محمد قوچانی معتقد است که کرونای جسمی به کرونای روحی میانجامد و کرونائیسم به صورت تازهای از مارکسیسم منجر میشود. او در روزنامه سازندگی (شنبه ۲۳ فروردین) به آثار کرونای روحی اشاره می کند: دولت اقتدارگرا، جامعه ضعیف، خانواده کوچک، دولت مداخلهگر، خانواده مجازی، انترناسیونالیسم، انکار دانش به عنوان یک تخصص و تبدیل آن به نوعی مهارت و خدایگون شدن بشر از نشانههای بیماری کروناسیسم است که تا سدهها بشریت را رنج خواهد داد.
(https://sazandeginews.com/News/7047 )
این نوشته نکات قابل تأملی دارد اما در مورد آثار الهیاتی کرونا نمی توان با او موافق بود. او معتقد است که بشر همچنان به آزمایشگاهی نهایی که زهر را ساختهاند دل میبندد تا پادزهر را بیابند. این پیش بینی بشر خدایگون در حالی است که کرونا اضطرار بشر را به او نشان داده است. جالب اینجاست که در همین یادداشت یادی از «نمرود» شده که با همهی عظمت و قدرتش با «نیش یک پشه» در خطر مرگ قرار گرفته است.
مگر اشکها و نگرانی ها را ندیدیم؟ مگر نمی بینیم که آمریکایی ها در تیتر روزنامه ها و در کلیسا و حتی کاخ سفید دست به دعا بردند و عده ای در نمازجماعت مسلمانان شرکت کردند یا ایتالیایی ها در خیابان دسته جمعی تضرع کردند؟
خدا ودیگرهیچ
بحث در #اومانیسم بحثی بنیادی است. هیدگر که #دازاین را به جهان فلسفه معرفی کرد بر آن بود تا انسان را
#پرسش
سلام وقت بخیر
یه سوال داشتم
یه سوال درباره یادداشتی ک درباره تغییر و تسخیر عالم گذاشتین، دارم
از کجا برداشت کردین ک در مسخرات نمی شه تغییر ایجاد کرد؟
چون وقتی شما از نعمات استفاده می کنید قهرا خیلی توش تغییر بدین تا قابل استفاده بشه
این یادداشتتون خیلی شبیه به دیدگاه استاد طاهر زاده س ک تاجایی ک مطالعه کردم فقط سنت رو قبول دارن
#پاسخ
سلام به نکته مهمی دقت کردید ومتأسفانه این بحث (حتی در آثار سنت گرایان و افرادی که مدنظر شماست) اجمالی ومبهم باقی مانده است.
مهمترین آیه ای که تغییر در خلقت را نهی می کند آیه وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اَللّٰهِ (نساء١١٩) است که می گوید تغییر خلقت دستور شیطان است. پس تسخیر کار خداست ولی تغییر کار شیطان.
پرسش مهم در اینجا این است که آیا ما مجبور به تغییر نیستیم؟ چگونه می شود بدون تغییر در خلقت از خلقت بهره برد؟
باید تغییر در خلقت را عمیق بفهمیم؛ خلقت خودش خودش را تغییر می دهد مثلا آتش می سوزاند پس استفاده از خاصیت آتش برای تغییر در برخی محصولات (مثلا کباب کردن گوشت) مصداق تغییر خلقت نیست بلکه «تغییر با خلقت» یا «تغییر در خلقت» است.
گاهی هم تغییر در خلقت ظاهری است و حقیقت تغییر، «تغییرِ تغییر» است یعنی انسان با استفاده از قوانین طبیعی خلقت را به حالت اولیه بر می گرداند مثل طبابت.
پس برای جمع بین آیه نهی از تغییر و آیاتی که مجوز تغییر را می دهند باید بین تغییرات در اساس خلقت (مثل تولید تراریخته ها و...) با تغییرات درون خلقت تفاوت قائل شویم.
وپرونده این بحث همچنان باز است...
1_5494688533790588932.pdf
حجم:
2.8M
#مهدی_نصیری با کتاب تازه خود می گوید اثر غیبت حیرت است و عصر غیبت نمی تواند ظرف تحقق دولت و جامعه و تمدن تراز اسلام باشد و مراجعه به فقها مانند تیمم بدل از وضو است. پس امکان تحقق تمدن اسلامی در حد مطلوب وجود ندارد . همچنین نظریه «مشروط بودن ظهور به تحقق تمدن و جامعه سازی اسلامی» را رد می کند. نصیری در این کتاب به موضوعاتی که می تواند نظریه او را نقد کند نیز پاسخ می دهد؛ روایاتی که برتری قم در ظهور را ثابت می کنند نقد می کند و تقریر مشهور از قاعده لطف در غیبت را نمی پذیرد.
البته نصیری که در پایان این کتاب تکثر (که از مشهورات معرفت مدرن است) را توصیه و تجویز می کند که با دیدگاه انتقادی او به مدرنیته ناهماهنگ به نظر می رسد. همچنین تحلیل او درباره روایات «شکست قیام قبل از قائم» قابل نقد است...
در این کتاب نویسنده بارها تأکید می کند که این ادعا به هیچ وجه نافی وظیفه اصلاحگری نیست و انقلاب اسلامی را قیامی در دفاع از کیان دین و مذهب می داند و دیدگاه او با دیدگاه مشهور منسوب به انجمن حجتیه در باب قعود و عدم قیام تفاوت اساسی دارد. او حتی به ولایت مطلقه بیش از ولایت مقیده فقیه گرایش دارد.
به طور کلی این کتاب دارای محتوایی بسیار چالش برانگیز و در عین حال مهم و حیاتی است و بحث و گفتگو و نقد درباره نظریه آن نهایتاً به حال شیعیان و ایرانیان و حکومت اسلامی مفید خواهد بود
متن کامل
مروری تحلیلی انتقادی بر کتاب #عصر_حیرت
در خبرگزاری مهر
mehrnews.com/xRHX6
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
برخی حدیث شناسان پرسیده اند در #ضیافت_الله اسم الله فاعل است یا مفعول؟
در معنای اول یعنی خدا مهمانی داده است و در معنای دوم یعنی خدا مهمان است و ما میزبانیم.
این که می گوییم ماه رمضان ماه امت است بیشتر با این مناسبت دارد که بگوییم امت مهمان است و خدا میزبان.
مهمان خدا شدن ویژگی های مهمی دارد: مهمان نباید خیلی فعال باشد و نباید برای میزبان تعیین تکلیف کند. مهمان باید لذت ببرد و نگران نباشد. این تفسیری توحیدی و بنده وار از ضیافت است.
«خود را مهمان خدا دیدن» از اصولی است که مرحوم #دولابی خیلی خوب آن را تبیین می کند و یکی از فصول کتاب #مصباح_الهدی همین عنوان است.
او می گوید :«ما در دنیا و آخرت میهمان خدا هستیم. آداب میهمانی را باید رعایت کرد. باید در بدو ورود، صاحبخانه را ملاقات کرد بعد هر جا گفت بنشین نشست و هر چه پذیرایی کرد بهره برد و به صاحبخانه فرمان نداد و جز آنچه آماده کرده نخواست و دل به وسایل و منزل صاحبخانه نبست و آرزوی مالکیت آنها را نکرد».
رجب ماه خدا و شعبان ماه رسول است اما رمضان ماه امت است. در #ماه_رمضان حقیقت مهمانی هستی ظهور بیشتری دارد. در این ماه خدا میزبان است و ما کافیست بنده باشیم.
22.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در قسمت 35ام و پایانی سریال روشن تر از خاموشی، ملاصدرا هنوز احساس می کند که به نقطه نهایی خود نرسیده و علی رغم تحریر آثار بسیار هنوز بی قرار است. او وارد مکاشفه ای می شود تا بعد از پیروزی بر نفس، جامع ترین کتابش را بنویسد.
نیم ساعت از این قسمت، خلاصه ای از سریال و تلاش حکمی و عرفانی ملاصدرا در فلسفه و عرفان اسلامی است که از دریچه نگاه حسن فتحی و مشاورانش روایت شده است.
این چند دقیقه می تواند بستر بحث و گفتگو در مورد سلوک معرفتی و چگونگی رسوخ و انتظار برای درک حقایق قرار گیرد.
دریافت نسخه با کیفیت تر:
https://www.aparat.com/v/OpVvJ
@rezakarimi
همیشه پرسش از #فردید دشوار بوده است هم به دلیل اندیشه عمیق او، هم به دلیل شفاهی بودن اش و حتی به دلیل حواشی پیرامونش. ساخت مستندهای اندیشهورزانه، گرچه نتوانسته نگاهی جامع به نظام فکری او داشته باشد (شاید سینما ظرفیت کافی برای این کار نداشته باشد)، به هر حال اکنون این دو اثر، یکی در داخل کشور و با نگاه انقلابی و دیگری خارج از کشور و با نگاه غیرانقلابی پاسخ این پرسش را راحت تر کرده است.
متن کامل یادداشت:
mehrnews.com/xRN7K
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
barsofretohid.pdf
حجم:
1.3M
#دانلود_رایگان
کتاب بر سفره توحید شرح مناجات شعبانیه تولید مؤسسه جوانان آستان قدس رضوی است که ساده و روان و گذرا نوشته شده ولی در عین حال ظرائف عرفانی و دینی و عقلی را بیان کرده است 👇👇👇
هدایت شده از استنطاق
👆👆👆
کتاب بر سفره توحید شرح مناجات شعبانیه تولید مؤسسه جوانان آستان قدس رضوی است است. این کتاب ساده و روان و گذرا نوشته شده ولی در عین حال نویسنده از ظرائف عرفانی و دینی و عقلی که برای شرح مناجات لازم هستند آگاه است.
در بخش اول اهمیت دعا و و جایگاه رفیع و مستند مناجات در نسبت با ادعیه بی سند (مثل ادعیه روزانه ماه رمضان) بررسی می شود. ادعیه ومناجات شعبانیه برخلاف روایات کمتر نقل به معنا هستند و از امام خمینی نقل است که ادعیه برخلاف احادیثی که به اقتضای مخاطب ساده هستند، مضامین عالی و بلندی دارند. پس بايد باب معارف را از ادعيه فهميد.
در بخش دوم شرح مناجات شروع می شود و در ابتدا به حقیقت صلوات می پردازد و با شواهدی عقلی و نقلی به این نتیجه می رسد که حقیت صلوات «الّلهم صلّ علینا » خواهد بود؛ زیرا از ابتدا تا انتهای این دعا ، خیرش نصیب ما ( که شعاع وجود پیامبر و اهل بیت هستیم) می گردد.
یکی دیگر از مباحث قابل تأمل کتاب درباره این فراز از مناجات است که «... إنْ أدْخَلتَنی النَّاَر أعْلمْت أهْلهَا أنّ أحبّكَ». در بحث های عرفانی اخلاقی این سؤال مطرح است که آیا بنده مجاز است در برابر خداوندمتعال این گونه سخن بگوید ؟ اصل این طرز سخن گفتن، از قرآ ن است که موسی ع گفت: أتْهلكنَا بَا فعَلَ السّفَهَاء منَّا (اعراف155). ظاهر آن اعتراضی ولی درواقع نوعی بیان ارادت عاشقانه است.
یک نکته مفید دیگر پاسخ به این نکته است که ائمه چطور در اینجا به سهو و تباعد از خدا اعتراف می کنند؟ و با دو وجه این نکته پاسخ داده شده است که به نظر می رسد کماکان جای پاسخ باقی باشد. شاید حجب النور در ادامه همین مناجات (که در این کتاب هم به خوبی تفاوت آن را با حجب ظلمانی اشاره می کند) بهتر می تواند این پرسش را پاسخ بدهد.
مؤلف معتقد است ما با واژگانی مانند انقطاع الی الله لقاءالله بیگانه ایم و نهایت درخواست ما مثلا گرفتن گذرنامه کربلاست در حالی که نباید به زیارت ظاهری بسنده کرد و حقیقت زیارت امام زیارت خداست.
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
یک حدیث ودو تفسیر از #مطهری و #دولابی
حدیث مهمی نقل شده و جزء وصایای حضرت امام مجتبی (ع) نیز آمده است به این مضمون : "« وَ اعْمَلْ لِدُنْيَاكَ كَأَنَّكَ تَعِيشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لِآخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَدا »: برای دنیایت چنان باش که گوئی جاودان خواهی ماند و برای آخرت چنان باش که گوئی فردا میمیری .
این حدیث معرکه آراء و عقائد ضد و نقیض شده است:
1.برخی میگویند مقصود اینست که در کار دنیا سخت نگیر و بگو " دیر نمیشود " ولی نسبت به کار آخرت همیشه بگو وقت بسیار تنگ است. 2. در مقابل، بعضی دیگر گفته اند اسلام دستور به سهل انگاری نداده بلکه معنی کن لدنیاک کانک تعیش ابدا یعنی آن چنان اساسی و با آینده نگری انجام بده که گوئی تا آخر دنیا زنده هستی.
مرحوم دولابی این حدیث را نه در بحث دنیا و آخرت بلکه ذیل مبحث اغتنام فرصت بیان می کند: برای دنیایت چنان کار کن که گویی برای ابد زنده خواهی بود (دیر نمیشود، عجله نکن، وقت هست). «و اعمل لآخرتک کانک تموت غدا»: و برای آخرتت چنان کار کن که گویی فردا خواهی مرد (فرصت کم است، سریع باش). (مصباح الهدی، باب اغتنام فرصت)
شهید مطهری به دیدگاه دوم تمایل دارد. تفسیر او این است که این حدیث دو بخش دارد و از نظر امور دنیوی اصل ، " بقاء حیات و ادامه عمر " است و از نظر امور اخروی ، " عدم بقاء عمر و کوتاهی آنست " و نهایتاً هم برای دنیا و هم برای آخرت باید عمل کرد. او برای این نظر به روایاتی استناد می کند که می گویند: اعمل عمل امرء یظن انه لن یموت ابدا. (سیری در نهج البلاغه، ص314)
اما به نظر می رسد جاودان پنداری در صنایع دنیا مذموم باشد چنانچه که اگر این حدیث را بر قرآن عرضه کنیم می بینیم خدا خطاب به قوم عاد از زبان پیامبرش سازه هایی را که به امید جاودان ماندن ساخته اند در میان نکوهش های آنان یاد می کند: وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ (شعراء129). علاوه بر این، روایتهایی مانند «اِعمَل لِدُنياكَ بِقَدرِ مُقامِكَ فيها» (جامع الأخبار : ص 511، ح1432)» و « أن تَعمَلَ لِدُنیاکَ بِقَدرَ عُمرِکَ فیها» نشان می دهد روایت اِعمَل لِدُنياكَ كَأَنَّكَ تَعيشُ أبَدا به معنی ساختن های جاودان نمی تواند باشد.
پس در مورد روایاتی که عمل را به نیت جاودانگی و حیات ابدی توصیه می کنند می توان گفت که لزوماً عمل فقط برای دنیا نیست. ولی اگر برای دنیا زندگی می کنیم باید به اندازه کوتاهی آن عمل کنیم بلکه باید در دنیا برای آخرت عمل کنیم نه برای دنیا. جالب اینجاست که قبل از روایت مذکور در وصایای امام حسن ع می خوانیم : فَأَنْزِلِ الدُّنْيَا بِمَنْزِلَةِ الْمَيْتَة: با دنیا به منزله مردار برخورد کن! که حلال آن هم دوست داشتنی نیست!( كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر، ص: 228).
البته شهید مطهری به درستی بیان می کند که نباید در کار اصلاح دنیا کوتاهی کرد و نمی توان به نام دین دنیا را ترک کنیم. پس این حدیث نباید به منزله ترک دنیا باشد. دنیا و آخرت هریک به اندازه وزن و ارزش خود باید مورد توجه قرار بگیرند. اما این حدیث نباید به معنی جاودانه عمل کردن فعالیت دنیایی تفسیر شود چون با آیات و روایات هماهنگی ندارد.
خورشید رهنمای.PDF
حجم:
675.1K
پسری که پدرش را کشت!
پدر مست کرده بود و دلقک بی حیایش او را می خنداند. مجلس عیش خلیفه به پلیدی کشیده شده و عقل شان از دست رفته بود. کم کم کار به تقلید از علی کشید و او را تمسخر کردند! پسر خلیفه که شاهد این بی حیایی بود، غیرتی شد و دیگر نتوانست تحمل کند. او مولا را دوست داشت و این دوستی را پنهان نمی کرد. پس با عصبانیت دلقک را با اشاره ای ترساند و ساکتش کرد. رو به پدر کرد و گفت: علی پسر عمویت است، چرا اجازه می دهی این سگ ادای او را در بیاورد؟! اما پدر دست بردار نبود.
او ،متوکل، خلیفه بدنام عباسی بود که دستش را به خون علویان آلوده کرده و مدام به امام هادی ع ظلم می کرد و دستور تخریب حرم امام حسین ع را هم داده بود. اکنون غیرمنتظره نبود که امیرالمؤمنین را تمسخر کند و تذکر محترمانه پسرش او را سر عقل نیاورد. بلکه بدتر هم شد! و شعری زشت درباره مادر خواند... دیگر پسر تحمل نکرد. همان شب نقشه کشید و پدرش را به خاطر مولایش کشت!
او ، منتصر، مولایش را بیشتر از پدرش دوست داشت. و وقتی خلیفه شد فدک و موقوقات علویان را به آنها برگرداند و والی بدرفتار با آنها را عزل کرد. اکنون تاریخ یکبار دیگر آیه «یخرج الحی من المیت» (تولد فرزند مؤمن از پدر کافر) و جمله «بأبی انت و امی» (پدر و مادرم فدای تو باد) را به بحث گذاشته است.
به منتصر گفتند قتل متوکل جایز است ولی هر که پدرش را بکشد عمرش طولانی نخواهد بود، منتصر گفت: اگر با کشتن پدرم اطاعت خدا را می کنم از کوتاهی عمر نگران نیستم.
برداشتی از: کتاب خورشید رهنمای
از منابع دهمین #جشنواره_کتابخوانی_رضوی
کتاب «کلام محمد رؤیای محمد» از عبدالکریم سروش که سال گذشته در خارج از کشور به چاپ رسید اکنون ، به علت حمایتهای صورت گرفته از این اثر، به صورت رایگان منتشر شده است. این کتاب به نوعی ترکیبی از دو نظریه «قران کلام محمد» و «محمد راوی رؤیاهای رسولانه» است که تکمیل دو نظریه پیشین یعنی «قبض و بسط تئوریک شریعت» و «بسط تجربه نبوی» است. اکنون مجال نقد و بررسی نیست و در این سالها بسیار به این نظریات پرداخته شده است طوری که هر چه از نظریه اول به نظریه چهارم نزدیک تر شده است علاوه بر اعتراضات جریان فکری انقلاب اسلامی، به تعداد منتقدین او از میان دوستان و روشنفکران دینی نیز افزوده شده است و اکنون با یکی از آثار شاذ و ساختارشکنانه در تاریخ دین روبرو هستیم.
در این اثر پس از چند فصل توضیح، نقد بعضی ناقدین پاسخ داده شده است. در حالی که نقدهای ابوالقاسم فنایی و بیژن عبدالکریمی بسیار اساسی و بنیادین هستند ولی در اینجا تنها به نقد آیت الله سبحانی ، عبدالعلی بازرگان، حسین واله، محسن کدیور، حسن انصاری و عبدالبشیر فکرت پاسخ داده است.
دو ضمیمه این کتاب عین دو نقد آیت الله سبحانی است که در ابتدای کتاب به آنها پاسخ داده شده است. ظاهرا سروش از میان روحانیون انقلاب اسلامی برای ایشان احترام قائل است شاید چون نقد او بر سروش با احترام همراه است طوری که ابتدا از صفات اخلاقی و معنوی او در گذشته یاد می کند و اورا مبدأ آثار نیک و سازنده می داند و می خواهد که دوباره فاصله را کم کند و به آغوش ملت اسلامی و بالأخص علماً وحوزه هاي علمیه باز گردد. سروش به این خواست واکنشی نشان نداده و به نقدهای آیت الله نقد وارد کرده است.
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
پاسخ به پرسش از نحوه نزول قرآن در میان دانشمندان علوم قرآنی و روشنفکران دینی همچنان مطرح است. در طول تاریخ در این مورد مخالفت و موافقت های زیادی انجام شده است و موافقین نزول دفعی در ابتدا به دو معنای آن اشاره کرده اند : 1. نزول یکپارچه قرآن با الفاظ آن 2. نزول دفعی حقیقت مجرد و بسیط قران. علاوه بر این در سالهای اخیر نظریه جدید آیت الله جوادی آملی با عنوان «نزول اجمالی در عین کشف تفصیلی» مطرح شده و در عالم روشنفکری سخن از «قرآنی شدن پیامبر» به عنوان نزول دفعی است. در کنار این نظرات شاید «نزول دفعی قرآن به معنای نزول فرقان» را به عنوان نظریه مکمل مطرح نمود.
برخی بحث از نزول دفعی قرآن را بی حاصل دانسته اند در حالی که اهمیت اعتقاد به نزول دفعی در کنار نزول تدریجی این است که روح توحیدی به مفسر می بخشد که همیشه نور هدایت او در فهم آیات قرآن است. و نیز موجب تبیین صحیح مواجهه با قرآن و همچنین تبیین آثار شب قدر می شود. در ضمن پاسخگوی برخی شبهات بوده و دیدگاه زمانمندی آیات قرآن را به چالش می کشد.
متن کامل:
http://estentagh.blog.ir/post/16