eitaa logo
پرتو اشراق
802 دنبال‌کننده
28.8هزار عکس
18.5هزار ویدیو
76 فایل
🔮 کانال جامع با مطالب متنوع 🏮شاید جواب سئوال شما اینجا باشد! 📮ارتباط با مدیر: @omidsafaei 📲 کپی برداری مطالب جهت نشر معارف اهل بیت(ع) موجب خوشحالی است! 🔰 کانال سروش پلاس: 🆔 sapp.ir/partoweshraq
مشاهده در ایتا
دانلود
حاج مهدی سلحشورMadh2 1403-11-24 [Mahdisalahshour-ir]_1.mp3
زمان: حجم: 5.7M
🎧 بشنوید | مدح خوانی دلنشین 🎶 جشن بزرگ نیمه شعبان رسیده است 🎶 ایام انتظار به پایان رسیده است 🎤 حاج مهدی سلحشور 🎊 (عج) 🌸 🗓 چهارشنبه ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۳ 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
حاج سید مجید بنی فاطمهآمد بهار جان ها.mp3
زمان: حجم: 8.8M
🎧 بشنوید | سرود دلنشین 🎶 آمد بهار جان ها 🎤 حاج سید مجید بنی فاطمه 🎊 (عج) 🌸 🗓 پنجشنبه ۲۵ بهمن ماه ۱۴۰۳ 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
کربلایی حسین طاهریبرمی‌گردی، مؤدّب کنی کفّارو.mp3
زمان: حجم: 4.4M
🎧 بشنوید | سرود 🎶 برمی‌گردی، مؤدّب کنی کفّارو 🎤کربلایی 🎊 (عج) 🌸 🗓 پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
کربلایی مجتبی رمضانی1404 11 11 - 10.mp3
زمان: حجم: 9.2M
🎧 بشنوید | سرود 🎶 سر از افق مهر 🎤 کربلایی مجتبی رمضانی 🎊 (عج) 🌸 🗓 شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
حاج محمود کریمیرسیده‌ای به جمال خود از جمال خودت.mp3
زمان: حجم: 4.7M
🎧 بشنوید | سرود 🎶 رسیده‌ای به جمال خود از جمال خودت 🎤 حاج محمود کریمی 🎊 (عج) 🌸 🗓 پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
کربلایی حسین طاهریوقت پیکاره؛ وقتشه مهدی ذوالفقارو برداره.mp3
زمان: حجم: 3M
🎧 بشنوید | سرود دلنشین 🎶 وقت پیکاره؛ وقتشه مهدی ذوالفقارو برداره 🎤 کربلایی 🎊 (عج) 🌸 🗓 پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
حنیف طاهری | جشن شام میلاد امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ۱۴۰۳هوای دلپذیر.mp3
زمان: حجم: 8.5M
🎧 بشنوید| سرود دلنشین 🎶 هوای دلپذیر و دلنشین و 🎶 از حرکت وایسادن زمین و 🎤 حاج حنیف طاهری 🎊 (عج) 🌸 🗓 جمعه ۲۶ بهمن ماه ۱۴۰۳ 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 و نشر دهید 🌍 میزبانی امام زمان (عج) 🌸 ویژه ، ولادت امام زمان (عج) 🌖 شعبان ۱۴۰۱ 🕌 اصفهان، مسجد رکن الملک 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
پرتو اشراق
🌟 گزارشی خواندنی از روایتِ یک ناصبی، از ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه 🕌 اهمیت شیعیان به زیارت امام حسین
علیه السلام
در نیمه شعبان، در همان دوران 🪶 شیخ طوسی رحمت الله روایت کرده: حنظلة بن زکریا گوید: احمد بن بلال بن داود کاتب این خبر را به من داد. 👳🏻‍♂ او مردی سُنی مذهب و ناصبی بود و دشمنی خود را با اهل بیت عصمت پوشیده نمی‌داشت. با این وصف به مقتضای طینت اصلی‌اش که اهل عراق بود، با من اظهار دوستی می‌کرد و هر وقت مرا می‌دید می‌گفت در نزد من خبری است که تو را خشنود می‌سازد، ولی نخواهم گفت! من هم چندان اهمیت نمی‌دادم. تا آنکه روزی در یک جا با هم ملاقات کردیم. من از فرصت استفاده کرده و از او خواستم که خبر را برای من نقل کند. ☝️🏻او گفت: «خانه ما در سامرا روبروی خانه ابن الرضا (یعنی امام حسن عسکری علیه السّلام) بود. 🌍 من مدت مدیدی به طرف قزوین و آن نواحی رفتم. سپس مقدر شد که به سامرا برگردم. 🧕🏽دیدم تمام کسان و بستگان و خویشانم درگذشته‌اند، جز پیرزنی که مرا تربیت کرده بود و او دختری داشت که نزد خودش بود. وی پیرزنی محبوب و خود نگهدار بود و اهل دروغ نبود. زنانی که با ما دوستی داشتند نیز در خانه آن پیرزن بودند. 🐪 من چند روزی آنجا ماندم و سپس عزم رفتن کردم. 🧕🏽 پیرزن گفت: چرا در رفتن عجله می‌کنی؟ تو که مدت‌ها از ما دور بودی. اکنون نزد ما بمان تا از دیدنت شاد شویم. 👳🏻‍♂✋🏻 با مسخره گفتم که می‌خواهم به کربلا بروم، زیرا یا نیمه شعبان و یا روز عرفه بود که شیعیان به کربلا می‌رفتند!! 🧕🏽 پیرزن گفت: فرزندم! از خدا بترس، توهین مکن و آنچه را که گفتی مسخره مپندار! ☝️🏽داستانی را برایت نقل کنم که دو سال بعد از رفتن تو مشاهده کردم. داستان این است: 🛌 من در همین اطاق نزدیک دهلیز با دخترم خوابیده بودم. 👣 در حال خواب و بیداری دیدم مردی نیکو روی و خوشبو، با لباس‌های تمیز آمد و به من گفت که هم اکنون کسی می‌آید و تو را به خانه همسایه می‌طلبد. وحشت مکن و از رفتن با او خودداری منما! 🛏 سراسیمه برخاستم و به دخترم گفتم: کسی را دیدی که به خانه ما بیاید؟ ✋🏻 گفت: نه! 🛌 پس نام خداوند متعال را بردم، اندکی قرآن خواندم و خوابیدم. 👣 باز همان مرد بخوابم آمد و همان سخن را تکرار کرد!! 🛏 این بار نیز با وحشت برخاستم و از دخترم پرسیدم: هیچ کس نیامده؟!! ‼️گفت: نه! 🛌 من هم باز نام خداوند متعال را بر زبان آورده، کمی قرآن خواندم و خوابیدم. 👣 بار سوم نیز همان مرد به خوابم آمد و گفت: فلانی! آن کس که تو را می‌طلبد، آمده و در می‌زند. با او برو! 🧕🏽در این وقت صدای کوبیدن در را شنیدم. پشت در رفتم و گفتم کیست؟ 🧔🏻‍♂ گفت: درب را باز کن و مترس! 🧕🏽 صدای او را شناختم و در را باز کردم. دیدم خادمی است که یک روسری بمن می‌دهد و می‌گوید: 🧔🏻‍♂✋🏻 یکی از همسایه‌ها برای حاجت مهمی تو را می‌خواند، به خانه آنها بیا. 🧕🏽روسری به سر کردم و او مرا به خانه‌ای برد که نمی‌شناختم. دیدم پردهٔ درازی در وسط خانه آویخته‌اند و مردی کنار پرده ایستاده است. خادم گوشه پرده را بالا زد و من داخل شدم. 🌹دیدم زنی در حال وضع حمل است و زنی دیگر مانند قابله، پشت سر او نشسته است. ❓آن زن از من پرسید که آیا در این کار به ما کمک می‌کنی؟ 🌟 پس مشغول کمک شدم و چیزی نگذشت که پسری متولد گردید. 🤲🏽 من او را روی دست گرفتم و فریاد زدم: پسر است! پسر است! 🧕🏽آنگاه سر از پرده بیرون آوردم تا به آن مرد که نشسته بود مژده دهم. ☝️🏻کسی گفت سر و صدا مکن! 🤲🏽 چون متوجه بچه شدم، او را روی دست خود ندیدم. ✋🏻 همان زن دوباره گفت صدا مکن! 🧔🏻‍♂در این موقع خادم روسری به سرم انداخت و مرا بخانه‌ام برگرداند. 💰 بعد کیسه‌ای بمن داد و گفت: آنچه را که دیدی بکسی اظهار مکن! 🛌 وارد خانه خود شدم و بطرف رختخواب رفتم. دیدم هنوز دخترم خوابیده است. 🧕🏽 او را بیدار کردم و پرسیدم: آیا از رفتن و برگشتن من مطلع شدی؟ ‼️ گفت نه!! 💰 وقتی در کیسه را گشودم، دیدم ده دینار در آن است. 🧕🏽 این مطلب را تاکنون به کسی نگفته‌ام، جز حالا که چون دیدم تو با مسخره این سخن را گفتی، از این رو برای تو نقل کردم تا بدانی که این قوم (خانواده پیغمبر)، نزد خداوند دارای شأن و مقام بزرگی هستند و آنچه ادعا می‌کنند درست است. 👳🏻‍♂ آن مرد ناصبی گفت: از حرف پیرزن تعجب کردم، آن را به باد مسخره گرفتم و دیگر از زمان رخ دادن این واقعه چیزی نپرسیدم، جز اینکه به یقین می‌دانم که سال دویست و پنجاه و اندی از سامرا رفته بودم و در سال ۲۸۱ که ایام وزارت عبیداللَّه بن سلیمان بود برگشتم و این داستان را از آن پیرزن شنیدم. ✋🏻 حنظله راوی این خبر می‌گوید: ابوالفرج مظفر بن احمد را خواستم تا او نیز این خبر را بشنود. 📚 بحارالانوار، ٥١/٢٠، به نقل از «الغیبة» شیخ طوسی رحمه‌الله
17.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 و نشر دهید | 🕌 راز ظهور در کربلاست! ❓چرا اهل بیت در شب نیمه شعبان اینقدر ما را به کربلا توجه دادند؟ 🎙حجت الاسلام 🌸 ویژه و (عج) 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq