eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
صبح با رفقا رفتیم راهپیمایی و همین الآن برگشتم خونه! بدین‌صورت که پس از راهپیمایی و خوندنِ نماز، کوبیدیم رفتیم پی مانتو آدمیزادی و تو ماشین افطار کردیم و نماز مغربم بیرون خوندیم و همه‌ش بازار بودیم! کجای مشهد مونده بود؟ آزادشهر، اکسیر، ابریشم، احمدآباد، خیابون راهنمایی. این مناطق در تصرفِ خدازده‌های شپشو، تاب‌پوش وَ خاک‌برسره! سرسام گرفتیم این‌قدر چشمامون گناه دید و گوشامون گناه شنید... این‌قدر که امام زمان علیه‌السلام به دادمون رسیدن و یه موکبِ خیلی باکلاسِ مناسبِ منطقه، به اسمِ آقا، چای‌آویشن می‌داد و خوردیم و غصه‌هامون رو شست و برد. زن‌داداش همه‌‌خرترین مانتوی بازار رو گرفته به دو تومن. بهش گفته بودم من این‌قدر پول رو فقط به چادر می‌دم که ارزش داره، مانتو چیه دو‌ تومن؟! زن‌داداش گفت محاله زیر دو تومن مانتو پیدا کنی. گفتم خواهرشوهرت و نشناختی :) از خیابون راهنمایی، مانتو آدمیزادی خریدم به پونصد تومن :) اون‌طوری که ذوق داشته باشم و بگم باب سلیقه‌مه نیست، اما دخترام ببینن ذوق می‌کنن و همکارام بازم ازم آدرس می‌گیرن. یه شومیز گل‌گلی هم خریدم به ششصد با یه گردنبد و گوشوارهٔ متناسب باهاش که خیلی لطیف و گل‌گلی‌ان به دویست. در مجموع؟ یک و سیصد! ینی تن به بی‌حجابیِ اجباریِ بازار ندادم و اگه امروز هم پیدا نمی‌کردم، نمی‌خریدم تا آدمیزادی پیدا کنم. نه عبایی، نه پیراهنی، نه کت! مانتوی در شأن، با سلیقه و مرتب. تن به قیمت‌های تحمیلیِ بی‌تناسب با پارچه‌ها و دوخت ندادم. از یکی از خفن‌ترین نقاط مشهد خرید کردم ولی به قیمتِ معقول. یعنی تن به حماقت ندادم که من رو به لباسِ میلیون تومنیم از فلان‌جا بشناسن، بلکه اشیای در خدمتم رو باید به من بشناسن. هم با خرید معقول، تونستم یه لباس ذوقی و گل‌گلی هم بخرم، با اکسسوری مناسب. کفشم می‌تونم بخرم. ینی با دو تومن کلی می‌شه خرید کرد، معقول و مناسب و زیبا. نه مشکی، نه شلخته، نه نامناسب. بازم جوری خرید کردم که زن‌داداشم و دخترخاله‌م وقتی سفرم، به‌جای لباسای پول‌خوردهٔ بی‌فایده‌شون، ازم اجازه بگیرن و برن سر کمدم لباسای من و بردارن! آقا عید فرمودن باید سبک زندگی مردم رو «اصلاح» کرد. می‌شه جهادی، اما باسلیقه و باکیفیت زندگی کرد. می‌شه. می‌شه برابر تحمیل‌های اقتصادی و اجتماعی مقاومت کرد. می‌شه. می‌شه هم‌رنگِ جماعت نشد. می‌شه. به‌قولِ آقا ما بن‌بست نداریم، همیشه بن‌بازه. الحمدلله ربّ العالمین. +عکس چه ربطی داره به فرسته؟ هیچ ربطی! تو بازار بودیم دوستام وایسادن یه جایی و زدن زیر خنده. گفتم چیه؟ گفتن این تویی! دیوانهٔ سفر و آمادهٔ رفتن! می‌خواستن برام بخرن که نذاشتم :) ولی واقعا منم :))
این گلدون رو هم گرفتم برای مامان مدرسه. دست یکی از دخترا دیده بود، این‌قدر دوست داشت، همه‌ش می‌گفت همون و بده من. عیدی بهشون بدم ذوق کنن :) موچی هم خریدم امتحان کنیم چیه، خیلی خوشمزه بود لعنتی ولی گرووووووون! یک عدد خریدیم هشتاد هزار تومن، همه خوردیم😂 جهادیِ جهادی😎 اون یک عدد اندازهٔ نصفِ کف دست بود... فقط پولِ ترند بودن‌ش بود... ولی خب ناخورده از دنیا نمی‌ریم دیگه :) +هنوز حتی یک و پونصد هم نشده روی هم 😎
از دیگر فعالیت‌های ما در بازارگردی: +شالت رو سرت کن! +بپوش روسریت و! +خرس گندهٔ روزه‌خوار! +شپشوها! +سرم رفت، دو دقه آهنگت و خاموش کن ببینم چی می‌پوشم! وَ چادرمون با کوفیه‌های به‌جای روسری سرکرده :) وَ نمادهای فلسطینِ به موبایل آویزون، به دورِ مچ بسته :) زرشکِ طلایی بهترین موقعیت: پسرِ جوانِ مانتوفروش جلوی کلی خدازده از من پرسید چی مد نظرتونه براتون بیارم؟ منم کلافه از مدل‌های به‌دردنخور، خیلی با چندش جواب دادم: مدلِ آدمیزادی! که ندارید! کدوم «انسانی» اینا رو می‌پوشه؟ شلخته و پلشت و لَش و پاره‌پوره و کوتاه و بلند و مُضحک(!) وَ سکوووووووووتِ یک مغازه😂😂😂😂😂😂😂😂😂
رو تختهٔ گوشهٔ مسجدی که نماز مغرب و اونجا خوندیم، نمی‌دونم چی آموزش یا توضیح می‌دادن، اما این فرمولش اگر «عمل» شه، دقیقا به هدف می‌خوره. اگر «عمل» شه! (کار درست × درست انجام دادن) + استمرار🤌
سلام😎 سرِ عبا خی‌لی ازم سؤال پرسیدید که چرا این‌قدر شدید و مستمر مخالفش هستم (الحمدلله) وَ خواهم بود (ان‌شاءالله). برای برخی پاسخ دادم و ممکنه این فرسته براتون تکراری باشه، اما دیدم سؤال زیاد شده، گفتم نشر بدم این‌جا. ببینید دوستان، فلسفهٔ حجاب، عقبه و چشم‌انداز سیاسی، موج اجتماعی وَ اثرات فرهنگی، حتی اقتصادی رو بذاریم کنار. می‌خوام خیــــــــــــــــــلی ساده چند تا سؤال از شما بپرسم. یعنی با تحصیلات، جنسیت، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، مطالعه یا عدم مطالعه و هیــــــــــــــــــــچی کار ندارم. اصلا هم نمی‌خواد بیاین به من جواب بدید. فقط این سؤالا رو دارم از وجدان و انصاف‌تون می‌پرسم. همین. هیچ دعوایی هم با هم نداریم :) دوستان ما تو دنیای نیت‌های ساده و پاکِ شما زندگی می‌کنیم یا تو دنیای پر از پیچیدگی و نیرنگ و برنامه برای از بین بردنِ دین؟ تا حالا به گوش‌تون نخورده که یکی از افسرهای ارشد اسرائیل گفته ما نمی‌تونیم حجابِ زن ایرانی رو ازش بگیریم، پس باید با دین وارد شیم و دین رو بزنیم؟ انصافا و وجدانا شما بین این صحبت و رایج شدنِ عبا نمی‌تونید ارتباط برقرار کنید و چشم‌انداز و هدف رو متوجه بشید؟ انصافا و وجدانا شما طی چند سالِ اخیر، مشخصا بعد از کرونا، تغییر پوششِ اربعین رو متوجه نشدید؟ آیا این تغییر مورد رضایت و خشنودی آقا امام حسین علیه السلام و امام زمان علیه السلام هست؟ آیا اربعین بزرگترین تجمعِ مذهبی در جهان و نقطه‌اشتراکِ همهٔ دنیا نیست که برنامه‌ریزی براش مهم باشه؟ آیا اربعینِ حقیقی و اصیل برای آیندهٔ استکبار خطرناک نیست که با طرح و برنامه بخواد از این خطر خودش رو نجات بده؟ انصافا و وجدانا با رایج شدنِ عبا، پوشیده شدنِ برهنه‌ها به‌دست میاد، یا به‌تدریج از دست دادنِ حجابِ اصیل و واقعی؟ انصافا و وجدانا تغییر ذائقهٔ آقایونِ مذهبی و مقیّد رو نسبت به حجاب و پوشش متوجه نشدید؟ تأثیر این تغییر ذائقه رو در خواستگاری و ازدواج، در کار و محیط فعالیت، در برخورد و توجه متوجه نمی‌شید؟ انصافا و وجدانا با رایج شدن عبا، شما به کودکان که نسل‌های آینده هستن چطور می‌تونید حجاب رو اون‌طوری که از حضرت زهرا سلام الله علیها به ما رسیده آموزش بدید و منتقل کنید؟ انصافا و وجدانا عبا، پوشیده‌تر کرده؟ یعنی شما هیچی نگی هم با دختربچه‌ت بری تو خیابون، حجابِ حقیقی بهش منتقل می‌شه که پس‌فردا محجبه بار بیاد؟ انصافا و وجدانا متوجه قبح‌هایی که با عبا ریخته می‌شه نشدید؟ متوجه نشدید عبایی‌ها به‌تدریج و به‌مرور به سمت آرایش‌های ملیح کشیده می‌شن؟ انصافا و وجدانا متوجه رقابتی که بعد از عبایی شدن در عباپوش‌ها اتفاق میفته نشدید؟ که زیباتر و شکیل‌تر دیده شن به بهانهٔ جذب به حجاب؟ انصافا و وجدانا متوجه اثرات اجتماعی عبا بر میزان ازدواج و شاغل شدنِ دختران دین‌مداری که تن به نمی‌دن نمی‌شید؟ انصافا و وجدانا عبا مورد رضایت ولایت فقیه و امام زمان علیه السلامه؟ انصافا و وجدانا برهنه‌هایی که عبا می‌پوشن، «محجبه» می‌شن یا از راه دیگه‌ای و در قالب دیگه‌ای خودشون رو عرضه می‌کنن؟ انصافا و وجدانا اگر حضرت زهرا سلام الله علیها در زمانهٔ ما بودن، عبا می‌پوشیدن؟ :) انصافا و وجدانا با پوشیدنِ عبا، یا طراحی عبا، یا فروش عبا، یا ترویج عبا، دارید به اسلام و انقلاب خدمت می‌کنید یا خیانت؟ اینا رو از خودتون، فقط از خودتون در خلوتی با امام زمان علیه السلام بپرسید و به ایشون پاسخ بدید. همین :)
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلاً به تو افتاده مسیرم که بمیرم یک قطرهٔ آبم که در اندیشهٔ دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم (این مصراع رو شاعر گفته آقا، من رو به آغوش هم نگیری دوستت دارم و برات می‌میرم) یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است من ساخته از خاک کویرم که بمیرم خاموش مکن آتش افروخته‌ام را (من شعله‌های هر روز عمیق‌ترِ توی سینه‌م رو روی همون آوارِ منارجنبونی که دیگه نیست، عاشقم) بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
وَ اجْعَلْنَا عِنْدَکَ مِنَ التَّوَّابِینَ الَّذِینَ أَوْجَبْتَ لَهُمْ مَحَبَّتَکَ...
دیگه روزه‌داری تموم شد. کاروانی نیاز دارم که فردا من و ببره عراق و جمعه عصر برم گردونه که شنبه برم مدرسه.
از قشنگ‌ترین پیام‌های شاگردام اوناست که این‌ور و اون‌ور با دیدن شعر یادم میفتن. این کوثره از هشتم. قم و جمکرانه. هم کلی از حرم برام عکس فرستاده، هم این دو تا رو فرستاده و داره توضیح می‌ده مسجد رفته نماز، این شعرا رو دیده یاد من افتاده :) مفاهیم دینی رو لطفا بیشتر با شعر کار کنید، دخترای من می‌خونن و برام می‌فرستن و سر همین ان‌شاءالله یه نکته یاد می‌گیرن🌿 گرچه شعر غیبت قاعدهٔ شعریش می‌لنگه، اما آفرین به مسجدی که با شعر حجاب و غیبت رو کار کرده👏 روی شعر غیبت قافیه و وزن رو برای دخترم توضیح دادم که ذهنش به شعر حساس‌تر شه و بیشتر به در و دیوارها دقت کنه. هم مطمئن شه من خوندم و سر ذوقِ فرستادن برای من، بیشتر به نوشته‌ها توجه کنه😊
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوشبختایی که قراره فردا نمازِ عید فطر رو پشتِ سرِ سیدناالقائد بخونید، به این عید قسم مدیونمید اگه تو هوای تنفسِ امام خامنه‌ای دعام نکنید. از من گفتن بود، اون دنیا جا نخورید جلوتون و گرفتم😤 +کاظمین، نیمهٔ شعبانِ همین بهترین سفرم❣
سربه‌راه
خوشبختایی که قراره فردا نمازِ عید فطر رو پشتِ سرِ سیدناالقائد بخونید، به این عید قسم مدیونمید اگه تو
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سیدناالقائد برای من حرمه... کربلاست... نجفه... می‌شمارم تعداد زیارت‌هاشون و... هم عبرته که اگه آدم بودم با یه زیارت عبد می‌شدم و ظهور می‌گرفتم، هم رحمته که ان‌شاءالله از این تعداد اون دنیا یکیش دست من و می‌گیره... کربلاهام الحمدلله و ماشاءالله دورقمی شده ولی زیارتِ سیدناالقائد گمون کنم دو بار تو سخنرانی‌های عیدشون تو حرم اونم قبل از کرونا... برای من هرکی فردا تو هوای سیدناالقائد نفس می‌کشه، کربلاییه... اربعینیه... حاجیه... زیارت‌رفته است... نمازِ به امامتِ سیدناالقائد آرزوی سردار سلیمانی بوده... شهید چمران... شهید همّت... شهید حججی... سیدحسن... اسماعیل هنیه... شهیدِ جمهور ابراهیم رئیسی... یحیی سنوار... نمازِ فردا حسرتِ کلی یمنیه... کلی فلسطینی... کلی لبنانی... سوری... عراقی... کشمیری... افغانستانی... پاکستانی‌... حتی چفیه‌به‌سرهای قلبِ آمریکا... دانشجوهای زندانی‌شدهٔ حامیِ فلسطین... نعمتِ در دسترسِ شما تهرانی‌ها و تهران‌نشین‌ها، آرزو و حسرتِ یه جهانه! خی‌لی قدر بدونید... خیلی با نیت و به‌ نیابت برید... من بودم فردا بی‌حاجت نمی‌رفتم و دست خالی هم برنمی‌گشتم. من هیچ‌وقت معتقد نبودم زیارت به طلبیده شدنه(!) زیارت، به خواستنه و گرفتن. هر چقدر طالب باشی، همون‌قدر بهت می‌دن. کسی دستش از زیارت خالیه که پای خواستنش لنگ می‌زنه.
سربه‌راه
سلام😎 سرِ عبا خی‌لی ازم سؤال پرسیدید که چرا این‌قدر شدید و مستمر مخالفش هستم (الحمدلله) وَ خواهم بود
پیام‌های خوبی در این باره داره ردوبدل می‌شه که لازم می‌دونم برخی رو این‌جا هم نشر بدم. یکی از مواردی که چند نفر پرسیدید، اینه که با چادر حس شلخته بودن می‌کنید، در صورتی که عبا مرتبه و وجههٔ بهتری از حجاب نشون می‌ده. خانوما دقت کنین: ما چادر می‌پوشیم که دیده نشیم :) تکرار می‌کنم، ما چادر می‌پوشیم که دیده نشیم :) ینی کسی حق نداره من رو بی اذن و اجازه ببینه. اگه نگرانِ مرتب دیده شدنید، یعنی از اساس محجبه نیستید و فکر حجاب ندارید :) سرِ اربعین گفتم بیاید با خودمون رک باشیم. اگه جا موندیم تقصیر شوهر و پدر و بی‌پولی و هیچ‌چیز نیست، فقط و فقط و فقط تقصیر خودمونه که نخواستیم. اینجام همون و می‌گم. ما چادر نمی‌پوشیم که وجههٔ حجاب رو تبلیغ و ترویج کنیم ما چادر می‌پوشیم چون «وظیفه»مونه! دوستان؛ وظیفه اما و اگر نداره! فقط انجامش می‌دیم. تمام :) اسلام یعنی تسلیم :) یعنی سمعا و طاعتا :) یعنی علی سکوت کرد، ما هم ساکتیم :) مجتبی صلح کرد، ما هم صلح می‌کنیم :) اباعبدالله قیام کرد، ما هم قیام می‌کنیم :) علیهم السلام. مشکلِ ترویج و تبلیغ اینه که ما حرف می‌زنیم(!) شما به وظیفه‌ت عمل کن این جذبش بیشتره :) حاج قاسم حرف زد که شد حاج قاسم؟ نه! وقتی همه داشتن زر می‌زدن ما نوکر شهداییم، نوکر حضرت زینبیم، خادم امام زمانیم و از این دوربین به اون خبرنگار مشغول بودن، حاج قاسم داشت به وظیفه‌ش عمل می‌کرد. همین! این از این. اما دغدغهٔ شخصیِ مرتب بودن و شلخته دیده نشدن. این کمی سلیقه می‌طلبه و دقت. چادرِ ساده رو خوب بگیری مرتبی. چادرِ غیر سادهٔ آستین‌دارِ جلوبسته هم قلق داره. اینا رو خودت باید به‌دست بیاری. نسبت به قدت، چاق و لاغریت، استایل و سبک پوششت. مثلا من هیچ‌وقت بلوز یا مانتویی که جنسش بچسبه به چادر نمی‌خرم. خب همیشه این و حواسم هست. هیچ‌وقت روسری‌ای که زیر چادر نگه داشتنش سخته نمی‌خرم. مثلا ساتن. مثلا خیلی بلند که با چادر شلخته می‌شه. اینا که بدون طلق جلوش خوب وانمیسته. یا هر وقت شلوار کتون می‌پوشم، چادرم و موقع راه رفتن جمع می‌کنم پایینش و. چون کتون خاک می‌گیره و پایین چادر به فنا می‌ره. هیچ چیز جلب توجه‌کننده‌ای هم تو پوششم ندارم. نمی‌ذارم نفسم گولم بزنه و چادر نگین‌دار بپوشم :) چادرِ زرقی‌برقی :) چادرِ جلوباز :) سعیده سادات دوست دوران دبیرستانم بود. هم‌دانشگاهی شدیم و توفیق داشت تا دکتری خوند. آزمایشگاهی بود. رفت پی علاقه‌ش. وَ من هیچ‌وقت ندیدم بگه حالا آزمایشگاه چادر و چه کار کنم! خودم وقتی ارشد بودیم ازش پرسیدم. رفته بودم دانشکده علوم که تو سلف قشنگ‌شون ناهار بخوریم. پرسیدم سعیده تو آزمایشگاه چادرت و چه کار می‌کنی؟ خیلی طبیعی، نه با فخر، نه با پریشونی، انگار که چادر اعضای بدنشه 😍 بی اون‌که سر بلند کنه از غذاش، گفت سرمه! من می‌دونستم سرشه :) می‌شناسم با کی دوست می‌شم و با کی عمر می‌گذرونم :) جا نخوردم. فقط پرسیدم چطوری که بزنم به سر اون یکی دوستم که چادرش و درآورد تو آزمایشگاه و چندین سال بعد تو راهپیمایی با مانتو دیدمش :)) گفت پارچه خریده، مدل دانشجویی درست کرده، کوتاه‌تر که زیر دست و پا نیاد، گشادتر که حجم نشون نده، آستین تا ساعد که تو آزمایش جلوش و نگیره، هِددار که بندازه روی پیشونیش و دستای دستکش‌دارش دیگه لازم نباشه مقنعه یا روسری رو هی جلو بکشه، با جلوی زیپ‌خورده :) تا یک ماه هم هم‌کلاسی‌ها و استادا مسخره‌ش می‌کردن و تیکه می‌نداختن :) ترم چهارم یه استاد سکولار عقب‌مونده‌مون گفته این مسخره‌بازیا رو جمع کن. دیگه با چادر حق نداری بیای آزمایشگاه وگرنه از کلاس من اخراجی. سعیده هم یه مانتو سفید آزمایشگاهی می‌دوزه کیسه برنجی :))) گشاااااااااااااااد و بلنننننننننننند :) از این مقنعه‌ها که آستین‌داره و چونه‌داره هم روش :)))) می‌ره آزمایشگاه این استاده :)))) استاده از شدت حرص اون روز یه بِشِر می‌شکونه :)))) سعیده با نفسش رک بود :) هنوزم هست :) دکتری‌شم گرفت :) استاد آزمایشگاه هم شد :) رساله دکتریشم تو برّ و بیابون گذروند با چادر تا گونه‌های گیاهیش و کشف کنه :) ولی چادر از سرش نیفتاد :) استدلالش قشنگه: مردا کپسول نیستن که یکی مفید باشه، یکی مضر! اونی که مَحرم نیست، نامحرمه و حجاب‌لازم :) یه ارجاع هم بدم خودتون برید ببینید :) تنها محافظ زن در تیم مراقبان امام خمینی کی بودن؟ خانم دباغ. ایشون پاشون شکسته بود. می‌رن پیش امام با مانتو. عکساشون هست؛ مانتوی گشاد و بلند. با روسری کامل پوشیده. امام می‌گن بگید براتون چادر تهیه کنن. با چادر بهتره پوشش‌تون :) خانوما و دخترا؛ هرچی تو ذهن‌تون میاد بهانهٔ نفس‌تونه :) با تأکید می‌نویسم؛ هرچی :) آزمایشگاه و بیمارستان و از دوستانم به خاطر دارم، کوه و دریا و رانندگی و دوچرخه و ورزش و بدوبدو و کار رو هم شخصا تجربه دارم.