#شرح_صحیفه_سجادیه_انصاریان_دعا_8
#دعای_هشتم_صحیفه_سجادیه
#دعا_هشتم_3
#44_مسأله_دعای_هشتم 17-18
#فخرفروشى_ثروتمندان
#خوارشمردن_تهيدستان
قسمت 2
#داستان_قارون 1
✳️
#قارون بهره عظيمى از ثروت داشت، خزينهها و صندوقها و انبارهايش انباشته از مال و جنس بود كه قرآن مىفرمايد:
﴿إنَّ مفاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ اولِى الْقُوَّةِ﴾
حمل كليدهايش بر گروهى نيرومند گران و دشوار مىآمد.
قارون در ميان قوم خود روزگار را به عيّاشى و خوشگذرانى سپرى مىكرد و لباسهاى فاخر مىپوشيد و با تجمّل و آرايش از خانه بيرون مىآمد.
قصرها براى خود ساخته و در آن جا خدمتگزاران مخصوص به كار گرفته بود و هميشه در تلاش زياد كردن غلامان و حشم خويش وقت سپرى مىكرد و در پى اين بود كه از هر لذّتى خود را برخوردار و سير سازد و حرص و عطش خود را فرو نشاند، او مىخواست به آخر حدّ تنعّم رسيده چشم و دلش سير شود.
مال دنيا از آغاز، اساس زينت و بهجت دنيا بوده و وسيله زندگى و قوام آن است، ولى اين مرد شيطانزده آن را وسيله طغيان و مايه تكبّر ساخته و با داشتن آن، غرور و نخوت مىفروخت.
بيچاره گمان مىكرد او تافته جدا بافته است و كسى نه حق دارد و نه مىتواند همدوش او باشد، تا چه رسد به اين كه او را مقهور خود سازد.
او چنين مىپنداشت كه همه مردم مسخّر و زيردست اويند و لذا وقتى صحبت مىكرد بايد همه سرها را به زير افكنند و هر وقت اشاره مىكند بايد به خدمتش حاضر باشند. غلامانش همين معانى را معمول مىداشتند، هر وقت صدا مىزد:
پسر بيا؟ در شتافتن به سويش از يكديگر سبقت مىجستند.
او توقّع داشت اين انسانهاى زيردستش بندههاى خالص باشند و آن بيچارگان هم اين معنا را بر خود واجب دانسته، واى بر آن خدمتگزارى كه خيال نافرمانى وى را به دل بگذراند و محروميت نصيب آن غلامى كه در اطاعتش دير بجنبد.
قارون در تاريخ بشريت مردى استثنايى و نوظهور نبود، هستند مردمى كه راه و رسمشان اين است كه چون در خود قدرتى ديدند پا از گليم خود بيرون مىكنند و به مردم ظلم كرده، سلطنت و قدرت خود را بر ديگران تحميل مىنمايند و علىرغم ايشان جبروت و سطوت خود را به خورد آنان مىدهند.
اى كاش اين طبقه توانگر كمى كوتاه مىآمدند و معناى زندگى صحيح را مىفهميدند و راه روشن آن را مىيافتند.
آرى، اگر مىيافتند مىفهميدند كه تنها داشتن مال گردن مردم را براى انسان خاضع نمىكند و مردم به طوع و رغبت در برابر انسان سر فرود نمىآورند، بلكه بنده احسانند، وقتى اين مردم را مىتوان مطيع ساخت كه آنان را از خير خود سرشار نمود و شكم گرسنهشان را سير گردانيد، تنها در اين صورت دلها به سوى انسان معطوف گشته و انسان مىتواند خوبىها را جلب و شرور زيادى را از خويش دور سازد و علاقه مردم را متوجه خويش ساخته و آنان را به دور خود گرد آورد.
علاوه بر اين مىتواند از اين راه رضاى خدا را هم به دست آورده و خوبىهاى مردم را با ثواب و جزاى خدايى تلافى كند و در نتيجه به خير دنيا و آخرت برسد.
ولى چه بايد كرد كه مال دنيا چشم دل را كور و غرور ناشى از زرق و برق آن بصيرتها را از بين مىبرد، لذا به هر اجتماعى سر بزنيم از برخى از مردم جز رياكارى نمىبينيم و جز تعارفاتى حاكى از نفاق نمىشنويم و جز با محروميت و ناله مظلومان برخورد نمىنماييم.
👈 این مبحث ادامه دارد ...
✍️ تفسير و شرح صحيفه سجاديه، ج 6
👌
#دعای_هشتم_صحیفه_سجادیه
#هشتم
◀️کانال انس با
#صحیفه_سجادیه
🆔
@sahife2