهاند... این دستاورد بزرگی برای ملت و نظام است... ماهیت آب سنگین اراک حفظ خواهد شد...
قدرتهای زورگوی جهانی، بالاخره تسلیم شدند و از مواضع زورگویانه و زیادهخواهانه عقبنشینی کردند...
#رهبر_شهید انقلاب، چهار روز بعد:
اینکه تبریک میگویند بیمعنی است! چه تبریکی؟ ... هیچوقت نسبت به مذاکره با آمریکا خوشبین نبودم. نه از باب یک توهم، بلکه از باب تجربه. حالا اگر یک روزی، ما که در آن روز قاعدتا نخواهیم بود، شماها انشاءالله در جریان حوادث و جزئیات و یادداشتها و نوشتههای این روزها قرار بگیرید، خواهید دید که این تجربه ما از کجا حاصل شده...
#خسارت_محض #خطای_محاسباتی
در ویراستی ببینید و نظر دهید:
virasty.com/valianpour
بیشتر بخوانید:
رمزگشایی از «خطای محاسباتی»
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
زیرساخت جنگ زیرساختی
جنگ ایران و آمریکا با همه فرازونشیبهایش همچنان در منطقه خاکستری جریان دارد و طرفین با مبهم نگاه داشتن مرز میان جنگ و صلح، ظاهرا درصدد مدیریت بحران و پرهیز از ورود به چرخه تشدید کنترلنشده هستند. پرهیزی که ممکن است دوام زیادی نداشته باشد و چرخه تهدید، حمله و آتشبس را دوباره به چرخش درآورد.
گمانهزنیهای جدیدی درباره تداوم حملات دشمن و ادامه جنگ همچنان در رسانههای غربی منتشر میشود؛ گمانههایی که بهنظر میرسد بخشی از عملیات روانی بزرگی است که هم فرسایش افکار عمومی را هدف گرفته و هم سایش اراده و محاسبات ما را.
گرچه قریب به اتفاق تحلیلگران فعلا ورود به جنگ همهجانبه را چه از نظر اراده و چه از حیث سازوبرگ نظامی بالفعل آمریکا در منطقه منتفی میدانند، اما سناریوهایی مثل تداوم حملات محدود به اهداف نظامی، تلاش برای گسترش محاصره، آزمودن اشغال محدود برخی جزایر و حملات نیابتی همچنان مطرح است.
آخرین سناریوی مطرحشده، حمله به زیرساختهای انرژی است که بارها از سوی سران دشمن مطرح شده و بهطور مشخص قرار است تابآوری مردم را به چالش بکشد و دستگاه محاسباتی کارگزارانمان را مختل کند.
مردم مبعوثشدهای که ایستادگی معجزهوارشان وارد ششمین ماه خود شده، نشان دادهاند که امنیت بلندمدت خود را به رفاه کوتاهمدت زیر سایه تهدید و جنگ نمیفروشند و تا پیروزی قطعی و تنبیه و پشیمانسازی دشمن متجاوز میدان را ترک نمیکنند.
این ایستادگی بیبدیل برای مسئولان هم میتواند الهامبخش باشد و محاسبات آنها را به سطح دیگری ارتقا بخشد. احتمالا حالا دیگر اثبات شده است که یک جنگ وجودی با راهحلهای کوتاهمدت سامان نمییابد و اگر وقفهای هم در صحنه نبرد نظامی ایجاد میشود، فرصتی برای تمهید است.
بنابراین مهمترین راهبرد مقابله با این تعرض، چیزی جز حفظ روحیه مردم، انسجام اجتماعی و افزایش تابآوری آنها در برابر دشمن نخواهد بود؛ چه از طریق همراهی با مطالبات برحقشان و چه با خدمترسانی جهادی و رسیدگی به معیشت مردم در دوره جنگ.
اما در عرصه میدانی در صورت ورود به جنگ زیرساختها میتوان انتظار داشت که زیرساختهای انرژی منطقه نیز زیر ضرب حملات نیروهای نظامی کشورمان قرار گیرند. در این میان اولویت با اهدافی است که به کریدورهایی غیر از تنگه هرمز وابستهاند؛ یعنی کریدورهای موازی مثل فجیره و ینبع که برای دور زدن تنگه ایجاد شدهاند. چراکه زیرساختهای انرژی محصور در منطقه هستند که بخشی از اعتبار تنگه هرمز را رقم میزنند.
البته تشدید تنشها ممکن است مستلزم فشار بیشتر بر اقتصاد دشمن باشد که در این صورت همه زیرساختهای انرژی منطقه در فهرست اهداف نیروهای مسلح قرار خواهند گرفت تا با ضربات فلجکننده برای سالها از مدار تولید خارج شوند و اقتصاد جهانی را به خدمت جنگ منطقهای درآورند.
اما تحقق این سناریوها بیش از آنکه به توان آفندی دشمن یا توان پدافندی ما ارتباط داشته باشد، به قدرت اراده و توازن پاسخهای ما بستگی دارد و در این مرحله تنها پیشدستی در تصعید تنش است که میتواند به تهدیدهای ما اعتبار بخشد. امری که میتواند اهداف ما را بدون تحمل هزینههای زیرساختی محقق سازد و بازدارندگی ایجاد کند.
#جنگ #زیرساخت #بازدارندگی
بیشتر بخوانید:
تا آستانه بازدارندگی
در انتظار غافلگیری!
برای صلح باید جنگید
خسارت کافی نیست!
به پیشواز جنگ زمینی
فراتر از جنگ منطقهای
چرا حمله پیشدستانه؟
برای صلح، جنگطلب باش!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
تنگه در تنگنای تفاهم
گفتگوها با سلطنت عمان برای مدیریت تنگه هرمز تاکنون به نتیجه مطلوبی نرسیده و بهنظر میرسد با پیشنهادها و طرحهای جایگزینی مثل کریدور دریایی مستقل یا تقسیم ترددهای ورودی و خروجی بین دو کشور، درصدد کارشکنی در طرح ایران است. البته واقعیت آن است که با وجود وجهه میانجیگرانه عمان، نفوذ آمریکا بر این کشور را نمیشود نادیده گرفت.
در تفاهم اسلامآباد، آینده تنگه هرمز صراحتا به شرایط چهارگانهای گره خورده بود که به شرایط پیچیده امروز انجامیده است؛ توافق با عمان، درنظر گرفتن حقوق بینالملل، حفظ حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی و تبادلنظر با همه کشورهای خلیج فارس. واضح است که محقق نشدن هر کدام از این شرایط و حتی ارائه تفسیری متفاوت از تحقق آنها میتوانست چالشبرانگیز باشد.
با اینکه گزینه تنگه هرمز طی سالهای پس از انقلاب همواره روی میز بوده است، اما این گزینه طی پنج دهه گذشته با وجود فشارها و فرازونشیبهایی مثل جنگ هشتساله یا حتی جنگ نفتکشها با آمریکا هیچگاه اجرایی نشده بود. اما این سنگر در اوج سنگینترین جنگ و بهگفته وزیر خارجه در ازای هدف قرار گرفتن رهبر انقلاب فتح شد.
بنابراین بستن تنگه هرمز در واقع بالاترین واکنش نظامی ما بوده و جایی برای عقبنشینی ندارد. تسلط بر تنگه در بحرانیترین شرایط جنگی محقق شده و در صورت از دست رفتن این حاکمیت، تغییر وضعیت و تسلط دوباره بر آن نیز در شرایط غیرجنگی تنشزا خواهد بود و هزینههای اجتماعی و نظامی زیادی را تحمیل خواهد کرد. واقعیتی که در بستن تنگه پس از بازگشایی دوماهه و نقض عهدهای دشمن شاهدش بودیم.
امروز زمان تثبیت حاکمیت بر تنگه است و نمیتوان تبدیل دستاورد نظامی به نظام حقوقی را به آینده موکول کرد. برقراری تردد از تنگه هرمز با هر طرحی که حتی بهصورت موقت، خارج از حاکمیت ایران یا با مشارکت مؤثر سایر کشورها رقم بخورد، نشانه عادیسازی نقض حاکمیت، بازگشت به وضع پیشین و بینالمللی شدن مسیرهای عبوری خواهد بود.
از سوی دیگر عادی شدن وضعیت تنگه ممکن است به استقرار ائتلافهای بینالمللی برای امنیت دریایی در منطقه و تضمین تداوم تردد در تنگه منجر شود. بسیاری از کشورهایی که در حالت جنگی حاضر به ورود به جنگ نبودهاند، برای اعزام نیروی دریایی در شرایط غیرجنگی اعلام آمادگی کردهاند که نهادینه شدن ترتیبات امنیتی جدید، هزینه اقدام را بیشتر خواهد کرد.
واقعیت آن است که تنگه هرمز، سرمایهای ژئوپلتیکی و مهمترین ضمانت تحقق خواستههای کشور ما در این جنگ نابرابر است و بهویژه دریافت غرامت خسارتهای وارده بر مردم ایران، چه از سوی آمریکا و چه از سوی کشورهای میزبانش، جز با استفاده از این ابزار تقریبا غیرممکن خواهد بود. آزادی تردد در ازای پرداخت غرامتهای جنگ، کمترین معادلهای است که میتوان برای تنگه برقرار کرد.
با این اوصاف بهنظر میرسد آینده مطلوب تنگه را نمیتوان در چارچوب پیچیده و تنگ تفاهم اسلامآباد ترسیم کرد و مهمترین ضمانت عینی جنگ را به گفتگو با کشورهای میزبان دشمن گره زد. حالا با توجه به نقض عهدهای گسترده آمریکا، خروج رسمی دشمن از تفاهم و اعلام توقف اجرای تعهدات از سوی مقامات کشورمان، نیازی به ادامه بازی در این چارچوب نیست.
امروز باید با صراحت بیشتری حاکمیت بر تنگه هرمز و معادلات جدیدش را اعلام کرد، قوانین مربوطه را به تصویب رساند و سازوکار پایدار تردد با شرایط جدید را به اجرا گزارد. توافقات دوجانبه با کشورهای منطقه و جهان و حتی شرکتهای تجاری برای استفاده از این مسیر حیاتی میتواند به تثبیت معادله جدید کمک کند.
#تنگه_هرمز #مذاکره #تفاهم
بیشتر بخوانید:
چالش اثر تنگه
دور زدن ممنوع!
تنگه قیمت نفت
فراتر از جنگ منطقهای
گره تنگه کورتر میشود؟
زیرساخت جنگ زیرساختی
تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
اربعین و معجزه خدمت
... نوای «سفرة إلى الله» را میتوان
بیاننامه خدمت مردم عراق
به زوارالحسین تلقی کرد؛
با همان بیان مردمی و بدون تکلف
و البته غرورانگیز و تفاخرآمیزی
که ویژگی مردم عراق است:
در راه تو قدم گذاشتیم
و بادبانهای کشتی نجات
ما را به سوی کربلا حرکت داد
بر دروازه شهر رازی یافتیم
که میعادگاه جانها شد...
حالا از جهانیان پرسیدیم
که اهل جود و کرم کیستند؟
زیارت اربعین به شهادت درآمد
که عراق حسین از موصل تا بصره
سفره خدمت گشوده است؛
از لحظه حرکت تا رسیدن به بارگاه مقدس
عراقِ تو یکپارچه خدمت است...
پرچم در دستمان ما بود
در موسم عشقی
که حاصل عشق حسین را چیدیم
در هر وجب بیرقی کاشتیم
و کاروانهای پیاده را درو کردیم
حسین بود که ما را مجنون کرد
دیوانهایم ولی عاقلترینیم در دیوانگانی...
موکبها را میبینی
که خدمت زائر را واجب میشمارند
قدمهایش را میبوسند و میگویند
قدمی را هم به ما هدیه کن!
با خدمتشان چه چشمهایی را بارانی کردند
برای حسینی که عالم را مجنون خود کرده،
چون دستش به ذلت و حقارت دراز نشد...
#عراق #اربعین #خدمت
متن کامل را اینجا بخوانید:
اربعین و معجزه خدمت
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
فراتر از بازوبست تنگه
در ساختار تفاهمنامه رؤسای جمهور ایران و آمریکا، بازگشایی تنگه هرمز بهعنوان معادل رفع محاصره دریایی درنظر گرفته شده بود؛ محاصرهای که پس از برقراری آتشبس و اولین دور مذاکرات برقرار شد تا به امتیازی برای چانهزنی تبدیل شود و مطالبات جنگ را به حاشیه ببرد!
آمریکا انتظار داشت به محض شکستن محاصره دریایی و بدون تحقق سایر بندهای تفاهم به هدف خود برسد. هدفی که در ابتدای امضای تفاهمنامه محقق شد، ولی بهزودی چالشهایی را به خود دید.
اولین چالش، نقض آتشبس و تداوم جنگ و اشغال در لبنان، برخلاف بند اول تفاهم بود که با واکنش ایران و بستن مجدد تنگه مواجه شد. تمکین آمریکا و اسرائیل به توقف پیشروی و کاهش حملات در لبنان، با وجود تداوم اشغال و حملات محدود، نشان داد که این ابزار، ظرفیتی فراتر از رفع محاصره دریایی دارد.
چالش بعدی، نقض ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز و ایجاد کریدور جنوبی بود که تردد در تنگه را خارج از تسلط ایران و ذیل اسکورت نظامیان آمریکایی عادیسازی میکرد. امری که با واکنش نیروهای مسلح ما به درگیری منطقهای و بسته شدن مجدد تنگه منجر شد تا دشمن را بار دیگر به تمکین وادار کند.
اما اعلام شروط جامع برای بازگشایی تنگه هرمز از سوی ایران نشان میدهد اهمیت ژئوپلتیک این آبراه به درستی درک شده و قرار است از این ابزار به عنوان مهمترین ضمانت مطالبات کشور در این جنگ نابرابر استفاده شود.
اما اهمیت تنگه صرفا در بازوبسته بودن آن نیست و حق دریافت هزینه نیز باید به تثبیت برسد. دریافت خسارات وارده بر مردم ایران، چه از سوی آمریکا و چه از سوی کشورهای میزبان دشمن، جز با استفاده از این ابزار تقریبا غیرممکن خواهد بود. جواز تردد در ازای پرداخت غرامتهای جنگ، کمترین معادلهای است که میتوان برای آینده تنگه برقرار کرد.
#تنگه_هرمز #تعرفه
بیشتر بخوانید:
چالش اثر تنگه
دور زدن ممنوع!
تنگه قیمت نفت
تنگه در تنگنای تفاهم
فراتر از جنگ منطقهای
گره تنگه کورتر میشود؟
زیرساخت جنگ زیرساختی
تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
عمان در دو راهی هرمز
طی سالهای متمادی کشور عمان برای ایران یک نقش نسبتا مشخص داشت؛ میانجی قابل اعتماد در تنظیم روابط و در حقیقت کنترل مخاصمات با آمریکا. مسقط پیامها را منتقل میکرد، کانال ارتباطی تهران و واشنگتن را باز نگه میداشت و تلاش میکرد اختلافات را از مسیر دیپلماتیک حل کند.
اما اتفاقات اخیر وضعیت متفاوتی را برای این میانجی رقم زده است. مدتهاست که مقامات ایران و عمان از نهایی شدن نقشه مسیر عبور کشتیها از هرمز سخن میگویند و حتی برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز نسبت به توافق ایران و عمان بر سر تنگه هرمز ابراز امیدواری کردهاند.
اما همزمان با پایان دوره دوماهه تفاهم ایران و آمریکا و ناکامی در شکلگیری توافق نهایی، ترامپ عمان را تهدید میکند که اگر در مسیر اهداف آمریکا درباره ایران و هرمز مانع ایجاد کند، با بمباران و اقدام نظامی روبهرو خواهد شد.
حالا کشوری که قرار بود میانجی ایران و آمریکا باشد، خود موضوع اختلاف دو کشور شده و به یکباره خود را از نقش میانجی در مقام بازیگر و چهبسا قربانی میبیند!
عمان بهواسطه خط ساحلی در تنگه هرمز، شریک طبیعی مدیریت این تنگه است و اقتصاد و امنیت هرمز ارتباط مستقیمی با منافع ملی این کشور خواهد داشت. تفاهم اسلامآباد نیز ترتیبات آتی تنگه را منوط به توافق ایران با عمان کرده و این حق را برای طرفین به رسمیت شناخته بود.
اما حالا که ایران و عمان قرار است به توافق مدنظر برسند، فشارها و تهدیدات آمریکا علاوه بر ایران، طرف عمانی را هم نشانه گرفته است. فشارهایی که نشان میدهد نهتنها ترتیبات ایرانی، بلکه حتی ترتیبات منطقهای هرمز نیز برای آمریکاییها مطلوب نیست و چیزی جز سلطه مستقیم یا دستکم آزادی عمل در تنگه آنها را راضی نمیکند.
این موضوع را البته رئیسجمهور آمریکا بارها در قالب توهمات خود مطرح و ادعا کرده که بر تنگه هرمز تسلط دارد. ترامپ روز گذشته حتی نقشهای را منتشر کرد که نشان میداد تنگه هرمز به قلمرو آمریکا اضافه شده است!
فارغ از این موضع مضحک که به بیان رسمی کاخ سفید، صرفا در حد یک شوخی سیاسی تلقی میشود، بهنظر میرسد سازوکار تفاهم امضاشده نیز از نگاه آمریکاییها جدی نیست و به نتیجه فشارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی خود بر ایران چشم دوختهاند.
در این میان تصور اینکه عمان در برابر آمریکا قرار گرفته باشد، امری موهوم بهنظر میرسد؛ اما قدیمیترین ساختار سیاسی عربی که اتفاقا رابطه دیرینی هم با واشنگتن دارد، حالا با تنشآفرینی آمریکاییها در سواحل خود مواجه شده و برخلاف یانکیهایی که از آنسوی کره زمین و دوازده هزار کیلومتر دورتر در منطقه آتش افروختهاند، نمیتواند چشمانداز جنگ طولانی در منطقه را تحمل کند.
شاید همین واقعیت است که تلاشهای این کشور برای تنشزدایی در منطقه و پیدا کردن منافع مستقل در پرونده هرمز را توجیه میکند. مقامات عمان برخلاف رویکرد محافظهکارانه و بیطرفانه خود بارها از تصمیم آمریکا برای آغاز جنگ انتقاد کردهاند و نشانههایی از فاصلهگیری با آمریکا نیز در سیاست خارجی این کشور به چشم میخورد.
اما این تلاشها تاکنون نتیجه مشخصی نداشته و دوماه پیش نیز تهدید آمریکا نسبت به وضع تعرفه بر هرمز، به عقبنشینی عمان انجامید. حالا همزمان با پایان آتشبس دوماهه و رویکرد تهاجمی ایران، عمان باید نقش خود را تعیین کند؛ آیا قرار است بازیگر مستقلی باشد یا قربانی معادله جدید هرمز خواهد بود؟
#تنگه_هرمز #تغییر_معادله #عمان
بیشتر بخوانید:
چالش اثر تنگه
دور زدن ممنوع!
تنگه قیمت نفت
فراتر از بازوبست تنگه
تنگه در تنگنای تفاهم
فراتر از جنگ منطقهای
گره تنگه کورتر میشود؟
زیرساخت جنگ زیرساختی
تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
ضعفزدایی بدون ضعیفنمایی
نقدها و نظرات مختلف درباره شیوه اداره کشور و مدیریت وضعیت جنگی گاهی آنقدر بالا میگیرد که اصل آن زیر سؤال میرود و هر نقد و نظری به مثابه اختلافافکنی و افشای نقاط ضعف و تخریب مدیران تلقی میشود. علاوه بر این اعلام گاهبهگاه برخی واقعیتهای کشور و نقاط ضعف اقتصادی توسط مسئولان اجرایی، ممکن است به پالس ضعف برای دشمن تعبیر شود.
رهبر انقلاب پیش از این توصیه کرده بودند که از پرداختن به نقاط ضعف بهطور جدی پرهیز شود و هشدار داده بودند که دشمن نباید هیچ علامت ضعفی را از سوی ما دریافت کند. با اینحال این هشدارها به معنای تعطیلی نقد و نظر و بررسی نقاط ضعف نبوده و بالعکس، رویکرد نقادانه را با رعایت ملاحظاتش، سرمایهای ارزشمند و موجب رونق و شکوفایی میدانند و چنین منتقدینی را در زمره پیشروان بصیرت بهشمار میآورند.
بنابراین اصل نقد و نظر و پرداختن به نقاط ضعف را نمیتوان مذموم دانست و آنچه خط قرمز است، شرایط و ملاحظاتی است که میتواند این امور را به ضد خود تبدیل کند؛ یعنی دستمایه تنازع و تفرقه و تلقی ضعف در برابر دشمن شود. اتفاقا تهدید جنگ دقیقا زمانی آشکار میشود که ضعفهای پنهان زمینه ضربه زدن دشمن را فراهم میکند و بنابر محاسبات او بیشترین هزینه را تحمیل خواهد کرد.
درست است که مردم باید واقعیتهای اقتصاد جنگ را بدانند و برای سناریوهای محتمل آماده باشند، اما بیان این موارد نباید با ضعیفنمایی و اظهار عجز همراه باشد و تلقی فلج شدن در برابر فشارهای دشمن را ایجاد کند. بهویژه اینکه بیان این واقعیتها باید معطوف به حل مسأله و افزایش تابآوری مطرح شود، نه بهعنوان زمینه سازش و دست برداشتن از مقاومت.
درست است که جامعه در شرایط جنگی به انسجام نیاز دارد، اما این انسجام لزوما به معنای یکصدایی و حذف اختلافنظر نیست. اتفاقا یک جامعه مقاوم باید بتواند اثبات کند که در عین وحدت در برابر دشمن خارجی، درباره نحوه اداره کشور و مدیریت جنگ، کاملا جدی است، برای اصلاح و ارتقای امور کشور میکوشد، نظرات مختلف را بررسی میکند و از اینرو اختلافنظرها برای مدیریت بهتر کشور را به رسمیت میشناسد.
تردیدی نیست که نهتنها نقاط ضعف، بلکه هرگونه اسرار نظامی و امنیتی در جنگها محرمانه است و نباید به عرصه عمومی بیاید. اما محرمانگی در این موضوعات بهانه خوبی برای بستن فضای نقد عمومی در مسائل مختلف کشور و حتی تحلیل مسائل نظامی نیست.
مصلحت جنگ نباید به پوششی برای ناکارآمدی و انکار ضعفها و مصونیت مدیریتی تبدیل شود. چه اینکه همین ضعفها و ناکارآمدیها اگر به حال خود رها شوند، در بحبوحه جنگ ممکن است به پاشنه آشیل ما تبدیل شوند و از این ناحیه ضربات جبرانناپذیری را دریافت کنیم.
ضعفها اگر پنهان شود، اصلاح نخواهد شد و در برههای که دشمن از هر نقطهضعفی استفاده میکند، هزینه زیادی ایجاد خواهد کرد. ادامه فضای جنگی به تکرار این چرخه منجر خواهد شد و سکوتی که قرار بود به امنیت ملی کمک کند، دقیقا برخلاف منطق امنیت ملی عمل میکند.
بنابراین امنیت ملی همانطور که اقتضا میکند نقاط ضعف را مایه اختلاف و سوءاستفاده دشمن قرار ندهیم، اقتضای آن دارد که ضعفها بهقدر لازم دیده شود تا زمینههای اصلاحش فراهم شود. در واقع در پرداختن به ضعفها باید بهصورت هوشمندانه و مدیریتشده عمل کرد تا پیش از آنکه زمینه استفاده دشمن از آنها فراهم شود، دیده و اصلاح شوند.
#جنگ #نقد #وحدت
بیشتر بخوانید:
روایت یا واقعیت؟
تبیین با کدام اعتبار؟
تبیین نیمه خالی لیوان!
روایت اول؛ روایت مردم
عبور از دیپلماسی فانتزی
روایی نقد در سایه روایت فتح
فرآیند و برآیند تصمیمات نظام
رمزگشایی از «خطای محاسباتی»
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
وفاق معطوف به سازش در یک قاب!
همتی: صادرات نفت؛ صفر.
پزشکیان: جنگ باید تمام بشود.
قالیباف: مردم گرسنه باشند دوام نمیآوریم.
و سرمقالهای که به پشتگرمی این #وفاق، #سازش را تجویز میکند و توصیف رهبری از #تجربه_تاریک تفاهم را به سخره میگیرد...
روایتشان از آتشبس و تفاهمنامه هم مفهومش این است که در حال شکست و اضمحلال قوای نظامی بودیم و اگر لطف ترامپ و زور و تهدید پذیرش آتشبس و امضای تفاهم نبود، از کمبود سلاح و ارزاق عمومی نابود میشدیم...
و جالبتر اینکه چنین حجمی از فلاکتنمایی را به اسم روایت فتح و قدرت به مردم قالب میکنند!
حالا این وسط اگر منتقدی بگوید دشمن در حال شکست بوده و حداقل تا حد بازدارندگی باید عقب رانده شود و دیپلماسی فلان اشکال را داشته، متهم میشود به وحدتشکنی و روایت ضعف!
در ویراستی ببینید و نظر دهید:
virasty.com/valianpour
بیشتر بخوانید:
ضعفزدایی بدون ضعیفنمایی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
لانچرهای جنگ اقتصادی
محسن رضایی، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی در اولین موضعگیری رسمیاش در سمت جدید، مردم و بهویژه جوانان را به جهاد اقتصادی و کمک به جبهه تولید محصولات مورد نیاز خود و جامعه در خانهها و محلات دعوت کرد. موضوعی که با وجود فرونشستن موقت جنگ نظامی و آغاز مرحله شدیدتری از جنگ فشار اقتصادی، کمتر دیده شد.
درست است که تولیدکنندگان در خط مقدم این جنگ هستند، اما در یک جنگ وجودی نمیتوان تمام ظرفیت تولید را در کارخانهها و بنگاههای بزرگ متمرکز کرد. مأموریت تابآوری اقتصادی نیز در چنین جنگی نمیتواند تنها بر عهده بخش تولید باشد و مردم، چه با مدیریت مصرف و چه با مشارکت در بخشی از فرایندهای تولید باید در این دفاع ملی سهیم باشند.
اما مردمی که با بعثتشان جامعه و جنگ را رهبری کردند، نشان دادهاند که در این جبهه نیز میتوانند تأثیرگذار باشند و به عنصر تعیینکننده جنگ اقتصادی تبدیل شوند. با تمهیداتی مثل تولید غیرمتمرکز با خیال راحتتری میتوان به دفاع در برابر جنگ زیرساختها پرداخت و آسیبپذیری کشور را به حداقل رساند و راه تسلیم مردم را بر تسلیمطلبان بست.
در این صورت واحدهای اجتماعی را میتوان بخشی از واحدهای دفاع اقتصادی بهشمار آورد. هر خانه یک لانچر جنگ اقتصادی و هر محله یک پایگاه موشکی جنگ اقتصادی است و میادین و اجتماعات مردمی نیز اتاق جنگ و میدان وضعیت جنگ اقتصادی خواهند بود.
جالب اینکه نامگذاری سال جاری از سوی رهبر انقلاب که فروردین گذشته انجام شد، با وجود آنکه در اوج جنگ نظامی رقم خورد، ترکیبی از اقتصاد، مقاومت، وحدت ملی و امنیت را نشان میدهد: «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی».
این موضوع را نباید به معنای سلب مسئولیت دولت و انتقال آن به مردم تلقی کرد. چون در این صورت ممکن است به توصیهای اخلاقی برای جبران ناکارآمدی اقتصادی تبدیل شود. این موضوع چهبسا مستلزم بازتعریف رابطه اقتصادی مردم و دولت باشد برای خروج هرچه بیشتر دولت از تصدیگری، احیای بخش تعاون، متناسبسازی فرایندها و بسترسازی برای تبدیل اقتصاد خرد مردمی به یک سیستم فراگیر اقتصادی. امری که میتواند به تجربه عملی مردمیسازی اقتصاد و طراحی الگوی بومی پیشرفت تبدیل شود.
مردم علاوه بر مدیریت مصرف میتوانند به تولید خانگی بخشی از مواد غذایی و مصرفی، تعمیر و بازاستفاده از وسایل بادوام، ایجاد شبکههای محلی مبادله کالا و بهویژه کالاهای مازاد مصرف بپردازند یا در تأمین مالی این اقدامات مشارکت کنند. اما بسیاری از این امور نیاز به تسهیلگری دولت در صدور مجوزها، تأمین مواد اولیه، ایجاد بازار فروش، خرید تضمینی یا پیشخرید، اتصال تولیدکننده خانگی به زنجیره تولید رسمی و اعطای تسهیلات خرد یا دستکم زمنیهسازی برای آن را دارد.
از همه اینها مهمتر، شناسایی، شبکهسازی و سازماندهی ظرفیتهای تولیدی مردم است. این بستر هماکنون در تجمعات شبانه مردم که تاکنون شاهد حضور نمادین و سیاسیامنیتی مردم بودهاند، فراهم است و این انرژی مردمی میتواند برای عبور از چالشهای اقتصادی نیز آزاد شود.
طی ماههای گذشته بازارچههایی نیز در بسیاری از میادین شکل گرفته است. این تجمعات میتوانند به نقطه اتصال ظرفیتهای پراکنده محله تبدیل شوند؛ از آموزشهای حرفهای گرفته تا به اشتراک گذاشتن ظرفیتهای تأمین و تولید و توزیع.
اما بهرهگیری از این بسترها نیازمند هستههای محلمحور، مثل مساجد و بهویژه پایگاههای بسیج است که البته هنوز جای خود را در این جنگ وجودی پیدا نکرده و امید است با تغییرات جدید و حکم رهبر انقلاب، احیا شود و در خدمت انقلاب قرار گیرد.
#جنگ #اقتصاد_مقاومتی #مردمی_سازی
بیشتر بخوانید:
زندگی باید کرد
اعتراض به ارزانی!
قانون بقای ناترازی!
امتداد «خیابان» کجاست؟
نبرد مردمی با دشمن مردم
سقوط ریال در وفاق سکوت
تحمل ریاضت با طعم عدالت
توزیع یارانه یا خوردن سرمایه؟
بسیج در میدان جنگ وجودی
ضعفزدایی بدون ضعیفنمایی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
یک نان را چندنفری میخوریم؟
«یک نان را سیوشش میلیون نفری میخوریم؛ اما زیر بار ذلت نمیرویم». این جملهای است که محمدعلی رجائی رئیس دولت وقت ایران، چهل و شش سال پیش، در ابتدای جنگ تحمیلی رژیم بعث و تشدید همزمان تحریمهای آمریکا پشت تریبون دانشگاه تهران گفت. در همان روزهایی که ایران ما نه فقط با جنگ، بلکه با بحرانی بهمراتب ابتداییتر روبهرو بود: نان.
کشوری که بهتازگی با انقلابی مردمی از وابستگی رها شده و قامت راست میکرد، با بحرانهای مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی دست به گریبان بود و حالا در معرض جنگی ویرانگر هم قرار گرفته بود و مسئلهاش نه فقط جنگ، که نان مردمش هم بود. نانی که بخشی از گندمش در ازای دلارهای نفتی از آمریکا وارد میشد و جنگ و تحریم، دوراهی گرسنگی و تسلیم را پیش روی دولتمردان ترسیم میکرد.
اما از آن روز که در دوراهی گرسنگی و تسلیم قرار داشتیم، نزدیک پنج دهه گذشته است. در این مدت طولانیترین جنگ کلاسیک قرن بیستم را در برابر متجاوزان بعثی و حامیان بینالمللیاش پشت سر گذاشتیم، دههها تحریم و محاصره اقتصادی را در سطوح مختلفش تجربه کردیم، با همه کاستیها و سوء مدیریتها پیشرفت کردیم و به قدرت منطقهای تبدیل شدیم و یکسال است که در برابر ابرقدرت جهان و دو قدرت هستهای همچنان ایستادهایم.
در این مدت شاید تنها دلیلی که با جمعیت 90میلیونی گرسنه نماندیم، این بود که هراسی از گرسنگی نداشتیم! فشارها را به «شکست» ترجمه نکردیم، واقعیت تلخ تحریم و فشار را پذیرفتیم و بهجای تسلیم در برابر دشمن برای رفع تحریم و کاهش فشار، از فشارها و تحریمها عبور کردیم و قویتر شدیم.
وقتی فشار اقتصادی و گرسنگی به ابزار تحمیل اراده سیاسی دشمن برای شکستن اراده ملت تبدیل میشود و نان مردم با تسلیم گره میخورد، پاسخش چیزی جز همان جمله شهید رجائی نیست. شکست دشمن آنجاست که بفهمد فشار اقتصادی، به نتیجه سیاسی مورد نظرش نمیانجامد.
سخن از مطلوبیت ریاضت و گرسنگی نیست و چنین تصویری هم برای کشور ما نزدیک به محال است. اما از عزت و ذلت هم که بگذریم، با عقل معاش هم میشود فهمید نانی که زیر دست دشمن باشد و زیر بار تسلیم به دست آید، به آسانی از گلوی کسی پایین نمیرود. دشمنی که طعم پیروزی را مزمزه کرده، هربار تهدید بزرگتری را روی میز خواهد گذاشت و امتیاز بیشتری را طلب خواهد کرد.
هزینهای که برای ایستادگی و استقلال میدهیم، هزینه نیست، سرمایهگذاری برای آینده است؛ و رفاهی که برای فرار از فشارها و با فروختن استقلال به دست بیاید، رفاه نیست، در واقع مصرف کردن آینده و فرصتهای آیندگان است. و ما حق نداریم آینده این سرزمین را برای رفاه گذرای خود به آتش بکشیم. نسلی که برای فرار از سختیها استقلال فردایش را میفروشد، فرصتی برای ساختن و پیش رفتن نمییابد.
حتی ترامپ هم این موازنه هزینه و فایده را در تجاوزاتش درنظر میگیرد و معتقد است تحمل سختی در قبال اهداف بلندمدت، هرچند دروغین و ادعایی، ارزشش را دارد: «وقتی به مردم بگویید برای مدتی باید مبلغ بیشتری برای سوخت بپردازند، چون میخواهیم از تهدید نابودی با سلاح هستهای جلوگیری کنیم، خواهند گفت که اشکالی ندارد».
حالا پس از چهل و شش سال میشود ارزش آن ایستادگی و آمادگی برای تقسیم یک نان بین سیوشش میلیون نفر را فهمید. مقاومتی که ایران را در برابر اشغال صدام و تجزیه گروهکها و وابستگی شرق و غرب نگاه داشت و تا چند دهه در برابر تجاوزات دشمنان بیمه کرد. و ما امروز در موقعیتی مشابه هستیم که آیندگان دربارهاش قضاوت خواهند کرد.
#جنگ #اقتصاد_مقاومتی #جنگ_اقتصادی
بیشتر بخوانید:
لانچرهای جنگ اقتصادی
امتداد «خیابان» کجاست؟
سقوط ریال در وفاق سکوت
تحمل ریاضت با طعم عدالت
توزیع یارانه یا خوردن سرمایه؟
ضعفزدایی بدون ضعیفنمایی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
مجوز واردات #لندکروز و #لکسوس در اوج بحران ارزی!
وارداتی که به اسم منابع ارزی ایرانیان خارج از کشور انجام میشود،
ولی عملا به امتیازی برای آنها تبدیل میشود و پول خودرو به اضافه حاشیه سودش را به شکل ارزی خارج خواهد کرد!
و عجیب اینکه در مقابل این حجم خروج ارز، خودروهای گران و پرمصرفی وارد میشود که نه کمکی به بازار خودرو میکند و نه کاهش مصرف بنزین.
و بدتر از همه دامن زدن به نابرابری و حس تبعیض در اوج تحریمها!
مطابق توصیه ریچارد نفیو در کتاب #هنر_تحریم:
در عین تحریم اقلام مختلف، واردات کالاهای لوکس را از #تحریم مستثنا كنید تا به احساس اجتماعی تحریمشدگی و #نابرابری بیشتر دامن بزند و ذخیره ارزی ایران با سرعت بیشتر و زودتر تحلیل برود...
در ویراستی ببینید و نظر دهید:
virasty.com/valianpour
بیشتر بخوانید:
لانچرهای جنگ اقتصادی
سقوط ریال در وفاق سکوت
تحمل ریاضت با طعم عدالت
یک نان را چندنفری میخوریم؟
ضعفزدایی بدون ضعیفنمایی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour