eitaa logo
شعر مذهبی رضیع الحسین
7.9هزار دنبال‌کننده
620 عکس
5 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
آتش فتنه چه داغی سرِ داغت می ریخت! سر زده از در و دیوار به باغت می ریخت خانه ات بی خبر از اشک زلالت می سوخت چه بگویم!دلِ همسایه به حالت می سوخت پشت مرکب، چه غریبانه کشاندند تو را پا برهنه سرِ بازار دواندند تو را پشت مرکب، رمق اندک پایت افتاد سرشناس همه ی شهر، عبایت افتاد! ارثی از مرثیه اش بُردی و گفتی: مادر وسط کوچه زمین خوردی و گفتی: مادر هیچ کس بغض تو را، مونس و غمخوار نشد کربلا، کارِ خدا بود که تکرار نشد حُرمت مویِ سپید تو شکسته ست، قبول تو یداللهی و دستان تو بسته ست، قبول باز هم شکر! به عمامه ی تو دست نخورد حرف غارت نشد و جامه ی تو دست نخورد زخمی نیزه ی هر بی سر و پایی نشدی بی کفن مانده ی گودال بلایی نشدی باز هم شکر! به خلخال نگین باقی ماند اهل بیت حَرمت پرده نشین باقی ماند با دلی سوخته از غصه لبالب نشدند دخترانت ملأعام معذب نشدند @raziolhossein
مائیم و هدایت امام صادق مدیون  روایت  امام صادق ای کاش  که در مدینه بودیم همه در روز شهادت امام صادق @raziolhossein
گلزار بقیع مدفنی را کم داشت در هجر امام شیعیان ماتم داشت می ریخت ز تابوت امام صادق خاکی که مدینه بر سر عالم داشت @raziolhossein
به لطف کُرسی درس تو جَعفری شده ام من از دعای شما بوده "حیدری" شده ام @raziolhossein
عزیز فاطمه را از حرم کجا بردند خدا به خیر کند نیمه شب چرا بردند خدا به خیر کند بی عبا و عمامه امام ارض و سما را به کوچه ها بردند پیاده در پی مرکب نفس نفس میزد دو دست بسته به گردن چو مرتضی بردند خدا کند که به خانه دوباره برگردد تمام اهل حرم دست بر دعا بردند به فاطمه نرسد این خبر ، عزیزش را میان مجلس منصور بی حیا بردند ستاده شیخ الائمه نشسته قاتل او قرار از کف آن حجت خدا بردند غریب بود و به دادش رسید پیغمبر همین که دست به شمشیر از جفا بردند غریب بود ولی بعد از آن جسارتها به سوی خانه دوباره امام را بردند به ما بگو که کجا بودی یا رسول الله.... ...که حمله بر تن مظلوم کربلا بردند تن مطهر او بی کفن رها کردند سر مقدس او را به نیزه ها بردند هنوز جان به تنش بود برهنه اش کردند هنوز سر به تنش بود عمامه را بردند هنوز سوی حرم بود چشم خونینش هجوم بر حرم آل مصطفی بردند تمام صورت یک نازدانه پر خون شد دو گوشواره او را که بی هوا بردند از آن چه رفت به غارت نداشت شکوه ولی.. به عمه گفت چرا معجر مرا بردند @raziolhossein
ای رتبه ات فراتراز ادراک ازعقول آیینه ی بصیرت چشمت جهان شمول حلم توبی نهایت و علم تو لایزول یاکاشف الحقایق ویا جامع الاصول کوچکترم ازآنکه بخواهم بخوانمت یا برترین سروده ی عالم بدانمت علم اصول و علم قرائت ازآن توست تفسیر و فقه پله ای ازنردبان توست علم نجوم در رصد کهکشان توست راز علوم کل جهان برزبان توست شیخ الائمه هستی و دریای بی کران ای باقرالعلوم ترین صادق جهان مردان سرزمین تو عاشق نبوده اند در باب عشق با تو موافق نبوده اند چون آشنا به کُنه حقایق نبوده اند در پیشگاه درس تو صادق نبوده اند تو درعلوم عقلی و نقلی سرآمدی تا روز حشر صادق آل محمدی حکام جور خلوتتان را به هم زدند گردونه ی زمین و زمان را به هم زدند سرچشمه های اشک روان را به هم زدند باکشتن تو نظم جهان را به هم زدند ای جای پای غربت تو در دل بقیع هرکس که گشت دور تو گردید مستطیع @raziolhossein
کشید بند طناب و تو را زمینت زد میان کوچه تو را بی هوا زمینت زد همین که پا شدی از جا دوباره افتادی دوباره کینه آن بی خدا زمینت زد بلند شو که دوباره جسارتی نکند چه ها نگفت به تو، هر کجا زمینت زد رسیده ای وسط کوچه بنی هاشم صدای ناله خیرالنسا زمینت زد صدای سیلی و آن گوشواره می آید صدای سیلی او بی صدا زمینت زد فدای گریه تو یا مروج العاشور همیشه یاد غم کربلا زمینت زد سری که گشت جدا از قفا شما را کشت سری که رفت روی نیزه ها زمینت زد میان شعله به یاد رقیه افتادی کشید بند طناب و تو را زمینت زد @raziolhossein
ببین مادر که یاست را به سوی خار می بردند مرا با این کهولت از پی آزار می بردند شبانه،پا برهنه،بی عمامه،در پی مرکب مرا با دست بسته با دلی خونبار می بردند کسی بر من دلش جز آتش خانه نمی سوزد مرا در پیش چشم کودکانم زار می بردند به ضرب تازیانه بین ره بر من جسارت شد حرامیها مرا در مجلس اغیار می بردند مرا شب در میان کوچه بردند و دلم سوزد که زینب را به روز روشن از بازار می بردند کسی در کوچه بر افتادنم اصلا نمی خندید ولیکن عمه را با خنده ی انظار می بردند دویدن سخت باشد بهر پیر مرد و یک دختر سه ساله عمه ام را با کتک اشرار می بردند @raziolhossein
هم گرفتاره امام صادقیم هم عزادار امام صادقیم وقتی‌روضه‌شعبه‌ای‌ازحرمه ماها زوّار امام صادقیم شیعه از اهل سقیفه بِریه شیعه فاطمی‌ِ و حیدریه شُبهه‌هاراهشو کج نمیکنن هرکسی‌که‌مذهبش‌جعفریه شیعه‌تن‌نمیده‌به‌حُکم غلط پا نمیزاره تو هرجمعی وسط شیعه اونیه که از آل علی اعتقاداتشو میگیره فقط ماکه‌میمیریم‌برای‌اهل‌بیت‌ عشقمونه‌روضه‌های‌اهل‌بیت قربون‌‌ خدا‌ برم‌ که‌آفرید مارو تسلیم‌رضای‌اهل‌بیت وقتی‌توحیدوبه‌مانشون‌دادن برا بندگی‌به‌ما جنون‌دادن بااحادیثی‌که‌نوره‌ تک‌تکش کربلا رفتنو یادمون دادن به‌ماگفتن‌که‌چجور‌کجا برید تشنه و گرسنه کربلا برید برای‌ادای‌حقّ‌مون مُدام واسه‌گریه‌توی روضه‌ها برید بشنوه هرکسی که گریه‌کُنه این دعای شب آقای منه خدارحمت‌کنه‌اون‌کسی‌روکه برا ما بلند ضجّه میزنه ضجّه‌میزنم‌براشاه‌غریب برا داغ قتلگاه‌و‌بوی سیب برااون‌شاهی‌که‌باصوت‌ضعیف ناله‌زد:اَین‌َزهیر،اَینَ‌حبیب؟ ضجه میزنم برا پیرهنش برا نیزه‌ای‌که خورد تو دهنش ضجه میزنم برا ساعتی که درآوردن پیرهنش رو از تنش @raziolhossein
باید غزل سرتاسرش آتش بگیرد شاعر بسوزد دفترش آتش بگیرد از داغ پی در پی سزاوار است شیعه با گریه مژگان ترش آتش بگیرد وقتی کبوتر در قفس محبوس باشد ای وای اگر بال و پرش آتش بگیرد وقتی زنی پشت در خانه ست هرگز خانه نبایستی درش آتش بگیرد سخت است پیش چشم مردی که به نیزه ست دار و ندار خواهرش آتش بگیرد گیرم به غارت رفت گردنبند طفلی دیگر چرا پس معجرش آتش بگیرد؟ فرزند ابراهیم در آتش بعید است یک تار از موی سرش آتش بگیرد مرد خراسانی! ببین هارون مکی حاشا که یکدم باورش آتش بگیرد تا پنج تن یار حقیقی نیست باید شیعه نگاهِ بر درش آتش بگیرد @raziolhossein
ششم امامِ غریبی که جود کارش بود مدینه باز هم امروز بی قرارش بود اگرچه آخرِ عمری غریب و تنها شد ولی دقایق آخر پسر کنارش بود ملائکه همه پوشیده‌اند رخت عزا برون ز هجره اجل هم در انتظارش بود نبود در وسطِ آتشِ جفا جایش کسی که عالم هستی در اختیارش بود شکست حُرمتِ ریشِ سفید او افسوس به مجلسی که فقط آه، غم‌گسارش بود سه بار دشمنِ دون حمله کرد بر قتلش پیمبر آمد و اینجا خلاصه یارش بود ولی حسین خودش بود و نیزه و شمشیر که خواهرش نگران بود و داغدارش بود رسید شمر و سرش را برید و بر نی زد همان دقیقه که ارباب، احتضارش بود @raziolhossein
السلام ای دل و دلدار اباعبدالله ششمین سید و سالار اباعبدالله همه با دیدن تو یاد حسین افتادند ای حسینیه سیار اباعبدالله ما حسینی شدگان ِ نفس گرم توایم به تو هستیم بدهکار اباعبدالله کار تو داده نتیجه چه قیامت کردند اربعین لشکر زوار اباعبدالله در و دیوار مدینه ز غم بی کسیت می زند تا به ابد زار اباعبدالله مادری بودی و کوبید در ِ بیت ِ تو را آتش آن در و دیوار اباعبدالله یعنی از آن همه شاگر در آن شب آقا یک نفر با تو نشد یار اباعبدالله ؟! تا که بستند دو دستان تو را شد زنده غربت حیدر کرار اباعبدالله تو علی گشته ای و ابن ربیع هم قنفذ وای از این همه تکرار اباعبدالله این چه سری است که شد ذکر لبت وا اماه با زمین خوردنت هر بار اباعبدالله سر ِ پیری گذر ِ تو به چه جاها افتاد وای از آن همه آزار اباعبدالله هر چه هم بر سرت آمد دم آخر ز عطش چشم های تو نشد تار اباعبدالله خواهر تو نشد ای شاه برای پسرت در دل شعله پرستار اباعبدالله کفنت خار بیابان نشد و بی تو نرفت دخترت بر سر بازار اباعبدالله @raziolhossein