#فاطمیه
#حضرت_زهرا
#زمینه
بند اول
نگاه من ابریه و هوای دل دم غروبه
هنوز دلم میلرزه تا یکی میاد درو میکوبه
با خاطرات کوچه ها حسن دیگه آروم نشد
نصیب قلب زینبت جز بغض تو گلوم نشد
بیچاره شدم
با خاطرات کوچه و با میخ در
میسوزه دلم
که بی علی عزیز من رفتی سفر
شد سهم علی
نیمه ی شب چاهِ غمو خونِ جگر
غریبمو
ببین فقط نگاه آسمون برام میباره
ای روزگار
علی غریب شده آخه دیگه زهرا نداره
......
بند دوم
از آتیش در یه روزی خیمه ی کربلا میسوزه
مثل چادر فاطمه دامن دخترا می سوزه
مثل مدینه یک نفر غریب میونه یک سپاهه
زینب به روی تله و تنها حسین تو قتلگاهه
افتاده زمین
میخونه مادری که تو تاب و تبه
ذبحش نکنید
نگا کنید حسین من تشنه لبه
جونی نداره
که اینجوری به زیر سم مرکبه
میاد یه روز
که سهم زینب غریب دیگه بزم شرابه
میاد یه روز
که جون میده سه ساله دختری توی خرابه
@sabksher
#ام_البنین
#حضرت_ام_البنین
#زمینه
بند اول
آه از گریه از حال حزین
روضه خونیم با ام البنین
به خدا دردم همینه
چراکه اسمم ام البنینه
ولی دیگه ندارم پسری
دل شکستگیه من ی طرف
این نگاه خون من ی طرف
نموند برام تو دنیا قمری
من دیگه نفسهام شده عذاب
کجایی عزیزم عباس
به یادت مینوشم جرعه ی آب
کجایی عزیزم عباس
روضه خون شدم من مثل رباب
کجایی عزیزم عباس
.....
بند دوم
آه از تیر و آه از هلهله
آه از مشک و آه از حرمله
لخته ی خونه جای اشک
که تیری خورده آخر توی مشک
دید آبروش میریزه رو زمین
با دو دستای قلم زدنش
تنها مونده بی علم زدنش
پرپر شده یل ام بنین
میرسه صدای ادرک اخا
کجایی عزیزم عباس
بمیرم که دستات شده جدا
کجایی عزیزم عباس
رو تنم هنوز هست رخت عزا
کجایی عزیزم عباس
@sabksher
#حضرت_ام_البنین
#ام_البنین
#زمینه
بند اول
میرم خون شده جگرم
منشکسته پرم
منو حال حزین
میرم غرق خونِ نگام
بغض توی صدام
منم ام بنین
یاس من سلام
گل احساس من سلام
به تو عباس من سلام
ابوفاضل
از حالم نپرس
که خستس احوالم نپرس
شکسته شد بالم نپرس
ابوفاضل
قدم تا شد
که مادر تنها شد
عزیز دلم
.....
بند دوم
ای وای چی اومد به سرم
من که بی پسرم
نگو ام بنین
ای وای
خون شده جگرم
من که بی پسرم
نگو ام بنین
چی شد پیکرت
میبینی اومد مادرت
ببنده زخمای سرت
ابوفاضل
از غوغای تو
شنیدم از چشمای تو
جدا مونده دستای تو
ابوفاضل
ای ماه عباس
پشت و پناه عباس
عزیز دلم
@sabksher
#زمینه
#حضرت_ام_البنین
#ام_البنین
بند اول
دیدم آخرین سلامو
دیدن اشک تو چشامو
دیدم آسمون خونو
دیدن پرپر گلامو
از حال من نپرسید چون بال و پر ندارم
من ام بی بنینم دیگر پسر ندارم
عباس پهلوون بود
ماه تو آسمون بود
عباس من جوون بود
دیگر پسر ندارم
من ام بی بنینم
دیگر پسر ندارم
.......
بند دوم
موندم با یه حال مضطر
رفته یادگار حیدر
موندم چشم به راهش اما
رفته پهلوون مادر
در این دیار غربت جز چشم تر ندارم
من ام بی بنینم دیگر پسر ندارم
بیتاب و بی قرارم
از غم خون ببارم
درد است انتظارم
دیگر پسر ندارم
من ام بی بنینم
دیگر پسر ندارم
@sabksher
#حضرت_ام_البنین
#ام_البنین
#شور
بند اول
ای ام البنین معنای احساسی
ای ام البنین رو زینب حساسی
همراه علی تو اینهمه غربت
ای امالبنین مادر عباسی
ای مظهر شجاعت معنای استقامت
ای مادر ابالفضل ای صاحب شفاعت
مریمی اسمایی
بانوی بی همتایی
ام البنینی تو
شوری و غوغایی
تو مادر سقایی
ام البنینی تو
با وفایی بانو
تو فخر مایی بانو
ام البنینی تو
.......
بند دوم
ای ام البنین ای مونس حیدر
ای ام البنین تو پاکی و اطهر
نامت رو عوض کردی چون بودی
ای ام البنین پروانه ی کوثر
تو عاشق حسینی ای بی قراره زهرا
حقا که در قیامت هستی کنار زهرا
شور بی پایانی
به غصه ها درمانی
ام البنینی تو
گوهر نایابی
تو عاشق اربابی
ام البنینی تو
نفس عباسی تو
و اشجع الناسی تو
ام البنینی تو
@sabksher
#ام_البنین
#حضرت_ام_البنین
#غزل
شکسته بغض مرا گریه های خون جگری
بشیر گفته ای از غم، شروع بی پسری...
هر آنچه هست در عالم همه فدای حسین
بگو به من که بشیر از حسین با خبری؟
شنیده ام که قد زینبم خمیده شده
که پیش جسم علی دیده خم شده کمری
اگر که تیر نشسته به چشم عباسم
فدای چشم رقیه که داشت چشم تری
دوباره صحبتی از بی وفایی مردم
دوباره غربت مولا، دوباره فرق سری...
نگو تو از علم و دست های جا مانده
بگو از اشک سکینه به درد بی پدری
سر حسین مرا کوفیان به نیزه زدند
به روی نیزه بگردد به دور او قمری
به یاد روضه ی عباس گریه سهم من است
تمام عمر من اینگونه می شود سپری
@sabksher
#ام_البنین
#حضرت_ام_البنین
#زمینه
بند اول
از حال دلم یاد کنید همه
هر جا که میارید اسممو
وای ام بنین مونده بی پسر
اینجوری بخونید روضمو
بشیر دیدی که چقد پیر شدم
ببین حالمو زمین گیر شدم
با غصه دیگه از نفس سیر شدم
سیر شدم سیر شدم
چشم من بسته
انگاری نگام تو صحرا روی خاک
به دو تا دسته
نفسم بنده
میبینم که حرمله به یاس من
داره میخنده
آه عباس عباس
......
بند دوم
با روضه تو خون شده دلم
گفتی که یلم بی...چاره شد
وقتی متحیر مونده بود
اون وقتیکه مشکش پاره شد
بشیر دیدی قد من تا شده
پیکر یلم چه غوغا شده
گفتی فرق عباسم وا شده
وا شده وا شده
پسرم پیر شد
با صورت خورده زمین چشم ترش
سپر تیر شد
خیلی تنها شد
بمیرم حسین توی کرب و بلا
کمرش تا شد
آه عباس عباس
.....
بند سوم
تا میگم حسین خون میشه نگام
جون میدم میون روضه هاش
کاش میشد فدایی بشم خودم
هر چهارتا جوونام به فداش
بشیر گفتی که توی کربلا
حسین افتاد میون قتلگاه
میزد ضربه به تنش یک سپاه
یک سپاه یک سپاه
درد من اینه
که با چکمه اومده یه بی حیا
به روی سینه
نیزه آوردن
پیکرش روی زمین مونده ولی
سرشو بردن
وااای حسین من
وااای حسین من
@sabksher
#حضرت_زهرا
#مولودی
بند اول
مادر ما بانوی افلاکه
وقتی که نبی براش دلچاکه
خدا گفته دنیا مال فاطمست
که تو شانش حدیث لولاکه
مادرم زهرا ، یار و یاورم زهرا
حرف اول و کلام آخرم زهرا
خورده رو سینه مُهر عاشق مادر
امّید دنیا و روز محشرم زهرا
شأن روزگاره ، که معنی نگاره
خادمیه مادرم همیشه افتخاره
روزیه عالمو میده یک نخ چادرش
مثل مادر حسن دنیا کسی نداره
.....
بند دوم
روز مادرم شب تقدیره
آخه زهرا دستمو میگیره
وقتی که حساب ما با فاطمست
با چه عشقی نوکرش میمیره
ماه ما زهرا، تکیهگاه ما زهرا
توی هر سختی فقط پناه ما زهرا
ما حسینی ها میبینیم در جنت
به خدا میایسته چشم به راه ما زهرا
خیلی مهربونه، که لطف بیکرونه
رزق نوکرو میده همیشه بی بهونه
همه میشناسن ماهارو خادمای زهرا
مادری بودنمون دیگه شده نشونه
به سبک ضربه رو برم که بی تردیده سجاد محمدی
@sabksher
#غزل #حضرت_زهرا #ولادت
قلم گرفته خدا قصد دلبری دارد
کشیده نقش گلی را که برتری دارد
مدینه از سر شادی همیشه میلرزد
به پای دختر شاهی که سروری دارد
نبی گرفته در آغوش دختر خود را
ببین که مصحف احمد چه کوثری دارد
هدایت همه عالم به لطف بودن اوست
یقین که ام ابیها پیمبری دارد
نوشت فاطمه و خوانده است یار علی
همان علی که خودش حکم لشکری دارد
@sabksher