eitaa logo
پرتو اشراق
802 دنبال‌کننده
28.8هزار عکس
18.6هزار ویدیو
76 فایل
🔮 کانال جامع با مطالب متنوع 🏮شاید جواب سئوال شما اینجا باشد! 📮ارتباط با مدیر: @omidsafaei 📲 کپی برداری مطالب جهت نشر معارف اهل بیت(ع) موجب خوشحالی است! 🔰 کانال سروش پلاس: 🆔 sapp.ir/partoweshraq
مشاهده در ایتا
دانلود
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | شما اگر باشید کدوم اخلاقتون رو کنار میذارید؟ 🎭 خیلی وقتا خودمون رو پشت یه سری عادت یا اخلاق قایم می‌کنیم و بهانه میاریم که چرا زندگی‌مون اون چیزی که می‌خوایم نیست. 🗓 حالا تصور کن روز آخره و فقط یه کار می‌تونی بکنی تا یه بخش مهم از زندگی‌ت تغییر کنه. آیا اون اخلاقی که همیشه مانع بوده رو کنار می‌ذاری؟ یا باز هم بهونه می‌تراشی؟ 💭 جواب این سوال رو فقط خودت می‌دونی؛ اما یه لحظه صادق باش و بهش فکر کن! 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پرتو اشراق
🕕 💠🌷💠 🌹 ابوحامد - سلام دلاور! 👥 آقای خزاعی این را گفت و دوید به طرف مردی که دستش به گردنش آویزان بود. از گوشه‌ی موکب بلند شدم و نگاهی به بیرون انداختم. آقای خزاعی داشت همراه با آن مرد که می‌خورد پنجاه سالی داشته باشد، به طرف موکب می‌آمد. ☕️ همین که وارد موکب شد، فهمیدم افغانستانی است. از چشم‌های زیر عینکش، تواضع می‌بارید. سه تا چای پرعطر و رنگ ریختم و باهم خوردیم. در برابر تعارف‌های ما، مثل آدم‌های خجالتی سرش را پایین انداخته بود. خیلی زود هم خداحافظی کرد و رفت. - آقای خزاعی! این بنده خدا کی بود که هنوز از شعف دیدنش، لبخند رو لباتونه؟! - حارس! تو واقعا ابوحامد رو نمی‌شناسی؟ ☕️ آن قدر اسم ابوحامد برایم عظمت داشت که همان طور فنجان به دست، نشستم رو به روی آقای خزاعی. - نه والا. مگه کیه؟! - اسمش علیرضاست. علیرضا توسلی. اما همه صداش می‌کنن ابوحامد. فرمانده تیپ فاطمیونه. شجاعتش بین رزمنده‌ها زبانزده. 👁 آقای خزاعی نگاهی به چشم‌های منتظر من کرد و با اشتیاق، پی حرف‌هایش را گرفت. - فقط همین رو برات بگم که تو یه عملیات، چندتا گردان به خط شده و همه شکست خورده بودن به جز گردان فاطمیون. می‌رن از حاج قاسم سلیمانی سوال می‌کنن که دستور عقب نشینی بدن یا نه! 🌷 حاج قاسم هم پرسیده بوده: «آقای توسلی تو عملیات هست؟!» بعد که می‌فهمه، ابوحامد تو گردان هست با قاطعیت می‌گه: «ادامه بدین که ان‌شاءالله پیروزی با ماست». 🕌 از همان لحظه رفتم توی فکر ابوحامد. حتی الان که چند روز از دیدنش می‌گذرد و کنار ضریح حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها ایستاده‌ام باز هم توی فکرش هستم. از گوشه‌ی پنجره ضریح نگاهم افتاد به یک دست گچ گرفته. برگشتم به طرفش. باورم نمی‌شد. خودش بود. ابوحامد. بی‌اختیار جلو رفتم و به دست شکسته‌اش بوسه زدم. ✍🏻 سمیرا اکبری ۱۴۰۰/۱/۱۵ 🌷 🕯 (۱۳۹۳/۱۲/۰۹) 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 و نشر دهید 🌍 حسینی ها در عالم قیامت 🕌 روایت امام صادق (ع) درباره زوار امام حسین (ع) 🌷 به مناسبت ، شب زیارتی ارباب بی کفن 🌗 محرم ۱۴۰۳ 🕌 تهران، حسینیه عشاق الحسین (ع) 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
هفتگی۱۴۰۳.۱۱.۱۰ هیئت بین الحرمین طهران بازم آقا تو روضه ی تو اومدم.mp3
زمان: حجم: 7.4M
🎧 | دلنشین 🎶 بازم آقا تو روضه ی تو اومدم 🎶 تا کمی رو به راه بشه حال بدم 🎤 کربلایی 🌷 به مناسبت ، شب زیارتی ارباب بی کفن 🗓 جلسه هفتگی - ۱۴۰۳/۱۱/۱۰ 🎪 هیئت بین الحرمین طهران 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
کربلایی حسین طاهریباب رحمت.mp3
زمان: حجم: 4.6M
🎧 | دلنشین 🎶 باب رحمت 🎤 کربلایی 🌷 به مناسبت ، شب زیارتی ارباب بی کفن 🕯 مجلس روضه هفتگی 🗓 سه شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳ 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
حاج حسین سیب سرخیرو دست تو تو دنبا.mp3
زمان: حجم: 5M
🎧 | دلنشین 🎶 رو دست تو تو دنیا ندیدم ابوالفضل 🎶 تو اوج ناامیدی ها امیدم ابوالفضل 🎤 حاج 🌷 به مناسبت ، شب زیارتی ارباب بی کفن 🗓 شنبه‌ ٢۶ آبان ماه ۱۴۰۳ 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
پرتو اشراق
🔥 هرزه گوئى مردى خوشگذران، هنگام مرگ 🤲🏻 به مناسبت ، شب نزول رحمت و مغفرت 📿 👨🏻‍🦱 يكى از پولداران خوشگذران و از خدا بى خبر كه همواره در عيش و عشرت به سر مى‏برد، روزى در كنار در خانه‏اش نشسته بود، بانوئى به حمام معروف به حمام منجاب مى‏رفت، ولى راه حمام را گم كرد، و از راه رفتن خسته شده بود، به اطراف نگاه مى‏كرد، تا شخصى را بيابد و از او بپرسد، چشمش به آن مرد افتاد، نزد او آمد و از او پرسيد: 🧕🏻 حمام منجاب كجاست؟ 👨🏻‍🦱 آن مرد عياش به خانه خود اشاره كرد و گفت: حمام منجاب همين جا است!!! 🧕🏻 آن بانو به خيال اين كه حمام، همانجاست، به آن خانه وارد شد، و آن مرد در خانه را فورا به روى آن بانو بست، و به سراغ او آمد و تقاضاى همبسترى با او را كرد، آن بانو كه زنى پاكدامن بود، دريافت كه در تنگناى سختى افتاده و گرفتار نامردى هوس باز و سبكسر شده است، چاره‏اى جز اين نديد كه با به كار بستن تدبيرى، از چنگ او رها شود به او گفت: من هم كمال اشتياق به تو را دارم، ولى چون كثيف هستم و از اين رو به حمام مى‏رفتم، خوبست بروى مقدارى عطر تهيه كنى تا من خود را خوشبو كنم، قدرى غذا نيز فراهم كن تا با هم بخوريم! 👨🏻‍🦱 آن مرد به گفته‏ هاى آن زن مطمئن شد و براى تحصيل عطر و غذا از خانه بيرون رفت، هماندم آن بانوى عفيفه از خانه بيرون آمد و نجات يافت. وقتى كه آن مرد هوس باز به خانه برگشت، زن را در خانه نديد، بسيار ناراحت گرديد، و حسرت و آرزوى زن در دل ناپاكش مانده، و به ياد او همواره اين شعر را مى‏ خواند: 🔅يا رب قائلة يوما و قد تعبت 🔅اين الطريق الى حمام منجاب؟ ❓چه شد آن زنى كه خسته شده بود و مى‏پرسيد: راه حمام منجلاب كجاست؟ 🛌 مدتى از اين ماجرا گذشت. تا آن مرد بيمار شد و در بستر مرگ افتاد به بالين او آمدند و او را به كلمه شهادتين تلقين مى‏كردند و مى‏گفتند، بگو: لا اله الا اللّه، محمد رسول اللّه... 🛌 او به جاى اين ذكر، همان شعر را كه با آن خو گرفته بود مى‏خواند و مكرر مى‏گفت: 🔅يا رب قائلة يوما و قد تعبت 🔅اين الطريق الى حمام منجاب (١) 🔥 و با اين حال از دنيا رفت. ✍🏻 آرى او كه در آن هنگام قدرت و قوت داشت اسير شيطان بود و به جاى ذكر خدا، اين شعر انحرافى را مى‏خواند، اكنون كه به ضعف بيمارى و سرازيرى مرگ گرفتار شده، چگونه زبانش به غير اين شعر بگردد؟ فاعتبروا يا اولى الابصار 📚 پی نوشت: ۱. كشكول شيخ بهائى، ج ۱، ص ۲۳۲. 📁 عالم برزخ در چند قدمى ما، محمد محمدى اشتهاردى 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq