سربهراه
با چه پیامای بیهودهای وقتم رو میگیرید واقعاً(!) شماها اینقدر شیشهای و مَلوسین، میشکنه النگوه
من هر روز
روزی یک ساعت
میرم بلاگفا و بلاگیکس
با وبلاگای ضدانقلاب
کلکل میکنم😂
تبیین نه ها!
وحوش و فواحش تبیین نمیخوان!
کلکل میکنم فضای نوشتن ازشون سلب شه😂
تا الآن کلی وبلاگنویس سطلی رو آواره کردم✌️😊
شما مذهبیاحمقا خیال میکنین امربهمعروف که میکنیم باید طرف سریع سرش رو بپوشونه(!) پس اگر نپوشوند امربهمعروف جایگاهی نداره(!)
کتابنخوندهٔ عقبموندهاین دیگه(!)
تو واجبِ فراموششده آقاجان تأکید دارن یکی از اثرات امربهمعروف و نهی از منکر، سلب آرامش گناه کردن در جامعه است!
یعنی وقتی هی به طرف گیر بدیم، اون اعصابش به هم میریزه و بهمرور واسه اینکه ما بهش گیر ندیم گناه رو ترک میکنه.
من روزی یک ساعت فقط میرم روی اعصاب وبلاگنویسای ضدانقلاب که شکر زیادی بخورن بیان هرچی خواستن بلغور کنن و نوجوان سادهمونم بخونه و باور کنه(!)
توصیه میکنم شما علّافای صبح تا شب پلاس در فضای مجازی هم از این کارا بکنید بلکه یک ساعت از عمرتون هدفمند گذشت(!)
بلوریهای شکستنی رو ازشون استفاده نمیکنن ها! میذارن بوفه خاک بخوره(!)
از من گفتن بود!
استیل و تفلون باشید😂
یکی از شما که اومده حرم برای تولیت نامه نوشته و مطالبه کرده😍😍😍😍😍😍😍😍😍😭😭😭😭❣❣❣❣
بیا بغلم دخترم😍❣😭
دلم میخواد پروفایل بنویسم تو ناوِ آبراهام سرِ غذا دعواشون شده(!) اونوقت امید دارن ما ملتِ اهلِ روزه رو شکست بدن(!)
ولی خیلی وقته دست به پروفایل شادم نزدم که برسیم به دهمِ شهریور؛ یعنی شش ماه خیابونداری... سبحاناللّه!
برای دهم، پروفایل مینویسم همکار و خانوادهٔ شاگرد بسوزونم😂😍✌️🇮🇷
سلام عزیزم
این روزها مثل عروسی که دیگه شش ماه از زندگیش گذشته و نمنم به خونه و زندگی و شکمِ خودش و همسرش امیر شده آشپزی میکنم :)
دیگه بلدم دوازده بایستم پای گاز و تا دوی ظهر ناهارم آماده باشه.
خورشهام خوب جا میافته و برنجم نه شفته میشه و نه خشک.
سرِ حوصله برای خودم شربت درست میکنم و جای نوشابه میارم کنارِ غذام.
بدون دستورپخت میتونم آستین بالا بزنم و برخی غذاها رو بپزم.
امروز خربزه ریختم تو مخلوطکن و کمی شکر پاشیدم روش و کنارِ ناهارِ خوشمزهم، آبِ خربزه خوردم و خیلی خوشمزه شد.
یه حمامِ اساسی رفتم و فردا که پرچمِ گنبدِ امام رضاجان، از سیاه درمیاد، من هم از سیاه درمیام و بعد از دو ماه طلاعلام و میندازم سروگردنم.
بعد از ظهرها چایهلزعفرون دم میکنم و کتاب میخونم. صبحها صبحانه میخورم. شبها در تجمع فکر میکنم.
وقتی اربعین بودم یکی از گلدونام طاقت نیاورده. من ولی دورش ننداختم. هنوز به آبِ وضو آبش میدم و امید دارم مقاومت کنه و اون آخرین برگِ سبزی که مونده، بمونه و برگهای دیگری رو به جوانه زدن دعوت کنه.
موسی کو تقیای که قبل از رفتنم کنارِ لولهٔ آبگرمکن لونه ساخته بود و چند روزی با آوازِ اون از خواب بیدار میشدم، وقتی برگشتم دیگه نبود. من به لونهش دست نزدم... هر روز صبح نگاه میکنم شاید برگشته باشه...
من آدمِ چایهل درست کردنم وسطِ زندگیای که چایش کیسهای بود(!) عالی هم نباشه همهچیز، من نه آنم که زبونی کِشم از چرخِ فلک :)
وَ عزیزم؛
محبّتِ راستین و بیهودگی با هم غریبهان... اونقدر که میدونم داره میشه دو سال که هفتهای یک بار برام یک بیت شعر میفرستی❣
سربهراه
این لینک رو شما برام فرستادید. دوست داشتم اینجا هم بذارم❣ خیلی با جزئیاته... سرِ خلوت و حوصله ببین
کاش این و تو این دوربینای چندبعدی میاوردن مشّایه، به مردم عِراق نشون میدادن...
نمیدونم شایدم آوردن و نشون دادن... ولی ما که مجبور بودیم از بیماری آهسته حرکت کنیم، خوب همهٔ موکبها رو میدیدیم و چنین چیزی نبود...
در عِراق ۹۹ درصدِ موکبها خوراکیه و زائر رو سیر و سیراب میکنه. موکب فرهنگی و کارِ فرهنگی هیچ!
در ایران و ایام شهادت امام رضا علیه السلام ۹۹ درصدِ موکبها فرهنگیه و زائر گشنه و تشنه...
باید این دو نگاه ترکیب شه...
پوففففففففففف از این دنیای دون!
سربهراه
امروز دو تا از حیواناتِ وحشی و خونخوارِ دیماه رو اعدام کردن😍 نمیدونم البته اعدام براشون عادلانه اس
امروز یکی از حیواناتِ وحشی و خونخوارِ دیماه اعدام شده😍😍😍
الحمدللّه رب العالمین☺️
بیش باد🇮🇷