eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
جنگی که خواهد بود در حالی‌که همه گمانه‌زنی‌ها حول‌وحوش ادامه جنگ و چگونگی پایان آن می‌چرخد، موضوعات دیگری هم هست که کم‌تر مورد توجه واقع می‌شود؛ این‌که چه تصویری از این جنگ در حافظه جمعی ما ثبت خواهد شد؟ و کلا «جنگ» برای مردم چه معنایی داشته و خواهد داشت؟ پرسشی که را از همین امروز باید به فکر پاسخش بود و زمینه‌های روایتش را فراهم آورد. درست است که تاریخ رسمی جنگ و عملیات‌هایش را فرماندهان و سیاسیون ثبت می‌کنند، اما تصویری که در حافظه جمعی ثبت می‌شود لزوما همان تصویر رسمی نیست. پس از پایان جنگ، پرسش‌ها تازه شروع می‌شود؛ چه کسی پیروز شد؟ با خرابی‌ها چه کنیم؟ اصلا چرا جنگ شد؟ مقصر که بود؟ چرا ایستادیم؟ آیا می‌شد از آن جلوگیری کرد؟ تصمیمات درست و غلطی که گرفتیم؟ امر ملی بود یا مربوط به طبقه‌ای خاص؟ و پرسش‌های دیگری که تجربه‌اش را در دوران پس از دفاع مقدس هشت‌ساله هم داشته‌ایم و سال‌ها با تبعاتش دست‌وپنجه نرم کردیم. روایت رسمی به‌درستی بر مفاهیمی مثل پیروزی، دستاوردها، ایستادگی، فداکاری، وحدت، نقش نیروهای مسلح، حمایت مردم و شکست دشمن تأکید خواهد کرد که این روایت برای ساختن معنای سیاسی و حتی امنیتی جنگ ضروری است. اما این تنها بخشی از واقعیت و روایت نیمه پر لیوان است و تنها روایت موجود هم نخواهد بود. دشمنان و رسانه‌های معارض هم از زاویه خود روایت خواهند کرد؛ قربانیان جنگ، خسارت‌ها، فرصت‌های از دست رفته، مشکلات اقتصادی، تبعات تصمیمات سیاسی و نظامی، اختلافات داخلی و اعتراضات به تصمیمات و عملکردها هر کدام می‌تواند محمل روایتی دیگر از جنگ باشد. در این میان تحلیل‌گران غیررسمی و منتقدین انقلابی باید بتوانند روایتی جامع ارائه کنند که نگاهی متوازن به واقعیت‌های جنگ داشته باشد و ضمن حفظ رویکرد امیدآفرین، روایت نیمه خالی لیوان را نیز از دشمن بگیرد تا به تجربه جنگ و صلح‌های آینده بدل شود و مایه رشد و صلاح جامعه قرار گیرد. اما شاید مهم‌تر از همه این‌ها، روایت‌های غیررسمی مردم در رسانه‌های نوین است که به بخشی از حافظه تاریخی ایرانیان تبدیل خواهد شد. نسل آینده ممکن است جنگ را نه از لابه‌لای کتاب‌های تاریخ و گزارش‌های خبری‌تحلیلی و صفحات روزنامه‌ها یا حتی مستندهای فاخر، بلکه از تصاویر و داستان‌ها و حس‌وحال‌های ثبت‌شده در تلفن‌های همراه و شبکه‌های اجتماعی درک کند. حافظه دیجیتال گسترده و شخصی‌سازی شده‌ای که ممکن است جای حافظه رسمی را بگیرد. طبیعی‌ست که هیچ جامعه‌ای جنگ را یک‌سان تجربه نمی‌کند. هر فرد ممکن است تجربه‌ای منحصربه‌فرد از جنگ داشته باشد که چه‌بسا در تضاد و تناقض با تجربیات دیگران باشد؛ از تجربه فقدان و مجروحیت خسارت گرفته تا دلهره و غرور و همدلی. اما تحلیل این زیست‌بوم هم می‌تواند تصویری کلی از این حافظه‌های شخصی منتشرشده به دست دهد و برآیند آن را ترسیم کند. این جنگ‌های متفاوت در حافظه یک جامعه، نقاطی کانونی هم دارند که در خاطره جمع بیشتری از مردم نشسته‌اند و عده زیادی را با خود همراه کرده‌اند. نقاطی مثل مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب و به‌ویژه تجمعات شبانه‌ای که از اولین روز جنگ استمرار داشته و بیش از نیمی از مردم را با خود همراه کرده است، بستری هستند که زمینه روایت جامع‌تری از تجربه زیسته این مقطع خاص تاریخی را فراهم می‌کنند و درک بهتری از معنای جنگ در حافظه مردم به دست می‌دهند. این گنجینه باارزش را باید دریافت و برای ثبت و ضبطش برنامه داشت. بیشتر بخوانید: روایت یا واقعیت؟ تبیین با کدام اعتبار؟ تبیین نیمه خالی لیوان! روایت اول؛ روایت مردم امتداد «خیابان» کجاست؟ نبرد مردمی با دشمن مردم بسیج در میدان جنگ وجودی روایی نقد در سایه روایت فتح ضعف‌زدایی بدون ضعیف‌نمایی تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
خیابان را روایت کنیم خاطرات و روایت‌های مردمی، از جمله مهم‌ترین منابع شناخت تاریخ اجتماعی ماست؛ روایت‌هایی که به‌طور معمول در اسناد رسمی، گزارش‌های اداری و اخبار روزانه ثبت نمی‌شوند و با گذشت زمان بخش قابل توجهی از جزئیات خود را از دست می‌دهند. چون مردم، مهم‌ترین راویان تاریخ هستند و بسیاری از رخدادهای اجتماعی را نمی‌توان صرفا از طریق مراجع رسمی بازسازی کرد. تجمعات شبانه‌ای که از دهم اسفند سال گذشته در نقاط مختلف کشور شکل گرفته و استمرار یافته‌اند، علاوه بر ابعاد اجتماعی و سیاسی، بخشی از تجربه زیسته شهروندان در یک مقطع تاریخی خاص محسوب می‌شوند. این نقاط ظرفیت آن را دارند که به‌عنوان یک مکان‌خاطره مورد مطالعه و مستندسازی قرار گیرد. البته اهمیت آن‌ها صرفا در مکان و رویداد تجمع نیست؛ بلکه انسان‌ها، خاطرات، انگیزه‌ها، مناسبات اجتماعی، تغییرات محیطی، تجربه‌های شخصی و روایت‌های متفاوت شهروندانی در این تجربه جمعی حضور داشته‌اند آن را ارزش‌مند کرده‌اند. بخش قابل توجهی از این اطلاعات، در صورت ثبت نشدن، با گذشت زمان از بین خواهد رفت؛ زیرا حافظه افراد، تصاویر تلفن همراه، پلاکاردها، پیام‌ها، خاطرات شفاهی و جزئیات اتفاقات روزانه، منابعی در معرض زوال هستند. ثبت این روایت‌ها در زمان وقوع، این امکان را فراهم می‌کند که در آینده هم بتوان به روایت‌های دست اول از یک مقطع تاریخی دسترسی داشت. محققان اجتماعی باید از این گنجینه ارزش‌مند استفاده کنند که البته با توجه به گستردگی و پراکنش تجمعات، این کار می‌تواند بخشی از کنش فعالان اجتماعی حاضر در هر تجمع باشد. دغدغه‌مندان خود می‌توانند با استفاده از روش تاریخ شفاهی به مستندسازی شهری بپردازند تا این بخش از تاریخ اجتماعی معاصر ما اسیر روایت‌های سطحی نشود. برای این کار هم باید مکان را روایت کرد و هم انسان‌ها را که با توجه به اقتضائات جغرافیایی و انسانی هر منطقه ممکن است روایت منحصربه‌فردی را به دست دهد. در روایت مکان، تاریخچه، روند شکل‌گیری و تحولات آن در کنار مناسبات اجتماعی و فضای حاکم بر تجمع در دوره‌های مختلف مدنظر است و در روایت انسان‌ها، ثبت خاطرات و تجربه‌های شخصی افرادی که به‌صورت مستمر یا مقطعی در این تجمع حضور داشته‌اند. در واقع برای روایت این رخداد اجتماعی باید این سؤالات دنبال شود که در تجمعات شبانه چه گذشت و چه کسانی در این رویداد حضور داشتند و این تجربه را چگونه زیستند. و بدیهی است که هرقدر راویان بیشتری درگیر این موضوع باشند، به روایت جامع‌تری خواهیم رسید. باید توجه داشت که برای شناخت یک پدیده مردمی نباید در دام شهرت افتاد. یک روایت جامع صرفا به افراد شناخته‌شده یا فعال در برگزاری تجمع و خاطرات و تجربه‌های خاص بسنده نمی‌کند و روایت طیف وسیعی از افراد حاضر در تجمع و تنوعی از اقشار مختلف جوان، سال‌مند، بانوان، خانواده‌ها و... را دربرمی‌گیرد؛ چه حاضران مستمر و چه شرکت‌کنندگان مقطعی یا حتی کسبه و ساکنان محدوده که تجربه‌ای از این رویداد دارند. روایت «مکان» شامل یک خط زمانی از رویداد و فراز و فرودهای آن است و از آغاز تجمع تا نقاط عطف و اتفاقات مهم، مناسبت‌های ویژه، تغییرات فضای تجمع، تغییرات جمعیتی، ریزش‌ها و رویش‌ها، تغییرات برنامه‌ها، مشارکت‌ها و ابتکارات مردمی، روند ساختاریافتگی و... رادربر می‌گیرد. اما روایت افراد می‌تواند در سه سطح انجام شود. روایت شخصی؛ شامل معرفی افراد و شغل و پیشینه اجتماعی و انگیزه و دفعات حضور. تجربه تجمع؛ شامل خاطرات و مهم‌ترین اتفاقات و تجربیات حضور و ادراکی که از تغییرات داشته‌اند. و تحلیل و برداشت شخصی؛ شامل معنای تجمع و مردم حاضر برای افراد و تأثیرش بر زندگی شخصی و اجتماعی یا حتی تأثیری که بر محله، شهر و آینده دارد. این اقدام علاوه بر ثبت و بایگانی بخشی از تاریخ اجتماعی از طریق روایت‌های مستقیم شهروندان از یک رخداد اجتماعی، امکان تولید محتوای فرهنگی و رسانه‌ای را نیز فراهم می‌کند و به درک تغییرات و روندهای یک امر اجتماعی و آینده رویدادهای اجتماعی‌سیاسی نیز کمک خواهد کرد. بیشتر بخوانید: روایت یا واقعیت؟ جنگی که خواهد بود تبیین با کدام اعتبار؟ امتداد «خیابان» کجاست؟ نبرد مردمی با دشمن مردم بسیج در میدان جنگ وجودی روایی نقد در سایه روایت فتح تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تحمل مردم تا کجاست؟ رئیس مجلس دیروز در نطق پیش از دستور جلسه علنی مجلس اصلی‌ترین نبرد را در میدان تولید و معیشت مردم اعلام کرد که چالش‌هایش را در نوسانات شدید قیمت ارز، تورم، بیکاری و مدیریت بازار نشان داده و باید برای آن‌ها تدابیر کوتاه‌مدت و دائمی داشت. محمدباقر قالیباف همچنین گفته است مردمی که تا پای جان مقابل دشمن ایستاده‌اند، سختی‌ها را تحمل می‌کنند؛ اما سوء‌مدیریت و کم‌کاری را تحمل نخواهند کرد و انتظار مدیریت سریع این میدان را دارند. این نکته مهمی است که مصلحت‌اندیشی‌های دوران جنگ نباید به حاشیه امنی برای سوءمدیریت و کم‌کاری تبدیل شود و تأکید بر نقاط قوت و پیروزی‌ها، نباید به انکار ضعف‌ها و مصونیت مدیریتی بینجامد. چه این‌که همین ضعف‌ها و ناکارآمدی‌ها اگر نادیده گرفته شوند و به حال خود رها شوند، ممکن است ورق جنگ را برگردانند و ضعف‌های داخلی، حتی جنگ برده را به هزیمت بکشانند. واقعیت این است که هر جنگی واقعا هزینه دارد و همه اعضای جامعه در معرض جنگ، کمابیش در معرض پرداخت این هزینه‌ها خواهند بود. مردم ما هم در این پنج دهه سه جنگ بزرگ را از سر گذرانده‌اند و نشان داده‌اند که با سختی‌های جنگ بیگانه نیستند. مردم می‌دانند که گرانی، کمبود، محدودیت، صف، خاموشی یا کاهش مقطعی رفاه بخشی از هزینه‌های جنگ و سرمایه‌گذاری برای آینده ایران است و این هزینه در برابر هزینه تسلیم و نابودی، رقمی نیست. اما آن‌چه باعث ناامیدی می‌شود و سرمایه اجتماعی را متزلزل می‌کند، تحمل مضاعف سختی‌هایی‌ست که با تدبیر و تلاش جهادی قابل مدیریت و رفع و رجوع بوده و ممکن است با سوءمدیریت یا کم‌کاری شماری از مسئولان ناکارآمد بر جامعه تحمیل شده باشد. یعنی وقتی مردم مجبور باشند در کنار سختی‌های جنگ و عداوت دشمنان کشور، ضعف توزیع کالا و گرانی‌های ناشی از آن، سهل‌انگاری در برابر قاچاق، هدررفت منابع و فاسد شدن کالاهای اساسی در انبارها، تصمیمات متناقض، جاری بودن بروکراسی معمول، پرداختن به امور دست‌چندم و... را هم تحمل کنند. در واقع هزینه‌ای که دشمن بر کشور تحمیل می‌کند، قابل تحمل است؛ ولی هزینه‌ای که از داخل کشور بر مردم تحمیل می‌شود را چگونه می‌توان تحمل کرد؟ حتی هزینه مسائل ساختاری و نظام حکمرانی نیز اگر چشم‌انداز مثبت و اراده‌ای برای حل مسئله وجود داشته باشد، قابل تحمل است، اما موضوع سوءمدیریت و کم‌کاری چیزی نیست که در این شرایط به سادگی قابل هضم باشد. چون مردم توقع ندارند علاوه بر هزینه جنگ، هزینه‌تراشی در اداره جنگ هم بر دوششان سنگینی کند. از همه این‌ها سهمگین‌تر، احساس بی‌عدالتی و نابرابری در تحمل این سختی‌هاست. یعنی جایی که خانواده حقوق‌بگیری که قدرت خریدش از ابتدای سال تاکنون کاهش یافته و خود نیز راه صرفه‌جویی در پیش گرفته، هم‌زمان شاهد نابرابری نامتعارف دستمزدها، مصارف غیرضروری، امتیازات خاص، سوءاستفاده و احتکار هم باشد. مقاومت مردمی زمانی پایدار می‌ماند که مردم احساس کنند همه در کنار هم و با هم در حال مبارزه‌اند و مسئولانشان هم در حال مقاومت و بلکه مجاهدت هستند. مضاف بر این‌که تاب‌آوری را فقط از جامعه و مردم نمی‌توان انتظار داشت؛ بلکه حکومت نیز باید تاب‌آوری خود را بالا ببرد؛ چه در عرصه مدیریتی و تطبیق با شرایط جنگی و چه در عرصه تحمل و نقدپذیری. از سوی دیگر ناکارآمدی یک دستگاه که در شرایط عادی ممکن است صرفا یک مشکل مدیریتی باشد، در شرایط جنگی می‌تواند به مسئله امنیت ملی تبدیل شود و به اندازه فشار خارجی هزینه‌ساز باشد. چراکه هدف دشمن از راهبرد فشار اقتصادی، چیزی جز ایجاد نارضایتی اجتماعی نیست و ناکارآمدی نیز همین نتیجه را در پی دارد. بنابراین در جنگ اقتصادی، اصلاح حکمرانی اقتصادی خودش بخشی از دفاع ملی است. اما مخاطب این بایدها طبیعتا دستگاه‌های نظارتی کشور هستند که مجلس شورای اسلامی در رأس آن‌هاست. مجلس است که می‌تواند با ابزارهای نظارتی خود معضلات اجرایی و مدیریتی را سامان دهد و این انتظار طبیعی مردم را تحقق بخشد. مجلسی که گرچه در هفته‌های اخیر به‌صورت مجازی آغاز به کار کرده، ولی تا رسیدن به «تراز مردم مبعوث‌شده» و تحقق فرمایشات رهبری راه درازی را در پیش دارد. بیشتر بخوانید: زندگی باید کرد تساهل علیه «آینده» حکم‌رانی در ترازوی عدلیه ایران پساجنگ؛ در تراز مردم در جستجوی حلقه مفقوده سقوط ریال در وفاق سکوت چشم‌اندازی که «تجربه» شد تحمل ریاضت با طعم عدالت چرا ماست‌ها کیسه نمی‌شود؟ روایی نقد در سایه روایت فتح ما و مسائلی که حل نمی‌شوند! بیمه جمهوری با پیروزی جمهور ضعف‌زدایی بدون ضعیف‌نمایی کنسرت سکوت در تاراج کرسنت صورت‌مسئله‌هایی که پاک نمی‌شود تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
جنگ اقتصادی روی زخم ناترازی اعلام رسمی دولت مبنی بر افزایش قیمت سوم بنزین را شاید بتوان اولین مواجهه مستقیم مردم با جنگ اقتصادی تلقی کرد. تصمیمی ناگزیر که برای مقابله با هدف‌گیری دشمن روی باک خودروهای مردم اتخاذ شده و قرار است شکاف تولید و مصرف بنزین را کاهش دهد و در میانه محدودیت ارزی، کشور را از واردات بنزین و ارزبری آن بی‌نیاز کند. جنگ اگرچه می‌تواند ناترازی را تشدید کند، اما نمی‌توان آن را محصول جنگ دانست. چراکه قیمت‌گذاری عجیب سوخت در ایران و ناترازی حاصل از مصرف بی‌رویه و قاچاق، معضلی ساختاری است که سال‌هاست کشور را درگیر خود کرده و بارها بر لزوم اصلاح آن تأکید شده است. در اصل مدیریت مصرف و واقعی کردن قیمت سوخت تردیدی نیست؛ مسأله‌ای که کشور را با پیامدهای سنگینی مثل مصرف بالا، قاچاق، استفاده غیربهینه از خودرو، فشار بر بودجه و منابع انرژی، یارانه بیشتر به خودروهای بیشتر و پرمصرف‌تر، ارزبری و وابستگی به واردات بنزین و عدم جذابیت سرمایه‌گذاری در بخش انرژی مواجه کرده تا کشوری با منابع عظیم انرژی به واردکننده بنزین تبدیل شود. با این وجود به‌جز طرح هدف‌مندسازی یارانه‌ها در سال‌های پایانی دهه هشتاد که با تحدیدها و تبصره‌های بعدی تداوم نیافت، هیچ طرحی برای حل این معضل به اجرا نرسیده و حتی در مقاطعی همان کارت بنزین و سهمیه‌بندی نیز حذف شده است! حالا دشمن بر همین نقطه ضعف و قصور و تقصیرهای دوران پیشاجنگ سوار شده و از این حربه برای فشار به ایران استفاده می‌کند. دشمنی که به تعبیر رهبر شهید انقلاب، مگس‌وار روی زخم‌های ناشی از مشکلات و ضعف‌ها می‌نشیند و به ضعف‌ها و کمبودها امید بسته است. هدف دولت از این اقدام نیز صرفا کنترل تقاضا در شرایط جنگی و پر کردن شکاف ۱۰ میلیون لیتری عرضه و تقاضاست. بنابراین در ورای این تصمیم، هدفی برای اصلاح اقتصادی، واقعی‌تر کردن قیمت انرژی و کاهش قاچاق مشاهده نمی‌شود. در این صورت جایی برای سخن گرفتن از سیاست‌های اصلاحی بلندمدت و بسته‌های جامع یا عدالت در یارانه انرژی نیست. اگچه در وضعیت جنگی نمی‌توان انتظار حل مسائل بنیادی و ساختاری را داشت، ولی اگر چنین اقداماتی در چارچوب طرح بزرگ‌تری انجام شود و نیم‌نگاهی هم به حل ناترازی ساختاری انرژی داشته باشد، چه‌بسا بتوان جنگ را به فرصتی برای اصلاح برخی ساختارها و رویه‌ها و حذف هزینه‌هایی تلقی کرد که کشور در شرایط عادی هم توان تحملشان را ندارد. در اقدام ساده دولت گرچه برخلاف طرح‌های اعلام‌شده از شوک‌درمانی پرهیز شده و این اصلاح آرام می‌تواند جامعه را برای اصلاحات جدی‌تر و بنیادی‌تری آماده کند، اما این‌که نرخ اعلام‌شده برای مصرف مازاد بر سهیمه توان تغییر رفتار مصرف‌کننده یا کشش بازار قاچاق را داشته باشد محل تردید است! این اقدام اگر نتواند تقاضای موجود را مدیریت کند، عملا کاهش معناداری در فاصله‌اش با طرف عرضه اتفاق نخواهد افتاد و صرفا به قیمت‌گذاری بخشی از عرضه اکتفا شده است. موضوعی که هدف دولت را محقق نخواهد کرد و پس از مدت کوتاهی با کمبود بنزین و تداوم ناترازی، دوباره با لزوم اصلاحات اضطراری و هزینه‌های اجتماعی آن مواجه خواهیم شد. به‌نظر می‌رسد این افزایش نرخ به‌تنهایی تکافوی همین هدف اضطراری را هم نخواهد داد و سیاست‌های غیرقیمتی در تنظیم‌گری سهمیه‌ها و به‌ویژه محدود کردن عرضه نرخ سوم اثر بیشتری در مدیریت وضعیت فعلی داشته باشد. گذشته از این، موضوع سوخت و بنزین در دوران جنگ صرفا یک موضوع اقتصادی نیست و پیوند مستقیمی با تحرکات نظامی کشور و تاب‌آوری اجتماعی نیز دارد که نهایتا امنیت انرژی را به امنیت ملی پیوند می‌زند. بنابراین صرفا رفع ناترازی یا بی‌نیازی از واردات کافی نیست و باید بتوان در سخت‌ترین شرایط قابل پیش‌بینی و حتی فرض کاهش تولید داخلی، این کالای راهبردی را برای مدت طولانی و با اولویت نظامی و منافع عمومی تأمین کرد. بیشتر بخوانید: قانون بقای ناترازی! لانچرهای جنگ اقتصادی زیرساخت جنگ زیرساختی سقوط ریال در وفاق سکوت توزیع یارانه یا خوردن سرمایه! تحمل ریاضت با طعم عدالت یک نان را چندنفری می‌خوریم؟ ما و مسائلی که حل نمی‌شوند! ضعف‌زدایی بدون ضعیف‌نمایی صورت‌مسئله‌هایی که پاک نمی‌شود... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour