eitaa logo
انس با صحیفه سجادیه
5.1هزار دنبال‌کننده
16.8هزار عکس
2.6هزار ویدیو
1.7هزار فایل
من به شما عزیزان توصیه میکنم با صحیفه سجادیه انس بگیرید! کتاب بسیار عظیمی است! پراز نغمه های معنوی است! مقام معظم رهبری Sahifeh Sajjadieh در اینستاگرام https://www.instagram.com/sahife2/ ادمین کانال @yas2463
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️ #شرح #دعا_بیست_یکم_6 🔹إلَهِى أَصْبَحْتُ وَ أَمْسَيْتُ عَبْدا .... 🔹خدايا! صبح و شب كردم، درحالى كه بنده خوار و بى‏مقدار توام. براى خود جز با كمك حضرتت بر جلب سودى و دفع زيانى قدرت ندارم. به آنچه درباره خود گفتم، شهادت مى‏دهم. به ناتوانى نيرويم، و كمى تدبيرم اعتراف مى‏كنم؛ پس آنچه را به من وعده دادى وفا كن، و آنچه را كه به اين بنده‏ات عطا فرموده‏اى، كامل ساز؛ زيرا كه من بنده بى‏نوا، ذليل، ناتوان، دردمند، كوچك، بى‏مقدار، تهى دست، ترسان و پناهنده به توام. 👤 شرح آیت الله مرتضوی #رضوی 👇 📋 موضوعات صحیفۀ سجادیه در چهار محور است: 1- شناخت ضعف ها و نداشته های انسان. 2- باید این صفت ها و نداشته ها به قوت و داشته ها مبدل شوند. 3- شناسائی راه رسیدن به این قوت و کمال. 4- اولین گام پس از شناخت ، دعا است. و لذا صحیفه سجادیه علم است در قالب دعا. صحیفه در صدد خوار و ذلیل نشان دادن انسان نیست، بل می خواهد راه آن موقعیت «اعلاء علّیّین» را که انسان می تواند به آن برسد، نشان دهد که اگر کسی به آن موقعیت بنگرد، موقعیت کنونی خود را بسی حقیر، فقیر، مسکین و مستکین می بیند. حقیقت و واقعیت نیز همین است. .... 🔹 ادامه در لینک زیر 👇 📋 1da.ir/tfgkovl دعا #بیستم_یکم 🖋کانال انس با #صحیفه_سجادیه 🆔 @sahife2
♦️ 🔹 اعتراف به ناتوانى و بيچارگى در برابر خداوند ✳️ ريشه كمبودها از نبود عشق است اگر عشق باشد هر كار نشدنى، ممكن مى‏شود. مؤمن بيشترين حب را به خداوند دارد و عشق به خداوند است كه انسان را در بلاها و حوادث و اعتراف و شكايت‏ها شكيبا مى‏سازد. اگر عشق نبود انبيا و اولياى الهى نمى‏توانستند در فشارها تاب بياورند. اگر عشق پيدا شود، آدمى به غير از ذكر و طاعت معشوق، چيز ديگرى نمى‏تواند داشته باشد؛ چرا كه عاشق از معشوق جز حب نمى‏خواهد، اگر محبت بيايد خير دنيا و آخرت آمده است؛ بر اين پايه بدون حب، عشق حقيقى و كمال عارفانه پديد نمى‏آيد. طبيعت انسان در برابر عظمت كمالات و ابهت خيره كننده حق، بسيار فروتن و مطيع است. آنگاه كه نفس، خود را در محضر پرشكوه قدرت شكست‏ناپذير و مطلق مى‏يابد، بقاى هستى خويش را در پناه وصل به او و بالاتر در فنا و محو در وجود او مى‏بيند، تا شخصيتى همانند او براى خود بسازد. ريشه تقليدهاى نادرست و خودمحورى‏هاى سلطه گرانه در طول تاريخ بشر، در حب كمال خواهى و برترطلبى مطلق است. اگر الگوى قدرت و كمال، مجازى و ساختگى و زود زوال باشد؛ خضوع در برابر او به محدوديت و نابودى پايان مى‏يابد. اكنون تاريخ گواه است كه گروهى از مردم در برابر ستمگران تسليم بوده‏اند همه هستى وجود و شخصيت و مال و ناموس خود را در برابر آنان فروخته‏اند. و اين فروتنى دروغين سبب جلوه باطل و ضعيف شدن حق مى‏گردد و خداى منّان هرگز به دولت باطل فرصت ماندگارى نمى‏دهد و آنهم در مقطعى فرو مى‏پاشد. ابوصباح كنانى مى‏گويد: خدمت امام صادق عليه السلام بودم كه پيرمردى بر آن حضرت وارد شد و عرض كرد: يا اباعبداللّه! من از فرزندانم و برادرانم و جفاكاريشان با اين سالخوردگى‏ام نزد شما شكايت مى‏كنم. حضرت صادق عليه السلام به او فرمود: اى پيرمرد! براى حق دولتى و براى باطل هم دولتى است. و هر يك از اين دو دولت، رفيقش خوار است و همانا كمترين مصيبتى كه در دولت باطل به مؤمن مى‏رسد آزار كشيدن از فرزندان و ستم برادران اوست. و هيچ مؤمنى نباشد كه در دولت باطل آسايش ببيند مگر آن كه پيش از مرگش گرفتار ضرر در بدنش يا فرزندانش يا مالش شود تا خداوند او را از آنچه در دوران حكومت باطل به دست آورده رها سازد و بهره‏اش را در دولت حق بسيار گرداند، پس صبر كن و مژده بر تو باد. و چنانچه الگوى كامل، بى‏نهايت و قدرت حقيقى باشد و انسان بداند كه سود و زيان، عزت و ذلت، فقر و ثروت و مرگ در زندگى در دست آن قادر مطلق است. در برابر حق مطلق، زبان تضرّع و اعتراف مى‏گشايد و در عمل هم به منبع قدرت و كمال نامحدود متصل مى‏گردد. همان گونه در باب عصمت ائمه اطهار عليهم السلام آمده است: هرگز اظهار عجز و ناتوانى يا اعتراف به خطايى و هر آنچه نشانه تواضعى كه از معصومان عليهم السلام در قالب دعا و مناجات و اندرز به ما رسيده است، جهت آموزش و تمرين بندگى براى انسان است. پس ابراز هر گونه اندوه يا شكايت يا درد اشتياق به‏ حق تعالى نه از روى نياز و كمبود جسمى است، بلكه وسيله راز و نياز و ارتباط با خداوند است تا پيوند بين خالق و مخلوق برقرار باشد. آنگاه كه سيّد الساجدين در مناجات خويش عرضه مى‏دارد: إِلهى‏ طالَ حُزْنى‏ وَ رَقَّ عَظْمى‏ وَ بَلِىَ جِسْمى‏ وَ بَقِيَتِ الذُّنُوبُ عَلَى ظَهْرى‏ فَإِلَيْكَ أَشْكُو سَيِّدى‏ فَقْرى‏ وَ فاقَتى‏ وَ ضَعْفى‏ وَ قِلَّةِ حِيلَتى‏. خدايا! اندوهم دراز گشته و استخوانم نازك شده و بدنم پوسيده شده و گناهان بر پشتم انباشته است. پس آقايم به سوى تو از تهيدستيم و نيازم و سستيم و كمى چاره‏ام، شكايت مى‏كنم. هر چه امام معصوم خود را كوچك‏تر و ناتوان‏تر در محضر دوست ببيند، دليل بر عظمت معرفت و وسعت بيشتر دامنه علم او به صفات حضرت حق است. زمينه‏ساز تربيتى اين گونه دعاها و مناجات‏هاى عارفانه، به قدرى مؤثّر بوده كه حضرت سجّاد عليه السلام پس از شهادت پدر بزگوارش، چنان كوبنده و پرصلابت؛ دستگاه پليد اموى را متزلزل نمود و حكومت آنان را برچيد. دعا 🖋کانال انس با 🆔 @sahife2
🔹 سرنگونى دشمن در تحمل رنج و اندوه‏ ✳️ يك نمونه از كرامت‏هاى حضرت سجّاد عليه السلام كه دشمنان را سركوب مى‏نمود اينكه: «ابن شهاب زُهْرى‏ مى‏گويد: روزى كه امام سجّاد عليه السلام را به فرمان عبدالملك بن مروان در غلّ و زنجير كرده بودند و با گروهى از مأموران به عنوان تبعيد به طرف شام حركت مى‏دادند، من از مأموران حكومتى براى خداحافظى با امام سجّاد عليه السلام اجازه ملاقات گرفتم. چون به خدمت حضرت شرفياب شدم و آن حضرت را ديدم كه پاهايش در بند و دستانش در غل و زنجير است به گريه افتادم و گفتم: اى كاش! غل و زنجير به گردن من بود و شما آزاد و سالم و آسوده مى‏بوديد. امام عليه السلام فرمود: اى زُهرى! نگران مباش، اگر بخواهم، اين رنج‏ها از من برداشته مى‏شود، ولى آن را از اين جهت كه مرا به ياد عذاب الهى در قيامت مى‏اندازد دوست دارم و شما نيز هر گاه چنين احوالى را ديديد، عذاب خدا را به خاطر آوريد و از آن انديشه نماييد. آنگاه فرمود: اين وضع تا مسافت دو منزلى مدينه بيشتر ادامه نخواهد يافت. زهرى مى‏گويد: من با امام عليه السلام خداحافظى كردم، پس از چهار روز ديدم كه مأموران حكومتى و گماشتگان آن حضرت سراسيمه و مضطربانه به مدينه بازگشته و در جستجوى امام عليه السلام هستند. چون علت را پرسيدم گفتند: هنگامى كه به دو منزلى مدينه رسيديم شب فرا رسيد. ما آن حضرت را در حالى كه در غل و زنجير بسته بوديم در خيمه‏اى جا داديم. صبح كه فرا رسيد و داخل آن خيمه شديم اثرى از حضرت نديديم و باكمال تعجّب غل و زنجير را بر زمين افتاده ديديم و تا اين لحظه آن حضرت را نيافته‏ايم. زهرى مى‏گويد: پس از آن حادثه حيرت‏انگيز به شام رفتم و عبدالملك مروان را ديدم و او از من، احوال و قضايا را پرسيد و من آنچه را ديده و شنيده بودم، نقل كردم، عبدالملك ديوانه‏وار گفت: به خدا سوگند! در همان روزى كه نگهبانان به دنبال ابوالحسن مى‏گشتند، آن حضرت نزد من آمد و فرمود: چرا با من چنين مى‏كنى؟ مرا با تو و تو را با من چه كار است؟ گفتم: دوست دارم نزد من باشيد. حضرت فرمود: ولى من دوست ندارم كه نزد تو باشم. اين را فرمود و بيرون‏ رفت، ولى به خدا سوگند چنان هيبتى از او به من رسيد كه لباسم را آلوده كردم.» اين قبيل حكايات؛ نشانگر احاطه فيضى و قهرى بر امور تكوينى بشر است، ولى از آن جا كه حكومت و مصلحت خداوند بر آن است كه ولايت حق بر نظام طبيعت آفرينش، همراه با آزمايش و عبرت و مدارا باشد؛ پس از انتقام و كيفر و نابودى مطلق موجودات، چشم پوشى مى‏شود. 🖋کانال انس با 🆔 @sahife2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
#تنبلی و بی حوصلگی 11 👁کانال انس با #صحیفه_سجادیه 🆔 @sahife2
تنبلی و بی حوصلگی_11.mp3
12.6M
#تنبلی و بی حوصلگی 11 🚫عشق بخش کوچکی است از آنچه که برای تضمین و ثبات یک زندگی لازم است، بزرگترین عاملِ موفقیت زندگی؛ آموختن مهارتهای اداره ی خانواده، توسط زن و مردی است که تصمیم به ازدواج گرفته اند. در شکستهای زندگی شما؛ یکی از شما یا هردونفرتان مقصرید.... نه خدا 👤 استاد #شجاعی 🙏لطفا با ما شنونده ی این سلسله گفتگو ها باشید 👁کانال انس با #صحیفه_سجادیه 🆔 @sahife2
13.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅پس کی نوبت خدا میشه 🙏خدایا خودت بیا با ما حرف بزن 👤استاد #انصاریان 🔻متن و صوت کامل 👉 erfan.ir/s15503 🙏کانال انس با #صحیفه_سجادیه 🆔 @sahife2
قلب سلیم.mp3
1.14M
🔹 قلب سلیم ✅ آیت الله #جوادی_آملی 👁کانال انس با #صحیفه_سجادیه 🆔 @sahife2
1398-10-30--doa-41-jalase-02--sahife-259-16k.mp3
8.38M
🔆سلسله جلسات 🌺 دعای 🔹 مورخ 30 /98/10 جلسه 2 👤 حجه‌الاسلام 👁کانال انس با 🆔 @sahife2
شرح صحیفه سجادیه 12 مهر.mp3
9.26M
💠 استاد 🔹دعای 🔹 مورخ 12 /97/07 👤 آیت الله 👁کانال انس با 🆔 @sahife2
شرح صحیفه 19مهر.mp3
7.73M
💠 استاد 🔹دعای 🔹 مورخ 19 /97/07 👤 آیت الله 👁کانال انس با 🆔 @sahife2
انس با صحیفه سجادیه
🔅 برنامه ی روزانه #حافظ_خوانی ❇️ روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست در غنچه‌ای هنوز و صدت عندلیب هست
👌روى تو كس نديد و هزارت رقيب هست در غنچه اى هنوز و صدت عندليب هست ⏪ آرى، تمام جهان هستى مظهر تجلّيات حضرت محبوبند و او جداى از آنها نيست، و محيط به آنان مى باشد؛ كه: «أَلٰا! إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ مُحِيطٌ» : (آگاه باش! كه همانا او به هر چيزى احاطه دارد.- بر فطرت توحيدشان آفريده، بخصوص بشر را كه: «فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِي فَطَرَ النّٰاسَ عَلَيْهٰا» : (سرشت خدايى كه مردم را بر آن آفريد.) اينان را تعليم تمام اسماءشان نموده؛ كه: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمٰاءَ كُلَّهٰا» : (و همۀ نامهاى خود را به آدم [عليه السلام] آموخت- بر محبّت خود قرارشان داده؛ كه: ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَريقَ إرادَتِهِ، وَ بَعثَهُمْ فى سَبيلِ مَحَبَّتِهِ.» « »: (سپس مخلوقات را در طريق اراده و خواست خويش رهسپار ساخته، و در راه محبّت و دوستى‌اش برانگيخت.) بنابراين، همۀ موجودات بخصوص انسان، بدانند يا ندانند، به وى عشق مى ورزند. خواجه هم مى خواهد بگويد: محبوبا! جمال دلآرايت را با آنكه چشمى نديده، هزاران فريفته و دلداده و عاشقى چون مَنَت مى باشد و با آنكه در پرده و حجاب مظاهر و كثرات پنهانى، هر كدام تو را معشوق خود مى دانند و دلدادگانت به نغمه سرايى براى ديدارت اشتغال دارند و مى طلبندت؛ كه:ألْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا يُهْتَكُ حِجابُهُ، وَ لا يُغْلَقُ بابُهُ، وَ لا يُردُّ سآئِلُهُ، وَ لا يُخَيَّبُ آمِلُهُ [عامِلُهُ].» «بخشی از »: (سپاس خداوندى را كه [هيچگاه] پرده‌اش دريده نشده، و درگاهش بسته نگشته، وسائل و گداى [درگاه] خود را ردّ ننموده، و آرزومندش [يا: عمل كنندۀ براى خودش] را محروم نمى سازد.).بخواهد بگويد: حال كه در حجاب مظهريّت خود را مستور داشته اى و عاشقانت نديده فريفته‌ات مى باشند، چنانچه مشاهده‌ات كنند، چگونه خواهند بود؛ كه: يا مَنِ احْتَجَبَ فى سُرادِقاتِ عَرْشِهِ عَنْ أنْ تُدْرِكَهُ الْأبْصارُ! يا مَنْ تَجَلّىٰ بِكَمالِ بَهآئِهِ! فَتَحَقَّقَتْ عَظَمَتُهُ الْإسْتِواآءَ، كَيْفَ تَخْفى، وَ أنْتَ الظّاهِرُ؟! أمْ كَيْفَ تَغيبُ، وَ أنْتَ الرَّقيبُ الْحاضِرُ؟!» « »: (اى خدايى كه در سراپرده‌هاى عرش و موجودات از اينكه مبادا ديدگان تو را دريابند، محجوب گشته‌اى! اى خدايى كه با نهايت فروغ و زيبايى جلوه نمودى تا اينكه عظمتت تمام مراتب وجود را فراگرفت! چگونه پنهانى با آنكه تنها تو آشكارى؟ يا چگونه غايبى در صورتى كه فقط تو مراقب و حاضر هستى؟) 👌عاشق كه شد ، كه يار به حالش نظر نكرد ؟! اى خواجه ! درد نيست ، وگرنه طبيب هست ⏪آرى، آن كس كه ندارد كجا در پى مداوا و مى رود. و برعكس شخصى كه خود را بيمار تشخيص دهد در صدد معالجۀ خويش برمى آيد و نمى تواند آرام باشد ، حافظ با اين بيان مى خواهد بگويد: آتش عشق جانان چون دردى است كه چون در سالك شعله ور گردد، لازم نيست وى به حضرتش براى مداوا رجوع نمايد، بلکه او خود در پى وى مى آيد و با ديدارش معالجه‌اش مى نمايد. كنايه از اينكه: اى حافظ ! اگر هجران دامنگيرت شده، علّت آن است كه هنوز عاشق نيستى !! حافظ در جايى دیگر مى‏گويد: طبيبِ عشق مسيحا دم است و مشفق ليك چو درد در تو نبيند، كه را دوا بكند؟ تو با خداى خود انداز كار و دل خوش دار كه رحم اگر نكند مدّعى، خدا بكند ز بختِ خُفته ملولم، بُوَد كه بيدارى به وقت فاتحۀ صبح، يك دعا بكند و نيز او در جايى مى گويد: هرچه هست از قامتِ ناسازِ بى‌اندام ماست ورنه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست بر در ميخانه رفتن، كار يكرنگان بود خود فروشان را به كوى مى فروشان راه نيست 📚شرح آیت الله - کتاب جمال آفتاب، ج‌2، ص: 109 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2