eitaa logo
رسادین|فرهنگ و رسانه پژوهی دینی
851 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
239 ویدیو
107 فایل
✅ فرهنگ و رسانه‌ پژوهی دینی (رَسادین) ✍️مدیر: @mobini (مجید مبینی مقدس؛ عضو هیئت علمی، خارج فقه و اصول، دکتری فرهنگ و ارتباطات) 🔸کانال همراه: روش شناسی اجتهاد (روشنا) @ravesh_ejtehad 🔸تبادل: @Mohammad_sobhan128
مشاهده در ایتا
دانلود
پیشنهاد: 🔹؛ برنامه تحلیلی فرهنگی سیاسی شبکه چهار ▫️تهیه‌کننده و مجری: کوروش ▫️https://telewebion.com/episode/0x16b6ebbe 🔸رسادین، فرهنگ و رسانه‌‌پژوهی‌ دینی 🆔 @rasadin
1404.10.08 دکتر پارسانیا.mp3
زمان: حجم: 6.3M
🔹کاربردی‌سازی علوم اجتماعی اسلامی و توانایی آن در حل مسأله ▫️استاد پارسانیا ▫️مدت: ۱۰ دقیقه (دومین گردهمایی اتحادیه دانشگاه‌های فعال در علوم اجتماعی اسلامی) @iaomss 🔸رسادین، فرهنگ و رسانه‌‌پژوهی‌ دینی 🆔 @rasadin
🔸چرا ژیژک فکر می‌کند تهرانی‌ها حمام نمی‌کنند؟! 🔹وقتی نام «اسلاوی ژیژک» فیلسوف پرآوازه و منتقد نظام سرمایه‌داری را بر یک یادداشت یا مصاحبه می‌بینیم، انتظار داریم با یک متن پرمایه و محکم مواجه شویم اما گاهی چنان اشتباه‌های آشکاری در تحلیل‌های این فیلسوف بزرگ دیده می‌شود که انسان را به تعجب وامی‌دارد. 🔹اخیراً ژیژک مصاحبه‌ای با ژاپن‌تایمز انجام داده و مطالبی درباره زندگی روزمره ایرانیان گفته که بسیار عجیب و غیرواقعی است. در بخشی از مصاحبه او ادعا کرده به دلیل کمبود آب، مردم در تهران نمی‌توانند حمام کنند! 🔹او شلوغی روزهای اخیر جاده‌های شمال ایران را به این علت می‌داند که مردم تهران به سمت دریای خزر فرار می‌کنند تا به آب دسترسی داشته باشند! ژیژک معتقد است یک خانواده معمولی در تهران مجبور است ۱۰ درصد درآمد خود را صرف خرید آب کند، زیرا آب به دلیل نایاب بودن گران است! 🔹یک اندیشمند جهانی چگونه تا این حد در تحلیل یک کشور مشخص دچار خطاهای فاحش می‌شود؟ پاسخ را باید در شکافی عمیق‌ جست‌وجو کرد؛ شکاف بین «واقعیت ایران» و «تصویر تحریف‌شده‌»ای که در محافل فکری‌ - ‌رسانه‌ای غرب بازتولید می‌شود. وطن امروز 🔸رسادین|فرهنگ و رسانه‌‌پژوهی‌ دینی 🆔 @rasadin
از شبهه تا فتنه.pdf
حجم: 8.8M
🔸دانلود کتاب «از شبهه تا فتنه» 🔹این کتاب پاسخ به مجموعه شبهات و پرسش‌های جوانانی است که در اغتشاشات ۱۴۰۱ بازداشت شدند 🔸رسادین|فرهنگ و رسانه‌‌پژوهی‌ دینی 🆔 @rasadin
درنگی بر کتاب «از شبهه تا فتنه» مرکز مطالعات و پاسخگویی حوزه، در اقدامی در خور تحسین، با دسته بندی شبهات افراد درگیر در فتنه 1401، اقدام به تدوین کتاب «از شبهه تا فتنه» برای پاسخ به این شبهات کرده است باید توجه داشت که این اقدام ارزشمند، بخشی از حل مسئله است و نه تمام آن نخست باید پاسخ دقیق شبهه را تدوین کرد (چه بگوییم؟) سپس در گام دوم باید قالب آن پاسخ را طراحی کرد؛ قالبی که قدرت و متقاعدسازی داشته باشد (چگونه بگوییم؟) گام سوم، اثرسنجی است؛ آیا پیام ارسالی ما اثری بر روی مخاطب دارد یا خیر؟ تا چه حد؟ چرا؟ این هر سه گام، در صورتی است که مخاطب، با جنگ شناختی، دچار اختلال در دستگاه شناختی نشده باشد که در این صورت، حتی پیام های اقناعی نیز بی اثر خواهد بود و باید تدبیر دیگری داشت. 🔸رسادین|فرهنگ و رسانه‌‌پژوهی‌ دینی 🆔 @rasadin
. 🔺ارتباط به کلی قطع شده است! 🔹دکتر یامین‌پور در یادداشتی تحلیلی درباره آسیب‌شناسی فتنه اخیر، به‌درستی بر این نکته تأکید می‌کند که ارتباط ما با بخشی از جامعه به کلی قطع شده است و پیام‌های ما اساساً به بخشی از مخاطبان هدف نمی‌رسد و در چرخه‌ای بسته بازمی‌گردد. 🔹بخش قابل توجهی از این گسست ارتباطی، محصول نوعی رویکرد فکری است که در سال‌های گذشته در میان برخی محافل حوزوی و انقلابی رواج یافت. این رویکرد، با تکرار گزاره‌هایی چون «پرهیز از بازی در زمین دشمن»، نیروهای انقلابی را از بسترهای ارتباطی پرمخاطب و شبکه‌های اجتماعی خارجی که عموم مردم در آنجا حضور داشتند، خارج کرد و آنان را در فضاهایی محدود و درون‌گرا مانند ایتا محصور ساخت. 🔹نتیجه روشن است: به همت دوستان، ارتباط نه تضعیف، بلکه به‌کلی قطع شده است! 🔸رسادین|فرهنگ و رسانه‌‌پژوهی‌ دینی 🆔 @rasadin
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺«ارتباط به کلی قطع شده است» به روایت تصویر 🔸رسادین|فرهنگ و رسانه‌‌پژوهی‌ دینی 🆔 @rasadin
🔸رهبر انقلاب: می‌دانی این ما از چیست؟ 🔹شهید آیت الله حکیم‌(ره) به رهبر انقلاب گفتند: «آقا! من از این اطمینان خاطر و آرامش شما در تعجبم. آمریکا کنار گوش شما است. این طرف در عراق و آن طرف در افغانستان دارد این‌جور فتنه‌گری می‌کند. آن‌وقت شما این قدر آرام هستید و به ما هم توصیه می‌کنید که مرعوب آمریکا نباشیم؟!» 🔹رهبر انقلاب فرمودند: «می‌دانی این اطمینان خاطر ما از چیست؟ ما توکلمان به خدا زیاد است. همین به ما آرامش، اطمینان و شجاعت می‌دهد که در مقابل آمریکا از عزّت، استقلال و عظمت این مردم، نظام و انقلاب دفاع کنیم و سر تعظیم فرو نیاوریم.» https://farsi.khamenei.ir/others-memory?id=30576 ▫️▫️▫️ 🔹رهبر انقلاب در ۱۴ بهمن ۱۴۰۳ (چند هفته بعد از ریاست جمهوری ترامپ) در یک سخنرانی در تبیین مفهوم «توکل» فرمودند: 🔹«توکّل به خدا و ترتّب اثر بر توکّل به خدا، دارای یک شرط ذهنی و یک شرط عملی ا‌ست؛ اگر این دو شرط تحقّق پیدا کرد، آن وقت وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسبُه؛ یعنی محتاج هیچ عامل دیگری نخواهید بود. یکی‌ از آن دو شرط، شرط ذهنی‌ است. شرط ذهنی چیست؟ شرط ذهنی این است که شما اعتماد داشته باشید به صدق وعده‌ الهی ... یعنی بایستی این را بدانیم که همه‌ محالات (عرفی) موجود عالم، با اذن الهی، با اراده‌ی الهی قابل تحقّق است، و ممکن است تحقّق پیدا کند؛ این شرط ذهنی است. [امّا] شرط عملی؛ شرط عملی این است که برای پدید آمدن این رخداد، خدای متعال یک بخش کار را به عهده‌ی خود انسان می گذارد ... «اَلقِها» لازم است. [فرمود:] عصا را بینداز؛ وقتی عصا را انداختی، آن وقت نتیجه حاصل خواهد شد، معجزه رخ خواهد نمود، امر محال ــ یعنی تبدیل چوب به اژدها ــ تحقّق پیدا خواهد کرد. پس این شرطِ عملی است: باید یک بخشی از کار را به عهده بگیریم.» https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=59224 🔸رسادین|فرهنگ و رسانه‌‌پژوهی‌ دینی 🆔 @rasadin
🔹تمام فقه را می توان از منظر ارتباط نگریست (برگرفته از دروس استاد اعرافی) 🔸رسادین|فرهنگ و رسانه‌‌پژوهی‌ دینی 🆔 @rasadin
🔸از ترامپ و لشکرش می‌ترسیم؟ ▫️آل عمران، آیه ۱۷۳: 🔹ٱلَّذِينَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَٱخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَٰنࣰا وَقَالُواْ حَسْبُنَا ٱللَّهُ وَنِعْمَ ٱلْوَكِيلُ 🔹هنگامی که به آنان گفتند: "لشكر دشمن براى حمله به شما اجتماع كرده‌اند، پس از آنها بترسيد!" اين سخن، بر ايمانشان افزود و گفتند: حسبنا الله و نعم الوکیل: «خدا برای ما كافى است و او بهترين حامى است». 🔹ترامپ ابزار خداست برای رشد ما ▫️تصویر: راهپیمایی ۲۲ دی و شعار یک نوجوان ایرانی 🔸رسادین|فرهنگ و رسانه‌‌پژوهی‌ دینی 🆔 @rasadin
🔺با بچه‌هایمان حرف بزنیم! شلوغی‌ها رفته بودم سر بزنم به خواهرم و بچه‌هاش. تا رسیدم دختر کوچیک خواهرم بدو بدو اومد و خواست زیر آب خواهرش رو بزنه: - خاله خاله ... مهلا میگه شاه خوبه خمینی بده! یک لحظه احساس کردم چیزی در دلم افتاد و من صدای افتادنش را شنیدم. چند ثانیه‌ای میخکوب سرجایم ماندم. بعد به مهلا نگاه کردم که داد می‌زد: - دروغ میگه خاله! بعد هم دنبال دنیا گذاشت. خواهر هشت ساله‌اش. خواهرم هم با دمپایی دنبال هر دو! چند دقیقه بعد وقتی که خواهرم چای برایم آورد یک برگه از کیفم درآوردم و با یک خودکار به مهلا دادم: - خاله جون توی یک صفحه هر چیزی که از پهلوی می‌دونی برام بنویس ... تلخ بود برایم که مهلا دختر ١۴ ساله خواهرم حتی یک سطر هم نتوانست بنویسد. این یعنی تحت تاثیر همسالان و فضای مجازی بوده بعد گفتم‌: مهلا جانم، بگو چرا رهبر رو دوست نداری؟ گفت: همین جوری خاله، دلیلی نداره گفتم: جانِ دلم.. ما همین‌جوری نداریم خاله، باید دلیل بگی تا در موردش حرف بزنیم. بعد خواستم لباس بپوشد و با هم برویم بیرون. دقیقا چند قدمی خانه حاج مامان. کوچه شهید آقا محمدی. تابلوی کوچه را نشانش دادم و گفتم: میدونی این شهید کیه؟ پسر آقجه خانم. همون پیرزنی که هر روز روی سکوی خونه اش می نشست و بهش سلام می دادی. همون که حالا فوت کرده و خونه قدیمیش هنوز مونده. گفتم چهار ساله بودم وقتی عروسی پسرش بود. گفتم خودم رو کشتم از بس گریه کردم. می گفتم من می خوام عروس ببینم. اون روزها حتی به قیمت جانم هم که شده من باید عروس می دیدم. خیال می کردم عروس خوشگل ترین آدم روی زمینه. مثل حالا نبود که خیلی ها مثل عروسند. این را که گفتم مهلا خندید. گفتم ما دعوت نبودیم. دست آخر مادرم با خجالت من را برد تا عروس را ببینم. عروس قشنگ بود. چشم هایش سبز و درشت بود. مثل عروسک ها. یک هفته بعد کومله ها سر شوهرش را بریدند و بیرون در پاسگاه مرزی گذاشتند. مهلا تازه پرسید کومله یعنی چی؟ گفتم تجزیه طلب ها. تازه پرسید تجزیه طلب یعنی چی ... گفتم من دیدم که عروس زیبای آن خانه با شیون اهل خانه برای همیشه از آن خانه رفت. گفتم کومله ها وسط میدانند حالا. قاتل های پسر آقجه خانم ... بعد گفتم همین خیابان ۱۷ شهریور که هر روز با مادرت از اون میای خونه حاج مامان. تا حالا از خودت پرسیدی چرا ۱۷ شهریور؟ چرا ۱۸ مهر نیست. چرا ۱۲ اسفند نیست؟ نمی دانست. بعد برایش قصه ۱۷ شهریور را گفتم. قصه میدان ژاله. قصه جدایی بحرین. جدایی آرارات. از قانون کاپیتالاسیون. از قتل عام و سرکوب عشایر. اشغال ایران و متفقین. تبعید شاه پهلوی به موریس. کشف حجاب. برایش گفتم که در روستای حاج مامان تازه عروسی حامله از ترس اینکه حجابش را بردارند وسط کوچه از ترس مرد. با بچه توی شکمش دفنش کردند. بعد یکی یکی از کوچه ها گذشتیم و قصه شهیدهایش را برایش گفتم. اینجا کوچه شهید خزلی ... برادران شعبانی. گفتم رفته بودم بستنی بخرم. پنج سالم بود شاید. شاید هم کمتر. نامزد شهید شعبانی هم در مغازه بود. یک دفعه خبر دادند نامزدش اومده مرخصی. ظرف ماست از دستش افتاد. با چادر سفیدش توی کوچه می دوید. چادرش توی باد می رقصید. وسط کوچه زمین خورد. من داشتم نگاهش می کردم. خیلی نگذشت که نامزدش شهید شد. شد اسم همین کوچه. با اسم برادرش با هم. من هنوز نامزدش رو گاهی توی خواب می بینم. توی کوچه داره می دوئه. بهش گفتند نامزدش اومده مرخصی. چادرش پر از پروانه های صورتی یه. اینجا کوچه شهید امیر حسنی ... می دانی این شهید چطور شهید شده؟ میدانی این یکی چطور؟ برایش گفتم تا به اینجا برسیم ۴۰۰ هزار شهید داده ایم. خیلی حرف زدیم آن روز. یعنی من فقط حرف زدم. مهلا فقط گوش می‌داد. سردم شده بود دیگر، خواهرم هم مدام زنگ می‌زد که برگردید. صبح فردا سر کار بودم که خواهرم زنگ زد و با خنده گفت: - چی گفتی به این بچه دیروز، میگه من از شاه متنفرم، میگه رهبرم رو دوست دارم. گوشی را که قطع کردم داشتم به این فکر می‌کردم که چقدر با بچه‌هایمان حرف زده‌ایم؟ با بچه هایمان حرف بزنیم، قبل از اینکه دشمن با آنها حرف بزند. ▫️منبع: https://eitaa.com/revayatelobnan1403 🔸رسادین|فرهنگ و رسانه‌‌پژوهی‌ دینی 🆔 @rasadin