eitaa logo
آموزش گام به گام مداحی
1.3هزار دنبال‌کننده
180 عکس
107 ویدیو
43 فایل
ارتباط با مدیر کانال لطفاً نقطه نظرات و انتقادات خود، راجع به نحوه چینش مطالب و... و حتی سؤالات خود را با ما در میان بگذارید تا در اولین فرصت رسیدگی شود.باتشکر @Shahrokh99 برای رفتن به اول کانال اینجا کلیک کنید.👇👇 https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir/4
مشاهده در ایتا
دانلود
Hasan Khalaj babolharam.mp3
2.11M
#قسمت اول ذکر توسل ویژۀ شهادت امام هادی علیه السلام به نفسِ حاج حسن خلج «اَلسَّلامُ عَلَیکم یا اَهلَ بَیت النُبوه» «اَلسَّلامُ عَلیکَ یا اَبا صالِحَ المَهدی» نیارد خدا لحظه ای دوری از تو و در من نه اِمکان مَهجوری از تو نمی خواهم ای آفتابِ محبّت بتابد به جانم مگر نوری از تو *بِاَبی اَنتَ وَاُمی وَنَفسی وَمالی وَ اُسرتی ... دار و ندارم فدایِ شما آقاجان ....* نه کویت بهشت و نه رویت فرشته که زیباییِ جنت و حوری از تو رسد تا به مافوقِ شاهی گدایت رقیبِ سلیمان شود موری از تو *آقا سرت سلامت .. یابن الحسن .. بابابزرگت شهید شده امشب فصل بهار نزدیکه پسرِ نرجس خاتون گُلِ فاطمه .. همه میرن به بوستان ها به گلستان ها به چمن زار ها ، الحمدلله گُلِ زهرا مارو کشوند آورد کنارِ خودش ... به مجلسِ عزایِ بابا بزرگش ... عجب گُلی! عجب گلُی... کی میگه با یه گل بهار نمیشه! بیاید ببینید مجلسِ ما عجب بهاری شده ، عجب باران بهاری باریدن گرفته ، ابر چشمایِ دوستان امیرالمومنین داره میباره .. گلهایِ وجودتون شاداب باد الی الابد ان شاالله ، به ولای این ذوات مقدسه .. آقاسرت سلامت .. آقا تسلیت میگم .. اجازه میگیرم از محضر امام زمان(عج) چند لحظه ای بنشینیم کنار امام هادی علیه السلام. من چند جمله عرض ادب داشته باشم شما ارتباط خودتو داشته باش حواست به من پرت نشه ، سر بزار به پایِ امام هادی بگو؛ آقا یه جمله از زیارت جامعه کبیرتُ بنوشان به جان ما امشب کار هممون درست میشه ...* #حاج_حسن_خلج #روضه_امام_هادی_علیه_السلام #مناجات_امام_زمان_عجل_الله_تعالی https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
Hasan Khalaj babollharam.mp3
2M
#قسمت_پایانی ذکر توسل ویژۀ شهادت امام هادی علیه السلام به نفسِ حاج حسن خلج چشمهایت فرات دلتنگی اشکهایت تلاطم غم هاست حال و روز دلِ شکستۀ تو از نگاهِ غریب تو پیداست *بیشتر عمرشُ تو یه پادگان ... بیشتر عمرشو محصور تو خونه .. حق این و نداشت یه دوست یه رفیق بیاد کنارش بشینه، یه دوکلمه حرف بزنه ...* آقای من؛ ای غریبِ مدینه دوم مردِ خلوت نشین سامرا التماسِ همیشه باران حضرتِ عشق التماس دعا *یعنی میشه آقا شما مارو دعا کنی ، دستتو بلند کنی ، آقا من بی ادبی میکنما پیش خودم بگم چه خواهشی دارم، همین و از خدا برام بخواید، به خدا عرض کن امام هادی، (خاک به دهان من که من دارم به شما میگم) به خداعرض کن خدایا اینا غرق حسین بشن .. لحظه ای از حسین جدا نشن .. بی حسین نفس نکشن .. چی شد، چرا اسم امام حسین میاد...* "حسین جانم .. حسین جانم .. حسین جانم جانم جانم .... « وَما اَهلی اَسمائَکُم .. چقد شیرینه نام شما .. » آه ؛ آقا تو خوب می دانی که دلِ بیقرار یعنی چه .. *نمیدونم بین شماها هست کسی کربلا نرفته باشه،هست واقعا؟ هرکی کربلا نرفته دستشو بگیره بالا!! نمیدونم واقعاً بگم خوش بحالتون ، یابگم آخ بمیرم براتون ، ولی بمیرم براتون که کربلارو ندیدین ...* امشب بیاکربلای هممون وامضا کن... پشت دروازه های شهر ستم آن همه انتظار یعنی چه چه به روز دل تو آوردند رمقِ ناله در صدایت نیست ... #حاج_حسن_خلج #روضه_امام_هادی_علیه_السلام https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
4_141907897008259441.mp3
2.28M
ابر بهارم یابن الزهرا تا کی ببارم یابن الزهرا ای اخرین مسافر دنیا کجایی ای یوسف صحرایی زهرا کجایی شاها نظر به ما کن لطفی بر این گدا کن در یک قنون وترت آقا ما رو دعا کن یابن الجسن کجایی دلم هوای دیدنت کرد یا طلعه الرشیده برگرد ای روشنی بخش دلم تو آفتابی کی می شود بی پرده بر دنیا بتابی یه سر اگه شد آقا بیا به روضه ما تا از شرار آهت، آتیش بگیره اینجا همراه خود ای بی قرینه یه شب ببر ما رو مدینه شاید مرا یک شب کنار خود نشانی بالای قبر مادرت روضه بخوانی روضه از آن جوانی که شد قدش کمانی هم شد مویش سپید هم رویش ارغوانی #حاج_حسن_خلج #درفراق_امام_زمان_عج #ابوعطا #فارسی https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
4_556979832915755969.mp3
1.24M
#حاج_حسن_خلج #ویژه_ایام_محرم #روضه_امام_سجاد_علیه_السلام https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir 👇👇👇👇👇👇👇
یه عمره ازابردیده هام بارون خون میبارم۲ به یاد هیجده سر به نی یه عمره بی قرارم یه نیمه روز پنجه ی خزون برگ و بارم و چید۲ غروب که شدهیزم مدینه به خیمه رسید یه عمره ازابردیده ها بارون خون میبارم به یادهیجده سر به نی یه عمره بی قرارم *این هیجده تاهیفده تاش یه طرف یه دونش یه طرف اون هیفده تا یه طرفه خب جنگه دشمنه اینهاهمه پهلوان بودن، زدن* یه عمره ازابر دیده ها بارون خون میبارم به یاد هیجده سر به نی یه عمره بیقرارم یه نیمه روز پنجه ی خزون برگ وبارم و چید غروب که شد هیزم مدینه به خیمه رسید *حالا اینها یه طرف* یه ساعتِ بعدش نه باغ گلی بود نه باغِبونش۲ رسیده بودآخرعقیق یمن دست ساربونش توی آتیش وحشت صحراش دوتا خواهرا زیردست وپا جلوی چشام جون دادن اونجا *خب عرض کردم که آدم مصیبت که داره حرف میزنه یه هو یه شاخه دیگه میره تمرکزش سرجاش نیست، امام هیچوقت تمرکزش بهم نمیخوره، فراموشی نیست، امام هیچوقت لکنت نداره،امام هیچوقت تمرکزش بهم نمیریزه ، امام هیچوقت توپوق نمیزنه، امام هیچوقت هیچ نقصی،کم و زیاد نداره،کامله کامله در همه لحظات عمرش، اون لحظه ای که ایستاده دارن باباشو میکشن امام حواسش هست اون لحظه ای هم که نشسته تو خونه با آرامش حواسش به همه جا هست،تو عالم خودمون داریم صحبت میکنیم* هنوزم اون سوز گریه هاش داره میاد به گوشم یه وقتی حس میکنم هنوز نشسته روی دوشم *کی بود حل شد معما... مثه اینکه خانم نمیخواد دست از سر ما برداره از دیشب تا حالا خوب دیگه حالا رزق شماست دیگه * هنوزم اون سوزه گریه هاش داره میاد به گوشم یه وقتی حس میکنم هنوز نشسته روی دوشم میگفت داداشی نرسه حرفم به گوش بابا *چی؟! قربونت برم، آبجی کوچولو... * میگفت داداشی نرسه حرفم به گوشه بابا *فقط خودمون دوتا بدونیم* ولی دلم لک زده برم روی دوش بابا *چی میخوای بگی حالا در گوشش میرفتی رو دوش بابا * برم دم گوشش بگم مگه قهری با من باباجون* چشات چرا بسته ست موهات پریشونه لبت پرِ خون *اما ...اما .. اقا زین العابدین رازنگه دار خواهرش بود اما این نسیم حرفای سه ساله رو شنید به گوش یکی دیگه رسوند به بابا نه ها!! * نسیمی شنید سوز حرفاشو به سقا رسوند ماجراشو *خب چه اتفاقی افتاد وقتی رسید؟!* نسیمی شنید سوز حرفاشو به سقا رسوند ماجراشو عمو بسته بود چشم دریاشو... حسین .... https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
و دعا_‌شهادت امام رضا علیه السلام_ ایام زیارت مخصوص_حاج حسن خلج *السلام علیک یا مولای یا اباالحسن یا علی ابن موسی الرضا* حس و خیال شعر مرا بیشتر کنید امشب تمام قافیه ها را خبر کنید حسی عجیب در بدنم شعله می کشد آتش دوباره در سخنم شعله می کشد توصیف عشق و شرح فضایل کجا و من شاعر شدم فرزدق و دعبل کجا و من دستم بگیر، دستم بگیر،قافیه سازی کن ای غریب با ما کمی ،با ما کمی غریب نوازی کن ای غریب *ایام زیارتی مخصوص امام رضاست؛خیلا الان حرمش دارن ناله می زنن... یه جوری با امام رضا امشب خلوت کن بگو آقا :* دستم بگیر،دستم بگیر،قافیه سازی کن ای غریب با ما کمی،با ما کمی غریب نوازی کن ای غریب 🌾🍂🌾🍂🌾🍂 @rozeh14 غریب الغربا ... ببین غربا اومدن ،غریب اومدیم ،غیر تو کسی رو نداریم آقاجانم ... بسیار درست فرمودن میخوایم دو ماه دربه در پرچما باشیم ،دو ماه میخوایم در به در این سیاهیا باشیم ... حالا بگو یه حال خوشی به ما بده، یه کم به ما اشک بده ... عجب دربه دری خوبی ... ما رو به سر وسامون رسوند ... کجا بریم بهتر از این در خونه ... کجا بریم غیر این در خونه بگیم حسین .... امام رضا جانم ... آقا جانم ... دستم بگیر دستم بگیر،قافیه سازی کن ای غریب با ما کمی با ما کمی غریب نوازی کن ای غریب پای مرا به دام حریمت کشیده ای ما را میان این همه آهو خریده ای ... *یا ضامن آهو ...* دست مرا بگیر امام غریب ها تنها تویی امید تمام غریب ها *با گریه حرف میزنم،بغض گلومو گرفته هق هق می کنم،میدونم با شما نباید اینطور حرف بزنم ...،درست نموتونم کلمات و بیان کنم ...* با گریه ... آقا ... حرف میزنم ... اما ... مرا ببخش ... آقا تو را به حضرت زهرا ... مرا ببخش ... 🌾🍂🌾🍂🌾🍂 https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir 🏴🏴🏴🏴🏴🏴
شفیعه ا ی که شفا می دهد، جواب شده است فَلَک به رویِ سَرِ مرتضی خراب شده است نفس کشیدنِ زهرا، چقدر قیمتی اَست که قَدرِ جانِ علی، هر نفس حساب شده است *گفتم:بابا! مادر مُرد...روای میگه: از خونه تا مسجد راهی نبود،اصلاً تو هم بوده،هی علی می خورد زمین، هی بلند میشد...وارد حجره ی فاطمه شد،دید پارچه ای کشیدن رو صورتِ زهرا...زینبین هر کدوم گوشه ای نشستن،زینب و اُم الکلثوم دارن میلرزن...اومد بالا سر زهرا نشست،پارچه رو کنار زد...فاطمه جان!...* برای صورتِ او بَرگِ گُل ضرر دارد همان کسی که به او حورا خطاب شده است از امام صادق علیه السلام پرسیدند:آقاجان! چرا به مادرِ شما گفتند: اِنسیَّةَ الحورا ؟ فرمود: حوریه توی بهشت اگر برگ بهشتی از درخت جدا بشه،تو آسمون بچرخه...از کنارِ صورتِ حوریه رد بشه،صورت حوریه کبود میشه... چقدر لطیفِ...اون وقت اون نامرد سیلی هاش مشهور بوده،در عرب میشناختنش،اون وقت شما تصور کنید این نانجیب،دست های بلند،قلبش پر از کینه، حالا زهرا رو تنها گیر آوُرده...* مهریه ی فاطمه را شَرمِ مرتضی پرداخت برای دادن مهرش، چقدر آب شده است دلیل شرم علی، بال زخمی زهراست دلیل شرم علی، قصه طناب شده است محسن حنیفی *همچین که پارچه رو کنار زد،زینب داره می بینه،دو تا دستای کوچیکش را گذاشت رو صورتِ مادر تا بابا صورت رو نبینه،هفتاد و چند روزِ زهرا رو گرفته...دستای کوچیک زینب رو علی گرفت،عزیزِ دلِ بابا، تو فکر کردی بابا خبر نداره؟ علی سَرِ فاطمه رو گذاشت رو زانوش،دخترِ رسول الله! دید جواب نمیآد...مادرِ حسن و حسین! دید جواب نمیآد...رمز و کلیدِ قفلِ زبون فاطمه یه کلمه است،زهرا! من علی ام....تا گفت: من علی ام،چشمای زهرا باز شد...دید علی نشسته،قطره قطره اشک های چشمِ علی رویِ صورت فاطمه...زهرا با همون دستِ شکسته، که جون نداره بالا بیاره،هی دست رو میخواد بالا بیاره،اما دست می اُفته،بار دوم،بار سوم،امیرالمؤمنین فرمود: فاطمه! میخوای چه کنی؟ این دستِ شکسته رو اینقدر بالا نیار...دست رو برد زیرِ دست زهرا،دست رو بالا بیاره...اینقدر زهرا خانومِ،اینقدر علی دوستِ،یه بار نگفت:علی تو صورتت رو پایین بیار،اصلاً نمیخوام ببینم سرت پایین باشه،علیِ من همیشه باید سرش بالا باشه،دستِ زهرا رو آورد بالا،بالا،مقابل صورت،یه وقت امیرالمؤمنین دید انگشتای بی رمق زهرا حرکت کرد،اشکایِ صورتِ علی رو پاک کرد،علی جان!جلویِ من اینجور گریه نکن... شبِ شهادتِ مادرِ،اما بی حسین نمیشه،بی کربلا نمیشه،رفقا وقتی علی گفت:زهرا! من علی ام،زهرا چشماش رو باز کرد،شروع کرد با علی حرف زدن،اما " لا یوْمَ کیوْمِک یا ابا عبدالله " ابی عبدالله هرچی صدا زد:علی اکبر! من باباتم...* ای پسر من پدرِ پیرِ تو هستم پدرِ پیر و زمین گیرِ تو هستم سخنی گوی دلم را خوش کن تو که آتش زده ای خاموش کن https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir