eitaa logo
-پناهگاه𓏲࣪.
249 دنبال‌کننده
140 عکس
11 ویدیو
0 فایل
'میتونی بارون رو به یاد بیاری؟' "Secret": @secretrin «کپی از عکسا و آهنگا آزاده اما نوشته ها نه»
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آذر انتهای غم انگیز قصه پاییز بود. من عاشق قصه های نارنجی بودم. همان گاه که آسمان سرمه ابرهای تیره را بر چشم می میکشد و گریه میکند. _پناهگاه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
غم کلماتم را پیش از من در تابوت می گذارد.
روزهای سوخته و فرسوده بی من، با من غریبی می کنند. روزهای بی من به ساعت خوابیده، به چای یخ زده، به چشمان هزاران سال خواب ندیده می ماند. روزهای بدون من خاکستری ست. روزهای بدون من را میتوانم تحمل کنم اما... روزهای بدون تو را هیچوقت. _پناهگاه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بچه ها ناشناس ها رفت اینجا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در رویاهایم روزها با تو قدم زدم. از باریکه های وهم گذشتم و مقصدم تو بودی. مسیر پر پیچ و خم کابوس و رویا را هم پشت سر گذاشتم. برای دیدن تو بارها از موانع حقیقت عبور کردم. دلتنگتم و تنها تو را در خواب ملاقات میکنم:) _پناهگاه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خاطراتم مثل شیشه بخار گرفته میمونه همونقدر مات و نم دار و هرزگاهی روش یه شکل لبخند میکشم=)
هدایت شده از Paradox 𓂀
عجیب است؛ آدمی نمی‌داند کدام حرف، حرفِ آخرست، یا لباسِ آخر، یا لبخندِ آخر، یا حتی نگاهِ آخر... اما من میدانم فکرِ آخرم چیست... باز هم تو!