eitaa logo
روز‌نوشت
835 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
608 ویدیو
3 فایل
✍طلبه‌ام و مبتلا به نگارش با کپی پیست میانه‌ی خوبی ندارم. کپی از این کانال با اشاره به نام صاحبش باشد. چکه‌های غلیظ غم وقتی از قلمم می‌چکند، اینجا جمع می‌شوند. @islamic_ethic https://eitaa.com/roznevesht http://zil.ink/roznevesht
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام بر پیامبری که به دختران، حقِ حیات بخشید... ✍ زهرا ابراهیمی عيدكـمـ مبروكـ ✨ https://eitaa.com/roznevesht
هدایت شده از رحا بانو
📌بازخوانی مفهوم در حوزه‌ی علمیه؛ جستاری در باب معناسازی 💠یکی از کارهایی که به ما بسیار توصیه شده جهادی عمل کردن است. گاهی فکر می‌کنم کار جهادی، آن‌قدر که در ذهن ما به ساختن بناها و دیوارها گره خورده، در معنای وجودی‌اش غریب افتاده است. ◀️ خب جهادی عمل کردن که فقط ساختن مسجد و مدرسه نیست! به نظرم ما طلبه‌ها بیش از هر چیز باید به شکل جهادی به دنبال معناسازی برای جامعه باشیم. به گمانم سخت‌ترین بخش کار ما طلبه‌ها، همین معناسازی است و این بخش از کار جهادی چون اثرش دیربازده است و مخاطب ممکن است اثرش را مقابل چشمش نبیند، خیلی خیلی دشوار است. ◀️ یعنی حقیقتش پیشرفت فیزیکی چشم‌گیری ندارد که بخواهیم در پایان ماه گزارش کنیم و همین ممکن است کلا انگیزه‌ی انسان را تبخیر کند. معناسازی در جامعه نیازمند دلسوزی مضاعفی‌ست و اینجا طلبه باید دلسوزانه‌تر ورود پیدا کند. ◀️ نظام فکری مردم در جامعه‌ی امروز تحت‌تاثیر امور گوناگونی قرار گرفته است و حالا واقعا ما به عنوان یک طلبه در بانک رفتاری و اعتقادی خودمان چه پس‌اندازی داریم که بتوانیم آن را خرج جامعه کنیم. معناسازی یعنی اینکه طلبه دردهای پنهان جامعه را رصد کند و برای درمانش اقدام کند! یعنی گوشه‌ی فرش اجتماع را بالا بزند ببیند زیر فرش چه خبر است؟! مصیبت کجاست؟! این‌که فقط مغزت ارادتمند این سیستم و نظام باشد؛ اما برای بهبودش کاری نکنی بی‌منطق‌ترین بخش طرفداری‌ست! ⏺ نظام سرمایه‌داری و فرهنگ غربی شیر دیتا و اطلاعاتش را به روی جهان باز کرده و تا جایی که جا داشته حلقوم بشر را پُر کرده؛ آن وقت ما در حوزه‌ها درگیر چرخ‌دنده‌های آموزشی شده‌ایم؛ درگیر نمره، امتحان و ورق‌هایی که شاید فاصله زیادی با زندگی جاری مردم دارند! ⏮راستش را بخواهید ترس من این است که مبادا مدرک‌گرایی و سیستم‌زدگی، ما را از آن دلسوزی که شرط اصلی معناسازی‌ست، دور کند. ✍استاد زهرا ابراهیمی | رسانه بانوان حوزوی 📡 @rahaa_banu
این‌قدر که بزرگترها درگیر ادا و اطوارند و این‌قدر که درگیر پوشیدن لباس قشنگ در عروسی‌اند، بچه‌ها اما بی‌خیال مد و رنگ و استایل فقط دل‌شان ذوق رفتن دارد. دنیا برای بچه‌ها خلاصه می‌شود در همان چهار دیواری که عروسی برگزار می‌شود. عروسی، بهشت بچه‌هاست. می‌دوند، می‌رقصند، انرژی بچه‌گانه‌‌شان را خالی می‌کنند، زیر دست و پا دنبال شاباش می‌گردند و اگر موفق شوند این می شود پیروزی عمیق‌شان. انگار در رقابت با بچه‌های دیگر غنایم جنگی بُرده‌اند! یک‌جور فاتحِ مقتدرِ کوچک در جنگ گلادیاتورها! و انگار میان این همه شادی یک نفر چراغ‌ها را خاموش کرد. همه‌جا تاریک شد. بچه‌ها از تاریکی می‌ترسند. چرا میان نقل و نبات خنده، بچه‌ها به‌جای رقصیدن پرواز می‌کنند؟! در کدام عروسی، می‌توان رقص خون کرد؟! و میان کدام جشن، می‌شود مُرد؟! و در مجلس شادی کدام عروس و داماد، بلیط بهشت می‌فروشند؟! نکند شاباش را توی دستش مچاله کرده؟! نکند شاباش توی جیبش باشد؟! ✍ زهرا ابراهیمی https://eitaa.com/roznevesht
هدایت شده از رحا بانو
♨️ مهاجرت خاموش ❇️ دوباره ناخواسته به یک کانال دعوت شدم. اولین بار نیست؛ باز هم «سالن زیبایی و خدمات پوست و مو». طبق عادت همیشگی انگشتم را روی نام ادمین زدم؛ می‌خواستم ببینم آشناست یا نه؟ مکث کردم. اسمِ پروفایل، آشنا بود؛ خیلی آشنا. یادم آمد؛ این همان شاگردم بود که تا چند ماه پیش، لای کتاب‌های قطور اصول فقه، به دنبال حقیقت احکام می‌گشت. حالا متخصص کراتینه و صافی مو شده بود. قبلاً هم این اتفاق افتاده بود؛ طلاب دیگری را هم سراغ دارم که مسیرهای کاملاً متفاوتی را پیش گرفته‌اند. من نام این پدیده را می‌گذارم مهاجرت خاموش؛ مهاجرت بی‌صدای طلاب از حوزه‌های علمیه. 🔺 من با کار کردن زن‌ها مشکلی ندارم. با آرایشگری هم مشکلی ندارم. معضلِ من، آن لینک دعوت به کانال هم نیست؛ معضلِ من، آن رفتن است! 🔻چرا باید کسی که الفبای تحصیل و تبلیغ دین را در حوزه آموخته، حالا در هیاهوی صاف کردنِ موها گم شود؟ انگار نویسنده‌ای قلمش را گوشه‌ی اتاق رها کند و برود رپ بخواند؛ همین‌قدر بی‌ربط! اگر بخواهیم این موضوع را ریشه‌یابی کنیم، طبیعتاً علت‌های مختلفی وجود دارد. از نگاه ناقص حوزه‌ها به و عدم حمایت مادی و معنوی از بانوان گرفته، تا مشکلات اقتصادی و کوچک‌شدن سفره‌ی مردم که طلاب نیز به عنوان قشر آسیب‌پذیر، از آن مستثنی نیستند؛ و البته نگاه جامعه‌ی امروزی به طلاب زن که گاه به انزوای آن‌ها منجر می‌شود. 🔺از میان تمام علت‌ها و از میان تمام شانه‌هایی که سهمی از این معضل را بر دوش آنها می‌گذاریم من می‌خواهم به یک علت درونی‌تر اشاره کنم: به خودِ طلبه! به خواست و اراده‌ی او مبنی بر ماندن در مسیری که روزی آن را انتخاب کرده بود، برایش زحمت کشیده و درس خوانده، اما حالا به هزار و یک دلیل موجه، خودش را از جمع طلاب عقب می‌کشد. ⬅️ به باور من، ریشه‌ی این عقب ماندن، صرفاً تورم و سفره‌ی کوچک نیست؛ علت، جایی در اعماق ذهن خود طلبه نهفته است. اینکه طلبگی را خوب نشناخته و به فهم درستی از چرایی طلبه شدن، نرسیده است و اینکه گویا حوزه هم با اینکه چندسالی به‌صورت حضوری در خدمت این طلاب بوده، نتوانسته اندیشه و نگاه آن‌ها را نسبت به رسالت طلبگی‌شان تقویت کند؟! ⏪ می‌خواهم در همین چند خط به بانوان طلبه بگویم اجازه ندهید هویت طلبگی‌تان زیر گرد و غبار روزمرگی دفن شود. شما راوی زیست طلبگی خود هستید؛ اگر روایت‌گر خود نباشید، دیگران شما را در نقش‌های حاشیه‌ای داستان خودشان، بازنویسی خواهند کرد. ⏮ اگر شما به هر دلیلی به شغل دیگری رو آوردید، رسالت اصلی خود یعنی طلبگی را فراموش نکنید. شما می‌توانید شغل خود را ابزاری برای تقویت رعایت ضوابط شرعی ببینید. اگر دیگران همان شغل را دارند اما توجهی به احکام شرعی ندارند، شما به عنوان یک طلبه احکام الهی را در همان مسیر شغلی خود پیاده سازید. در واقع کاری کنید که تخصص شما، بستری برای ترویج ارزش‌های دینی شود. منتظر کسی نمانید، خودتان برای زندگی طلبگی خود معنا بسازید. ✍ زهرا ابراهیمی | رسانه بانوان حوزوی 📡 @rahaa_banu
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این‌قدر که بزرگترها درگیر ادا و اطوارند و این‌قدر که درگیر پوشیدن لباس قشنگ در عروسی‌اند، بچه‌ها اما بی‌خیال مد و رنگ و استایل فقط دل‌شان ذوق رفتن دارد. دنیا برای بچه‌ها خلاصه می‌شود در همان چهار دیواری که عروسی برگزار می‌شود. عروسی، بهشت بچه‌هاست. می‌دوند، می‌رقصند، انرژی بچه‌گانه‌‌شان را خالی می‌کنند، زیر دست و پا دنبال شاباش می‌گردند و اگر موفق شوند این می شود پیروزی عمیق‌شان. انگار در رقابت با بچه‌های دیگر غنایم جنگی بُرده‌اند! یک‌جور فاتحِ مقتدرِ کوچک در جنگ گلادیاتورها! و انگار میان این همه شادی یک نفر چراغ‌ها را خاموش کرد. همه‌جا تاریک شد. بچه‌ها از تاریکی می‌ترسند. چرا میان نقل و نبات خنده، بچه‌ها به‌جای رقصیدن پرواز می‌کنند؟! در کدام عروسی، می‌توان رقص خون کرد؟! و میان کدام جشن، می‌شود مُرد؟! و در مجلس شادی کدام عروس و داماد، بلیط بهشت می‌فروشند؟! نکند شاباش را توی دستش مچاله کرده؟! نکند شاباش توی جیبش باشد؟! ✍ زهرا ابراهیمی https://eitaa.com/roznevesht
📌کودک فلسطینی که برای خود با لوله و قطعات پلاستیکی پای مصنوعی ساخت «راتب»، کودک فلسطینی که در جنگ نسل‌کشی رژیم صهیونیستی یک پای خود را از دست داده، مادر و برادرش را نیز از دست داده و خانه‌اش ویران شده است، اکنون در یک چادر زندگی می‌کند. هرکسی سوز جگرش را یک‌جوری ترجمه می‌کند؛ یکی با چنگ‌زدن به سیم‌های تار و سه‌تار، یکی با رنگ پاشیدن روی بوم، یکی با شعر، یکی با سکوت؛ اما راتب دردش را ریخته تویِ چند تکه‌ی پلاستیکی و یک لوله‌ی فلزی و با این‌ها برای خودش پا ساخته است! دنیا آن‌قدرها که ما فکر می‌کنیم پیچیده نیست. گاهی تمام هستی یک آدمی مثل راتب، خلاصه می‌شود در تکه پلاستیکی که ته یک کوچه افتاده و او تبدیلش می‌کند به امید! راتب، پا نمی‌سازد او از ویرانی‌های غزه معنا خلق می‌کند. راتب، پا اختراع نکرده است! او زندگی را دوباره خلق کرده است. می‌گویند گران‌ترین تور جهان، سفر به درون آدم‌هاست! و سفر به قلب راتب به ما می‌فهماند که او دارد زندگی را دوباره ترجمه می‌کند؛ آن‌هم با یک‌لوله‌، دو‌تکه‌پلاستیک و مقدارِ زیادی ایمان. ایستادن، هنرِ غریبی است وقتی زمین زیر پایت، مدام دهان باز می‌کند؛ اما راتب به ما یاد می‌دهد که می‌توان دوباره متولد شد؛ حتی اگر بند ناف زندگی‌ات را با قیچی جنگ بریده باشند. ✍ زهرا ابراهیمی https://eitaa.com/roznevesht
هدایت شده از رحا بانو
📍معضلات یک استاد حوزه در شاگردپروری 🔺حوزه‌ی علمیه را می‌توان نماد دینداری در عصر حاضر دانست؛ بستری که با تربیت طلاب و مبلغان می‌تواند جامعه را به سمت اصلاح رهنمون سازد. مثلث حوزه از سه ضلع اصلی یعنی طلاب، اساتید و مسئولان شکل می‌گیرد و چنانچه هر یک از این اضلاع به‌درستی به وظیفه‌ی خویش عمل نکنند، مسیر اصلاح اجتماع با چالش مواجه خواهد شد. 🔺یکی از ارکان مهم حوزه، حضور اساتید در میان طلاب است. هر درس استاد تخصصی خود را دارد و استاد در طول یک ترم آموزشی، هفته‌ای یک یا چند بار شاگردان خود را در کلاس ملاقات می‌کند. این فرصت استثنایی می‌تواند از سوی حوزه‌های علمیه و در جهت انگیزه‌بخشی و تربیت طلاب مورد استفاده قرار گیرد. 🔺با این حال، چنانچه اساتید صرفاً به‌دلیل مشکلات و مسائل اقتصادی تن به تدریس دهند و گرفتار حواشی زندگی شوند، از متن اصلی رسالت خود یعنی پرورش طلاب دور می‌مانند. استادی که دغدغه‌ی نان داشته باشد و هر روز از این کلاس به آن کلاس، تنها به‌دنبال افزایش ساعات تدریس خود باشد قادر نخواهد بود رسالت حقیقی خویش، یعنی تربیت و تهذیب طلاب، را به‌خوبی دنبال کند. 🔺از سوی دیگر، یکی از معضلاتی که بسیاری از اساتید حوزه‌های علمیه با آن مواجه‌اند، عدم استقرار در یک حوزه‌ی خاص است. در واقع، برخی اساتید در طول هفته میان چندین حوزه در حال جابه‌جایی‌اند و همین مسئله می‌تواند انرژی و ظرفیت آنان را هدر دهد. به‌نظر می‌رسد حوزه‌های علمیه لازم است برای حل این معضل، فعالیت‌های هر استاد را تا حد امکان در یک حوزه و در میان طلاب همان حوزه متمرکز کنند تا استاد بتواند وقت و توان خود را برای تدریس، تربیت و پژوهش در همان مجموعه اختصاص دهد. 🔺البته استاد تمام‌وقت، نیازمند حمایت تمام‌وقت است. ازاین‌رو، جا دارد حوزه‌های علمیه با برنامه‌ریزی دقیق و افزایش حمایت‌های مالی از اساتید، از این سرمایه‌های ارزشمند نگهداری کنند. نتیجه‌ی چنین رویکردی را می‌توان در حضور جدی‌تراساتید و در نهایت تربیت بهتر طلاب مشاهده کرد. 🔺این شیوه همچنین می‌تواند زمینه را برای تغییر شاخص‌های ارزیابی اساتید فراهم کند. نباید موفقیت یک استاد صرفاً بر اساس میزان ساعات تدریس او سنجیده شود؛ بلکه می‌توان میزان موفقیت وی را با توجه به رشد، توانمندی و موفقیت طلاب و شاگردانی که در عرصه‌ی اجتماع فعالیت می‌کنند نیز محک زد و متناسب با این شاخص‌ها، از اساتید حمایت مادی و معنوی به‌عمل آورد. ادامه دارد.... ✍️🏻استاد زهرا ابراهیمی | رسانه بانوان حوزوی 📡 @rahaa_banu
آمدن آدمیزاد به جهان، قشنگ‌ترین اتفاق هستی‌ست. خلاقانه‌ترین بخش آمدن همین است که انسان میان دو جبر، مختار است! تو بالاجبار می‌آیی! و بالاجبار می‌روی! و میان این دو ساحت، اراده و اختیارت داده‌اند با یک دنیا عقل و دوجین احساسات! عاقل که باشی تمامِ تمنّای جانت، جیره‌بندی‌کردن می‌شود برای روز رفتن! و می‌فهمی دیش احساساتت را به هر طرف تنظیم کنی، مانیتور قلبت همان را نشان خواهد داد. پس تلاش می‌کنی به‌جای دست‌به‌یقه‌شدن با زندگی، دستش را محکم در دستت بگیری و از بودنت لذت ببری. اگرچه صبح روز تولدت، بانک‌ها و موسسات از هم سبقت می‌گیرند تا با پیام‌های رباتی، تولدت را تبریک بگویند؛ اما به‌نظرم مبارک‌ترین روز برای تو روزی‌ست که فاصله‌ی عقل و احساس را کم کنی! ✍ زهرا ابراهیمی https://eitaa.com/roznevesht
هدایت شده از رحا بانو
. معضلات یک استاد حوزه در شاگردپروری۲ 🔹در حوزه‌های سنتی گذشته رابطه‌ی میان استاد و شاگرد رابطه‌ای عمیق‌تر و فراتر از ساعات آموزشی بود. یعنی استاد تنها وظیفه‌ی تدریس نداشت، بلکه در مسیر اخلاقی و تربیتی شاگردان خود نیز نقش‌آفرین بود. متأسفانه امروز حوزه‌های علمیه تا حد زیادی گرفتار آموزش‌محوری صرف شده‌اند و از بُعد استادمحوری با هدف تربیت و پرورش طلاب غفلت می‌ورزند. لازم است حوزه‌های علمیه بستری را فراهم کنند تا تعامل استاد و شاگرد از چارچوب کلاس فراتر رفته و به ارتباطی مؤثرتر تبدیل شود. حضور مستمر استاد در کنار طلاب و ارتباط نزدیک‌تر با آنان، می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی در انگیزه‌بخشی آنان داشته باشد. 🔹از دیگر اموری که جای آن در حوزه‌های علمیه خالی است، هدایت‌گری طلاب است. امروزه وظیفه‌ی بسیاری از اساتید در حوزه، صرفاً تدریس است و تمام؛ به‌دیگر سخن، همراهی و هدایت‌گری طلاب توسط استاد، تنها در چند ساعت آموزشی و آن هم پیرامون موضوعات درسی صورت می‌گیرد. حال آنکه اگر حوزه به هر استاد، مسئولیت فکری و تهذیبی گروهی محدود از طلاب را محول کند، نتایج شگفت‌انگیزی در انتظار آن خواهد بود. ⏪ در چنین الگویی، استاد علاوه بر تدریس، همراه و راهنمای گروهی از طلاب خواهد بود و می‌تواند مسیر رشد علمی و اخلاقی آنان را بهتر دنبال کند. این ارتباط مستمر، هم شناخت استاد از طلاب را افزایش می‌دهد و هم طلاب را از داشتن یک راهنما و مربی در مسیر طلبگی بهره‌مند می‌سازد. 🔹البته تحقق چنین الگویی نیازمند فراهم‌کردن زمینه‌های لازم و حمایت جدی از اساتید است؛ چراکه ایفای نقش تربیتی و هدایت‌گری، در کنار تدریس، نیازمند زمان، تمرکز و فراغت کافی است. در کنار این مسئله، مهارت‌افزایی اساتید و تجهیز آنان به ابزارها و شیوه‌های نوین ارتباطی نیز از دیگر رویکردهایی است که حوزه‌های علمیه باید برای تحقق آن وارد عمل شوند تا استاد بتواند متناسب با نیازهای امروز و جامعه، نقش تربیتی و علمی خود را با اثربخشی بیشتری ایفا کند. ✍️🏻استاد زهرا ابراهیمی | رسانه بانوان حوزوی 📡 @rahaa_banu