#پنجشنبہ_های_دلتنگی
پنجشنبہ ڪہ میآید
دل نورانی میشود
هوای بهشتت بہ سر میزند
عطرِ عود و گلاب همہ جا میپیچد
و یادت در تمام خاطره ها زنده میشود...
پنجشنبهها به نام توست #شهید
شب جمعه یادت کردم
نزد "حسین فاطمه(سلام الله علیها)" یادم کن...
#شهید_مصطفی_صدرزاده🌷
#یاد_شهدا_باصلوات
ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🕊🕊
#خاطرات_شهید
« اینقدر این مرد صلابت و شجاعت وشهامت داشت که انسان به حالش غبطه میخورد. به خدا وجود پاکش انگار ذرهای ترس از مرگ نداشت. سلیمانی یک سرمایه بزرگ برای انقلاب بود، یک فرمانده غنی و بزرگ مانند مالکاشتر، جسور و بی باک در هنگام رزم. آنقدر با بچههای بسیج اخلاقش خوب بود که همه شیفتهاش شده بودند. در او ذرهای از وابستگی به دنیا پول، ثروث، خانواده، منصب و مقام وجود نداشت... این عزیز اینگونه شربت شهادت رانوشید، ما بسیار یادش خواهیم کرد و یادش را در ادامه راهش به اثبات خواهیم رساند....»
✍به روایت سردارشهید محمدابراهیم همت
📎فرماندهٔ گردانمیثمتمار لشگر ۲۷محمدرسولالله (ص)
#سردارشهید_مختار_سلیمانی🌷
#سالروز_شهادت
●ولادت : ۱۳۳۸ آمره ، خلجستان قم
●شهادت : ۱۳۶۲/۱/۲۶ فکه ، عملیات والفجر۱
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
#افطار_حرم_یار_می_چسبد❤️
قاب ڪردم همه جا بر روے دیوار حرم
نذرڪردم ڪہ بیایم صدویڪ بارحرم
آرزوے « #رمضان_های مرا» می بینی؟
ڪاش مهمان بشوم لحظه افطار حرم
#شهید_مصطفی_صدرزاده🌷
#التماس_دعا
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
هدایت شده از KHAMENEI.IR
50.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید | مستند لشکر زینبی(س)؛ گوشههایی از دیدار خانوادههای شهدای مدافع حرم با رهبر انقلاب.
🌙 @Khamenei_ir
🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃
✫⇠ #برزخ_تکریت
✍ خاطرات آزاده : حکیمی مزرعه نو
● #قسمت_دویست_و_چهل_و_دوم
🔆 انتظار فرج از نیمه خرداد کشم۷
بنده که اکثرا در ابتدای آسایشگاه اسکان داشتم زرنگی کرده به اتفاق چند نفر بیرون رفتیم تا زودتر از شر اصلاح خلاص شویم .
به هنگام خروج از آسایشگاه مشاهده نمودم که افراد همینجور که به ترتیب خارج میشوند توسط نگهبان سعدی به دو گروه تقسیم میشوند در یک نگاه زیر چشمی متوجه شدم افرادی که به نگهبان احترام نظامی نکرده و به اصطلاح پای نکوبیدهاند از سایرین جدا میشوند .
خیلی زود پی بردم که تنبیه جانانهای در انتظارمان است .
بعد از جریان آتش بس یعنی حدود نه ماه قبل بخاطر پایان جنگ ، قانون احترام نظامی کم کم رها شده بود و عراقیها هم چندان سختگیری نمیکردند ولی حالا که باید به یک بهانهای اوضاع را به حالت قبل برمیگرداندند از همین بهانه شروع کردند.
قبل از من پیرمردی تازه پا به سن گذاشته بنام آقای محمد ابراهیمی اهل شمال بود فکر کنم ایشان هم احترام نظامی نکرد و سیلی هم خوردند.
نوبت به من که رسید یکی دو تا سیلی زد و از بد حادثه من سمت چپ زیرپوشم با نخهای رنگی حوله گل لاله زیبایی با برگهای سبز بسیار زیبا گلددوزی کرده بودم و در آن ساعت چون زمان استراحتمان بود با لباس زیر در آسایشگاه حاضر میشدیم به هر حال چون سعدی نگاهش به گل نقاشی شده روی قلبم افتاد چنگ انداخت و آن را پاره کرد و گفت "هــــــا خمینی" یعنی این گل به نشانه امام روی سینهات گلدوزی کردهای .
تا رفتم حرفی بزنم محکم مشتی گذاشت تو صورتم و دندنم از لب پایین زد بیرون و لبم چاکید به قول معروف خون مثل لوله آفتابه جاری شد سعدی که حول شده بود سریع یکی از بچهها را همراهم فرستاد تا به درمانگاه اردوگاه که بین بند دو سه واقع شده بود بروم .
به هرحال بچه های درمانگاه که امکاناتی نداشتند بدون بخیه پانسمانی کردند و بازگشتیم به بند و با همان وضعیت مجبور شدم سرم و صورتم را بتراشم
سعدی اجازه نداد با همان زیر پوش خونین وارد آسایشگاه شوم.
از خیر ناهار هم گذشتم .
در هر صورت از آن لحظه به بعد سختگیری بعثی ها تشدید شد.
فردای آن روز به هنگام آمار ، سعدی با اشاره انگشت به بنده داشت ماجرای روز گذشته را برای نگهبان شجاع با آب و تاب تعریف می کرد که چگونه با مشت به فکش زدم و... شجاع نیر بالای سرم آمد و با چوب دستی به فرق سرم زد که اصلا انتظار نداشتم.
شجاع نگهبان محبوب و شیعه این ایام آخر خیلی عوض شده بود قبلا در این مورد توضیح دادم.
ادامه دارد..✒️
⛔️کپی ونشر ممنوع..چون این خاطرات هنوز چاپ نشده نویسنده راضی به نشرش نیستند..فقط همینجا بخونید🌹
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
↫✨« بــِســـم ِ ربـــــــِّـ الــشــــُّـهـداءِ والــصــِّـدیــقــیــــن »✨↬❃
#دویست_وسی_هشتمین
#ختم_قران_شهدا
ختم قران به نیابت از شهدا وتعجیل در ظهور اقا...لطفاجزهای انتخابی خود را به ای دی زیر بفرستید..
@R199122
📿 11 📿 12 📿 13 📿 14 📿15 📿 21 📿 22 📿 23 📿 24 📿 27 📿 28 📿
وتعداد صلوات های خودرا اعلام کنید تاکنون
صلوات ختم شده⇩⇩⇩
( #s2_929_280)
ว໐iภ↬ @sangarshohada 🕊🕊
4_241645627555971093.mp3
4.16M
🌸طرح تلاوٺ قرآטּ صبحگاهے🌸
#تحدیر (تندخوانے) جزء سوم قرآن کریم با صوت استاد معتز آقایے
ڪلام حق امروز هدیه به روح🌸🍃
#شهید_علی_سعد🌷
╔══ ⚘ ════ 🕊 ══╗
@sangarshohada
╚══ 🕊 ════ ⚘ ══╝
هوالشّهید ..
ما شما را
به هر زبانی
که ترجمہ کردیم
عشق شدید ...
#شهید_علی_سعد🌷
#صبحتون_شهدایی
ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🕊🕊
#دعاى_روز_سوم_ماه_مبارک_رمضان🌙
✧ ✦ ﷽ ✧ ✦
✨اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ والتّنَبیهَ وباعِدْنی فیهِ من السّفاهة والتّمْویهِ واجْعَل لی نصیباً مِنْ كلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ بِجودِكَ یا أجْوَدَ الأجْوَدینَ.
✨خدایا روزى كن مرا در آنروز هوش وخودآگاهى را ودور بدار در آن روز از نادانى وگمراهى وقرار بده مرا بهره وفایده از هر چیزى كه فرود آوردى در آن به بخشش خودت اى بخشنده ترین بخشندگان
#التماس_دعا
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
از بس کہ روزه را بہ #غلط روضہ خوانده ام...
هے فکر میکنم
رمضان هم محرم است...
#من_حسینے_شدم
#ازبس_پدرم_گفت_حسین❤️
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
#خاطرات_شهید
محسن یکی از فعالین فرهنگی مسجد رجایی شهر بود و جوانان زیادی را جذب میکرد، در آن محل همه محسن را میشناختند و محسن جایگاه ویژه ای داشت.
محسن اردوهای فرهنگی و رزمی بسیاری برگزار میکرد و از این طریق جوانان زیادی را باخود همراه میکرد، با شروع شدن حمله داعشی به مردم مظلوم و بی پناه سوریه و عراق و برای دفاع از حرم اهل بیت در قالب مستشار نظامی برای آموزش نظامی و رزمی به نیروهای مردمی و وطنی سوریه و عراق چندین بار به این دو کشور اعزام شد.
بعد از اعزام، محسن دیگر آن محسن نبود، مدام از آنجا میگفت و از مظلومیت مردم سوریه حرف میزد، حتی زمانی هم که پیش ما بود روحش آنجا بود.
محسن مجرد بود چندین بار برایش خانوم های متعهد زیر نظر گرفته بودم و تا میخواستم با محسن راجع به ازدواج صحبت کنم میدیدم که تمام فکرش شهادت است، تمام فکر محسن کمک به مردم مظلوم سوریه بود. می گفت: مادر من معلوم نیست وضعیتم چطور میشود فعلا صبر کن.
محسن بیشتر حقوقش را صرف خانواده های بی سرپرست میکرد، محله های فقیر نشین کرج محسن را خوب میشناختن و هنوز هم حقوق محسن صرف خانواده های نیازمند میشود.
یک روز با محسن به بهشت زهرا رفته بودیم، مادر شهیدی را دیدیم که همسرش نیز به رحمت خدا رفته بود و فرزندی نداشت، محسن آنقدر پای صحبتش و دردودلش نشست که متوجه شد سقف منزل آن مادر در اثر باران خراب شده و کسی را ندارد که تعمیرش کند ، محسن برای تعمیر منزل پیش قدم شد و آن مادر همیشه دعا گوی محسنم بود.
✍به روایت مادربزرگوارشهید
#شهید_محسن_کمالی🌷
#سالروز_شهادت
ولادت : ۱۳۶۳/۱۱/۹ کرج ، البرز
●شهادت : ۱۳۹۴/۱/۲۷ حلب ، سوریه
#السلام_علیک_یا_رقیة_بنت_الحسین
روز سوم کہ رسد
یاد کسے مے افتم
کہ ز فرط عطشش
نالہ زده وای عمو...😔
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
#خاطرات_شهید
وقتی که ۱۳ سال داشت در ماه مبارک رمضان در مسجد ابوالفضل پایین محله طارمسر خادم مسجد اعلام کرد برای خانواده ای که نیاز مالی دارند کمک بشود ایشان تمام مبلغی که داشتند هدیه دادند خادم مسجد به او گفت هنوز روزه بر شما واجب نشده همین مبلغ را که هدیه دادی میتوانی برای خودت چیزی بخری و میل کنی شهید بزرگوار جواب دادند اگر یک روز چیزی نخورم مشکلی پیش نمی آید ولی گره از مشکل کسی باز میشود..
📎جان به قربان شهیدی که پس از کشته شدن
غسلش از خون بود گرد غریبی کفنش
#شهید_رمضانعلی_طارمسری🌷
●تاریخ ولادت: ۴۱/۱۲/۱۲
●تاریخ شهادت: ۶۲/۱/۲۶ ،فکه ،عملیات والفجر ۱
ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🕊🕊
#افطـــارانہ
می گویند :
آب ڪه می نوشے بگو "یـا حسین"
اما این روز ها ڪه دیگر آب
نمی نوشے آب ڪہ دیدے بگو "یـا ابوالفضل"✨
#السلام_علیک_یا_ابوالفضل
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
#یوسف_من
یوسف من خبرت هست که در چشم فلک
اولین جمعه ی ماه رمضان بی تو گذشت؟
#اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج ❤️
ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🕊🕊
🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃
✫⇠ #برزخ_تکریت
✍ خاطرات آزاده : حکیمی مزرعه نو
● #قسمت_دویست_و_چهل_و_سوم
🔆 درگیری و تبعید۱
حدودا کمتر از یکماه پس از رحلت حضرت امام ره درگیری در آسایشگاه سه مقدمه تبعید تعدادی از بچهها به خارج از اردوگاه میشود
غم از دست دادن امام همچنان جو غالب بر اردوگاست .
ادامه این وضعیت برای تعدادی از هواداران نفاق و بیشتر میتوان گفت افراد بی تفاوت که جملگی در انتهای آسایشگاه و کنار تلویزیون جای داشتند غیر قابل تحمل است.
طبیعتاً آنها عزادار نبودند و میخواستند از برنامههای به اصطلاح شاد تلویزیون استفاده کنند و آزاد باشند لذا چاره کار را در انتقالشان به آسایشگاه دیگری میدانستند و چند مورد نیز بصورت غیر محسوس از عراقها چنین درخواستی کرده بودند.
اما بعثی ها همچنان که در گذشته هم ذکر شد تمایلی به انتقال آنها ندارند و در واقع میخواهند از وجود آنها در راستای شناسایی و کنترل افراد تاثیر گذار و همچنین تاثیرات منفی حضورشان بر جمع استفاده کنند.
آنها چند روزی بود که رعایت حال سایرین نکرده و با حرکات و سکناتشان داغ بچهها را تازه میکردند.
آقای سید مهدی حسینی مسوول آسایشگاه در جمع آمار روزانه به آنها تذکر میدهد و از آنها میخواهد بیش از این مقدمات خشم بچهها را فراهم نکنند
آنها مجددا به بعثیها گزارش میکنند که ما در آسایشگاه سه امنیت جانی نداریم و خواستار انتقالشان به مکان دیگری میشوند .
نهایتا با اصرار آنها بعثیها خشمگین شده و سراغ آسایشگاه سه آمدند و پس از تجمیع بچهها در صف آمارِ داخل آسایشگاه بدون مقدمه از یکی از سردمداران آنها خواستند تا افرادی که در این آسایشگاه با آنها مخالفت میکنند و به اصطلاح حزب اللهی هستند را معرفی کند .
بزرگ آنها که جوانی هیکلی و قد بلند و البته فردی آرام و بی سر و صدا بود بلند شد و از میان جمع ، حدود هفت الی هشت نفری را که رهبری معنوی بچهها را به عهده داشتند از جمله مسوول آسایشگاه را معرفی کرد.
طی مدتی که از رحلت امام ره میگذشت بعثیها ضمن شناسایی افراد دخیل و موثر در برگزاری عزاداریها از جمله پوشیدن لباس تیره و... مترصد فرصتی بودند تا ضمن تنبیه جانانه ، آنها را به عنوان افراد پر دردسر و مساله ساز به مکان دیگری تبعید کنند.
در هر صورت دوستان ما را از آسایشگاه به محوطه منتقل و پس از ضرب و شتم ، افراد دیگری از سایر آسایشگاه های بند یک و دو که از قبل شناسایی کرده و اسامی آنها را در اختیار داشتند به این مهمانی فرا میخوانند.
ادامه دارد..✒️
⛔️کپی ونشر ممنوع..چون این خاطرات هنوز چاپ نشده نویسنده راضی به نشرش نیستند..فقط همینجا بخونید🌹
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
↫✨« بــِســـم ِ ربـــــــِّـ الــشــــُّـهـداءِ والــصــِّـدیــقــیــــن »✨↬❃
#دویست_وسی_هشتمین
#ختم_قران_شهدا
ختم قران به نیابت از شهدا وتعجیل در ظهور اقا...لطفاجزهای انتخابی خود را به ای دی زیر بفرستید..
@R199122
📿15 📿 24 📿 27 📿 28 📿
وتعداد صلوات های خودرا اعلام کنید تاکنون
صلوات ختم شده⇩⇩⇩
( #s2_929_280)
ว໐iภ↬ @sangarshohada 🕊🕊
tahdir 04.mp3
4.18M
🌸طرح تلاوٺ قرآטּ صبحگاهے🌸
#تحدیر (تندخوانے) جزء چهارم قرآن کریم با صوت استاد معتز آقایے
ڪلام حق امروز هدیه به روح🌸🍃
#شهید_میثم_نظری🌷
╔══ ⚘ ════ 🕊 ══╗
@sangarshohada
╚══ 🕊 ════ ⚘ ══╝
نَہ یِہ نٰامۍ
نَہ نِشونی
نَہ یِہ ٺیڪہ اسٺخونے
نیسٺ ازش
حٺی پلاڪے
حٺی یِہ لِبٰاسِ خاڪے
#شهیدجاویدالاثررحیم_کابلی
#شهید_محمد_بلباسی
#صبحتون_شهدایی🌷
iD ➠ @sangarshohada🕊🕊
#دعاى_روز_چهارم_ماه_مبارک_رمضان🌙
✧ ✦ ﷽ ✧ ✦
✨ اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِكَ واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُكْرَكَ بِكَرَمِكَ واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْكَ وسِتْرِكَ یـا أبْصَرَ النّاظرین.
✨خدایا نیرومندم نما در آن روز به پا داشتن دستور فرمانت وبچشان در آن شیرینى یادت را ومهیا كن مرا در آنروز راى انجام سپاس گذاریت به كـرم خودت نگهدار مرا در این روز به نگاه داریت وپرده پوشى خودت اى بیناترین بینایان
#التماس_دعا
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
💠دست نوشتهٔ زیبای شهید مسعود ملا درباره ماه مبارک رمضان:
«با سلام بر ایام الله
با سلام بر کسانی که ایام الله را به وجود آوردند
با سلام بر امام زمان(عج)
سلام بر امام عزیزمان که جانم فدایش باد
سلام بر #شهدا که در این ماه جایشان بر سر سفره های افطار خالی است
سلام بر جانبازان و مجروحینی که سحر و افطارشان را روی تخت های بیمارستان می گذرانند
سلام بر مادران شهدایی که جای خالی فرزندانشان را در سر سفره افطار می بینند...
عجب صفایی دارد ماه رمضان
ماهی که همه به میهمانی خدا می روند
ماهی که در رحمت، بر روی تمام بندگان خدا باز می شود
ماهی که خدا در دل ها نفوذ می کند
در ماه رمضان خدا در چشم های بصیرت مردمان پاکدل نفوذ می کند سعی کنید از این ماه به حول و قوه الهی بیشترین استفاده ها را ببرید در این ماه دل ها همه جلا پیدا می کند و دلی که به یاد خدا پاک شود نگرانی هم ندارد»
#شهید_مسعود_ملا🌷
ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🕊🕊
#روضہ_روز_چهارم
روز چهارم شده و
حرفـــ دڸ خـــــواهر تو
خواهر بہ فداے تو حسیڹ،
نمے شود برگردیم؟..
#یا_زینب_س❤️
ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🕊🕊
💠 نماز قبل افطار
قبل از افطار نماز می خواندند ، می گفتند : نزدیک افطار عطش انسان برای اب و غذا زیاد میشود، در این لحظه ها اجر این نماز بیشتر است...
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی🌷
iD ➠ @sangarshohada🕊🕊
بر سرِ
سفرهٔ افطار
به غذا لب نزنم
تا زمانی که مؤذن
نام حیـــــدر ببرد . . .
" أَشْهَـــدُ اَنَّ عَلیًا وَلِی الله "
#پاسـدار_مدافع_حرم
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
#لحظات_سبز_افطار
#التماس_دعا
j๑ïท ➺ @sangarshohada🕊🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 #ڪلیپ
●اجازه نمیداد کسی به حضرت آقا اهانت کند.
شدیدا عاشق ائمه اطهار، ولایت اقای خامنه ای بود..
میگفت هرجا باشم بخاطر عشقم به حضرت اقا و اهل بیت، نمی گذارم کسی توهینی بکند...
●در خانه چندبار پیش امده بود خانواده های مخالف نظام و رهبری مهمان ما باشند...
می رفت پدرش را راضی میکرد تا تلویزیون را خاموش کند. میگفت نباید اجازه بدهیم موقعیتی پیش بیاید که بخواهند به حضرت آقا بی احترامی کنند...
همیشه موقعیت ها رو طوری فراهم میکرد
که اجازه ندهد کسی به حضرت اقا توهین کند
حواسش به همه چیز بود...
#شهید_حسن_قاسمی_دانا🌷
iD ➠ @sangarshohada🕊🕊
🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃
✫⇠ #برزخ_تکریت
✍ خاطرات آزاده : حکیمی مزرعه نو
● #قسمت_دویست_و_چهل_و_چهارم
🔆درگیری و تبعید۲
بنده حدودا در صفهای آخر نشسته بودم و شاهد بودم که دو نفر از همین افراد بی تفاوت که کنار هم نشسته بودند از اتفاق پیش آمده اظهار خوشحالی نموده و یکی از آنها که چشمان درشتی هم داشت سرش را چرخاند و لبخندی تحویل رفیقش داد .
در این لحظه آقای اسد الله توحیدلو که شاهد ماجرا بود خونش به جوش امد و یک سیلی حواله طرف کرد و گفت برای چی میخندی ؟
سیلی زدن همانا و به هم ریختن آسایشگاه همانا
دوستان طرف به حمایتش برخاستند و
سایر بچهها هم که منتظر همچون لحظهای بودند ریختن رو سر اون چند نفر و حسابی دعوا بالا گرفت .
این اتفاق درست لحظهای واقع شد که بعثیها در حال انتقال تبعیدیها به خارج از اردوگاه بودند و تقریبا بیشتر آنها در دسترس نبودند .
بنده که بنیهای نداشتم سریع خود را به ابتدای آسایشگاه و دور از منطقه دعوا رساندم.
بیاد دارم یکی از دوستان بنام م ـ الف که از ناحیه پا مجروح بودند یک پایی و به اصطلاح لنگان لنگان خودش را رساند به انتهای آسایشگاه و مشت محکمی به فک یکی از آنها زد که فک طرف از جای در رفت و بلافاصله خود را به ابتدای آسایشگاه رساند
آنها هرچه فریاد میزدند که عراقیها به دادشان برسند فریادشان به جایی نمیرسید
دعوا و بزن بزن همچنان ادامه داشت تا اینکه یکی از آنها همان فردی که رییسشان بود چاره کار را شکستن شیشه پنجره دید و با مشت شیشه پنجره آخر را شکست و دستش نیز جراحت برداشت و با تکه پارچهای آن را بستند .
عراقی ها از صدای شکستن شیشه متوجه قضیه شدند و به دادشان رسیدند.
در آن ایام گروهبان امجد تازه مسوولیت بند یک و دو را به عهده گرفته بود که حقیقتا دل خوشی از این افراد خصوصا هواداران منافقین نداشت .
بعثیها که به خیال خودشان چشم فتنه را در آورده بودند و تازه از ضرب و شتم مخالفین خسته و کوفته بازگشته بودند برایشان سخت بود باور کنند که خروج این چند نفر به عنوان لیدر و رهبر بچهها هیچ تاثیری بر جو آسایشگاه نداشته است.
لذا لازم دیدند یا مجبور شدند یک گوشمالی حسابی نیز به افراد بیتفاوت در راستای ایجاد آرامش در آسایشگاه بدهند.
لذا در ابتدا گروهبان امجد شروع کرد به نصحیت که " بابا شینوُ حزب الله شینو مسعود رجوی" (سر کرده منافقین ) یعنی چیه یک عده میگویید حزب الله یک عده طرفدار مسعود رجوی البته یک بار میگفت حزب الله سه بار میگفت مسعور رجوی و کاملا واضح بود که کلا منظورش آنها بود نه حزب اللهی ها .
ادامه دارد..✒️
⛔️کپی ونشر ممنوع..چون این خاطرات هنوز چاپ نشده نویسنده راضی به نشرش نیستند..فقط همینجا بخونید🌹
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
↫✨« بــِســـم ِ ربـــــــِّـ الــشــــُّـهـداءِ والــصــِّـدیــقــیــــن »✨↬❃
#دویست_وسی_هشتمین
#ختم_قران_شهدا
ختم قران به نیابت از شهدا وتعجیل در ظهور اقا...لطفاجزهای انتخابی خود را به ای دی زیر بفرستید..
@R199122
📿15 📿 24 📿 27 📿 28 📿
وتعداد صلوات های خودرا اعلام کنید تاکنون
صلوات ختم شده⇩⇩⇩
( #s2_929_280)
ว໐iภ↬ @sangarshohada 🕊🕊