eitaa logo
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
38هزار دنبال‌کننده
18.4هزار عکس
4.1هزار ویدیو
16 فایل
حرف ،درد دل و رازهای مگوی زن و شوهری😁🙊 با تجربه ها و رنج کشیده بیان اینجا👥👣💔 ادمین گرامی کپی از پست های کانال حرام و #پیگرد دارد⛔⛔ ♨️- ادمین @Fatemee113 جهت رزرو تبلیغات 👇👇👌 https://eitaa.com/joinchat/1292435835Ca8cb505297
مشاهده در ایتا
دانلود
13.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃🍃🌸🍃 ❤️ ✅ به وقت آشپزی اونم کیک .... اونم کیک سالم و پر خاصیت ✌️✌️✌️ 🥮 کیک کدو حلوایی 🧑🏻‍🍳مواد لازم پوره کدوحلوایی: ۱ لیوان تخم مرغ: ۲ عدد خامه (خامه معمولی): ۱/۵ لیوان کره: ۱۰۰ گرم (در دمای اتاق) شکر: سه‌چهارم لیوان آرد: یک و نیم لیوان بیکینگ پودر: یک و نیم ق چ نمک: یک‌چهارم ق چ دارچین: ۱ ق چ وانیل: نصف ق چ گردو (دلخواه): ۱ مشت 🧑🏻‍🍳طرز تهیه : پوره کدو رو به همراه تخم مرغ ، خامه، کره وشکر خوب مخلوط کنید بعد از اون مواد خشک رو الک کرده و اضافه کنید. کف قالب رو کره یا روغن بمالید، مایع کیک رو بریزید و اون رو حدود ۱ ساعت داخل فر (با دمای ۱۸۰) قرار بدید. حواستون باشه که قبل از برش دادن کیک، اجازه بدید تا خوب خنک بشه. 📌 توی پخت کیکها بهتره از بیکینگ پودر استفاده نکنید و شکر مورد استفاده هم شکر قهوه‌ای باشه ☺️ 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
‌‌ ‌‌‌ 🍃🍃🍃🌸🍃 ❤️ ‌‌رنجش موضوع:فلسفی و اخلاقی روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود . علت ناراحتی اش را پرسید . شخص پاسخ داد : در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت . و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم . سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟ مرد با تعجب گفت : خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است . سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟ 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
🍃🍃🍃🌸🍃 ❤️ سلام فاطمه بانوی بزرگوار توروخدا پیامم رو بزار برای اون خانومی که ناامیدهست ومیگه خدایی نیست توروبه خدا قسم عزیزم از شهدا غافل نشو چله شهدا رو امتحان کن من چندین باررربه شهدا متوسل شدم‌نتیجه گرفتم مخصوصا شهید عزیزمون تورجی زاده محاله متوسل بشم گره های کور زندگیم باز نشه حتما امتحان کن خبرشم بهمون بده امیدوارم حاجت روا بشی عزیزم ❤❤❤❤ 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🍃🍃🌸🍃 ❤️ ✅به وقت تفکر صحبت‌های بسیار مهم استاد خیراندیش؛ درباره یکی از کلیدی‌ترین نکات تغذیه ای در کشورمان که ریشه بخش عمده ای از بیماری‌هاست و در عین حال با اصلاح آن، از ابتلا به طیف گسترده ای از بیماریها پیشگیری خواهد شد. 💠 به نظر شما چیه ؟ 🧐🧐 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🍃🌸🍃 ❤️ فکر و خیال بیش از حد اینجوری شما رو نابود میکنه 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
🍃🍃🍃🌸🍃 ❤️ سلام سلام به فاطمه خانم وهمه دوستان مجازی اولا از فاطمه خانم تشکر میکنم به خاطر کانال خوب ومفید شون دوما برای خانمی که گفتن طرز سفید کردن کنجد میخان عزیزم ما خودمون کنجد داریم از مادرامون یاد گرفتیم چطوری سفید کنیم البته اونجوری که دستگاه ها سفید میکنن بلد نیسم ولی همین که بلدم برات میگم کنجد بریز تو یه ظرف آب بریز تا خیس بخوره برای چند دقیقه بعدا بریز تویی آب کش هی چند بار بهش چنگ بزن تا شن یا سنگ ریزه ها ته نشین بشن هی آب کش کن تا جایی که دیگه شن نداشته باشه بعد تو همو آبکش باشه تا کاملا آبش بره حالا میتونی هم تو هاون بکوبی تا پوستش جدا بشه هم تو کیسه برنجی بریزی با یه چیزی مث گوشتکوب بکوبی روش تا پوستش جدا بشه بعدا بریز تو سینی بذار جلو آفتاب تا زمانی که خشک نشده از زیر آفتاب برندار بعد هر ساعتی یک بار یک مشت بردار هی بمال به هم تا پوستش جدا بشه خشک که شد تمیزش کن بذار یه جای خشک یا تو یخچال نگه دار 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
🌸🌱🌸 🔵 🤷‍♀ 🔵بعضی خانومها اعتراض میکنند که شوهر عزیزشان وابسته به خانواده علی الخصوص مادرش است!!!😊 🔵این وابستگی شوهر به مادر و خانواده اش طبیعی و قابل قبول است 🔵 این توقع که از همان روز بعد از عقد، شوهر گوش به فرمان اوامر خانم باشد و هیچ وابستگی به خانواده اش نداشته باشد، توقع زیاد و نابجایی است🙅‍♀ ✅ با صبوری و محبت، قلب شوهر را تسخیر کنید. ✅ با مادر شوهر نجنگید. ‎ 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🥀 🍃🍃🍃🌸🍃
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 #خانه_سالمندان🥀 🍃🍃🍃🌸🍃
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 *دارم به خانه سالمندان ميروم* این متن توسط یک خانم نویسنده بازنشسته نوشته شده که احساسش را زمان انتقال به خانه سالمندان به نگارش در آورده است: *دارم به خانه سالمندان میروم،مجبورم.* وقتی زندگی به نقطه ای میرسد که دیگر قادر به حمایت از خودت نیستی، بچه هایت به نگهداری از فرزندان خودشان مشغول اند و نمی توانند ازتو نگهداری کنند، این تنها راه باقی‌مانده است. خانه سالمندان شرایط خوبی دارد: اتاقی ساده، همه نوع وسایل سرگرمی، غذای خوشمزه، خدمات هم خوب است. فضا هم بسیار زیباست اما قیمتش ارزان نیست. حقوق بازنشستگی من به سختی می تواند این هزینه را پوشش دهد. البته اگر خانه ی خودم را بفروشم به راحتی از پس هزینه اش برمی آیم. می توانم در بازنشستگی خرجش کنم؛ تازه ارث خوبی هم برای پسرم بگذارم. پسرم میگوید : «پول ها و اموالت باید به خودت لذت بدهد. ناراحتِ ما نباش.» حالا من باید برای رفتن به خانه سالمندان آماده شوم. به هم ریختن خانه خیلی چیزها را دربرمی گیرد: 1⃣ جعبه ها، چمدان ها، کابینت و کشوها که پر از لوازم زندگی است، لباس ها و لوازم خواب برای تمام فصول. 2⃣ از جمع کردن خوشم می آمد. کلکسیون تمبر، ده ها نوع قوری دارم. کلکسیون های کوچک زیاد، مثل گردنبندهایی از سنگ کهربا و چوب گردو و از این قبیل. 3⃣ عاشق کتابم. کتابخانه‌ام پر از کتاب است. انواع شیشه بطری مرغوب خارجی. از هر نوع وسایل آشپزخونه چند ست دارم. 4⃣ دیگ و قابلمه و بشقاب و هر چه که می شود دریک آشپزخانه پر تصور کرد. ده ها آلبوم پر از عکس و... به خانه پر از لوازم نگاه می‌کنم و نگران می شوم. خانه سالمندان تنها یک اتاق با یک کابینت، یک میز، یک تخت، یک کاناپه، یک یخچال، یک تلویزیون، یک گاز و ماشین لباسشویی دارد... 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🍃🍃🌸🍃 ❤️ مگه هسته اش هم خاصیت داره 😳 💠این پست مخصوص آقایونه 🌼 دکتر علی اصغر زنده دل 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
🍃🍃🍃🌸🍃 ❤️ سلام خدمت آدمین و دوستان مجازی انشاءالله همگی تن درست باشیدبرادری که فرمودن ازسرکارمیان خانم غرمیزند!خانم هایی که خستگی طرف مقابل رادرک نمی کنیدمن خودم یک خانم هستم خیلی هم اهل غرزدن هستم امانه وقتی همسرم خسته ازسرکارمیاد!شماخانم عزیزیک روزبه جای همسرت بروسرکارببین وقتی ازسرکاربرمی گردی چقدرخسته ی ودلت بعدازخستگی چی میخواداون وقته همسرت رادرک میکنی یک خسته نباشیدجانانه چای داغ ونهارواستراحت لازمه ی بعدازاون همه خستگی است !سرزدن به پدرمادریاهرجامیخوای بری رابگذارآخرهفته هاکه آقاخسته ی کارنباشدخریدهای خانه هم بگذاربعدازاستراحت آقایاآخرهفته ها!شماهم آقای محترم یک هفته خودت بگذارجای خانمت ازصبح تاشب توخانه ببین خانم شمایک هفته توخانه درگیرپخت وپزوبچه داری است ثانیه شماری میکندهمسرش ازسرکاربیادازدلتنگی درش بیاره اگرخانمت غرزدبگومیدانم دلتنگی ولی من هم خسته ام بگذاراستراحت کنم بعدازاستراحتم درخدمتت هستم یاتازمانی شمااستراحت میکنیدخودش بره بیرون یابه خانوادش سربزندهمیشه که واجب نیست به اتفاق همدیگه برویدبایدهمدیگه رادرک کنیدایشون خستگی شمارادرک کنن وشماهم دلتنگی وچشم انتظاری خانمتون را! • 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
🍃🍃🌸🍃 ❤️ سلام خدمت شما خواهر بزرگوارم و هم گروهی هایی به وسعت ایرانم.خیلی دلم میخواد برای جهاد تبیینی که رهبری امر فرمودن کاری کنم.وبهتر از شما وهم گروهی های عزیزم ندیدم.خدا نگذره از کسانی که به راحتی پا گذاشتن رو خون این عزیزان وحرمت شکستن چه با اختلاس وسنگ کردن نان مردم چه با بی حجابی وبی بند وباری!!!!به امید روزهای سرشار وعشق وآرامش برای ظهور آقا امام زمان منجی عالم بشریت صلوات هدیه کنیم🌹🌹🌹 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
🍃🍃🌸🍃 سلام فاطمه جان اگر امکانش هست این پیام بنده رو تو کانالت قرار بدی اجرتون با خانم فاطمه زهرا(س) تدریس خصوصی زبان عربی پایه هفتم به صورت مجازی و حضوری دانشجوی رشته الهیات دانشگاه شاهد تهران برای اطلاعات بیشتر به این آیدی پیام بدین👇 @K_313nj آیدی روبیکا و ایتا 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
🌸🌱🌸 ❓ سلام فاطمه بانوی عزیز من یه سوال دارم ازعزیزان توروخداسرسری ردنشید وجوابم روبدیدخیلی نیازبه جواب عزیزان دارم پسری ۱۲ساله دارم ک سینه سمت چپش دردمیکنه وکمی هم حالت رشد داره وچندین باردکترهم بردم گفتن چیزخاصی نیس اماالان میبینم غده کوچکی داره نوک سینش ومدام میگه دست نزنید آیامادرانی ک پسرداشتن هم شاهد چنین چیزی دربدن پسرشون بودن یانه واگه راهکاردارید ممنون میشم پاسخ بدیدیااگردکترخاصی نیازه باید پیش چ دکتری ببرم آیاخوب میشه سوال دوم اینکه بسیارزیاداسترس واضطراب داره وخیلی گریه میکنه بسختی مدرسه میره یانمیره یاباید زودبیادومدام باید دنبالش برم مدرسه واونجاباشم بسیاربرای من وخودش عذاب آورشده کلاس هفتم هست دکترروانپزشک هم چندین جلسه همراه بامشاوره بردم وهمچنان میبرم ولی اصلاتاثیرزیادی نداشته دائم میگه ازمدرسه وکلاس میترسم باوجوداینکه تمام کادرمدرسه فوق العاده عالی هستن وهمکاری میکنن آیاخانمهای عزیزدعاویاسوره ای میدونن توروقرآن کمکم کنید دیگه هیچ راهی ب ذهنمون نمیرسه وخیلی داره اذیت میشه هرذکروآیه ای ک بوده خوندیم حتی اگه دعانویس خوب می‌شناسید معرفی کنید دعاگوی همتون هستم باتشکر ❓❓❓❓❓❓❓❓❓ آیدی ادمین: @Fatemee113 منتظر نظرات زیبا شما عزیزان هستیم.😍😊 در این 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 رســـــــــــــــــــــ٨ـﮩـ۸ـﮩـــــــــــــــوایی 🍃🌸🍃
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🌸🍃 #رسوایی زانوانم را در آغوش کشیده بودم و تکاپوی بی حاصل عمه را شاهد بودم، ساعت از چهار ع
🍃🍃🍃🌸🍃 یک زن مسن همراه با دختری به سن و سال خودم در کنارش بودند و پشت سرشان مرد ریش سفیدی که آن روز در کوچه دیده بودمش وارد اتاق شدند. هوای گرفته برایم تنگ تر شد. از ضعف دستانم می لرزید که خان جون دوباره با گذاشتن دستش پشت کمرم به سمت صندلی ها هدایتم کرد -برو بشین اونجا مادر رنگ به رو نداری .می خواستم باز هم به التماس بیوفتم درست مثل دیشب که خان جون در اتاق خواسته بود آرام شوم اما من برایش گریه کردم و خواستم نگذارد تباهم کنند ولی او گوشش بدهکار نبود نابودی من و دل بیچاره ام را ترجیح می داد به بلایی که امکان داشت بر سر بهزاد و بهنام بیاید. از او فاصله گرفتم و بدون حرفی روی یکی از صندلی های که به ردیف گوشه ی دیوار چیده شده بود، نشستم و دستان یخ زده ام را زیر چادر برهم گره زدم و سرم را پایین گرفتم. می ترسیدم سر بالا ببرم و نگاه گستاخ آن پسر گریبان گیرم شود . بوی خنکی که در مشامم پیچید سرم را بالا تر کشیدم . خودش بود با تفریح به دیوار رو به رویی ام تکیه داده بود و با آن دو تیله ی سیاه رنگش گستاخانه نگاهم می کرد معذب سرم را پایین انداختم و از اضطراب نفس عمیقی کشیدم . معده ی حساسم از بوی عطرش در هم پیچید و عباس را به یادم آورد. تپش قلبم بالا رفت و جوشش اشک در چشمانم را احساس کردم. با کلافگی لبم را زیر دندان برم و انگشتانم را محکم تر به هم گره کردم، این قلب بی امانم بعد از این قرار بود چه ها بر سرش بیاید؟ ! این عطر را عباس هم استفاده می کرد اما نمی دانم چرا بعدا تغییر سلیقه داد . چراهایی نسبت به او داشتم زیاد بود خیلی زیاد، عاشق مردی بودم که کم پیش آمده بود در نگاهش چشم بدوزم؛ راستش ما از آن عاشق هایی بودیم که نه زیر باران قدم زدیم و نه دیوارهای کافه ای شاهد نگاه های عاشقمان بود ما فقط قلب هایمان را به هم دادیم که زمانه گره ی کوری بینشان انداخت. دلم برایش تنگ می شد حتی از حالا که دیگر امیدی نداشتم این بلا بر سرم نیاید، وقتی می شنید دیگر مرا ندارد چه بر سرش می آمد؟ باز هم بوی عطرش با یک دم و بازدم عمیق در مشامم پیچید. نگاهم را به کفش های مردانه اش دوختم و با خودم فکر کردم نام عطرها مهم نیستند عطر ها اسم استفاده کنندهایشان را میگیرند و حالا این عطر که او استفاده کرده بود بدترین رایحه ی عمرم بود در حالی که زمانی عاشق این رایحه ی خنک بودم، قطره اشکی که روی دستم چکیده بود را به گوشه ی چادرم کشیدم . با صدای محضردار فشار دندان هایم را روی فکم کم کردم و حواسم را به آن ها دادم تا ببینم چگونه خط بطلانی روی آرزوهایم می کشند . -شناسنامه ی دخترا عکس دارن ان شاالله؟عمو احمد جلو آمد و دستش را جلو آورد و از خان جون که با هول در حال گشتن بود، شناسنامه ها را گرفت . سه جلد شناسنامه که جلد قهوه ای رنگ برای پدرم بود. سریع شناسنامه ام را ورق زد و با خوشحالی گفت : بله سید عکس داره . مردی که کنار میز ایستاده بود نیز شناسنامه هایی که در دستش بود را ورق زد با و خنده سر تکان داد . -خداروشکر هیچ مانعی سر این ازدواج ها نیست همه چی خود به خود دارن درست میشن . اخم های در همم را به او و عمو که پشت به من در حال حرف زدن با سید بودند، دوختم. چه ذوق و شعفی داشت این بدبخت کردن دو دختر؟ ! زنگ گوشی بهزاد سکوت فضا را در هم شکست. بی آن که پاسخی بدهد تماس را قطع کرد، گویا سنگینی نگاهم را احساس کرده بود که ابتدا به من و بعد به آن پسرک منحوس که هنوز هم سیل نگاهش صورت من بود، نگاه کرد . قدم از قدم برنداشته بود که به خواست عمو بلند شدم تا برگه ای را امضا کنم، دست و پایم علنا می لرزید و گویا قلبم فرمان پاهایم را داشت که نمی توانستم تکان بخورم . خان جون کنارم ایستاد و آرام گفت: بیا مادر بیا قربونت برم. بی آن که دست خودم باشد اشک هایم روان شد و دستم توسط خان جون کشیده شد. هنوز نگاه بی پروایش را به دنبالم می کشاندم ادامه دارد... 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸**
🌸🌱🌸 ...❤️ سلام عزیزم درجواب دوستی که دکتر پوست واسه از بین رفتن جای سوختگی میخواد.ما کرمانشاه هستیم دکتر محسن حشمتی کارشون خیلی خوبه یه دستگاه به اسم فوتونا دارن واسه جای سوختگی و بخیه و منافذ و لک.خیلی جوابگو هستش.شما میتونی تو شهرتون هردکتری این دستگاه رو داشته باشه بری و انجام بدی.چون دستگاه گرون قیمتی هست اکثرا ندارن 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
تصویری از ناصرالدین شاه در طبیعت! 🌕 @donyaye_ajayeb
🌸🌱🌸 ...❤️ سلام فاطمه ی عزیزم،به خاطر کانال خوبت متشکرم،💐 جواب دوستی که گفتن کنجد رو می‌خوان سفید کنن کنجدتون رو پاک کنید،آب بریزید روش و بزارید سه ساعتی تو آب بمونه ،بعد با دستتون امتحان کنید ببینید پوستش کنده میشه یا نه،اگر نشد بیشتر بمونه،ولی آنقدر نمونه که جوانه بزنه ،بعد که دیدید پوستش کنده میشه بریزیدشون توی الک و با دست و با کف دو دست کنجدها رو به هم بمالید تا پوستشون کنده بشه،بعدش هم بریزیدشون رو دستمال تا زود خشک بشن چون کنجد زود جوانه میزند و تلخ میشه 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
خواهریا خواندن آیه الکرسی رو فراموش نکنید👌 🌸 آیه الکرسی 🌸 بسم الله الرحمن الرحیم 🍃اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ من ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ منْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ🍃 🍃لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ🍃 🍃اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ🍃 ❤️الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم❤️ ⚜️ صلوات خاصه امام رضا (ع)⚜️ 🌺 اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا الْمُرتَضَی ، اَلْاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ ، وَ حُجَّتِکَ عَلیٰ مَنْ فَوْقَ الْاَرضِ وَ مَنْ تَحتَ الثَّریٰ ، اَلصِّدّیٖق الشَّهیدِ ، صَلوٰةً کَثیٖرَةً تٰآمَّةً ، زٰاکِیَةً مُتَوٰاصِلَةً ، مُتَوٰاتِرَةً مُتَرٰادِفَةً ، کَأَفْضَلِ مٰا صَلَّیْتَ عَلیٰ اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیٰائِکَ. 🌺 ❤️❤️
🍃🍃🍃🌸🍃 گذری بر زندگی‌ پر فراز و نشیب دختری ماه روی به نام آخرین فرزند پاییز.... 🍃🌸🍃
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🌸🍃 #داستان_زندگی_واقعی ❤️ #ایلای🌱 اتاق جدیدم نه حموم داشت نه آینه نه هیچ چیز شیشه‌ای پ
🍃🍃🍃🌸🍃 سمیه بیرون رفت راستش منم ناامید شدم فک کردم دیگه برنمی‌گرده ولی یکم که گذشت با یک پالتوی بلند مشکی برگشت و گفت _هوا خیلی سرده‌ ها باید زودتر برگردیم و بعد در حالی که خودش پالتو رو بهم می‌پوشوند گفت ____آقا بفهمه عصبانی میشه نمی‌دونم چرا دارم کمکت می‌کنم شاید چون مادری ازش پرسیدم تو هم بچه داری رنگ نگاهش فرق کرد غم همه صورتشو گرفت و گفت _آره ولی پیش باباشه ازم گرفتنش آروم گفتم متاسفم نمی‌خواستم اون لحظه زیاد حرف بزنم که فکر نکنه دارم ازش اطلاعات می‌گیرم آروم آروم پله‌ها رو پایین رفتیم چون قرصمو نخورده بودم احساس می‌کردم حتی مغز استخونم هم می‌لرزه بی‌جون و ناتوان شده بودم موقعی که قدم برمی‌داشتم می‌ترسیدم استخونام بشکنه سمیه دستمو گرفته بود ولی چون دید می‌تونم درست راه برم صورتشو حالتی کرد و گفت مگه قرصتو نخوردی چرا هنوزم می‌لرزی هول کرده سریع گفتم _خوردم کم طول می‌کشه تا اثر کنه الان خوب می‌شم کلاه پالتو روی سرم فیکس کرد و گفت __همین جا وایستا الان میام تکیه دادم به کابینت‌های آشپزخونه پایین و منتظر سمیه موندم دو سه دقیقه بعد با یک ویلچر اومد و با لبخند گفت _بشین رو این اینجوری بهتره اون لحظه از دیدن ویلچر و ناتوانی‌ام به قدری بغض کردم که سمیه گفت ____بغض نکن دیگه من نمی‌دونم کی هستی ولی قسمتت همین بوده باهاش راه بیا آقا مهران سپرده من مواظبت باشم آروم بریده بریده گفتم _من بلد نیستم خندید و گفت _بشین رو این ویلچر خودم هولت میدم نشستم و از در آشپزخونه به سمت قسمت پشتی حیاط که درست مشرف به اتاق من بود رفتیم درختای تنومند حیاط نشون میدم قدیمی هستن باد سردی میومد سمیه خودشو جمع کرد و گفت _خودتو خوب بپوشون با این وضعت سرما بخوری دیگه واقعا رفتنی میشی ولی من کلاه پالتو رو از سرم باز کردم نفس عمیقی کشیدم و هوای سرد زمستون رو با ولع تمام و با لذت به اعماق ریه فرستادم و گفتم ❤️❤️❤️❤️ ای که در فصلِ خزانم دیده ای با پشتِ خم این زمستان را نبین‌ ما هم بهاری داشتیم ❤️❤️❤️❤️ 🍀کپی برداری از داستان ایل آی پیگرد قانونی و الهی دارد❌ 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸**
🌸🌱🌸 ...❤️ سلام خسته نباشید در مورد اون خانمی که افسردگی شدید دارند میگم منم قبلا اینطور بودم یعنی حالت افسردگی شدید گرفتم ی همسایه ی خوبی داشتیم که خیلی برام دلسوزی می‌کرد همیشه باهاش دردو دل میکردم بهم گفت سفر امام رضا برو بیشتره هزینه رو هم خودش داد خداروشکر رفتم مشهد و بعد از اون سفر کم کم خوب شدم و هر روز پدر و مادرم منو میبردن بیرون تا حال وهوام عوض بشه و سعی کردم دیگه به هیچی فکر نکنم بیخیال بشم و خودم رو سرگرم کار کردم البته بعد یه مدت که بهتر شدم رفتم سر کار وبا دوستانی که روحیه ی شادی داشتند رفت و آمد کردم که دیگه خداروشکر بعد از چند مدت کامل خوب شدم واز افسردگی نجات پیدا کردم فقط خدا و اهل بیت و در کنارش خانواده و تلاش خود فرد میتونه کمک کنه انشاءالله که شما هم دوست عزیز با یاد خدا وتوکل بر او و یاری امام زمان و ورزش و تفریح و سرگرمی و فکر نکردن به حالت افسردگی و مسافرت و همنشینی با افرادی که بهت آرامش میده بتونی از این بیماری رها بشی با آرزوی سلامتی برای همه مریضا بالاخص مریضهای روحی انشالله که خبر سلامتیتون را تو کانال ببینم به امید خدا فقط امیدت بخدا باشه که فقط او چاره سازه 🙏🙏❤️🌸🌸 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
🌸🌱🌸 👇 من خودم وقتی ۲۰ سال داشتم بیشتر اوقات پریودی نامنظم داشتم و یک پزشک زنان به خواهرم گفته بود که یک قرص ال دی بخور پریود میشی منم فورا یاد گرفته بودم 😁 همین کار می کردم که جواب هم می داد بستگی به بدن هر فرد متفاوت هست وقتی بخوری بین سه تا ۷ روز طول می کشه ولی پریود میشی و این موضوع به دکتر خودم هم گفتم که تایید کرد و گفت بهترین کار می کنی حتی اگر دکتر هم برید برای کیست و تنبلی تخمدان قرص هورمونی میدن که گاهی تا سه ماه باید بخورید این روش به دوستانم هم گفتم و همه جواب می گرفتن شما هم امتحان کنید امیدوارم جواب بده 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸
آدم‌های موفق کاری که باید انجام بدن رو انجام میدن چه حس و حالش رو داشته باشن چه نداشته باشن! 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍁 ترجمه دلنشین آیه ٢٣١ سوره مبارکه بقره. 🔎 جستجوی سوره: 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔅 فَانْظُرْ إِلَىٰ آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۵۰﴾ 🔸 پس (ای بشر دیده باز کن و) آثار رحمت (نامنتهای) الهی را مشاهده کن که چگونه زمین را پس از مرگ (و دستبرد خزان باز به نفس باد بهار) زنده می‌گرداند! محققا همان خداست که مردگان را هم (پس از مرگ) باز زنده می‌کند و او بر همه امور عالم تواناست. 💭 سوره: روم 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
🍃🍃🍃🌸🍃 گذری بر زندگی‌ پر فراز و نشیب دختری ماه روی به نام آخرین فرزند پاییز.... 🍃🌸🍃
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🌸🍃 #داستان_زندگی_واقعی #ایلای سمیه بیرون رفت راستش منم ناامید شدم فک کردم دیگه برنمی‌گرده
**🍃🍃🍃🌸🍃 سمیه دوباره کلاه رو رو سرم گذاشت و گفت _پس اهل شعر و شاعری هم هستی بهت نمیاد یکی دیگه بخون خوشم اومد نفس عمیقی کشیدم و خوندم ❤️❤️❤️❤️❤️ به که گویم که تو منزلگه چشمان منی به که گویم که تو گرمای دستان منی گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من به که گویم که تو باران زمستان منی ❤️❤️❤️ سمیه با لبخند گفت _گفتم بهت نمیاد شاعر باشی پوزخندی زدم و گفتم _چرا چون معتادم کردن و دوباره کلاه رو از روی سرم باز کردم سمیه دوباره کلاه رو رو سرم گذاشت و گفت __میخوای سرما بخوری ببین آقا بفهمه بیرون آوردمت عصبانی میشه حالا تو می‌خوای سرما هم بخوری منو بیچاره کنی _با بغض گفتم به خدا سرما نمی‌خورم اصلاً احساس سرما ندارم می‌دونی چند وقته زندانیم هوای آزاد ندیدم بزار یکم نفس بکشم سمیه دوباره نگاهش رنگ ترحم گرفت و گفت _عجب غلطی کردم مطمئنی سردت نیست همزمان دو قطره اشک پشت سر هم از چشم راستم بیرون چکید با لبخند زورکی گفتم ____دختر که بودم می‌رفتیم باغ عاشق این بودم که باد پاییزی با اون صدای هووهوش بپیچه لای موهام و موهامو به پرواز در بیاره مامانم مثل تو داد می‌زد ذلیل مرده روسری تو سرت کن سرما می‌خوری من می‌افتم تو مصیبت با یادآوری مامان و روزهای گذشته دوباره لبخند تلخی زدم کلاه را از سرم برداشتم موهامو از زیر پالتو که حالا خیلی بلندتر از گذشته شده بود و به خاطر رنگی که گذاشته بودم دو رنگ شده بود بیرون آوردم و باد لای موهام پیچید و با خنده گفتم _می‌دونی چقدر لذت داره سمیه با صورتی که هم لبخند داشت و هم ترحم زیاد به آرامی گفت باشه ولی فقط ۵ دقیقه و بعد خیلی آروم انگار که با خودش صحبت بکنه گفت _تو با این روحیت با این آدما چه صنمی داری آخه . _تو تازه اومدی _تازه تازه که نه قبلاً هم ۶ ماهی اینجا کار کرده بودم راستش اون موقع‌ها هم آقا مهران زنای زیادی اینجا می‌آورد ولی هر کدوم فقط دو سه روز می‌مونوندند هیچ کدومم مثل تو نبودن تو فرق می‌کنی من سه ماهی رفتم شهرستانمون به خاطر کارای طلاقم الان دو هفته میشه دوباره برگشتم اینجا... 🍀کپی برداری از داستان ایل آی پیگرد قانونی و الهی دارد❌ 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸**
🌸🌱🌸 ...❤️ سلام عزیزم خسته نباشی مرسی از کانال خیلی خوبت من همیشه مطالبتونو میخونم ممنون که همیشه پیامامو میذاری این بارم خواستم راجع ب خانومی که غر میزنه پیام بدم خانم محترم شرایط کار و اقتصاد خیلی سخت یه کم شوهرتو درک کن من خودم شوهرم صب میره شب میاد هر وقت میاد هر چی میگم بخر یا انجام بده میگه یادم رفت منم ناراحت میشم ولی به روی خودم نمیارم فقط میگم اشکال نداره فدای سرت هیچ اشکالی نداره اگه خودتون چندتا از مسئولیت های همسرتونو انجام بدین مثلا بجای غر زدن خودتون برید نون بخرید یا چیزی که احتیاج دارین ... غر زدن فقط ارامشو از خونه میبره هیچ سودی نداره 🍃🍃🌸 آیدی من و لینک کانالمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c @Fatemee113 🍃🌸