eitaa logo
سربه‌راه
226 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
396 ویدیو
111 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم!
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
ارشد قبول شدم! هر چقدر هم بگم من نخونده بودم باور نمی‌کنید! رفیق باور می‌کنه که دیده من نخوندم. به‌
از وقتی نشستم پای ویراستاری تا الآن تو گریه‌هام غرق شدم... لپ‌تاپ‌م شهادت می‌ده... استادهام و حلال نخواهم کرد.............
امام‌خامنه‌ای از بهترین اول شدن‌ِ کُشتی‌مون تو خاکِ دشمن خی‌لی ذوق کردن❣ داشتم فکر می‌کردم رمز موفقیت دهه‌هشتادی‌های گمنامِ کُشتی چیه که تونستن مایهٔ دلگرمی و فخرِ امام‌شون در دلِ جنگِ ترکیبی بشن؟ که دیدم آقای دبیر گفتن «ما بین کشتی‌گیرا تو رده‌های سنی مختلف، یه بی‌نماز نداریم.»...
اربعین بخشی از جنگ بود؛ جاده رصد می‌شد، اتحادِ عِراق و ایران داشت، انتقالِ مفاهیمِ مقاومت بود، توصیه‌شدهٔ مهمِ بی‌‌جایگزینِ روایاته، از نظرِ سیاسی مهم‌ترین تجمعِ شیعیانِ جهان محسوب می‌شه. اما این مذهبی_ولایی‌هایی(!) که تو این روزها غیرِ اربعین می‌رن کربلا با کجای دین و مذهب کلاه شرعی می‌بافن؟🧐 فکر کنم گشاد هم می‌بافن و کلاهِ گشادی سرشون می‌ره😂 شایدم می‌بافن سرِ بقیه بکشن😶‍🌫 می‌رین زیارتِ مستحب، با واجبِ خیابون چه می‌کنین فداییانِ رهبر😁؟! + این پیچِ تاریخی طاقت‌فرساست😉
از حسرتام می‌دونین چیه؟ این‌که دستم باز بود بهتون ثابت کنم بلاگرها (مذهبی و غیرمذهبی... فرهیخته و نافرهیخته... چادری و عبایی... باسواد و بی‌سواد... هررررررررر مدلی) دزدِ ایمان‌تون هستن! اون‌وقت ترک‌شون می‌کردید و هر بار وسوسه شدید یه گوشه‌نگاهی بهشون بندازید، پناه می‌بردید به قرآن! فقط یادتون باشه که ۲۸م مهر ۱۴۰۵ بهتون گفتم😎
شاید خوب‌ترین و بلاخانوم سطح توقع‌م رو بالا بردن و دیگه هیچ شاگردی سرِ ذوق‌م نمیاره و جز تیزهوشای پنج‌شنبه دل‌م نمی‌خواد چیزی برای کسی تعریف کنم... من امسال هم خودم رو ارتقا دادم. شیوهٔ کلاس‌داری و تدریس‌م مهیّج‌تر و خلاقانه‌تر شده. دلِ شاگردام رو بردم. اما بعد از خوب‌ترین و بلاخانوم و ستایش و مجنون و نهمِ دویی‌هام... هر دو نهمِ دویی‌هام... هیــــــــــــــــچ‌ شاگردی دل‌م رو نبرده... حتی تیزهوشای پنج‌شنبه!
سربه‌راه
شاید خوب‌ترین و بلاخانوم سطح توقع‌م رو بالا بردن و دیگه هیچ شاگردی سرِ ذوق‌م نمیاره و جز تیزهوشای پن
منطقی و درست‌ش اینه که دانش‌آموزها و دانشجوها، بعد از گذروندنِ سالِ پراغتشاش و جنگیِ گذشته... بعد از گذروندنِ شب‌های ناآرومی که نمی‌دونستیم صبح راهیِ کلاسِ درس می‌شیم یا نه... بعد از گذروندنِ کلاس‌های مجازی... بدون دوست و هم‌کلاسی... بدون معلم... بعد از گذروندنِ تاریخِ امتحاناتی که هی جابه‌جا شد... بعد از دیدنِ اون‌همه بچه‌مدرسه‌ای که به درجاتِ عالی تحصیل نرسیدن و شکفته‌نشده پرپر شدن... بعد از دسته‌گلای میناب و لامرد... یه خونی... یه غیرتی... یه تعصبی توی همه بجوشه که امسال باید متفاوت درس خوند... متفاوت شاگردی کرد... متفاوت قدر دونست... متفاوت قدر دونست! فردا مطمئنی بیدار می‌شی و می‌ری مدرسه؟! مطمئنی سالم از مدرسه برمی‌گردی؟! مطمئنی یهو صبح بیدار نمی‌شی ببینی بی اون‌که از دوستات خداحافظی کرده باشی، باز مجازی شد؟! مطمئنی تو این جنگ جهانیِ آخرالزمانی اینترنتی می‌مونه که مجازی هم بمونه؟! مطمئنی فردا هم نعمتِ تحصیل، رزق‌ت می‌شه؟! مطمئنی که این فرصتِ زندگی رو قدر نمی‌دونی و درس نمی‌خونی؟! مطمئنی که تلاش نمی‌کنی؟! مطمئنی که خلاقیت به خرج نمی‌دی و بهترینِ تکالیف‌ت ارائه نمی‌شه؟! مطمئنی مفید زندگی کردی و دست‌ت پره؟! مطمئنی کتاب درسی‌ت مزخرفه و معلم‌ت به‌دردنخور؟! مطمئنی نظام آموزشی خرابه و مدرسه عهدِ بوق؟! مطمئنی هوش مصنوعی همیشه به دادت می‌رسه؟! مطمئنی درسایی که می‌خونی هیچ‌جای زندگی به‌دردت نمی‌خوره؟! به این‌همه نق و منفی‌بافی و تزریق ناامیدی و اَدای احمقا رو درآوردن در ژست فهم و سواد(!) مطمئنی؟! مطمئنی واقعاً که این‌قدر سطحی و بی‌خاصیت زندگی می‌کنی دانش‌آموز/دانشجو؟!