eitaa logo
-پناهگاه𓏲࣪.
246 دنبال‌کننده
136 عکس
11 ویدیو
0 فایل
'میتونی بارون رو به یاد بیاری؟' "Secret": @secretrin «کپی از عکسا و آهنگا آزاده اما نوشته ها نه»
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شماره "۱"
پرواز. کلمه‌ای دورتر از هرچیز دیگر. کلمه‌ای ورای تصور، خاطره‌ای پس ذهن مشوش او که هیچ رنگ و بویی نداشت. خاطره‌ای که در عین فراموشی، تنها خاطره‌ی واضحش بود. روز‌ها و شب‌ها با حسرت می‌نشست و بر زیر کتفش انگشت می‌کشید تا شاید پشت آن زخم بزرگ، نشانه‌ای از بودن بال پیدا کند. همانطور که اشک در چشمانش جمع می‌شد، آنها را می‌بست و ابر‌ها را به یاد می‌آورد، نور خورشید که بر روی دستانش می‌رقصید و باد که لابه‌لای موهایش می‌پیچید. پرواز تجربه‌ای بود که به حسرت و توهم می‌مانست، تجربه‌ای که یاد‌آوری آن شادی داشت اما به همراهش نیز غمی وصف ناپذیر می‌آمد. غمی وصف ناپدیر برای فرشته سقوط کرده...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آذر انتهای غم انگیز قصه پاییز بود. من عاشق قصه های نارنجی بودم. همان گاه که آسمان سرمه ابرهای تیره را بر چشم می میکشد و گریه میکند. _پناهگاه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
غم کلماتم را پیش از من در تابوت می گذارد.
روزهای سوخته و فرسوده بی من، با من غریبی می کنند. روزهای بی من به ساعت خوابیده، به چای یخ زده، به چشمان هزاران سال خواب ندیده می ماند. روزهای بدون من خاکستری ست. روزهای بدون من را میتوانم تحمل کنم اما... روزهای بدون تو را هیچوقت. _پناهگاه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بچه ها ناشناس ها رفت اینجا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در رویاهایم روزها با تو قدم زدم. از باریکه های وهم گذشتم و مقصدم تو بودی. مسیر پر پیچ و خم کابوس و رویا را هم پشت سر گذاشتم. برای دیدن تو بارها از موانع حقیقت عبور کردم. دلتنگتم و تنها تو را در خواب ملاقات میکنم:) _پناهگاه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خاطراتم مثل شیشه بخار گرفته میمونه همونقدر مات و نم دار و هرزگاهی روش یه شکل لبخند میکشم=)