#Part_52
#Safe_support
(﷽تکیـہ گــــــاـہ امنٖؒ﷽)
(رسول)
- الو داوود ؟ چی شد ؟
* هیچی رسول فعلاً هیچکدوم از خونه نیومدن فقط یه چیزی عجیب هست ت.میم بودن هیچوقت این خونه نیومدم انگار جدید گرفتن حس میکنم نقشه دارن
- خیلاخب . عکس گرفتی با خودت هست ؟
* آره گرفتم ولی دوربین جا نداشت با دوربین سعید گرفتم دادم بهش داره میاره سایت
- کارات اونطرف ت. میم تموم شد بیا سایت . خونه رو برسی کنیم .
* چشم استاد رسول
- خسته نباشی
از جام بلند شدم رفتم نماز خونه چایی ریختم برای خودم پشت میز خودم نشستم و مشغول بازی با لیوان چایی شدم که سعید بالا سرم ظاهر شد
+ سلام استاد رسول . خداقوت
- سلام سعید . جانم ؟
+ اینا عکسای خونه افراد . برای شناسایی
روی صندلی صاف نشستم
_ آ بله بله .بده من
عکسا رو ازش گرفتم و با تشکری راهیش کردم بره استراحت کنه چشماش خمار بود از دیشب بیدار بود چهره ها رو اسکن کردم و بلافاصله بعد مشخصاتش بالا اومد .
اطلاعاتش رو فرستادم برای آقا محمد . خواستم بهشون زنگ بزنم ولی فکر کردم بهتره خودم برم بالا برای توضیح بیشتر
دقیقاً دو روز بعد از اینکه آخرین گزارش منبع مون از وزارت خارجه آمریکا رسید که طرف قراره با اسم کمال خسرو ملک وارد کشور بشه ،همون مشخصات با پرواز از دبی ، وارد فرودگاه امام شد و فرشید از طرف ما و یکی دیگه از بچه های مبارزه با مفاسد اقتصادی ت.میم بودن .
بعد از اینکه فهمیدیم کجا مستقر شده یک لحظه ازش چشم برنداشتم . با یه سری افراد سابقه دار از وزارت آمریکا و اسرائیل و بریتانیا دیدار می کرد و سعی داشت زیاد آفتابی نشه . فقط همون شب ورودش به ایران خارج از شهر رفت برای گرفتن اسلحه و آماده شدن
وارد اتاق محمد شدم شروع کردم به توضیح دادن اطلاعات
آقا چیزی که ما فهمیدم اینه که برنامه خاصی دارن اجرا بشه تحرکات مشکوک دارن و رفت و آمد . همزمان با نشست و وزیران خارجه کشور ها با وزیر خارجه خودمون تحرکات بیشتر میشه
* چیزی که درش یقین داریم اینه که اونا برنامه ی خودشونو تا قبل از ورود مهمانان جلسه پیاده می کنن چون به محض اینکه جلسه برگذار بشه نمیتونند باهم در ارتباط باشن چیزی بگم که ارتباطشون باهم مطلع نشه
+ چرا قبل از ورود ؟ ممکنه بعد از خروج از اون جلسه برنامه ای داشته باشن
* احتمالش خیلی ضعیفه چون حدالمقدور اجازه نمیدن تبادل و هم نشینی بینشون انجام بشه چون هر لحظه ممکنه شک برانگیز باشه اتفاق بیوفته
+رسول هم مراقب جنب و جوش هایی داخلی شون باشید
بعد از گرفتن دستور یکی یکی از اتاق محمد بیرون اومدیم . هر لحظه فکرم بیشتر درگیر می شد و بین این موضوع...
............................................................................
پ.ن1*: ت.میم داوود و گروه مفاسد اقتصادی
پ.ن2*: فکر رسول درگیر شده
https://daigo.ir/secret/426876471
پاسخگو نویسنده رمان تکیه گاه امن بگوشم بفرمایید ✌🏻🇮🇷
آیدی نویسنده برای تبادل نظر و پیشنهاد و انتقادی :
@Gomnam_labbeyk_ya_hussenin
#رمان_تکیه_گاه_امن
#لینک_ناشناس_ارسال_نظرات
❕حمله به سفارت ِایران در سوریه .
تقاص ِافتادن این پرچم رو با باطل شدن ِشناسنامه هاتون میدین !