#امام_حسین_مناجات
#حضرت_علی_اصغر
#اصحاب_الحسین
مَرا بَرای خودَش اِنتِخاب کرد حسین
گِرفت غوره ی دِل را، شَراب کرد حسین
.
مِنَ الغَریب... بَرایم شَبی که نامه نِوِشت
مَرا شَبیهِ حَبیبَش حِساب کرد حسین
.
زُهِیر بودم و از او فَرار می کردَم
به خِیمه بُرد مَرا، اِنقِلاب کرد حسین
.
که مُدَّعی است که شُد حُرّ و توبه اَش رَد شُد؟
که را اَز این حَرَم خود جَواب کرد حسین؟
.
عَجب سُلوکِ سَریعی! غُلامِ تُرکَش را
به گوشه ی نَظَر عالیجِناب کرد حسین
.
هِزار مِثلِ مَن از ذَرّه کَمتَریم اَمّا
به لُطفِ خود همه را آفتاب کرد حُسین
.
امامِ سینه زَنان عابِس است! "سینه سِپر...
...زَمین که خورد"، به سویَش شِتاب کرد حسین
.
اَز آن دَمی که سَرِ جُون را به شانه گذاشت
بغل گِرِفت مَرا، فَتحِ باب کرد حسین
.
چُنان هِلال، شَبی روضه خواند دَر گوشَم
دلِ مَرا زِ غَمِ خود کَباب کرد حسین
.
وَهَب چگونه مُواسات کرد با مَعشوق؟
بُریده شُد سَرِ عاشِق، ثَواب کرد حسین!
.
تُرابِ کرب و بلا ارزِشَش به این اَشک است
گرفت اشکِ مَرا و تُراب کرد حسین
.
که ام که خُرده بگیرم به نَقشِ کرب و بلا؟
خُدا کِشیدَش اَزَل، بَعد قاب کرد حسین
.
به ما چه! مَحشر اَگر شِمر هم شِفاعَت شد!
به حَرفِ فاضِل دَربَند، عِتاب کرد حسین!
.
بَرای روضه ی گودالِ او گِریسته سَنگ
دِلی نَماند، که آن را مُذاب کرد حسین
.
کنار مِهریه ی مادَر اَلعَطَش می گُفت
فُرات را زِ خِجالَت چه آب کرد حسین...
.
حَنا نَبَست اَگَر او، مَحاسنِ خود را
به خونِ حَنجَرِ اَصغر خِضاب کرد حسین
.
#رضا_رسول_زاده
@raziolhossein
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#شب_هفتم
آهی کشید آهن و در روضه آب شد
وقتی که ختم روضه ی مجلس رباب شد
سرخی بیرق حرمش ناله میکند
مردم سه شعبه قسمت عالیجناب شد،
طفل و کبیر آل پیمبر برابرند
حق است شرح زندگی اش صد کتاب شد
شش ماهه بود بر سر نی،موسپید شد
وقتی رباب وارد بزم شراب شد
گاهی به سمت خیمه و گاهی طریق جنگ
شرمنده از نگاه غمین رباب شد
در روز حشر تا که بگویند چه داشتی
سر برکند حسین و بگوید حساب شد
#سعید_طاهری
@raziolhossein
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#دوبیتی
#شب_هفتم
گل نشکفته که چیدن نداره
پسر مرده که خندیدن نداره
سه شعبه با گلویت کرد کاری
که دیگه جای بوسیدن نداره
......
من این راهی که رفتم راه سخته
غم داغ پسر والله سخته
به روی خاک قبر تو نوشتم
که دفن کودک شش ماهه سخته
......
گل من از چه تاب و تب نداری
چرا یک خنده هم بر لب نداری
از آن در خاک پنهانت نمودم
که تو تاب سم مرکب نداری
.......
#حضرت_رباب
نشد آخر ببوسم من سرت رو
ببندم پارگی حنجرت رو
یه جرعه آب دادن تا نمیرم
با این یک جرعه کشتن مادرت رو
#عبدالحسین
@raziolhossein
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#شب_هفتم
آنقدر تب کردهای که آفتاب آتش گرفت
آنقدر لب تشنهای جانم که آب آتش گرفت
کاش میشد هرچه بود و این قُماط" اینجا نبود
شرمگینم کاش میشد که فرات اینجا نبود
با جگر دارم غم این سرزمین را میکشم
آه دارم بر گلویت آستین را میکشم
روی دستم خنده کردی خندهات تغییر کرد
آه دیدی حرمله آخر پدر را پیر کرد
کاش عمو عباس بود و حرف آب اینجا نبود
کاش میشد هرکه بود اما رُباب اینجا نبود
اولین بار است بابا حرف مُنّو زد علی
بر همه رو زد علی بر حرمله رو زد علی
تیر بر حلقِ تو نه زد بر دلِ من نانجیب
رویِ زخم اکبرم زد مستقیماً نانجیب
تا نفَس شاید کشی از حنجرت خون میکشم
تیر را از آن طرف دارم به بیرون میکشم
وایِ من از حنجرِ تو خون کشیدن مشکل است
تیر را از سینهات بیرون کشیدن مشکل است
یک سهشعبه آمد و در سینه باهم گیر کرد
تیر رد شد از تو و در بینِ قلبم گیر کرد
کاش میشد دخترم با مَشکِ آب اینجا نبود
کاش میشد هرکه بود اما رُباب اینجا نبود
پشت خیمه پیشِ تو بر خاک زانو میزنم
تا نیاید مادرت بر عمهات رو میزنم
در زمین گهوارهات را با غلافی میکَنَم
تو که خیلی کوچکی اما اضافی میکَنَم
با غلاف و با نوکِ شمشیر کَنَدم حیف حیف
پیش چشم نو عروسی پیر کَنَدم حیف حیف
بعدِ من از پشتِ خیمه خاک با خون میکشند
بچه با شمشیر غارت کرده بیرون میکشند
کاش میشد مادرت در آفتاب اینجا نبود
کاش میشد هرکه بود اما رُباب اینجا نبود
#حسن_لطفی
@raziolhossein1
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#دوبیتی
غمت غوغای محشر بود عزیزم
رخت مهتاب مادر بود عزیزم
سرت دیدم به نی با خویش گفتم
برایت تیر بهتر بود عزیزم
#علی_سلطانی
@raziolhossein
#امام_حسین_علیه_السلام
لبخَندِ خُدا بَستہ بہ لَبخَندِ حُسین است
پَس باش پیِ آنچہ خوشایَندِ حُسین است
تَعریفِ مَن از عشْق هـَمان بود ڪہ گُفتَم
در بَندِ ڪَسے باش ڪہ دَر بَندِ حُسین است
دَر مَعرڪہ اَز سَنگدلان حُرّ بِتَراشَد
این ویژگیِ چَشمِ هـُنَرمَندِ حُسین است
شیرین تَر اَز این شور نَدیدیم هـَمہ عُمْر
شورے ڪہ خُدا دَر دلَم اَفڪَندہ حُسین است
آهـَنگِ خوش و رَقصِ خوش و بویِ خوش اصلاً
طَبل و عَلَم و پَرچَم و اِسفَندِ حُسین است
بے روضہ ے او حال خوشے نیست... ، اَگَرهـست
از حال گُذَشتیم ڪہ آیَندہ حُسین است
اَز بَس ڪہ (عَلے) نامِ قَشَنگیست عَجَب نیست
این نام اَگَر رویِ سہ فَرزَندِ حُسین است
دَر جَنگ سَراَفڪَندہ نَبودیم و نَگَردیم
چون بَر سَرِمان یڪسَرہ سَربندِ حُسین است
پَس باش پیِ آنچہ خوشایَندِ دِلِ اوست
لَبخَندِ خُدا بَستہ بہ لَبخَندِ حُسین است
.
.
#محسن_کاویانی
@raziolhossein
#امام_حسین_مناجات
.
بیچاره ام برای دِلم فِکرِ چاره کن
ارباب جان، به رَعیَّتِ خود یک نظاره کن
.
من با سَرِ خودَم سَرِ بازار آمدم
اَصلاً بیا و قَبلِ خَرید اِستِخاره کن
.
تَنها تویی که حالِ مَرا دَرک می کُنی
از مَن مَکُن دَریغ، نِگاهی دوباره کن
.
حالِ مَرا فَقَط غَمِ تو خوب می کُنَد
این آتشِ دَرونِ مَرا پُر شَراره کن
.
چَشمِ بدونِ گِریه به دَردَم نمی خورَد
هَر شَب تو آسِمانِ مَرا پُر سِتاره کن
.
به مادَرَت بِگو که شَبِ اَوَّل دَهه
پیراهَنی بَرای غّلامَم قَواره کن...
.
...پیراهَنی که بَر تَنَش آخَر کَفَن شَوَد
روزِ وَفات هَم به سَرَش سوگواره کن
.
آقا قَسَم به پیرُهَنِ پاره پاره اَت
پَروَنده ی گُناهِ مَرا پاره پاره کن
.
#رضا_رسول_زاده
@raziolhossein
#حضرت_علی_اکبر_شهادت
(خواهرم خوب نگا کن پسرم افتاده)
پاره پاره جگرم ، دور و برم افتاده
خواهرم خوب نگا کن که به من می خندند
چونکه این میوه ی عمر از شجرم افتاده
به زمین خورده ام و سخت بود برخیزم
مرغ بی بال و پرم ، بال و پرم افتاده
آسمانم شده لبریز ستاره چه کنم؟
چه کنم در دل لشکر ، قمرم افتاده؟
خواهرم خوب ببین زندگی ام پاشیده
هر طرف قسمتی از این ثمرم افتاده
حنجر پاک اذان گوی مرا گرگ درید
خون پیراهنش از چشم ترم افتاده
لب هر نیزه دهد بوی گلاب و عجب است
گذر این همه ، بر مشک ترم افتاده
....
پسرم خوب نگا کن که نگاه دشمن
به قدو قامت ناموس حرم افتاده
#میثم_مومنی_نژاد
@raziolhossein
#حضرت_علی_اکبر
#شب_هشتم
وقت اذان ظهر چو اذن اذان گرفت
گویی مسیح کرب و بلا تازه جان گرفت
اعجاز بین چه کرد اذان گوی کربلا
کاری که جان هر دو جهان، جان از آن گرفت
لب تشنه لب گشود و ز الله اکبرش
تنها نه جان حسین که جانی جهان گرفت
گفتا شهادتین به یکتایی اله
بر لب گواه، خاتم پیغمبران گرفت
آغوش دشت گشت پر از هیبت علی
وقتی شهادتین علی در اذان گرفت
قامت قیامتی که به قد قامت الصلوه
از قامتش بلند ستون،آسمان گرفت
سرو قدش چو محشر و محشر ز قامتش
حشر دگر ز قامت رعنا جوان گرفت
شبه رسول بود و به معراج کربلا
بر عرش گام زد ز بُراقش عنان گرفت
بعد از نماز ظهر که اذن جهاد خواست
گویی ز شاه تشنه لبان تازه، جان گرفت
چکمه به پا نموده حمایل به دوش و بعد
بر سر نهاده خُود و به دستی کمان گرفت
با دست دیگرش ز کمر تیغ حیدری
بر لب سرود ناد علی توامان گرفت
آن سبز پوش هاشمیان آفتاب مهر
همچون شهاب رخصتی از کهکشان گرفت
فرمود میروی و رود جان ز تن مرا
خوش میروی برو که دلم، آنچنان گرفت
گامی بزن برابر من شبه مصطفی
با رفتن تو قلب زمین و زمان گرفت
شد عازم نبرد و ز هل من مبارزش
خصمش رمید و جان ددان بی امان گرفت
برگشت تشنه لب به بر شاه عالمین
او را حسین کام و زبان در دهان گرفت
یعنی که تشنه تر ز پسر هست این پدر
دل ها به حال خسرو لب تشنگان گرفت
همچون علی به خیبر کرب و بلا، علی
آمد دوباره سر ز تن ملحدان گرفت
ناگه حسین دید که هنگامه ای به پاست
خورشید دشت کرب و بلا ناگهان گرفت
آه از دمی که همچو علی فرق او شکافت
جا در میان حلقه ی اهریمنان گرفت
هر کس که داشت تیغ و سنان زد به پیکرش
هر کس نداشت عاریه از این و آن گرفت
آه از دمی که پیکر او گشت چاک چاک
گل بوسه ها ز خنجر و تیغ و سنان گرفت
آه از دمی که زین غم جان سوز فاطمه
زانوی رنج و غم به بغل در جنان گرفت
آه از دمی که چشم تر باغبان بدید
که اندر بهار عمر گلش را خزان گرفت
آه از دمی که خسرو لب تشنگان رسید
بر دامنش حسین سر خون چکان گرفت
گفتا که در عزای تو افتاده ام ز پای
افتاده ام ز پا دل کون و مکان گرفت
گفتا پدر فدای لب خشک و تشنه ات
روح و روان ز پیکر شاه زمان گرفت
گفتا ببین پدر که چه سیراب گشته ام
سیراب شد ز کوثر و، خلد آشیان گرفت
زینب اگر نبود،سر نعش اکبرش
می داد جان حسین چو از او توان گرفت
روی عبا نهاده تن چاک چاک او
از بحر بُردنش مدد از هر جوان گرفت
گفتا جواد از غم جانسوز اهل بیت
وز چشم عاشقانش اشک روان گرفت
خاموش ای جواد کز این شعر جان گداز
خون شد دو چشم و قلب امام زمان گرفت
#جواد_کریم_زاده
@raziolhossein1
#حضرت_علی_اکبر_شهادت
#شب_هشتم
ای روشنای دیده ی بابا علی علی
افتاده ای به دامن صحراعلی علی
این دشت لاله گون شده ازبذل پیکرت
مبهوت مانده ام به تماشا علی علی
فرقت شکافتند که همنام حیدری
پهلوشکسته ای گل زهرا(س) علی علی
تاجان دهم کنارتو همدست گشته اند
داغِ جوان وخنده ی اعدا علی علی
بی توعصای پیریِ درهم شکسته ام
دیگر چگونه پاشوم ازجا علی علی
برخیزنورچشمم و دست مرا بگیر
تاخیمه ها ببر پدرت را علی علی
#علی_ساعدی
@raziolhossein1
#حضرت_علی_اکبر_شهادت
#شب_هشتم
کاش که در باغ اضطراب نیفتد
روی زمین شیشه ی گلاب نیفتد
چشم ابوالفضل در حرم نگران است
پای علی اکبر از رکاب نیفتد
میرود ارباب مثل باز شکاری
شیر حرم از روی عقاب نیفتد
کرده کمین نیزه ای به قصد تقرب
نقشه کشیدهست از ثواب نیفتد!
آمده شیطان ز صحنه عکس بگیرد
حرمله نزدیک شد ز قاب نیفتد
فاطمه ی کربلاست حضرت زینب
آمده تا باز ابو تراب نیفتد
خیمهی لیلا غریق اشک حرم شد
خانهی کس اینچنین در آب نیفتد
گفت که از ما گذشت کاش خدایا
ولوله در خیمه ی رباب نیفتد
#میلاد_حسنی
@raziolhossein
#حضرت_علی_اکبر_شهادت
#شب_هشتم
کار من نیست تنت را ز زمین بردارم
مثل این است که از خاک نگین بردارم
عضو های تو در این بادیه تکثیر شدند
همه ی گرگ صفت ها ز تنت سیر شدند
تا کنار تو مرا محتضر و گریان دید
پدری در صف دشمن پسرش را بوسید
من کنار تو شکستم همه این را دیدند
نیزه ها یک به یک اعضای تو را دزدیدند
شده یک تیر ولی چند نشان کشتن تو
مجلس ختم حسین است کنار تن تو
خیز از جا و ببین سخت ترین مرحله ها
از حرم آمده عمه وسط حرمله ها
نیزه ها از کمر تا شده اش دور شوید
هر چه از جسم علی برده به من پس بدهید
ترسم این است که در دشت تنش گم بشود
نکند زینتیِ نیزه ی مردم بشود
#حسن_کردی
@raziolhossein